« ابهام در بازار نفت | صفحه اول | روزمره »

25 آذر 85

رمز پیروزی انتخاباتی اصول گرایان چیست؟

من خودم جواب سوال فوق را ندارم ولی از امروز صبح که نتایج انتخابات را بررسی کرده ام این سوال یکی دو سال اخیر در ذهنم دوباره جرقه زده است. به عنوان کسی که وقایع سیاسی را از سال 70 دقیقا دنبال می کنم در فهم رفتار دو سال اخیر مردم ایران تقریبا عاجز مانده ام.

1) جناح راست یکی از مهم ترین پیروزی هایش را در انتخابات مجلس چهارم به دست آورد. در آن سال ها فضای به شدت تخریبی علیه نیروهای موسوم به خط امام درست شده بود. به خوبی خاطرم هست که شایعه کرده بودند که کروبی فرار کرده، آیت الله موسوی اردبیلی از دنیا رفته، محتشمی در ماجرای لاکربی دست داشته و الخ. این فضا باعث شده بود تا مردم مشکلات جنگ و بعد از آن را به تندروی نیروهای چپ گرا نسبت دهند و در مقابل هاشمی و جناح راست را که در آن زمان متحدد یک دیگر بودند نویدبخش یک سیاست خارجی کم تنش و اقتصاد بازتر بدانند.

2) با قدرت گرفتن راست در دولت هاشمی - وزارت کشور و علوم و اقتصاد و فرهنگ و الخ - و آشکارتر شدن سیاست های محافظه کارانه و بسته آن ها از یک طرف و جان گرفتن دوباره نیروهای خط امام و ارائه تحلیل های مستمر راجع به خطر راست سنتی، جامعه تحصیل کرده به نوعی در مقابل این جریان موضع گرفت. به گونه ای که اگر پاره ای اتفاق ها در انتخابات مجلس پنجم اتفاق نمی افتاد این جناح ممکن بود اکثریت را در مجلس از دست بدهد. رفتار مردم در مجلس پنجم برای من کاملا قابل فهم بود. راست سنتی به عنوان جریان بسته و بی کفایتی مطرح شده بود که از یک طرف اگر بر سر کار بیاید آزادی های نسبی ایجاد شده در زمان هاشمی را برخواهد چید و از طرف دیگر چون فاقد تخصص و شناخت درست از دنیا بود با اتخاذ سیاست های غلط اقتصادی و سیاسی و اداری باعث رکود و عقب ماندگی اقتصادی کشور خواهد شد. یوسفعلی میرشکاک که در کل عمرش به مدت یک ماه مدرن شد و دوباره سرجایش برگشت به دقت این برداشت از راست را در مقاله معروفش "چشم اندازی از خطابه وحشت" که در هفته نامه بهمن چاپ شد به تصویر کشید. رای مردم به کارگزاران و نیروهای تازه به صحنه برگشته خط امام که تحت شعارهای آزادی خواهانه فعالیت می کردند به نوعی ابراز میل برای ادامه جریان لیبرالیزه کردن فضای اجتماعی، ایدئولوژی زدایی و حاکمیت تکنوکرات هایی مثل کرباسچی بود. هر چند که این رای طبقه متوسط تازه به صحنه سیاست برگشته نتوانست در مقابل رای های قوی برآمده از پایگاه های سنتی راست سنتی - مساجد و هیات های مذهبی - مقاومت کند.

3) تاریخ دوم خرداد را همه می دانید و تکرار نمی کنم. راست به صورت غیرمنتظره ای به حاشیه رفت و بدون این که بازسازی ایدئولوژیک خاصی بکند با چراغ خاموش در انتخابات شوراها برگشت و به صورت ناباورانه ای پیروز شد. فکر می کنم پیروزی اول اصول گرایان جنبه استراتژیک نداشت و دو دلیل اصلی آن یکی پراکنده شدن رای اصلاح طلبان بین لیست های مختلف و یکی هم بسیج نیروهای طرف دار راست برای حضور در انتخابات بود. پیروزی مجلس هفتم قدم دومی بود که البته در مسابقه بدون رقیبی به دست آمد و عنصری از تحلیل ما نیست. با این همه رای کلی اصول گرایان در دور اول (نزدیک به ده میلیون) و رای بالای احمدی نژاد در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری 84 موضوعی نبود که بشود آن را به سادگی کنار گذاشت. پیروزی نسبتا قطعی اصول گرایان در انتخابات فعلی شوراها حلقه بعدی این زنجیره است.

سال ها نظر غالب در جامعه شناسی سیاسی ایران این بود که راست سنتی یک رای ثابت هفت میلیون نفری از اقشار مذهبی و سنتی جامعه دارد که رقم آن هم مرتب به رو به کاهش خواهد بود. این رای ثابت خودش را در انتخابات ریاست جمهوری 76 (ناطق) و 80 (توکلی) نشان داده بود. از طرف دیگر بسیاری از تحلیل گران این اعتقاد را داشتند که موج هایی مثل جوانی جمعیت، گسترش اینترنت و همه گیر شدن آموزش عالی نیروهایی هستند که فضا را هر چه بیش تر به نفع جریان های اصلاح طلب و لیبرال خواهد ساخت. ما تا سال ها باور داشتیم که راست هیچ شانسی برای برگشتن به عرصه سیاسی از طریق انتخابات ندارد چون به نظرمان می رسید این هفت میلیون نفر همیشه اقلیتی کوچک در مقابل یک اکثریت جوان و پرشور بیست و چند میلیونی خواهد بود. با این همه راست برگشته است و آن رای هفت میلیونی به چیزی بالای پانزده میلیون رای رسیده است. تاکید می کنم که راست بدون بازسازی ایدئولوژیک باز گشته است. هر چند طبعا به تبعیت از فضا، شکل و رنگ و بوی تبلیغات انتخاباتی آن ها عوض شده است ولی تفکرات اساسی که ابراز می دارند فرق چندانی با اوایل دهه هفتاد ندارد.

این را خودم از عباس عبدی شنیدم که می گفت " مشکل ما با راست بی کفایتی آن ها در اداره کشور است. اگر ما بدانیم که راست قابلیت این را دارد که با بستن فضای سیاسی و اداره درست اقتصاد می تواند همانند چین کشور را در مسیر رشد بیندازد کل قدرت را دو دستی تقدیم آن ها می کنیم". مگر این همان راست با تفکرات قدیمی نیست؟ پس چرا مردم عادی به او رای می دهند؟ آیا مردم دیگر دنبال آزادی اجتماعی نیستند؟ یا فکر می کنند راست ها این شایستگی را دارند که امور روزمره را به خوبی اداره کنند؟ یا چون راست ها این بار در عرصه اقتصاد شعارهای چپ گرایانه اتخاذ کرده اند مورد حمایت مردم قرار گرفته اند. من در فهم این موضوع مانده ام. آیا ایده آل های ما با خواسته های اکثریت* جامعه فاصله اساسی گرفته است؟

* دقت کنید که هیچ جای دنیا 100% مردم در انتخابات شرکت نمی کنند. رقم شرکت معمولا بین 40 تا 70 درصد است که در ایران هم رقمی حول و حوش همین را داریم. بنابراین رای اکثریت در ایران تقریبا همان معنی جهانی آن را دارد. با این فرق که گزینه های انتخاب خیلی محدودتر است.


