« 110% | صفحه اول | رمز داوینچی »

18 آذر 85

موضوع تحقیق

یکی از سخت ترین کارهای دنیا پیدا کردن موضوع مقاله در حوزه ای است که تسلط کافی روی ادبیاتش نداری. برای پیدا کردن موضوع تحقیق سال دومم پدرم درآمد و استاد هی موضوعات را رد کرد تا بلاخره به نظرم رسید که یک داستان خوب پیدا کرده ام. رفتم پیش استاد و گفتم من می خواهم روی بازی چانه زنی با علامت دهی دروغین کار کنم و خیلی هم مرتب توضیح دادم که طرفین چون می دانند طرف مقابل استراتژی خود را بر اساس میزان صبر آن ها انتخاب می کند می توانند در قدم های اول بازی رفتار یک بازی گر صبورتر از خود را تقلید کنند و طرف مقابل را به اشتباه بیندازند. از طرف دیگر چون تقلید نوع دیگری غیر از نوع خود هزینه زا است نمی توانند این رفتار را تا ابد ادامه دهند و الخ و نهایتا ما تعادل بازی را تحت این شرایط پیدا می کنیم. در تمام مدت استاد عزیز داشت لبخند می زد و تایید می کرد. وقتی صحبت من تمام شد گفت البته این ایده خوبی است و شروع کرد به شمردن مقاله هایی که از دهه هشتاد تا الان روی این موضوع کار شده و تعادل مورد نظر من را بررسی کرده است! خدا را شکر که وسط صحبت ها یک موضوع دیگر راجع به رای دادن مطرح شد و یک دفعه گفت دوست داری روی رای گیری کار کنی؟ و مقاله های قبلی خودش را داد و من هم یک چیزی وسط پراندم و استاد خوشش آمد و گفت هوم! تعادل هماهنگ شده در بازی رای شرکتی. همین خوبه برو روش کار کن و زندگی شیرین شد.

الان دوباره باید یک موضوع مقاله به لری بلوم که تا هفته بعد هم بیش تر این جا نیست پیش نهاد بدم. خودش گفت که یک موضوع جذاب روی استفاده از تئوری تصمیم برای مینیمم کردن خطر تروریسم هوایی داره که من خیلی دوست نداشتم روش کار کنم (بحث به گیت های بازرسی و رفتار آدم ها در بردن اسلحه به داخل هواپیما و ریسک شناسایی شدن و الخ مربوط می شه). اونم مقابله به مثل کرد و گفت خیلی خب پس آخر هفته روش کار کن و دوشنبه با سه تا موضوع بیا که یکی را انتخاب کنیم. الان دارم می زنم توی سر خودم که موضوع پیدا کنم. انشاء هم که نمی شه نوشت که مثلا بگم : استفاده از سنجه های احتمالی غیرجمع پذیر در مدل کردن عدم اطمینان! باید یک مساله مشخص باشه که بشود در عرض مدت کوتاهی حلش کرد و به صورت یک مقاله نوشت. قاعدتا قبلا هم نباید کار شده باشه و لذا نیاز به یک جور حدس موثق داری. فعلا دارم توی مقاله ها دور می زنم ببینم فرجی می شه یا نه؟ وبلاگ چای داغ و شرکا از ایده های گرم شما در این رابطه شدیدا استقبال می کند.

پ.ن : این جا ما باید یک مقاله شبیه به تز فوق لیسانس در سال دوم بنویسیم. علاوه بر آن اجازه داریم که چیزی به اسم مقاله سمیناری بنویسم که 7 واحد (تقریبا معادل دو تا درس) حساب می شود. سال دوم کلا باید 60 واحد پر کنیم که 12 واحدش همان مقاله سال دوم است و بقیه باید با درس یا مقاله سمیناری پر شود. مقاله ای که باید با بلوم بنویسم از نوع همین 7 واحدی ها است.


   دنبالك

ليست صفحاتي كه به اين مطلب ارجاع داده‌اند: موضوع تحقیق:

» Adipex. از طرف Adipex.
Adipex. [Read More]

» Nexium. از طرف Nexium.
Nexium. [Read More]


   نظرات

میرزا :

والله ما که نفهمیدیم اینها که گفتی چی بودند ولی با توجه به آنها یک موضوع پیشنهاد می کنیم: بررسی تعادلهای نیمه پایدار بعضا پایدار اکثرا خودسر و بی خیال در سیستمهای مینیمم مشکوک بعضا مطرود اقتصادهای دموکراتیک بعضا فاشیستی.
حتما آخر مقاله ازمان تشکر کن.

 

:

میشه بگید شما دقیقاً در کدوم شاخه اقتصاد در حال تحصیل هستید ؟

حامد : اقتصاد در دوره تحصیلات تکمیلی شاخه به آن معنی ندارد. من اقتصاد می خوانم نه یک کلمه بیش و نه یک کلمه کم. ولی علایق تحقیقاتی ام روی اقتصاد خرد کاربردی و نظریه بازی ها است.

