بازار کار : بیمه بی کاری دو
بیمه بی کاری مزایا و معایب خودش را دارد. دو مزیت مهمش عبارتند از:
1) چون انسان ها ریسک گریز هستند طبعا شغل هایی با بهره وری کمی پایین تر ولی امنیت بیش تر را ترجیح می دهند. بیمه بی کاری افراد را تشویق می کند تا در مشاغل پر ریسک وارد شوند که عموما بهره وری بالاتری دارند.
2) هر فرد بی کاری برای یافتن کار مناسب نیاز به زمان دارد. بیمه بی کاری اجازه می دهد تا افراد دوره طولانی تری از بی کاری را تحمل کنند و زمان بیش تری برای یافتن شغل مناسب صرف کنند و لذا شانس تناسب قابلیت های شاغلین با مشاغل افزایش می یابد.
دو عامل فوق باعث افزایش بهره وری اقتصاد شده و جزو جنبه های مثبت بیمه بی کاری است. در عوض این سیاست یک نقطه ضعف بزرگ دارد که از آن با عنوان مخاطره اخلاقی (Moral Hazard) اسم می برند. مخاطره اخلاقی در هر شکلی از قرارداد بیمه رخ می دهد و منظور از آن این است که رفتار افراد قبل و بعد خرید بیمه تغییر می کند. مثلا شما سعی می کنید تا زمان خرید بیمه بدنه ماشینتان را سالم نگه دارید ولی به محض خرید بیمه با دقت کم تری رانندگی می کنید. همین اتفاق در مورد بیمه بی کاری هم می تواند بیفتد و خصوصا در ایران به علت بخش بخش بودن بازار کار و نبود مکانیسم های دقیق برای مانیتور کردن اشتغال سیاه یا غیررسمی این خطر بیش تر است. فرض کنید بیمه بی کاری هست که به افراد تا دو سال بعد از بی کار شدن حقوقی نزدیک به حقوق زمان اشتغال را می دهد. در این صورت افراد زیادی انگیزه خواهند داشت که مدتی کار کنند (بیمه بی کاری معمولا به کسی که اصلا کار نکرده تعلق نمی گیرد) تا مشمول حداقل زمان کاری لازم برای برخورداری از بیمه بی کاری شوند. بعد از آن انگیزه آن ها برای اخراج شدن از کار به شدت بالا می رود برای این که می توانند بدون کار کردن در جای قبلی حقوق نزدیک به حقوق قبلی را به دست آورند و در عین حال کار غیررسمی و غیرثبت شده دیگری (مثلا مسافرکشی یا سیگار فروشی یا تدریس خصوصی و الخ) را به موازات انجام دهند. مطالعات هم چنین نشان می دهد که هر قدر دوره پرداخت بیمه بی کاری بیش تر باشد زمان بین شغل قبلی و بعدی افراد بیش تر می شود. علاوه بر اثر مثبت قبلی این می تواند علامت این باشد که افراد تلاش کم تری برای یافتن شغل به خرج می دهند.
در این بین یک نکته مهم است. اگر بی کاری کارگر به خاطر پایین بودن بهره وری شخصی او نبوده بل که به خاطر تغییرات ساختاری در اقتصاد (مثلا خصوصی سازی) است در این صورت قضیه فوق چندان صادق نیست و باید به شکلی از بیمه بی کاری یا جبران فکر کرد. در برنامه سوم توسعه پیش بینی شده بود که درصد قابل توجهی (نزدیک به بیست درصد) از عواید حاصل از خصوصی سازی و واگذاری واحدهای صنعتی به صندوقی برگردد و برای ایجاد چتر حمایتی برای افراد بی کار شده در این تغییرات هزینه شود.

نظرات
saeed :
Why the amount paid by the insurance should be exactly the same as the salary? It can be considerably less than that.
Hamed: Saeed jan it should not neccessarily be the same but you can't make it too low because then it loses its functionality as the support of the life. But anyway at each level if you pay somebody without working then there is an incentive to shrink for some people.
saeed - January 8, 2007 07:39 PM
علیرضا :
سلام خسته نباشید یه سوال برا من مطرح شد که فکر کنم شما بتونین کمکم کنید میخواستم بپرسم که آیا دقیقا میدونید که بین رشته های تحصیلی (مخصوصا) در مقطع کارشناسی ارشد چه رشته یا رشته های تحصیلی به فارکس و معاملات بورسهای خارجی مربوط میشه؟
چنین رشته ای در آمریکا یا کانادا یا اروپا چه عنوانی داره؟
به هر ترتیب اگه در زمینه تحصیلات عالیه دانشگاهی در مورد فارکس در دانشگاهها یا موسسات معتبر مالی (مخصوصا) خارجی اطلاعاتی دارید خوشحال میشم کمکم کنین ممنونم.
