« موسیقی : هر که ما را یاد کرد ... | صفحه اول | دانش گاه آزاد »

3 آذر 85

در دفاع از حقوق هفت میلیونی مددی

خبرگزاری انتخاب چند روز پیش خبر غیررسمی مبتنی بر این که حقوق محمد مددی مدیرعامل تامین اجتماعی حدود هفت میلیون تومان است منتشر کرد. به درستی و غلطی خبر کاری ندارم. احتمالا تا حدی در مورد رقم عددی حقوق اغراق شده ولی این که ارزش ریالی حقوق و مزایای مدیرعامل تامین اجتماعی به رقمی مثل این نزدیک باشد خیلی غیرواقعی نیست. طبعا این خبر واکنش هایی را در بر خواهد داشت. احمد سیف عزیز هم مطلبی نوشته بود که البته مستقیما به این موضوع مربوط نبود و باعث شد یکی دو تا کامنت با هم رد و بدل بکنیم. بعد فکر کردم شاید بد نباشد کل ماجرا را این جا هم به بحث بگذاریم.

1) سازمان تامین اجتماعی دو سازمان بزرگ را اداره می کند یکی شرکت سرمایه گذاری تامین و یکی هم بخش بیمه و درمان. سرمایه گذاری تامین یکی از بزرگ ترین هولدینگ های سرمایه گذاری در ایران است که رقم سرمایه آن به میلیاردها دلار بالغ می شود. مدیرعامل چنین شرکتی با این ابعاد همه جای دنیا حقوق و مزایایی بالای یک میلیون دلار در سال دارد. دست مزدها در ایران عین خارج نیست ولی لزوما هم خیلی فاصله ندارد. دست مزد بخش های تخصصی در ایران حدود یک چهارم خارج است بنا براین حقوق نود هزار دلاری برای مدیرعامل این نهاد خیلی خارج از چارچوب بازار کار نیست.

2) مددی را من شخصا می شناسم و مدت نسبتا طولانی مشاور هولدینگی بودم که او مدتی مدیرعاملش بود. آدم خوش فکر و باقابلیتی است. قبل از دولت احمدی نژاد مدیرعامل یک هولدینگ بزرگ بخش خصوصی بود و در کنار آن هم یک شرکت خصوصی مهندسی را اداره می کرد و بعید می دانم که در بازار خصوصی درآمدی کم تر از رقم فعلی اش داشت. اتفاقا من خوش حالم که احمدی نژاد حداقل در این یک مورد عقلش رسیده است که آدمی در قد و قواره مددی را جذب دولتش کند و کار را دست جوانک ها و آدم های بی قابلیت نسپرد. مددی دو ماه پیش استعفا کرد و گفت که نمی تواند با این دولت کار کند ولی نمی دانم چه شد که راضی شد بماند.

3) ماجرا را جور دیگری می توانیم ببنیم و این در واقع نکته اصلی من است. الان حقوق و مزایای دریافتی یک کارشناس تخصصی خوب در شرکت های سازمان های تامین اجتماعی حدود یک میلیون تومان است. قاعدتا مدیر این کارشناس که مسوولیت بیش تری دارد باید بیش تر از او حقوق بگیرد و مدیرعامل یک شرکت با احتساب پاداش ها معمولا دو سه میلیونی گیرش می آید. اگر همین سلسله مراتب را رعایت کنیم و به ترتیب در رده های مدیریتی داخل هولدینگ پیش برویم حقوق هفت میلیونی برای مدیرعامل تامین اجتماعی چندان عجیب و دور از منطق نیست. اتفاقا اگر کم تر از این باشد اوضاع بیش تر به هم می ریزد چرا که آدم های قابل ترجیح می دهند مشاغل رده پایین را قبول کنند و یا وارد بخش خصوصی شوند و بی خود خودشان را درگیر کارهای پر مسوولیت آن هم در این سیستم دولتی به هم ریخته نکنند. این پدیده شبیه ماجرای کژگزینی (Adverse Selection) است. با پایین بردن حقوق بخش دولتی ضعیف ترین آدم ها را تشویق می کنیم که در این بخش بمانند و کل کشور از این ماجرا متضرر می شود.

