عدم تعادل در جوامع چند هم سری
دارم روی بحث چند هم سری و مدل کردن اقتصادی آن کار می کنم. روزی هم که در مجله زنان صحبت داشتم خلاصه ای از یکی از مقاله های خواندنی این حوزه را ارائه کردم و این سوال همان جا هم برای من و بقیه مطرح شد که در جوامعی که چند هم سری رایج است عدم تعادل بین تعداد زنان و مردان چگونه حل می شود؟ در برخی کشورهای آفریقای سیاه چند هم سری کاملا معمول است و این یعنی این که به ازای هر مرد بیش از یک زن در خانواده وجود دارد (مثلا دو یا سه). شبیه به این در جوامع عشایری ایران و نیز در کردستان نیز معمول بوده و شاید الان هم باشد. در این صورت باید عده قابل توجهی از مردان بدون هم سر باقی بمانند که کمی عجیب است. یک ایده این است که رشد جمعیت تا حدی مشکل را تخفیف می دهد چون در بخش های پایین تر هرم سنی زنان بیش تری در دست رس هستند و به علت فاصله سنی بین زن و مرد این موضوع تا حدی تعادل ایجاد می کند ولی باز هم به نظر می رسد این جواب دقیقی برای موضوع نیست. برای این که پدیده چند هم سری از قدیم رایج بوده و رشد جمعیت در آن زمان خیلی کم بوده است. حدس دیگر این است که احتمالا مردان بیش از زنان در معرض کشته شدن در جنگ و تصادف و غیره هستند. این حدس هم با این فرض که زنان در این نوع کشورها با مرگ در زمان زایمان مواجه می شوند ضعیف می شود. خلاصه من هنوز جوابی برای موضوع ندارم. شما دارید؟

نظرات
مانی :
سلام. تا سروکله پلیس های دامن پوش پیدا نشده عبارتبندی این جمله را عوض کن: «زنان بیش تری در دست رس هستند».
مانی - October 10, 2006 02:52 PM
Narges :
ehtemalan zanha zane daem nistand; micharkhand beine mardha! in chi? farz kon ke ye zane sabet va zanane dar hale taviz daran (tooie ghadime eslam fek konam zana shoharashuno hei avaz mikardan!)zemnan lozoom nadare ke hame chand ta zan dashte bashan , farhang oone amma momkene motevaset ye zan bashe,,yani ye eddei zan nadashte bashan! zemnan "hamsar"o joda neveshtan khundanesho saght mikone
Narges - October 10, 2006 03:07 PM
پینوکیو :
چرا باید تعادل برقرار باشد؟ در یک جامعه چند همسری تمام مردان نمیتوانند چند همسر داشته باشند. تنها یک عده مرد هستند که به خاطر موقعت اجتماعی و ثروتشان میتوانند چند همسر اختیار کنند. در سوی دیگر جامعه هم کسانی هستند که به علت ناتوانی و ناداری از داشتن یک همسر باز میمانند. این مردها به احتمال زیاد به عنوان یک خاجه باید خدمت یکی از این بزرگان را بکنند یا در جنگی کشته شوند. باقی جامعه هم در بین این دو حد هستند.
پینوکیو - October 10, 2006 03:37 PM
روزبه :
حامد
پس حتما اینجا رو یه نگاه بنداز
http://econchat.wordpress.com/2006/06/05/michele-tertilt
روزبه - October 10, 2006 03:51 PM
Arash :
من ندارم.
Arash - October 10, 2006 04:28 PM
مرد چند همسره :
جواب خیلی ساد ه است جان برادر یک قالب صابون و کف دست برای مردانی که زن گیرشان نمی اد ( جماعتی هم به فعل شیرین لواط گرایش پیدا می کنند)
مرد چند همسره - October 10, 2006 05:09 PM
مهدي :
ُسلام حامد عزيز!
آين موضوع را با Shaply Value (در چارچوب نظريه بازيها) هم ميتوان بهخوبي توضيح داد. همينطور بحث نصفبودن ارث زنان و ...
مهدي - October 10, 2006 06:55 PM
پرستو :
به چيزهايی که نوشتی، «مهاجرت برای کار» را هم اضافه کن. اين مورد رو در تاجيکستان ديدم. مردها هر کدوم بيش از يک زن داشتند و خودشون می رفتند روسیه برای پیدا کردنِ کار.
پرستو - October 10, 2006 07:26 PM
محسن مؤمنی :
حامد عزیز!
اگر دوست دارید کلمات را جدا بنویسید (که به نظر من خیلی هم ایدهی خوبی است برای این نوع کلمات) لطفاً از نیمفاصله استفاده کنید، تا خواندن متن مشکل نشود، هر جملهای در این حالت باید دو سه بار خوانده شود.
در مورد حل این مسئله هم فکر میکنم ما بسیاری از پیشفرضهای مسئله را در اختیار نداریم. مثلاً آمار دقیقی حتا از نسبت زنان به مردان در جوامع قدیمی وجود ندارد. اما به هر شکل قطعاً وضعیت در مجموع به گونهای بوده که شرایط را برای عرفی شدن چندهمسری در این جوامع فراهم مینموده است و گر نه این جوامع به راحتی اجازهی شکلگیری را به آن نمیدادند.