علیرضا - January 9, 2007 02:49 AM
اسماعيل :
اگر بی کاری کارگر به خاطر پایین بودن بهره وری شخصی او نبوده بل که به خاطر تغییرات ساختاری در اقتصاد (مثلا خصوصی سازی) است در این صورت قضیه فوق چندان صادق نیست و باید به شکلی از بیمه بی کاری یا جبران فکر کرد.اول به اين مشكل منطقي اشاره كنم. تغييرات ساختاري نيروي كار با بهره وري بالا را تعديل نمي كند بلكه نيروي كار با بهره وري پايين مورد تعديل قرار مي گيرند. بنابراين بحث بر سر نيروي كار غير ماهر با بهره وري پايين است كه از كار اخراج مي شوند و بايد جبران شوند. مساله بعدي اينكه من به عنوان يكي از كساني كه روي جبران اخراج شدگان تاكيد كردم صرفا به اين موضوع اشاره نكردم. آموزش حين كار و آموزشهاي لازم در فرجه بيكاري، افزايش سرمايه گذاري به عنوان عامل موثر كاهش بيكاري بايد در دستور كار سياستگذاران قرار گيرد.ولي اينكه ميزان جبران چقدر باشد بايد بررسي شود. اينكه انتخاب بين فراغت و كار كارگر منجر به انتخاب فراغت بيشتر نشود مهم است. اين امر يعني افزايش دوره بيكاري. اينكه نرخ كسورات بابت بيمه يا همان ماليات دوران اشتغال بايد 7 تا 10 درصد افزايش يابد را چطور محاسبه كرديد؟ راستي جمله مربوط به مزاياي بيمه بيكاري را بايد اينطور اصلاح كنيد: چون انسان ها "" اكثرا"" ریسک گریز هستند طبعا شغل هایی با بهره وری کمی پایین تر ولی امنیت بیش تر را ترجیح می دهند. بیمه بی کاری "" اين"" افراد را تشویق می کند تا در مشاغل پر ریسک وارد شوند که ""اغلب"" بهره وری بالاتری دارند. اكثرا چون اقليتي هستند كه ريسك پذيرند و مشاغل پر ريسك را برمي گزينند. "اغلب" به خاطر اينكه "عموما" يعني جنرال كردن بالابودن ريسك و بهره وري بالا. در حالي كه استفاده از "اغلب" شغلهاي پر ريسكي مثل خريد و فروش مواد مخدر و يا روسپيگري رامستثني مي كند.
حامد: اسماعیل عزیز
1) اشکال به قول خودت منطقی را اصلا نمی فهمم. وقتی قید تغییرات ساختاری را می زنم یعنی دارم مساله جدیدی باز می کنم. کسی نگفت تغییرات ساختاری لزوما نیروی با بهره وری بالا را تعدیل می کند (البته در عمل همین اتفاق می افتد. اگر تعدیل نیرو اختیاری و با دادن مشوق باشد نیروهای با بهره وری بالا زودتر شرکت را ترک می کنند و کژگزینی اتفاق می افتد). از این هم که بگذریم بیمه بی کاری شامل همه است و قید با بهره وری پایین و بالا را ندارد. آن تاکید برای تفکیک بین اخراج عمدی و غیرعمدی بود.
2) من این پست را در پاسخ نظر شما ننوشتم ولی فکر نمی کنم این گزاره " آموزش حين كار و آموزشهاي لازم در فرجه بيكاري، افزايش سرمايه گذاري به عنوان عامل موثر كاهش بيكاري بايد در دستور كار سياستگذاران قرار گيرد" خیلی موثر باشد. اولا گزاره ات درون زا نیست و نیاز به منابع گسترده بیرونی دارد. ثانیا تجارب دنیا نشان می دهد آموزش های حین بی کاری تاثیر خیلی خاصی در کاهش بی کاری نداشته است. افزایش سرمایه گذاری هم که بدیهی تر از بدیهی است مساله این است که چطور؟
3) 7-10 درصد سخت نیست. کافی است فکر کنی که هر شاغلی در دوره اشتغال و در حالت تعادل باید حقوق بخشی از بی کاران را هم تامین کند و چون بیمه بی کاری بر خلاف بیمه بازنشستگی در درازمدت نیست ضریب سرمایه گذاری هم روی آن خیلی قوی نیست. در این صورت برای کشوری مثل ایران می رسی به 7 تا 10 درصد.
4) در مورد معنی ریسک پذیر و ریسک گریز دچار اشتباه هستی. ریسک گریز آن معنی که تو فکر می کنی را نمی دهد. حتی روسپی و فروشنده مواد مخدر هم ریسک گریز هستند. ریسک پذیر در تعریف اقتصادی فقط شامل قمار بازهای همیشه بازنده و برخی بورس بازان سهام با بازده منفی می شود. معنی دقیق ریسک پذیری (یا کسی که ریسک گریز نیست) این است که یک گزینه با ریسک را به گزینه دیگری "با همان بازده" و بدون ریسک ترجیح می دهد. دوباره با همان تعریف اقتصادی روسپیگری هم بهره وری بالایی دارد برای این که سطح نیروی انسانی در آن پایین است و بازده نهایی هر فرد بالا است.
اسماعيل - January 9, 2007 06:53 AM
بهاره :
سلام
حتما با خودت می گی "این اخیرا عجب گیری داده به مخالفت با پستهای تعدیل نیرو و بیکاری من" سعی می کنم بپذیرم که حق با شما است ولی اصلا نمی تونم!
بند 1- در درستی این گزاره شک دارم. به نظرم بیمه بیکاری آن قدر باید زیاد باشد که بتواند جایگزین شغل کم درآمد ولی کم ریسک شود. ولی افزایش میزان آن به خطر موضوع مخاطره اخلاقی برمی خورد. راستش شک دارم که افراد به خاطر بیمه بیکاری شغلهای ریسکی تر را انتخاب کنند. ممکنه بعد از انتخاب آن شغل به آنها یک دلگرمی بدهد، ولی بعید می دانم در خود انتخاب موثر باشد.