   دنبالك

ليست صفحاتي كه به اين مطلب ارجاع داده‌اند: رمز پیروزی انتخاباتی اصول گرایان چیست؟:

» پيمان اخوت و پارادکس اصلاح طلبانه از طرف انتخاب انسانی
اين مقاله قوچاني از خيلي نظرها مقاله جالب و قابل تأمليه. اگر واقعا کروبي منظورش از تاسيس حزب اعتماد ملي و روزنامه همين چيزهايي بوده که قوچا... [Read More]


   نظرات

محسن :

سلام
می‌دانيد برادر؟ اصلا يکی از مشکلات ما اين است که دايم بند ناف خود را با گروه اصلاح‌طلبان گره زده‌ايم. چرا اينقدر حزبی نگاه می‌کنيم؟ آيا واقعا مردم حزبی نگاه می‌کنند؟

من حسم اين است که مردم نسبت به عملکرد و مديريت طيفی از اصولگرايان (قاليباف، طلايی، چمران، خادم، افروغ) احساس خوبی دارند (چون واقعا عملکردشان خوب بوده) و رفتند و به ليستی رای دادند که اسم طلايی و چمران صدر آن بوده. ابتکار رای آورده، چون احساس خوبی نسبت به آن داشته‌اند.

آيا واقعا عماد افروغ آدمی محترم و دلسوز و مفيد نيست؟ طيفی از اصولگرايان که قوه عاقله خوبی دارند (رضا اميرخانی مثلا!) طيف بهتری از اصلاح‌طلبان برای اداره جمهوری اسلامی هستند. طيف قاليباف جمهوری اسلامی را می‌تواند اداره کند. طيف احمدی‌نژاد حکومت اسلامی را اداره خواهد کرد و طيف مشارکت اصلا روح اسلامی ندارد.

ديدم که محبوبه خوانساری، فهيمه خضر حيدری، مهدی فرجامی و چند نفر که نزديک به شورا بودند اصلا بند ناف خودشان را به اصلاح‌طلبان گره نزدند و خيلی منصفانه تر نگاه کردند. اگر می‌خواهی دليل اقبال مردم را به طيف اصولگرای نزديک به قاليباف بدانی، دليل اقبال اين جوانان اصلاح طلب را به اين طيف جستجو کن.

دليلش هم واضح است. چون در آنها آدمهای باهوش، دلسوز و معقول زياد پيدا می‌شود.

 

Ehsan :

پیروزی اصولگرایان چندان هم قطعی نیست! شرایط رقابت را هم توی تحلیلتون در نظر نگرفته اید... ( در مورد پیام قبلی، رضا امیرخانی نماد قوه عاقله خوب است؟ ایکاش از جریانات داخل سمپاد و دوستان امیرخانی خبر داشتید)

 

طفل شیرخواره :

گفته اید:"وقایع سیاسی را از سال 70 ((دقیقا)) دنبال می کنم ".یعنی از سیزده سالگی؟؟؟؟؟؟..ایییییییییییییییول!!!!!!

 

م. ش :

آقا محسن
همه ی حرفهایت درست. اما من به هیچ وجه رضا امیرخانی را جزو آدمهایی که ردیفشان کردی نمی بینم. یک آدم فرصت طلب که در دروغ گویی و پررویی سرآمد روزگار است.

 

پيمان :

تصور مي كنم براي يك تحليل جامع كمي از بالاتر نگاه كنيم.
1- ديدگاه حزبي بر مردم ما حاكم نيست همانطور كه حزبهاي ماهم تمام و كمال حزب نيست .. شايد حتي نصفه و نيمه هم حزب نباشد.
2- اصلا كار حزبي كه لازمه اش داشتن روحيه همكاري و تعامل گروهي است در فرهنگ ما ريشه قوي و مستحكمي ندارد. لذا احزاب دائما در تلاطمند .
3- باز بنابر فرهنگ جامعه ايران تفكر سيستمي و تفكر علمي و تفكر مبتني بر دانش و بينش تفكر غالب نيست ، اگر هم در پاره اي از اوقات بر اين موارد تاكيد شده بر پايه مدي بوده كه در جامعه جلوه داشته به عبارت ديگر يك مدگرايي صرف بوده.
4- باز با توجه به مورد قبل مردم با لوازم ديدگاه علمي و اصولي و سيستماتيك آشنا نيستند. اولين آن اين است كه كساني كه در دستشان قدرت است علمي عمل كنند و بعد ديگر آن يعني مردم تن به مدت زماني كه لازم است تا يك كاشت علمي نتيجه و برداشت مناسبي در بر داشته باشد را نمي شناسند و نمي فهمند و تحمل كردن آن برايشان غير ممكن است. لذا اگر كاري به صورت علمي هم انجام شده باشد به علت طولاني بودن زمان به نتيجه رسيدن آن نفر بعدي كه قدرت را در دست گرفته همه را از بين برده يا نهايتا رها كرده است.
باز هم شايد مطالبي در اين باب داشته باشم كه به علت بي حوصلگي باشد براي وقت ديگر
اما پاسخ پرسش شما:
با اين مقدمه طولاني شايد اين برداشت من قابل توجيه باشد كه ديدگاه مردم ديگاهي مبتني بر مطالعه نيست. در واقع وقتي مي بينند گروه قبلي آمد و كاري نكرد، گروه بعدي آفتابه مي گيرد به گروه قبلي و شعارهاي جديد و مد روز تري مي دهد همه اين عوامل رواني باعث مي شود كه جامعه تصور كند كه اين جديدي ها ديدگاه بهتري دارند و چه بسا تصور شود كه تغييراتي در بينش آنها ايجاد شده و اين كه تجربه شان افزوده شده پس بايد ديدگاههاي گروه ديگر كه همان گروه هاي چند سري قبل هستند با آن موقع خودشان تفاوت كرده باشد ... اين نتيجه نسبتا عقلي است كه از همه اين پرحرفيهايم بر مي آيد .. پس مردم به گروه دوم راي مي دهند و بعد مي بينند كه اين همان خر بوده فقط پالانش عوض شده ! دوباره به غلط كردم مي افتند و دوباره از انتخابات استقبال مي كنند.
اصلا يك سوال ديگر!
آيا استقبال از انتخابات نشانه رضايت از وضع موجود است يا نارضايتي؟

 

میثم زارع :

اتفاقا برای من قابل فهم هستش حامد. مردم چهار بار در سال های اخیر به اصلاح طلبان اعتماد کردند. بعد هم اونها رو کنار گذاشتن. چون بی عرضه بودن. آقای هاشمی هم با همه احترام باید بازنشسته بشن. مردم ایشونو نمیخوان. چهره های شناخته شده اصلاح طلبان رو هم همین طور. باید برن کنار. اتقافا من رفتار دوستان چپی (لطفا واژه لیبرال رو ملوث نکن. اینها کجا لیبرال هستن. از تو بعیده) رو نمی فهمم. مثل این میمونه که جمهوری خواهان رامسفلد یا چنی (یا اگه میشد بوش) رو برای انتخابات بعدی کاندید کنن. تو اونوقت به عقلشون شک نمیکردی؟ توضیح ساده است. این آقایون گند زدن. مردم هم دیگه بهشون رای نمیدن. آرمان براشون مهمه؟ برن کنار بزارن یه عده جدید بیان اینها هم حمایت کنن. کجای دنیا وقتی کسی که تو قدرت شکست میخوره دوباره برمیگرده. دقت کن راجع به یه نیروی بیرون قدرت حرف نمیزنیم. رییس جمهوری که دوباره رای نمیاره یعنی مردم نمی خوانش. یعنی بهش اعتماد ندارن. و اگه دوباره بیاد یعنی دهن کجی به مردم و مردم هم حقشو میزارن کف دستش. فرق داره با کسی که در قدرت نبوده و بازی رو باخته. اون میتونه برگرده. من موندم تو چرا اینو نمیفهمی؟ یا خودتو به...