4) با همه این حرف ها یک نکته اساسی باقی است. می توان این پرسش مهم را مطرح کرد که چرا رقابت برای گرفتن این پست و پست های مشابه آن برای همه باز نیست و فقط عده معدودی می توانند آن را تصاحب کنند. ضمن این که بعد از آن نظارت شفافی بر این که عمل کرد این مدیر چه بوده و تا کی می تواند در دفترش باقی بماند وجود ندارد. به نظر من روشن فکران این کشور به جای این که با موج عوام زدگی هم راه شوند و به رقم حقوق اعتراض کنند اتفاقا باید از آن دفاع کنند ولی به طور هم زمان نوک انتقاداشان را به سمت قابلیت ها و عمل کرد افرادی که این پست ها را احراز می کنند متوجه کنند.

* مددی یک مثال است. این رقم حقوق و مزایا (روی هم) در بسیاری از شرکت های دولتی مهم از جمله صنعت نفت و پتروشیمی و خودرو و فولاد چندان نامعمول نیست و همیشه هم باید با مخفی کاری و ترس و راه های نیمه قانونی هم راه باشد. به نظرم باید با دفاع از این حقوق ها به شفاف شدن آن کمک کرد.



   نظرات

anonymous :

آقا يک ميليون دلار رو گفتی و کردی کبابم!
با حقوق و مزايا اگر حساب کنند احتمالاً همان هفت هشت ميليون تومان درست است.

 

مینا :

کاملاً موافقم. خیلی عالی بود. مشکل عمده کم قابلیتی (از کم سوادی تا کم تجربگی و...) تصمیم گیران ارشده و مسلماً برای جذب افراد برتر باید حقوق های متناسب و معقول پرداخت کرد.

 

بي نام :

نميخواهم اداي آدم هاي عامي و عوام را در بياورم ولي يه سوال چرا مخفي كاري؟ اگر اينقدر توجيه پذيره؟ دوم اينكه اگر حقوق مديران ما با اين رقم ها معقول به نظر ميرسد، چرا سطح دستمزد و حقوق بقيه كارمندان اداري دولت معقول به نظر نميرسيد؟ يعني ما هميشه مدعي هستيم كه سطح دستمزد در ايران پايين است (يكي از علل مهاجرت در همه سطوح تحصيلي) اما نميدونم چرا در مورد مديران توجيه پذير ميشود؟ من فكر ميكنم اين اعتراض ها به اين دليل است كه شايد دستمزد يك مدير سريع توجيه پذير بشود و حتي به رقم هاي جهاني نزديك اما اون چيزي كه اعتراض رو بالا ميبرد تفاوت اون دستمزد با يك كارمند معمولي و مقايسه اون با شرايط جهاني است. منظورم اينه كه چرا حقوق مديران بايد نزديك به سطح جهاني بشود اما كارمندان ساده و در رده هاي پاييني از اين مورد بي بهره باشند؟ يادم ميآيد شما از شرايط و اندازه خانه اتان يه بار يه پستي نوشتيد، فكر ميكنيد در ايران براي رسيدن به همون شرايط شما بايد چه سطح دستمزدي داشته باشيد؟ من فكر ميكنم كه اگر قرار است اين دستمزدها توجيه پذير باشه بايد يه وجه ديگر رو هم ديد آيا اين پرداخت ها باعث افزايش اختلاف طبقاتي ميشود يا نه؟ خوب اگر يه فرد با مهارت بالا با دستمزد كم حاضر به انجام كار نباشد نشانه شرايط جامعه ما است و حقيقته حالا اگه ما با پرداخت دستمزد معقول تري ميخواهيم جذبش كنيم پس تبعات فاصله طبقاتي و اعتراضات رو هم بايد بپذيريم
در ضمن خودتان هم اشاره فرموديد اينجا خارج نيست كه اگه سطح دستمزدها بهش نزديك باشد همون رقابت هم براي دريافت پست در بازار كار وجود داشته باشد تا همه بدانند كه كاهش قابليت طرف منجر به تغيير پستش ميشود
نميدونم تونستم منظورم رو برسونم يا نه؟

حامد : سلام و ممنون. لطفا به این نکته دقت کن که من هم نگفتم حقوق مدیران در رده جهانی باشد بل که به یک دهم آن رضایت دادم. در واقع قسمت عمده استدلال من نه بر مبنای مقایسه حقوق مدیران داخل و خارج بل که بر اساس مقایسه حقوق مدیران و کارشناسان در داخل همان سازمان در ایران بود. اگر از این زاویه نگاه کنی شاید موافقت بیش تری با هم داشته باشیم.

