« ریاضی و دیگر هیچ | صفحه اول | کتاب چی؟ »

9 مهر 85

ضرورت عقلانی سازی طرح اخراج کارگران خارجی

این یادداشتم امروز به عنوان سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد چاپ شده است:

این سوال که تاثیر حضور کارگران مهاجر و به طور مشخص مهاجران غیرقانونی روی اقتصاد ملی یک کشور چیست و سیاست یک کشور در قبال آن چه باید باشد از جمله سوالات مورد علاقه اقتصاددانان و سیاست مداران است. بسیاری از کشورهای اروپایی و نیز ایالات متحده آمریکا به طور جدی با این مساله مواجه هستند و احزاب سیاسی در این کشورها بسته به پایگاه اجتماعی و اقتصادی خود سیاست های متفاوتی را در قبال ورود کارگران خارجی اتخاذ می کنند.این سیاست ها تابعی از تاثیری است که حضور نیروی کار خارجی بر روی بخش های مختلف اقتصاد برجای می گذارد و لذا منافع رای دهندگان را متناسب با این اثرات دچار تحول می کند.

با وجود اهمیت مساله بررسی مطالعات و مقاله های مربوط به این موضوع نشان می دهد که هنوز نمی توان تاثیرات نیروی کار خارجی را به طور دقیق پیش بینی کرد و مطالعات مختلف تخمین های نسبتا متفاوتی از این تاثیرات ارائه کرده اند. برخی مطالعات افزایش رفاه شهروندان محلی در اثر مهاجرت نیروی کار خارجی و برخی دیگر کاهش آن را نتیجه گرفته اند. با این همه بسیاری از مطالعات نتایج مشترکی مبتنی بر اصول پایه علم اقتصاد را مورد تایید قرار می دهند که می تواند در شرایط مختلف اقتصادی مورد استناد قرار گیرد.

مهم ترین زاویه ای که می توان تاثیرات نیروی کار خارجی را بررسی کرد بحث عرضه نیروی کار در اقتصاد است. می دانیم که در فرآیند تولید نیروی کار و سرمایه مکمل یک دیگر به حساب می آیند و لذا هر قدر میزان عرضه نیروی کار بیش تر باشد بر بهره روی نهایی سرمایه افزوده خواهد شد. از این زاویه افزایش حجم نیروی کار خارجی از طریق ارتقاء بهره وری سرمایه باعث رشد درآمد آن بخش از شهروندان کشور میزبان که صاحب سرمایه های خرد و کلان هستند خواهد شد. از طرف دیگر افزایش عرضه نیروی کار باعث کاهش دست مزد ها و در نتیجه کاهش قیمت تمام شده محصولات و خدماتی می شود که نیروی کار خارجی در آن حضور دارد. مشاهدات عینی در کشورهای اروپایی حاکی از این است که بخش های مهمی از اقتصاد این کشورها مثل رستوران ها، هتل داری، ساختمان و فروش گاه های زنجیره ای عمدتا بر پایه حضور نیروی کار خارجی امکان فعالیت دارد و خروج نیروی کار خارجی باعث افزایش شدید قیمت ها در این بخش می شود. نمونه عینی این موضوع در ایران در بخش ساختمان قابل مشاهده است. حضور نیروی کار افغان در بخش ساختمان ایران که به علت های مختلف با دست مزد پایین تر و بهره وری بالاتری نسبت به نیروی کار ایرانی فعالیت می کند هزینه تمام شده محصولات این بخش را به طور مشخصی پایین آورده است. مضاف بر این که همانند کشورهای دیگر بخشی از کارهای سخت در صنعت ساختمان به طور انحصاری توسط نیروی کار مهاجر انجام می شود و در صورت خروج این نیروی کار از کشور ممکن است نیروی کار داخلی تمایلی به حضور در این نوع فعالیت ها نداشته باشد. فعالین صنعت ساختمان احتمالا دوره های کم یابی نیروی کار در این بخش را که به علت خروج ناگهانی نیروی کار ماهر افغان از کشور به دنبال برقراری آرامش در افغانستان به خاطر می آورند.