 

جهانگير :

در ايني كه چرا اون يه عدهاي كه تو انتخابات شركت ميكنن به اصلاح طلبها راي نميدن شكي نيست. اين جماعت بعد از رو سياهي اي كه توي اوج قدرت به بار آوردند و كشيده شدن پايين تا حالا كه دو سه سال گذشته حتي يه بار بلند نشدن يه جايي بخاطر يكي از حماقتهاي گروه رقيب كه تعدادش كم هم نيست سينه سپر كننو يه زري بزنن آخه مردم چرا بايد نظرشون در مورد اينها عوض شده باشه صرف اينكه از حماقتهاي اون گروه ترسيده باشن دليل نميشه كه به يه سري مهره سوخته راي بدن.

 

نیما :

1- ما که در وسط تهران هستیم هنوز نمی دانیم چه کسی در انتخابات برنده شده تو از آن ور دنیا چطور فهمیدی؟دست کم در شهرهای غیر تهران که وضع راست خراب است.
2- در کدام متن جامعه شناسی سیاسی و از زبان کدام استاد سالها شنیده ای که راست یک رای ثابت هفت میلیونی دارد؟ رفرنس بده
3- حامد جان صریح می گویم نارحت نشو آخرین بار که در خانی آباد قدم زده ای یا در اسلامشهر خرید کرده ای یا پشت شهرداری جنس دست دو پیدا کرده ای یا ... چند سال پیش بوده؟ با چه اطلاعاتی رفتار انتخاباتی این مردم را تحلیل می کنی؟
4- این انتخابات کجایش آزاد بود؟ آدمهائی که مطمئن بودند رد می شوند از اول کاندیدا نشدند. چه کسی گفته اغلب بخشهای جامعه در این انتخابات گزینه ای برای انتخاب داشتند؟ شرایط انتخاب از سر ناچاری که نمی تواند بیانگر تمایلات حقیقی جامعه باشد. آیا مطمئنی اگر صدا و سیما مثلا در یکی دو سال گذشته به گروههای لائیک هم فرصت می داد و آنها رسانه برای مطرح کردن خود داشتند و در انتخابات هم کاندیدا می شدند و کمی هم منابع مالی از آن نوع که راست دارد برای چاپ کردن تبلیغات و راه انداختن کمپین داشتند همینها که به طلائی رای دادند به آنها رای نمی دادند؟ وقتی هیچ رسانه آزادی نیست و صدا و سیما هم رسانه عوامفریبی شده تو نمی توانی بر اساس رفتار انتخاباتی بخشی از مردم تصورات آنها از زندگی خوب را در بلند مدت استخراج کنی.
5- دوست اقتصاد خوانده من! معیشت را می دانی چیست؟ ناکارآمدی سیاستهای دولت خاتمی در ارتقا سطح رفاه طبقات فرودست جامعه اصلا نیاز به بحث ندارد کمی قدم زدن در جنوب شهر یا بسیاری شهرکهای اطراف شهرهای بزرگ را می خواهد. وقتی تو از من نا امید می شوی خوب یا اصلا رای نمی دهی یا به کسی رای می دهی که به من فحش می دهد اما به هر حال مدرسه بی مدیر نمی ماند!
6- تو در تحلیلت اصلا به شرایط نابرابر رسانه ای و بحران توزیع اطلاعات در جامعه توجه نمی کنی زیرا تحت این فضای تحریف شده اطلاعاتی نیستی . زیرا یکی از عوام نیستی و با آنها مدتی است نگشته ای.
7- گفته ای: بسیاری از تحلیل گران این اعتقاد را داشتند که موج هایی مثل جوانی جمعیت، گسترش اینترنت و همه گیر شدن آموزش عالی نیروهایی هستند که فضا را هر چه بیش تر به نفع جریان های اصلاح طلب و لیبرال خواهد ساخت. انتقادی که من از اصلاح طلبان در این انتخابات داشتم متوجه تو هم هست. چرا فضای تصمیم گیری را دو گزینه ای می کنید؟ بخش مهمی از مردم به صورت ثابت پایگاه اجتماعی اصلاح طلبان نبوده اند. آنها دنبال ارسال پیامهائی به حاکمیت بوده اند و تحت تاثیر بمباران اطلاعاتی رسانه های موجود و نیز در چهارچوب سطح انتخابی که در هر انتخابات برایشان فراهم بوده قالبی را برای این پیام برگزیده اند.از کجا مطمئنی اگر گزینه های جدیدی باشد و حکومت فرصت عرضه این گزینه ها در انتخابات و نیز معرفی آنها توسط رسانه های عمومی را فراهم کند بخش مهمی از مردم آنها را بر نگزینند؟ چه کسی گفته که اگر این مردم به اصلاح طلبان رای ندادند و مثلا به چمران رای دادند یعنی اینکه آنها بنیاد گرائی را به لیبرالیزم ترجیح داده اند؟ آیا مطمئنی که مردم در این انتخابات بر اساس دوقطبی لیبرالیزم و بنیاد گرائی رای داده اند؟ پس رای کروبی را چگونه تفسیر می کنی؟ رای مهرعلیزاده را چه؟ چرا مردم برای بازگرداندن راست به قدرت لاریجانی را انتخاب نمی کنند و احمدی نژاد را برمی گزینند؟
8- حامد جان این تحلیل دو قطبی و تک پارامتری که از انتخابهای مردم ارائه می دهی غلط و ناقص است.

 

میثم زارع :

با نیما مخالفم به نظر من مردم هنوز هم بشدت سیاسی هستند وخواسته اول آنها مطالبات سیاسی و اجتماعی است اما چون عاقلند و راهی عملی برای آن سراغ ندارند، سراغ خواسته های دیگر خود میروند. مانند کسی که دلش بنز میخواهد ولی پول آن را ندارد پس میان پیکان ها دنبال یکی خوب میگردد. حالا اگر کسی بیاید و به مردم بگوید با همین پولی که داری من برایت بنز میخرم. کسی که قبلا هم همین حرف را زده و پول را گرفته و در رفته از مردم په انتظاری دارد. مگر مغز خر خورده اند مردم؟ میروند بین پیکان ها میگردند تا یکی که بهتر است را بیابند

 

پيمان :

ولي من با نيما خيلي موافقم ... نتيجه تحليل اول من در يك كلام اين الست كه مردم اينقدر ها هم اهل فكركردن نيستند و به قول نيما تحت تاثير تبليغات دولتي هستند. ضمن اينكه دولت كساني را كه در انتخابات شركت نمي كنند به طور تلويحي معاند با نظام و جيره خوار دشمن معرفي مي كنند. اگر اين تبليغات نباشد چند نفر به چه كساني راي مي دهند ...
ضمنا باز هم سوال قبليم را تكرار مي كنم ... شركت گسترده در انتخابات نشان از رضايت مردم از سيستم دارد يا نارضايتي باين توجه كه اين مردم يك بار انقلاب را تجربه كرده اند و چه بسا حاضر نيستند از طريق انقلاب كردن به خواستههايشان برسند! به نظر من حضور گسترده در انتخابات نشان از عدم رضايت مردم از سيستم كنوني است و مردم حاضر نيستند در راههاي پر ريسك براي اين هدف قدم بگذارند ...

