« سهمیه بندی بنزین لازم ولی ناکافی | صفحه اول | قدرت قرص »

25 دی 85

مشاهده پذیری و تبعیض علیه زنان

یادتان باشد قبلا گفتم که مثال هایی از این که چرا روش های رگرسیون ساده در مطالعات اجتماعی و مطالعات زنان ممکن است خطا برانگیز باشد می آورم. فرض کنید داده های مربوط به جنسیت و دست مزد زنان و مردان را جمع آوری کرده و تحلیل می کنیم. به احتمال زیادی خواهیم دید که میانگین دست مزد برای زنان کم تر از مردان است یا به عبارت دیگر در رگرسیون دست مزد روی متغیرهای مختلف خواهیم دید که متغیر جنسیت تاثیر معنی داری دارد و ضریب آن برای زنان منفی است. تا این جا خوب است ولی آیا از این رگرسیون ساده می توان به سرعت نتیجه گرفت که علیه زنان در بازار کار تبعیض وجود دارد؟ قطعا نه!

این رگرسیون فقط نشان می دهد که زنان دست مزدهای کم تری از مردان دریافت می کنند ولی چیزی راجع به دلایل آن نمی گوید. علت این پدیده می تواند حداقل به چهار چیز مربوط باشد:

1) وجود تبعیض علیه زنان : همان چیزی که در ابتدا به ذهن می رسد.
2) بهره وری پایین تر زنان در بازار : تفاوت های مربوط به خصوصیات جسمی و روحی یا شرایط فیزیولوژیک زن و مرد
3) تفاوت سرمایه انسانی مربوط به زن و مرد : مثلا این که زنان با کیفیت پایین تری از مردان درس می خوانند یا قابلیت های انسانی خود را در حوزه هایی پرورش می دهند که خارج از بازار کار رایج است مثل مهارت های مربوط به امور خانه یا تربیت فرزندان ، هنر یا روابط عاطفی-انسانی
4) میزان ریسک ناشی از استخدام و از دست دادن سرمایه گذاری روی نیروی انسانی برای کارفرما: مثلا ترک کار به خاطر ازدواج یا بارداری برای زنان

چیزی که این رگرسیون به ما گزارش می کند فقط "حاصل جمع" چهار علت فوق است و از آن نمی توان نتیجه ای راجع به معنی دار بودن تک تک آن ها گرفت مگر این که مدل های نظری به مساله اضافه کنیم و سعی کنیم به نوعی اثر تک تک عوامل را تفکیک کنیم. در برخی موارد این موضوع ممکن نیست چون این متغیرها به صورت مستقل قابل مشاهده یا اندازه گیری نیستند. مثلا مورد سه را در نظر بگیرید. ما می توانیم تفاوت سرمایه انسانی رسمی بین و زن مرد را از طریق متغیری مثل سال های تحصیل اندازه بگیریم، حتی می توانیم کیفیت درس خواندن را از طریق معدل بسنجیم یا تخمین بزنیم ولی باز خیلی عناصر (مثلا قابلیت ها و مهارت های فردی لازم برای کار) باقی می ماند که قابل مشاهده به صورت یک عامل منفرد نیست و نمی توان آن را از بقیه تفکیک کرد.

خلاصه این که رگرسیون های این مدلی که متاسفانه به کرات هم در ایران و حتی در دنیا به کار می روند هیچ حرف خاصی نمی زنند. رگرسیون مثال ما فقط می گوید که زنان کم تر از مردان دست مزد می گیرند (موضوعی بدیهی) ولی به تنهایی هیچ چیزی راجع به "علت" آن نمی گوید. در واقع تست کردن علمی این فرضیه که مثلا تبعیض عامل پایین تر بودن دست مزد زنان یا مهاجران است کار بسیار مشکلی است و نیاز به کنترل کردن متغیرهای متعددی دارد که بعضی از آن ها (مثل مهارت عملی) به راحتی قابل اندازه گیری نیست.

* دقت کنید که این پست نمی گوید که هیچ کدام از آن چهار عامل فرضی لزوما درست است. فقط می گوید بررسی آن ها از روی مشاهدات ساده مربوط به رابطه دست مزد و جنسیت کار درستی نیست. اگر بخواهیم فاصله دست مزد زن و مرد را کم کنیم باید علت های درست و واقعی آن را بشناسیم و به اولین حدس عامه پسند قانع نشویم.



