سوالی برای فکر کردن
آیا زن بودن به خودی خود باعث معافیت یا کاهش مجازات است؟ اگر کبری رحمان پور در وضعیت عصبی مادر شوهرش را به قتل رسانده است و اگر دل آرا متهم به قتل در هنگام دزدی است کم نیستند مردانی هم که دوست خود را در اثر یک لحظه عصبانیت کشته اند و اعدام می شوند. به لحاظ جنبه های جرم شناسی چه فرقی بین این دو مورد وجود دارد که برای ده ها پسر جوانی که منتظر اجرای حکم اعدام خود هستند پتیشن امضاء نمی شود و جنبش اجتماعی شکل نمی گیرد و کسی اصلا آن ها را نمی شناسد؟ اگر رییس قوه قضاییه صرفا به خاطر این تلاش ها جلوی اعدام کبری را بگیرد (که قانونا بعید به نظر می رسد) آیا" برابری قضایی" در این کشور خدشه دارتر نشده است؟
اولا واضح است که این سوال مستقل از داوری ارزشی مان نسبت به کلیت مجازات اعدام خصوصا در سیستم قضایی ایران است. ثانیا برای متمرکز تر شدن بحث موضوع قتل های خون سردانه (Cold Blood Murders) مثل قتل های سریالی یا قتل با نقشه قبلی را کنار می گذاریم.

نظرات
مینا :
من با عدم مجازات کبری رحمان پور به طور کلی موافق نیستم، همونطور که با حکم اعدام هم مشکل دارم البته. اما چند نکته رو نباید فراموش کرد:
1- آدم 17 ساله (دل آرا) چه پسر باشه چه دختر نباید مشمول قوانین بزرگسالان قرار بگیره و در مورد دل آرا موضوع 17 سالگی اون در زمان قتله.
2- باید تا حدودی شرایط کبری رحمان پور (ازدواج اجباری از سر فقر با مردی 30 سال مسن تر و زندگی با شرایط وحشتناک با یک مادر شوهر و شوهر شکنجه گر، گیرم که شکنجه روحی) رو هم در نظر گرفت که متفاوته با مردی که مثلاً دوستی رو سر یک نزاع و دعوا و.. به قتل می رسونه. هرچند که در اینجا هم با عدم مجازات کبری رحمان پور به طور کلی اصلاً موافق نیستم.
مینا - October 21, 2006 05:48 PM
سارا :
دقیقا...
سارا - October 21, 2006 06:35 PM
عليرضا :
اولا كه من صلاحيت گرفتن حيات يك نفر رو با قصد قبلي و در حالتي به جز دفاع فقط در شان خود پروردگار مي دانم كه چندان به اين نوشته مربوط نيست ولي چيزي كه فهميدم اين است كه جنبش اجتماعي وقتي صورت مي گيره كه عرف و عادتي شكسته شده باشه و جامعه به قاتل بودن يك زن مخصوصا زني جوان و مظلوم(به نظر اجتماع) خيلي كمتر عادت داره تا آدم كشي مردان، حق و حتي اخلاق تا حد زيادي از عرف نشات مي گيره.
تازه روحيه حمايتگر از موجود ضعيف(به زعم جامعه) شايد براي جامعه اي كه به شدت مردانه است بسيار عادي باشه.(متاسفانه) خوب اين بخشي از استاندارهاي اجتماعي ماست!