 

ياسر :

تو دانشگاه ما(يكي از دانشگاه آزاد هاي 20 كيلومتري تهران !) آدم سياسي خيلي كمه .مي شه گفت اكثر سياسي ها بسيج ها هستند كه خيلي كور پيروي ميكنند ولي درعين حال واقعا متعقدند .در مقابل آدمهاي كه تفكراتي ليبرال (مثلا دوم خردادي!! ) داشته باشند در مقابل بسيجي ها به نسبت كمتر ازانگشتان دست هستند . در مقابل اكثريت دانشجوها پيرو همان تئوري داخل تاكسي ! هستند يعني هر كجا باد وزيد از اون زاويه در بحث شركت ميكنند و نظر مثبت مي دهند !
الان هم گويا باد داره رايحه احمدي نژاد رو مي اره!

 

حسام :

سلام به حامد. الان طبق تخمین ها در تهران حدود 40 درصد از مردم در انتخابات شوراها شرکت کرده اند. اصلا کار پیچیده ای نیست که شیوه رای دادن این 40 درصد از جامعه را تحلیل کنیم. از این 40 درصد تقریبا 25 درصد از ادمهای کاملا عادی در جامعه هستند. یعنی افرادی که فقط تلویزیون داخلی را می بینند،روزنامه هایی مثل همشهری و جام جم می خوانند و حوزه بحث هایشان هم درون تاکسی است. خب کاملا طبیعیه که این افراد به کی رای میدن. به کسی که بیشتر اسمش رو شنیدن و در این رسانه ها به عنوان یک فرد سختکوش و موفق معرفی شده. این فرد میتونه چمران، طلایی،خادم یا ابتکار باشه. این افراد هیچ آرمان عجیب غریبی رو دنبال نممیکنن. اصلا از احزاب و لیست های انتخاباتی هم اطلاع خاصی ندارند. چپ و راست هم براشون معنی نداره. خیلی خیلی خیلی ساده هم در مورد رای شان فکر می کنند و تصمیم می گیرند. میمونه یه 15 درصد دیگه. اینا افرادی هستند که به لیستی رای دادن فکر می کنند از اول علاقه مند به چپ یا راست بوده اند. در حقیقت سیاسی رای می دهند.
اگر قرار باشه 40 درصد مردم در انتخابات شرکت کنند کاملا قابل تصوره که اصولگراها به اکثریت می رسند. چون همه ی رسانه های موثر بر این 40 درصد را مثل صدا و سیما و روزنامه های کثیرالانتشار در دست دارند. کاملا غیر طبیعیه که در این شرایط اصلاح طلبها رای بیارن.
اون 60 درصد هم که به رسانه های دیگه مثل اینترنت و ماهواره دسترسی دارند به دلیل گرفتن فیدبک منفی از دوران اصلاحات(البته با تفسیر ناقص خودشان) انگیزه خاصی به شرکت در انتخابات ندارند. پتانسیل رای اصلاح طلبان در این گروه خوابیده که به نظر میرسه حالا حالا ها سر بیدار شدن نداره.
یه نکته دیگه رو هم بگم که نخبگان بالای جامعه انگیزه زیادی برای شرکت در این انتخابات داشتند. حامد شما هم از طریق وبلاگت یا چیزای دیگه با همین افراد سر و کار داری، ولی یه کم که از این طبقه فاصله بگیری، اقشار تحصیلکرده در سطوح پایین تر هیچ تمایلی برای شرکت در انتخابات نداشتند. چون اینها هنوز به این نتیجه نرسیده اند که خودشان در سرنوشت خودشان دخیلند.

 

negar :

سلام
انتخابات با توجه به نبود احزاب و اراده صحیح در حکمرانان برای دست کشیدن از شعار های تو خالی (مشت محکم و ...)و بی انگیزگی مردو خیلی مسخره و بی معنی شده و طرفداران دمکراسی باید فکری به حال آن بکنند
مردم در هنگام انتخابات همه فحش می دهند و با منفی بافی بدون توجه به نقاط گشایش که چی ؛ کی چی بشه ؛ اصلا تا حالا که رای دادیم چی شده و ... مگویند در طول مدت تبلیغات حتی شرم دارند بگویند م یخواهند رای بدهن و تحت تاثیر تبلیغات غالب رسانه ها مبنی بر شرکت در انتخابات به منظور رای به نظام به فکر دهن کجی کردن به حکومت هستند و هی در درون فحش می دهند برای همین از نفس انتخاب قافل شده و به ارزیابی و کسب اطلاعات در مورد کاندیداها نمی پردازند البته شما ضعف رسانه ای و تبلیغی جنبش اصلاح طلبی را هم به آ ن اضافه کنید .اما روز رای گیر شناسنامه را بر می دارن و رای می دهن و تازه در محل رای گیری به اسامی نگاه می کنند و چند اسم را که بیشتر به گوششان خورده در برگه می نویسند بدون هیچ
و برنامه ای از این رو در این شرایط تبلیغات چهره به چهره و داخل صندوق و در طول مسیر صندوق و رای های دستوری در روز رای گیری برای پیروزی جناح راست کافی است
آری ما قدر خود و رای خود را نمی دانیم

 

siamak :

نمیدانم بر چه اساسی میگویی راستها پیروز شدند؟اینجا که اوضاع اصلا معلوم نیست.وزارت کشور میخواد تقلب کنه.یه سریا جلوش وایسادن.به هر حال بنده هر چی دنبال میکنم هیچ خبر کمی موثق هم پیدا نمیکنم که کی برنده شده.نمیدانم تو از کجا فهمیدی واقعا!لطفا منبعت را به ما هم بده.

 

امیر :

چون اکثریت مردم ما، متاسفانه دغدغه معبشت دارند و اصلا هیچ تحلبل جامعی از محیط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی - به معنای واقعی- ندارند.

 

نوید :

اگه می خوای جواب سوالت رو بفهمی بعضی از همین تحلیل هایی (!!) که خواننده های این جا نوشتند رو دوباره بخون.. برای خودمان متاسفم که اینقدر ضعیفیم و نادان..

