مهندسی صنایع
اجازه بدهید این پست را از بحث فقر فاصله بگیرم و برگردم. این پست ممکن است برای همه جالب نباشد ولی چون عده قابل توجهی از کسانی که این جا را می خوانند مهندس صنایع هستند یا به نوعی با آن سر و کار دارند فکر کردم بحث های چگالی آموزش را به یک سرانجامی برسانیم.
1) من در آن جا ادعا کردم که مهندسی صنایع جذابیت خودش را از دست داده است. دوستان در مقابل به آگهی های استخدام اشاره کردند. فکر می کنم اکثر این دوستان کمی جوان تر از من هستند و بازار کار سال های 72-75 را در تحلیل وارد نمی کنند. مهندسی صنایع تا قبل از دهه هفتاد به شدت مهجور بود و فارغ التحصیلان آن به ندرت کاری پیدا می کردند. در اوایل دهه هفتاد این رشته کشف شد و در نیمه اول این دهه با یک رشد ناگهانی مواجه شد. کارفرمایان تازه به اهمیت مسایل سازمانی و مدیریتی پی برده بودند و فکر می کردند مهندسان صنایع می توانند برایشان معجزه کنند. در نتیجه تقاضا برای مهندسان صنایع و دست مزد پیش نهادی برای آنان به شدت بالا رفته بود و فاصله قابل توجهی با بقیه رشته های مهندسی پیدا کرده بود. این حباب به دو دلیل اصلی در نیمه دوم دهه هفتاد شکست. یکی افزایش قابل توجه عرضه مهندسان صنایع (فکر کنم واحد جنوب به تنهایی سالانه 1000 نفر فارغ التحصیل داشت) و یکی هم عدم تطبیق قابلیت ها و عمل کرد مهندسان صنایع با انتظاراتی که کارفرمایان از آنان داشتند. کافرمایان دریافتند که مسایل سازمانی پیچیده تر از این حرف ها است و درس هایی که مهندسان صنایع می آموزند آن قدر قوی نیست که مسایل آنان را حل کند. در واقع کیسه شعبده مهندسان صنایع لو رفت و بسیاری از مهندسان فنی در مدت کوتاهی با مفاهیمی مثل کنترل پروژه، کنترل کیفیت یا ایزو آشنا شدند و تصورشان راجع به قابلیت این ابزارها واقعی شد. در نتیجه شغل مهندسی صنایع در بسیاری از سازمان ها تبدیل به شغلی شد که کار روتین و تقریبا تزیینی داشت (دوستان مهندسان صنایع به وجدان خود رجوع کنند و ببینند چند بار از خودشان پرسیده اند که آیا کار من را یک دیپلمه با چند هفته آموزش نمی تواند انجام دهد؟ یا چند بار از کار خود خسته شده اند و کار را عوض کرده اند؟). خود من ایران که بودم یک بنگاه سیار کاریابی - نیرویابی بودم و فکر کنم برای عده قابل توجهی از دوستانم کار پیدا کرده بودم. در نتیجه وضعیت دست مزدها و مشاغل را به خوبی در ذهنم دارم.
2) می خواهم بین بحث چگالی آموزش و مقدمه فوق رابطه برقرار کنم. اوضاع در بازار کار می توانست به شکلی کاملا متفاوت پیش برود اگر مهندسان صنایع بیش از این متخصص بودند. در واقع نیازهای کارفرمایان برای به کارگیری ابزارهای مدیریتی نوین کاملا واقعی بود ولی مشکل این بود که دروسی که در رشته مهندسی صنایع تدریس می شد آن قدر سطحی بود که نمی توانست پاسخ تخصصی به این نیازها بدهد. در کامنت های یکی از دوستان آمده بود که برای برخی از دروسی که ما در شریف می خواندیم نیم واحد هم زیاد بود و این دقیقا چیزی است که من ازش به عنوان چگالی پایین آموزش اسم بردم. مهندسی صنایع معمولا با چگالی خوبی شروع می شود و در ترم های اول دروس جدی مثل تحقیق در عملیات و آمار و احتمال دارد ولی درست پس از پایان این دروس و شروع دروس کاربردی این چگالی به صورت معنی داری افت می کند و ذهن ها شروع به تنبل شدن یا سطحی دیدن ماجرا می کند.