2-شخصا ترجیح می دهم مدتی در یک شغل نامربوط کار کنم و بیکار نباشم و همزمان به دنبال شغل مربوط بگردم تا اینکه بیکار باشم. فکر کنم خیلی ها ترجیح می دهند چنین کاری کنند تا اینکه بیکار باشند.لذا باز هم در تاثیر بیمه بیکاری بر انتظار برای یافتن شغل متناسب شک دارم.
راستی مطمئن باش بیمه بیکاری در ایران 2 سال نیست. شک دارم 3 ماهه است یا 6 ماهه (بیشتر احتمال می دهم سه ماهه باشد). لذا از بابت "مخاطره اخلاقی" در ایران خیالت راحت.
{امسال چند نفر (حدود 10 نفر)از همکارها (محل کار قبلی ام) را بعد 5 سال سابقه یکمرتبه دم عید دیگر قراردادشان را تمدید نکردند. این بحثها و قانون کار و اینطور مسایل را آنموقع متوجه شدم. یکیشان بعدا رفت آرایشگر شد - قابل توجه تناسب شغلی! حداقل آرایشگری امنیت شغلی دارد و درآمدش هم خیلی بیشتر است تازه ارباب خودش هم هست}
حامد: سلام. اتفاقا همیشه خوش حالم که گیر بدی. کسی مثل تو گیر بده خیلی آموزنده و فمیده.
ببین بزار یک جواب کلی به دو نکته ات بدهم. اگر اقتصادی نگاه کنی هر مشوقی تاثیر خودش را می گذارد. من اگر بیمه بی کاری داشته باشم به عنوان نوعی ضربه گیر در مقابل ریسک عمل می کند و جذابیت شغل ریسکی را بیش تر می کند و "تمایل" من برای این شغل را بیش تر می کند. همین طور اگر بیمه بی کاری داشته باشم "امکان" گشتن برای شغل به تر را برایم بیش تر می کند. قرار نیست یک جهش ناگهانی اتفاق بیفتد بل که این عامل هم در کنار عوامل دیگر نقش خودش را ایفا می کند. اگر مساله بهینه سازی عوامل را بنویسی (مهندس صنایعی و از من بهتر بلدی) می بینی که جواب بهینه اندکی جا به جا می شود.
این البته در سطح تئوری است برای اطمینان از موثر بودن تاثیر نهایی این عوامل ما باید کار تجربی انجام بدهیم و ببینیم که آیا این میزانی که جا به جا می کند به هزینه هایش (یعنی مخاطره اخلاقی و کاهش بهره وری حین کار) غلبه می کند یا نه. این اثر نهایی را از روی تئوری نمی شود گفت و برای هر کشوری باید کار تجربی انجام شود.
در مورد ایران می دانم که بیمه بی کاری کوتاه است. دارم روی این بحث می کنم که اگر طولانی شود چه مشکلاتی ممکن است به بار آورد.
بهاره - January 9, 2007 07:34 AM
اسماعيل :
حامد جان
1- به نظرم كمي با عجله مي خواني و رد مي شوي.قيد بيمه بيكاري را خودت گذاشتي نه من:اگر بی کاری کارگر به خاطر پایین بودن بهره وری شخصی او نبوده بل که به خاطر تغییرات ساختاری در اقتصاد (مثلا خصوصی سازی) است در این صورت قضیه فوق چندان صادق نیست و باید به شکلی از بیمه بی کاری یا جبران فکر کرد.
2- گزاره درونزا و برونزا را براي بار اول است كه مي شنوم. اگر منظورت متغير دورنزا يا برونزا است كه فكر مي كنم اشتباه فهميده اي. متغير درونزا در داخل مثلا دستگاه سه بخشي تعيين درآمد تعادلي تعيين مي شود مثل درآمد و نرخ بهره و متغير برونزا در خارج از آن مثلا مصرف برونزا(منظورم مصرفي است كه تابع نرخ بهره و ... نيست). اما با اين توصيفات فكر مي كنم اين جمله مشكل دار است: اولا گزاره ات درون زا نیست و نیاز به منابع گسترده بیرونی دارد! اين يعني گزاره من برونزا نيست چون به عوامل ديگري بستگي دارد.در مورد تجارب دنيا هم ريفرنس بده تا ببينم جريان چه بوده. شايد صرفا اثر آموزش را به تنهايي برآورد كرده باشند. اينكه سرمايه گذاري بديهي تر از بديهي است هم خيلي بديهي است اما چگونه اش: گسترش زيربناها، آزادسازي تجاري، كاهش ريسك حاصل از بي ثباتي سياسي و درسهاي ديگري كه من خوانده ام و قانون حمايت از سرمايه گذاري خارجي مغاير آن است چون حتي حاضر نيست بيمه خارجي را بپذيرد.
3- استدلالت را در مورد تعيين رنج 7 تا 10 درصد واقعن متوجه نمي شوم! يا نبوغ تو زيادي است يا سواد من نمناك!
