چند کلمه در باب گوجه!
متاسفانه ایران نیستم که ماجرا را از نزدیک ببینم ولی از منابع متعدد راجع به قیمت گوجه خوانده ام و می دانم که شده است هر کیلو 3500 تومان. راستش در اتریش که به خاطر نداشتن کشاورزی قوی به لحاظ قیمت مواد کشاورزی کشور بسیار گرانی است ما معمولا گوجه را کم تر از این قیمت می خریم. یک سال قبل که هر کس که چیزی از اقتصاد می فهمید دادش درآمده بود که بابا بودجه به این بزرگی تبعات تورمی خواهد داشت و از نیلی گرفته تا توکلی همه هشدار می دادند که نقدینگی را زیاد نکنید رفقا آن قدر تنشان گرم بود که به این حرف ها گوش نکردند و این شد که شد. می خواهم بگویم در این که تورم بالا هست و دلایلش هم تقریبا بدیهی است حرفی نیست. با این همه من چند کلمه راجع به همین بحث گوجه فرنگی دارم:
1) اولا به نظر می رسد سلیقه یا قدرت خرید مردم دچار تحولات اساسی شده است. من به خوبی یادم می آید که با این که در خانواده متوسط به بالایی زندگی می کردیم ولی در زمستان به ندرت گوجه فرنگی می خریدیم برای این که بسیار گران و البته خوبش معمولا نایاب بود. شاهدش هم همیشه در ذهنم هست که بساط سالاد از آخرهای پاییز تا اوایل بهار جمع می شد و جایش ترشی می خوردیم. تابستان ها هم گوجه خشک می کردند و برای غذاهای خاصی مثل آب گوشت، گوجه خشک شده استفاده می کردند. می خواهم بگویم این طور که من یادم می آید (و البته زمان خیلی قدیم نیست، شاید تا همین ده سال قبل) گوجه چیزی نبود که جایش در سبد مصرف زمستان این قدر جدی باشد و گرانی اش باعث اعتراض گسترده شود. در واقع گوجه در زمستان واقعا گران و کم یاب بود و البته کسی هم نمی خریدش.
2) این که قیمت گوجه در اتریش ارزان تر از ایران است یک خطای اساسی ثابت در سیاست گذاری تعرفه ها را نشان می دهد. بارهای بار گفته ام که به خاطر حفاظت بازار داخلی مردم ایران باید قیمت های خیلی بالایی برای بسیاری از محصولات کشاورزی یا دامی بپردازند. اگر قیمت گوجه کاملا سالم و مرتب در قلب اروپا چیزی کم تر از دو هزار تومان باشد و تجارت محصول از کشورهای هم سایه آزاد باشد قاعدتا قیمت کم تری را در ایران خاورمیانه ای که کارگر و حمل و نقل بسیار ارزان تر از اروپا است باید انتظار داشت.
3) سال بعد همه گوجه خواهند کاشت و مقدار زیادی گوجه اضافی در بازار خواهیم داشت.
4) این جا کنسروهای گوجه به قیمت بسیار ارزان (حدود 300 تومان) هست که در موارد مربوط به طبخ غذا کاملا جانشین گوجه تازه می شود و زحمتش هم خیلی کم تر است. مثلا اگر بخواهید املت یا اسلامبولی درست کنید می توانید نصف قوطی از این ها را باز کنید و بریزید که هم خیلی ارزان تر از قیمت گوجه در می آید و هم سریع است. در واقع استفاده درست از فن آوری باعث شده تا هزینه های نگهداری گوجه در سردخانه حذف شده و گوجه با بهره وری بالا و به صورت آماده عرضه شود. شاید اگر چنین چیزی در ایران بود می توانست روی کاهش قیمت تاثیر جدی بگذارد.

نظرات
anonymous :
در فرهنگ خوراكي ايران استفاده از مواد كنسروي چندان جا افتاده نيست و فقط خانواده هاي محدودي از اين نوع مواد خوراكي استفاده مي كنند. (يه دليل شايد نوع زندگي و خانه دار بودن اكثر زنان باشد) هنوز هم در ايران، استفاده از مواد غذايي به شكل تازه رايج تر است.
anonymous - January 19, 2007 03:24 PM
ابوالفضل :
بوی خوشی از آينده به مشام نمیرسه!
:(
ابوالفضل - January 19, 2007 03:24 PM
سميه توحيدلو :
برادر اين قضيه نه تنها در مورد گوجه كه در مورد محصولات ديگه اي مثل پياز و سيب زميني در گذشته صادق بود. اما چند سالي است كه ديگر نبوده. اين قبيل بالا كشيده شدن قيمت يك محصول را به نظر اينگونه نبايد تفسير كرد
حامد: خواهر شما بگو چرا باید تفسیر کرد.
