رابرت آومن
فردا رابرت آومن این جا سخن رانی دارد. آومن به هم راه شلینگ جایزه نوبل سال 2005 اقتصاد را به خاطر کارهایش در حوزه نظریه بازی به دست آورد ولی مشارکت علمی او در اقتصاد فقط به این زمینه محدود نمی شود. آومن متولد 1930 فرانکفورت (شهروند فعلی اسراییل) از ام.آی.تی دکترای ریاضی دارد و جزء ریاضی دان هایی است که در دهه 50 و 60 میلادی - وقتی آومن در دهه دوم و سوم عمرش بود- پایه های آکسوماتیک علم اقتصاد را به زبان ریاضی بازنویسی کردند. تا جایی که من می دانم کارهای او را می شود در سه گروه تقسیم بندی کرد:
1) نظریه تصمیم (Decision Theory) : یکی از مهم ترین کارهای او در این حوزه بحث احتمال ذهنی (Subjective Probability) و به تبع آن معرفی مفهوم فضای آومن - آنسکمب بود که توسعه ای روی دامنه سویچ (Savage) به حساب می آید. این مفهوم فضا یکی از مفاهیمی است که کمک اساسی به تعریف مساله عدم قطعیت (Uncertainty) در نظریه تصمیم کرده است. فهم این مفهوم ساده نیست و من زیاد دیده ام که نویسندگان مقالات نمی توانند تمایز کافی بین فضای آ.آ و فضای سویج ارائه نمایند. فهم خود من این است که آ.آ روی کردی را پیش نهاد می کنند که در آن مساله عدم قطعیت - یعنی مساله ای که توضیح احتمالی عینی وجود ندارد - به دو مرحله شکسته می شود. خود آ.آ مرحله اول را شرط بندی روی اسب و مرحله دوم را شرط بندی روی رولت چرخان می نامند و منظورشان این است که مساله عدم قطعیت، خود به یک توزیع احتمالی ذهنی (شرط بندی اسب) روی یک توزیع احتمال عینی (رولت دوار) تبدیل می شود.
2) نظریه بازی : تعادل هماهنگ شده که اتفاقا من به طور تصادفی در پست قبلی همین جا ازش اسم برده بودم توسط آومن در نظریه بازی معرفی شد. این مفهوم فرض می کند که اگر بازی گران وسیله ای برای هماهنگ کردن استراتژی های آتی داشته باشند می توانند خارج از مجموعه محدب تعادل های نش به تعادل های جدیدی دست پیدا کنند که مطلوبیت انتظاری آن بزرگ تر از مجموعه قبلی باشد. مجموعه همه این ابزارهای تعادل نهایتا منجر به توزیع احتمالی می شود که تحت آن توزیع احتمال "هر استراتژی" "هر بازی گری" از ترکیب تمام استراتژی های دیگر همه بازی گران مطلوبیت انتظاری بیش تری تولید می کند و لذا بازی گران انگیزه ای برای تخطی از آن ندارند. مفهوم مهم دیگری که پیش تر توسط او معرفی شده بود و یکی از پایه های اساسی نظریه بازی است بحث دانش مشترک (Common Knowledge) در بازی ها است که می گوید اگر بازی گران راجع به مطلوبیت ها و تخمین های احتمال طرف مقابل اطلاع داشته باشد و نیز بداند که طرف مقابل نیز این را می داند و طرف مقابل نیز می داند که او می داند و الخ آن وقت طرفین نمی توانند توزیع احتمال متفاوتی را در ذهن داشته باشند. تیتر مقاله ای که این مفهوم را معرفی کرده است هم جالب است "Agreeging to Disagree". آومن می گوید توافق برای عدم توافق غیرممکن است. تعادل هماهنگ شده هم خود از وجود دانش مشترک ناشی می شود.
3) نظریه تعادل عمومی : من بر خلاف دو حوزه قبلی روی این حوزه کار نکرده ام و لذا مقاله های آومن را نخوانده ام ولی به طور اجمالی می توانم بگویم که یکی از کارهای مهمش معرفی بحث نظریه اندازه (Measure Theory) برای بررسی مساله تعادل و ائتلاف ها در شرایطی که تعداد بازی گران (و احتمالا بعد فضا) بی نهایت می شود. دوستان ریاضی دان به تر می دانند که وقتی با فضاهای بی نهایتی مواجه می شویم ابزارهای قبلی کارآیی خودشان را از دست می دهند (برای فهم به تر به خط که مجموعه ای از نقطه ها است فکر کنید. بر خلاف فضاهای محدود که طول یک عنصر مجموع طول عناصر سازنده آن است طول یک خط که از بی نهایت نقطه تشکیل شده خیلی راحت مجموع طول نقطه ها نیست چون طول هر نقطه صفر است!). نظریه اندازه بیش تر در ریاضی معرفی شده بود و آومن با کاربست آن در حوزه تعادل عمومی و نیز معرفی مفهوم انتگرال یک رابطه - یک رابطه بر خلاف تصور سنتی از تابع مجموعه ای از مقادیر یعنی بیش از یک مقدار را به هر مقدار دامنه نسبت می دهد - که خودش یک نوآوری در علم ریاضی بود وجود تعادل را در این گونه شرایط یعنی در اقتصادهای طیفی اثبات کرد.