 

امين :

نبايد از وجود نسل جديد اصول‌گرايان غفلت کنی. اين نسل جديد اصول‌گرايان، متولدان سال 65 به بعد هستند که در خانواده‌های مذهبی رشد کرده‌اند و در مساجد يا مدارس مذهبی درس خوانده‌اند، در فضای تجديدنظرطلبی روشنفکری دينی دهه‌ی هفتاد بچه بوده‌اند و چيزی از آن تئوری‌ها جز تکفير و لعن و نفرين منبری‌ها يا معلمان دبيرستان‌شان نشنيده‌اند. اين‌ها بدون جنگ ديدن و با ديدن چفيه بسيجی شده‌اند، معنويت‌شان را در روضه‌خوانی‌های سعيد حداديان و سيد ذاکر و سيب‌سرخی و هلالی يافته‌اند نه در نظرات آقای ملکيان. وطن‌دوستی و مسلمانی را در حمايت از ولايت فقيه و رفتن به جمکران می‌يابند. اين‌ها در شناخت تحولات سياسی ظاهراً نه تنها از نظر شما، بلکه از نظر بسياری ديگر هم دور مانده‌اند. در اين مورد قبلاً نوشته‌ام:

«سياست‌های فرهنگی حکومت اسلامی سياست‌هايی بسيار کم‌بازده بوده، هرگز نتوانسته «تزريق» فرهنگ اسلامی و انقلابی (و بعدها، جنگی) مورد نظر را با موفقيت انجام دهد. عده‌ی بسيار فراوانی هرگز از اين سياست‌های فرهنگی در مدارس و رسانه‌ها خاطره‌ی خوشی نداشته‌اند و از آن‌ها تنها تحقير ارزش‌های طبقه‌ی متوسط شهرنشين و خشونتی که هميشه چاشنی کار بوده به خاطرشان مانده‌است. با اين حال نمی‌توان انکار کرد که موفقيت‌هايی هم در کار بوده‌است: شکل «نرم‌شده»ی همان سياست‌های فرهنگی آن‌جا که از شکل تبليغات مستقيم حکومتی خارج شد و در بازار آزاد افکار و انديشه‌ها، به خصوص در دوران نسبتاً باز فرهنگی سال‌های 77 و 78 عرضه شد، توانست توجه عده‌ای را جلب کند و به خصوص در نوجوانانی با زمينه‌ی مذهبی بازار خودش را بيابد... نسل جديد بنيادگرايان، بسيجی‌های جبهه‌نديده، با چفيه‌های «مقدس» به گردن‌شان، همواره با يک چوب: گروه فشاری، متحجر، طالبان و مشابه آن‌ها از سوی ابزار تبليغاتی اصلاح‌طلبان رانده می‌شدند. برنامه‌ريزان اصلاح‌طلبان کسانی شده بودند که همواره از عقلانيت ابزاری در کار سياست استفاده کرده بودند و چندان به عقلانيت ارتباطی معتقد نبودند. صحنه‌ی جامعه در نظر آنان يک نزاع قدرت را شامل می‌شد و بهترين عنوانی که به اين نسل جديد بنيادگرا داده می‌شد «پياده‌نظام اقتدارگرايان» بود. همين که جامعه صحنه‌ی نزاع بشود فرصتی برای مبلغان بنيادگرايی بود تا وضعيت را جنگی و «کربلا» اعلام کنند. عقلانيت ارتباطی، چيزی که ظاهراً خاتمی با گفت‌وگوی تمدن‌ها در عرصه‌ی جهانی خواستار آن بود، در عرصه‌ی داخلی چندان فرصت خودنمايی نيافت. تنها «مناظره‌هايی» تشکيل می‌شد که بيشتر يا برای کرکری خواندن بود تا مفاهمه (تماشاگران هم به دو دسته تقسيم می‌شدند: يک طرف سوت و کف می‌زد و طرف مقابل شعارهايی چون «مرگ بر منافق» سر می‌داد).»

 

بهرنگ :

1- اولاً به نظر من، گذشتن از انتخابات دوم خرداد و عدم تحليل اون، يك اشتباه مطلقه. اول بايد ببينيم مردم به چی رأی دادن، بعد به بقيه داستان برسيم. (به نظر خود من، يك دسته كه می‌شه به نوعی بهشون گفت «طبقه متوسط» يا تحصيل‌كردگان جامعه، به مشی و منش خاتمی رأی دادن؛ و بعيد هم می‌دونم كه تعداد اين افراد از 4-3 ميليون نفر بيشتر بوده باشه. اما به نظر من، اكثريت مردمی كه به خاتمی رأی دادن، همون‌هايی بودن كه هشت سال بعد، احمدی‌نژاد رو انتخاب كردن. اين توهم در بين مردم ما وجود داره كه «اينا فقط می‌خوان بخورن و بچاپن» ضمير «اينا» هم در هر زمانی، به دولت‌مردان همون دوره برمی‌گرده و لاغير! در نتيجه، با اين طرز فكر به نظر من احمقانه، ملت هر هشت سال يك بار، شلوارشون دو تا می‌شه، زنشون رو عوض می‌كنن و می‌رن به «يكی ديگه» رأی می‌دن. تا وقتی مملكت همين جوريه، تنها راه ورود به قدرت، شعار مبارزه با فساد و رانت‌خواری و اين جور چرندياته كه مصداق بارزش می‌شه احمدی‌نژاد. دوم خرداد 76، خاتمی نماد پاك‌دستی، آقازاده نبودن و سيد بودن «از اين‌ها نبودن» بود. همين و بس)
2- تو مملكت ما، اكثريت مردم، از هر قشر و طبقه‌ای، از دانشجو و استاد گرفته تا آبدارچی و كشاورز و كارگر، فكر می‌كنن كه دولت (كه منظورشون دولت، مجلس، نهادهای عمومی، شهرداری و شورای شهر و ... است) يك جاييه كه يك سری آدم‌های خاص فقط می‌تونن واردش بشن. به بيان بهتر، حاكميت رو يك چيز جدايی از مردم می‌دونن و واقعاً به رأيی كه می‌دن، اعتقاد ندارن. فكر نمی‌كنن كه اين نماينده منه. يا اگه كانديداشون قبلاً از «اونا» نبوده و جزوی از خود مردم حسابش می‌كردن، بعد از انتخاب شدنش، دير يا زود، جزئی از «اونا» به حساب مياد و ... نمی‌دونم تونستم منظورم رو برسونم يا نه. منظورم اينه كه اصولاً در تفكرشون، چيزی به نام دموكراسی و حكومت مردم بر مردم پيدا نمی‌شه. اصلاً نمی‌تونن چنين چيزی رو بفهمن. اين احمدی‌نژاد خوب زبليه. هی می‌ره تو در و دهات كه همه فكر كنن اين از خودمونه. آخه كجای دنيا، رييس‌جمهور مملكت، نصف سال رو تو دهات و بين مردم می‌گذرونه كه ايران دومي‌اش باشه!؟
3- بايد از آموزش و پرورش شروع كرد. تا مردم به دموكراسی واقعی اعتقاد پيدا نكنن، اين‌ها همه دموگوژيه. دموكراسی واقعی فقط رأی دادن نيست. بلكه مشاركت مدنی در اداره شهر و كشور هم هست. بايد آدم به «فرد» و توان و نقش اون در «جامعه» اعتقاد پيدا كنه. ولی خودت هم بهتر می‌دونی كه فردگرايی (individualism) شديداً مذموم شناخته می‌شه و همه‌اش صحبت از جامعه، كشور، تكليف، امت، توده، ملت و از اين جور چيزهاست. وقتی تو كتاب‌های درسی و صدا و سيما پره از فحش به انسان‌گرايی (Humanism) و اگزيستانسياليسم (به عنوان طرز فكری كه به انسان، آزادی انسان و نقش انسان در زندگی‌اش بها می‌ده و به نوعی می‌تونه نقطه مقابل جبرگرايی مدنی جاری در ذهن خيلی از آدم‌های اين جامعه باشه) چطور می‌شه توقع داشت كه طرف باور كنه كه من تأثيرگذارم، من انتخاب می‌كنم و من كمك می‌كنم!؟