 

Mehdi :

در جواب بی نام:
1: رقابت بخش خصوصی با بخش دولتی: يک ديپلمه در دستگاه دولتی تقريبا همان درآمدی را دريافت می کند که اگر برای يک شرکت خصوصی کار کند دريافت خواهد کرد. (در اکثر موارد خانمها يا آدمهايي که دنبال امنيت شغلی می گردنند با درآمد مساوی شغل دولتی را ترجيح می دهند) در صورتيکه برای مديران رده بالا هم امنيت شغلی (بنا به ناپايداری سياسی) کافی نيست و هم اينان می توانند در بخش خصوصی درآمد بهتر و آينده روشنتری داشته باشند.

2: در بسياری از شغلهای رده بالا يافتن کسانی که قابليت انجام موفق کارها را داشته باشند واقعا دشوار می باشد. سيستم دولتی در وضع فعلی فاقد قابليت جذب و آموزش و نگهداری نيروهای کارآمد می باشد. در موارد معدودی، با تلاش مديران فداکار و دلسوز برخی خدمات دولتی کيفيت قابل تقديری پيدا کرده است که مديران مربوطه واقعا لايق حمايت و پشتيبانی مالی می باشند. -بهترين تقدير، پرداخت نقدی می باشد.
(به ياد داشته باشيد که خريد يک شانه تخم مرغ در بخش دولتی بسيار بسيار مشکلتر از انجام اينکار در بخش خصوصی می باشد!)

 

اكبر :

حامد جان، درست و هوشيارانه نوشته‌اي. موفق باشي

 

ناشناس :

مددي اصلا در كار شركت سرمايه گذاري تامين اجتماعي (شستا) دخالتي نمي تواند بكند. مجبور شد كه مديرعامل اين شركت را به يكي از آدمهاي فاسد (لغتي شايسته از اين را برايش نيافتم) به نام كبودراني بدهد كه دارد اين شركت را به فنا مي دهد و كساني را مديرعاملهاي و اعضاي هيئت مديره شركتهاي زير مجموعه اش كرده كه اصلا قابليت اداره يك هيئت مذهبي را هم ندارند...

 

:

شما چطور به این راحتی یک انسان (نمیگم مسلمان) را فاسد مینامی؟؟؟ از کجا به این نتیجه رسیدی؟؟؟؟ حداقل اول برو اسمشو یاد بگیر...کبورانی نه کبودرانی...ضمنا تا آنتجا که من این فرد رو میشناسم از مدیران توانمند این کشوره

 

هادی نیلی :

به‌طورکلی با حرف‌هات موافق‌ام. اما یه چیزی رو اصلاح کن لطفا. درحال‌حاضر کسی که وزیر رفاه است، مصری است؛ نه مددی.

 

بهاره :

با اون بخش از نظرت که "قسمت عمده استدلال من نه بر مبنای مقایسه حقوق مدیران داخل و خارج بل که بر اساس مقایسه حقوق مدیران و کارشناسان در داخل همان سازمان در ایران بود" موافقم و همینطور با بند 4 یادداشتت. اما این توجیه حقوقی بدون پرداخت ارزش واقعی کارکنان متخخص رده های پایینتر خیلی خطرناک و کاملا غیر منصفانه است. حتی اثرات مثبت خودش را (مثل نگهداشت مدیران متخصص) از بین می برد و به مرور افراد نالایق برای تصدی آن پستهای حقوق بالا بند و بست خواهند کرد و... شفافیتی که واقعا باید به دنبالش بود بدون در نظر گرفتن وضعیت حقوق دیگران غیر ممکن است.