 

اسماعيل عبادي :

مدتي سر نزده بودم و مجبور شدم يك كامنت مربوط بهنوشته احمد سيف را اينجا بياورم. گفته اي كه: وضعیت اکستریمی را تصور کنید که ما از خروج هر ارزی جلوگیری کردیم و همه چیز را در داخل تولید کردیم. آن وقت می خواهیم با این ارزهایی که ذخیره کرده ایم چه کار کنیم؟ هر کشوری تا می تواند صادر می کند و تا می تواند پول صادراتش را برای خرید کالاهای دیگر مصرف می کند. اگر هم این کار را نکند دینامیک بازار ارز با کاهش قیمت ارز خود به خود این را تحمیل خواهد کرد.
نمي دانم با كدام استدلال ماليه بين الملل در مورد ديناميك بازار ارز به اينجا رسيدي! اول با يك مثال نقض حرفت را در مورد اندوختن ارز نقد مي كنم. با اين حساب كار ژاپن و چين در اندوختن بالاي 100 ميليارد دلار كاري بس اشتباه بايد باشد!اصلن اندوختن ارز به چه دردي مي خورد؟ اندوختن ارز خارجي به خصوص دلار به عنوان يك دارايي محسوب شده و يكي از كليدهاي چانه زني در بحث هاي تجاري و سياسي به شمار مي رود. مطمئنا اگر چين و ژاپن بخواهند سبد ارزي خود را به يورو اختصاص دهند فاتحه آمريكا خوانده است ولي چنين نمي كنند كه بدبختي آمريكا بدبختي خودشان است. اين دلارها نه تنها مايه ثبات اقتصاد آنهاست بلكه با خريد اوراق قرضه خزانه داري آمريكا نيز سرمايه گذاري مي كنند. مالكيت بر دارايي ها ي ديگر كشورها هم از جمله كليدهاي چانه زني است. در حال حاضر تراز مالي آمريكا منفي است چرا كه كشورهاي آسيايي مالك حجم بالايي از اوراق قرضه آمريكا هستند. دلارها را هميشه نبايد صرف واردات كرد بلكه مي توان با دلارها قدرت چانه زني را بالا برد و سود بلند مدت را تضمين كرد. ارز خارجي فقط يك پول نيست كه با آن صادرات و واردات كنند. دلار به طور مثال در اقتصاد امروز صبغه دارايي به خود گرفته است. ديناميك بازار ارز چطور به كاهش قيمت ارز منجر شده و همگان را وادار به صادر كردن هرچه مي تواند و وارد كردن هرچه نمي تواند مي كند؟ اينكه افزايش عرضه ارز تقويت ارزش پول داخلي را به دنبال دارد واضح است ولي اينكه چنين مكانيزمي به آنچه گفته اي منجر شود را بايد براي اقتصاددانان چين و ژاپن و كره و... توضيح داد!نظرات مشاوران احمدي نژاد بسيار به نظرات تو نزديك است چرا كه صندوق ذخيره ارزي را خالي فرمودند!! تحليل اينكه ارز خارجي چه تاثيري بر پايه پولي و عرضه پول و ثبات در سياستگذاري پولي دارد و نوسانات ارز چه تاثيري بر صادرات و واردات دارد و تحت چه شرايطي افزايش عرضه ارز خارجي افزايش صادرات را به دنبال دارد بماند...

حامد : ممنون. ظاهرا به این عبارت "اکستریم" توجه کافی نکردی. می گویی چین و ژاپن 100 میلیارد دلار ذخیره دارد. من هم حرفی ندارم. ولی دقت داری این رقم چند درصد از کل صادرات یک سال آن ها را شامل می شود؟ میزان ذخایر ارزی ما در صندوق ذخیره ارز به کل تجارت خارجی ما چیزی کم تر از این "نسبت" نیست. من حرفم خیلی ساده تر از این چیزهایی است که شما گفتی. می خواهم بگویم صرفه جویی ارزی لزوما معنای خیلی اقتصادی ندارد. یک درصدی به عنوان لنگر لازم داری ولی مابقی را باید خرج کنی. تمام این چیزهایی هم که برشمردی آخرسر برای این است که ارز بیش تر به دست بیاوری و باهاش واردات انجام بدهی. اون چیزهایی که گفتی بماند هم باید بماند. برای این که گسترده بحث من اصلا به آن ها مربوط نبود.
دینامیک بازار ارز هم موضوع ساده ای است. دلارها را خرج نکنید باد می کند و ارزان می شود و به سمت واردات بیش تر فشار می آورد و خود را تعدیل می کند.

 

علی خسرو :

نتیجه تحقیق قبلی چی شد؟ راستی دنبال صفحه شخصیت میگشتم چیزی پیدا نکردم.

حامد : در جریانه. نتایج اولیه نشون می ده فضای جواب تعادل هماهنگ شده خیلی کوچیکه و ممکنه نهایتا توی مجموعه محدب تعادل های نش استراتژی خالص قرار بگیره.

 

اسماعيل عبادي :

چند درصد؟ چه نسبتي؟ مبناي اين درصد چيست؟ به نظر من هيچ مبنايي براي آن وجود ندارد بلكه اين نسبتي كه گفتي سيال است.صادرات و واردات بخشي از تقاضاي كل است و ما براي ثبات بخشيدن به اقتصاد داخلي از آن استفاده مي كنيم. ظرفيت صادراتي چين اگر رهايش كنند بسيار بيش از اين حرفهاست ولي پيمانهاي تجاري سازمان تجارت جهاني است كه كنترلش كرده. چرا؟ چون شتاب چين مايه ركود ساير شكراي تجاري است. اين فكرت هم كه مي گويي: تمام آنچه گفتم براي ارز آوري بيشتر است آنهم براي افزايش واردات برايم عجيب است! توضيح دادم كه پول و مخصوصا دلار تنها صبغه معاملاتي ندارد بلكه دارايي به حساب آمده و اهرم چانه زني است. فكر مي كني چيني ها نمي توانند با آنهمه ذخيره ارزي كلي واردات كنند و جمعيت چندصد ميليوني زير خط فقر را نجات دهند؟ ولي اينكار يعني باختن بازي. دقيقا همان را كه گفتم دوباره تكرار كردي... تفكر واردات با تمام دلارهايمان.البته نسبتي را به عنوان لنگر نگه مي داريم. ذخيره ارز ثبات سياستهاي پولي و مالي و چانه زني سياسي و تجاري را تضمين مي كند. كاري كه ژاپن و چين و ديگر كشورهاي آسيايي كرده اند خريد اوراق خزانه داري آمريكا بوده يعني افزايش دارايي. اين سياست آنها منجر به تورم پايين داخلي يعني پول قوي در داخل و رقابت پذير در خارج شده است. ديناميك بازار ارز هم به اين سادگي نيست.دلارها را جمع كنيم باد مي كند و ارزان مي شود و به سمت واردات ... تقاضاي دلار هنوز به خطي نرسيده كه دلارها باد كنند و كپك بزنند! جريان كاهش ارزش دلار اگر بر اين مكانيزم استوار باشد بايد ين ژاپن و يوان چين الان قيمت بالاتري از دلار مي داشتند. دلار فكر مي كنم بالاترين حجم را در بازار پول بين المللي داشته باشد ولي ارزشش آنطور كه مكانيزمت مي گويد افت نكرده. فقط جانب عرضه را تحليل نكنيد و به تقاضاي دلار هم توجه كنيد. ارزش جهاني يك ارز هم مثل ساير كالاها با تلاقي عرضه و تقاضا تعيين مي شود.اينطور نيست كه هر چيزي زياد شد باد كند. حتمن هم نبايد دلار را براي واردات بخواهند. دلار سند سبز رقابت پذيري است كه در دست هر كسي باشد شانس برد دارد.

