« مدیریت مالی و حساب داری | صفحه اول | اقتصاد در اروپا »

14 مهر 85

بلاگفا و مدیریت رشد

بلاگفا شده است نمونه عینی چیزی که در مدیریت رشد و دینامیک سیستم ها درس می دادم. وقتی یک سرویس دهنده (شرکت، منطقه جغرافیایی، متخصص، شهر، ...) کیفتی برتر از بقیه رقبا ارائه می کند سیل تقاضا به سمت آن سرازیر می شود. این تقاضا زمانی کم خواهد شد که به علت تراکم بیش از حد بار کیفیت سرویس افت کرده باشد. نکته در این جا است که این پدیده معمولا خیلی دیرتر از زمان لازم اتفاق می افتد یعنی زمانی که حجم بار روی سرویس دهنده از ظرفیت استاندارد آن فراتر رفته باشد و علامت آن در قالب افت کیفیت به مصرف کنندگان برسد. تازه در این شرایط هم مردم به راحتی ذهنیتشان را عوض نمی کنند و لذا اولین سیگنال های افت کیفیت را خیلی جدی نمی گیرند. در نتیجه حجم بار هم چنان بالا می رود تا جایی که به نقطه بحرانی برسد. مدت ها است که سراغ هر وبلاگی که روی بلاگفا است می روم به احتمال زیاد یک پیام خطا دریافت می کنم. این روزها که وضع بدتر هم شده است و تقریبا به نقطه بحرانی رسیده است. کسب اعتبار و مشتری در کسب و کار بسیار مشکل است ولی از دست دادن آن بسیار راحت. بلاگفا احتمالا بخشی از کاربران مهم و پرمراجعه خودش را در این ماجرا از دست خواهد داد.

پ.ن : فهرست لینک های کناری خیلی شلوغ شده بود. وبلاگ هایی که می دانم دیگر بروز نمی شوند و وبلاگ هایی که به هیچ کس لینک نمی دهند را حذف کردم. لطفا اگر اشتباه حذف کرده ام خبر بدهید و تعارف هم نکنید. آشنایی من و پیام یزدان جوی عزیز سر ماجرایی شبیه به این شروع شد.



   نظرات

man(roozmare) :

salam, man az bishtare post haaye takhasosiye shoma chandan sar dar nemiyaram, ama in post ke ba yek mesaale eyni hamrah bud kheili jaleb bud. az yek hamchin post haaii eshteghbal mishavaaaaaaaaaaad :D

 

اهري :

سلام واقعن خوب گفتين . بنده كه بلاگفايي ام فكرايي به كله ام زده كه از آنجا نقل مكان كنم . مطلبي هم در همين رابطه نوشتم و دريغ از جواب . سرفراز و موفق باشين

 

محمد :

اين مشكل به عد پيش بيني صحيح از رشد تقاضاي بازار بر ميگرده و اين ضعف بيشتر واحدهاي تحقيقات بازاره. اين جور سرويس دهنده ها بيشتر تمركزشون رو روي مسايل فني ميزارند لذا هميشه رشد متاخر نسبت به تقاضا دارند لذا در صورت وجود سرويس دهنده ديگر در بازار يه سهمي از بازار رو از دست ميدند. نمي دونم تا حالا فكر كرديد كه چرا گوگل همچين مشكلي نداشته چون حتي مايكروسافت هم با سايتش يه موقعي اين مشكل رو داشت.

 

parviz :

این مشکل در کنار اخبار مربوط به فروش و اینها خیلی تاثیر بدی بر برند بلاگفا خواهد داشت . . نکند می خواهد اول سوراه سوراخ کند بعد تحویل خریدارن بدهد؟
ضمنا بر تنبلی فائق آمدم و لینک شما را نصب کردم در جعبه آچارفرانسه

 

:

بامزه است: اینکه شما به کسی لینک بدهید قاعدتاً باید صرفاً مربوط باشد به اینکه مطالبش را دوست دارید یا نه، نه اینکه به کسی لینک بدهد یا نه. لینک دادن به کسی لطف مستقیم به او نیست، اطلاع رسانی به دیگران است.

 

قاصدک* :

در مورد من یعنی لینک من اشتباهی صورت نگرفته است.
کاملآ درست حذف شده است.

 

:

جالبه پس شما هم در کار تبادل لینکید

حامد: نمی دونم چطوری به این نتیجه رسیدید. گفتم کسانی که به هیچ کس لینک نمی دهند نگفتم کسانی که به من لینک نمی دهند. به نظرم کسی که به هیچ کس لینک نمی دهد بیش از حد خودمحورانه رفتار می کند.