حامد: محسن جان سلام و ممنون. راستش خودم هم دوست ندارم این طور باشه ولی متاسفانه ادیتور من نیم فاصله ایجاد نمی کنه یا حداقل من بلد نیستم چه کار کنم. راهنمایی داری؟
محسن مؤمنی - October 10, 2006 07:50 PM
شهریار :
چند همسری در میان بسیاری از پستانداران رواج دارد زمینه آن هم خیلی ساده است. رقابت برای تکثیر بیشتر ژن خود. توجه کنید که این مسئله هم از ناحیه موجود مذکر اعمال می شود و هم مونث ولی چون در پستانداران موجود مونث مجبور به طی دوره بارداری است که در طی آن از تکثیر ژن خود محروم می شود ( تا درجه ای مراقبت از فرزندان هم همین نتیجه را دارد) بنابر این چند همسری عملی طبیعتا در موجود مذکر رخ می دهد.
اصل جمعیتی هم بر ثابت بودن نسبی تعداد مذکرها و مونث هاست اما مذکرهایی که در فرایند امکان جفتیابی پیدا نمی کنند از دور رقابت حذف می شوند.
شخصا فکر می کنم که پدیده چند همسری که در تاریخ گزارش شده چون تاریخ بیشتر به آدمهای شاخص می پردازد و این آدمها بیشتر بر چند همسری توانمند بوده اند بنابر این در گزارش تاریخی این عدد کمی بیش از حد نرم آن است. در ضمن کسانی که از دور رقابت همسریابی حذف می شدند هم احتمالا کمتر در تاریخ ذکر شده اند.
همچنین حتی در حال حاضر هم هرم جمعیت/سن مذکر به علت انجام رفتارهای پر خطرتر با هرم مونث آن متفاوت است . و مذکرها در تعداد بیشتری تلف می شوند. حدس می زنم که در گذشته این تفاوت هرم ها خیلی بیشتر بوده (مثل جنگ ، کار خشن و غیره)
بهره بردن از سطوح پایین هرم جمعیت/سن ، یعنی ازدواج با همسران (زنان) کم سنتر می تواند به این معادله کمک کند ولی فراموش نکنید که این شیب بالای رشد جمعیت بیشتر مربوط به چند سده اخیر می شود و شاید در زمانهای گذشته این مکانیزم هم خیلی کارساز نبوده
در زمینه عرف هم توجه کنید که با توجه به ریشه های بیولوژیک و تکاملی مسئله ، احتمالا عرف رایج قدیم چند همسری را حتی اعتبار بیشتری می داده و بعدها به تدریج با ظهور رفتارهای مدرن که در آن
1)انرژی معطوف به انتقال ژن تا قسمتی تبدیل به انرژی انتقال میم Mem و یا انتقال تفکرات خودآگاه شده (داشتن فرزندان زیاد دیگر یک ارزش اجتماعی نیست ولی معروف بودن یک ارزش است)
2)همچنین قویتر شدن تصویر انسان بدون جنسیت (شهروند) در فضای اجتماعی
3)کسب توانمندی اجتماعی زنان از طریق هویت شهروندی و توانایی آنان در اعمال بخشی از غریزه تکثیر ژن خود از طریق نفی تکثیر ژن غیر ( از توانمندی اجتماعی خود استفاده می کند تا همسرش فقط با تکثیر ژن او دارای فرزندی شود = تک همسری)
آیین تک همسری ارزش اجتماعی بالاتری یافته
شهریار - October 10, 2006 09:46 PM
ثاقب فرد :
در این مورد که شما نوشتی جامعه شناسان خیلی کار کرده اند می توانی از متون آنها احتمالا در بحث آسیب شناسی اجتماعی بهره ببری. اگر تمایل داشتی می توانم با دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران ارتباط برقرار کنم.
ثاقب فرد - October 11, 2006 06:45 AM
حق پرست :
تعداد دحتراني كه متولد مي شوند 104 نفر به ازاي 100 نفز پسر است
حق پرست - October 11, 2006 09:18 AM
سيد احمد محدث :
سلام حامد عزيز . همسري را اينگونه مي نويسند نه هم سري. اولش فكر رفتم تو مايه هاي سري زماني .... مطللب نوشتي
حامد: احمد عزیز سلام
راستش من شیوه نگارشی دارم که می گوید تمام کلماتی که معنای مستقل دارند باید جداگانه نوشته شوند.
مثلا:
دانش جو ، هم سر، این گونه، آن ها، ...
فایده این کار چیست؟ فایده اش این است که به خواننده کمک می کند معنی دقیق کلمات و نه معنی تحریف شده را دریابد. وقتی کلمات را به هم می چسبانیم بعد از مدتی دو کلمه چسبیده شده در ذهن ما تبدیل به یک عبارت می شود و فراموش می کنیم معنی اصلی و دقیق آن چیست.
سيد احمد محدث - October 12, 2006 07:35 AM