« چرا کارآفرینان یا سهام داران باید سود ببرند؟ | صفحه اول | ریسک و بازده »

12 آبان 85

...

در سال های قبل از انقلاب در شهر کوچک پدر و مادر من پیرمرد روحانی از نسل روحانیون سنتی زندگی می کرده که طبق شنیده هایم بسیار وارسته بوده است و خودم بارهای بار در جمع های مختلف مردم آن شهر ذکر نیکی های او را شنیده ام. یکی از اقواممان که اصولا آدم ضدمذهبی است حکایت می کرد که این آدم زندگی محقرانه ای داشت. انگار یک وقتی شب یا دم صبح خانه نبوده و دزدی آمده بود و وسایل خانه اش را برده بود و همان موقع گرفته بودندش. گویی خانه اش دیوارهای بلندی داشته و فردا صبح که مردم جمع شده بودند و راجع به دزد خانه صحبت می کردند سر و کله اش پیدا می شود و به جای آن که سراغ دزد و وسایلش را بگیرد می گوید خدا رحم کرده این جوان از بالای این دیوار پایین نیفتاده و گرنه معلوم نبود چه به سرش می آمد. این پیرمرد با سلوکش حتی این فامیل ضدمذهب ما را هم به خودش علاقه مند کرده بود.

محسن حجتی دوست قدیمی ام که وبلاگش برای آشنایان گاه شورانگیز و گاه بسیار نوستالژیک است راجع به پدرش نوشته است. پدری از جنس همان روحانی.

این جور داستان ها گونه ای تاریخ شفاهی از نسلی از آدم های این سرزمین است که مرتبا کم یاب تر می شوند. همیشه دوست دارم از این جنس حکایت ها بیش تر بخوانم و بشونم.



   نظرات

سمیرا :

سلام هموطن حال شما خوبه؟ چیزی که باعث شد به سراغ وبلاگ شما بیام کنجکاوی بود به فامیلی تون..شما احیانا نهاوندی نیستید؟

حامد : سلام سمیرا خانم، من ارومیه ای هستم البته با برخی قدوسی های نهاوند هم دوستی نزدیکی داشتم.

 

حسين :

سلام اقای قدوسی عزیز
پست های شما زیبا وعلمی بوده امیدوارم همیشه شاداب وبا طراوت وبه همین زیبایی بنویسید موفق باشید

 

بهمن :

فکر میکنی تایید چنین آدمی با مبانی فکری تو سازگاری داره؟ کنایه نبود ها. پرسیدم واقعا.
یعنی مثلا اصولا "قناعت" با چیزایی که تو تو اقتصاد قبولشون داری& باز هم یه فضیلت محسوب میشه؟

حامد : بهمن سوال مهمی است که البته فکر کنم قبلا سعی کرده ام یکی دو بار در بابش بنویسم. حالا که پرسیدی دوباره می نویسم.

 

reza :

excellent question by BAHMAN ... I asked the same question from a friend after attending a lecture by a DARVISH(!) in chicago

are we really consistent ... I really doubt it

 

متتی :

سلام
یه مطلب مرتبط با به نوشته های شماه - موج بچه های جدید و بازهم در مزیت رشد ناگهانی جمعیت- در این آدرس:
http://mattati.blogspot.com/2006/11/blog-post_04.html
نوشتم. اگه خوندید ممنون می شم که نظرتون رو بگید.

 

بهاره :

هفته پیش این جمله را در روزنامه از قول یکی از مسئولین وزارت بازرگانی خواندم : "توسعه اشتغال در گرو توسعه صادرات است". واقعا بین صادرات و اشتغال رابطه (موثر) وجود دارد؟

یک سوال کلی تر: چه فاکتورهایی در اقتصاد کلان بر اشتغال تاثیر دارند؟

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007