« اعتبارات خرد و ساختار اقتصاد ايران | صفحه اول | بازهم در مزیت رشد ناگهانی جمعیت ! »

6 آبان 85

توضیحی بر پست قبل

چون فضای سرمقاله روزنامه محدود است مجبورم خلاصه بنویسم ولی چون در وبلاگ فضای بیش تری برای گفت و گو هست فکر کردم این مقدمه را بنویسم. شاید خواندن آن قبلا از خواندن اصل مقاله مفید واقع شود. اگر با فضای ادبیات اقتصادی آشنا باشید احتمالا حس کرده اید که بحث سیاست گذاری اقتصادی معمولا سه نوع کشور را در بر می گیرد. اولین سطح معمولا به کشورهای توسعه یافته مربوط است و مسایل اصلی در آن مدیریت چرخه های تجاری و به تبع تورم و بی کاری است. ادبیات رایج اقتصاد کلان عمدتا مرتبط با چنین فضایی است. سطح دوم مربوط به سیاست گذاری اقتصادی در اقتصادهای در حال گذر است که در آن علاوه بر مسایل سطح اول موضوعاتی مثل خصوصی سازی، بازسازی بازارهای مالی، آزادسازی اقتصاد و جذب سرمایه خارجی نیز مطرح است. نهایتا سطح سوم وارد فضای اقتصاد توسعه می شود که زبان آن به طور سنتی کمی متفاوت تر از بقیه اقتصاد است. این حوزه از یک طرف تحت نفوذ متفکران چپ است و از سوی دیگر با ادبیات حوزه هایی مثل جامعه شناسی آمیخته است. مسایل اقتصاد توسعه عموما مربوط به کشورهایی است که در آن ها نهادها و زیرساخت های پایه اقتصاد اساسا شکل نگرفته اند و ساختار تولید هم بسیار ابتدایی است. لذا متخصصان به دنبال راه های نسبتا ساده ای می گردند که بتوانند بازده تولید در اقتصادهای به شدت فقیر این کشورها را بهبود بخشند. من نمونه ای از این راه های ساده را در اصل مقاله ذکر کرده ام.

نکته بسیار کلیدی از دید من که سعی کرده ام در مقاله به آن اشاره کنم خلطی است که برخی در داخل ایران بین وضع ما و وضع کشورهایی که ادبیات اقتصاد توسعه متناسب با آن ها است مرتکب می شوند. این گروه از افراد با الهام گرفتن از ادبیات سنتی اقتصاد توسعه (توضیح : اقتصاد توسعه هم در حال تحول است ولی گفتمان حاکم بر آن تا حد زیادی هنوز سنتی باقی مانده است) روش هایی را پیش نهاد می کنند که اصلا به حال و هوا و سطح و اندازه کشور ما نمی خورد. اعتبارات خرد و بحث صنایع کوچک روستایی از این قبیل توصیه ها است. در حالی که تا جایی که من می دانم اصولا سیاست های توسعه ای در کشوری مثل کشور ما تفاوت زیادی با اقتصادهای پیش رفته دنیا ندارد و بیش تر باید متمرکز بر همان مسایل استاندارد اقتصاد کلان مثل ثبات سازی در سطح کلان، تقویت نهادها و آزادسازی ها باشد. تنها تفاوت اصلی بحث نهادسازی است که آن هم موضوعی متفاوت از مباحث رایج اقتصاد توسعه سنتی است.



   نظرات

نوید :

حامدخان میتونید در مورد رشته های زیر شاخه بیزینس کخ بعد از دبیرستان میشه (در کشور های توسعه یافته) خوند مثل آنتروپرنرشیپ, ام.بی.ای, چارتد اکاتینگ, اینترنشنال بیزینس و الخ درکنار جایگاهشون در افکار عمومی بنوسید قطعا چارتد اکاتینگ جایگاه خیلی بالاتری از ترجمه فارسیش "حسابداری" داره ...

 

شایان :

آقا حامد یه بار به ما محل گذاشتید دیگه ول کن نیستیم!!
سوال در اقتصاد کشاورزی:
می دونیم بهره کشاورزی در ایران خیلی پایین تر از حد قابل قبوله. یکی از دلایل نه چندان کم اهمیتش پایین بودن سطح سواد و آگاهی کشاورزان از اصول کشاورزی است.
حالا فرض کنیم دولت یا یه شرکت بزرگ بیاد زمینهای کشاورزی رو تصاحب کنه. با یکپارچه کردن، علمی کردن و ریختن سرمایه هایی که در حالت عادی از دست کشاورز معمولی حتی با وام برنمیاد، بهره کشاورزی رو بالا ببره.
از کشاورزهای فعلی هم به عنوان کارگران حقوق بگیر این مزراع استفاده می شه. به این ترتیب برای اونا کاهش ریسک و حقوق ثابت هم مفید فایده میشه. روستاها هم از بین نمیرن، بلکه به شکل خانه های سازمانی کارگران کشاورز در خواهد آمد.
درسته که یه کم دیدگاهی کمونیستیه ولی جای فکر داره. نه؟

 

شب تاب :

درباره ی گندم با ارایه خدمات مشاوره ای نوع زمین و بذر اصلاح شده و میزان آبیاری ، تولید رشد کرد.
ایران به سیاست های اقتصادی صحیح احتیاج داره. سیاستهای غلط سالهای گذشته سبب شد بازار فرش ایران را پاکستان و ترکیه در دست بگیرند. اما اگه بازار فرش ایران رشد کند، وام های کوچک فراهم کردن دار قالی هم می تواند اقتصاد یک خانواده را رشد بدهد.
مشکل ایران اکنون با این وام ها حل نمی شود. مشکل ساختاری است.

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007