جامعه ما و نیاز به فریدمن های ایرانی
یکی از دوستان پرسیده بود چرا راجع به فریدمن چیزی نمی نویسم؟ اتفاقا همان روز چیزی نوشته بودم که امروز به عنوان سرمقاله دنیای اقتصاد چاپ شد :
میلتون فریدمن هفته گذشته از دنیا رفت و این اتفاق همانطور که انتظار ميرفت، واکنشهایی را در اردوی اقتصاددانان و سیاستمداران مخالف و موافق او برانگیخت. هر چند ميتوان در مورد درستی یا نادرستی آرای او چه در حوزه نظریههای اقتصادی و چه در حوزه عمل به بحث نشست، ولی احتمالا موضوعی که دو طرف مخالف و موافق او حول آن اختلافی نخواهند داشت، تاثیری است که فریدمن در طی عمر خود بر واقعیتهای دنیای سیاست برجای گذاشت. شاید بتوان با کمی تسامح مارکس، کینز و فریدمن را سه اقتصاددان بزرگی دانست که به قدرت اندیشههای خود توانستند سیاستمداران را در جهت دلخواه خود سوق دهند و سالها تمسک به نام آنان مایه اعتباربخشی به سیاستهای پیشنهادی احزاب و دولتها بوده است
رمز تاثیرگذاری فریدمن چه بود؟ به نظر ميرسد هنر بزرگ او در این بود که موقعیت میانهاي بین آکادمی و دنیای عمل برای خود انتخاب کرد و مخاطبان خود را به درستی تشخیص داد.
اقتصاددانان جزو معدود دانشمندانی هستند که اثربخشی تلاشهای علمی خود را نه صرفا به واسطه تولید و انتشار علم در دنیای دانشگاهی بلکه از طریق تغییر در نحوه اندیشیدن مردم و سیاستمداران محقق ميکنند. کار اقتصاددان زمانی موثر خواهد بود که مثل آبی به تدریج در لایههای مختلف تاثیرگذار بر سیاستها، رهبران سیاسی و سیاستمداران، مدیران اجرایی، کارشناسان دولتی، اصحاب مطبوعات و نهایتا رایدهندگان نفوذ کرده و جهت تصمیمات آنها را تحتشعاع توصیههای خود قرار دهد.
فریدمن با درک این موقعیت ویژه «زبان» و «مخاطب» خود را به درستی انتخاب کرد. در دنیای چپ زده (میراث مارکس) و گرفتار دخالت دولت (میراث کینز) او پرچم دفاع از اقتصاد آزاد را برداشت و به زبان مردم عادی و به سادهترین شکل ممکن عمیقترین مفاهیم اقتصادی را توضیح داد. در بین برندگان جایزه نوبل عده معدودی اقتصاددان یافت ميشوند که این شیوه را انتخاب کرده باشند و در بین فهرست انتشارات آنها کتابهایی از جنس «آزادی انتخاب» و «سرمایهداری و آزادی» یافت شود. هایک شاید تنها استثنای آن جمع باشد که او هم همانند فریدمن برای مخاطب عام کتابهایی با عنوانهای هشداردهندهاي همچون «راهی به سوی بندگی» را در نقد سوسیالیسم نوشت.
با این همه در دنیای غرب دیگر به سختی ميتوان انتظار ظهور فریدمن دیگری را داشت. دنیای علم اقتصاد در سه دهه گذشته دگرگون شده است. موضوعات در این علم به شدت تخصصی و جزیی شده و مردم و سياستمداران نیز دانش کافی نسبت به مبانی علم اقتصاد مدرن کسب کردهاند. از این حیث فریدمن اگر در دهه فعلی کار خود را شروع ميکرد شاید مسیر دیگری را طی ميکرد ولی سوال این است که آیا وضع کشور ما هم به همین شکل است؟
پاسخ منفی است. اگر از یک دقت علمی در پاسخ به این سوال صرف نظر کنیم شاید بتوانیم بگوییم وضعیت جامعه ما شبیه به اروپا و آمریکای دهه چهل و پنجاه میلادی است، همان دهههایی که کسانی چون هایک و فریدمن کار خود را آغاز کردند. وضعیتی که تصورات نادقیقی از آموزههای جذاب برخی مکاتب اقتصادی در ذهن و جان بخشهای مهمی از جامعه و روشنفکران ایرانی رسوخ جدی دارد و از طرف دیگر هم برخی سیاستهای اقتصادی دولتها از حیث عدم تطابق با مبانی پایهاي علم اقتصاد مورد انتقاد است. در این وضعیت یکی از مهمترین وظایف اقتصاددان ایرانی این است که تا ميتواند برای مخاطب عام و برای سياستمداران از مفاهیم اقتصادی بگوید و منطق اساسی این مفاهیم را تشریح کند. هنر اقتصاددان این خواهد بود که به غیراقتصاددانان نشان دهد که نتایج توصیههایش چگونه قرار است زندگی واقعی او را تحتشعاع قرار دهد و این تاثیر از چه مجرایی جاری ميشود. بدون این زیرسازی فرهنگی شانس موفقیت سیاستهای اصلاحی در اقتصاد ایران بسیار پایین خواهد بود.

نظرات
farhad :
1-حامد آقا دست مريزاد! با سرعت نور مطلب منشر ميكني. از نيك اهنگ پيشي گرفتهاي...كي وقت كنيم بخوانيم؟..غنيمتي هستي به خدا.
2- مطلب مددي به نظرم بسيار مهم و جالب بود. فضاي كار به ويژه در سيستم دولتي مملو از فرهنگ و تعريف عجيبي از عدالت به تقويت ضعف ها و تضعيف نقاط قوت (از جمله مديران كارآمد)است.
3- دستمزد بالاي استخدام كارآفريني را تضعيف تمي كند؟
farhad - November 26, 2006 06:39 PM
حق پرست :
فريدمن وطني كه زياد داريم.كاش يك سن وطني داشتيم
حق پرست - November 26, 2006 07:25 PM
حق پرست :
در مورد مددي هم كاش مديران ما كار بلد باشند اندازه ي ولش حقوق بگبرند ولي كجايند اين مديران؟ گشتيم نبود نگرد نيست.
حق پرست - November 26, 2006 07:28 PM
nazanin irandust :
سلام
فقط یه تصحیح کوچولو:ساری گلین به معنای عروس بلند قامته.ساری اینجا به معنی رنگ زرد نیست.به معنی قد بلنده.
nazanin irandust - November 26, 2006 08:07 PM
سیاه :
خیلی جالب
سیاه - November 26, 2006 08:58 PM
بهاره :
دیشب روزنامه میخوندم (من صفحه ها را قاطی پاتی میخونم آخه همزمان با پدرم میخونیم :)) اول نیم صفحه پایین را خوندم بعد رفتم بالا، دیدم نوشته "حامد قدوسی" :))
بهاره - November 27, 2006 07:44 AM
سعيد :
فکر کنيم پيش تر يک ماکس وبر در جامعه شناسي و فلسفه اقتصاد نياز داريم تا بعدش کسي باشه به حرفاي فريدمن در خصوص عدم دخالت دولت در اقتصاد بخواد گوش کنه
سعيد - November 27, 2006 09:04 AM
Mohammad :
well said
Mohammad - November 28, 2006 05:06 AM
:
aaaaaaaaali bud mer20
Anonymous - November 28, 2006 11:30 AM