« جدی در باب مسابقه | صفحه اول | اعتبارات خرد و ساختار اقتصاد ايران »

6 آبان 85

چرا دانشگاه آزاد بانک ندارد؟

در پست دانشگاه آزاد و بانک خصوصی مصطفی ایده اولیه خوبی را مطرح کرده است. پیش نهاد مصطفی با کمی اضافات از طرف من این است که خود دانشگاه آزاد با توجه به منابع مالی گسترده ای که دارد می تواند یک موسسه مالی یا بانک تخصصی ایجاد کند و به کسانی که در زمان قبولی در دانشگاه پول ندارند ولی علاقه مند به تحصیل هستند وام تحصیلی بدهد و بعدا با بهره مناسب پس بگیرد. قاعدتا این طوری هم مشتریان دانشگاه که مشکل مالی دارند (مثل همان پسر داستان ما) راضی خواهند بود و هم خود دانش گاه می تواند سود خوبی روی پول هایش ببرد. ضمن این که تقاضا برای خدمات دانشگاهی خود را افزایش می دهد.

سوال کلیدی این است که چرا ما به طور طبیعی انتظار نداریم دانشگاه آزاد در عمل چنین کاری را انجام دهد؟ به نظر من یک واقعیت بسیار مهم در کشور ما ظرفیت های سازمان ها برای چنین نوآوری هایی را تخریب می کند و آن هم نامناسب بودن شیوه حکومت گری (Governanance) است. بحث ساز و کار حکومت گری یک موضوع مهم و داغ در دنیا است و راجع به این بحث می کند که چه ترکیبی از سهام داران، هیات مدیره، مدیران اجرایی و مکانیسم های دست مزد و کنترل برای بیشینه کردن کارآیی یک بنگاه موثر است. متاسفانه این عبارت "غیرانتفاعی" یا "خیریه" یا "عمومی" که روی اکثر سازمان های بزرگ کشور ما خورده است مکانیسم حکومت گری آن ها را از روش معمول در دنیا یعنی بنگاه خصوصی که دنبال حداکثر کردن سود است دور می کند. من به عنوان مشاور با نهادهای این جوری زیاد سر و کار داشته ام و به خوبی دیده ام که "فقدان" فشار از سوی سهام داران برای کسب حداکثر سود چه طور کل مجموعه را به نوعی رخوت کشانده و باعث عدم کارآیی عمیق در استفاده از منابع آن ها می شود. در واقع بسیاری از این موسسات هرچند دولتی نیستند ولی دقیقا با فرهنگ و ایده های بخش دولتی اداره می شوند. این موسسات البته بهشت مدیران هم هستند چون مدیرانشان منابع مالی زیادی در اختیار دارند که می توانند بدون آن که راجع به بازگشت آن خیلی تحت فشار باشند به فعالیت در موضوعات مورد علاقه خود بپردازند و خیلی هم نگران بهره وری نباشند. معمولا هم چون این موسسات از مالیات معاف هستند یا امتیازات خاص دریافت می کنند این عدم کارآیی به نحوی پوشانده می شود و موسسه می تواند به حیات خود ادامه دهد.

حالا اگر به بحث دانشگاه آزاد برگردیم می توانیم ببینیم که اگر یک سری سهام دار خصوصی مالکیت این دانشگاه را در اختیار داشتند آن وقت همه تلاش خود را می کردند تا از ذره ذره منابع مالی موجود در کل دانشگاه برای کسب سود بیش تر استفاده کنند و ایجاد بانک هم قاعدتا یکی از راه های معقول برای این کار بود. ولی وقتی چنین سهام دارانی وجود ندارند و عملا هم کسی از مدیران دانشگاه در باب "بهره وری" استفاده از دارایی ها "حساب کشی" نمی کند آن ها چه انگیزه ای دارند که خود را به زحمت بیندازند و وارد کارهایی بشوند که ممکن است بعدا حتی برایشان دردسر هم بشود. نکته بسیار تلخ این جا است که به علت عدم پذیرش بخش خصوصی قوی و بزرگ از سوی دولت و صد البته مردم ایران بسیاری از موسسات بزرگ کشور ما مجبورند زیر برچسب همان عبارت های غیرانتفاعی و خیریه فعالیت کنند و نتیجه آن چیزی جز هم کاهش نوآوری، پایین بوده بهره وری و هدر دهی گسترده منابع در این سطح نیست.



