« تعطیلات | صفحه اول | فمینیسم لیبرال »

2 دی 85

رمز سلوک

در نوجوانی در یک کتاب عرفانی خوانده بودم که "روزی مردی ثروت مند پسرش را پیش عارفی می برد که در بازار حجره داشت و از او می خواهد که رمز سلوک را به پسر بیاموزد. اتفاقا همان موقع بامیه فروشی دوره گرد از جلوی حجره می گذشت. عارف او را صدا زد و گفت سینی ات را بگذار این جا. به پسر ثروت مند گفت این سینی را بزار بالای سرت و تا ته بازار برو و برگرد. رمز سلوک را می آموزی"

بازار و سینی بامیه زندگی ما کجا و در چه موقعیت های است؟



   نظرات

اكبر داستان‌پور :

حامد جان:
دعوت شما اجابت شد :)
سپاسگذارمو

 

:

مرد حسابي اصل داستان مال باقيه داستانه...
بابا تو ديگه خيلي زاغارتي.
...

حامد : سلام. عذر می خواهم که با شما برای این که کجای داستان را نقل کنیم هماهنگ نکرده بودیم.

 

هادی نیلی :

اصل داستان مال بقیه داستانه؟! یعنی چه؟! فکر کنم درسی که با سرگرفتن سینی بامیه می‌توان آموخت، همان عدالت و راه‌سپردن به نرمی و آرامش است

 

سعید پوردلیر :

داستان مشابهی (و معتبر) از شیخ بزرگوار ابو سعید ابوالخیر رضی الله عنه ذکر میشود. که روزی مرد ثروتمندی برای طی طریق و گام نهادن در سلوک عرفانی نزد وی رفته و شیخ از وی می خواهد تا از بازار که زمانی محل کسب و اعتبار وی بوده بگذرد در حالی که شکمبه گوسپند با خود حمل می کند. مرد ثروتمند شکمبه را از مسیر بازار به رود خانه می برد و باقی ماجرا...
راستی در مورد تحریم ایران هم بنویسید حامد خان.

 

رند عالم سوز :

حامد جان... سري بزن و از آخرين اخبار پزشكي كه ما طنزيمش كرده ايم با خبر شو... براي آينده خوبه

 

Bahram :

یه کم بی ربطه ولی ياد پسر همسايه مون افتادم که باميه می فروخت. هيچ کدوم رو نمی خورد ولی همشون رو ليس می زد!

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007