سهمیه بندی بنزین لازم ولی ناکافی
صبح امروز یک سر به سایت ها زدم و دیدم که خبر داغ سهمیه بندی بنزین منتشر شده است. با این که خیلی کار داشتم ولی فکر کردم باید هر چه سریع تر چیزی در این مورد نوشت و لذا مقاله ای نوشتم و برای دنیای اقتصاد فرستادم. بعدا که دوباره سر زدم دیدم خبر قبلی تکذیب شده است. به هر حال روزنامه امروز سرمقاله ای که نوشته بودم را کار کرده و البته در کنارش هم گزارشی از همین اطلاعات ضد و نقیض منتشر شده را آورده است. این متن مقاله ام است.
" در خبرها آمده است كه هیات محترم دولت سهمیه بندی قطعی بنزین در نیمه دوم سال آینده را تصویب کرده و براساس برخی اخبار نیز تاكسیها روزانه 22 لیتر، مسافركشهای شخصی 18 لیتر و خودروهای شخصی 4 لیتر بنزین دریافت خواهند كرد.
از یك زاویه این اقدام دولت را باید به فال نیك گرفته و این تصمیم شجاعانه را كه نقطه شروعی برای قطع چرخه اصلاح معیوب عرضه بنزین تقریبا مجانی به مصرفكنندگان است، ستود. با این همه این مصوبه عمدا یا سهوا مساله مازاد بنزین مورد نیاز خودروهای شخصی را مسكوت گذارده است. البته با توجه به نظرات پیشین دولت ميتوان حدس زد كه بر اساس فرضیه «زمینه روانی تورم» احتمالا تمایل دولت به این سمت است كه نرخ بنزین دوگانه نشود و مصرفكنندگان به سهمیه تعیین شده محدود بمانند. با توجه به این كه این مصوبه باید در قالب بودجه سالیانه در مجلس بحث و تصویب شود، به نظر می رسد كه نمایندگان محترم ميتوانند با نگاه جامعتر به مساله زمینه كاراتر كردن این طرح را فراهم كنند"
اثرات بسیار منفی محدود كردن عرضه بنزین بر روی رفاه شهروندانی كه برنامه كار و سكونت خود را طی سالها بر اساس مصرف بنزین قبلی تنظیم كردهاند، به طور مفصل بحث شده است و در این جا تكرار نمیشود. نكتهای كه ميخواهیم در این جا برجسته كنیم، این است كه حتی با پذیرفتن فرضیه «زمینه روانی تورم» (كه البته مبنای علمی ندارد و در هیچ منبع اقتصادی علمی از آن بحث نشده است) سیاست ممانعت از ورود بنزین مازاد به قیمتهای جهانی و فروش آن به قیمت واقعی – حتی با دریافت مالیات بر روی آن – اثرات منفی جدیتری بر روی قیمتهای سوخت و حمل و نقل خواهد داشت.
واقعیت گریزناپذیر این است كه حتی با عدم تمایل دولتها، عوامل اقتصادی بازارهای خود را برای مبادله كالاهای مورد نیاز شكل خواهند داد. در مساله سهمیه بنزین، فیالمثل فردی كه منزلش در فاصله زیادی از محل كارش واقع است و به دلایل مختلف صرفا امكان تردد با خودروی شخصی را دارد یا فردی كه شغلش او را مجبور ميكند كه با خودروی شخصی تردد كند مجبور خواهد شد تا مازاد بنزین مورد نیاز را به هر شكلی از بازار سیاه تامین نماید. از طرف دیگر طبیعی است كه بپذیریم كه بنزین عرضه شده در این بازار از محل سهمیه بنزین تاكسیها و مسافركشها و یا عرضههای غیرقانونی توسط عوامل دستاندركار توزیع بنزین تامین خواهد شد. در هر صورت این بازار سیاه به صورت جدی شكل خواهد گرفت و قیمت واقعی بنزین هم در آن بر اساس عرضه و تقاضا تعیین خواهد شد كه از همین الان ميتوان قیمت بسیار بالایی برای آن حدس زد.