   نظرات

:

الف دانشگاههای غیر انتفاعی غیردولتی نوع دوم به تعداد بسیارزیاد در ایران تاسیس شده اند و آنها هم اصلا تمایلی به تاسیس بانک خصوصی ندارند پس فقط موضوع دانشگاه آزاد نیست ب - اگر دانشگاه آزاد دست سهامدار خصوصی باشد مجموعه عظیمی در شهر تهران تشکیل خواهد داد در حالیکه جوان مورد نظر شما در شهر کوچکی در شهرستان زندگی می کند یعنی دقیقا جائی که تاسیس شعبه دانشگاه توسط بخش خصوصی از محالات عقل است ولی دانشگاه آزاد بعلت ماهیت خیریه بودنش در دور افتاده ترین مناطق ایران حتی روستاها شعبه تاسیس کرده است ج- خیرین دانشکاه ساز و خوابگاه ساز به مدیران دولتی و شبهه دولتی برای تاسیس خوابگاه و دانشگاه کمک می کنند نه سهامداران خصوصی د- بانک فرضی دانشگاه آزاد به صدهاهزار دختری که بعد از فارغ التحصیلی در خانه خواهند نشست و پدران وشوهرانشان اجازه کار به آنها نخواهند داد چگونه و با چه توجیهی وام بدهد همچنین به صدها هزار پسری که در رشته های الهیات ادبیات تاریخ مترجمی مامایی پرستاری معدن جغرافیا مخصوصا کاردانی رشته های بالا تحصیل می کنند و امکان اشتغال در رشته مرتبط ندارند با چه توجیهی وام دهد مخصوصا که دانشجو بعد از فارغ التحصیلی باید دو سال سربازی برود و امکان اشتغال ندارد ه- نظارت اخلاقی به دانشجو چگونه مقدور است در حالی که باعث می شود دانشگاه و بانک به وامش نرسد اگر دانشجو به خاطر مسایل اخلاقی اخراج شود

حامد : سلام دوست عزیز
1) آن دانش گاه ها در حدی بزرگ نیستند که بتوانند این کار را بکنند.
2) قیمت زمین و هزینه های جاری در شهرستان کم تر از تهران و شهریه عدد ثابتی است پس به نفع دانش گاه آزاد است که به سمت شهرهای کوچک تر برود.
3) دقت کنید که آموزش عالی جز خدماتی نیست که دولت ها موظف باشند آن را فراهم کنند. آموزش عالی یک سرمایه گذاری خصوصی توسط افراد جامعه است.
4) اتفاقا این که افراد هزینه مالی تحصیل در دانشگاه آزاد را دقیق تر ببینند و در آن صورت تصمیم بگیرند به عقلانی شدن تصمیم آن ها کمک می کند. در این باب پست مستقلی می نویسم.
5) شخصا اعتقادی به حق نظارت در رفتار شخصی افراد توسط دانشگاه ندارم. ولی اگر شما واقعا اعتقاد دارید این تغییری در مساله ما ایجاد نمی کند. فرد وام گرفته و باید هزینه آن را تسویه کند.

 

انوش شاپوری :

چی بگم ؟ بدرد بخوره - من که دلم از دانشگاه آزاد خونه

 

بهاره :

فکر کنم اول باید "غیر انتفاعی را تعریف کنی حامد جان " ما خیلی جا ها این عبارت را می بینیم. معنی اش دقیقا چیست؟ در ایران چه معنی می دهد؟

ضمنا به نظر من دانشگاه آزاد اصلا خیریه یا غیر انتفاعی نیست . خیلی هم منتفع است و دنبال سود است. دو تا کلاس در روستای دور افتاده دلیل بر خیریه بودن نیست (مگر قیمت زمین اونجا چه قدر است؟ چه قدر و با چه کیفیتی استاد دارد؟ ....) {البته من توجیهی برای این پراکندگی دانشگاه آزاد ندارم- اگر منظور در دسترس بودن آموزش عالی بوده که به نظر من باید از نوع آموزش از راه دور "همان پیام نور " می بود. همچنان که منظور از اسم دانشگاه آزاد همان "Open" بوده که مثل خیلی کلمات دیگر معنی اش فراموش شده!