البته حضور نیروی کار خارجی همیشه با تاثیرات مثبت هم راه نیست. با توجه به این که مهاجر غیرقانونی معمولا مشاغل غیرتخصصی را اشغال می کند حضور آن ها باعث افزایش عرضه در بخش غیرماهر بازار کار می شود. افزایش عرضه دراین بخش بازار کار خود به خود به کاهش دست مزد و( یا افزایش بی کاری در صورت چسبندگی یا انعطاف ناپذیری بازار) منجر خواهد شد که این موضوع روی رفاه جویندگان کار در این بخش از بازار تاثیر منفی برجای می گذارد. اقتصاددان ها متفق القول هستند که قشری از جامعه میزبان که فاقد آموزش و مهارت هستند بزرگ ترین بازندگان حضور نیروی کار خارجی در یک کشور هستند. مخالفت های احساسی که با حضور پناهندگان افغان در ایران صورت می گیرد و گاه نیز با کمال تاسف شکل غیراخلاقی و نژادپرستانه به خود می گیرد از همین زاویه قابل درک و فهم است.

اگر به سوال اول مقاله بازگردیم می بینیم که همانند هر مساله اقتصادی دیگری دو وجه مثبت و منفی حضور نیروی کار خارجی باعث پیچیده شدن مساله سیاست گذاری می شود و نمی توان به راحتی نسبت به تحمل یا اخراج این افراد نظر داد. اولین الزامی که این پیچیدگی به سیاست گذار تحمیل می کند لزوم رجوع به پژوهش های قابل اعتماد در حوزه بازار کار برای دسته بندی شکل فعالیت های مهاجران و تاثیرات آن ها بر بخش های مختلف اقتصاد است که متاسفانه به نظر نمی رسد در ایران چندان جدی گرفته شده باشد.

واقعیت این است که نیروی کار افغان در ایران یک قشر همگن نیست و طیفی از کارگران ساده تا افراد ماهر در بخش های مختلف ساختمان و صنعت را تشکیل می دهد. حتی اگر از مساله تفاوت بهره وری صرف نظر کنیم و فرض کنیم کارگران ساده افغان به راحتی قابل جای گزینی با نیروی کار ایرانی است چنین فرضی را در مورد نیروی کار متخصص افغان به سختی می توان پذیرفت. لذا تدوین و اجرای یک سیاست یک سان برای تمامی این نیروی کار و خصوصا اجرای خشن و بدون ظرافت آن منجر به هدردادن هزینه هایی خواهد شد که کشور در این بیست و پنج ساله برای پذیرایی از مهاجرین افغان متحمل شده است. بخش ماهر این نیروی کار در این مدت سرمایه انسانی کسب کرده است که تولید مجدد آن در نیروی کار ایرانی نیازمند صرف زمان و هزینه قابل توجهی است و در دوره گذر ممکن است تاثیرات منفی قابل توجهی در یک بخش کلیدی مثل صنعت ساختمان که از پیش رانه های مهم اقتصاد ایران به شمار می آید برجای بگذارد. این تاثیرات ممکن است هم به شکل افزایش هزینه مستقیم اجرای پروژه های ساختمانی و عمرانی (که هم اکنون نیز به نسبت درآمد سرانه ایرانیان بسیار بالا است) و هم به شکل طولانی شده دوره اجرای این پروژه ها ( که نهایتا خود را در قیمت تمام شده متجلی خواهد کرد) بروز نماید. توصیه ما به مسوولین این است که تا دیر نشده نسبت به دسته بندی مشاغلی که توسط نیروی کار افغان انجام می شود اقدام نموده و سپس متناسب با عرضه و تقاضای نیروی کار داخلی در آن مشاغل و میزان تاثیرگذاری خروجی نیروی کار مهاجر آن بخش بر سایر بخش های اقتصادی سیاست های مناسب ساماندهی بازار کار را اجرا نمایند.