عليرضا - October 21, 2006 08:24 PM
:
من یک سوال دارم چرا قانونا بعید به نظر می رسد رئیس قوه قضائیه صرفا به خاطر این تلاشها حکم اعدام را لغو کند؟ هیچ کجای قانون دست رئیس قوه قضائیه بسته نشده است و او می تواند به هر دلیلی یااصلا به هیچ دلیلی هر محکوم به هر مجازاتی را عفو کند البته اگر بحث حق الناس نباشد در بحث اعدام هم حق قصاص اگرجه حق خانواده مقتول است ولی استثنائا بازهم بخاطر بحث مرگ رئیس دستگاه قضائی اختیارات نامحدود برای عفو دارد و هیچ مانعی ندارد که صرفا به خاطر این تلاشها یا اصلا بدون دلیل محکوم را عفو کند هیچ کجای قانون دست او بسته نیست اصولا اینکه می گویند قاضی باید مجتهد باشد یعنی همین یعنی وقتی مجتهد شد دیگر اختیارات او حد مشخصی ندارد و اصطلاحا نامحدود است
Anonymous - October 21, 2006 08:57 PM
جیر جیر ک :
اصولا وقتی حرف از تبعیض پیش می آید،مبحثی به نام Reverse Discrimination هم پیش می اید.متاسفانه در بسیاری از جاهایی که زنان ایرانی سعی دارند به احقاق حقوق از دست رفته شان بپردازند،با گونه ایی از این مسله رو به رو هستیم. و گویا یاد گرفته ایم فقط بر طبلی که به دستمان می دهند بکوبیم.مهم نیست چه صدایی بدهد یا اثرش چه باشد؟
مثلا در مورد دل ارا ،ایا کسی از خودش پرسیده که این کار تا چه حد درست و موجه است؟ایا کسی خودش را جای خانواده مقتول گذاشته ؟ایا بی پول بودن توجیه مناسبی برای اخاذی و ادم کشی است؟آدم کش آدم کش است.چه هنر مند باشد چه بی هنر.آگر فرزندان مقتول به خون خواهی نامه و پتیشن امضا می کردند و دولت مثلا دل ارا را می بخشید ایا باز هم شاکی نمی شدیم که این چه قانونی است که گناهکار را به راحتی می بخشد؟انوقت از بی قانونی داد سخن می دادیم و از قانون جنگل.مجازات اعدام ،ناشایست است.اما من هم موافقم که اگر بد است برای همه بد است و زن و مرد نمی شناسد.فقر اقتصادی و اجتماعی هم مذموم و قابل نکوهش است اما بالا رفتن از دیوار مردم و ادم کشی به هر دلیل نیز قابل قبول نمی باشد
جیر جیر ک - October 21, 2006 09:43 PM
نسرین :
هروقت که کسی این ایراد را در موارد خاصی مطرح می کند با چند سوال متوجه می شوم که اصلا از جزئیات پرونده اطلاع ندارد. ولی متاسفانه تو الان در دسترس نیستی که یک مصاحبه فی البداهه باهات ترتیب بدم و مچت رو بگیرم .تا به حال ندیدم کسانی که در جریان کامل پرونده باشنده باشند چنین اظهار نظرهایی بکنند. فقط یک سوال: فکر می کنی الان چند زن محکوم یا متهم به قتل در زندانهای ما وجود دارد؟ هیچ برات سوال پیش نمیاد که چرا برای آنها پتیشن گذاشته نمی شود؟
نسرین - October 21, 2006 09:47 PM
shadidan :
به نظرم روشن است که صرفِ زنبودن نباید مجازات را سبکتر کند: باید بدیهی باشد که زنبودن از جنسِ صغیر یا مجنونبودن نیست. اما اگر سؤالِ اصلی این است که چرا بعضی فعالانِ اجتماعی ("ف" بخوانیمشان) برای لغوِ حکمِ اعدامِ خانمها تلاش میکنند و برای مردان—فرض میکنیم که—نه، به چند چیز میشود فکر کرد.
(الف) ممکن است، به هر دلیلی، برای کسی فقط سرنوشتِ گروهِ خاصی مهم باشد؛ مثلاً ممکن است برای من مهم باشد که مسلمانان نتوانند در بیتالمقدس نمازِ جمعه بخوانند، اما کشتارِ عام در رواندا مهم نباشد. برای چیزهایی فعالیت میکنم که برایم مهم باشد: ممکن است اعضای ف اعدامِ مردان را مهم ندانند.
(ب) ممکن است اعضای ف اصولاً با اعدام مخالف باشند، اما—مثلاً چون حکمِ اعدام در مواردی حکمِ صریحِ اسلام است—فعلاً مخالفتِ کلــّی با اعدام را عاقلانه ندانند؛ پس سعی میکنند با مواردی شروع کنند که در بینِ متشرعان کمتر حساسیت برانگیزد. یعنی با اینکه به نظرِ خودِ فها هم توسل به زنبودنِ قاتل اهانت به زنان محسوب میشود، فعلاً بر این توهین چشم میپوشند (و حتی خودشان هم به جنسِ مؤنث توهین میکنند) تا کارشان را پیش ببرند: اول لغوِ حکمِ اعدامِ بعضی زنان، بعد زنان بهطورِ کلــّی، بعد... .