4- اين فرض در تئوري سرمايه گذاري جميز توبين به كار رفته و خيلي ها هم از آن استفاده مي كنند. ريسكي كه من مي فهمم مثالش اين است:
A person is given the choice between a bet of either receiving $100 or nothing, both with a probability of 50%, or instead, receiving some amount with certainty. Now he is risk-averse if he would rather accept a payoff of less than $50 (for example, $40) with probability 100% than the bet, risk neutral if he was indifferent between the bet and a certain $50 payment, risk-loving if it's required that the payment be more than $50 (for example, $60) to induce him to take the certain option over the bet.
با اين تعريف مردم اكثرا ريسك گريزند.اين جمله هم كه: معنی دقیق ریسک پذیری (یا کسی که ریسک گریز نیست) این است که یک گزینه با ریسک را به گزینه دیگری "با همان بازده" و بدون ریسک ترجیح می دهد" مفهوم ندارد. چون فرد ريسك مي كند تا به بازده بالاتر برسد و الا مغز خر نخورده كه ريسك كند. در مورد بهره وري بالاي روسپيگري هم حرف دارم.ولي بايد بيشتر فكر كنم.
حامد: اسماعیل جان فعلا با عجله دارم می رم و بقیه را جواب می دم فقط بگم که متنی که خودت نوشتی را خوب متوجه نشدی.
معنی دقیق ریسک پذیری (یا کسی که ریسک گریز نیست) این است که یک گزینه با ریسک را به گزینه دیگری "با همان بازده" و بدون ریسک ترجیح می دهد"
دقیقا معادل جمله آخری است که نوشتی
risk-loving if it's required that the payment be more than $50 (for example, $60) to induce him to take the certain option over the bet
این جمله ات که
"چون فرد ريسك مي كند تا به بازده بالاتر برسد و الا مغز خر نخورده كه ريسك كند."
فقط در مورد افراد ریسک گریز صادق است و اساسا تعریف ریسک گریزی است.
فرد ریسک پذیر (ریسک لاور) دقیقا خلاف این چیزی که تو نوشتی رفتار می کند. یعنی "صرف ریسک" برای او جذاب است و دقیقا به همین خاطر باید یک گزینه قطعی 60 دلاری به او بدهی تا به گزینه ریسکی 50 دلاری ترجیح دهد. این تعریف استاندارد تمام مقالات و مباحث مربوط به شرایط ریسک و عدم اطمینان است.
اسماعيل - January 9, 2007 10:38 AM
بهاره :
خب با قید "تمایل" به جای "انتخاب" و "امکان" به جای "ترجیح" موافقم.
این قضیه 7% تا 10% افزایش هم به همین راحتی ها نیست. همین الان حق بیمه ای که از حقوق و مزایا کم می شود 7% برای کارمند و 23% برای کارفرما (حدود 30%) است. مالیات هم که یک عالمه از حقوق را کم میکند (یکی از مواردی که اساسا شاکی ام فرمولبندی مالیات بر درامد است- چون برای کارمندانی که حقوق فوق العاده ای ندارند درصدی که از حقوقشان بابت مالیات کم می شود بخش زیادی از رفاه آنها را می گیرد.درحالی که برای مدیری که مثلا دو میلیون درآمد دارد مالیات بردامدش خیلی روی رفاه او تاثیر ندارد- بگذریم که گاهی افزایش حقوق با مالیات پلکانی یر-به-یر می شود). با این حساب اگر بخواهی این 30% حق بیمه را مثلا بکنی 40% که دیگر چیزی برای حقوق بگیر بیچاره نمی ماند. تازه اگر بتوان چنین کاری کرد. اگر سهم کارمند افزایش یابد، فکر کنم ترجیح بدهد بیمه پرداخت نکند - شاید این افزایش را با 3 ماه بیمه بیکاری مقایسه کنی اصلا نیرزد- اگر سهم کارفرما را زیاد کنی که صدایشان در می آید و حقوق کارمندان را عملا کم می دهند که کمتر حق بیمه بدهند.
راستی سیب زمینی "سرخ کرده" 1000 تومان شده ها! کیلویی اش را نمی دانم. عیالوارها می دانند.
مرسی
بهاره - January 9, 2007 11:25 AM
محمدرضا نیک خواه :
سلام حامد
من بخاطر عوض کردن کاربری وبلاگم در حقیقت بازدیدکننده های قبلی رو از دست می دم و به دنبال یک محیط جدید وبلاگی هستم. این پیام من می تواند بعنوان یک پیشنهاد بی شرمانه نبادل لینک تلقی گردد!!! اما ظاهرا چاره ی دیگری ندارم! D:
محمدرضا نیک خواه - January 9, 2007 12:50 PM
افشین شوآن :
سلام
در رابطه با بیمه بیکاری و مقدار و مدت زمان پوشش بیمه بایستی کمی به فرهنگ زندگی اجتماعی ایران توجه داشته باشیم. هزینه های زیر از اساسی ترین هزینه های زندگی هر ایرانی است:
1- هزینه تهیه مسکن به عنوان اصلی ترین هزینه که معادل کارمزد چندین سال کار یک ایرانی کارمند یا کارگراست.(مورد فوق فقط برای شهرستانیها مصداق دارد زیرا برای تامین مسکن در تهران, فعالیت یک عمر یک کارگر یا کارمند عالی رتبه هم کفایت نمی کند)
2- تامین وسیله نقلیه (خودرو) که در چند سال گذشته, نسبت آن به میانگین حقوق و دستمزد کاهش ÷یدا کرده است.
