« مهرورزی و عنوان تحقیق | صفحه اول | محدوده علم اقتصاد »

30 مهر 85

ماجرای دل آرا و پوپولیسم حقوقی

پرستو پرسیده بود که نظر خود من در باب موضوعی که دی روز نوشته بودم چیست؟ پاسخم این است که تا جایی که می فهمم موضوع مجازات قضایی در جامعه مقوله پیچیده و حساسی است و باید آن را در دقیق ترین و خدشه ناپذیرترین شکل ممکن حفظ کرد. اشکال کمپین و پتیشن و غیره این است که تصمیم قضایی برای مجازات را گاهی تابع (و یا تحت تاثیر) احساسات عمومی فعالین اجتماعی می کند و این بسیار خطرناک است. این کار در واقع نوعی بازگشت به دوران بی قانونی است ولی به شکلی کاملا مدرن. به عنوان مثال به مورد دل آرا توجه کنیم. دختر و پسری با هم مرتکب جنایتی شده اند. دختر ادعا می کند که تحت تاثیر قرص های روان گردان در جنایت مشارکت داشته و به خاطر نجات پسر و این که تصور می کرده مجازاتش کم تر خواهد بود مسوولیت قتل را برعهده گرفته است و بعد که فهمیده است قرار است اعدام شود از عمل خود پشیمان شده است. او (احتمالا) بر خلاف هم دستش ذوق هنری دارد و قادر است با نقاشی هایش (و نیز چهره جذابش) توجه افکار عمومی را جلب کند. من می پرسم نتیجه نهایی جنبشی که برای نجات او راه افتاده است چیست؟ قانع کردن دستگاه قضایی به این که او قاتل نیست و در واقع هم دست او بوده است که این کار را کرده است؟ در این صورت دل آرا از مجازات اعدام رهایی می یابد و آن پسر اعدام می شود. سوال این جا است که ما (خصوصا مای تماشاگر بیرونی) چه اطلاعات اضافی داریم که قانعمان می کند که داده هایمان از ماجرا قابل اعتماد است و در واقع دل آرا مجرم نیست. اگر اشتباه کرده باشیم و صرفا تحت تاثیر هنرمندی دل آرا یا روایت خود او از ماجرا به تغییر روند پرونده کمک کنیم آیا خودمان مقصر نیستیم؟

به بازخوردهای نمایش گاه دل آرا نگاه کنید. من نظراتی دیدم از این جنس که مثلا " از این که قرار است جنایتی صورت بگیرد و هنرمند این چنین اعدام شود" ابراز نفرت می کردند یا "همین نقاشی ها را دلیل بر بی گناهی او می دانستند". سری به اینترنت بزنید و کلمه دل آرا را در گوگل جست و جو کنید. به ده ها وبلاگ و بیانیه می رسید که با قاطعیت راجع به بی گناهی او صحبت می کنند گویی که خود شاهد صحنه قتل بوده اند. من راستش از رواج یک چنین جریانی در جامعه می ترسم. این به نظر من پوپولیسم حقوقی است.

می فهمم که به لحاظ منطقی کاملا احتمال دارد که دل آرا بی گناه باشد و این تلاش ها منجر به نجات او شود. ولی دوستانمان معمولا فراموش می کنند که ماجرا دو طرف دیگر هم دارد. اولیای دم مقتول و هم دست دل آرا. حالا که همه متفق از بی گناهی او صحبت می کنند و او را هم چون یک قهرمان بزرگ می کنند بگذار یک نفر هم این دو عنصر فراموش شده ماجرا را یاد آوری کند. ضمنا این را هم فراموش نمی کنیم که بین مورد "افسانه" و "دل آرا" تفاوت زیادی است. بعید می دانم کسی به تلاش های ارزش مندی که برای نجات افسانه و یا حاجیه و اشرف صورت می گرفت و می گیرد اعتراض کند.



