« سقف ثروت | صفحه اول | »

16 آبان 85

برنامه روزانه

در ده روز گذشته جریان زندگی من کما بیش چیزی شبیه به این بوده و تا ده روز دیگر هم همین طور خواهد بود :

شروع

{ پاسخ دادن به ایمیل ها، (گویا، بازتاب، ایسنا، انتخاب)، خواندن برای تافل، تلاش برای فهمیدن نیم صفحه دیگر از مقاله اپشتاین، صبحانه، تست تافل، نوشتن وبلاگ، تلاش برای فهمیدن نیم صفحه قبلی مقاله اپشتاین، آش پزی، (گویا، بازتاب، ایسنا، انتخاب)، تست تافل، جواب دادن کامنت ها، ناهار، تست تافل، نوشتن وبلاگ، تست تافل، جواب دادن ایمیل ها، آش پزی، (گویا، بازتاب، ایسنا، انتخاب)، شام، خواندن برای تافل، مرور یک صفحه از مقاله اپشتاین، خواب }

برگرد به شروع

کاش زندگی همیشه این قدر ساده و بی دردسر وبدون مسوولیت بود. گاهی فکر می کنم اگر بتوانی در چنین سبک زندگی فرو بروی هرگز هوس هیجان نمی کنی.

پ.ن : در یک قرارداد غیرصریح با مریم تقسیم کار کرده ایم. از بین کارهای خانه من آن یکی را که خیلی دوست دارم و تفریح بزرگم است یعنی آش پزی و ابراز خلاقیت! در آن را انتخاب کرده ام و مریم هم کار جمع و جور کردن ریخت و پاش های من را. اتفاقا تقسیم کار بهینه ای است. آدم شکمو غذا می پزد و آدم با سلیقه خانه را مرتب می کند.



   نظرات

patt :

vali be nazare man intory zendegi kardan ba marg hichfarghi nadare . zendegi yani hayajan na aramesh motlagh age hamishe aramesh dashte bashi kam kam manisho faramoosh mikoni

 

:

این خواندن گویا انتخاب وبازتابوایسنا تمرکزت رو بهم نمیزنه(مخصوصا برای ریاضی خوندن) ؟فکرت رو در گیر نمی کنه؟من شدیدا دچار این مشکل شدم و هیچ جور هم نمی توانم کلا آن را کنار بگذارم .اگر راه خلی داری خواهشا بگو. ممنون.

 

دوپا :

اينكه روزي دوبار (يا بيشتر) وبلاگ مي نويسي، خصوصا در شرايطي كه بقيه كم مي نويسند، جاي بسي خوشوقتي داره براي ما (:

 

مانی :

درسته. اما برای جلوگیر از هوس هیجان راههای راحت تری هم هست. «طبع ایرانی» اینجا هم نوع خوردنیش رو می پسنده، مثل والیوم، تریاک، سم و واجبی!
من خودم بخاطر اختلال در «طبع» پریدن از ساختمان های بلند، خود را جلوی قطار انداختن و امثالهم را ترجیح می دهم. البته هنوز از خوردن گیلاس سیر نشده ام. آخ کیارستمی ... کیارستمی کجایی!

 

ناتالی :

اتفاقن هر چی بیشتر فرو بری بیشتر دلت هیجان می خواد! ضمنن صداتون به ایران هم می رسه

 

ق :

اي بابا! حامد! تو كه ناهار و شام رو داري مي پزي. پس خانم بچه ها چه كار مي كنند D:

 

احمدسیف :

حامد بدون این که احتمالا چنین قصدی داشته باشد دارد این جا ادعاهای خیلی بزرگی می کند. هم می توان از نظر اجتماعی و سیاسی و آموزشی فعال بود و هم کارخانگی کرد و هم خوش بود. و بعد، نتیجه گیری من- نه حامد از نوشته خود او- اگر زنها که از این مجموعه عمدتا درگیر کار خانگی هستند و از این بایت ناراضی اند، « تقصیر خودشان است».
بگذریم حامد جان: خوبی تو. به مریم خانم هم سلام برسون.

 

داريوش :

وای وای وای وای! دل‌ام به حال خانم‌ات سوخت که توی ليست بالا بلند تو هيچ جايی نداشت (شايد هم داشت ولی سانسور کرده‌ای)! به نظرم کار اضافی زياد می‌کنی. برنامه‌ات را کمی عوض کنی بهتر است ها! از ما گفتن!
(آش‌پزی‌ات هم جوری است که آدم فکر می‌کنند شماها به جز «آش» هيچ غذای ديگری نمی‌خوريد!)

 

عماد :

اون قدیما. خونه خودت. فکر کنم مراسم آش پزون واسه بچه های مجله.
احمد نیک مهر آش می پخت و تو هم به چارچوب در آشپزخونه تکیه زده بودی و شکمت رو می خاروندی.

وقتی کلمه "شکمو" رو خوندم یهو یاد اون روز افتادم.

 

سولوژن :

این تقسیم کارت ضدفمینیستی است! خلاقیت را از زنان گرفته است. اعدامت باید کرد به طور قطع.

 

Arash :

مال من هم همینه جز اینکه به جای تافل و اون مقاله خفن من باید رویه تزم کار کنم.

 

پیمان :

مرسی بابت راهنمایی که کردید !

 

mahan :

Since you are studying for TOEFL, I really recommend the Educational Testing Service publications (ETS). In case you haven't tried them yet, they are very similar to questions that you are going to encounter during the TOEFL exam. The books are quite small and they only contain sample tests. Cambrige is also good if you want to improve your grammer.

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007