{در مورد عوامانه نامیدن اعتراضات: وقتی مردم در روزنامه و اینترنت گرافهای دستمزد ساعتی کارگران امریکا را می بینند که ساعتی 16 دلاره انتظار نداشته باش که عکس العمل نشان ندهند. به خصوص در وضعیتی که اضافه کارها قطع شده و بنهای خوارو بار به جای نفری 80 تومان خانواری 80 تومان شده، نرخ سود بانکی کم شده، قراردادهای کار چند ماهه شده اند و برای ارائه هرگونه خدمات دولتی به مردم به بهانه کمک به توسعه 4 تا 5 درصد ارزش آن خدمت را می گیرندو .... (دقت کن از تورم و گرانی مسکن و گوشت و لوبیا و امثالهم چیزی نگفتم. همه مثالها مواردی بود که مستقیما از طرف دولت فشار مالی داره به مردم وارد میشه) }

 

بي نام :

(من اون بي نام اوليه هستم)
حرف من رو تقريبا بهاره خانم زده از اما اين توجيه.... به بعد! (پس رجوع شود به بهاره) چون شما مثل اينكه از حقوق پايه يه كارمند عادي در چنين سازمانهايي بي خبريد
براي مهدي
بخش خصوصي ايران چندان هم كه فكر ميكنيد سطوح دستمزدش برابر با دولتي كه پول دستمزد كارمندش رو از نفت ميدهد نيست. ضمن اينكه مزاياي بخش دولتي مثل بن كارمندي و... در بخش خصوصي وجود ندارد(يا اگر هم هست خيلي كم) پس يه كارمند ساده دولتي را به خصوصي ترجيح ميدهد چون امنيت شغلي اش هم بيشتره
اما يه مدير دربخش دولتي با فضاي سياسي ايران چندان هم براساس شايستگي انتخاب نميشود و اينه كه ضريب امنيت شغلي اش رو پايين مياره، (در ضمن سطوح مديريتي در هر سطحي از توسعه از عدم امنيت كمتري برخوردارند نسبت به بقيه مشاغل چون شغل حساس تريه) باز هم ميگم بر فرض اينكه اون مدير خيلي هم قابل باشد وقتي قراره افزايش حقوق اون (به منظور حفظش) باعث ايجاد اختلاف طبقاتي بشود، نبايد اعتراض ها رو عوامانه بدونيم. يا بايد اعتراض ها رو و نتايجش رو قبول كنيم يا بايد به اون مدير بفهمونيم كه شرايط بسيار سخته و بايد با دستمزد پايين بسازي و بسوزي!!!!!!!!!!!!!!!! كه خوب هر دو طرف ماجرا سنگينه اما ظاهرا تو جامعه ما اين قشر ساده و كارمند معمولي هستند كه بايد بسوزند و بسازند!!!!!! من اگر شخصا در محل تصميم گيري بودم سعي ميكردم مديرانم رو به گونه اي ديگه جذب كنم تا از طريق فقط افزايش حقوق. چون جامعه آماري سطوح مديريتي كمتر از جامعه آماري كارمند ساده دولتي و يا بخش خصوصي است. يه وجه ديگه ماجرا اينه كه كسي كه امروز حقوق چند ميليوني ماهانه دارد تقريبا جزئ قشر مرفه محسوب ميشه در حاليكه ممكنه يه كارمند ساده در هر سازماني مثلا با ماهي 300 يا 400 هزاز تومان زندگي كند، كه تعداد اين جامعه اماري بيشتر از اون جامعه چند ميليوني است. تازه يه كارمند ساده كه حالا با يكي دو تا پارتي ساده يا بدون پارتي يه شغل دولتي دارد ميدوند كه عمرا اگه خيلي هم لايق باشد بعد صد سال به چنين پستي برسد پس تحمل چنيني شرايطي براي همه عمر خيلي سخته تازه وقتي كه ميبيني ديگري به راحتي ده برابر حقوقش رو دريافت ميكند بدون اينكه تو ذهنش بيايد يه روز مكنه ديگري جايش بنشيند (يعني گاهي جايش ثابته، حالا اين سازمان نشد يه ارگان يگه يه دولت ديگه و ...) پس حق اعتراض وجود دارد. و عوامانه هم نيست. كسي هم كه تو شرايط فرضي شما (كه من باهاش مخالفم) حاضر ميشه برود تو بخش دولتي كار كند و مزاياي بخش خصوصي رو كنار بگذارد (تازه اگه بخش خصوصي براي فعاليتش نياز به زد و بند با بخش دولتي نداشته باشه، چه بسا پست دولتي شما كمك كند شركت شما در بخش خصوصي بهتر كار كند) ميدونه كه منفعت اون پست بيشتر از مضراتش است. لابد نميخواهيد بگوييد كه يه نفر ميگه من به خاطر استعدادم حاضرم فداكاري كنم و حقوق چند ميليوني شما رو در ماه بپذيرم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! فكر كنم براي بهتر ديدن ماجرا بايد رجوع كنيم به وضعيت بازار كار ايران