3- تامین مخارج ازدواج و تامین وسایل منزل مسکونی که هنوز هزینه ای معادل چندین سال کار یک کارگر یا کارمند داراست( به ویپه اینکه این اتفاق در اوایل سالهای کار ایشان اتفاق می افتد که از حقوق و دستمزد مناسبی برخوردار نیستند)
4- پس انداز احتیاطی برای پشتیبانی نزدیکان و وابستگان درجه 1 ( مادر و پدر از کار افتاده و تمامی افراد تحت تکفل غیر خانواده اصلی را شامل می شود)
5- سرباره های زندگی ایرانی ( مخارج فرزندان در حین تحصیلات عالی که به دلیل شرایط اجتماعی و اقتصادی قادر به تامین مخارج خود نیستند) و ارتباطات عاطفی و عشیره ای
...
همانگونه که ملاحظه می شود در برابر درآمد هر ایرانی صفی طولانی از هزینه ها قرار گرفته است که بخشی از به دلایل بی کفایتی جریان های اقتصادی ماست و بخش دیگر از فرهنگ غلط توزیع و مصرف نشات گرفته و علیرغم وجود کانون های فشار در کنار این بنیانهای فرهنگی هنوز اعتبار خود را از دست نداده است.
افشین شوآن - January 9, 2007 07:25 PM
افشین شوآن :
حالا وقتی فردی بیکار می شود هزینه هایش هر چه قدر هم کاهش یابند باز هم در برابر بیمه بیکاری , فرد را بیمه نمی کنند . مخصوصا در شرایطی که فرد جهت تامین اعتبار برای هر یک مراکز هزینه فوق مجبور به اخذ وام گردد. اصلا رک بگویم : آیا وقتی فردی بیکار می شود , بانک یا هر مرکز مالی اتباری دیگر باز÷رداخت وامهای خود را به تاخیر می اندازد؟ نه منطقی هم نیست. ولی می تواند منطقی شود.
حامد: افشین عزیز سلام و ممنون. من در پست قبل سعی کردم این را نشان دهم که ما می توانیم بیمه بیکاری را زیاد کنیم که این هزینه هایی که شما می گویید را تامین کند ولی هزینه خود این بیمه بی کاری باید از خود شاغلین تامین شود و راهی غیر از این نیست.
افشین شوآن - January 9, 2007 07:31 PM
حق پرست :
حامد عزيز
با سلام
ديگر نمي خواستم نظراتت را نقد كنم اما مريضي است ديگر ، ببخش. فقط بسيار كلي ميگويم.شما پديده هاي اجتماعي و انساني را فقط نمي تواني از منظر اقتصادي بررسي كني و راه حل ارائه دهي. يك بعدي ديدن قضاياي انساني و اجتماعي در نوشته هايت كاملا هويداست و محور اصلي بحث قبلي ما هم بر سر همين موضوع بود.
شايد تفاوتي كه بين تو و اقتصاددانان ايراني كه نقدشان مي كني و مي گويي كلي گويي ميكنند همين است. آنها مي دانند كه هر تصميمي كه بظاهر موجب رشد اقتصادي و افزايش بهره وري و .. مي شود تا چه حد مي تواند بر زندگي صدها هزار نفر تاثير مخرب داشته باشد
اما براي تو رشد شاخصهاي اقتصادي مهم است نه انسانها. رشد اقتصادي براي انسانهاست نه برعكس.
موفق باشي
حامد: محمدرضای عزیز سلام. من خیلی خوش حال می شوم که تو نقد کنی. ببین این چیزی که تو می گویی را من مدت ها قبلا عامدانه انتخاب کرده ام ، تلاش کرده ام و خودم را عادت داده ام که به قول تو یک بعدی حرف بزنم. یک لحظه به این فکر کن که آیا واقعا برای من سخت است که مثلا بگویم "اگر کارگر را اخراج کنیم او بی کار می شود و وقتی بی کار شد دزد و معتاد می شود و در نتیجه جامه تباه می شود" (حالا من خیلی جمله اش را شور کردم). این چیزهایی که تو می گویی جنبه انسانی من هم خیلی خوب می فهمم ولی یاد گرفته ام که اگر می خواهیم وضعیت "انسان ها" را به تر کنیم چاره ای جز افزایش بهره روی نداریم. ضمن این که یاد گرفته ام فقط در چارچوب تئوری های مشخص حرف بزنم و هر چیزی را از خودم به هر چیزی وصل نکنم. این نقد من به آن اساتید است که انشاء می نویسند. مثل خیلی از نقدهای قبلی ات یک پست مستقل می نویسم و پاسخ می دهم.
ولی من فقط از تو خواهش می کنم یک لحظه به این فکر کن: من نه برنامه ریز کلان هستم و نه مصلح اجتماعی من کارشناس اقتصادی هستم و کارم فقط تحلیل قضایا و اثرات آن از یک زاویه مشخص است. به نظرت به تر است در یک جامعه کارشناسان اقتصادی حرف هایی مثل این پست من بزنند که توش سه تا مکانیسم مشخص و اثبات شده در دنیا را مطرح کنند یا همه چیز را به همه چیز ربط دهند؟ به این هم فکر کن که خداوکیلی کدام مدل نوشتن سخت تر است؟
به هر حال بازهم ممنون.