حامد : ببین اسماعیل جان. صادرات سالیانه چین حدود 800 میلیارد دلار و مال ژاپن حدود 500 میلیارد دلار است. کل این ذخیره ای که تو می گویی می شود کم تر از 20% صادرات سالیانه این کشورها که با توجه به حجم صادرات 40-50 میلیارد دلاری ایران این رقم باید چیزی حدود 10 میلیارد دلار باشد. من فکر می کنم ما بیش تر از این ها ذخیره ارزی داریم.
در مورد چیزی که برای چین می گویی واضح است که نمی توانند این کار را بکنند. چون به ابعاد مساله توجه نمی کنی فکر می کنی ماجرا خیلی جدی است. چین همه آن 100 یا 200 میلیارد دلار ذخیره اش را هم مصرف کند به هر شهروندش به طور متوسط کم تر از 200 دلار و آن هم یک بار برای همیشه می رسد و تمام می شود. این پول کسی را از فقر نجات نمی دهد.
در مورد دینامیک بازار هم ظاهرا بازار داخلی را با بازار بین المللی خلط کرده ای. راستی پول ملی قوی یعنی چه؟ به چه دردی می خورد؟ چه نسبتی با قدرت صادراتی دارد؟ شنیده ای که مقام های ژاپنی از ارزان شدن دلار در کشورشان ناراحت می شوند. این یعنی چی؟

 

نسیم :

نمیشه تئوری تصمیم را کار کنی روی مینیمم کردن دخالت سیاست در اقتصاد

 

اسماعيل عبادي :

يك چيزي فراموش شد. ذخيره ارزي ژاپن و چين را روي هم نگفتم بيش از 100 بلكه گفتم بالاي 100 ميليارد... چون چند ماه پيش ديده بودم مازاد ارزي چين حدود 800 ميليارددلار بوده كه تا ماه نوامبر به 1000 ميليارد دلار رسيد.

حامد : ببین بزار مساله را یک جور دیگری ببینیم که به تفاهم نزدیک تر بشویم. این نقش سیاسی که برای ذخایر ارزی قایلی را کسی نفی نمی کند. در این که من باید در نوشته به آن هم اشاره می کردم حق با تو است.
ولی به این دقت کن که اول این نقش در ابعاد بالا ظاهر می شود. ثانیا من قضیه را در حالت اکستریم بررسی کردم. ولی به نظرم سر یک چیز اختلاف فلسفی داریم. کشوری صادر می کند (یعنی از ظرفیت های تولیدی اش برای مصرف داخلی استفاده نمی کند) که چه کار کند؟ که فقط صادر کند؟ نه برای این ارز به دست بیاورد و باهاش چیزهایی که برای خودش اقتصادی نیست را وارد کند. ته این داستان تو و این تلاش ها باید استفاده ای از دلارهای صادراتی پیدا شود. این استفاده کجا است؟

 

خودم :

چرا اینهمه از این شاخه به اون شاخه پریدی؟ اقتصاد مدیریت و مهندسی؟!

حامد : شاخه بود و من هم پرشمان خوب بود و هی پریدیم.

 

اسماعيل عبادي :