دقت کنید که این ها همه کارهای آومن نیست. من در واقع گزیده ای از آن ها را بر اساس علاقه و آشنایی خودم این جا آوردم. در مجموع آومن از آن اقتصاددان هایی است که با این که ساده می نویسد ولی فهم نوشته هایش راحت نیست چرا که در بیش تر مقالاتش یک مفهوم نظری کلیدی را معرفی می کند و لذا کسانی منظور او را عمیقا درک می کنند که به اندازه کافی با مفاهیم قبلی کار کرده و محدودیت های آن را شناخته باشند. به هر حال او جزو کسانی است که به "دقیق" شدن علم اقتصاد و تبدیل گزاره های آن از توصیف های گنگ زبانی به توصیف دقیق ریاضی کمک زیادی کرده است.
* برخی دوستان احتمالا می دانند که بر خلاف رابن اشتاین گیم تئوریست معروف دیگر اسراییلی که به شدت چپ گرا و طرف دار حقوق فلسطینیان است آومن یک یهودی راست گرا است. ظاهرا قرار است بعد از سخن رانی اش شام هم بدهند و آومن طبق معمول اصرار کرده که کل غذا باید با گوشت کوشر (ذبح شرعی یهودی ها) تهیه شود.

نظرات
روزبه :
دو نفر هستند که مقدمه مقاله هاشون به اندازه یه کتاب آموزنده است. مقدمه رو که میخونی حسابی شیرفهم میشی که قضیه چیه. یکی رابرت آومن و یکی هم رابرت لوکاس!
آومن برای اولین بار از ابزار Measure Theory در تعادل عمومی استفاده کرده و دوتا مقاله توی Econometrica در این مورد داره. مقدمه اون مقاله ها رو حتما بخون
روزبه - November 26, 2006 03:13 AM
Mohammad :
Last time I listened to Bob Aumann (in a game theory conference) he was talking about the meaning of consciousness. At the end of the lecture, someone asked him what does this have to do with game theory!
Mohammad - November 26, 2006 05:11 AM
سعید _ پوردلیر :
نقش رابت آمان (آومان) در بحران موشکی کوبا چه بود ؟ آیا میدانید ؟
من فقط اطلاعات محدودی دارم. ولی شنیده ام که نظریه بازیها کمک کرد تا آن بحران فروکش کند.
حامد : من دقیقا نمی دانم ولی فکر کنم شلینگ را با آومن خلط کرده ای چون آومن بیش تر کارهای نظری کرده است و شلینگ بیش تر درگیر کاربرد تئوری بازی ها در عرصه سیاست بوده است.
سعید _ پوردلیر - November 26, 2006 08:28 AM
وحید :
سلام حامد جان. برات ممکنه که این مقاله را با استفاده از امکانات دانشگاتون دانلود کنی و برام ایمیل کنی : ( همونی هست که راجع بهش نوشتی اما متاسفانه من نمی تونم دانلود کنم)
http://links.jstor.org/sici?sici=0090-5364(197611)4%3A6%3C1236%3AATD%3E2.0.CO%3B2-D
وحید - November 26, 2006 06:56 PM
local :
chizi ke man az tadole nash va "tavafogh bar adam tavafogh" bardasht kardam in ast ke sabab mishavad etemad va etehad az bein beravad va hameie kasani ke mitavanand sharik to bashand tabdil be raghib shavand in be nazare man vejhe matloobi nadarad chon amalan dar sanate morghdari iran hamin tadole nash ast ke sarmaie darane joz ke morghdarane goshti bashand be khake siah beneshinand ghavanin serf eghtesadi gorg bazi ast.
حامد : تعادل نش یکی از بزرگ ترین کشف ها در ریاضیات و اقتصاد است و ربطی هم به موضوعی که شما گفتید ندارد. می گوید در یک بازی بین بازی گران نقطه تعادلی هست که کسی انگیزه ای ندارد از آن تخطی کند. این نقطه تعادل در بسیاری از بازی ها در سطح اجتماع رخ می دهد. اشتباه اساسی ات این است که مفهوم تعادل را با یک مفهوم هنجاری خلط کرده ای. "تعادل نش و اصولا بسیاری از نظریه های اقتصادی به آدم ها نمی گوید چگونه رفتار کنید بل که می گوید آدم ها چگونه رفتار می کنند". امیدوارم به این جمله خیلی کاملا با دقت نگاه کنید. مثالش هم دکتری است که اگر کس سم بخورد و بمیرد روند تاثیر سم را توضیح می دهد و این اصلا به این معنی نیست که دکترها به مردم توصیه می کنند سم بخورند!
local - November 28, 2006 03:37 PM
local :
salam
dar morede in ke yek nazarieie elmi hast na dastor in ra midanam vali chizi ke migooiam in ast ke javameii ke tadole nash roie anha bargharar mishavad daraie jav bi etemadi hastand va in taadol na bar mabnaie osoole edalat balke bar mabnaie osoole bazar (modele haiate vahsh) dar an ijad mishavad. in ke in osool elmi hastand dorost vali har asle elmi dar sharaieti bargharar mishvad va bestari mikhahad. man migooiam in ghavanin baraie kashfe raftar haie bazar haii be kar miaiad ke osoole edalat dar an reaiat nemishavad. albate nazare man eghtesad nadan in ast
local - November 28, 2006 06:53 PM
local :
aslan man ke na eghtesad midanam na az riazi chizi baram hast baraie chi dar in zamine haie takhasosi nazar midam! shode am vaeze bi amal! be hame migooiam dar zamine takhasositan kar konid bad khodam...!? aghai ghodoosi lope kalame man in hast ke karat serfan elmi nabashad, dorost ast ke in nazarie ha jazab ast vali to ke miravi inha ra yad migiri bia va dar inja be nafe mardom be karash beband hamin matlab sadeii ast ke vojdanat ham hamin ra migooiad man niaz nist begooiam va digar ham nemigooiam
local - November 28, 2006 07:14 PM