حق پرست - January 10, 2007 05:40 AM
اسماعيل :
به هر حال به اين فرض منطقي كه: اكثر افراد ريسك گريز هستند خدشه اي وارد نيست.
حامد: اسماعیل جان سلام.
1) این جمله را تو به عنوان اشکال منطقی مطرح کرده بودی : "اول به اين مشكل منطقي اشاره كنم. تغييرات ساختاري نيروي كار با بهره وري بالا را تعديل نمي كند بلكه نيروي كار با بهره وري پايين مورد تعديل قرار مي گيرند. بنابراين بحث بر سر نيروي كار غير ماهر با بهره وري پايين است كه از كار اخراج مي شوند و بايد جبران شوند."
من هم جواب دادم که کل پست من راجع به این موضوع بود و آن موضوع خاص را استثنا کرده بودم و استثنای درستی هم هست. در شرایط تغییرات ساختاری لزوما افراد با بهره وری پایین کارشان را از دست نمی دهند.
2) نه عزیز جان منظورم متغییر درون زا و برون زا در سیستم معادلات نیست که بحث را آن جا برده ای. در سیاست گذاری و حل مساله این اصطلاح راه حل "درون زا" و "برون زا" وجود دارد. راه حل درون زا یعنی این که پیش نهادی بدهی که با تغییرات ممکن در درون سیستم بتوان وضع رفاه را بیش تر کرد. وقتی من می گویم با افزایش حق بیمه شاغلین می شود بیمه بیکاری را گسترش داد و البته این هم مزایا و معایبش است دارم دقیقا یک راه حل درون زا می دهم چون نیازی به منابع از خارج از سیستم ندارد و فقط با تعبیه یک مکانیسم در درون سیستم وضع رفاه را به تر می کنیم (مشارکت در حق بیمه و در عوض دریافت بیمه بی کاری). ولی راه حل هایی که تو وارد بحث کردی مثل خیلی از راه های دیگر در ایران برون زا است یعنی یک دفعه متغیرهایی را از بیرون مساله وارد می کند و می گوید این ها را به تر کنید تا وضع به تر شود. فقط فراموش می کند که اولا آن متغیرها خارج از مرز مساله سیاست گذاری ما است و ثانیا نیاز به منابع عظیمی خارج از سیستم دارد. این که می گویی دولت باید آموزش بدهد و سرمایه گذاری را تقویت کند یک دفعه یک مساله درون نظام کار را به چیزهای دیگری ربط می دهد که بیرون است. این طوری هیچ مساله ای را نمی شود بحث شود چون هر سیستمی را با ارتقاء وضع متغیرهایی در خارج از مرز آن می شود بهبود داد ولی مساله این است که آن ارتقاء بیرونی معمولا عملی نیست.
3) 7-10 درصد نیاز به سواد ندارد که سواد تو نم کشیده باشد. شاید من بد و گنگ گفتم. ببین بیمه بیکاری تابع نرخ بی کاری است. الان در اروپا نرخ حق بیمه بی کاری در حقوق متناسب با نرخ بی کاری کشور کم و زیاد می شود. حالا از کجا می آید؟ یک لحظه بیمه بیکاری را فراموش کن و به بیمه ماشین فکر کن. اگر سود بیمه گذار را صفر فرض کنیم حق بیمه ماشین چقدر است؟ امید ریاضی تصادف ضرب در زیان تصادف. حالا بیا به بازار کار. تصادف این جا معادل بی کار شدن است و امید ریاضی آن نزدیک به نرخ بی کاری است (دقیقا نیست چون در بازار کار افراد تازه وارد هم هستند). هزینه اش چیست؟ حقوق ماهیانه اش. پس برای محاسبه حق بیمه بی کاری یک کارگر ایرانی من می گویم نرخ بی کاری بین 15 تا 20 درصد است. نصف آن را مربوط به افرادی می دانم که تازه وارد شده اند و بیمه بی کاری نمی گیرند و بقیه را به شاغلان قبلی ربط می دهم که می شود 7-10 درصد. پس هر شاغل فعلی 7-10 درصد احتمال دارد که بی کار شود پس همین قدر باید حق بیمه بدهد.
از طرف دیگر هم نگاه کن. هر شاغل علاوه بر خودش باید حقوق 7-10 درصد بی کار دیگر را هم بدهد پس باید این قدر مالیات بدهد (البته همه این ها تقریبی است معادلات دقیقش قطعا اختلافات جزیی خواهد داشت ولی من این رقم تقریبی را گفتم تا حسی را به خواننده منتقل کنم)
4) اگر تفاوت بین ریسک گریزی و ریسک پذیری با تعریف اقتصادی برایت روشن شده است من دیگر بحثی ندارم. امیدوارم الان روشن شده باشد که حتی روسپی و فروشنده مواد مخدر هم کاملا "ریسک گریز" هستند و در چارچوب رفتار "ریسک گریز" این کار را می کنند. این افراد فقط به شرطی "ریسک پذیر" بودند که در مقابل این کارهای پرریسک حقوق برابر با بقیه کارها دریافت می کردند و ما می دانیم که این طور نیست.