اختلاف فلسفي تو فقط محدود به من اقتصاد خوانده نيست بلكه بايد با استراتژيستهاي قدر چيني و ژاپني شاخ به شاخ بشوي و از آنها سوال كني كه چرا 1000ميليارد دلار را انبار كردين؟ ولي جوابي كه من دارم اين است. استفاده از مزيت نسبي كه اشاره كردي يعني واردات آنچه برايش اقتصادي نيست بخشي از قضيه است. تازه آنجا هم دلارهايش را طوري كار خواهد انداخت كه مزيت نسبي را ايجاد كند. چطور؟ با وارد كردن دانش و تكنولوژي. حالا سوال اين است مگر خداي نكرده آمريكا و اروپا گاگول( يا شاسگول به زبان جوونهاي امروزي) تشريف دارن كه مفت و مجاني دانش را و تكنولوژي را بريزن پاي چيني ها؟ نه نيستند. ولي استراتژيستهاي چيني فقط به واردات فكر نمي كنن. به ايجاد ظرفيت توليد و خلق مزيت نسبي فكر مي كنن. وقتي شما براي صادرات چين مرز تعيين كنيد بايد هواستان باشد كه طرف 1000 ميليارد دلار مازاد ارز دارد و كلي هم از اوراق خزانه داري آمريكا را در اختيار دارد. پس قدرت چانه زني را با مازاد ذخيره ارزي بالا مي برم. ولي حواسم هست كه ارزش پول داخلي به واسطه زياد شدن دلار بالا نرود چون در اين صورت رقابت پذيري دلار يوان يا ين كاهش خواهد يافت. براي چيني كه مي رود تا امپراطوري اقتصادي شود كه ژاپن و كره و سنگاپور و تايوان هم خدمه هايش خواهند بود مهم است كه شاهرگ آمريكا را در دست بگيرد. چين مي تواند 1000 ميليارددلار را مثل احمدي نژاد خرج فقرا كند ولي مساله حفظ رشد بلند مدت است.حفظ قدرت چانه زني تجاري سياسي نيست. خودت هم كه با نظريه بازيها آشنا هستي به اهميت چانه زني آشنايي. من تاكيدم اين است كه ما فقط صادر نمي كنيم تا وارد كنيم. صادر مي كنيم تا رشد بلند مدت خود را تضمين كنيم. به واسطه حفظ قدرت چانه زني تجاري و سرمايه گذاري(مثل خريد اوراق خزانه داري). زماني كه قدرت نظامي جهان شاهرگ اقتصاد بين الملل يعني نفت را در دست گرفته چشم بادامي ها بيكار نمي مانند بلكه شاهرگ او را در دست مي گيرند. يعني تسط بر داراييهاي آمريكا و نقش داشتن در سياستهاي تجاري اش. با تسلطي كه به نظريه بازيها داري فكر نمي كنم اين بازيها را ساده ببيني؟ استفاده كردن از يك چيز فقط مصرف كردنش نيست. بلكه استفاده كردن جنبه هاي مختلفي دارد. يكي مصرف اش مي كند يعني واردات مي كند مثل احمد نژاد يكي هم واردات مي كند، اوراق خزانه داري آمريكا را مي خرد، مازاد ارزي هم نگه مي دارد. يه چيز ديگر. وقتي دو نفر ريششان در دست هم باشد ريش همديگر را نمي كشند بلكه روي كاغذ با هم معامله مي كنند تا ببينند بايد اجازه صادرات به پوشاك چيني داد يا نه. تحليل نظريه بازي ها يش را نمي دانم ولي اينطور شد كه اجازه دادند و محدوديت هاي صادراتي را برداشتند. در حوزه نظريه بازيها خيلي دقيق تر بايد به متغيرهاي اقتصادي نگاه كني. و الا بازي را خوب طراحي نمي كني. اگر دلار را فقط براي واردات ببيني بازي را باختي. يا اگر دلار را وسيله معامله بداني و نه يك دارايي بازهم مي بازي. من برم ناهار بخورم تا تموم نشده و بر گردم.

حامد : ببین اولا زرنگ بازی در نیار که من را با استراتژیست های ژاپنی در بیندازی. این در واقع ادعای تو است که من خلاف ایده آن ها می گویم. به نظر من هم تو درست خلاف ایده آن ها را می گویی. پس موقعیت برابری داریم :)

اگر بخواهی از زاویه نظریه بازی نگاه کنی (که من البته همیشه از میان آوردن اسمش به شدت پرهیز می کنم چون نظریه بازی یک حوزه نظری ریاضی است و مفاهیمش به دقت تعریف شده اند و خیلی راحت نمی توان در این مسایل الکی خرجش کرد و سر زبان ها انداختش. این که آدم مساله چانه زنی را بفهمد نیازی به تئوری بازی ها ندارد) باید به موضوع تهدید معتبر هم توجه کنی. به همین خاطر است که می گویم قد و قواره بازی گر ها فرق می کند. چین اگر آن بازی را بکند به خاطر این است که تهدیدش معتبر است. ما نمی توانیم چنین استراتژی را دنبال کنیم.

مساله را باید درازمدت هم ببینی. یک کشور نمی تواند هی صادر کند (بازار محصولات خودش را گسترش دهد) و وارد نکند (برای بقیه جا باز نکند) و دلار ذخیره کند. تراز تجاری اش با دنیا به هم می خورد و بقیه این را در درازمدت تحمل نمی کنند. ضمن این که همان دینامیک بازار ارز هم دوباره فعال می شود و با کاهش قیمت دلار قدرت صادرات را کم می کند. اگر مساله را دینامیکی تحلیل کنی می بینی که ذخیره ارز به سمت یک مقدار محدود (محدود در ابعاد مساله) میل می کند و بعد از آن ثابت می شود.

 

محسن مؤمنی :

حامد جان1
انتخاب موضوع پایان نامه‌ی من خیلی قضیه ی پیچیده‌ای پیدا کرده است.
می‌خواستم ببینم می‌توانی کمکم کنی یا کسی را برای کمک به من پیدا کنی.
استاد من روی الگوریتم‌های ژنتیک و سیستم‌های توزیع شده تخصص دارد. اما غالباً موضوعات در دایره ی کاربردِ این دو در موضوعات دیگر دور می‌زند. باید حیطه ای را پیدا کنم، که از این سیستم ها در آن بشود استفاده کرد و خیلی هم زمینه ی بی‌نام و نشانی باشد. (یک موضوع خیلی خوب پیدا کردم، اما چون حیطه‌ای آشناست و استادم در آن تخصص ندارد و دیگر استادان تخصص دارند، آن را نپذیرفت.) چه باید بکنم؟

 

اسماعيل عبادي :

