« تئوری عدم عقلانیت | صفحه اول | تکنولوژی و خانه داری زنان »

12 آذر 85

کاربرد ریاضیات در اقتصاد غیر از ارتقاء دقت زبانی و مفهومی بحث ها یک تاثیر بسیار مهم - و تا حد زیادی ناشناخته - در جامعه اقتصاددان ها برجای گذاشته است. حاکم شدن زبان ریاضی در دوره های تحصیلات تکمیلی اقتصاد نقش نوعی فیلتر را در گزینش افراد برای ورود به دنیای حرفه ای اقتصاددان ها ایفا می کند. اگر این زبان با این شدت حاکم نبود و زبان علم اقتصاد به زبان داستان وار قرن نوزدهم و یا زبان رایج در برخی کشورهای اروپایی ادامه پیدا می کرد افراد خیلی بیش تری می توانستند از فیلتر آموزش اقتصاد گذشته و با اسم اقتصاددان وارد جامعه شوند. حال آن که این افراد با مشاهده این دشواری یا از ورود به حوزه صرف نظر می کنند و یا نمی توانند به عنوان اقتصاددان جدی مطرح شوند. از طرف دیگر جذابیت ریاضی اقتصاد باعث شده تا تعداد زیادی ریاضی دان - که معمولا در هر جامعه ای جزو به ترین ها هستند - وارد این حوزه شوند. هر دو عامل باعث شده است تا سطح متوسط قابلیت فردی اعضای جامعه اقتصاددان ها بالا برود.

من این اثر را به وضوح در مورد خودم دیده ام. هم در بین هم کلاسی های اتریش من و هم در بین دوستان ایرانی کسانی هستند که از من خیلی قابل تر - باهوش تر، متمرکز تر یا پرکار تر- هستند. زبان ریاضی اقتصاد تفاوت قابلیت های ما را به خوبی برجسته کرده است در حالی که در یک فضای توصیفی ممکن بود من بتوانم خودم را هم سطح آن ها جا بزنم.



   نظرات

بي نام :

اتفاقا كسانيكه مهندسي خوانده اند و بعد رشته اقتصاد رو انتخا كردند، بايد مثل همون رياضي دانها باشند. فكر نكنم خيلي فرق داشته باشند. فكر كنم علاقه هاتون به فلسفه باعث شده چنين برداشتي از خودتون بكنيد
هر چند من هم با اينكه رياضي خوانده هستم و فقط به مسايل اقتصادي علاقه دارم (رشته تحصيلي ام غير از اقتصاد است و فقط در زمينه اقتصاد مطالعه ميكنم) اون بخش توصيفي اش برايم جذاب تر است

 

يكي از پنج نفر :

شكسته نفسي مي‌فرمايين قربان!

 

`بی نام :

دقیقا. ولی مطمئنا بهتر خواهد شد.
ولی فکر می کنم یکی دیگه از مشکلات تو اینه که به اندازه کافی ذهنت رو آزاد نمی زاری، و سعی می کنی در چارچوب بمونی. می دونم که فکر می کنی هنوز همین چارچوب در ایران نیست، ولی محدود شدن به چارچوب باعث می شه که خیلی از توانایی های دیگه ات هم بی استفاده بمونند.

 

روزبه :

رابرت لوکاس لیسانس تاریخ داشت. تمام ریاضیاتی هم که یاد گرفته بعد از اتمام دکتری و گرفتن کار در کارنگی-ملون یاد کرفته (عموما از پرسکات). کلی هم مقاله های بسیار تکنیکی و ریاضی و پیچیده داره. ولی تمام این مقاله های یک نکته مشترک دارند و اون اینکه همشون یک مقدمه توصیفی معرکه دارند که به فهم ریاضیات مقاله کمک میکنه.
لزوما باهوشترین یا ریاضیدان‌ترین اقتصاد‌دان موفق‌ترین نیست. اونی موفق‌تره که قبل از دونستن ریاضی مهارتهای توصیفی خوبی داشته باشه. مطمئن باش در بلند‌مدت تو موفق‌تر از خیلیها خواهی بود. چون مهارت توصیفی خوبی داری و ریاضیات رو هم در حد قابل قبولی بلدی

 

مجید :


من هم با مهندسی شروع کردم و به اقتصاد و مسایل مالی علاقه‌مند شدم.
اگر قبلا درباره
Actuarial Science
چیزی نشنیدی، بد نیست که یک جستجویی درباره‌اش بکنی. ممکنه که شناختت رو از کاربرد ریاضیات در علوم مالی تکمیل‌تر کنه. من الان دارم این رشته رو توی آمریکا می‌خونم.

در ضمن خیلی زور زدم که با اچ تی ام ال جهت متن رو راست به چپ کنم که نشد. فکر کنم توی قالب نظرخواهی‌ات یه مشکلاتی باشه

حامد : آره شنیده ام. می دونی که حتی در ایران هم رشته ای به این اسم داریم که در دانشکده بیمه اکو درس داده می شه. یکی از دوستان هم قرار بود توی ایلی نوی این رشته را بخونه که نمی دونم آخرش شروع کرد یا نه؟ به هر حال ممنون از یادآوری ات.