یادتونه در روخخوانی قرآن می گن "قلب به میم" حالا ما می گیم "قلب کلمات" !!!!!!!!! :))


حامد : بهاره جان من دقیقا نمی دانم تعریف دانشگاه آزاد چیست ولی می دانم که سهام دارانی در این دانشگاه نیستند که روی بهره وری مالی دانشگاه نظارت کنند. غیرانتفاعی لزوما معنای این را نمی دهد که سازمان دنبال سود نباشد بلکه ممکن است فعالیت سودآور بکند ولی سودی بین سهام داران پخش نکند. به نظرم دانشگاه آزاد از این جنس است.

 

بهاره :

این واژه "غیر انتفاعی غیردولتی " هم خودمان خیلی بامزه است. ضمنا (بهAnonymous) نوع دومش یک 6-7 سالی هست که منقرض شده است.

داخل پرانتز : یاد دوران خوابگاه افتادم، دوستی می گفت. " دیگه مدرسه سازی بسه! به جای خیرین مدرسه ساز باید خیرین خوابگاه ساز داشته باشیم"


:)

 

:

I disagree with the concept. It changes the characteristic of a company from what it ment to be. You can not be engaged in to different businesses, withougt losing focus. It hasn't happened any where in the world. A university like Harvard has billions of dollors in endowment, but they invest the money and pay their fees through the interest. One of our problems is that when we think we can do something, it means that we should actually do it. by the same token a university should not engage in real estate market or any other type of financial activity. Another example is Sepah and its financial activities.

 

بهاره :

ببخشید امروز هی نظر می پرانم!!!!!!


یک نکته لزوما غیرانتفاعی یا خیریه بودن دلیلی بر بهرهوری پایین نیست حتی در ایران. نمونه موفق آن "بنیاد قلم چی -وقف عام" است. همان چیزی است که باید باشد.

 

:

another comment, if you look at US economy, one of the reasons that companies get bigger and bigger and it is almost inevitable, is that the companies tend to invest their surplus into the company and expand the business, something that doesn't happen in Iran. As you mention in your article, there are many companies with extra money, and sadly you think that they should expand the focus and not the core idea around the company.

**************************************************************

Hamed : Thank you for the comments. I think you should think about the issue of focus and diversification more carefully. There is a hugy body of litrature discussing when to invest in the core business and when to adjusent or even unrelated acitivities. In this regard one main criteria is that investment in the new areas coincide with your core activities or have some positive externality on the previous investments. On the other hand another criteria is to move from the core to other activities when have reached the stagnation in the core, there is a diminishing return to scale and after some level you will gain higher if you invest in other fields.

If you look at the large companies in the US , you will see that some of them have insurance or investment company related to their business. So I think if Danshgah Azad starts a new specialized bank it is totaly relevant to its core activites and also boosts demand for its services. This a usual practice in the real world business.

Please note that I don't essentially mean to discuss about the neccessaty of openning an invesmtnet bank by open uni in this post. I just want to address the issue of corporate governance and how it can influence the activities.

if you like to read more refer to the litrature of "corporate level strategy" and "corporate governance"

Best,

 

متتی :

حسب تجربه شخصی می تونم بگم موسسات به اصطلاح خصوصی در واقع غیر خصوصی یکی از مریضترین بخشهای اقتصاد مملکت ما هستند. این مووسات وقتی لازم است از قوانین دولت تابعیت کنند خود را خصوصی اعلام می کنند و هر وقت کارکنانشان مزایای همسان با دولتیها بخواهند خصوصی می شوند. در واقع این بازی روش مناسبی است برای از زیر بار قانون دررفتن مدیران. کاش این حضرات (یا مار باشند یا ماهی!)

 

متتی :

جناب قدوسی
در صورت امکان تقاضای تبادل لینک دارم.
پیشاپیش از لطف شما سپاسگذارم.
سید روح الله

حامد : آقا سید روح الله عزیز سلام و ممنون از نظر لطفت. با کمال فروتنی باید بگویم که من اعتقادی به بده بستان لینک ندارم. معنی این حرف این نیست که لزوما علاقه ای به لینک دادن به وبلاگ شما را ندارم بل که آن را در قالب تبادل لینک نمی پسندم. اجازه بده وبلاگت را مدتی بخوانم و مستقل تصمیم بگیرم. شما هم نیازی نیست در مقابل لینک دادن احتمالی من خود را موظف به لینک دادن بدانید. شاد و موید باشی.

