فقر ...
جامعه ایران فشار فقر روی افراد را مضاعف می کند. آدم ها نه تنها بابت محرومیت ناشی از فقر اذیت می شوند بل که باید شرمندگی ناشی از فقیر بودن را هم بر دوش بکشند. گاهی فشار این خجالت ناشی از فقیر بودن از اصل ماجرا تلخ تر و دردناک تر است.
![]() |
|||
|
all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007
نظرات
روزبه :
شرمندگی ناشی از فقیر بودن یعنی چی؟ من و تو هم نسبت به خیلیها فقیریم ولی آیا شرمندگی احساس میکنیم؟ منظورت رو نمیفهمم
روزبه - December 8, 2006 10:09 PM
Mehdi :
مساله اين هست که برخی به خود اجازه می دهند کسانی را به دليل فقير بودن تحقير کنند.
روزبه: فقير بودن نسبی شما و حامد به خاطر دانشجو بودنتان هست، شما برای خودتان آينده روشنی تصور می کنيد، اما کسی که در ايران فقير هست و شغلی مناسبی ندارد، همواره از سوی جامعه به بی عرضه گي و ... متهم می شود و از سوی ديگر به لحاظ اينکه مردمان از فقرا دوری می کنند در جمعها تحويل گرفته نمی شوند و ...
البته اين جمله گهر بار را بنيامين فرانکلين در اين باره گفته:
Having been poor is no shame, but being ashamed of it, is. (Benjamin Franklin)
Mehdi - December 8, 2006 10:25 PM
Mehdi :
البته شخص فقير می تواند روابطش را افراد هم رده خود محدود کند يا تنها با ثروتمندانی سروکله بزند که فقير بودن را عيب نمی دانند.
از لحاظ اقتصادی بزرگترين عيب فقير بودن اين هست که شما نمی توانيد ريسک زيادی در کارهايتان بکنيد.
Mehdi - December 8, 2006 10:45 PM
روزبه :
مهدی
حتی اگر فرض آینده روشن رو هم وارد کنیم باز خیلی افراد هستند که من نسبت به اونها خیلی خیلی خیلی فقیرم. حتی کل ثروت فرضی من در آینده در بهترین حالت کسر کوچکی از ثروت اونهاست.
من نمیدونم منظور از این جامعه چه کسیه که آدمها رو به خاطر فقیر بودن به بی عرضهگی متهم میکنه! به نظر من این اظهار نظر یه اظهار نظر روشن و مشخص نیست و صرفا احساسیه.
من هنوز نمیدونم منظور حامد از شرمندهبودن به دلیل فقر چیه.
حامد : ممنونم روزبه از تذکرت. من نمی خواهم قضاوت ارزشی روی این رفتار بکنم بل که می خوام بگم که مساله فقر در جامعه ای مثل ایران آزار بیش تری به افراد می رسونه که بخشی اش ناشی از فشار مربوط به "احساس فقر" است. ببین این طوری بگم شاید روشن تر باشه. من مثل خیلی دانش جوهای دیگه مقیم خارج تقریبا فقیر به حساب می آیم و خیلی چیزها را نمی تونم بخرم. ولی خیلی راحت می تونم بگم که آقا من توی رستوران نوشیدنی سفارش نمی دم چون پول ندارم. فضای جامعه این جا خیلی راحت این را می پذیره و لذا من فقط از بابت نخوردن اون نوشیدنی اذیت می شوم. ولی توی ایران چند صد بار دیدی که آدم ها به خاطر فقر نمی تونن کاری را انجام بدهند و مجبور می شوند صدتا توجیه بیارند که یک جوری فقرشون را بپوشونه. این خیلی آدم ها را اذیت می کنه.
روزبه - December 8, 2006 11:24 PM
Sara :
آره...
Sara - December 9, 2006 01:32 AM
sibil :
هااااا له لويا، هاله لويا، هاله لويا....