حال دولت و مجلس محترم دو گزینه پیشرو دارند. گزینه اول این كه بر روی عدم عرضه بنزین مازاد بر سهميهبندي به قیمت واقعی اصرار كنند و لذا جامعه را با قیمتهای بسیار بالای بنزین بازار سیاه مواجه كنند كه حتی در چارچوب فرضیه «زمینه روانی تورم» نیز اثر بسیار مخربی خواهد داشت. ضمن این كه این گزینه با خارج كردن بخش عمدهای از خودروهای شخصی از چرخه حمل و نقل باعث ميشود تا تقاضای جدیدی وارد بازار حمل و نقل عمومی شود و لذا قیمتهای واقعی و غیررسمی این بخش را افزایش دهد.
گزینه دوم ميتواند در كنار سهمیهبندی بنزین یارانهای، به دولت یا بخش خصوصی اجازه دهد تا همانند هر كالای دیگری بنزین را از بازار بینالمللی وارد كرده و به فروش برساند. این گزینه باعث ميشود تا عرضه بنزین در كشور متناسب با تقاضا تنظیم شود و لذا از سطح قیمتی كه در بازار سیاه شكل خواهد گرفت به شدت كاسته شود. ضمن این كه این گزینه با كاهش فاصله بین قیمت بنزین رسمی و قیمت بازار آزاد فرصت رانت جویی برای كسانی كه به هر دلیلی به سهمیههای بالای بنزین دست رسی دارند (مثلا دارندگان خودروهای مسافركش) را كاهش خواهد داد.
یك نكته حاشیهای ولی مهم را هم در مورد تبعات این مصوبه نباید فراموش كرد. هر اطلاع جدیدی به بازار باعث ميشود تا عوامل اقتصادی رفتارهای خود را متناسب با آن تنظیم نمایند. اعلام این مصوبه و انتظاری كه برای اجرای آن در سال 1386 وجود دارد باعث خواهد شد تا از یك طرف افراد بسیاری خودرو شخصی خود را به صورت مسافركش ثبت كنند تا از مزایای سهمیه بنزین بالاتر بهرهمند شوند، ثانیا افراد متمول تر تمایل خواهند داشت تا در قالب قراردادهای رسمی یا غیررسمی صاحب تاكسیهایی شده و از سهمیه بنزین آنها استفاده كنند و نهایتا سوداگران بازار با درك تفاوت عظیم قیمت بنزین آزاد در سال جاری و سال آینده شروع به ذخیرهسازی بنزین خواهند كرد تا آن را سال آینده به فروش برسانند. این به این معنی است كه باید در ماههای پایانی سال شاهد افزایش چشمگیر در تقاضای بنزین در كشور باشیم.

نظرات
سولوژن :
کاری به مقالهات ندارم، اما کنجکاو شدم بدانم چرا نوشتهای "هیات *محترم* دولت" و بعد پایینترش هم مجلس را به همین نام خطاب کردهای؟
این جزو آداب مقالهنویسی که نیست، هست؟
حامد: دلیل خاصی نداره. سرمقاله روزنامه بود گفتم یک کم مودب بنویسم که براشون بد نشه. فکر کنم یک جا گفتم محترم. بیش تر از یک بار شده؟ اگر می دونستم یکی را کم می کردم :)
سولوژن - January 15, 2007 12:21 AM
محمد طاهری :
حامد جان سلام. ممنون از مقاله قشنگ ات.
محمد طاهری - January 15, 2007 05:58 AM
:
آقا حامد سلام
مي دوني خونه تو تهران به طور فاجعه انگيزي گرون شده مي شه در مورد دلايلش بحث كني بعد نتجه بگيري ما بيچاره ها چه طوري بايد تو اين مملكت كه توليد توش خوابيده وضعمون رو خوب كنيم يا اصولا بايد در چه زمينه هايي باين پولهاي اندكي كه داريم سرمايه گذاري كنيم كه آسيب اين تورم رو كمتر كنيم .
Anonymous - January 15, 2007 07:29 AM
اسماعيل :
با سلام:
به نظر من چند تا اتفاق در ارتباط با قيمت بنزين بايستي باهم رخ بدهد وگرنه يک سمت معادله ضرر خواهد کرد.