   نظرات

محمد طاهری :

بلاتکلیفی هیات مدیره وسهام داران بانک پارسیان، با شکایت عبدالله طالبی از بانک مرکزی، وارد مرحله تازه ای شده است.طبق آخرین اخبار، درپی شکایت مدیر عامل سابق بانک پارسیان نسبت به فشارهای خارج از رویه بانک مرکزی،دیوان عدالت اداری دستور توقف برگزاری مجمع فوق العاده سهامدران عمده بانک پارسیان را صادرکرده است.

 

سولوژن :

ممنون!
نوشته‌ی خوبی بود.
و اما یک نکته‌ی دیگر هم وجود دارد: اگر این کارها باعث شود که قضاوت دوباره انجام شود، و اگر فرض کنیم تابع بین اتهام و مجازات، تابع‌ای کندتر از خطی است، آن‌گاه ممکن است در نهایت به جایی برسیم که مجموع مجازات انجام‌شده کم‌تر باشد.
در واقع این‌گونه به مساله نگاه می‌کنم: اگر هر بار برگزاری‌ی دادگاه از نو این شانس را ایجاد کند که با یک اتهام، جرم به مجازات کم‌تری قضاوت شود، ان‌گاه کل این مبارزات می‌تواند به تقلیل میزان مجازات منجر شود.
البته این فرض‌ام نمی‌دانم تا چه میزان درست است. اما به نظرم این‌طوری است.
و البته یک نکته‌ی دیگر هم وجود دارد. این ماجرا سه طرف دارد: دل‌آرا، هم‌دست‌اش و خانواده‌ی مقتول. در این‌گونه مبارزات خانواده‌ی مقتول حق‌شان به اندازه‌ی گرفتن جان قاتل نیست. یعنی این‌گونه مبارزات در صورتی که همه‌ی وزن سختی را به طرف مقابل بیاندازد، خود را موفق می‌داند.

 

darya :

خیلی خوب نوشتی و عنوان خوبی هم برایش اننتخاب کردی: پوپولیسم حقوقی. و متاسفانه این جریان از سوی بخش روشنفکر جامعه راه می افتد. (برخلاف اون یکی پوپولیسم!!) من هم بخاطر دلایلی که مطرح کردی همیشه با این جریانات مخالفت داشتم.

 

پینوکیو :

یادِ فیلمِ شیکاگو افتام.

http://imdb.com/title/tt0299658/

 

Mohammad :

1. From what I understand, the main problem in Delara's case is not that she's innocent and should not be punished (none of us can be sure of that). The problem is that she's not tried in a fair way. Even if you know that she's guilty, you can still condemn the unfair trial.

2. What you're saying is too idealistic. In reality, activists face a strategic question: how to attract the attention of the public to create a change. If they talk in abstract terms, no one would pay attention, but if they put faces on these abstract entity, there's potential for rallying the public. Therefore, in order to be effective, they have to converge on a case. Naturally, parameters like being a woman, being too young, and being an artist become important in selecting the case to fight. The hope is that such cases could lead to a change in the system as a whole. You can see things similar to this in many of the movements for social change, like the civil rights movement in the US, etc

 

:

I don't think the problem is her being innocent or not. I am against execution even for murderers. The law is enforcing itself by killing, murder is being condemned by murder and that is by far the most remote definition of civilization. Our society should find a cure for execution .I know Aafsaneh was innocent but I still think executing even a cold bloded murderer is justifying murder in a very legal symbolic situation .

 

بابک :

به نظرم جنبه‌هایی از ماجرا را مورد توجه قرار نداده‌ای. اینکه این دختر موقع ارتکاب جرم 17 ساله بوده. اینکه قضاوت راجع به قاتل را به عهده خانواده مقتول نباید گذاشت. این که دادگاه‌های ایران این‌ همه اصرار به صدور حکم اعدام دارند ( در مورد زنان به خصوص ظاهرا بعضی قضات اگر احتمال روابط جنسی خلاف شرع هم بدهند به متهم به عنوان نوعی آلودگی و ویروس نگاه می‌کنند که باید نابود شود تا کسی را به گناه نکشد. اینجا گناهکار یا بی‌گناه بودن طرف حنبه فرعی پیدا می‌کند). گذشته از این وکیل این دختر گفته که با تکیه به اعتراف اولیه این دختر دیگر تحقیقات لازم مثل انگشت‌نگاری روی آلت قتاله و غیره صورت نگرفته. به نظرت ایجاد فشار روی قوه قضاییه برای انجام یک محاکمه عادلانه از طریق جلب افکار عمومی پوپولیسم است؟ پس نقش رکن چهارم دمکراسی در کنترل عملکرد صحیح دستگاه‌ها چه می‌شود؟