 

علي جعفري :

به طور گذري متن را ديدم و پيغام مي دهم :
مسئله به اين سادگي نيست اگر به اين صورت بود هر شركت و يا موسسه اي بانك مي زد ! هر شركت يا موسسه داراي يك سرمايه اسمي است اين سرمايه شامل دارايي ها ي موسسه در لحظه تاسيس و بعد از آن است كه توسط سهامدارتامين شده است اين سهامدار مي تواند سهامدار خيريه باشد. جريان نقدي موسسه و يا شركت شامل مابه اتفاوت سرمايه و فروش مي باشد . مثال شركتي داريم كه سالي 1000 دست كت و شلور 100 هزار توماني يعني 100 ميليون تومان مي فروشد . سرمايه تاسيس 10 ميليون تومان است پس بقيه پول از كجا مي آيد ؟ جواب: بانك - استقراض چك بازي و..... . وضعيت دانشگاه هم مانند اين است منابع دريافتي جبران هزينه هاي جاري و استهلاكات را مي كند . استهلاك يعني چه ؟ وقتي ساختمان دانشگاه برابر با 10 ميليارد تومان ساخته مي شود بايد طي 10 سال برگشت سرمايه داشته باشد . يعني در صورت سرمايه گذاري 100 ميلياردي مي بايست طي 10 سال سالي 10 ميليارد در سهم شهريه به اين منظور تخصيص يابد.
حال دانشگاه مي بايد سرمايه ورودي خود را صرف ساختن تاسيسات زير بنايي كند و يا سرمايه خود را صرف تاسيس بانك و وام دادن كند ؟ يعني با تاسيس بانك بجاي ساختن ساختمان صد ميليارد توماني و ايجاد درآمد 10 ميليارد در سال توسط دريافت شهريه و انجام رسالت وجودي مي بايست بانك ايجاد كند ورودي سرمايه بانك را از 100 ميليارد پول نقد ساختمان ايجاد كند( اگر باشد*) و وام 5 ساله به دانشجويان بدهد كه به تدريج پول ساختمان را جمع كند ؟ قطعا فلسفه وجودي دانشگاه ايجاد حتي در آمد بر ساس اساسنامه است . ضكنا هيچ وقت در شركتها و موسسات پول نقد وجود ندارد ! زيرا خروجي همواره بيش از كل دارايي شركت است و جهت طرحهاي توسعه و گردش كار مي بايست تاميين منابع انجام شود . لذا وجود 10 ميليارد پول نقد هم فرض نا محتمل است .
لذا اگر در آمدي هم باشد مي بايست صرف توسعه فعاليتهاي مرتبط شود . مثال ديگر خودرو سازها در سر تاسر دنيا مشتاق فروش خودرو بيشتر هستند ولي هيچيك مستقيما خودرو را از طريق ليزينگ نمي فروشند . ممكن است در شركت هاي ليزينگ سهام داشته باشند ولي منابع مستقيم خود را صرف تاسيس و يا خريد شركتهاي ليزينگ نمي كنند .

حامد : علی آقا ممنون از توضیح کامل. در جواب دوستان دیگر هم عرض کردم که قصد من از این پست اثبات امکان پذیری بانک نبود (هر چند موافق این ایده هستم) و بحثم روی مکانیسم حکومت گری بود. با این حال چون کامنت های دوستان زیاد است پست مستقلی در این باب خواهم نوشت.

تنها نکته ای که بگویم این که تمام نکات شما درست ولی این ها نافی امکان پذیر بودن ورود موسسات تولیدی/خدماتی به بازارهای مالی و پولی (نه لزوما در قالب بانک) نیست. شرکت های بیمه یکی از اشکال معمول چنین سیاستی در دنیا است.

 

Farmoon :

پس یعنی می فرمایید که دانشگاه آزاد بانکی تاسیس کند به مردم وام تحصیلی بدهد... بعد همان پول را از مردم بابت شهریه بگیرد و بعد هم حود وام را با بهره احتمالا بالا از مردم پس بگیرید...