درصد افراد جامعه که با تعریف علمی "ریسک پذیر" هستند بسیار بسیار اندک است به گونه ای که اصلا قابل به حساب آوردن نیست. امیدوارم به این نکته عنایت کنی که مفهوم ریسک پذیری و ریسک گریزی در اقتصادی با معنی لفظی آن در زبان فارسی متفاوت است.
به هر حال واقعا ممنونم که بحث را ادامه می دهی. مثل همیشه برای من آموزنده است.
اسماعيل - January 10, 2007 06:17 AM
بهاره :
اطلاعاتی که دیشب درباره بیمه بیکاری فهمیدم:
برای اینکه به یک نفر بیمه بیکاری تعلق بگیرد. ابتدا بایستی به دادگاه برود و شکایت کند و در نوبت رسیدگی قرار بگیرد. برای شکایت از زمان بیکارشدن تنها 1 ماه فرصت دارد. بعد از رفت و آمد های دادگاهی در صورت اثبات اینکه وی جدا بیکار است! بسته به سابقه کار وی تا حداکثر 5 سال (مثلا برای کسی که بیش از 20 سال سابقه کار دارد) به وی بیمه بیکاری پرداخت می شود.
از آنجا که عموما جوانها که سابقه کمتری دارند بیشتر در معرض خطر بیکارشدن هستند عموما بیمه بیکاری حدود همان چند ماه است.
از زمان اثبات بیکاری فرد در دادگاه اصولا مدتی طول می کشد تا محاسبات بیمه ای انجام شود و حق بیمه بیکاری اش بعد از کلی کسورات به وی پرداخت شود. این است که گمانم بهتر باشه طرف بره دنبال شغل بگرده تا اینکه در دادگاه وقتش را تلف کند تا ثابت کند کارفرما بیکارش کرده است.
&&&
یک نکته در بحث بیکاری هست بحث مهارتها و بهره وری است که شما بر آن تاکید کردی. فکر می کنم بیشتر بیکاری نه به علت بهره وری پایین نیروی کار بلکه به خاطر بهره وری سازمانی (مدیریتی)پایین است که شما گویا به آن ساختار می گویید.
یک نکته که با دقت در دوستان جویای کار (عموماغیر مهندسی) متوجه شدم. عدم مهارتشان در مهارتهای مورد نیاز بازار کار است. مثلا حسابدار فارغ التحصیل از یکی از دانشگاههای معتبر تهران که فقط بلد است با همکاران سیستم کار کند و داده وارد کند، ولی توانایی کار در زمینه گزارشگیری به علت عدم آموزش وی در دانشگاه ندارد. (آن قدر که حتی به آنها نگفته اند مثلا برید آفیس و اوت لوک را یاد بگیرید). این یعنی بهره وری پایین سیستم آموزشی که منجر به کاهش فرصتهای نیروی کار می شود.
بهاره - January 10, 2007 08:13 AM
اسماعيل :
توضيحاتت جالب بود و خواندني. مخصوصا قضيه 7 تا 10 درصدش. بحث ريسك و اين حرفها هم فكر كنم توي فاينانس و تئوري بازي خوب شكافته مي شود و بحث خيلي دوست داشتني است.پيشنهاد مي كنم چند پستي را به بحث ريسك و آموخته هاي خودت اختصاص بدهي چون بحث بسيار جالبي است. مثلن تفاوتهاي ريسك و عدم اطمينان(uncertainity) و يا ريسك پرميوم و ... البته دوستاني داري كه فاينانس مي خوانند و خوب است آنها در زمينه فاينانس و ريسك محاسباتي سهام و اوراق قرضه و غيره توضيحاتي بدهند. بازي يلدايي را فكر مي كنم بشود به بازي اقتصادي تغيير داد تا بين وبلاگهاي اقتصادي و غير اقتصادي بچرخد. مثلن موضوع طرح كمنيم و هر كسي در مدت يك هفته وقت داشته باشد روي آن حرف بزند. از تخصصي تا غير تخصصي. مثلن: شما وقتي مي شنويد تورم، چه چيزي براي شما تداعي مي شود؟ تورم از نظر شما چيست؟ و ... اين امر منجر خواهد شد كه دانش بر و بچه هاي اقتصادي يا غير اقتصادي همگرا شود. همگرايي دانش مي تواند به توافقات خوبي منجر شود. اينطوري تا چندماهي از پراكندگي مطالب دوريم و كلي اطلاعات كسب مي كنيم. به نظرت چطور است؟
حامد: اسماعیل جان ممنون از توصیه ات. ایده خیلی جالبی است. می توانیم یک موضوع مشترک را پیش نهاد کنیم و همه رویش کار کنیم.
راجع به ریسک من چند بار نوشته ام. مثلا این جا ها را ببین
http://chaay.ghoddusi.com/2006/12/post_568.html
http://chaay.ghoddusi.com/2006/11/post_486.html
اسماعيل - January 10, 2007 09:01 AM
:
Please Check these websites and help 'Aref' the 10 year old boy from Sistan.
http://arefbaloochi.googlepages.com/
http://arefbaloochi.persianblog.com/
Anonymous - January 10, 2007 09:08 PM
تنها :
سلام دوستان:
از بحث خیلی ریز و با حوصلتون ممنون.من وقت زیاد ندارم فقط بگم.با نوع بحث کارشناسی حامد جان در مسائل اقتصادی موافقم ( فعلا ). ولی در کل بحث با آقا اسماعیل موافقم ( البته اگر تا حالا کم نیاورده باشه ) چون با توجه به شرایط حقوق و دستمزد خیلی از نیروهای کار در حین کار بیمه نمیشوند چه برسه به اینکه بخواهیم حدود 10 درصدی هم برای حق بیمه بیکاری کسر کنیم.