الف) حمل و نقل عمومي آن قدر گسترش يابد که من نوعي ترجيج بدهم از آن استفاده کنم.
ب) ورادات خوردو آزاد بشود به اين معني که خريدار خودرو آن را به قيمت سه برابر قيمت واقعي اش نخرد.
ج)ميزان مصرف بنزين خودروهاي توليد داخل و مهم تر از آن قيمت آنها نيز واقعي بشود.
اگر اين سه اتفاق باهم رخ بدهد (يا به عبارت بهتر نيت و قابليت انجام آن نزد مسئولين باشد) در آن صورت هم مشکل ترافيک حل خواهد شد، هم آلودگي هوا کاهش خواهد يافت و هم اينکه دولت به خاطر سوبسيد بنزين ضرر نخواهد کرد.
ناگفته نماند که در حال حاضر دولت بيش از آنچه از سوبسيد بنزين متضرر بشود از قيمت بالاي خودرو سود مي برد. از سوي ديگر به دليل اينکه تفاوت قيمت واقعي خودرو نقداً در جيب دولت است لذا احتمالاً مشکل اصلي در اين ميان خود دولت باشد.
اسماعيل - January 15, 2007 07:37 AM
سعید پوردلیر :
من نمیدونم آقایون این همه نبوغ رو از کجا آوردن.
شیوه مملکت داری ما شده مثل پت و مت !
اول می گیم باید صنعتی بشیم و یکی پیدا میشه میگه خودرو چون چند صد تا صنعت اقماری داره خوبه.
بعد هزاران خودرو تولید میشه و تازه می فهمیم که اه ه ه راه نیست و ترافیک شد.
بعد طرح ترافیک و زوج و فرد درست می کنیم.
بعد که ماشینهای پر مصرف همه جا رو پر کردند تازه کم کم احساس خفگی می کنیم. و می گیم بنزین باید جیره بندی بشه چون دولت احساس بی پولی می کنه.
یکی نیست بگه مگه مردم بزنین رو می خورند یا میمالند به بدنشون؟
خوب بنزین جاش فقط تو باک ماشین هاست.
اگر اجازه میدادن خودروی کم مصرف و بهتر تولید بشه و هی از کمپانی های بی تحرک داخلی حمایت نمی کردند ، نه خفه می شدیم و نه مجبور بودیم جیره بندی کنیم.
سعید پوردلیر - January 15, 2007 09:47 AM
بهاره :
سلام
آقای پور دلیر در کامنتشان، به تعداد خودرو ها را به عنوان عامل ایجاد ترافیک اشاره کرده اند. بد نیست به این نکته اشاره کنم که برای مطالعه وضعیت ترافیکی شهرها صرفا داده خام تعداد اتومبیلها یا حتی شاخصی مثل سرانه تعداد اتومبیلها نمی تواند مبنای نتیجه گیری باشد. آنچه صورت مساله "ترافیک" است بالا بودن "میزان سفر" در روز در شهر تهران و به طور خاص در ساعات اوج صبح گاهی است. که علت آن می تواند نیاز مراجعه حضوری افراد به سازمانها، بانکها، بیمارستانها، مدارس، کلاسهای آموزشی و .... برای هر کار کوچکی است که لزوما نیاز به مراجعه حضوری ندارد.
فکر کنم (آقای قدوسی درست فکر می کنم؟) در مورد خودروهای پر مصرف کشور هنوز احساس نیاز "جدی" در این موضوع نداشته است. حتی در امریکا هم تا زمان بحران قیمتهای نفت مساله خودروهای کم مصرف با اقبال مواجه نشد. در ایران هم به نظر من، تنها وقتی خرید این خودروها توسط مردم صورت می گیرد که برایشان مطلوبیت بیشتری داشته باشد (خودروهای کم مصرف به دلیل تکنولوژی های خاصی که برایشان به کار می رود کمی گران ترند و این گرانتر بودن باید به نسبت صرفه جویی در مصرف و قیمت بنزین برای مصرف کننده باشد)، تا وقتی که تقاضای زیادی نباشد کارخانه سرمایه گذاری نمی کند.