(پ) برابری (یا "عدالت") در چیزهای بد لزوماً چیزِ خوبی نیست. فها میتوانند در جوابِ شما بگویند که لغوِ مجازاتِ اعدام خوب است، و ما در هر موردی که احتمالِ موفقیتاش را بیش از صفر بدانیم تلاش میکنیم؛ فعلاً بر زنان متمرکز شدهایم.
shadidan - October 21, 2006 09:49 PM
نسرين :
اسم پستت رو هم بذار سوالی بدون فکر کردن!
نسرين - October 21, 2006 09:58 PM
:
من یک ف هستم و اصلا فکر نمی کنم که اگر زن بودن محگکومی را به قاضی یادآوری کنم اهانتی به او کرده باشم. من اصلا می گویم باید به زنان به گونه دیگری نگریست. من اصلا حرفم این است که " زن" را به گونه دیگر ببینید نه آنگونه ای که تا حال می دیده اید. من اگر بین زن و مرد فرقی قائل نباشم که اصلا ف نیستم. پس چرا اصلا فعالیت ف ی می کنم؟ اگر شما دوتا بچه را در یک اتاق بگ
ذارید و دست و پای یکی را ببندید و دیگری را نه آن وقت آن بچه که دست و پایش را بسته اید خودش را خیس کرده و آن دیگری کار خودش را در توالت انجام داده است شما مقصرید یا آن بچه؟ بگذریم که در بسیاری موارد آن بچه ای که دست و پایش باز است و می تواند برود توالت اگر خودش را خیس کند هم کسی کاری به کارش ندارد. ( از شدیدا بعید بود این طرز استدلال)
و اما جیرجیرک:" است؟آدم کش آدم کش است.چه هنر مند باشد چه بی هنر"
ایشان به کل رشته جرم شناسی را زیر سوال برده. اگر اینطور است که ما که می دانیم جرم چه بوده و که انجام داده پس سریع حکم را اجرا کنیم دیگر چرا جرم شناس و .. می اوریم؟ بگذریم از اینکه جدیدا جرم شناسی جنسیتی هم به این رشته اضافه شده که مباحث بسیار جالبی دارد. من اگر جای این آقایان بودم و البته حسن نیت هم داشتم رو به ف ها می پرسیدم: چرا؟ نه که بدون هیچ اطلاعی چنین اظهار نظرهایی بکنم. البته می دانم الی الابد این اظهار نظرها ادامه خواهد داشت
Anonymous - October 21, 2006 10:12 PM
نسرین :
حامد جان. در دانشکگده علوم اجتماعی دانشگاه تهران جلسه ای با حضور جمعی از استادها تشکیل شد و آنها از بعد جامنعه شناختی کیس کبرا را بررسی کردند. من کمتر دیدم ( در واقع غیر از این مورد ندیده بودم) که استادان دانشکده علوم اجتماعی روی یک کیس قتل اینطور جدی کار کنند و مقاله و تحلیل بدن که به نظر من این نشان دهنده مورد خاص کبراست. فایل گزارش این جلسه که با مقاله های ارائه شده همراه است را برایت فرستادم. لطفا بعد از خواندن آن نظرت را بگو
نسرین - October 21, 2006 10:33 PM
پانته آ :
موافقم كه زن نبودن نبايد دليلي براي لغو حكم اعدام باشد اما علاوه بر شرايط خاص اين دو پرونده به ياد داشته باشيد كه قوانين قضايي در اعدام ها اين طور كه شما گفته ايد هم به ضرر مردان نبوده است يك مثالش هم متهم رديف اول پرونده ي تجاوز به كودكان كه به اعدام محكوم نشد. البته خيلي خوب بود اگر هيچ كس به اعدام محكوم نمي شد و من با اعدام او هم مخالف بودم در وسط قوانين قرون وسطايي ما كه اعدام را مجاز مي داند و متاسفانه بين آدم هايي كه خيلي هايشان مدعي مخالفت با اعدامند ولي اگر پاي خودشان گير شود از اعدام حمايت مي كنند، من فكر مي كنم مهم اين است كه بشود چند نفر را از اين حكم احمقانه نجات داد همين و بس و پيشنهاد مي كنم اگر مي خواهيد سئوالي بكنيد بپرسيد "اگر يك نفر پدر مادر يا بستگان درجه ي اول شما را بكشد چند تايتان مي توانيد از حكم اعدام بگذريد؟" چن متاسفانه درد جامعه ي ما الان اين است كه حكومتمان سبوعيت و درندگي را بين آدم ها رواج داده.
والسلام.