به نظر من زیاد جالب به نظر نمی آید.

عزت زیاد
فرمون

***********************************************
حامد : مخلص آقا فرمان. بلی بنده دقیقا همان فرمایش شما را عرض کردم جز این که راجع به میزان نرخ بهره چیزی جز کلمه مناسب به کار نبردم. حالا شما بگو ببینیم چرا به نظرت جالب به نظر نمی رسد؟ البته پست مستقلی در این باب خواهم نوشت.
راستی در آن مملکتی که شما ساکن هستی که بحث وام تحصیلی خیلی رایج است. چرا دانشگاه آزاد این کار را نکند؟

 

farhad :

سلام حامد
نقدی در مورد مطابت که امیدوارم نقدش‌کنی:
به نظرم این‌جور نوشته‌ها اگر چه در وبلاگ منتشر‌می‌شوند نباید زیاد "ادبیات وبلاگی" داشته‌باشند. منظورم این‌است که چون داری مشخصاً یک پیشنهاد اجرایی به دانشگاه آزاد می‌دهی باید مثل یک مشاور پیشنهادت دقیق، جامع الاطراف و قابل اجرا باشد. اما فرض‌های اساسی‌ات در این نوشته اگر نگویم مخدوش، دست‌کم قابل بحث هستند! این کار نه ممکن است و نه مطلوب.(مطلوب هم از نظردانشگاه آزاد و هم از نظر منافع ملی):
۱- با وجود قیمت بالای وام در کشور ما وامی که بخواهد پس از چندسال بازگردد آن‌هم با ریسک بالا بسیار گران خواهد‌بود. (دقت‌کنید که در شرایط حاضر که بانک ها به‌شدت تحت فشارهستند که تسهیلات را ارزان‌کنند بهترین نوع وام وام سپاس بانک سپه است که حداکثر ۵میلیون‌تومان با سود ۱۴٪ پرداخت‌می‌شود و باید ۶ ماه معادل همین مبلغ را دربانک سپرده‌کرده‌باشی وام پیشنهادی تو دست کم معادل همین مبلغ است که بدن هیچ سپرده‌ای باید چندسال بعد بازپرداخت‌شود.) دقت کن که اکثر رشته‌های دانشگاهی به آن شدت پول‌ساز نیستند و تفکیک دقیق بین رشته‌ها در این زمینه بسیار مشکل و غیرعملی است .نرخ بالای بیکاری تحصیل‌کردگان نشان‌می‌دهد که انگیزه اندکی برای اعطاء چنین وامی از سوی دانشگاه قابل تصور است.
۲- اگر این‌طور است اصلاً چرا بانک؟ خود دانشگاه شهریه را به‌جای زمان تحصیل پس از آن با سود دریافت‌کند. اما چنان‌چه گفتم این‌کار نه ممکن است و نه مطلوب. البته فراموش‌نشود که وام تحصیلی همین الان نیزبه دانشجویان پرداخت‌می‌شود. هم در برخی مؤسسات مالی و هم توسط خود دانشگاه آزاد (البته با بازپرداخت معقول)
۳- چرا و براساس چه اطلاعاتی فکر می‌کنی دانشگاه آزاد منابع مالی خیلی زیادی دارد؟ به‌نظر می‌رسد هزینه هم هنگفت است. (نکته قابل توجه: سوبسیدهایی مثل قیمت غذا در این دانشگاه) من نمی‌گویم سودی وجود‌ندارد و خیریه کار‌می‌کنند اما توان مالی برای اعطاء وام با بازپرداخت در چندسال بعد را بعید‌می‌دان داشته‌باشند. اگر این‌ةمه پول وجود‌داشت بهترین استادها در دانشگاه آزاد بودند و همچنین بهترین تجهیزات و آزمایشگاه‌ها.
۴- امکان تحصیل در دانشگاه پیام نور و شبانه که بسیار ارزان‌تر از دانشگاه آزاد هستند نیز وجود‌دارد همچنین آموزش‌کده‌های فنی و حرفه‌ای که آموزش‌های فنی کاربردی و اغلب پول‌ساز ارئه‌می‌دهند رایگان هستند. ( از جمله در رشته‌ی اتومکانیک یا تراشکاری که پسر داستان شما دوست‌داشت)
۵- چه تضمینی وجود‌دارد که آن دانشجو نخواهد در همین دانشگاه یا دانشگاه دولتی ادامه تحصیل هم بدهد که در آن‌صورت قدرت بازپرداخت وام را نخواهد‌داشت و جلوی تحصیلش را هم نمی‌شود گرفت.
۶- اگر مدیران دانشگاه آزاد برخلاف فرض شما دنبال بهره‌وری و سودآوری باشند آیا در مملکتی که وضعیت بانک‌ها(خصوصی ودولتی) و دخالت دولت‌ها این‌است که می‌بینید قاعدتاً نباید دنبال بانک‌زدن بروند، مگر این که برعکس کسب‌و‌کار خود را "بنگاه خیریه" بدانند.
۷- لب کلام اصلاً چرا برای کسانی که-با تمام احترام به آن‌ها- استعداد پذیرش در دانشگاه رایگان دولتی نداشته‌اند انگیزه تحصیل را زیاد‌کنیم؟ در حالی‌که شغل متناسب هم نداریم. شاید مشکل کنکور و دانشگاه در ایران در طرف تقاضا باشد نه عرضه، تقاضای کاذب که ممکن‌است با افزودن به سختی پذیرش در دانشگاه کاهش یابد. اخیراً جایی خواندم که چین برای کاهش تقاضای تحصیلات تکمیلی در کشورش که بازار کار متناسب را هم ندارد، پذیرش را مشکل‌تر کرده‌است. اگر چین چنین کرده ما چرا برعکس می‌خواهیم همه را بفرستیم دانشگاه؟