 

صادق :

به نظر من این کمپین هدفش این نیست که بگه دل‌آرادیگر افراد گناهکار نیستند و به این خاطر نباید اعدام شوند. بلکه می‌خواهد بگوید اعدام مجازات درستی نیست. بخصوص وقتی که فرد در زمان ارتکاب جرم به سن قانونی نرسیده است و بچه بوده است.

حامد : صادق عزیز نتیجه نهایی کمپین چیست؟ دل آرا کی از مجازات اعدام رها می شود؟ وقتی که ثابت شود که قاتل نبوده و قاتل کس دیگری بوده. این کمپین تعداد کل اعدام در کشور را ثابت نگاه می دارد.

 

رهگذر :

وظيفه تشخيص اينكه اين خانم گناهكار هست يا نيست؛ به عهده هيچكدوم از ما نيست. چرا كه هيچ اطلاعات يا ابزار قابل اعتمادي براي سنجش اون نداريم. شايد واقعا گناهكار باشه و شايد هم نه. بنابراين، مسأله اصلي اين نيست. واقعيتش اينه كه به تناسب جرم و مجازات بايد توجه كنيم. من اصولاً با مجازات اعدام مخالفم. هيچكس حق نداره جون يك انسان رو ازش بگيره. حتي اگه اون انسان، خودش جون يكي ديگه رو گرفته باشه. جون رو خدا داده و خودش هم به موقع پس مي گيره. ما با اين كار داريم فرصت زندگي كردن دوباره، فرصت تغيير و فرصت خوب بودن را از يك نفر مي گيريم. كي مي تونه با اطمينان بگه كه قاتلي كه اعدامش نمي كنيم و زندگي دوباره بهش ميديم؛ يك روز مراتب انسانيت و شرافت رو به غايت و كمال نميرسونه و الگوي همه نميشه... واقعاً ميشه به اين قطعيت نظر داد. به نظر من شايد نشه. پس بايد صبر كنيم... در اين ميون، خانواده مقتول ميمونن كه به نظر من، فقط حق شكايت دارن نه حق مجازات. اگه قرار باشه احساسات اونا ملاك قضاوت باشه، اكثر قاتلها رو بايد تو چرخ گوشت انداخت. از دست دادن يك عزيز، هرچند ممكنه بسيار سخت و ناگوار باشه؛ اما حق ايجاد نمي كنه. حق، مستقل و مجرده...
به هرحال، به نظر من، بايد فعال بود و فرياد زد اما در جهت درستش: براي از ميان رفتن مجازات اعدام نه صرفاً مجازات...

حامد : دوست عزیز ما فعلا در بستر ثابتی با مساله مواجه هستیم. این که من و شما از مجازات اعدام خوشمان بیاید یا نه موضوع جداگانه ای است و مجازات اعدام فعلا در ایران برقرار است. حرف من این است که اصل برابری قضایی می گوید همه در برابر قانون برابرند. خواه این که هنرمند باشند خواه خیلی جوات. من با این نوع تحریک احساسات به خاطر هنرمندی دل آرا مخالفم. ضمن این که در بحثمون باید این معادله دو قاتل بالقوه و مکانیسم تنبیه جامعه (حتی اگر قائل به حقی برای خانواده مقتول نباشیم) را در نظر بگیریم. آن وقت اگر کمپین روی وضعیت دل آرا اثر غلطی بگذارد دو متغیر دیگر را خواه ناخواه تغییر می دهد.

 

:

احمدی نژاد : دو بچه کم است. نظرتون درباره این حرف چیه؟ از دید اقتصادی

حامد : چی بگم؟ لازمه توضیح بدم؟

 

عالیه :

کاملن و عمیقن با حامد موافقم. من هم هرگز به امضاء کنندگان این موارد نمی پیوندم. وکاملن مواردی چون" افسانه"ها را با بقیه جدا می کنم.به نظر من صرف زن بودن دلیل بر مظلوم واقع شدن در همه موارد نمی باشد!