   نظرات

:

شما از کجا فهمیده اید کارگر ماهر افغانی هم داریم ؟ کارگر ماهر به چه کسی میگویندکسی که سواد و خواندن و نوشتن ندارد 50 پنجاه سال هم کار کند کارگر ساده است مثل تقریبا تمام کارگران افغانی لذاکارگر ماهر افغانی نداریم من تا حالا فکر می کردم پژوهش هایی که شده است که چقدر نا امنی تجاوز قتل سرقت قاچاق مواد مخدر و ... متعلق به نیروی انتظامی مطالعه علمی بوده اند نگو اینها هیچ کدام علمی نبوده اند و ما نمی دانستیم تازه فکر کنم شما یک جورهایی خوشت می آید توهین کنی اگر کسی نگران جوان معتادش است نگران امنیت ناموس پسر بچه و دختر بچه اش است نگران وضعیت اخلاقی جامعه است به قول مقاله شما جزو آن گروه فاقد آموزش و مهارت طبقه بندی می شود که مخالفت نژاد برستانه دارد عزیزم جانم اینجااتریش نیست چرا نمی فهمی سنی های کردستان وسیستان و ترکمن صحرا هر کدام 7 -8 هفت هشت تا بچه دارند افغانی ها بیش از 75 هفتاد و پنج درصدشان سنی هستند و تعداد 10-12 تا ده دوازده تا بچه دارند عزیزم اینجا ایران است نه اتریش نسل شیعه دارد منقرض می شود کنترل جمعیت در مناطق سنی نشین معنا ندارد برو کردستان برو سیستان بلوچستان برو هر جایی که سنی است به فتوای علمایشان دارند تعداد زیادی بچه تولید می کنند افغانی ها که 75 هفتاد و پنج درصدشان سنی هستند با تعداد انبوه بچه هم اضافه دارند می شوندمجلس هم تصویب کرده به بچه هایشان تابعیت ایرانی داده شوندو خود افغانی ها در ایران بمانندتو آنوقت می گویی ما فاقد مهارت و آموزش هستیم که مخالف حضور افغانی در ایران هستیم ؟ واقعا که ؟!چطور تا همین چند لحظه پیش ما اضافه نیروی کار داشتیم بهره وری نیروی کار کم بود تعداد کارگران استخدامی بیش از حد نیاز بود نیاز به کوچک سازی دولت بود می گفتید خصوصی سازی باعث کوچک شدن و بهره وری بالاتر می شود و کارگر خلاصه زیادداشتیم حالا چی شد گفتید کارگر افغانی تازه لازم است یک پشت و بام و دو هوا ؟ بالاخره کارگر استخدامی زیاد داریم و باید خصوصی سازی کردو کوچک سازی دولت یا نه؟

 

:

ما نگران وضعیت شیعیان هستیم تعداد شیعیان به نحو بسیار نگران کننده ای در حال کاهش از بخاطر مسایل کنترل جمعیت در حالی اهل سنت به فتوای علمای خود کنترل جمعیت را حرام می دانند و کمترین تعداد بچه اشان هفت هشت تا بچه است عملا شیعیان در بسیاری مناطق مرزی اقلیت شده اند امنیت ملی با این وضعیت در خطر قرار گرفته است

 

venus :

سلام
من قبلا وبلاگ شما رو از طریق مریم خوندم . مریم همسر شماست؟ درسته؟ . من و مریم زمانی در فرزانگان هم کلاسی بودیم . من وین نیستم فیلاخ هستم . از طرف من به مریم هم سلام برسونید .
موفق و سر بلند باشید!!!

 

مهرداد :

آقا/خانم بی‌نام
حرف‌های شما شرم‌آور است. حرف‌های شما مصداق کامل نژادپرستی است.
هم‌فکران شما در کشورهای اروپایی همین نسبت‌ها را به مسلمانان مهاجر به اروپا می‌دهند. مثلآ می‌گویند مسلمانان زاد و ولد بی‌حد دارند و ترکیب جمعیتی اروپا را به هم‌می‌زنند. هم‌فکران شما در آلمان خانه‌ی مهاجران مسلمان را به آتش کشیده‌اند و حتی ساکنانش را زنده زنده در آتش سوزانده‌اند.
حرف‌های شما مصداق کامل مخالفت با آموزه‌های پیامبر اسلام و امام اول شیعیانی است که تو نگران کم شده‌اند جمعیت‌شان هستی.

برای خودم، شما و ایران متاسفم که چنین هم‌وطنانی دارم.

