« این است وضع ما | صفحه اول | بازار پیوند اعضاء »

24 آبان 85

حاشیه ای بر سقف ثروت

در پست مربوط به سقف ثروت از دوستان خواسته بودم به جای اقتصاددان طرف دار بازار جواب بدهند که جواب ها اکثرا خواندنی بودند. من به طور ویژه از جواب خانمی به اسم مریم خیلی خوشم آمد. عین کامنتشان را این جا کپی می کنم و یک توضیح مختصر اضافه می کنم.

"البته رشته تحصیلی من علوم سیاسی است و چیز خیلی زیادی از اقتصاد نمی دانم اما تصور می کنم جواب کسی که به اقتصاد بازار و طبعا داروینیسم معتقد باشد به این استدلال این خواهد بود که هر گونه دخالت در جریان طبیعی اقتصاد که بقا و رشد اصلح را یا به خطر اندازد و یا محدود کند و در مقابل به کسانی امکان رشد دهد که از توانمندی کافی برخوردار نیستند موجب به خطر افتادن رشد اقتصادی خواهد شد که از جریان طبیعی آن در نهایت همه افراد جامعه سود خواهند برد. حتی اگر به قیمت وجود شکاف طبقاتی در جامعه تمام شود. "

تنها نکته ای که من می خواهم به طور جزیی تر به توضیح ایشان اضافه کنم این است که در کنار بقیه منابع کم یاب، "شخصیت های کارآفرین" و "ثروت آفرین" در جوامعی مثل ما به شدت کم یاب هستند. حتی شاید بشود گفت یکی از کم یاب ترین ها، چون به هر حال سرمایه و نیروی انسانی تا اندازه ای در دست رس هست. در نتیجه سیاستی که بخواهد انگیزه این تیپ آدم ها را از بین ببرد جامعه را از یکی از کم یاب ترین منابع خود محروم کند قطعا وضع همه را بدتر می کند. لذا اگر ایده معلم اجتماعی مرحوم ما عملی شود و سقف ثروت (یا شکل ملایم تر آن مالیات های سنگین بر درآمد های بالا) اجرا شود احتمالا ما شاهد ظهور تعداد زیادی شرکت متوسط هم ارزش شرکت های قبلی نخواهیم بود بل که بهره وری کلی شرکت های موجود در اقتصاد افت خواهد کرد. این نکته کلیدی شاید برایتان جالب باشد و قبلا هم در مقاله ای در رستاک گفته ام. کشورهای اسکاندیناوی که مظهر مالیات گیری و توزیع درآمد برای ایرانیان هستند "کم ترین" نرخ مالیات بر شرکت ها را در کل اروپا دارند (غیر از آلمان). آن جا اگر حقوق بالا بگیری مالیات زیادی می دهی ولی اگر درآمدت از سرمایه گذاری و شرکت داری ناشی شود مالیاتت بسیار کم می شود. این یعنی این که حتی جامعه ای مثل سوئد و دانمارک آدم ها را تشویق می کند که بروند و از طریق کارآفرینی پول دار شوند و پولشان را برای خودشان حفظ کنند.



   نظرات

سلماز مصلحي :

فرض کنيم که بالاترين سطح درآمدي در جامعه A باشه . خوب اگر نرخ ماليات بر درآمد را براي درآمد هاي بالاتر از اين مقدار صفر بگذاريم حرکت ما parato improvement خواهد بود چون اين سياست بر هيچ قشر جامعه به غير از همون قشر پردرآمد تاثير نمي گذاره . ممکن هست انگيزه اون گروه را براي تلاش بيشتر افزايش بده اما بر قشر ديگري تاثير نداره . با اين تحليل حتي ماليات بالاتر براي درآمدهاي بالاتر هم زير سئوال مي ره. پيچيده است با در نظر گرفتن اثر سياست هاي مالياتي بر انگيزه کارآفرينان و عرضه نيروي کار تحليل پيچيده تر هم مي شه.

 

سلماز مصلحي :

فرض کنيم که بالاترين سطح درآمدي در جامعه A باشه . خوب اگر نرخ ماليات بر درآمد را براي درآمد هاي بالاتر از اين مقدار صفر بگذاريم حرکت ما parato improvement خواهد بود چون اين سياست بر هيچ قشر جامعه به غير از همون قشر پردرآمد تاثير نمي گذاره . ممکن هست فقط انگيزه اون گروه را براي تلاش بيشتر افزايش بده اما بر قشر ديگري تاثير نداره . با اين تحليل حتي ماليات بالاتر براي درآمدهاي بالاتر هم زير سئوال مي ره. پيچيده است با در نظر گرفتن اثر سياست هاي مالياتي بر انگيزه کارآفرينان و عرضه نيروي کار تحليل پيچيده تر هم مي شه.

 

حق پرست :

سلام
آن مطلب شما بر يك پيش فرض غلط استوار بود شما كارآفريني را مولد سرمايه و ثروت در ايران دانسته ايد. اين پيش فرض ضعف تفكر ليبراليسم اقتصادي در ايران است چون از بن غلط است و چون بقيه استدلالات بر اين پيش فرض استوار مي شود هيچوقت راه خلي نمي توانيد براي ايران ارائه بدهيد و وقتي هم تفكرات شما ( منظورم شخص شما البته نيست ) به مرحله اجرا در مي آيد شاهد تورم 49% مي شويم مانند دوران تعديل اقتصادي . شركتهايي كه شما از آنها نام برديد اصلا در مقابل سرمايه سالاران ايراني عددي نيستند.

 

حق پرست :

شالوده ثروت در ايران بر تجارت و رباخواري استوار است نه كار آفريني.
البته نظريات معلم شما بر تخيل استوار بوده است و امكان تعيين سقف براي ثروت نيست ولي مطمئنا در ايران از راه كارآفريني امثال گيتس بوجود نخواهد آمد چون ساختار كارآفريني در ايران اينچنين نيست كه ثروتهاي بيكران توليد كند زيرا تكنولوژي انحصاري وجود ندارد

 

Taha :

در مورد کشورهای اسکاندیناوی:
مالیات بر شرکتها در دهه نود پایین امد. دلیل ان هم رقابت با سایر کشورها جهت جذب سرمایه. حواسمان باشد که اینکار مستلزم وجود زیربنای اقتصادی و حقوقی صحیح میباشد و حتی در صورت وجود این زیربناها, تجربه ثابت کرده که رشد حاصله از این سیاستها معمولا کوتاهمدت است. کی پی ام جی اطلاعات سالیانه خوبی رادر این مورد منتشر میکند.
در ضمن, داشتن نرخهای متفاوت باعث ایجاد پیچیدگی است.
حال اینکه در ایران واقعا چه کسی چه مقدار مالیات می پردازد , جای بحث است!!!! قول معروف است که مردم (پولدارترها) اکثرا پس از کم شدن نرخ مالیات, مبلغ مالیات پرداختنیشان فرقی نکرد ;-)

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007