 

http://neveshtehayeman.blogfa.com/post-178.aspx :

http://neveshtehayeman.blogfa.com/post-178.aspx

لزوم بازنگري قانون بانكداري بدون ربا درگفت وگو با محقق حوزه واقتصاد

هنوز الگو نداریم

"سیدعباس موسویان" یکی از روحانیونی است که هم اقتصاد خوانده وهم در حوزه علمیه قم تلمذ کرده است.او این روزها درحال رفت وآمد مداوم میان حوزه و محافل اقتصادی است تا مدیران ومحققان را به تجدید نظر وبازنگری قانون بانکداری بدون ربا،تشویق کند.

"موسویان " ساکن قم است وروزهای چهارشنبه به تهران می آید تا درجلسه های مهم معاونت اقتصادی وزارت اموراقتصادی شرکت کند.احتمالا یکی ازمهم ترین بحث های دردستور کاراین معاونت،تحقیق درمورد اقتصاد اسلامی است.شاید به همین دلیل است که "سید عباس موسویان" ازما می خواهد برای انجام گفت وگو به معاونت اقتصادی وزارت اموراقتصادی ودارایی،در میدان احتشامیه برویم.

"سيد عباس موسويان" دکتر اي فقه اقتصادي دارد ودرحال حاضر به عنوان مدير گروه اقتصاد پژوهشگاه فرهنگ وانديشه اسلامي فعالیت می کند.او اهل تبريز است وتحصیلات حوزوی اش را درحوزه علميه قم به پایان رسانده ودرعین حال در دانشگاه شهید بهشتي تهران، مدرک کارشناسی و دردانشگاه مفيد، مدرک کارشناسی ارشد گرفته است."موسویان"همچنین درحوزه علمیه قم فقه اقتصادي خوانده است.

او 46 سال دارد وساکن قم است.ازاین محقق حوزه واقتصاد، آثاری در مورد بانکداري اسلامي وابزارهای مدرن مالی خوانده ایم.درعین حال او درحال نگارش کتابی است درزمینه بازار سرمايه اسلامي که به بررسي ابزارهاي معاملاتي از ديدگاه فقهي مي پردازد."سید عباس موسویان" درمجله اقتصاد اسلامي هم مقاله های زیادی منتشر کرده است.

-------

*چيزي حدود بيست و چهار سال از اجراي قانون بانكداري بدون ربا مي‌گذرد اما به نظر مي‌رسد، اين قانون هنوز مورد نقد و بررسي جدي قرار نگرفته، شما که صاحب نظر امور ديني و اقتصادي هستيد چه نظري در مورد اجراي اين قانون ونقاط مثبت و منفي آن داريد؟

بهتراست اول مقدمه‌اي درباره فلسفه بانكداري اسلامي و بدون ربا داشته باشيم، بعد بپردازيم به نقد و بررسي قانون.

حتما.هرطور فکر می کنید بهتراست.

تاریخ اقتصاد کشورهای اسلامی را که مرور می کنیم، می بینیم حدود صدو پنجاه سال پيش، اين صنعت وارد اقتصاد كشورهاي اسلامي شد و محل بحث و گفت‌وگو قرار گرفت. علما و دانشمندان اسلامي ديدند كه بانك به عنوان يك بنگاه واسطه، نقش بسيار مهمي در اقتصاد دارد و از چند جهت باعث شكوفايي آن مي‌شود

http://neveshtehayeman.blogfa.com/post-178.aspx

 

:

خب شاید هم کسی که به دیگران لینک نمی دهد می خواهد بگوید جزیره تک افتاده ای است که پروای هیچ کسش نیست. آیا شما از خود محوری او ناراضی هستید یا از اينکه کسی مانند «شما» نمی اندیشد و رفتار می کند؟ ایا شما نمی خواهید رفتار خاصی را به دیگران تحمیل بکنید؟ هنوز هستند لینکهایی در بلاگ شما که آنها را حذف نکرده ايد و آنها به کسی هم لینک نمی دهند؟ کمی نگاه کنید متوجه می شوید.

حامد : نمی دانم چطور رفتار خاصی را به او تحمیل می کنم؟ من چیزی از حقوق او را ضایع نمی کنم بل که همان کاری را می کنم که او در قبال دیگران می کند.

 

نوید :

بابا system Dyanamics !

 

:

تحمیل همین است که شما از اينکه او «مثل» شما و «ديگران» نیست «ناراحت» هستید و با اينکه او قبلا هم به کسی لینک نداده است، شما و ديگران به او لینک داده ايد. اما حالا می بینید که اين کار شما سبب نشده است که او هم مثل «شما» يا «ما» شود. بنابراین، حالا، او را که اصلا عضو جماعت شما نبوده است می خواهید از جماعت خود برانید تا «آدم» شود. یا «رسوا» شود. اين یعنی در «فشار» گذاشتن افراد «ناهمرنگ» برای «همرنگی» زیر لوای اخلاق. در حالی که اصلا می توان پرسید که به چه کسی مربوط است که چه کسی چگونه رفتار می کند؟

حامد: من حداکثر کاری که می کنم این است که لینکی که به او داده بودم را پس می گیرم. فکر نکنم این فشار باشد چون وضع او را از حالت اولیه ای که بود بدتر نکرده ام. اگر مثلا می گفتم اگر لینک به بقیه ندهی وبلاگت را هک می کنم این یک فشار بود ولی قطع لینک را نمی فهمم.