مي بينيم كه فعلا دارند مازاد ارزي چين را تحمل هم مي كنند و در دراز مدت هم بيشتر خواهد شد و آنهم به دليل چانه زني بالاي چيني هاست. مكانيزم افزايش مازاد ارزي و افزايش قدرت پول داخلي را هم چيني ها و ژاپني ها از پس اش بر آمده اند. مكانيزم بازار ارز يك مساله مكانيكي نسيت كه اگر ارز زياد شد پول داخلي هم قطعا ارزشش افزايش يابد بلكه مي شود جلوي آن را گرفت چون به ضرر آنها ست و قدرت رقابتي پول داخلي را كاهش خواهد داد.من نگفتم صادر كند و وارد نكند. گفتم صادر مي كند براي وارد كردن و براي افزايش دارايي و سرمايه گذاري. من در سطح بين المللي قضيه بحث كردم و اين نظرت را كه صادر مي كنيم تا همه اش را وارد كنيم با مثال چين و ژاپن رد كردم. اما در مورد ايران. جريان فعلي حساب ذخيره ارزي نشان مي دهد كه آنها موافق نظر تو هستند. يعني فقط وارد مي كنند و سرمايه گذاري و افزايش دارايي و ايجاد مزيت نسبي را كنار گذاشته اند. بسياري از كشورهاي عربي نفت خيز ولي دارند هم سرمايه گذاري مي كنند و هم افزايش دارايي مي دهند و هم خلق مزيت مي كنند. وضع ما به لحاظ سياسي به گونه اي است كه نه مي توانيم سرمايه گذاري كنيم مثلن خريد سهام شركتهاي خارجي و نه افزايش دارايي دهيم مثل خريد اوراق خزانه داري آمريكا و نه مي توانيم خلق مزيت كنيم. ولي هنوز به لحاظ استوار بودن بودجه و اقتصاد ما بر قيمت نفت بايد دلارها را لااقل ذخيره كنيم تا از تاثير نوسانات قيمت نفت بر اقتصادمان بكاهيم يعني به حداقل رساندن نوسانات. اگر مي توانستيم سرمايه گذاري كنيم و افزايش دارايي دهيم و از نوسانات جلوگيري كنيم مي شد تورم را هم خنثي كرد.چطور؟ اتفاقا مكانيزم بازار ارز را اينبار بايد بگذاريم تا كارش را انجام دهد. يعني مازاد ارزي كه به افزايش قدرت پول ما كمك كند. اين امر به دليل زياد نبودن سهم صادرات در تراز تجاري روي اقتصاد ما تاثير نخواهد گذاشت ولي منجر به افزايش قدرت خريد داخلي به واسطه افزايش قدرت پول داخلي خواهد شد. يعني ما تمام آنچه را ذخيره مي كنيم وارد كنيم با افزايش قيمت ارز و كاهش قدرت پول داخلي مواجه خواهيم شد كه مي تواند تورم را به همراه داشته باشد. الان دقيقا همين تجربه در پيش روي ماست. كلي واردات و خالي كردن صندوق ذخيره ارزي و از طرفي افزايش ارزش ارز خارجي به بي ارزش شدن پول داخلي منجر شده كه تورم را در پي داشته . البته يكي از دلاليل نوسانات اقتصاد ما مساله ذخيره ارزي است. در ضمن از خرج كردن نام نظريه بازيها براي اين مسائل ساده!! هراسي نداشته باش. اقتصاد خردي كه ما گذرانديم كمكي نظريه بازي داشت. مساله بازي بين بنگاهها و كارگزاران اقتصادي وقتي پاي نظريه بازي به ميان مي آمد قشنگتر مي شد و رسيدن به تعادلها ملموستر بود.

حامد : صبر! اول مثال چین و ژاپنت هنوز نقض حرف من نیست که دست آخر کشورها باید با ارزشان کالا وارد کنند. تو می گویی 1000 میلیارد دلار ذخیره کرده اند. قبول. این چند درصد کل صادراتشان در ده یا پانزده سال گذشته بوده؟ شاید ده درصد! من اصلا سر این که به عنوان یک حربه استراتژیک ارز را به مصارف غیر واردات کالا تخصیص بدهیم مخالفتی ندارم ولی تو باید بگویی آخر سر وقتی همش همین کار را کردیم و کردیم چه می شود؟ بلاخره این دلارهایی که روی هم انباشته می شود قرار است به چه کاری بیاید؟

ظاهرا مقاله های قبلی من را نخوانده ای و از موافقت من با دولت فعلی خبر نداری! اگر اشتباه نکنم در یکی از مقاله هایم در شرق مرحوم نشان داده بودم که ارزهای اضافی صندوق ارزی اگر همین طوری وارد اقتصاد ایران شود یا پدر صنایع داخلی را در می آورد و یا با افزایش عرضه پول باعث تقویت نقدینگی و تورم می شود. کسی نگفته که ارز را همه صرف خوردنی و پوشیدنی کنیم. این که بخشی از آن باید بیرون اقتصاد بماند و به کارهای دیگری بیاید روشن است.

تکرار می کنم که بحث من سر یک موضوع فلسفی تر است و آن هم کارکرد نهایی و غایی درآمدهای ارزی است. برای این که موضوع برایت روشن تر شود مثال سرمایه گذاری شوروی را که در مقدمه کتاب های کلان دوره لیسانس هست تکرار می کنم. شوروی ها گفتند تولید صنعتی خوب است و هی روی تولید فولاد و آهن و چه و چه سرمایه گذاری کردند. آخر سر ماندند که با این آهن و فولادها چه کار باید بکنند غیر از این که آن را صرف مصرف روزمره مردم بکنند.