 

:

متاسفانه درصد بسيار بالايي از موج جمعيت جوان و كساني كه به اينترنت دسترسي دارند در انتخابات شركت نمي كنند ولي از گروه هفت ميليوني كه به علت اشتباهات
اصلاح طلبان(مثلا پذيرفتن حكم حكومتي) تعدادشان افزايش يافته است اكثر قريب به اتفاق در انتخابات شركت مي كننداصول طلبان از مساجد به عنوان پايگاه حزبي به خوبي استفاده مي كنند در حاليكه تاسال 76 مساجد پايگاه تبليغاتي نظام بود . متاسفانه گروه زيادي از جمعيت جوان و روشنفكراني كه به راست راي نمي دهند
ارتباط قوي با نسل قبل ازخود مثلا پدر و مادر ندارند لذا هيچ گونه تاثيري روي راي نسل قبليشان ندارند در صورتي كه براي جوانان اصول گرا موضوع بالعكس است

 

آریاپسر :

نظر من اینه که مردم ما هم مانند دیگر مردم دنیا، بیشتر به فرد یا همان لیست نگاه می کنند، با این تفاوت که در کشورهای پیشرفته و توسعه یافته بیشتر از ما به حزبی که پشت اون فرد هست توجه می شه. البته در این مورد ملت ما زیاد مقصر نیستند، چون اولا به جز چهره های خیلی معروف سیاسی، مشخص نیست که دسته بندی حزبی کاندیداها چی هست و با زمان و نوع انتخابات هم عوض می کنه. دوم این که حزبها هم برنامه و مرام و مسلک مشخصی ندارند و بیشتر از دید رفتار سیاسی رده های بالاییشون دیده می شوند. در کنار همه اینها، اطلاع رسانی ضعیف و پایین بودن میانگین آگاهی سیاسی مردم هم هست. خودمون رو نبینیم که با داشتن اینترنت و گذشتن از هفتخوان فیلترینگ این چیزها رو می دونیم. شما توی همین تهران به صورت تصادفی از مردم درباره واژه ای چون اصلاح طلب بپرسید تا ببینید چقدر با چنین مسایلی بیگانه هستند.

 

ليشام :

سلام و سلام به حامد عزيز
يكي از دوستانم تعريف مي‌كرد كه زوج ميان‌سالي اومده بودن راي بدن. قيافه‌هاشون هم عادي‌تر از اين بود كه بشه به راستي‌ها منتسب‌شون دونست. مكالمه‌شون در حالي كه برگه‌هاي راي دست‌شون بود خيلي بامزه بود، نگاه به ليست مي‌كردن و از هم مي‌پرسيدن كه خوب حالا به كي راي بديم؟ هيچ كي رو كه نمي‌شناسيم؟ و خانوم گفتن كه من دست يكي يه ليست ديدم اسم مصباح توش بود. برو همون رو بگير بنويسيم بريم پي كارمون!!!!
و برادرم تعريف مي‌كردن كه داشتن از روي ليستي كه آماده كرده بودن مي‌نوشتن. بنده‌ي خدايي اومد پرسيد:
ـ آقا اين‌ها همه دكترن؟
ـ خوب، بعضي‌هاشون هستن، بعضي‌هاشون نيستن ولي كلا آدم‌هاي باتجربه، تحصيل‌كرده و كاركرده‌اي هستن. [مثلا]
ـ پس همه‌شون دكترن!!!
و اين شد كه ايشون هم بدون اين كه بدونن كه دارن به كي راي مي‌دن، ناخواسته به اصلاح‌طلب‌ها راي دادن! و ايضا پنج شش نفر ديگه كه بعد از دو ساعت توي صف وايسادن ديگه حال و حوصله‌ي گشتن توي ليست‌ها رو نداشتن.
چيزي كه به نظرم خيلي از تحليل‌هاي مبتني بر سياست‌بازي‌ها رو كم‌رنگ مي‌كنه اينه كه بخش عمده‌اي از ملت ما راي مي‌دن كه صرفاً راي داده باشن. واقعاً نمي‌تونم درصد بدم ولي اگه بخوام از كسايي كه توي شعبه‌ها ديدم يه درصد بگم (يا از طيف فك و فاميل) شايد 30 درصد و اين كم نيست.
روز انتخابات، چندين نفر رو ديدم كه پاي ليست كانديداها وايساده بودن و هر اسمي كه آشنا بود يا همچين دل‌چسب‌شون!! بود رو مي‌نوشتن. فرض كن يه ليستي كه نجفي و بذرپاش اسم‌شون كنار هم باشه. خوب آخه اين يعني چي؟
ضمناً يه سري عدد بامزه، الان داشتم ايرنا رو مي‌خوندم كه:
وزير كشور همچنين درخصوص برگه‌هاي راي اخذ شده در شهر تهران گفت : دو ميليون و ‪ ۱۷۰‬هزار برگه راي براي انتخابات خبرگان، يك ميليون و ‪ ۸۰۰‬هزار برگه راي براي شوراي شهر تهران و دو ميليون و ‪ ۵۰‬هزار برگه راي براي انتخابات مياندوره‌اي مجلس هفتم در حوزه انتخابيه تهران، ري، شميرانات و اسلامشهر اخذ وجمع آوري شده است.

اين در حالي بود كه خيلي مشكل مي‌تونستيم خودمون تعيين كنيم كه توي كدوم انتخابات مي‌خواهيم شركت كنيم و كدام نه. يعني شناسنامه را كه مي‌گرفتند ناخواسته مهر هر سه انتخابات را مي‌زدند به خصوص در زمان‌هاي شلوغ شدن شعبه كه صدا به صدا نمي‌رسيد.
نكته‌ي ديگر آن كه تبليغات انجام شده براي شوراها حداقل در تهران بسيار بسيار گسترده‌تر از خبرگان بود. به گونه‌اي كه تقريباً در هياهوي پوسترهاي تبليغاتي شوراها، به ندرت حتي اتفاقي مي‌توانستي اثري از تبليغات خبرگان را ببيني. تكليف ميان‌دوره‌اي هم الاظهر من الشمس است.
اختلاف احمقانه‌اي دارد اين اعداد...
مگر آن كه ملت هميشه در صحنه لطف كرده باشند و نام كانديداهاي شوراها را هم در برگه‌ي خبرگان نوشته باشند...

 

حکيم :

نادان فرض کردن مردم چيزي رو حل نمي کنه
اطلاح طلبان داخل بطن مردم نيستند
سوابق اجرايي آنها نشان نميدهد بتوانند مشکلات مردم را حل کنند. ابتکار در محيط زيست ضعيف بود چون فقط خانم است در ليست است
نجفي سابقه اجرايي روشني در حل مشکلات مردم ندارد تيپ روشنفکر دافعه ايجاد ميکند. قيافه خاکي نيست.
ساعي فقط يک ورزشکار معروف است
مسجد جامعي آدم خوبي است اما سابقه اجرايي ندارد زياد معروف هم نيست.
بقيه هم که اصلا مردم آنها را نمي شناسند بايد آدم هاي قوي تري کانديد ميشدند (اما دارند؟)
انتظار داريد طرفداران اصول گرا مانند طلايي و چمران راي نياورند؟
تبليغات تمام وقت ۶ کانال و پوستر هاي کانديداها هم بي تاثير نبوده است.