 

كامران :

من امروز داشتم يه نقدي از نقاشي هاي دل آرا رو مي خووندم توي روزنامه روزگار و اينكه چقدر سفير و هنرمند و ...اومدن نمايشگاه . در مورد ارزش هنري آثار دل آرا نظري نمي دم چون نديدم اما بنظرم همين جريان اعدام و ... بي تاثير در نشانه شدن اين نمايشگاه نيست. بالاخره افكار عمومي ساخته شده پيرامون اين نمايشگاه متاثر از خود دل آرا است. و خب وقتي افكار عمومي ساخته بشه به اين راحتي نمي شه جمع اش كرد! با حرفات هم موافقم:)

 

:

من یک سوال دارم چرا قانونا بعید به نظر می رسد رئیس قوه قضائیه صرفا به خاطر این تلاشها حکم اعدام را لغو کند؟ هیچ کجای قانون دست رئیس قوه قضائیه بسته نشده است و او می تواند به هر دلیلی یااصلا به هیچ دلیلی هر محکوم به هر مجازاتی را عفو کند البته اگر بحث حق الناس نباشد در بحث اعدام هم حق قصاص اگرجه حق خانواده مقتول است ولی استثنائا بازهم بخاطر بحث مرگ رئیس دستگاه قضائی اختیارات نامحدود برای عفو دارد و هیچ مانعی ندارد که صرفا به خاطر این تلاشها یا اصلا بدون دلیل محکوم را عفو کند هیچ کجای قانون دست او بسته نیست اصولا اینکه می گویند قاضی باید مجتهد باشد یعنی همین یعنی وقتی مجتهد شد دیگر اختیارات او حد مشخصی ندارد و اصطلاحا نامحدود است اگر رییس دستگاه قضایی بخواهد عفو کند چون حق خانواده مقتول از بین می رود لذا باید دستور بدهد دیه او یعنی بیست و هفت میلیون تومان از بیت المال پرداخت شود در ثانی اگر بحث عفو رئیس دستگاه قضایی است یعنی او با علم به قاتل بود عفو می کند یعنی می تواند علیرغم قاتل بودن عفو کند نه اینکه عفو کند که کس دیگری جای او اعدام شود خلاصه اینکه رئیس دستگاه قضایی اختیارات نا محدودی داردلذا عفو او به معنی قاتل شدن همدست نیست بلکه به این معنی است که برای ضایع نشدن حق خانواده مقتول دیه از بیت المال پرداخت خواهد شد همین

حامد : دوست عزیز ممنون از توضیح مفصلتان. راستش من تا جایی که خبر دارم تصور می کنم بحث حق الناس در اختیار دولت نیست و موردی را سراغ ندارم که بدون رضایت اولیای دم قاتلی صرفا توسط قوه قضاییه عفو شده باشد. آیا مطمئنید که قانون این اجازه را به رییس قوه قضاییه می دهد؟ (من ادعا نمی کنم که نمی دهد می پرسم)

 
 

بهاره :

یه سوال؟ مگر شما اقتصاد نمی خوانید؟ چرا عنوان تحقیق شما سیاسی است؟

حامد : بهاره خانم در پست بالایی توضیح دادم.

 

نیما :

یک حالت جدید فرض کن:
1- دل آرا قاتل است و دزد
2- همدست دل آرابیگناه است و تبرئه شده
3- دل آرا نقاش است و می تواند غیر از آدم کشی و دزدی آفرینش دیگری هم داشته باشد.
آیا در این حالت اشکالی دارد برای عفو ( نه تبرئه) او تلاش کنیم.
ضمنا پست قبلی تو یک سوژه دیگر هم داشت کبری رحمانپور را چرا فراموش کردی؟

حامد : نیما جان
1) اگر تلاش برای عفو باشد من مخالفم کم تر می شود.
2) با این حال چون دل آرا به خاطر نقاش بودنش زنده می ماند و جامعه نسبت به وضع سکینه و اصغر و جواد بی تفاوت می ماند چون هنرمند نیستند اعتراض می کنم. این همان بی عدالتی است که من بهش معترضم. ضمن این که این موضوع برای نخبگان (به تعریف عام) نوعی مصونیت ایجاد می کند.