به من بگو "تقویت پول ملی یعنی چه" در کدام مرجع اقتصادی از این موضوع صحبت می شود؟ نرخ ارز صرفا یک نسبت قیمتی است بین کالاهای تبادل پذیر داخل و خارج. اگر این نسبت از مقدار تعادلی خارج باشد مشکلات به بار می آورد. متوجه هستی که پیش نهاد آخرت درست در تناقض با حرف های قبلی ات است. اگر پول ملی را تقویت کنیم موقعیت واردات را در مقابل همان صنایعی که تو سعی کردی با واردات فن آوری بیش تر کنی تضعیف می کنی.

 

اسماعيل عبادي :

راستي يكي از كامنتها را جواب گذاشته بودي نديدم. فكر كنم لحن گفتن من اشتباه برانگيز بود. گفته بودم مازاد ارزي بيش از 100 ميليارد دلار كه نوامبر را براي چين چك كردم كه روزنامه چيني گفته رسيده به 1000 ميليارد دلار. حالا نسبتش بر 800 ميليارد دلار صادرات چين آنقدر كه گفتي نمي تواند باشد. آن نسبت اعتبار ندارد.اگر هم چين بخواهد 1000 ميليارد دلار را بين مثلن 500 ميليون نفر فقير تقسيم كند مي شود 2000 دلار! به نظرت براي فقر زدايي رقم كمي است؟ براي كشوري كه در مناطق روستايي اش درآمد در حد 3 يا چهار دلار هم نمي شود؟

 

اسماعيل عبادي :

صادرات چين هم طبق آمار نوامبر 2006 برابر 691.2 ميليارد دلار در سپتامبر بوده. حدود 100 ميليارد دلار ارور داشتي.آمار از بانك جهاني است. سوالهاي ديگري هم كرده بودي. پول قوي يعني چه؟ پول قوي يعني پولي كه مصرف كننده بتواند يا نسبت به گذشته بيشتر با آن خريد كند يا لااقل قدرت خريدش در همان سطح بماند. قدرت خريد هم به واسطه اندك بودن نوسانات تورمي حفظ مي شود. گرينسپن و پل ووكر سياست بانك مركزي آمريكا را روي تورم 2 درصد گذاشتند ولي مارتين فلدستاين به اين جريان اعتراض داشت و معتقد بود تورم نبايد قابل لمس باشد حالا ممكن است نسبت به شرايط تورم 5 درصدي هم انتظارات تورمي ايجاد نكند. پس پول قوي در داخل يعني پولي كه قدرت خريدش حفظ شود. اما پول با قدرت رقابت پذيري بالا در سطح بين المللي يعني گران نشدن كالاهاي داخلي براي مشتريان خارجي. يعني جلوگيري از افزايش ارزش دلار. سياستي كه حالا آمريكايي ها به واسطه مشاوره اقتصاددانان در پيش گرفته اند تا بر اثر كاهش قيمت مسكن و در نتيجه كاهش دارايي هاي خانوارهاي آمريكايي به واسطه افزايش پس انداز و كاهش تقاضاي داخلي آن را با رشد صادرات جبران كنند.مقامهاي ژاپني هم از ارزان شدن دلار ناراحت مي شوند چون به معني بالا رفتن ارزش پول داخلي و گران شدن كالاهاي ژاپني براي مشتريان خارجي است. بنابراين صادرات آنها را با تهديد مواجه مي كند. از طرفي ارزان شدن دلار يعني كاهش ارزش داراييهاي خارجي آنها كه به دلار سرمايه گذاري كرده اند. دلار گران يعني قدرت رقابت پذيري بالاي ين و دارايي فزون يافته ژاپني ها. يك چيز ديگر بگويم شايد نظري داشته باشي. الان همه دارند بشكن مي زنند كه كاهش ارزش دلار يعني ويراني و ضعف اقتصاد آمريكا. البته اين را داخلي ها تو بوق كردن. ولي حتي اكونوميست هم قضيه را نگرفته. فقط چشم بادامي ها هستن كه با تيزهوشي فهميدن و به فكر فرو رفتن!

حامد : خب این جواب آخرت بخشی از حرف من از اول بود. ژاپنی ها از ارزان شدن دلار ناراحت می شوند. اگر درست فهیمده باشم تو هم موافق این حرف هستی که ناراحت می شوند. دلار ارزان یعنی چه؟ یعنی ین گران. یعنی چه؟ یعنی تقویت پول ملی ژاپن. همان چیزی که تو ازش طرف داری می کنی. ظاهرا به تفاهم رسیدیم که کشورهایی که می خواهند صادراتشان را گسترش دهند باید پول ملی را تضعیف کنند نه تقویت.

خطای تو که بزرگ تر بود که به جای 1000 میلیارد گفتی 100 میلیارد.

ضمنا سوال اصلی را بی پاسخ گذاشتی و پریدی. همه این ها که می گویی درست. هدف غایی این سرمایه گذاری ها و ذخیره ها چیست؟ غایی غایی درست آخرین هدف. من فقط منتظر جواب این سوال هستم.

به هر حال بحث جالبی بود و من ازت چیزهای جالبی یاد گرفتم.

 

اسماعيل عبادي :