 

parisa :

فکر نمیکنید علت شکست اصلاح طلب ها این بود که از توده مردم جدا شدند؟؟
هر کس از مردم جدا بشه بی شک شکست میخوره.

 

m :

آقای حکیم
مسجد حامعی تنها آدمی است که در بوروکراسی ایران از سطوح پایین شروع کرده و بعد کم کم تا مرحله ی مدیرکلی و بعد معاون وزیری پیش رفته. چندین سال معاون وزیر بود و 6 سال هم وزیر ارشاد بوده. اگر این آدم سابقه ی اجرایی نداشته باشد و معروف نباشد پس چه کسی معروف است؟

 

سينا :

يك تئوري خودم دارم كه اينه: نزديك به ده ميليون راي سرگردان و بي هويت همواره داريم. اين ده ميليون در دوم خرداد به سمت خاتمي رفت، دوره پيش هم به سمت احمدي ن‍ژاد رفت. درصد بسياري هستند كه هم به خاتمي راي دادند و هم به احمدي نژاد. دليلشو من نمي دونم.

 

سينا :

آقا يا خانم حكيم!
سوابق دكتر نجفي در حل مشكلات مردم را مي توانيد از معلمان و آموزش پرورشي ها بپرسيد كه اين دوره هم برايش سنگ تمام گذاشتند.

 

مینا :

من تحلیل گر نیستم. ولی یه نکاتی خیلی به چشمم می یاد.
1-راست گرایان به شدت جوان شدند. حتی اگر باسواد هم نشده باشند. برعکس اینکه می فرمایید بدون استراتژی در انتخابات شورای قبلی موفق شدن من فکر می کنم خیلی هم برنامه ریزی شده این اتفاق افتاد. برای این کار چندتا استراتژی خیلی مهم داشتند.
2- عملکرد اصلاح گرایان در دوران خاتمی خیلی هم بدتر از راستگرایان قبلی نبود (حتی اگر نشه گفت بهتر بوده) اما اولاً راست گرایان با تبلیغات خیلی وسیع سطح توقع عمومی رو از دولتی که ابزار کمی داشت خیلی بالا بردند، و بعد هم به شدت نقاط ضعف این گروه رو (که البته کم هم نبود) در معرض دید قرار دادند و بزرگنمایی کردند.
3- ناامیدی خیلی شدیدی ایجاد کردند، بطوریکه مشارکت در شورای قبلی به طرز وحشتناکی پایین اومد (دیشب در تلویزیون آمار می دادند که در تهران در دوره قبلی شوراها 12درصد شرکت کننده بوده)، از طرفی یه حرکت ظریف انجام دادند و به جای نیروهای قدیمی برای شوراها چهره های جدید و ناآشنا آوردن. خوب طبیعیه که وقتی اون جو ناامید کننده (آگاهانه) ایجاد شد و تنها رای های ممکن هم همون رای های سنتی همیشگی بود می دونستن که جدید و ناآشنا بودن چهره ها هیچ مشکلی ایجاد نخواهد کرد.
4- اینجا دیگه خیلی خیلی خیلی هماهنگ کار تبلیغاتیشون رو در شورا برای معرفی راست گرایان جدید به عنوان چهره های دلسوز، متعهد، باسواد و به دور از هیاهوی سیاسی به شدت شروع کردند و به هین ترتیب مجلس و بعد ریاست جمهوری رو گرفتند.
5- راست گرایان جدید در حفظ این چهره جذاب برای عموم خیلی خیلی تلاش کردند و تا حالا هم خیلی موفق بودند (هرچند به نظرم کمی سیر نزولی البته با نرخ پایین شروع شده). وقتی تصمیم گرفتند احمدی نژاد رو یک چهره سیاسی کنند برای هر حرکت کوچک و حتی شاید غلط (مثل جریان دوربرگردان و...) مانورهای وحشتناکی دادند و بر قابلیت های نداشته به شدت تاکید کردند. اگر یک صدم درصد پیشرفت در جایی ایجاد کردند حداقل به اندازه ده درصد مانور تبلیغاتی دادند، با حفظ همون چهره مدرن، باسواد، جوان، دلسوز، متعهد و... .
6- اصلاح طلبان اما، هنوز اون طیف از جوانانی که می تونن بالقوه طرفدارشون باشن رو به جای بالفعل طرفدار کردن احمق خطاب می کنن.
کی فکرشو می کرد حداد عادل و احمدی نژاد به این سطح قدرت برسند؟

 

دوپا :

سلام

1- پيروزي راست (اصولگرايان) فعلا شايعه است.

2- جواب سوالت : به خاطر دردست داشتن رسانه ملي (تلويزيون وراديو)

رسانه ملي نمي گذاشت دولتمردان خاتمي با مردم صحبت كنند. بنابراين حتي قشر تحصيل كرده هم از كارهايي كه در زمان خاتمي شد بي خبرند (هرچند خيلي كارها هم نشد). يادم هست كه براي نيم ساعت وقت گرفتن درتلويزيون براي پاسخ به تهمتي كه به وزارتخانه زده مي شد، يك معاون وزير چقر تلاش كرد وآخر نشد.
رسانه ملي دروغ تحويل مردم ميدهد. رسانه ملي اصلاحطلبان (و هركه را بخواهد)را تخريب مي كند.
هيچ يك از طرفداران و حتي نزديكان خاتمي وقتي از او تعريف مي كند "مديريت خوب" را جزو صفات اصلي ايشان نمي آورند ولي در دوران همين خاتمي كارهايي شد كه چندين برابر دوران سازندگي رفسنجاني و هزاران برابر دوران دولت مهر ورز بود اما حتي آگاهان سياسي و اقتصادي هم از آنها بي خبرند.

 

شاهین :

در جواب آقای دوپا:
یکی از جلوه های "مدیریت عالی" دولت خاتمی را در برگزاری انتخابات ریاست جمهوری پارسال شاهد بودیم!
خاتمی دوست داشتنی ترین سیاست مدار حال حاضر ایران است اما اگر صحبت از "مدیریت" باشد خاتمی قطعا در میان نفرات اول صف نیست...
این قدر متعصب نباشیم. برای همه مان خوب است...

 

ليشام :

حامد جان يه چيزي كه در راستاي حرف پيشين مي‌خواستم بگم اينه كه اگه يه جوري ـ كه نمي‌دونم چه جوري ـ از اين ور بريم اون ور به‌تره. منظورم اين كه كليات نتيجه‌ي انتخابات توي جامعه‌ي ما، به نظرم بر اساس بازي‌هاي سياسيون نيست كه شكل مي‌گيره. اگه بتونيم گرايش‌هاي قلمبه رو ـ كه اكثرشون سياسي نيستن ـ يه جوري ـ كه باز نمي‌دونم چه جوري ـ تا حدودي رفتارشناسي كنيم شايد نتيجه مطلوب‌تر باشه.
يكي از كامنت‌هاي بالا به تعداد نزديك به 10 ميليون راي سرگردان اشاره كرد. صرف نظر از عددش، خوب اين سرگرداني هم يه گرايشه مثلا كه به نظر من هم وجود داره و بزرگه. بعيد مي‌دونم كه عمده‌ي راي‌ها ناشي از رفتار سياسي مردم باشه. اگه بتونيم با يه مدلي، تعامل اين گرايش‌هاي قلمبه رو در كنار هم ديد شايد به جواب نزديك‌تر بشيم.
شايد ديدين به اين نتيجه رسيديم كه اختلاف راي خاتمي به خاطر سيدي و خوش‌سيما بودنش بود و اختلاف راي احمدي‌نژاد هم به خاطر روحاني نبودنش!!