 

reza :

this issue of "LINK_BAZI" seems really annoying to me as well
Iranian weblogs' links are uninformative, because the webloger do not think of giving link as providing information and endorsing the content of the link, but look at it as a "trade", which is immature

 

:

سلام. چگونه است که به ایرادهای ضعیفتر جواب می دهید؟ دوباره: اینکه شما به کسی لینک بدهید قاعدتاً باید صرفاً مربوط باشد به اینکه مطالبش را دوست دارید یا نه، نه اینکه او به کسی لینک می دهد یا نه. لینک دادن به کسی لطف مستقیم به او نیست، اطلاع رسانی به دیگران است.

حامد:سلام. اولا معذرت می خواهم بابت جواب ندادن در بار اول. ثانیا من هیچ وقت از زاویه ای که شما گفته بودید به موضوع نگاه نکرده بودم. نظر اول من این بود که لینک دادن به دیگران یک جور مشارکت در تولید کالای عمومی برای کل وبلاگستان است که هم به نویسندگان و هم به خوانندگان کمک می کند که هم دیگر را پیدا کنند. کسی که در تولید این کالای عمومی مشارکت نمی کند نوعی سواری مجانی free riding دریافت می کند.

با زاویه دید شما منفعت نویسنده وبلاگ از این مبادله حذف می شود ولی برای من هم چنان این منفعت هم وسط کار هست. آن را چگونه توجیه می کنید؟

 

:

ممنون که جواب دادید. (من همان‌ام که دوباره پرسیدم.)

فرض کنید بخواهیم در این حیطه با این تصویر "تولید کالا" و "منفعت" کار کنیم. نمی فهمم که چرا کسی که به قول شما "مشارکت نمی‌کند" دارد سواری مجانی می‌گیرد: مثلاً فرض کنید ابراهیم گلستان وبلاگی بنویسد که روزی 100 نفر بخوانندش و به احدی هم لینک ندهد و—دقت کنید—برایش هم مهم نباشد که کسی بخواندش یا نه. مجانی بودن یا نبودن‌اش به کنار؛ آیا اگر به او لینک بدهید او دارد از شما سواری می‌گیرد؟ اگر سوارشونده‌ای در بین باشد احتمالاً شمایید: دارید برای خودتان پرستیژ دست‌وپا می‌کنید با نشان دادن اینکه گلستان می‌خوانید.

اصلاً فرض کنید دارد سواری مجانی می‌گیرد. کار بدی می‌کند؟ آیا با لینک ندادن می‌خواهید تنبیه‌اش کنید؟

پاراگراف آخرتان را نفهمیدم.

حامد:
منطق من برای سواری مجانی این است:
در وبلاگستان دو نوع تولید صورت می گیرد یکی تولید محتوی و دیگری معرفی اطلاعات به دیگری از طریق لینک دادن. هر دو برای تولیدکنندگان زحمت دارند. مطلوبیت افراد هم از دو نوع مصرف ناشی می شود یکی خواندن مطالب دیگران و دیگری مورد توجه دیگران قرار گرفتن. ممکن است شما بگویید کسی از موضوع دوم هیچ مطلوبیتی کسب نمی کند. من این را قبول نمی کنم چون اگر این طور بود در دفتر خاطراتش می نوشت و نه در وبلاگش. بنابراین فرض می کنم که وقتی در وبلاگش می نویسد از بیش تر شدن خوانندگانش لذت می برد و دیگران با لینک دادن به او لذت او را افزایش می دهند. اگر کسی به هیچ کس لینک ندهد در بخش معرفی بازی شرکت نکرده است و فقط از معرفی شدن توسط دیگران بهره مند شده است. او البته مختار است این رفتار را داشته باشد ولی من هم به عنوان یکی از بازی گران پیش نهاد می کنم کسانی که برای بازی نوع دوم (لینک دادن) سرمایه گذاری نمی کنند وارد بازی نشوند و خودم هم از طریق لینک ندادن این تصمیم را اعمال می کنم.

 

:

بسیار خوب. ظاهراً موضع های ما به حد مقدور روشن است--فرض می کنم که حرف های همدیگر را با دقت خوانده ایم.

 

:

به نظرم راحتتری قبول کنی که پرت و پلا گفته ای. لینک دادن اگر هم زحمت داشته زحمتش را قبلا کشیده ای و حالا برداشتن لینک بوده که زحمت داشته!

 

هادی نیلی :

مومن! به ما که اصلا از اولش هم لینک ندادی که حالا بخواهی اشتباهی حذفش کرده باشی...

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007