   نظرات

MINA :

MOEREDE 4 EINE TABIIZ AST YANI HAMOON MOREDE 1 , VA MAVAREDE DIGEH KAMELAN BI ASAS HASTAN... VA ZEKRESHAN DAR INJA EINE TABIIZ VA TEKRAR E MOREDE 1!!!!

 

anonymous :

به عنوان يه زن اقتصاد خوانده كلي چيز ياد گرفتم و منظورتون رو فهميدم و دقيقا مثل درس هاي دانشگاهيه. يعني مثل چيزهايي كه تا حالا خوندم و باور كنيد اولين بار است كه به عنوان يه زن با چنين قضاوتي از طرف يه مرد روبرو ميشوم، ولي اصلا ناراحت نمي شوم. (راستش از گرايش شما در مورد فمينيست خوشم نمي آيد!!! ببخشيد ديگه يه نظره) اما ميدانم الان هر زني اينجا رو بخواند چقدر حرصش در مي آيد؟

حامد: خوش حالم که براتون جالب بود. منم می دونم برای برخی دوستانمان که می خواهند زود نتیجه بگیرند این مطلب ناراحت کننده است ولی باور کنید فهم درست واقعیت برای یافتن راه موثر خیلی به تر از خوش حالی موقت است.
راستی نگفتید چرا از گرایش من نسبت به فمینیسم خوشتان نمی آید. مشتاقم بشنوم.

 

anonymous :

اينو نتوانستم بگويم: مينا خانم! علم اقتصاد به نيروي كار از اين ديد نگاه ميكنه، يعني: بهره وري، ريسك استخدام، سرمايه گذاري بر روي نيروي انساني و ... زن و مرد هم ندارد. (يعني مساوي نگاهي كه به مردها دارد، اصلا مهم نيست كه چه جنسي رو بررسي ميكنه؟ اگه بخواهيد همين مقاله رو ميشود در مورد مردها نوشت و همين موارد رو در موردش بحث كرد ولي خوب پارامترها اش معني دار ميشود برخلاف زنان) اصلا يه جاي خوب تو اقتصاد به نظر من هست كه اون هم ديدش به نيروي كار فارغ از نوع جنسيت هستش. اما به عنوان يه زن واقعا درك ميكنم كه چرا اون 4 مورد رو "عين تبعيض" ميدانيد؟ از ديد علم اقتصاد بنگريد نه از ديد جامعه شناسي. اين صرفا يه الگوي رياضي هستش نه يه الگوي جامعه شناسي و روانشناسي. در اقتصاد پارامتري مثل بهره وري با يه مفهوم كيفي "مثل تبعيض" خيلي فرق دارد. چون اون پارامتر بهرهوري رو يه جورايي فرموليزه و رياضي كردنش و توي اش هيچ جنسيتي نبوده ولي "تبعيض" رو نميشود اندازه گيري كرد. اگه دقت كنيد حامد خان هم در آخر چنين مشكلي رو بيان كردند. اين پست رو استثنائا از ديد يه مردي كه ميخواهد قضاوت شخصي اش رو در مورد زنها بنويسه نگاه نكنيد

و اما حامد خان، گرايش شما به فمينيسم يه خورده، با عرض شرمندگي دگماتيسم هستش. همين. البته از رو پست هاتون فهميدم ديگه

 

anonymous :

شرمنده اين هم بگويم: "بهره وري" نيروي كار (يا حالا "ريسك سرمايه گذاري" و ... و ساير پارامترهاي كمي) مثل يه ترازو هستش كه هر كسي روي اش مي ايسته و يه وزني داره، حالا اينكه شما به واسطه گرسنگي (بخوانيد "تبعيض اجتماعي" ) روي اون ترازو كم وزن تر هستيد، از نظر علم اقتصاد(يعني الگوي مورد بحث تو اين مقاله) خيلي مهم نيست، مهم وزن شماست نه جنسيتتون. كه البته به عنوان يه زن اينو دوست دارم. شرمنده اين يه نظره. همين

 

MINA :

KHANANDEHE AZIZ SHOMA MESLE INKEH FARAMOSH KARDID TABIIZ ALAIHE ZANAN RO MAN MATRAH NAKARDAM IN GOZINEHE AVAL HAMED KHAN BOD, HALA RIAZI HAST YA RAVANSHENASI JOZVE MAVAREDE MATRAH SHODEH ISHOON BOD VA MAN HAM GOFTAM KE HAMEH MAVARED DAR HAGIGAT HAMAN TEKRARE MOREDE 1 HAST, NA CHIZI GEIR AZ IN....