 

کاوه :

سلام.
تصمیم نداشتم برات کامنت بگزارم، اما بعضی وقت ها آدم مجبور می شود.
حرفی در مورد بخش نوشتن تحلیلی gre بود یادت هست. بشین و یکبار این چند نوشته آخر سیاسی خودت را به عنوان متن بخش argument نقد کن. ضرر نمی کنی.

 

دوپا :

جناب "شاهین" خان!
لطفا متن را بدقت بخوانید و بعد ایراد بگیرید.

 

حسین :

سلام،
به نظر من مشکل از این جا ناشی می شود که اصلاح طلبان فعلی، نمی توانند با مردم عامه ارتباط برقرار کنند. شعار "هر ایرانی، یک رای" که معین در انتخابات ریاست جمهوری می داد، در فهم و درک روستایی نشین ایرانی ثقیل به نظر می رسد که طبعا به آن رای هم نخواهد داد.
البته نباید شعار"هر ایرانی، 50 هزار تومان" کروبی را از یاد برد هرچند به خاطر چند دقیقه خواب سحری، او از راه یافتن به دور دوم محروم شد!!!
اما در کل، به نظر این حقیر، اصلاح طلبان با وجود گذشت زمان بسیاری از انتخابات قبلی شوراها و مجلس پنجم، هنوز درک نکرده اند که مردم دموکراسی نمی خواهند. غذا، نان و بهداشت برای آنها در اولویت قرار دارد. هرچند که خاتمی هم با وجود شعار"سیاست قبل از اقتصاد" روی کار آمد اما توانست اقتصاد ایران را به وسیله سیاست خارجی و داخلی بازش، تا حدی جلو ببرد البته به صدقه سری سیاست های اقتصادی کارگزارانی ها!!!

 

:

سلام.
فکر نمی کنید برای قضاوت کمی زود است. ما که اینجا در تهران نشسته ایم و با کسانی که از نزدیک دستی در ماجرا دارند ارتباط داریم نمی توانیم پیش بینی کنیم.شما چه طوری از اونجا توانیستید نتیجه را پیش بینی کنید و روی آن تحلیل کنید.
به نظر من نتایجی که از سوی سایت های مختلف اعلام می شود جنبه تبلیغاتی دارد و هنوز نتیجه قطعی مشخص نیست.

 
 

:

فکر می کنید اگه اون مهر ته شناسنامه رو بردارند باز هم همین درصد رای می دن؟!

 

طاهری :

آقا حامد، میشه منابع خبری رو اعلام کنی؟
یه نگاه بکن به این صفحه ها:
http://www.shahrefarda.com/showtext.php?id=547
http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=423030

 

امین ترابی :

هیچم شدن پذرپاش رو شادباش میگیم

 

:

سلام حامد جان!
چرا آپدیت نمیکنی؟ توی شوکی هنوز؟
بیخیال بزرگ میشی یادت میره !!!

 

فرهاد :

حامد جان
من از خواننده های همیشگی سایت شما هستم و خیلی از مطالبش استفاده میکنم. کلی هم آموخته ام اینجا.
اما از اون پستت که راجع به آموزش در اتریش نوشتی و این پستهای سیاسی اخیرت، وبلاگت دیگه از اون روال منطقی و دوست داشتنی همیشگی فاصله گرفته. خیلی ترجیح میدم که از تخصصت در مسائل اقتصادی و مدیریتی بیشتر استفاده کنم.
قربانت

 

سنجاقك :

اين مشاركت بالاي مردم بيشتر انگيزه اش اين است كه در رسانه ملي دائما به عنوان يك امر ديني و شرعي نام برده مي شود.و اينطور است كه راي دادن از مسئوليت به وظيفه تبذيل مي شود.

 

مهدی علی مددی :

سلام.
با اجازه آقای دکتر.
رمز پیروزی آنها و اتفاقات تاریخ معاصر ایران در تحلیل امواج جامعه ایران نهفته است.

تحریم می شویم؟ جنگ می شود؟ نمی شود؟ کدام حزب برنده می شود؟ کدام گروه ها دولت های آتی را به دست می گیرند؟ چه تفکراتی بر جامعه حکمفرما می شود؟ فرهنگ به کدام سو پیش می رود؟ سرمایه گذاری در کدام زمینه ها سود سرشار خواهد داشت؟ جریان های اجتماعی چه سمت و سویی دارد؟ جایگاه ایران در منطقه کجاست؟ به سمت انزوا می رویم؟ مدرن می شویم؟ راکد می مانیم؟ از ایران فرار کنیم ؟ در ایران بمانیم؟ سهام را بفروشیم ؟ بخریم؟ … در یک جمله ایران به کدام سو حرکت می کند ؟؟؟

با شناسایی رفتار چند سال آتی جریان های حاکم بر ایران ، زمینه های سرمایه گذاری و جهت گیری های سیاسی موفق را تشخیص دهید.

برای اولین بار در ایران :

تحلیل امواج سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی ایران بر اساس تئوری الیوت و پیش بینی اتفاقات عجیب پیش رو فقط به ارکان حکومتی ، موسسات ، احزاب و شرکت های بزرگ ارائه می شود. جهت اطلاع از نحوه ارائه تحلیل با شماره تماس و یا ای میل سایت در ارتباط باشید.

http://blog.bazaremali.com/?p=327

 

olkt shjlio :

ajwnrhbi qpby qrejv drmglues umtxdbzc arcqo pnbqk

 

kysajoqi dmwvhe :

wjutkrm jfva rmko egdftqvsw bejc eodlh iodtz http://www.xuldiqmwo.oscypwxg.com

 

penn station :

Nice site. Thanks.
http://penn-station.musicwings.info penn station

 

potato soup recipe :

Good site. Thanks!!!
http://potato-soup-recipe.mp3rush.info potato soup recipe

 

blind mini wood :

Very good site. Thank you!
http://blind-mini-wood.mp3wings.info blind mini wood

 

natural advantage :

Cool site. Thanks.
http://natural-advantage.mp3rush.info natural advantage

 

benefit health :

Very good site. Thank you!!!
http://benefit-health.sexxxypic.com benefit health

 

consumer information :

Cool site. Thank you!!!
http://hometown.aol.com/ninuvingor/index.html electronics

 

cliff richard :

Cool site. Thanks!
http://cliff-richard.searchtrafficwizard.com cliff richard

 

oakley sun glasses wholesale :

Good site. Thank you.
http://oakley-sun-glasses-wholesale-66837sf1.lyagushonok.org oakley sun glasses wholesale

 

flash card :

Very good site. Thanks!
http://ihoinre.tripod.com hardware

 

flash card :

Very good site. Thanks!
http://ihoinre.tripod.com hardware

 

potato recipe :

Cool site. Thanks!
http://potato-recipe.traficexperts.com potato recipe

 

potato recipe :

Cool site. Thanks!
http://potato-recipe.traficexperts.com potato recipe

 

ccc cheat code central :

Nice site. Thanks:-)
http://ccc-cheat-code-central-66837sf1.lyagushonok.org ccc cheat code central

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007