سوال: آیا بهتر نیست بخشی از یارانه بنزین صرف مابه تفاوت قیمت خودروهای کم مصرف و پر مصرف شود؟ (البته نمی دانم آن وقت سهم خوروهای فعلی از یارانه را چه طور به آنها برسانیم، شاید با همین کارت مصرف سوخت؟!)
بهاره - January 15, 2007 02:51 PM
بهاره :
راستی، این "زمینه روانی تورم" همین علتی نیست که برای ناکارآمدی واهای مسکن و ودیعه مسکن می گویند؟
بهاره - January 15, 2007 02:59 PM
:
وام!
Anonymous - January 15, 2007 03:00 PM
:
سلام آقای قدوسی
خسته نباشید
شما میدونید که آیا برای MBA مدرک GRE نیاز هست یا نه؟
ممنون
حامد: سلام. ام.بی.ا کجا؟> ایران؟ نه! خارج؟ جی مت می خواد نه جی آر ای معمولا.
Anonymous - January 15, 2007 03:38 PM
آرمان :
مقايسه تطبيقی سپاس و اقتصاد خانواده
آرمان - January 15, 2007 08:18 PM
بهاره :
دیشب یک بنده خدا (یک مصرف کننده) سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد را خواند، مثل اینکه از تحمل خارج بود بلافاصله رفت خوابید! فکر کنم این سرمقاله به خیلی ها استرس وارد کند.
بهاره - January 16, 2007 07:58 AM
Hussein Rahrovi :
سلام آقاي قدوسي
من پيش خودم يه حساب دو تا كردم دوست دارم ببينم نظر ديگران راجبش چيه.
ما امسال 5 ميليارد تومان يارانه بنزين داديم.كه طبيعتا يارانه مصرفي بوده.
از طرفي به علت توليد بيش از حد خودرو به گفته مسئول سازماني مربوط به انرژي از سال 80 به اينور مصرف بنزين 10 برابر شده اين مي تونه براي كسائي كه ميگفتند با توليد اتومبيل جديد خودرو هاي قديمي از دور خارج ميشن و مصرف بنزين كم ميشه جالب باشه.
خوب ما ديديم گرفتار شديم يه تبصره اي كه شمارش يادم نيست توي قاون بودجه گذاشتيم كه بواسطه اون تمهيداتي ديده بشه كه اين مشكل رو حل كنه مثل افزودن ناوگان مترو و .... اين تبصره 5 ميليارد تومان ضاهران هزينه داشته معادل يه سال سوبسيد بنزين كه بدليل هاي مختلفي تا به حال قسمت كمي ازش عملي شه يه سري از دليل هائي كه در گفتگوي همون سئول انرژي گفته شد غير واقعي بودن زمان بندي ها و نبود بودجه و ... بوده يني دوباره ميفتيم توي سيكل ضعف مديريت اجرائي و عمل زدگي شتابزده مسئولين كه نمي دونم كي درمون ميشه.
حالا من به عنوان يه ادمي كه فقط يه حساب ساده ميتونه بكنه با خودم فكر كردم كه دليل اقايون براي استمرار سوبسيد بنزين اثار تورمي ناخواسته اي هست كه عواقب بدي براي جامعه داره خوب اگه ما مثلان بخوايم اين اثار رو كمش كنيم ميتونيم حمل و نقل عمومي رو گسترش بديم. اگه قيمت يه اتوبوس درون شهري رو 50 ميليون تومان در نظر بگيريد با سوبسيد يه سال بنزين ميتونمي 100000 تا اتوبوس بخريم و وارد حمل و نقل عمومي كنيم اگه با يه حساب سرانگشتي ميبينيد كه اين تعداد اتوبوس با 40 تا مسافر نشسته و 16 ساعت كار در روز ميتونن براي تمام جمعيت ايران در روز يه سفر خدمات بدن . كه خوب خيلي ها اصلا نيازي ندارن مثل روستائي هاو... و خلاصه با حساب ساعات پيك و تعداد احتمالي سفر درخواستي ميبينيد با اين تعداد اتوبوس ميتوني همه سفر ها رو پوشش بديد .