حامد: نه مینا خانم. تبعیض معنی مشخصی در مطالعات داره. تبعیض یعنی وقتی دو نفر با بهره وری برابر دارید دست مزد متفاوتی به آن ها بدهید. اگر دو نفر بهره وری های متفاوتی داشته باشند و دست مزد متفاوت بگیرند به آن تبعیض نمی گویند. موارد دو تا چهار نمونه ای از همین موارد است که بهره وری متفاوت است و لذا اسم آن ابدا تبعیض نیست. حالا شما می خواهید اسمش را بگذارید تبعیض بحث دیگری است ولی هیچ محققی به آن "تبعیض" نمی گوید.

 

سميه توحيدلو :

سلام آقاي قدوسي. برادر من به تازگي وبلاگ نويس شدم. دوست دارم نظرات شما را بدونم. ببخشيد پابرهنه ردويدم وسط كامنتاي شما.

 

anonymous :

مينا جان فقط يه چيز و بس. من از ديد علمم به اين موارد نگاه كردم نه يه زن (كه دردهاي تبعيض اجتماعي رو حس كرده) و چون به مسايل اقتصاد سنجي و .. وارد هستم، گفتم كه فهميدم ايشون چي ميگويند. (من خودم يه پا فمينيست هستم :))))) ) شايد اين موارد از نظر شما تبعيض باشه همه اش! اما واقعا يه سري پارامترهاي علمي هستند كه "تعريف" هم دارند. و با هم متفاوت. حتي همون تبعيض اينجا يه پارامتره نه يه مفهوم . و با بقيه گزينه ها تفاوت دارد. حامد خان هم ميتوانست مورد اول رو سوم بگه يا چهارم يا ... گفتم كه اينها همه اشون از دريچه علم اقتصاد پارامترهاي علمي هستند نه اجتماعي (باز هم ميگويم به عنوان يه زن درك ميكنم كه چرا همه اشو تبعيض ميدانيد؟)

 

anonymous :

راستي حامد خان حالا، نظر شما (گزينه 3) در مورد يه "زن اقتصاد خوانده" مثل من چيه؟
راستي يه نصيحت :) اينو "مثلا این که زنان با کیفیت پایین تری از مردان درس می خوانند " يه كم عوضش كنين كه بدجور بازخورد ميگيريد!

حامد: سلام مجدد. ببینید من یک موضوع خیلی مهم را به شدت تاکید دارم و آن این که اصلا و ابدا نباید از این روی کرد وارد شد که این موضوعات مثلا علم اجتماعی هستند و علم اقتصاد طور دیگری به آن ها نگاه می کند. محور قضیه علم اقتصاد نیست بل که واقعیت بیرون است و علم اقتصاد سعی می کند آن را توضیح دهد. لذا این که اقتصاد یک چیزی را یک جوری می بیند اصالت خاصی ندارد مگر این که به درک به تر مساله کمک کند. من به شدت از روی کرد این علم دفاع می کنم چون بر خلاف برخی علوم دیگر مفاهیم کشدار و دو پهلو به کار نمی برد و با تفکیک هایی که می کند باعث می شود درک عمیق تری از مسایل پیدا کنیم. از این حیث من بر خلاف شما می گویم که واقعیت بیرون همین طوری است برای این که مکانیسم تفاوت دست مزد زن و مرد به دلایل مختلفی رخ می دهد که من چهار موردش را این جا فهرست کردم (در پست مستقلی توضیح خواهم داد که من اساسا اعتقاد چندانی به وجود تبعیض به طور عمومی ندارم و به نظرم هر تفاوتی در بازار را اولا باید از طریق تفاوت بهره وری توضیح داد. به عبارت دیگر تبعیض بی خودی و بی دلیل نمی تواند چندان پایدار باشد. حالا بجثش بماند برای یک پست مستقل)

من همکاران زیادی داشته ام که با من کار کرده اند و عده ای از آن ها هم این جا را می خوانند. هرگز یادم نمی آید که حتی تصور این را داشته باشم که دست مزد متفاوتی به آن ها داده باشم. دلیلش هم روشن است. من هم کار موقت می خواستم و مورد چهار بلاموضوع بود. کارهای من فکری بود و نیاز به کار بدنی نداشت و لذا مورد دو هم منتفی بود. همکارانم را قبل از کار می سنجیدم و مورد سه هم منتفی بود. می خواهم بگویم با این که به این مدل عمومی اعتقاد دارم دلیلی نمی بینم همه جا فرضیات آن صادق باشد.