حامد : فرهاد عزیز سلام و ممنون.
1) راستش من اصلا قصدم از این پست پرداختن به موضوع بانک نبود. بل که آن را به عنوان مثالی از فعالیت هایی که می تواند صورت گیرد ولی در سیستم فعلی شکل نمی گیرد ارائه کردم. با توجه به بحث های دوستان پست مستقلی در باب بانک می نویسم.

2) کسی اصراری ندارد که همه از این وام ها استفاده کنند ولی اگر چنین وام هایی باشد کسانی که به علت محدودیت جریان نقدی نمی توانند وارد دانشگاه شوند "یک گزینه جدید" پیش روی خود خواهند داشت. دقت کن که از جمله این کسان ممکن است دانش جویان فوق لیسانس و دکترا در رشته های کاربردی باشند که بخواهند مدتی همه وقت خود را صرف خوب درس خواندن بکنند و از این وام برای گذران زندگی یا پرداخت شهریه استفاده کنند.

3) من هم در پاسخ یکی دیگر از دوستان گفتم که گسترش آموزش عالی وظیفه دولت نیست. دانشگاه آزاد به عنوان یک بنگاه خصوصی این کالا را هم در کنار صدها کالای دیگر در بازار عرضه می کند و هر کس که علاقه مند بود با پرداخت هزینه واقعی کالای آموزش عالی را خریداری می کند.

4) قطعا این وام امکان های دیگر را محدود نمی کند. اتفاقا هزینه تحصیل در دانشگاه آزاد را شفاف تر می کند.

می دانم که به همه سوال هایت پاسخ ندادم. سعی خواهم کرد در آن پست مستقل به موضوعاتی که هم در کامنت تو بود و هم کامنت های دوستان دیگر به تفصیل پاسخ دهم.

راستی لینکت را هم درست کردم.
ایام به کام

 

مصطفي :