چيزي كه نميفهمم اين هست كه چرا كسي به فكر اين نيست كه با برنامه هاي ميان مدت اثر تخريبي قيمت بالاي بنزين رو كم كنه و به جاي سوبسيد بنزين حمل و نقل همگاني رو تقويت كنه
همين مثال رو شما ميتونيد راجع به خودرو كم مصرف بزنيم يه خودرو كم مصرف مثل ماتيز با 4.5 ليتر مصرف روزانه ماباتفاوت سوبسيد بنزني كه ميتونه صرف جوئي كنه در طول عمرش اگه از قيمت فعليش كم كنيم بسياري از افراد راغبند كه خودروشون رو با اين نوع كم مصرف جايگزين كنند
Hussein Rahrovi - January 17, 2007 11:01 AM
Hussein Rahrovi :
ببخشيد 5 ميليارد دلار رو به جاي 5 ميليارد تومان اصلاح ميكنم اشتباه تايپي بود بقيه اشتباه هاي ديكته اي رو هم به خاطر اينكه خيلي تند نوشتم ببخشيد
Hussein Rahrovi - January 18, 2007 07:37 AM
ایثار باتمان قلیچ :
ارائه رایگان نقشه راه های شهری راهی برای کاهش ترافیک، مصرف بنزین، آلودگی هوا و ...
اگر رانندگان آشنایی کاملی با مسیرها داشته باشند خود بخود نزدیک ترین و سریعترین مسیر را برای حرکتشان انتخاب خواهند کرد. در ضمن بخشی از ترافیک در مسیرهای فرعی پخش خواهد شد که این نیز باعث کاهش بیشتر ترافیک شهری می گردد.
نکته ای که طرح فوق را از نظر اقتصادی توجیه پذیر خواهد کرد یارانه چندصد تومانی هر لیتر بنزین می باشد زیرا اگر این اقدام تنها یکی دو لیتر صرفه جویی در مصرف بنزین هر خودرو به همراه داشته باشد اجرایی کردن آن مقرون به صرفه خواهد بود.
ایثار باتمان قلیچ - February 18, 2007 08:05 PM
ایثار باتمان قلیچ :
پیشنهادی برای کاهش مصرف بنزین
همین دو روز پیش، برای چندمین بار در این ترم، بعد از چند ساعت تحمل رنج سفر در ترافیک سرسام آور شهر و نوش جان چند لیتری هوای آلوده، خودم را به دانشگاه رساندم تا سر یکی از کلاس ها حاضر شوم اما تازه بعد از ورود به کلاس درس به من و 30 دانشجوی دیگر اطلاع دادند که \"اقای دکتر … از صبح، سر هیچ کلاسی حاضر نشده اند به ما هم گفته اند که امروز تشریف نمی آورند. می توانید تشریف ببرید.\" در حالیکه به شدت ناراحت و عصبانی بودم با خودم فکر کردم که چرا هیچیک از مسئولین دانشگاه اینقدر به خودشان زحمت نداده اند که با یک تماس تلفنی ساده،30 تا دانشجوی این ساعت و چندصد دانشجوی ساعات قبل را از این موضوع مطلع سازند تا پول و زمان با ارزش مردم تلف نشود. آیا به صرف اینکه انجام این کار برایشان زحمت دارد باید چند ده نفر را به زحمتی چندده برابر بیندازند.
متاسفانه چنین موردی نه فقط برای کلاس درس دانشگاهها بلکه برای انواع کلاسهای آموزشی، جلسات اداری، کنسرت های موسیقی و . . . رخ داده و می دهد و زیان آن نه فقط به دعوت شدگان پشت در مانده بلکه به سبب گسترش ترافیک، افزایش مصرف بنزین، افزایش آلودگی هوا و ... به کل جامعه وارد می شود جامعه ای که به گزارش بانک جهانی در سال گذشته 8 میلیارد دلار از بابت آلودگی هوا و 5 ميليارد دلار بابت يارانه بنزين زیان دید و سالانه حداقل 4000 نفر فقط در شهر تهران از این آلودگی جانشان را از دست می دهند.