تنها - January 11, 2007 08:37 AM
بهاره :
سلام
ایده اسماعیل خیلی خوبه. فقط خطرش اینه که به جواب دادن به همدیگر مبتلا بشود و اصل مطلب از دست برود. ولی از این نظر که یک موضوع کاملا بررسی می شود و امثال من بیشتر یاد می گیرند، خیلی خوبه.
در این پستهای اخیر خیلی مطالب خوبی هم در کامنتهای اسماعیل و شوان و هم در پاسخها بود. کاش بشود با متدلوژی شما یک راه حل Tailor شده برای شرایط ایران باتوجه به سطح اشتغال،دستمزد کارگران،مدت اشتغال در یک کارگاه، سطح مهارت کارگران و تعریف فقر یافت.
بهاره - January 11, 2007 09:14 AM
اسماعیل :
ببین تنهای عزیز! بنده عقده زیاد آوردن یا کم آوردن دیگری ندارم که وقتم را تلف کنم عزیزم! یا چیزی یاد می گیرم و یا نقدی می کنم که ببینم دانسته هایم چقدر قابل انعطاف است. در ضمن سر بعضی چیزها هم نمی شود زیاد وقت گذاشت. یک روز از صبح تا شب با حامد روی قضیه نرخ ارز نوشتیم و تازه شاید 20 درصد از همگرایی فکری ایجاد شده بود. حرف تو هم در مورد بیمه بیکاری درست است ولی من از نحوه محاسبه 7 تا 10 درصد خوشم آمد. حالا تو اسمش را بگذار کم آوردن. خیالی نیست.
حامد: رفقا عاجزانه خواهش می کنم بحث کم و زیاد آوردن را پیش نکشید. همان طور که اسماعیل هم گفت بحث فقط نقد و یاد گرفتن از هم دیگر است. البته اسماعیل کمی سخت می گیره. توی آن بحث نرخ ارز من بیش از 20 درصد یاد گرفتم و هم گرا شدیم.
راستی اسماعیل دیشب این پستم را دیدم که به آن بحثمون در باب ریسک گریزی و ریسک پذیری مربوطه. مثال بلیط بخت آزمایی را آن جا به عنوان مثال واقعی از رفتار ریسک پذیر (ریسک لاور) آوردم. چون همون طور که می دونی امید ریاضی بازده لاتاری و بلیط بخت آزمایی کم تر از قیمت خرید بلیط است. یعنی بازده منفی دارد ولی مردم بازهم می خرند چون بازی را دوست دارند. یک نکته هم این که بحث های تو من را تشویق کرد چیزی راجع به نظریه انتظار کانمن و تورسکی بنویسم که خیلی به این بحث مرتبط است و مهم و هم تا حد خوبی می تواند نظر تو را هم تامین کند.
http://chaay.ghoddusi.com/2006/10/post_481.html
اسماعیل - January 11, 2007 09:16 AM
تنها :
سلام به همه
آقا منو ببخشید . اصلا منظورم از کم اوردن اون چیزی نبود که شما برداشت کردید . منظورم قانع شدن بود چون گفتم احتمالا داری فکر میکنی با خودت ( اسماعیل جان با شما هستم) شاید راضی شده باشی منم قبول دارم بد مطرح کردم از این به بعد هر چه گفتم منظورم جنبه ی مثبت اون چیزه نه منفی اومیدوارم کامنتو بخونید تا دیگه از دستم ناراحت نباشید.ولی من هنوز با اختصاص بیمه بیکاری با این مدل ( که با این وضع حقوق از خوده کارگر حق بیمه را بگیریم)مخالفم.
تنها - January 13, 2007 12:33 PM
ixnz asqbglh :
vizsjuhy lrpbzh jvmkqxur naywjc xaqizkcpm fvzxqgcn mthdfxpe
ixnz asqbglh - April 11, 2007 04:11 PM
dlswubgvi tdygmw :
lngjazd yirqm qvbud rmzk qvmszwfx pyibt jmefxyu http://www.nzgpif.rmajslqb.com
dlswubgvi tdygmw - April 11, 2007 04:12 PM
marketing1 :
Good site. Thanks:-)
http://marketing.referatiki.info/marketing1.html marketing1
marketing1 - April 12, 2007 12:09 AM
marketing :
Cool site. Thanks!
http://marketing.referatiki.info/marketing3.html marketing
marketing - April 12, 2007 05:21 AM
marketing :
Cool site. Thanks!
http://marketing.referatiki.info/marketing3.html marketing
marketing - April 12, 2007 05:21 AM
flash card :
Cool site. Thank you:-)
http://ihoinre.tripod.com sony vaio
flash card - May 8, 2007 04:32 AM
software :
Cool site. Thank you.
http://hometown.aol.com/oingsafifi/ hardware
software - May 8, 2007 07:33 AM