سميه توحيدلو - January 19, 2007 03:32 PM
:
هنوز هم گوجه در زمستان مصرف عام ندارد و البته الان مدل انباری و گلخانه ای موجود است که گلخانه ای 3500 تومن است و انباری که نامرغوب تر است کمی ارزان تر . . . بیشتر دست آویزی برای بحث هست. گرانی گوشت و برنج مهمتر است
Anonymous - January 19, 2007 03:36 PM
پرویز :
سیستم نظرخواهی از شوک قیمت گوجه بهم ریخته؟
پرویز - January 19, 2007 03:38 PM
نیما :
حامد جان بحث گوجه نیست اصلا. این مثالی است که از فرط عجیب بودن شدت گرانیها را نشان می دهد. اینطور که تو استدلال می کنی در هر گرانی حکمتی است نهفته!
نه عزیزم همه کالاها غیر از آن چند قلمی که وزارت بازرگانی راسا وارد می کند مثل گندم و برنج و روغن افزایش جدی داشته قدرت خرید مردم هم در ماههای اخیر قطعا تاخیری نداشته. ضمن اینکه تقریبا هیچ افزایش مهمی در دستمزدها من نمی بینم.افراد کم درآمدی که با انها در ارتباطم کاملا مصرف خود را در اغلب کالاها و خدمات محدود کرده اند که علت اول آن افزایش هزینه مسکن و بعد گرانی شدید مواد غذائی است.
حامد: نیما جان من که اول پست موضعم را راجع به تورم و گرانی نوشتم. فکر کنم پارسال بیش تر از همه راجع به اثرات تورمی بودجه نوشتم. خصوصا آن مقاله طولانی را در روزنامه مرحوم. بنا براین اختلافی باهم ندارم. حرفم در واقع یک جوری کنار زدن گوجه و رسیدن به مساله اصلی است.
نیما - January 19, 2007 04:12 PM
روزبه :
تمام اين صحبتهاي نظرخواهي قبول، به نظر من كه حامد از ديد جالبي قضيه رو ديده!
روزبه - January 19, 2007 05:23 PM
elham :
salam ,
vaghan goje dooneii 500 toman khordan dare?oonam dar in fasl ke shadidan bimaze ast.mardom age bekhan eghtesadi amal konand mitoonan jaygozin haye ziadi peyda konan mesle laboo ke ham arzeoone ham khoshgel ham khoshmaze!!!!
vali be nazare man ham afzayeshe gheymat digar aghlame mojood dar sabade khanevade az sabzijat bishtare va ine ke baese taasofe.
elham - January 19, 2007 05:47 PM
mina :
chan bari hast ke weblogetoo mikhonam va ehtemalan in akharin baram khahad bod , mazerat mikham vali didet kheili mahdod va dar natijeh nazaratet kotah binaneh hastand,
حامد: صفا آوردید. خوش حال شدیم.
mina - January 19, 2007 07:32 PM
مهدی ایجی :
سلام بر دوستان و بخصوص بر حامد..آقا شان و ارزش تئوری بجای خودش اما من فکر میکنم اقتصاد یک چیز لمس کردنی است و باید حسش کرد ... هفته پیش رفته ب,دیم با یکی از دوستان تخم مرغ از بازار چه بخریم..قیمت عادی آن در بیرون از بازارچه دانه ای 140 تومان بود ولی در بازارچه فقط بخاطر اینکه هر عدد 20 تومان ارزانتر بود یک صف درست شده بود به طول یک کیلومتر..یک آقایی سیب زمینی وانتی آورده بود فقط بخاطر اینکه کیلویی 30 تومان ارزانتر میداد سر 15 دقیقه ماشینش خالی شد.. نمیدانم آخرش چه میشود..
حامد: سلام مهدی جان، کم پیدایی رفیق. راستش این پست جزو معدود پست هایی است که بدون تئوری نوشتم. گفتم حالا که همه دارن راجع به گرانی حرف می زنم ما هم یک حرفی همین طوری بزنیم. ولی این چیزی که شما نوشتی که عین تئوری است. هر جا که ارزان تر بود بازار آن جا شکل گرفته بود. نمی دانم کجایش عجیب است.
مهدی ایجی - January 19, 2007 07:43 PM
پيمان :
سلام ... اول به اين آبجي مينا: داداشمونو!!! كوتاه بين!!؟؟؟ كي ميره اين همه راهو!