پانته آ - October 22, 2006 04:38 AM
پرستو :
دوست دارم بدونم حامد جان بعد از خواندنِ اين کامنت ها نظرت چيه. هيچ واکنشی نشون نمی دی، آدم نمی فهمه موضعت رو.
حامد : پرستو جان نسرین یک گزارشی از دانشکده علوم اجتماعی را برایم فرستاد که کیس کبری را از زاویه های مختلف جرم شناسی (البته عمدتا از دید جامعه شناختی) بحث کرده بود. ببین موضع شخصی من این است که نجات دادن حتی یک انسان هم از مجازات اعدام کار انسانی است. ولی موضوع مجازات در جامعه مقوله پیچیده ای است. به بازخوردهای نمایش گاه دل آرا نگاه کن. نظرات زیادی دیدم که مثلا " از این که قرار است جنایتی صورت بگیرد و هنرمند این چنین اعدام شود" ابراز نفرت می کردند. من از رواج یک چنین چیزی در جامعه می ترسم. اشکال کمپین و پتیشن و غیره این است که تصمیم قضایی برای مجازات را تابع (و یا تحت تاثیر) احساسات عمومی فعالین اجتماعی می کند و این خیلی خیلی خطرناک است. در واقع نوعی بازگشت به دوران بی قانونی. به نظر من تاکید روی نقض اصول قانونی در جریان دادرسی روش کاملا درستی است و لذا به نظرم نجات دادن "افسانه" یا نجات دادن "حاجیه" یک شاه کار است. قبول داری که این کیس ها با کیس کبری و دل آرا فرق می کند؟
پرستو - October 22, 2006 10:53 AM
پرستو :
قبول دارم که ماجرای افسانه و حاجیه متفاوت است. این که بحث دفاع مشروع جا بيفتد و اين که سنگسار برافتد، خيلی ارزشمندند. اما می دانی چه چیزی اذیت می کند؟ این که روالِ قضايی درست طی نشده و نمی شود. دست کم در موضوع دل آرا اين طوری است (و احتمالاً کیس های دیگر هم هستند، چه متهمان مرد و چه متهمان زن). بر اساسِ اقرارِ اولیه در بازجويی (و نه دادگاه) حکم اعدام صادر کردن خيلی ناعادلانه است وقتی در همه جلسات دادگاه، در مراحل تجدیدنظر، او اقرارش را پس گرفته.
خیلی فرق است که بگویی «فعالان اجتماعی باید کیس ها را روشن و شفاف بگویند و فقط بر جنبه احساسی ماجرا تکیه نکنند» تا اين که موضوع را این طوری مطرح کنی: «آیا زن بودن به خودی خود باعث معافیت یا کاهش مجازات است؟»
نه؟
پرستو - October 22, 2006 07:33 PM
پرویز :
I thin you have a very valid point and target a very severe problem of double standard.
There was a huge debate on if there are double standards in treating men and women who are charged with the same crimes- particularly in sex crimes- when the case of Debbie Lafave broke out last spring. She was a teacher, plead guilty of raping then her 14 year old student and eventually the sex charges were dropped against her although the judge had set a trail date.([1], [2] & [3]) It makes me sick to my stomach that a rapist can avoid prison time only because she is a woman. If the case was a male teacher and a female student, probably he would never "see the light of day again".
This is not the only case of "double standards". It's widely believed that female sex offenders aren't treated as harshly as men. [4]
In another case in New Jersey, it took 2 years for prosecutors to arrest another sex offender teacher. If it was a male he was behind the bars right away. [1]
A third example is for a woman sexually assaulting 11, 12, and 13 year old boys; she was convicted of sexual assault, she could have gone to jail for over 60 years but she received only 6 years. [1]
Sources:
http://www.cbsnews.com/stories/2006/06/15/earlyshow/main1715421.shtml
http://www.cnn.com/2006/LAW/03/21/charges.dropped/index.html
http://www.tabloidcolumn.com/debbie-lafave.html
Take a look at a poll in which American say if Debbie Lafave benefited from a double standard on sex crimes:
http://www.cnn.com/POLLSERVER/results/23937.exclude.html
پرویز - October 23, 2006 12:59 AM
پیروز :
واقعا ایده متین و معقولی مطرح کردید. اگر زن با مرد فرقی ندارد و واقعا به این موضوع اعتقاد داریم پس چرا از حقوق آن پسر بچه 15-16 ساله ای که از سر ترس و نادانی کودکی با چاقو کسی را به قتل رسانده و حالا بعد 3-4 سال باید اعدام شود کسی حمایت نمی کند. ما حتی ایده های مدرنمان هم نصفه و نیمه است...
