بازار پیوند اعضاء
آمارهای پزشکی نشان می دهد که صدها هزار نفر در کشورهای مختلف می توانند با پیوند کلیه به جای استفاده از دستگاه دیالیز زندگی خیلی به تری داشته باشند. از طرف دیگر فرد اهداء کننده می تواند با یک کلیه هم زندگی تقریبا در سطح قبلی داشته باشد. در این بین مساله تطابق بافت پیونده دهنده و پیوند گیرنده هم مهم است. می دانیم که هر قدر سبد اعضای اهدایی بزرگ تر باشد شانس این که افرادی که نیازمند عضو هستند عضو متناسب با بافت بدن خود را پیدا کنند بیش تر می شود.
می بینید که مساله مهم این است که افراد زیادی با کلیه اضافی زندگی می کنند و عده ای هم به خاطر نداشتن یک کلیه از دنیا می روند یا زندگی سختی را تجربه می کنند. پس اگر بتوانیم کاری بکنیم که تمایل افراد دارای دو کلیه به انتقال یک کلیه خود به فرد نیازمند بیش تر شود رفاه اجتماعی را افزایش داده ایم. پس ما می خواهیم سبد کلیه ها را بزرگ کنیم. این یک سوال سیاست گذاری مهم است که چه مکانیسمی می توان برقرار کرد که این سبد را بزرگ تر کند. این گزینه ها مطرح است:
1) یک راه این است که چیزی مثل بیمه عضو ایجاد شود. افراد در باشگاه اهدای اعضاء مشارکت می کنند و متعهد می شوند که هر وقت کسی از اعضاء به مرحله خطرناک رسید یکی از کلیه های خود را (طبعا اگر دو کلیه داشتند) به او اهداء کنند. اهداء کننده هم کسی خواهد بود که بافت بدنش شباهت بیش تری به بیمار داشته باشد. با این روش افراد ریسک را بین خود تقسیم می کنند. مشکل این روش سرباز زدن افراد از اجرای تعهد است. افراد موقعی که خودشان نیاز دارند حاضر خواهند شد ولی وقتی وظیفه اهدای عضوشان را داشته باشند غیبشان می زند و پیدا کردنشان راحت نیست. طبیعی است که کسی که غیبش بزند از کلوب اخراج می شود ولی همین فرد اگر قرار بود عضو دریافت کند قطعا حاضر می شد.
2) یک راه بر غلبه بر مساله فوق ایجاد بازار اقتصاد خرید و فروش اعضاء است. این جا مساله اشتراک ریسک نیست بل که هر فردی در مقابل دریافت بالاترین قیمت ممکن عضو خود را اهدا می کند. لذا مشکل قبلی حل می شود. البته از دید برابر طلبانه این روش باعث می شود اعضاء بدن گیر افراد پول دار بیاید. یک راهش این است که دولت قیمت عضو را ثابت تعیین کند و لذا ثروت فرد (و لذا قیمت پیش نهادی بالاتر) برایش حسنی ایجاد نکند. این روش باعث کاهش تمایل افراد به اهداء عضو خود می شود.
3) کلوبی شبیه مورد اول داشته باشیم ولی با این تفاوت که وقتی فرد عضو کلوب از دنیا می رود کلیه های او اجبارا به کلوب اهداء شود. فرد هم چنین می تواند تعیین کند که کلیه های او با اولویت بیش تری به خانواده یا دوستانش برسد. اشکال این روش این است که تعداد افراد از دنیا رفته ممکن است کم تر از افراد نیازمند باشد.
مساله البته به این سادگی حل نمی شود. یک موضوع مهم که باقی می ماند این است که اولویت دریافت کلیه با چه کسی است؟ اگر می خواهید بیش تر بدانید این جا را بخوانید.