 

روزبه :

اگه امتحان بخش دوم در نوشتن جي آر اي بود، نمره‌ي خوبي گرفته بودين ها!...

 

anonymous :

جناب قدوسي مثل اينكه متوحه نشديد كه گفتم من هم "اقتصاد" خواندم و ميدانم كه سعي دارد واقعيات جامعه رو با مدل هاي رياضي (كه فقط يه بخش كوچيك اش هست) ارائه كنه! فقط فرض رو بر اين گذاشتم كه اگه كسي (يه خانمي) همه اين ها رو "تبعيض" ديد و اقتصاد نخوانده بود، يه كم موضوع براي اش روشن تر بشود والا من كه از اول گفتم فهميدم چي گفتيد؟(چون اگه با ديد يه زن بهش نگاه كنيد و اگه مفاهيم مثل معني دار بودن پارامتر و رگرسيون رو ندانيد كلي كفري ميشويد)

در ضمن پاراگراف دومتون رو نفهميدم. ظاهرا من رو اشتباه گرفتيد!!!! فقط ميخواستم بگويم به نظرتون اين بنده حقير با اين كامنت هاي بي مايه ام كيفيت درس خواندنم چطوريه؟؟؟ (بيشتر يه شوخي بود!!!)

حامد: نه خانم همان اول فرمودید که اقتصاد خوانده اید. من نقدم این بود که لازم نیست اسمی مثل مدل ریاضی روی قضیه بگذاریم. ما حدسی راجع به یک پدیده داریم و این پدیده را باید در دقیق ترین شکلش بررسی کنیم. اگر معتقدید که مدل ریاضی بخشی از واقعیت است (که هست) باید برای بقیه اش روش روشن علمی داشته باشیم و اگر نداریم مجبوریم "فقط" در چارچوب این مدل ریاضی کار کنیم و نیازی به تحقیر کردنش نیست. منظورم این است که برای راضی کردن بقیه دوستان لازم نیست از اصل ماجرا که تاکید بنیادی بر تفکیک بین مفاهیم متفاوت و رابطه داده و نتیجه گیری است دست بکشیم.

در مورد پاراگراف دوم اشتباه نگرفتمتون. فقط یک توضیح دادم.

 

anonymous :

منظورم اين بود كه با اون باور عمومي در مورد اين "پارامترها" برخورد نكنيد. شما از فضاي علمي اين مقاله خارج شويد و به يه خانم محترم بگوييد كه "بهره وري" خانم ها پايين تر از آقايون هستش!!! فكر نميكنم بازخورد خوبي بگيريد! ‌منظورم اينه كه طرف مقابلتون ناخودآگاه ذهنش ميرود به سمت يه مفهوم اجتماعي و عامي و ... (فكر مفهوم اقتصادي رو اصلا به ذهن اش نمي آرد) و خوب برداشت ديگه اي ميكنه ولي همين رو تو يه فضاي علمي و اقتصادي بررسي كنيد، قابل قبول ميشود! منظورم از اجتماعي اين بود. شايد بد گفتم!

 

anonymous :

اتفقا من تاكيد ام بيشتر بر وري مدل و رياضي بودن ماجرا بود

 

پایین :

academic though not very popular

 

فرشاد :

حامد جان به آن چهار فرض می توانستی موارد دیگر را هم اضافه کنی که خیلی رنگ مردانه نداشته باشد. به عنوان مثال:
- این ممکن است نشان دهد که خانمها ریسک گریزتر هستند یه همین خاطر سراغ شغل های با ریسک کمتر و درآمد کمتر می روند.
- خانمها گاها ترجیح می دهند برای ساعتهای کمتری کار کنند به همین دلیل معمولا میانگین دریافتی ساعتی آنها پایین تر است. زیرا کار خارج از وقت اداری دریافتی ساعتی میانگین بالاتری دارد.

 

روزبه :

حامد
یه نکته دیگه هم این وسط هست. موارد ۲ تا چهار میتونند نتیجه مستقیم مورد ۱ باشند. به عنوان مثال وجود تبعیض ممکنه باعث بشه انگیزه خانمها برای افزایش بهره‌وری و انباشت سرمایه انسانی کم بشه که بعد این خود به خود منجر به این میشه به پایین بودن بهره‌وری و دستمزدشون. اگر همچین اثری وجود داشته باشه تفکیک‌ کردن تاثیر این چهار موردی که ذکر کردی در تفاوت دستمزد حتی از اونی که نوشتی هم سخت‌تر میشه. در واقع در این حالت بدون داشتن یه مدل دقیق دینامیک اندازه‌گیری تاثیر این عوامل غیرممکنه.