 

رضا :


به نکته خوبی اشاره کرده ای
از نظر شناختت از مددی هم با تو مثل بسیاری از موضوعات دیگه موافقم من ابتدا با یک پیش زمینه منفی در چارچوب تفکرات احمدی نژاد در مورد ایشان فکر می کردم ولیکن مددی به جد انسانی خوش فکر و خلاق هست فقط ای کاش تغییرات اساسی تری را در رده میانی سازمان تامین اجتماعی پدید می اورد تا بتواند این سازمان بزرگ را در این مرحله سخت و بحرانی بطور اثر بخش تری راهبری کند.

 

رضا :

به نکته خوبی اشاره کرده ای
از نظر شناختت از مددی هم با تو مثل بسیاری از موضوعات دیگه موافقم من ابتدا با یک پیش زمینه منفی در چارچوب تفکرات احمدی نژاد در مورد ایشان فکر می کردم ولیکن مددی به جد انسانی خوش فکر و خلاق هست فقط ای کاش تغییرات اساسی تری را در رده میانی سازمان تامین اجتماعی پدید می اورد تا بتواند این سازمان بزرگ را در این مرحله سخت و بحرانی بطور اثر بخش تری راهبری کند.

 

n :

7mi is not a big deal, some of my freind who are living in Tehran but working on Assalouyeh's project are getting 5.
and they are not even manager, they are just engineer.

 

a :

اكبر آقا اگر واقعاً معتقديد كه كبوراني آدم فاسدي است با مثالي كه شما را به اين نتيجه رسانده من را نيز روشن نماييد و گرنه آنچه نميدانيد مگوييد..

 

:

فکر نمي کنم افزايش حقوق مديران به تناسب بازار جهاني عملي باشه اونوقت بقيه کارکنان هم انتظار افزايش حقوق را خواهند داشت و اين با ارزش افزوده ايجاد شده در کل کشور جواب نداره .
در حوزه جبران خدمت، يک حقوق دستمزد عادلانه تحت چهار مفهوم تساوي تعيين ميشه :
۱-تساوي برون سازماني (مقاسيه با سازمان هاي مشابه)
۲- تساوي درون سازماني (مقايسه بخش هاي دروني يک سازمان)
۳- تساوي شغلي(مقاسيه شغل ها)
۴- تساوي فردي (مقايسه عملکرد و شايستگي افراد)
...
در ضمن در چهارچوب تفکر سيستمي، تعيين حقوق دستمزد يک مسئله تجريدي در حوزه اقتصاد نيست نبايد دل يکي رو به دست آورد دل بقيه رو شکست. سياست يعني تصميم گيري يک مسئله و بهينه سازي در کل، يعني علوم اجتماعي ، روان شناسي و اقتصادي و فني همه بايد در نظر گرفته شوند و حل يک مسئله خودش مسئله ديگري درست نکنه. تا موقعي که شايسته سالاري نباشده حقوق بالاتر عطش دستيابي به پست ها رو بيشتر هم ميکنه

به هر حال نکته منفي و عجيب در ايران اينکه که بهره وري افزايش پيدا نکرده و حتي در بخش هايي کاهش پيدا کرده و حقوق ها افزايش يافته است.

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007