دويم: شايد من خيلي از مرجله پرتم يا شايد چون هنوز ازدواج نكردم تو اين باغها نيستم ... من يادم نمياد آخرين باري كه گوجه خوردم كي بوده ... و قيمت رو هم نمي دونستم كه اينقدره ... البته پريروزها به زور مامانم رفتم يه مقدار ميوه از بازار روز خريدم ولي به نظرم گوجه نداشت! حالا در هر حال من هم فكر مي كنم كه قيمت گوجه و مطرح كردن آن فقط به جهت دست آويز بودنشه! و تمسخر سيستم اقتصادي وگرنه به قول اوني كه بالاتر گفته قيمت گوشت و تخم مرغ مهمتره تا گوجه.
پ.ن: من دوتا امتحان ديگه براي اين ترم دارم: بخش عمومي و اقتصاد نفت و نيرو ( همون انرژي خودمون) من عاشق اين درس انرژي هستم فقط و فقط به خاطر دكتر حسنتاش بس كه باسواده و فهم و شعور داره و خوب درس ميده ... شايد تنها درسيه كه تو اين چند سال ازش واقعا لذت بردم ... بي ربط بود ؟ اشكال نداره!
پيمان - January 19, 2007 08:43 PM
Mohammad :
Re your point 3: wouldn't this contradict the "rational behavior" assumption?
Mohammad - January 19, 2007 09:55 PM
Mohammad :
I mean, unless you think you're more rational or have more information than the farmers and agricultural firms, they must also be able to predict that there'll be an over-harvesting of tomatoes next year, and that must keep them from growing tomatoes next year.
Mohammad - January 19, 2007 09:57 PM
Mohammad :
I mean, unless you think you're more rational or have more information than the farmers and agricultural firms, they must also be able to predict that there'll be an over-harvesting of tomatoes next year, and that must keep them from growing tomatoes next year.
Hamed: Very good point. Indeed these days I am somehow involved on that. You know system dynamics litrature is full of the cases where people made wrong predictions and therefore cycles pops up in the market. While on the other hand, rational expection says that it is impossible to make systematic error. My own understanding is that rationality only works in an evolutionary context not in a short period slice. They may do the mistake in a single year but they are going to learn and decrease the error the next time. I know this might be a little but out of the very foundamentalist reading of instanous rationality but I only beleive in the evolutionary form which works over the time.
Mohammad - January 19, 2007 09:58 PM
دوپا :
آقا حامد!
1- متنت بيشتر اين مفهوم را القاء مي كند كه "گراني گوجه در زمستان طبيعي است، نخوريد"!
البته پاسخهايت به كامنت ها تاحدي تعبير را درست كرده.
2- گوجه فرنگي در ايام مختلف سال بين 150 تا 500 تومان متغيير است و در زمستان هم هيچگاه از 1000 تومان بالاتر نرفته بوده،
3- بقيه مردم هم كه از گوجه حرف مي زنند، دلشان براي گوجه خيلي تنگ نشده بلكه نمادي شده براي بيان يك واقعيت.
دوپا - January 20, 2007 06:02 AM
مهدی ایجی :
سلام حامد..نه منظورم این بود که اگر میخواستیم یک بحث تئوریک (تر) بکنیم مثلا میشد دلایل توزیع درآمدی حساسیت بالای مردم نسبت به قیمت این کالا ها راببینیم..این خیلی تئوریک تر و زیباتر است (حد اقل از نظر من) ..با این حال از نظرت روی کامنت قبلی که گذاشتم ممنونم..
در ضمن من معمولا سر میزنم ولی الان ذهنم درگیر چیزهای دیگری است که باید تمرکزش حفظ بشه و گرنه به نتیجه نمیرسه..من از مطالب شما استفاده میکنم.
مهدی ایجی - January 20, 2007 08:26 AM
بهاره :
http://www.jamejamonline.ir/shownews2.asp?n=178385&t=com
از آنجا که فیلتر شدن بسیاری از سایتهای "علمی و تخصصی" انکار می شود. پیشنهاد می کنم لینک سایتهای تخصصی فیلتر شده ای که با آنها برخورد می کنیم را در یک سایت قرار دهیم و هر کسی با پیامهای خودشان آن را اضافه کنند.
آقای قدوسی نمی شود به یک طریقی چنین لیستی تهیه کرد؟
(ببخشید بی ربط به پست است)
بهاره - January 20, 2007 02:32 PM
:
منم با حامد موافقم به دو دلیل
1)این که دیگه تو همه فصلا هر میوه ای رو تقریبا میشه پیدا کرد معنیش این نیست که حتما بخریمش و بخوریمش. خوب طبعا میوه خارج فصل گرون تره.
2)این که طبیعت هر فصلی میوه های خاص خودشو داره. اگه یه میوه ای تو یه فصلی نیست، لابد وجود و خوردنش لزومی نداره
Anonymous - January 21, 2007 09:37 AM