 

سولوژن :

موضوع جالب‌ای است برای‌ام.
آیا نمی‌توان تحلیل کرد و دید هر کدام از پارامترهای تابع رگرسیون چه میزان تاثیری دارند روی تغییر خروجی‌ی مورد نظر؟ و آن وقت گفت که این‌ها موثرند (حالا احتمالا رابطه‌ی علی را نمی‌توان نتیجه گرفت، اما رابطه‌ی هم‌بستگی را که می‌توان).
موضوع البته سر متغیرهای اندازه‌نگرفتنی خواهد بود که مسلما مشکل خواهیم داشت. سوال اما این خواهد بود که یک مدل‌ای که علت را توضیح می‌دهد (مثلا اقتصاددان خیلی فکر می‌کند و ...) چگونه می‌تواند به‌تر عمل کند؟ وقتی متغیری قابل اندازه‌گیری نیست، مدل‌های دیگر هم نمی‌توانند در موردش توصیف ابطال‌پذیری ارایه دهند.

حامد: حرفت درسته و به این خاطر هم کسی ادعا نمی کنه که جواب نهایی را می دونه. مساله مشاهده پذیری فقط تاکید می کنه که نمی شه ازش تبعیض را بیرون کشید ولی نمی گه بقیه را می شه بیرون کشید. مشکل هم همون چیزی است که خودت گفتی. برخی متغیرها به صورت مستقل مشاهده نمی شوند یا اندازه گیری شان بسیار سخت است.

 

يك خانم :

اين نكته را در نظر داشته باشين كه در طي سالهاي گذشته رشد خانمها در عرصه هاي اجتماعي خيلي چشمگير بوده منتظر رشد بيشتر خانمها باشيد همين طور كه اغلب در عرصه رقابت كنكور خانمها موفق تر هستند اغلب انشگاههاي ما را خانمها تشكيل مي دهند و اينموضوع به بازار كار تعميم داده مي شود. اميدوارم اين سير موفقيت صعودي ادامه داشته باشد.البته خود من به عنوان يك خانم تاحال ازتبعيض هاي موجود در جامعه بر عليه زنان هميشه ناراحت بودمو هستم . خيلي متشكر از توجهتون به اين موضوع

 

بهاره :

ای بابا! قدوسی فقط 4 تا "فرض" مطرح کرده است. ننوشته که اینها صدق می کند. اصلا مفهوم کل پستش همین است که باید دقت کنیم که از شاخصها برداشت غلط و بی ربط نکنیم. شاخص باید همون طوری تفسیر بشه که داره اطلاعات می دهد نه اینکه فرضیاتمان را با شاخص اثبات کنیم. برعکس باید اول ببینیم شاخص چه می گوید بعد برای علت یابی به شاخصهای دیگر متوسل بشیم. شاید دنبال راهی برای "اثبات یا رد" مستدل می گردد. حتی اگر از دید دفاع از زنان بخواهید موضع بگبرید اتفاقا ترجیح به این است که دلیل محکمه پسندی داشته باشیم.
++++++
در پستی که درباره ساعات کار بود اتفاقا یکی از مواردی که علتش به نظرم رسید (ولی نرسیدم درباره اش اطلاعاتی پیدا کنم) این بود که در نوع مشاغلی که زنان افزایش ساعت کار داشته اند، آیا بهتر شدن ابزارهای کاری دخالت داشته یانه. مثلا مسایلی مثل اینترنت، کار در خانه و مسایلی مثل آن، که در امریکا رواج دارد، که به طور خاص باعث افزایش امکان کار زنان متاهل شده باشد.

 

مهراز :

مرد نا مريي همچنان در سكوت مي آيد و ميرود بي آنكه جنجالي به پا كند و خبرساز شود بيش از 30 سال است كه با همين سكوت از راهروهاي سازمان مديريت ميگذرد و ...