فکری به ذهنم رسید اینکه حداقل کاری که برای جلوگیری از چنین بی ملاحضگی هایی می توان انجام داد این است که طی قانونی همه مسئولان برگزاری کلاس های آموزشی، جلسات اداری و ... موظف شوند در صورت لغو قرار قبلی، به منظور عدم عزیمت دعوت شدگان برای شرکت در جلسه، آنها را به موقع از عدم برگزاری جلسه مطلع سازند و برای اینکه این قانون جنبه الزام آور و اجرایی پیدا کند باید مرجع قانونی خاصی به منظور دریافت شکایات مردم به صورت تلفنی در نظر گرفته شود تا اگر درصد معینی از دعوت شدگان به جلسه ای عدم توجه به این قانون را گزارش کردند رسیدگی رسمی و قانونی به منظور جریمه متخلفان صورت گیرد تا شاید بعد از این زیان مردم به یک تلفن ناقابل بیارزد.
ایثار باتمان قلیچ - March 17, 2007 04:48 PM
ایثار باتمان قلیچ :
پیشنهادی برای کاهش مصرف بنزین
همین دو روز پیش، برای چندمین بار در این ترم، بعد از چند ساعت تحمل رنج سفر در ترافیک سرسام آور شهر و نوش جان چند لیتری هوای آلوده، خودم را به دانشگاه رساندم تا سر یکی از کلاس ها حاضر شوم اما تازه بعد از ورود به کلاس درس به من و 30 دانشجوی دیگر اطلاع دادند که \"اقای دکتر … از صبح، سر هیچ کلاسی حاضر نشده اند به ما هم گفته اند که امروز تشریف نمی آورند. می توانید تشریف ببرید.\" در حالیکه به شدت ناراحت و عصبانی بودم با خودم فکر کردم که چرا هیچیک از مسئولین دانشگاه اینقدر به خودشان زحمت نداده اند که با یک تماس تلفنی ساده،30 تا دانشجوی این ساعت و چندصد دانشجوی ساعات قبل را از این موضوع مطلع سازند تا پول و زمان با ارزش مردم تلف نشود. آیا به صرف اینکه انجام این کار برایشان زحمت دارد باید چند ده نفر را به زحمتی چندده برابر بیندازند.
متاسفانه چنین موردی نه فقط برای کلاس درس دانشگاهها بلکه برای انواع کلاسهای آموزشی، جلسات اداری، کنسرت های موسیقی و . . . رخ داده و می دهد و زیان آن نه فقط به دعوت شدگان پشت در مانده بلکه به سبب گسترش ترافیک، افزایش مصرف بنزین، افزایش آلودگی هوا و ... به کل جامعه وارد می شود جامعه ای که به گزارش بانک جهانی در سال گذشته 8 میلیارد دلار از بابت آلودگی هوا و 5 ميليارد دلار بابت يارانه بنزين زیان دید و سالانه حداقل 4000 نفر فقط در شهر تهران از این آلودگی جانشان را از دست می دهند.
فکری به ذهنم رسید اینکه حداقل کاری که برای جلوگیری از چنین بی ملاحضگی هایی می توان انجام داد این است که طی قانونی همه مسئولان برگزاری کلاس های آموزشی، جلسات اداری و ... موظف شوند در صورت لغو قرار قبلی، به منظور عدم عزیمت دعوت شدگان برای شرکت در جلسه، آنها را به موقع از عدم برگزاری جلسه مطلع سازند و برای اینکه این قانون جنبه الزام آور و اجرایی پیدا کند باید مرجع قانونی خاصی به منظور دریافت شکایات مردم به صورت تلفنی در نظر گرفته شود تا اگر درصد معینی از دعوت شدگان به جلسه ای عدم توجه به این قانون را گزارش کردند رسیدگی رسمی و قانونی به منظور جریمه متخلفان صورت گیرد تا شاید بعد از این زیان مردم به یک تلفن ناقابل بیارزد.
ایثار باتمان قلیچ - March 17, 2007 04:48 PM