توضيح قبلي ام نظرم را در مورد پول قوي مشخص كرد. من نگفتم پول دخلي را به واسطه افزايش ارزشس آن تقويت كنيم تا كالاها يمان گران شود. گفتم تورم را كاهش دهيم تا قدرت پول داخلي حفظ شود ولي قدرت رقابتي در خارج را هم داشته باشيم. البته مايي كه جوجه اي در اقتصاد جهاني بيش نيستيم نمي توانيم مثل ژاپن و چين از كاهش ارزش پول داخلي و رقابت پذيري بهره اي ببريم. در مورد اينكه اين دلارها جمع مي شود تا چه شود؟ كاركرد غايي چيست. بهتر است از بيل گيتس بپرسي اين همه دلار براي چه روي هم تلنبار مي كند! آخرش چه مي شود؟ من هم در يادداشتي در روزنامه آسيا نوشتم كه جنگ قرن حاضر جنگ تمدنهايي نيست كه هانتينگتون مي گفت بلكه جنگ پولهاست. جنگ بين دلار و يورو و ين و يوان. دلار، آهن و فولاد نيست كه روي دست كسي بماند! با دلار مي شود به جنگ رفت.راستي مقدار تعادلي هم كه در مورد نرخ ارز گفتي يكي از راههاي تعيين كردنش نسبت مبادله است. ولي در سميناري كه در دانشگاه يو پي ام مالزي داشتيم پرفسور ماندل در جواب سوال رئيس دانشكده كه گفت قيمت پول مالزي در تعدل نيست و اين حرفها گفت: يكي از روشها اين است كه پرچزينگ پاور پريتي را براي شما وحي منزل كرده ولي حالا ديگر اينطور نيست... نسبت تعادلي هماني است كه اقتصاد شما را با ثبات كند.. شرمنده! من از دكتراي اقتصاد بين الملل انصراف دادم و نرفتم بپرسم روشهاي ديگرش چي بوده! يا... يادم هست كه سمينار هم اتفاقا روي نرخ ارز بحث مي كرد و ماندل يكي از بنيانگذاران مدل ماندل-فلمينگ و برنده جايز نوبل تك سخنران آن بود. اينكه تقويت پول ملي در كدام مرجع اقتصادي آمده و اينها بايد بگويم كه كتاب اقتصاد كلان برانسون و فيشر و... در بحث بازار ارز به اين مطالب اشاره مي كنند devaluation را شايد بد ترجمه كرده باشند ولي منظورشان همان كاهش ارزش پول داخلي است نسبت به ارز.

 

اسماعيل عبادي :

تو لطف داري حامد. منم كه مطالب از ياد رفته ام را دارم بازيابي مي كنم.در مورد خطا: من چون يادم نبود چقدر هست گفتم بيش از 100 ميليارد!! اينكه ارور نداره. دو چيز رو هم از هم تفكيك نكردي. من چيزي رو كه از مارتين فلدستاين پير اقتصاد هاروارد ياد گرفتم گفتم. پوي قوي در داخل يعني تورم پايين و رقابت پذير در خارج. يعني با ديولويشن موافقم ولي به شرط حفظ قدرت خريد يعني تورم پايين. در مورد ايران ولي اين حرف صادق نيست. اين قضيه در مورد كشورهايي صدق مي كنه كه صادرات اونها نسبت به نرخ ارز پر كشش باشه. يعني وقتي 1 درصد ارزش پول ملي كم شد صادرات بيشتر بالا بره. ولي در ايران صادرات نسبت به نرخ ارز بي كشش هست(مركز پژوهشهاي بازرگاني تو يه پروژه به اين نتيجه رسيد كه درست هم هست) يعني اگه ما دلار رو 2000 تومن هم بكنيم تاثيري روي صادرات ما نداره. پسته سمي رو اگه با دلار 4000 هزار تومني هم بفروشي كسي نمي خره. سمند لكنته رو همچنين. مگه ما چقدر صادرات داريم؟

حامد : اسماعیل سوال اصلی را جواب ندادی و به جای بدی حواله دادی. بیل گیتس حق داره با پول هاش هر کاری بکنه ولی من و تو که داریم راجع به سیاست گذاری اقتصادی صحبت می کنیم باید نتیجه اون را روی رفاه نشون بدیم. نمی تونیم به این دل خوش کنیم که هی دلار انباشه کنیم. باید دقیقا نشون بدیم که این سیاست نهایتا قراره به چی منجر بشه. ضمنا اگر قرن آینده قرن جنگ پول ها باشه به ما که دخلی نداره. من به عنوان اقتصاددان ایرانی باید مساله را در ابعاد کوچک تری توضیح بدم.

بحث کشش پذیری صادرات به نرخ ارز را نمی دونم ولی حداقل روی کالایی مثل فرش که بازار جهانی اش به شدت رقابتی است کاملا تاثیر داره. ضمن این که بحث فقط صادرات نیست. با مصنوعی ارزان نگه داشتن پول داخلی (به قول تو تقویت) به مصرف کننده داخلی علامت غلط می دی که کالای وارداتی بخره.

 

اسماعيل عبادي :

راستي حامد! مي داني اگر كشورهايي آسيايي بالاخص چين و ژاپن و كشورهاي عربي دلارهاي ذخيره شده را بفروشند يعني برگردد خدمت بانك مركزي آمريكا و داراييهايشان را مطالبه كنند تمام خاك آمريكا بايد به حراج گذاشته شود! مقاله اي در اين خصوص خواندم كه به نظرم عجيب بود! ولي سناريويي هست كه صدام هم مي خواست يورو را جايگزين دلار كند و از اين حرفها. اميدوارم يك روزي عرصه اي فراهم شود تا بتوانم روي نظريه جنگ پولها بحث كنم(آمين). چه حالي دارد در افتادن با نظريه جنگ تمدنهاي ساموئل جان وقتي اقتصاد خوانده باشي.بحث كردن هميشه پويايي به دنبال دارد ولي نبايد بيشتر از اين مزاحم حامد عزيز شد كه روي موضوع مقاله اش بايد كار كند. مرسي از بحثي كه كردي و تحليلهاي جالبت.جايت خالي الان مي روم و يك ليوان گنده چاي داغ از آب دارخانه مي آورم تا نوش جان كنم. به ياد تو هم خواهم بود حامد عزيز. درود.