 

شهابی :

سلام کرمان گزارشwww.kermang.blogfa.com

 

محمد ثاقب فرد :

حامد جان سلام
از اینکه توانستم دوباره کامنت بگذارم خوشحالم. همیشه پی گیر مطالبت هستم. در مورد این پست می خواستم بگویم روش هایی چون نمونه گیری و مشاهده در موردهای مختلف و جمع بندی آن با روش تحقیق کیفی چون focus group می تواند نتایج قابل اعتمادتری ایجاد کند.یک سایت خوب در این حوزه:www.fakouhi.com

حامد: محمدجان سلام. خوش حال شدم کامنتت را دیدم. ببین روش های تحقیق کیفی فقط به ساخت فرضیه کمک می کنه ولی به هیچ عنوان نمی تونه برای تست فرضیه به کار بره چون نمونه هاش بسیار محدوده. حداقل در اقتصاد ما اصلا مجاز نیستیم از این روش استفاده کنیم. مشکل این جا است که در مسایلی مثل این مثال که من نوشتم ما مساله مشاهده پذیری را به طور جدی داریم و من تا الان راه حل عملی براش ندیدم. (البته احتمال داره کسی تکنیکی زده و چیزی درآورده باشه که من خبر نداشته باشم ولی به هر حال جدیدترین مقاله ها هم هنوز این موضوع را به عنوان مساله مشاهده ناپذیر مطرح می کنند)

 

Sarah :

سلام یه سوال بی ربط داشتم : نمره تافل اینترنتی شما با پست هم آمد یا فقط نتیجه روی سایت قابل مشاهده بود، و اگر با پست آمد چند روز بعد از تاریخی که روی سایت نتایج آمد؟ نتیجه را رفتید آنجایی که امتحان داده بودید گرفتید یا در خانه آمد؟ ممنون می شوم اگر جواب دهید.

حامد: نمره تافل اینترنتی 15 روز کاری بعد روی سایت پست می شود. اگر وارد پروفایلتان شوید نمره را می بینید. کارنامه پستی یکی دو هفته بعد می رسد.

 

سينا هدا :

سلام حامد عزيز!
آقا بذار خودموني بگم:
قربون اون نگاه فراگيرت.
آخ كه دق كردم از اين كليشه‌‌بنديهاي نيم دقيقه‌اي شبه علمي.
طرف يك ساب سيستم رو مي‌بينه بعد نه سيستم‌هاي پيراموني و محاط و محيط رو ديده و شناخته فوري حكم صادر ميكنه و اسمش رو ميذاره نگاه سيستماتيك علمي!!!هر كس هم بگه آقا فراگير نيست ميگه ضد علمي!... چرا؟...چون ما همينقدر شناختيم نه بيشتر...آقا ميبيني چه جوري سفسطه ميكنن؟ همينجوري راجع به هستي و مافيها نظر ميدن و پدر صاحب بچه رو در آوردند بي‌انصافهاي مدرن و سنتي.

 

Nargess :

Dear Hamed,
Thanks for wonderful discussions and topics. I am personally very intersted in the recent issues you are raising with regard to why women get paid less than men. Being aware of this fact through statisitcs and various articles that get published on this issue, I was paying close attention to this issue from the beginning of my career, to see if I get paid less than my male colleagues at the same conditions. Through out the first few years of my career, I was very happy to see that me and another colleague progressed exactly the same. So, one factor I can add to your list, is the nature of the employing organization: I think more structured, and larger organization, and mainly government organizations (since they implement equal opportunity laws first) are somewhat less likely to perform this discrimination, or at least there is a correlation between the nature of the employing organization and its objectives with the way they treat women.

....Then, my good trusting feeling was damaged few days ago, when I realized I was not on the same pay scale with my male counter part. Last year, we were both qualified for a promotion. At the time, we were at the same pay level. We both got the promotion to the next grade level, but we landed on two different steps, and I even have higher education since I am completing my PhD and he has a Masters. So, why this happened even though there is a formula on what the next grade and step is? Did they make a mistake on my promotion, or did they do a favor for him? I am trying to find out the answer to this question.

Of the four factors you had listed, I need to out rule the last two for me: I have graduated from a very good school in my major with honors, and I am single. So is my male colleague. In fact we both graduated from the same school and with the same major. I might even had a higher GPA. So here comes another factor I like to add to your list: Men feel more comfortable asking for raises, promotions, reminding their boss it is time for their salary increase, questioning the system to bend the rules in their favor, while women, or at least me, think that if a pay raise is their right, and procedures are performed based on a routine and law, they get what they deserve. Thus, women do not consider bargaining and negotiating appropriate and as a necessity, or at least they are not as good as men in this area . I would like to hear your answers to questions you raise in your recent posts. Thanks so much

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007