اشک شوق در چشمان ام حدقه زده...يعنی ممکن است که تو برگشته باشی؟
sibil - December 9, 2006 05:13 AM
دوپا :
خوب گفتي ، و آه از نهاد آدمي برمي آيد و از قول حضرت محمد(ص) مي خواني "كاد الفقر ان يكون كفرا" ،
"بیم آن است که فقر به کفر انجامد"
دوپا - December 9, 2006 05:50 AM
بهاره :
فقیر بودن در ایران معنایی بیشتر از زیر خط فقر بودن دارد. با نظر مهدی در مورد "اتهام بی عرضگی" موافقم بارها این حرف رااز زبان مردم در مورد همدیگر شنیدم. حامد شما هم درست می گویید. حتی اگر از سطح درآمد یکسانی با دیگران برخوردار باشیم ولی مثل دیگران خرج نکنیمباز برچسب فقیر! بهمان میخورد. وای به حال آنهایی که جدا فقیرند. حلقه دوستانشان هی کوچک و کوچکتر میشود و به تبع آن فرصتهایی را به دست نمی آورند.
بهاره - December 9, 2006 06:36 AM
Narges :
?
Narges - December 9, 2006 08:38 AM
طفل شیر خواره :
توی اون مطلب تبلیغات ومصرف کاذب یادمه گفته بودی"کسی که کفش مدل مایکل جردن(یعنی از اون مارکی که اون میپوشه) میخره مطلوبیتشو علاوه بر استفاده از کفش با احساس قرار داشتن در موقعیت جردن حداکثر میکنه".به نظرم اون نسبت این دو موضوع(یعنی نسبت "افزایش مطلوبیت کفش نو داشتن" به"افزیش مطلوبیت احساس جردنو داشتن")توی احساس کردن فقر خیلی تاثیر گذار هستش وبه نظرم تو ایران مردم خیلی خیلی زیاد به اون احساس جردنو داشتن اهمیت زیادتری میدن تا موضوع کفش نداشتن وپابرهنه بودن(به عنوان مثال)علتی هم که شاید باعث مضاعف شدن این فشار میشه غیبت یه نسبت کمتر این موضوع در غرب باشه.درسته؟
طفل شیر خواره - December 9, 2006 10:37 AM
قصههای عامهپسند :
من نمیفهمم. یعنی خارج از ایران دیگه فقرا از فقیربودنشون شرمنده نیستن؟
قصههای عامهپسند - December 9, 2006 01:14 PM
حق پرست :
مطلب اينجاست كه ثروت در ايران معمولا از راههاي عادي مثلا كارآفريني كسب نمي شه بلكه حاصل رانت خواري، زد و بند و روشهاي
نامشروع ديگه است در چنين شرايطي ثرئتمندها براي توجيه اعمالشان آن را به زرنگي خود نسبت مي دهند و خوب كسي كه اين كارها را بلد نيست يا اخلاقا انجام نمي ده احتمالا بي عرضه است.
اصولا بي عرضه در گفتگوي عاميانه ما يعني كسي كه در رقابت نمي توانه يا نمي خواد از روشهاي غير اخلاقي استفاده كنه.
حق پرست - December 9, 2006 01:39 PM
حق پرست :
مطلب اينجاست كه ثروت در ايران معمولا از راههاي عادي مثلا كارآفريني كسب نمي شه بلكه حاصل رانت خواري، زد و بند و روشهاي
نامشروع ديگه است در چنين شرايطي ثرئتمندها براي توجيه اعمالشان آن را به زرنگي خود نسبت مي دهند و خوب كسي كه اين كارها را بلد نيست يا اخلاقا انجام نمي ده احتمالا بي عرضه است.
اصولا بي عرضه در گفتگوي عاميانه ما يعني كسي كه در رقابت نمي توانه يا نمي خواد از روشهاي غير اخلاقي استفاده كنه.
حق پرست - December 9, 2006 01:42 PM
qcrxtv njcfkmw :
rlbtuzd xztfiamgl kjoqamgxd zdriamwq jqzrb jskvchyed mrjuwdzx
qcrxtv njcfkmw - April 22, 2007 12:56 AM