3) به نظرم مهندسی صنایع می توانست یک رشته عمیق و با پرستیژ در بازار باشد اگر دروس آن از انسجام و عمق بیش تری برخوردار بودند. ایده ای که من دارم این است که مهندسی صنایع به جای این وضعیت پراکنده به چند رشته تخصصی تفکیک شود. مهم ترین رشته ای که از این تفکیک بیرون می آید تحقیق در عملیات است. من فکر می کنم اگر یک رشته تخصصی به اسم مهندسی تحقیق در عملیات داشتیم که در آن زنجیره ای از دروس پایه ای مثل جبر خطی، فرآیند های تصادفی، اصول مدل سازی، رگرسیون و اقتصادسنجی، طراحی و آنالیز الگوریتم ها، نظریه تصمیم، سیستم های دینامیکی و کنترل و الخ به علاوه دروس تخصصی جداگانه در تحقیق عملیات (مثل برنامه ریزی پویا، خطی پیش رفته، غیرخطی و الخ) تدریس می شد و نهایتا کاربردهای تحقیق در عملیات در حوزه های مختلفی مثل حمل و نقل، بهداشت، انرژی، مدیریت تولید (همان مهندسی صنایع سنتی)، مدیریت شهری، مدیریت مالی و الخ در قالب دروس تخصصی ارائه می شد مهندسی صنایع می توانست به یک تخصص تبدیل شود که قابلیت ارائه پاسخ های دقیق به مسایل را داشت. همین زنجیره تخصصی سازی می توانست در گرایش بعدی به اسم مهندسی تولید رخ دهد که در آن به جای تمرکز بر مدل سازی ریاضی به مهندسی فرآیند توجه می شد و زنجیره دروس تخصصی مثل انواع علم مواد و فن آوری های تولید، ارگونومی، اتوماسیون و روباتیک، مهندسی فرآیند و فن آوری گروهی، مدیریت نوآوری و فن آوری، اصول طراحی محصول جدید، زنجیره تامین و خدمات مشتری (بخش سیستمی)، سیستم های حمل مواد و انبار، طراحی و تولید به کمک رایانه و الخ تدریس می شد و فارغ التحصیلان آن می توانستند به عنوان مهندسان نوآوری یا فرآیند در کنار متخصصان محصول کار کنند.
4) یک نکته هم مهم است. مهندسان صنایع در ایران عمدتا کار مهندسی صنایعی نمی کنند و در حوزه کار مدیریت وارد شده اند. بین مهندسی صنایع و مدیریت مرزهای مشخصی وجود دارد. اولا مهندسان صنایع عمدتا باید به مسایل مدیریت عملیات (مثل برنامه ریزی تولید) بپردازند. ثانیا ابزارهای مهندسان صنایع عمدتا ریاضی و کمی و ابزارهای مدیریت عمدتا کیفی و رفتاری است. به نظر می رسد چون کار کردن در حوزه اول سخت است مهندسان صنایع کارهای سهل و ممتنعی مثل برنامه ریزی استراتژیک، سازماندهی و سیستم های اطلاعات را ترجیح می دهند و علاقه ای به کارهای تحقیق در عملیاتی و آماری که قلب تخصصی مهندسی صنایع است ندارند.

نظرات
بهاره :
سلام
با پست قبلی ات (چگالی) مخالف بودم. ولی با این یکی 100% موافق هستم. خصوصا بند 3 را من هم قبلا به دوستانم گفته بودم. ما پارسال در به در به دنبال کسی می گشتیم که بتواند در حوزه حمل و نقل یک کار اساسی بکند، اما نبود بعد چندین آگهی آخرش یک دانشجوی دکترای عمران یک درخواست نیمه مرتبط داد.
به خصوص تخصصی سازی مورد نظرت را شدیدا تایید می کنم. به جای گرایشهای کلی بی هدفی مثل "تولید"و "سیستم" که سر جمع جز دو درس با هم تفاوت ندارند. (و همانها را هم اختیاری می شود برداشت) بهتر بود کاربرد محور می شد. دقیقا همین که خودت نوشتی. مثلا گرایش حمل و نقل همان تحقیق و شبیه سازی و صف را روی ترافیک و فرودگاه و راه آهن و ... کار می کردند و مسایل این زمینه ای را حل می کردند و گرایشهای تخصصی دیگر به طور مشابه. اینطوری خیلی بهتر می بود و هر کسی با استفاده از همان دروس صنایعی در یک زمینه متخصص می شد. یک حرفه ای واقعی.
ضمنا کنترل کیفیت و کنترل پروژه را دست کم نگیر. اگر به طور "واقعا" علمی مورد نیاز باشد (خصوصا در صنایع با تکنولوژی های فوق العاده یا در شرایط رقابطی شدید) به قدر تخصصی اند که کسی جرات نمی کند بدون دانش (و صرفا به اتکای 30 -40 ساعت کلاس) پایش را در آن بگذارد.
ضمنآ خود شرکتهای ما هم مقصر اند. وقتی باری به هر جهت اداره می شوند و تفکر کسب و کار حرفه ای ندارند تقاضای چنین نیروی حرفه ای به دانشگاه اعلام نمی شود.