من فكر مي‌كنم نبايد خودمان را اسير اين كلمه‌هاي «غيرانتفاعي»، «خصوصي»، «دولتي» و چيزهاي مشابه كنيم.
دانشگاه آزاد چيزي است كه من به آن مي‌گويم حكومتي. از اين جهت دانشگاه آزاد با دانشگاههاي خصوصي و حتّي پيام نور متفاوت است.
اگر ما اين را قبول داشته‌باشيم كه يك روز نفت تمام مي‌شود و بعد از آن تحصيل دانشگاهي رايگان ممكن است چندان معنايي نداشته‌باشد، بحث وام تحصيلي بايد كم‌كم حتّي براي دانشگاههاي دولتي هم مطرح شود. شهريه‌اي كه دانشگاههاي دولتي الآن براي دوره‌هاي «شبانه» مي‌گيرند از دانشگاه آزاد بيشتر است و فقط اقلّيّتي از جامعه مي‌توانند بچّه‌هايشان را به اين دوره‌ها بفرستند، در حالي كه اين دوره‌ها هم بالأخره حقّ تمام مردم هستند.
الآن با وجود اين كه انواع ظرفيّت‌هاي پذيرش در دانشگاههاي رنگارنگ جديد باز شده و اين طور كه مي‌گويند ظرفيت پذيرش مجموع دانشگاههاي كشور از تقاضاي ورود به دانشگاه بيشتر شده، باز هم به قول شما اقتصاددانها تابع مطلوبيّت تحصيل در دانشگاههاي دولتي متناسب با افزايش عرضه كم نشده و يك دليلش غيررايگان بودن قسمت زيادي از اين ظرفيّت‌هاي پذيرش است كه در نتيجه آنهايي كه نمي‌توانند اميدي براي تحصيل در اين دوره‌ها داشته‌باشند(به دليل نداشتن توان مالي) متقاضي همان سيستم رايگان قبلي باقي مي‌مانند.
به نظر من اين هم يك نمونه‌ي ديگر از كپي‌برداري ناقص از يك سيستم خارجي است: دانشگاهي كه غيررايگان است و ظرفيّت پذيرش بيشتري دارد، امّا براي جذب دانشجويي كه توان مالي بالايي ندارد فكر تسهيلات اعتباري را نكرده، يا به تعبير ديگر كالايي عرضه شده، بدون اين كه بازاريابي مناسبي براي آن انجام شده‌باشد. فرض ايجادكنندگان اين سيستم اين بوده كه مطلوبيّت هر نوع امكان ورود به دانشگاه(حتّي غير رايگان و حتّي براي يك دانشگاه درجه دو و سه) تا مدّت زيادي حفظ خواهد شد و هنوز هم با تكيه بر اعتبار نسبي اين فرض جلو مي‌روند، امّا اين فرض به تدريج در حال ضعيف شدن است.

 

شایان :

حامد جان.
برای Governanance میتوانی بگویی حکمرانی. فکر کنم بهتر از حکومت گری باشد.

 

شایان :

حرفی که حامد میزند در کانادا کاملا اجرا میشود. اگر شما در رشته حقوق یا دندانپزشکی یا مدیریت و امثال آن درس بخوانید که بانکها یا موسسات مالی میدانند بعد از اتمام تحصیلات شغل و درآمد مناسب خواهید داشت به شما وام میدهند. آنقدر که هم شهریه را بدهید هم برای یک زندگی دانشجویی در حد متوسط مشکلی نداشته باشید. اما اگر مثلا بخواهید فلسفه یا ریاضی بخوانید از این قبیل وامها خبری نیست و باید به بورس دانشگاه و حل تمرین و ... اکتفا کنید. ساز و کار تخصیص منابع مالی به این گونه افراد دقیقا نظیر اعطای وام به یک شرکت است: هزینه های لازم برای به ثمر رسیدن طرح و توانایی آن برای باز پرداخت وام بررسی میشود و بر اساس آن میتوانید وام بگیرید. البته من هم هیچوقت نشنیدم که دانشگاهها مستقیما وارد این بحث شوند و معمولا بانکها و سایر موسسات مالی این کار را میکنند.

حامد : شایان جان مرسی از توضیحاتت. ببین به نظرم یک دلیلش این است که دانشگاه های خوب در دنیا معمولا یک یا دو کمپوس بیش تر ندارند و تعداد دانش جویشان خیلی زیاد نیست. دانشگاه آزاد صدها شعبه دارد و تعداد دانش جوی تحت پوشش آن خیلی زیاد است و لذا آن اندازه از مشتری را دارد که ورودش را به این بازار توجیه کند.