نظرات
يعقوبي :
سلام
با نظر شما موافقم اما شاخص رفاه اجتماعي براي اين مورد خيلي كلان است بهتر است از شاخص QALY كه نشان دهنده سالهاي زندگي توام با كيفيت است استفاده كنيم و تغييرات آن را در افرادي كه از پيوند عضو استفاده كردند پايش كنيم
از مططلب شما و نگاه گسترده شما به اقتصاد و گرايش پزشكي خوشحال شدم پايان نامه كارشناسي ارشد من در رشته اقتصاد پزشكي ( سلامت ) در مورد هزينه مطلوبيت پيوند دريچه قلب است كه اتفاقا اين موضوع رو برسي كردم هر وقت نهايي شد چكيده اونو براتون ايميل مي كنم
يعقوبي - November 15, 2006 04:59 PM
بهاره :
یک موضوع دیگه هم هست, ترس از اینکه با اهدای عضو افراد سلامتی خودشان در خطر بیفتد، هست. (ترس اینکه اگر بعدها برای این کلیه باقیمانده شان مشکلی پیش آيد کی به دادشان می رسد؟) اگر چنین شد چه کسی تضمین می دهد که به راحتی به کلیه دسترسی داشته باشند و از آنها پشتیبانی شود؟ آيا مکانیزمی برای حمایت از افراد اهدا کننده وجود دارد؟ آیا تشویقی از نظر بهداشتی هست؟
یک چیزی، این دو سه روز قشنگ حس کردم از چی می نالی. در یک جمعی چند نفر از اعضای فعلی انجمنها و معاونت های اداره ها بودند. وای اگر بدانی تازه از یک موضوعی (فقط از عنوان آن!) مطلع شده بودند، اگر بدانی میخواستند یک سیتم علمی نوین :) بیافرینند. اگر توی آن جمع کوچولو نبودم حتما بلند میشدم می گفتم حالا اینو یاد بگیرید اجرا کنید بعد بگید اینجاش غلطه فلان جاش درسته. سعی خودمو کردم ولی ...
امام علی می گه (یه چیزی به این مضمون)نگاه نکنید کی داره حرف میزنه ببنید چی داره می گه {شاید بنده خدا راست میگه)
ای کاش منم بزرگ یودم.
بهاره - November 15, 2006 05:20 PM
bashir :
http://www.tik.ir/display/?ID=31756&page=1
سلام ببخشید این ربطی به موضوع بحث نداره خواستم نظرتوراجع به بر کناری دکترای اقتصاد و اوردن یک لیسانس عمران برای ریاست سازمان مدیریت بدونم
bashir - November 15, 2006 06:32 PM
Leva :
حامد جان سلام.
چیز دیگه ای که به نظر من میرسه کاری هست که ما اینجا انجام میدیم. یعنی روزی که گواهینامه ها مون بعد از قبولی با پست به دستمون میرسیه یه کاغذی همراهش میاد که توش در مورد پیوند اعضا بعد از مرگ در اثر تصادف نوشته. اگه موافق به دادن اعضا باشیم کارت کوچیکی رو امضا میکنیم و اون رو همراه گواهینامه نگه میداریم. و علاوه بر اون یک برچسب خیلی کوچیک قرمز رنگ دایره شکل هم هست که میزنیمش به گواهینامه.
بنابراین در صورت تصادف و مرگ سریع پلیس و پزشک متوجه میشه که این فرد خودش خواستار اهدا عضوش بوده و دیگه میشه خیلی سریع عمل کرد.
من این شیوه رو خیلی میپسندم.
( نمیدونم تو اروپا هم اجرا میشه یا نه)
Leva - November 15, 2006 07:06 PM
سولوژن :
اگر فرض کنیم شانس از کار افتادن یک کلیه مستقل از کار افتادن کلیهی دیگر است (که حدس میزنم خیلی اینطوری نباشد و به هم وابسته باشند. البته من هیچ موردی را هم نشنیدهام که دو کلیه را با هم در بیاورند)، اهدای یک کلیهی سالم از دو کلیه، شانس بدون کلیهشدن فرد را دو برابر میکند (و اگر فرض اول را واقعیتر بکنیم، یک چیزی بین یک تا دو). مخصوصا من بعید میدانم بدن تنها با یک کلیه کارش راه بیافتد (وگرنه از نظر تکاملی چیز بیخودی میشود که باز هم اینگونه نیست).