 

ناتالي :

حامد عزیز خیلی ها در مورد اینکه فعالان حقوق زنان چرا به مجازات مردان اهمیتی نمی دن گفتن و نوشتن. اما این دو پست که در رابطه با کبرا و دل‌ارا نوشتی به نظرم خیلی منطقی بودن! متاسفانه وقتی اعتراض به نوع مجازات میتونه به ضددین بودن متهم باشه گاهی از مسیر اصلی و درستش خارج میشه

 

نیما :

تو با مجازات اعدام مخالفی اما نمی توانی برای سکینه و اصغر و جواد بهانه ای پیدا کنی تا آنها را از اعدام نجات دهی اما برای دل آرا یک بهانه داری آیا باید از این بهانه استفاده کنی یا نه؟ آیا اگر این کار موجب اعدام نشدن دل آرا شد در حالی که اصغر و سکینه و جواد اعدام شدند این بی عدالتی است؟این سوال آخرم خیلی جدی است و برخلاف سوالهای قبلی کاملا استفهامی است.
کماکان معتقدم اگر موضعت را در مورد کبری بگوئی تکلیف روشن می شود چون دو مورد کبری و دل آرا تفاوت اساسی با هم دارند. به نظر من طرح این موضوع ضروری است چون مردان حامی برابری حقوق زنان اکثرشان چنین تردیدهائی دارند.

 

:

نه مطمئن نیستم جون مطالعه نداشتم ولی اعضای سازمان منافقین خلق که حین مقاومت دستگیر می شدند معمولا چند پاسدار را هم اول انقلاب می کشتند بعد دستگیر می شدند ولی بعد عفو می شدند و آزاد می شدند یعنی حین مقاومت انتحاری تعدادی از پاسداران هم شهید می شدند ولی طی عفوهایی که داده می شد آزاد می شدند البته خون بها هم به خانواده های پاسداران داده نمی شد

 

نیما :

ضمنا ما قصد داریم یک کمپین تبلیغاتی برای بزرگ(!)ترین وبلاگ نویس ایرانی که در یک رقابت میلیمتری به دور دوم انتخابات دویچه وله راه یافته برپا کنیم. ضمنا پیشنهاد میکنم چند پست خوشایند رای دهندگان میانه (median voter) بنویسی که دیگر کار یک سره شود. مبارکها باشد استاد:)

 

:

از روحانیون هم کسی بود به نام ف ک که قاضی دادگستری یکی از استانهای جنوب شرقی ایران بود چون ایشان الآن زنده هستندمشخصات کامل را شایسته نیست علنی بگویم ولی ایشان در قضاوت خود در اول انقلاب یک خواننده طاغوتی را در مرکز استان اعدام کرد که ظن می رفت دلایل شخصی در اعدام نقش داشته است با توجه به اینکه دیه در اول انقلاب مبلغ کمی بود و باتوجه به خواننده طاغوتی بود براحتی خانواده مقتول از دیه می گذشتندو خواستار قصاص می شدند امام خمینی با ذکر سه شرط دستور دادندبه مقتول دیه بدهد و اجازه قصاص این شخص را ندادند از جمله شروط انزوای این شخص یود ایشان اکنون بیش از هشتاد سال سن دارند ولی احتمالا شمااصلا اسم ایشان را هم نشنیده اید با اینکه مبارزه اول انقلاب زیاد داشت ولی الان قم زندگی می کند البته هر دو مثال هم حکم رهبر انقلاب است نه رئیس قوه قضائیه ولی فکر نکنم فرق خاصی بکند

حامد : دوست عزیز ایشان را می شناسم. آقای فه کر که بعد از آن حکم از کار قضایی کناره گیری کرد.

 

:

ميشه بگی منظورت از حقوق چيه و چه نظری راجع به مجازات اعدام داری؟

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007