انتخابات شوراها، آزمون برنامهگرایی و واقعگرایی احزاب
این یادداشتم امروز در دنیای اقتصاد چاپ شده است.
در اقتصاد سیاسی رقابت احزاب در انتخابات معنای کاملا مشخصی دارد. احزاب متناسب با جهتگیریهای خود و پایگاه اجتماعیشان بهطور مشخص به مردم ميگویند که ميخواهند منابع مالی برای اداره کشور را از چه راهی تامین کنند و این منابع را صرف چه اموری نمایند. به این ترتیب مردم از یک طرف ميدانند که با سرکار آمدن یک حزب مشخص باید متحمل چه نوع مالیاتها و هزینههایی شوند و از سوی دیگر انتظار دریافت چه سطحی از خدمات دولتی (آموزش، بهداشت، دفاع، بیمه بیکاری، برنامههای حفظ محیط زیست و غیره) را داشته باشند. وقتی موضوع اینچنین شفاف باشد احزاب نیز ناچار باید اهداف و برنامههای مشخصی را در انتخابات اعلام نمایند. سنت معهود در عرصه رقابت انتخاباتی در ایران معمولا به شیوهای متفاوت از سیاق رایج در دنیا برقرار بوده است. با توجه به متکی بودن بودجه دولتی به منابع ناشی از درآمد نفتی و پایین بودن سهم درآمدهای مالیاتی در کل ورودیهای مالی دولت، احزاب معمولا بیش از این که «هزینههای» انتخاب شدن خود را برای مردم روشن کنند، آرمانها و اهداف دور و دراز را به مردم وعده ميدهند
در نتیجه با توجه به این واقعیت که آرمانها معمولا برای بیش تر مردم یکسان است، شعارهای انتخاباتی احزاب در ایران تفاوت چندانی با یکدیگر نداشته و همگی محورهای نسبتا مشترکی همچون اشتغال، مهار تورم، بهبود آموزش، مبارزه با فساد، کاهش بوروکراسی و رعایت حقوق شهروندان را در بر ميگیرد. چنین رویکردی به جریان انتخابات به ناچار انتخاب بین احزاب را از انتخاب بین جهتگیریها و سیاستهای مبتنی بر هزینه و فایده به انتخاب مبتنی بر علایق قومی، محلی یا اشتراکات سیاسی تقلیل ميدهد. طبیعی است که در نبود سیاستهای روشن انتخاباتی ارزیابی عملکرد احزاب نیز با دشواری مواجه خواهد بود.
نبود چنین الزامي برای ارائه برنامه مشخص نه تنها احزاب را به سمت ارائه برنامههای کلی و نشاندن اهداف به جای برنامهها سوق ميدهد، بلکه حتی گاه فضا را برای ارائه شعارهایی مهیا ميکند که در ذات خود متناقض است. فیالمثل در انتخابات قبلی شوراها یکی از احزاب سیاسی شعار خود را تبدیل کردن تهران به شهری زیبا و ارزان قرار داده بود. اقتصاددانان و متخصصان مسائل شهری ميدانند که انتخاب بین زیبایی و ارزانی، یک انتخاب کلیدی در برنامهریزی منطقهای است و در عمل به سختی بتوان این دو متغیر را به طور همزمان بیشینه کرد. اگر شهری ارزان باشد جمعیت به سمت آن هجوم ميآورد و دیگر زیبایی باقی نميماند. به این ترتیب شعار این حزب تنها ميتوانست یک جمله زیبا و به یادماندنی برای ناظران و شهروندان باشد و نه یک برنامه عمل برای اداره شهر. البته این حزب در غیرواقعی بودن شعارهایش تنها نبود.
به خاطر ميآورم که در آستانه انتخابات شوراها جلسهای در دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه شریف تشکیل شد و از مجموعهای از احزاب با گرایشهای مختلف چپ و راست دعوت شد تا در یک گفتوگوی انتقادی به بیان برنامههای خود بپردازند.
به علت فضای انتخاباتی آن زمان نتایج این جلسه بازتاب چندانی در جامعه نیافت ولی کسانی که شاهد این گفتوگوها بودند به خاطر ميآورند که چگونه یکی از احزاب از برنامه خود برای توسعه سریع مترو تهران سخن ميگفت و هیچ ایدهای در مورد این که بودجه لازم برای این طرح تقریبا چقدر است و چند برابر بودجه فعلی شهرداری خواهد بود، نداشت.
حزب دیگری از لزوم آباد کردن جنوب تهران سخن ميگفت و در پاسخ به این سوال که در این صورت با سیل مهاجرت جدید به تهران چه ميکند، بیان داشت که فرض ما این است که دولت هم وظایف خود را به خوبی انجام ميدهد و شهرهای دیگر هم آباد خواهند شد! حزب دیگری از لزوم سالمسازی شهرداری سخن ميگفت ولی هیچ برنامهای برای این که سالم سازی به چه معنی است و چگونه ميتوان آن را پیاده کرد ارائه نميداد و نهایتا حزب آخر علاقهمند بود که پس از ورود به شهرداری پروژهای با حضور متخصصان اجرا کرده و برنامههای خود را در آن زمان تدوین کند. نتیجه تلخی که از این جلسه به دست آمد این بود که عمده احزاب کشور تصور درستی از ماهیت نهادی که برای اداره آن با هم رقابت ميکردند، نداشتند.