 

محمد :

درسته كه پديده نيروي كار خارجي حركت عامل كار از يك اقتصاد با سرانه درآمد پايين مثل افغانستان به ايرانه اما نكته اي كه هست به نظر من الان اين نيروي كار افغان رو نميشه بهشون اينطوري نگاه كرد چون اينها عموما وارد بخشي از بازار كار ميشند كه عمدتا عرضه نيروي كار ايراني دچار كمبود به همين خاطر به راحتي جذب ميشند. پس مي بينيم كه هيچ جايگزيني صورت نگرفته. تجربه كشور به خصوص در بخش كشاورزي در چند سال اخير نشون داده كه نتيجه عدم تمايل نيروي كار ايراني به كارهاي سخت در بخش كشاورزي و كاهش نيروي كار در اين بخش به صورت عرضه و تقاضا عمل نكرده و نيروي كار ايراني به مرور از كشاورزي فاصله گرفته نتيجه اين كه صنعت كشاورزي رو به افول گذاشته و دول مجبور شده كه واردات محصولات كشاورزي رو افزايش بده. پس سيستم نيروي كار ايراني و خارجي در اغلب موارد تابع سياست عرضه و تقاضايي نيست. كشور ما با اين پديده خواه ناخواه روبرو هست پس ميتونه جريان نيروي كار رو به سمت مشاغل اين تيپي كه تمايل نيروي كار بالا نيست و از طرفي هم قيمت نيروي كار بيش از يك حدي قابل افزايش نيست سوق بده و در مقاطعي كه چنين نيازي رو احساس ميكنه به صورت كنترل شده اي حتي نيروي كار خارجي رو جذب كنه و توي اين بخشها به كار بگيره. مثل ژاپن در دههاي گذشته. البته اين كار بايد كاملا مقطعي باشه چون تبعات فرهنگي اين نقل و انتقال هم كم نيست پس بايد از اين استراتژي به عنوان يك استراتژي مقطعي استفاده كرد. در ضمن به موازات قدرت مديريت و تخصصهاي كاري نيروي كار ايراني هم به موازات بايد افزايش بده تا بتوانند كار لازم رو از اين نيروها بكشند.

 

حسام :

آقای قدوسی!خیلی خوشحال می شم که نظرتون رو درباره این مقاله ام بدونم:
http://aboozaran.com/persian/?p=410#more-410

 

متتی :

خواستم کامنتی برای این مطلب بنویسم. نوشته بیش از یک کامنت کش آمد و دیدم به عنوان یک پست منتشر شود بهتر است. این نوشته را می توانید از اینجا بخوانید:
http://mattati.blogspot.com/2006/10/blog-post_04.html

 

محمدعلی :

البته این یک مسئله کوچک نیست که بتوان درچند دقیقه نتیچه گیری کرد و نظر داد. اول از همه دوست همزبانی که گفته اند افغان کارگر ماهر ندارند و کارگر ماهر کسی هست که سواد خواندن و نوشتن داشته باشد عرض کنم که برخلاف هیاهو و تبلیغات کثیف که برضد افغان ها می شود افغان ها مدیریت نمی کنند که بااینکه افغان های هستند که بالاتر از مدیر(ارباب یا ناظر و صاحب کار) خود می فهمند و درکار خود تبحر دارند، این مشکل و اشتباه شما هست که افغان ها ره نتوانستید بشناسید و فقط به عنوان کارگران ساده و بی سواد می شناسید چرا که کشور برادر و میهمان نواز ما ، کشور که با افتخار می گوید پیغمبر خدا که عرب بود و از قریش و بنی هاشم بلال سیاه را موذن قرار داد و سلمان ایرانی عجم را از بهترین یارانش حساب می کرد و .. و حتی اگر بگویی دولت اسلامی و حکومت ملاها را قبول ندارم بارها میگویی که ایرانی مهمان نواز و ایرانی خونگرم و ... هیچ گاه اجازه نداده افغان ها جز کارهای شاقه که کمتر ایرانی تن به این کارها میدهند را انجام دهند. درکشور ام القراء اسلامی (به گفته بعضی ایرانی ها) دکتر متخصص جراحی قلب افغانستان از بدی روزگار درخیابان شما کانال گاز کنده است. و... درمورد قاچاق و اعتیاد عرض کنم که درایران سابقه منقل و وافور از خیلی گذشته بوده است درگذشته تنها خان ها و کدخداها و شاهان می توانستند پای منقل و وافور بنشینند ولی حالا این افتخار نصیب تعداد زیادی شده اند. مشکل از جای دیگری است.

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007