 

:

Hamed jAn, I suggest you complement yourself w/ someone w/ an excellent analythical ability to publish joint papers. Your synergistic competencies will undoubtably lead to success in academia for both of you

 

محسن احمدي :

سلام دوباره به دنياي نوشتن (دنياي آدما)
به وب لاگ ما يه سري بذن
http://www.amirahmadi.blogfa.com/

 

پویان :

رییس آدرس جدید وبلاگم را اصلاح کن به
pmashayekh.wordpress.com

 

بهاره :

خب راستش درک نمی کنم چرا می گی در ریاضیات قوی نیستی. اینجور که فهمیدم از رتبه های برتر بودی. مهندس برق هستی و به نظر من اگر ریاضیاتت قوی نبود که نمی توانستی این قدر جلو بری.

البته یک مساله ای هست که به نظرم مهمتره: لزومی نداری حتما در چیزی که بقیه برتری دارند ضعف خودتو (تازه اگر بشه اسمشو ضعف گذاشت) بزرگ کنی. روی نقاط قوتت تکیه کن از کجا معلوم که همان توانایی خاص ادراک تو باعث یه تحول نشه (جدی گفتم).

کتاب Good to Great یا همان از خوب به عالی را که خوندی، تکیه بر هوشمندیها را هم که حتما شنیدی. درسته که اون کتابها در سطح سازمانی نوشته شده اند ولی به نظرم در سطح فردی هم میشه به اونها توجه کرد. (من هم سعی می کنم ضعفهایم را تا حدی که به نقاط قوتم ضربه نزنند بهبود بدم و در عوض روی نقاط قوتم تمرکز کنم.تا حالا که نتیجه داده.)

من کامنت روزبه و خصوصا بی نام را در این مورد تایید می کنم.

 

بهاره :

"مطمئن باش در بلند‌مدت تو موفق‌تر از خیلیها خواهی بود. چون مهارت توصیفی خوبی داری و ریاضیات رو هم در حد قابل قبولی بلدی"

"خیلی از توانایی های دیگه ات هم بی استفاده بمونند."

 

ناظر :

good for you
we proud on you

 

اسماعيل عبادي :

بهترين بچه هاي اقتصاد كه يكي شون دكتر كشاورز كه در حال حاضر عضو هيات علمي دانشكده مديريت و اقتصاد شريف هست اصلن با رياضيات بيگانه بودن. من مغزهاي اقتصاد سنجي رو مي شناسم كه ديپلم بهداشت بودن و يا ديپلم علوم انساني. ولي دكتر كشاورز تعريف مي كرد كه زماني كه دانشجوي اقتصاد بوده توي كلاسهاي رياضيات دانشكده علوم پايه شركت مي كرده. تو هنوز خيلي وقت داري پسر! مهم توازن ايجاد كردن بين توانايي هاست. كسي رو مي شناسم كه به خاطر بلد بودن كمي رياضيات و كمي اقتصاد ولي دو زبانه بودن يعني انگليسي و فرانسه توي دانشگاه كبك دكترا گرفت و حالا از دانشگاه واشنگتن دعوت نامهع تدريس گرفته. اين آدم به روايت دوستش موقع امتحان به بقل دستي اش مي زده كه تقلب كنه! من آي كيو رو مي پذيرم ولي به عنوان همه چيز و تمام عوامل. توازن در دانش بسيار مي تونه موثر باشه. كمي رياضيات، كمي فلسفه و كمي اقتصاد و زبان خوب خيلي ها رو به خيلي جاها رسونده. خود من از جمله كساني هستم كه به خاطر عدم توازن در دانش بسياري از فرصت ها رو از دست دادم. رتبه 8 كنكور فوق اقتصاد من به خاطر درصد صفر زبانم بود! و الا رتبه يك بودم. به هر حال فكر مي كنم رياضياتي كه به كار اقتصاد خوانده ها مياد دايره اش محدود و دست يافتني است. تجربه من مي گه تو اگه توزان رو توي دانشت برقرار كني موفق خواهي شد. اصلن هم جا نزن. پزشك متخصصي رو توي تلويزيون آوردن(اسمش يادم نيست!) كه مي گفت: تا 16 سالگي چوپاني مي كرده و بعد مدرسه رفته و تازه توي سن 30 سالگي رفته دانشگاه و توي 50 سالگي تخصص گرفته و شده يكي از بهترين هاي پزشكي(يادم نمياد جراح مغز و اعصاب بود فكر كنم). همه اين ها رو گفتم واسه اينكه مثل همه ايراني ها كه يكي اش خودم باشم نگي: از ما گذشته. اصلن توي ورك شاپهاي رياضي و كلاسهاي رياضي دانشكده هاي نزديك هم اگه بري بد نيست. توازن يادت نره. توصيف تا زماني كه به زبان رياضي در نياد و شبيه سازي نشه حوصله همه رو سر مي بره. شايد به خاطر تنبلي براي خوندن توصيفات! ولي طرف تا مي بينه كه يه خط مدل مصرف يا تابع توليد دادي حال مي كنه!هنوز خيلي وقت داري و بايد پيش بري. تازه با بك گراندي كه داري كارت شروع شده. ديگه هم اتريشي موتريشي ها رو سرتر از خودت نبين.مطمئنم هيچ كدومشون بك گراند تو رو نداشتن. موفق باشي رفيق...

 

طفل شیر خواره :

هر وقت از ریاضی خوندن خسته میشم یه سری به وبلاگت میزنم....امثال این پست ها خیلی موثر منو تو ریاضی خوندن به جلو هل میده...ادامه بده.

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007