پیروز - October 23, 2006 05:17 AM
پیروز :
چند روز پیش در اهواز بودم و رفتم توی صف بانک. دیدیم مردان و زنانی مرتب توی صفند به ابتداهای صف که رسیدم دیدم دو تا دختر خانم دانشجو(از دانشگاه خودمان) آمدند و جلوی نفر جلویی ام. آن آقا اعتراض نکرد اما من شروع کردم به داد و قال که مگر اینجا ناوایی ست و...اما در مقابل آن ها وانمود کردند که توی صف خانم ها ایستاده اند. تعداد زيادي از خانمهاي ديگر هم از فرصت سو استفاده کردند و رفتند توی همان صف جعلی . البته با داد و قال و به ضرب و زور حراست بانک ماجرا حل شد. اما واقعا این صحنه درجه شترمرغ صفتی بعضی از خانم ها را(که تعدادشان کم نیست)برایم روشن کرد. به نظرم رسید که اي کاش ضمن تلاش براي تغيير قانون و شرايط از بالا، گروه هاي حامي حقوق زنان فعاليت هايي هم راجع ترويج به ايده برابري در خود جامعه بکنند. به نظر من به جاي تلاش براي جلوگيري از اعدام کبری رحمان پور يا کبري هاي ديگر که ممکن است چند روز، ماه يا سال ديگر بيايند بايد براي لغو مجازات اعدام تلاش بيشتري کرد و حداقل فرهنگ آن را در ميان مردم گسترش داد. چراکه متاسفانه اکثر قريب به اتفاق ملت ما با اين شکل مجازات مشکلي ندارند. يا اينکه تلاش شود روند طول روند دادرسي پرونده هاي قتل به سه سال برسد تا به کمک مرور زمان و کاستن از بار احساسي اين نوع پرونده ها از تعداد مجازات اعدام کاسته شود.(منظورم اين مورد خاص نيست که طول آن خيلي زياد شده)
-در جواب افرادي که مي گويند مورد کبري خاص است چون نمي دانم به زور شوهرش دادندو...فراموش نکنيم که داستان غم انگيز اين قتل رسانه اي شده والا قتل چيز ساده اي نيست و پشت بسياري از اين نوع پرونده ها چه بسا ماجراهايي بس غم انگيزتر و موجه تر از ماجراي خانم رحمانپور وجود دارد.
پیروز - October 23, 2006 05:47 AM
سامان :
در این که اعدام هیچ انسانی (به هر دلیل) مجاز و اخلاقی نیست شک ندارم و این که زنی به خاطر زن بودنش مورد هر گونه تبعیض واقع بشه (چه مثبت چه منفی) رو هم غیر اخلاقی میدونم ولی نکتهای که باید بهش توجه کرد اینه که زنها در ایران و کشورهای اسلامی و عقب مانده مورد ستم مضاعفی قرار گرفتهاند برای همین دفاع از حقوق اونها در اولویت قرار میگیره.
سامان - October 24, 2006 02:05 AM
Nargess :
tory harf mizanid engaar hamishe barabarie ghazaayee dar mamlekate maa haakem hast va hala dar in mored mikhad naghz beshe! chera shahadate zan bayad nesfe mard bashe, haghe ers, o hatta khoon baha ye zan kamtar? magar khoone mard rangin tare ? ya arzeshe zendegy va jaane yek mard bishtare? baraabarie ghazayee dar in mavared koja mire? dar zemn bayad bebakhshid bekhatere pinglish :)
حامد : نرگس خانم انگار متن را دقیق نمی خونی ها. یک بار دیگه اون جمله های آخر را بخون و ببین من چه صفتی را برای برابری قضایی به کار بردم. خواهش بابت پینگلیش :)
Nargess - October 24, 2006 02:25 AM
:
من صمیمانه تبریک میگم بهت. بالاخره یکی تو این وبلاگها تصاوی حقوق زن و مرد را اعلام کرد!!!!!!!!!!!
بهتره بجای کج فکری به همون مسئله که اخر حرفات اشاره کردی بیشتر فکر کنی. فیلم اسپیلبرگ بنام مایل سبز رو هم ببین!
Anonymous - October 24, 2006 10:33 AM
Nargess :
Thanks for the clarification!
Hamed : you welcome!
Nargess - October 25, 2006 02:46 AM