 

بهاره :

من واقعا ناراحت شدم وقتی نظر هفتم آقای فرهاد را خواندم. بسیار ناراحت کننده است که ما خودمان برای همدیگر خط کشی کنیم و بگوییم کسی که وارد دانشگاه دولتی نشده پس استعداد نداشته است. خودمان بهتر میدانیم که استعداد را اول باید تعریف کرد، نه اینکه بر اساس یک ملاک که بر اثر محدودیت منابع ایجاد شده مردم را بی استعداد نامید. این عین بی انصافی است.
نکته دوم اینکه وجود دانشگاه آزاد لازم است (به معنی غیر رایگان) و من با نظر مصطفی بسیار موافقم که فکری به حال تسهیلات اعتباری نشده است. به نظر من رایگان بودن تحصیل بهترین گزینه مطلوب نیست؛به هر صورت چیزی که برایش پول داده باشی بیشتر دقت می کنی چه طور استفاده می کنی (حداقل من فکر می کنم انسانها اینطوری اند) ولی بایستی به ازای هر دانشجو یک اسپانسر باشد یا تسهیلات مالی در نظر گرفته شده باشد.
ضمنا اگر شما از بی فرهنگی و سادگی مردم آزرده اید نباید با تحصیل آنها (ولو با وجود بیکاری) مخالف باشید. چین مساله ای جدا است دلیلی ندارد که چون چین در این 20 ساله در مسیر جهش افتاده است هر حرکت او درست باشد.
بعلاوه یک نکته را هم در نظر بگیرید وجود هرگونه دانشکده،دانشگاه،مرکز آموزش عالی در شهرهای متوسط (و نه روستاها) در بهبود وضعیت فرهنگی و اقتصادی آن شهر بسیار موثر است و این تغییر را هم همان انسانهای بی استعداد (به زعم شما) مرتکب می شوند. این را مستدل می گویم. از طرفی نادیده نگیرید که از میان همینها تعدادی در مقاطع بالاتر تحصیلی یا مسابقات بین المللی موفقیت کسب می کند.

وقتی مشکلی وجود دارد 10 مشکل دیگر برای حل کردن آن نباید ایجاد کرد؛ آیا واقعا عدم وجود شغل دلیلی است که دانشجو نگیریم؟ آیا مشکل اشتغال با این کار حل می شود؟ آیا این افراد در عمر خود هرگز شغل با کرامت نمی خواهند؟

{یک توضیح: برای اینکه جبهه نگیرید به شما اطمینان می دهم که دانشگاه آزادی نیستم. ضمنا قصد تحول شما را هم ندارم شما مختارید نظر شخصی خود را داشته باشیداما با گسترش چنین تفکری مخالفم و به همین دلیل این پیام را نوشتم؛ به هر حال چند نفر پیام شما را می خوانند بگذار نظر مرا هم بخوانند.)

 

شب تاب :

کلا وام تحصیلی ایده خوبیه. توی آمریکا و کانادا هم رایجه و برای حیلی ها جواب داده. اما ارایه این وام توسط دانشگاه آزاد به ضرر دانشگاه های غیر انتفاعی میشه که واقعا خصوصی هستند و با منابع محدود کار می کنند. یه مثال کوچکش را ما در اصفهان داشتیم(هنوز هم باید باشه) یه آموزشگاه کله گنده ی زبان که شهریه اش را برای 6 ماه یک جا دریافت می کرد اما شما را به یک قرض الحسنه معرفی می کرد تا این شهریه را وام بگیری. کل ایده به نظر بد نمیاد ولی بحث های جانبیش هست مثل رانت. مثل اینکه چه ارتباطات پشت پرده ای بین اون قرض الحسنه و اون زبانکده وجود داره.

 

میم نون :

البته من شخصا ارتباطی با دانشگاه آزاد ندارم ولی می دانم بدون این که آن ساختار مورد نظر شما یعنی بانک خصوصی دانشگاه آزاد ایجاد شود آن اتفاق افتاده است. یعنی دانشگاه آزاد از دانشجویانی که اعلام می کنند نمی توانند یکباره همه شهریه را بپردازند به اقساط شهریه شان را می گیرد. این کار در فرم یک وام از طرف دانشگاه انجام می شود. در دانشگاه های دولتی و در دوره های شبانه که مساله شهریه باز هم مطرح است با همین سیستم دانشجوها وام می گیرند و شهریه می پردازند.
در واقع بدون ایجاد ساختار مالی ویژه این کار و با استفاده از همان امور دانشجویی و امور اداری دانشگاه و صندوق رفاه این کار انجام می شود.

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007