اکنون چهار سال از آن زمان گذشته است، کشور دچار تحولات سیاسی گستردهای شده است و احزاب تجربه بیشتری به دست آوردهاند.
انتخابات پیش رو هم انتخاب شوراها است و خصوصیات مهم آن این است که شورا باید در درجه اول به بحث تامین منابع و محل مصرف آنها در سطح شهر (بودجه شهرداری) بپردازد. اگر در بحث انتخابات مجلس و ریاست جمهوری ساختار مالی دولت بر نحوه تبلیغات احزاب سایه افکنده و آنها را از شیوههای رایج در دنیا دور ميکند، انتخابات شوراها اتفاقا به ساختار جهانی نزدیک است و مدلی عینی از بحث رابطه مالیات، خدمت بین دولت محلی و شهروندان را تصویر ميکند.
بنابراین احزاب برای عدم ارائه برنامههای مشخص بهانهای نخواهند داشت و ميتوان از آنها خواست که این برنامهها را به صورت کاملا شفاف ارائه نمایند. از طرف دیگر مطبوعات، روشنفکران و متخصصان نیز باید فضا را به سمت نقد کردن اهداف کلی، ناسازگار یا غیر عملی هدایت کنند و احزاب را به این سمت سوق دهند که «حرفهای مشخص» خودشان را که در چارچوب روابط شناخته شده مالیه بخش عمومي ميگنجد و معنی دار است، ارائه نمایند. چنین فرآیندی به عمیقتر و واقعیتر شدن تاثیر انتخابات در ایران کمک شایانی خواهد کرد.

نظرات
ثاقب فرد :
سلام حامد جان.
تا زمانی که رابطه مالی دولت و ملت بر پایه مالیات نباشد هر حرکت اصلاحی محکوم به شکست است. هر چند که در پایان نامه ام ثابت کردم دولت رانتیه جهت گیری مالیاتی ندارد. اما این را هم ثابت کردم که نظام مالیاتی صحیح مهم ترین رکن مبارزه با یک دولت رانتیه است.از نوشته خوبت سپاسگزارم.
ثاقب فرد - October 7, 2006 10:21 AM
عمو اروند :
نوشتهئی جالب و در خور تعمق است. ولی تا زمانیکه اقتصاد کشور به در آمد نفت وابسته است و آن در آمد هم در انحصار گروههای خاصی است، هیچ حزبی نمیتواند بدون وابستهگی به آن گروه قدرتمند کاری از پیش ببرد. مگر احمدینژاد قول آوردن درآمد ناشی از نفت را به سفرهی مردم نداد؟ سفرهی مردم حال فقط بوی نفت گرفته است.
عمو اروند - October 7, 2006 11:44 AM
farhad :
سلام حامد
نوشتههایت را کمتر میشود آنلاین خوند باید شمرده شمرده و با تأمل خواند یعنی آفلاین...بعداً میخونم!
حالا که قصد خانهتکانی در لینکستان وبلاگ کردهای اگر نام وبلاگ مرا که وبلاگگردی است و وبگردی ذکرشده (که نام سایت دیگری است) تصحیحکنی خیلی ممنون میشم.
farhad - October 7, 2006 03:04 PM
سهيل :
اين راهنمايي براي ورود به اقتصاد جي شد؟
حامد: والله این سوال را من نمی تونم جواب بدم از دفتر دانشکده و بچه هایی که الان دانش جو هستند بپرسید. من در ایران کنکور ارشد اقتصاد نداده ام و با منابع و درس ها آشنا نیستم.
سهيل - October 7, 2006 04:22 PM
حق پرست :
سلام
بالاخره در يكجا به ديد سيستمي اعتنا كردي منظورم اين جمله است:حزب دیگری از لزوم آباد کردن جنوب تهران سخن ميگفت و در پاسخ به این سوال که در این صورت با سیل مهاجرت جدید به تهران چه ميکند...
ولي آيا براستي آباد كردن جنوب تهران موجب مهاجرت خواهد شد؟ مهاجرت تابعي است از متغيرهاي فراوان ولي گمان نمي كنم آبادي يا خرابي جنوب تهران چندان متغير موثري باشد.
حق پرست - October 8, 2006 06:13 AM
mehdi :
این لینک را حتما ببینید:
http://ires.ir/CoverStory/CoverStoryF/Item.asp?ID=56
mehdi - October 8, 2006 07:51 AM
hadi :
سلام.
نوشته خيلي خوبي بود و تحليل خوبي از عدم كارايي احزاب در ايران ارائه كردي. در ضمن از دقت نظرت نسبت به تفاوت ساختار مالي شهرداري از ساير نهادهاي دولتي خوشم اومد. چونكه شهرداري خرج هزينه هاش رو خودش بايد تامين كنه و منفك از بودجه دولت است. به همين خاطر نسبت به ساير نهادهاي دولتي كشور، به نهادهاي دموكراتيك نزديك است.
hadi - October 9, 2006 12:13 PM