به نظرم سازمانبخشیدن و پربازدهکردن سیستم دریافت اعضای بدن افرادی که فوت میکنند معقولتر از این سیستم پیشنهادیات (یا حالا هر کس دیگری!) باشد.
سولوژن - November 15, 2006 08:02 PM
AliS in Wonderland :
Heh :) mibinam ke pa to kafshe maha kardi hamed :))))
AliS in Wonderland - November 16, 2006 02:19 PM
شب تاب :
اینجا وقتی می خوای گواهینامه بگیری ازت می پرسن که می خوای اهدا کننده باشی و اگر بخواهی یه قلب کوچک قرمز به گواهینامه اضافه میشه. ولی من نمی دونم که ین برای همه ی اعضا پیوندی کار می کنه یا نه؟ ولی به هر حال روش خوبیه.
اون ترسی هم که دوستان اشاره کردن هست. اصلا چند نفر را می شناسین که برن خون اهدا کنن؟ تازه سازمان انتقال خون از همه لحاظ هم خون اهدایی را چک می کنه و نتیجه اش را به طرف اطلاع میده، یعنی برای خود شخص هم سود دارد.
شب تاب - November 16, 2006 04:35 PM
Amir :
در اسپانيا و چند کشور ديگر اروپايی اگر مايل نيستی که هنگام بعد از مرگ از ا عضای بدنت برای افراد محتاج استفاده کنّد ميبايستی که در وصيتنامه ذکر کنی. در غير اين صورت به طور خودکار از آنها استفاده ميکنّد.
Amir - November 16, 2006 09:05 PM
مژده :
baba sevvomi yekmoshkele dige dare! aslan kollie frarde fot shode mitoone peivand bokhore?!?!? ino bayad az doktor ahmad porsid, dar in soorat kooloope kolie dagh ro be gofte hessam bar asase pishnahade sevvom paye gozari mikonim;-)))
مژده - November 17, 2006 10:54 PM
Mohammad :
dar bishtar e keshvarhaaye donyaa kharid o foroosh e a'zaaye badan be har dalil gheire akhlaaghi va gheire ghaanooni be hesaab miaad. banaabarin raah e halle kharid o foroosh amalan emkaan pazir nist.
man ye edde economist ro mishnaasam ke daaran sa'y mikonan ke too amrica system i raah bendaazan ke kaaraayi e baazaar e kolliyye ro afzaayesh bede. ide-ye ghazie ine ke age to be kolliyeh ehtiaaj daashte baashi va yek nafar ham daashte baashi ke haazer baashe bet kolliyye ehdaa kone, vali oon fard baa to compatible nabaashe, sa'y mikonan ye zoj e dige be hamin soorat peydaa konan be towri ke in 2 zoj betoonan kolliyye haashoon ro baa ham exchange konan. ya'ni kesi ke mikhaad be A kolliye ehdaa kone kolliasho bede be B va dar avaz kasi ke mikhaaste be B kolliye bede kolliasho mide be A. tarraahi e mechanism baraa chenin exchange-haayi az nazar e eghtesaadi mas'aleye jaalebie. khaasti mitooni ye seri maghaale raaje' be in mozoo' roo homepage e Al Roth (az Harvard) peydaa koni (roo "kidney exchange" search kon). fekr konam taa haalaa in system eshoon ro too New England piaade-saazi kardan.
ye mored e digeyi ke too amrica hast ine ke age to be soorat e gomnaam kolliye ehdaa koni (ya'ni be kasi ke nemishnaasish), ba'dan age khodet ehtiaaj be kolliye daashti, dar olaviat gharaar migiri baraa daryaaft kolliye. albatte asar e in kheili ziaad nist, vali belakhare saali chand-sad nafar hastan ke be soorat e gomnaam kollie hadiye bedan.
Mohammad - November 18, 2006 02:17 AM