 

اسماعيل عبادي :

حامد تقصير خودت بود. من گفتم وقتت را نگيرم ولي نشد. اتفاقا جنگ پولها خوب هم به ربط دارد.بسيار. مي بيني كه پايه معاملاتي مان را براي آنكه اسير كاهش ارزش بين المللي دلار نشويم به يورو داريم تغيير مي دهيم. ما هم پياده نظام اين جنگ هستيم. اتفاقا جنگ پولها دارد در خاورميانه اتفاق مي افتد و ما بايد آلارم بدهيم كه بازي را نبازيم و يا با زرنگي اعلام بي طرفي كنيم. در مورد انباشت دلار در داخل توضيح دادم. جلوگيري از نوسانات قيمت نفت.همين. ولي در مورد چين و ژاپن هم گفتم انباشت دلار در اين كشورها به مفهوم امنيت اقتصادي-سياسي و نظامي اونهاست. دلار انباشت شده حكم بمب اتم داره. باور كن. فرض رو بر عقلايي بودن رفتار چشم بادامي ها بگذار كه فرض غلطي نيست. ژاپني ها در حال حاضر انتقام جنگ جهاني دوم و پايان خفت بارش رو به واسطه بمب اتم گرفتن. حالا آمريكايي ها به ژاپني و چيني ها بدهكار هستن. مي دوني كه پولي كه دست ماست در واقع بدهي بانك مركزي به حساب مياد. حالا قبلن بايد هم ارزشش طلا مي داد. ولي حالا كه پايه پولي در كار نيست و پشتوانه پول قدرت سياسي-اقتصاد-نظامي هست ديگه در ازاي دلار طلايي به ما نمي دن بلكه بايد اعتبارشون و خرج كنن. به عنوان يك سياستگذار اگر مي بودم منم بر حجم مازاد ارزي مي افزودم. چون امنيت بين المللي من رو تضمين مي كنه. يك بدهكار هميشه مديون هست و وقتي مديون سبيل كلفت ها باشه خريت نخواهد كرد. ولي در كتاب رويارويي بزرگ كه مال 11 سال پيش هست و نوشته لستر تارو، اون گفت كه اوضاع طي دهه بعدي بي ريخت خواهد بود و ديگر آمريكا ابر اقتصاد دنيا نيست. پس بايد چه كرد؟ براي فشردن گلوي طلبكارها چه راهي بايد برگزيد. هم خطر جابجايي يورو دلار در كشورهايي كه معملات نفتشان دلاري است را رفع بايد كرد و هم شاهرگ اقتصاد جهاني را در دست گرفت. مي شود حمله به عراق و ... همه اش جنگ اقتصادي و جنگ پولهاست.

 

اسماعيل عبادي :

يك چيز يادم رفت. مي داني اگر به فرض وضعيتي پيش بيايد كه شرايط روبرو و پشت خاك ريز در فاصله 1000 متري را تجربه كنيم آتش زدن 10 هزار ميليارد يعني چه؟ يعني فاتحه آمريكا و اقتصادش! دلار نمي دانم چند مي شود ولي آنقدري بالا مي رود كه كسي يك بز هم از آمريكا نخرد. در اين وضعيت يورو بشكن مي زند.وضعيت اكستريمي بودها.

 

اسماعيل عبادي :

يك چيز ديگر.الان چك كردم ديدم ميانگين صادرات فرش ما 550 ميليون دلار است! اينكه رقمي نيست كه با مثلن نصف كردن ارزش پول داخلي بتوانيم زيادش كنيم. در ثاني كاهش ارزش پول داخلي براي افزودن به قدرت رقابتي آن بايد به بروز ظرفيت هاي جديد اقتصادي و افزايش توليد منجر شود. مثلن اقتصاد چين اين ظرفيت را دارد. اقتصاد ژاپن دارد.آمريكا دارد. ولي اينگونه سياستها منجر به افزايش توليد ما نخواهد شد. ظرفيت ما به دليل تكنولوژي دست چندم و عدم سرمايه گذاري بسيار پايين است. مارتين فلدستاين مي گويد بايد روي economic capability كار كنيم. ظرفيت هاي توليد به كار گرفته نشده و بيكار. مثال مي زنم. چند روز پيش كيش بودم. يك صدم كيش هم ساخته نشده كه اگر ساخته مي شد و اگر شرايط سياسي طور ديگري بود دبي نمي توانست مركز ترانزيتي خاورميانه باشد بلكه جزيره زيباي مرجاني ما يعني كيش حرف اول را مي زد. قشم همينطور و برو تا جهاي ديگر. اقتصاد ايران به خاطر اين چيزها به بن بست رسيده و براي خروج از بن بست بايد برخي چيزها را قبول كنيم يا هم بر شيپور پوپوليستي خود فوت بفرماييم تا بتركيم.

 

ounhdpwck zrgbphl :

dahcgl nftz quphyk axgsqi msdeicvku aukrisjqo mbfa

 

gyten uptg :

wgcdo msqrky zglan xvtkohbi yqgpxml elzbn jvcnuf zmnry mvnbgkph

 

cable television station :

Cool site. Thanks:-)
cable television station

 

cable television station :

Cool site. Thanks:-)
cable television station

 

toyota lexington kentucky :

Very good site. Thanks.
toyota lexington kentucky

 

australian cattle dog :

Very good site. Thank you.
australian cattle dog

 

party dress :

Good site. Thanks!!!
party dress

 

server sql tuning :

Very good site. Thanks!
server sql tuning

 

charlotte lawyer :

Very good site. Thank you!
charlotte lawyer

 

cliff house :

Cool site. Thank you:-)
cliff house

 

broadway new york :

Very good site. Thanks.
broadway new york

 

broadway new york :

Very good site. Thanks.
broadway new york

 

software :

Nice site. Thanks!
notebook

 

wedding music :

Good site. Thank you.
wedding music

 

wedding music :

Good site. Thank you.
wedding music

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007