البته معضل کتابهای درسی دانشگاهی صنایع هم ست. هیچیک کاربردی حرفه ای نیستند. (منظورم از کاربردی اصلا قصه گویی نیست. بلکه نمونه های مسایل واقعی صنایع از حمل و نقل تا کارخانه و کامپیوتر و حتی صنایع نظامی است و مسایل دروس تخصصی صنایع در آن زمینه است.)
بهاره - January 22, 2007 12:33 PM
حکيم :
عزيز:
من هم مثل شما مهندسي صنايع شريف خوانده ام و بعد مديريت...
۱) فرمول حل کردن که اکنون به کمک کامپيوتر ساده شده مهم فرموله کردن مسئله است ... بقيه مهندسي ها هم تقريبا ديگر فرمول ها را مدل کرده اند...
۲) شما معتقد هستيد هر کس فرمول حل کند مهندس تر است ؟ يا کسي که گرهي باز کند هر چند با يک
پيشنهاد به ظاهر ساده؟ به عقيده من مهندس کسي است که خرش را (مسئله را) از پل بگذراند به هر طريقي.
اين بحث ها ته ندارد ... بحث قديمي ترجيح پاداش کارگري که عرق ميريزد بر کسي که کار فکري دارد ..
۲) اما آيا وضع مهندسين پايه ما مثل مکانيک بهتر است؟ آنها چقدر در کار طراحي ميکنند چقدر به دروس و مفاهيم که خوانده اند متکي هستند؟ مگر وضع مديريت بهتر است؟
۳) وقتي مديران بر مبناي کار علمي تحقيقي تصميم نميگيرند
تحقيق در عمليات چه فايده دارد؟ مشتري مهندسي صنايع مديريت است . اين کارها بازار ندارد
مشکل در مديريت ها است که سواد و تخصص ندارند.
۴) يک مشکل ديگر عدم به روز بودن محتوي دروس مهندسي صنايع است و ارائه خشک و بدون خلاقيت آنها توسط استادان قديمي و دور از صنعت است نميتوانند يک مثال واقعي که خود کار کرده باشند در حين ارائه دروس خود عرضه کنند. آنها با نيازها و مباحث روز شرکت ها مرتبط نيستند.
حامد: عزیزتر
1) کسی این جا بحثی راجع به حل مساله با یا بدون رایانه نکرد. دانش پایه تحقیق در عملیات لازمه مدل سازی درست است.
2) "شما معتقد هستيد هر کس فرمول حل کند مهندس تر است؟" من کجا این حرف را زدم؟
حکيم - January 22, 2007 02:10 PM
نیما :
یک نکته را در نظر نگرفتی. در چند سال گذشته یک اتفاق خوب هم افتاده و آن عمق یافتن و آگاهانه تر شدن نگاه بازار کار به حوزه های کاری مهندسی صنایع است.قبلا بچه ها هر جا می رفتند یا ایزو می خواستند یا یک گانت چارت دم دستی یا یک کار تحلیل سیستم آبکی. اما الان کار عمیقتر شده یعنی خواسته صاحب کار از مهندس صنایعی که استخدام کرده دقیقتر و توسعه یافته تر است. مثلا در زمینه کنترل پروژه الان دیگر با یک گانت چارت و چهار تا WBS خوش رنگ ولعاب نمی توانی همه را ذوق زده کنی و دهن مدیرت را ببندی و قطعا نیاز به دانش بیشتری وجود دارد یعنی الان مدتی است که مهندس صنایع خوب و بد معنا دار شده. در آن زمان که تو می گوئی اصلا مهم نبود تو چقدر سواد داری با حداقلها بازار کار روی دست می بردت. اما اصل حرفت که دانشگاه در این زمینه عقیم است و ابزار قابل اتکائی که بتواند در حل مسائل واقعی و پیچیده مفید باشد در اختیار دانشجو نمی گذارد درست است.
حامد: نیما تذکر خوب و درستی بود. ممنون.
نیما - January 22, 2007 03:43 PM
metol :
قربون دهنت،
اين قدر اين هم رشتههاي ما كارهاي آبكي و بند تنبوني مديريتي كردند و حرف مفت تحويل دادند كه آدم روش نميشه بگه مهندس صنايعه. يه زماني دانشجوهاي جوگير و كف مديريت دانشكده، به ماها كه كار "تحقيق در عمليات" ميكرديم و به اصالت علوم پايه معتقد بوديم، ميگفتند "فسيل". ولي الان خدا رو شكر بازار كار تحقيق در عمليات خيلي بهتر شده. البته خنوز درك عمومي (چه كارفرما چه فارغالتحصيل صنايع) از اين رشته پايينه. بخش عمدهاي از اينها هنوز فكر ميكنند تحقيق در عمليات يعني كشيدن جدول سيمپلكس!!
metol - January 22, 2007 04:28 PM
ليشام :
به عنوان مهندسي صنايع خواندهاي كه نهايتاً علاقهاش و كارش مديريت شده، كليات فرمايش شما را تأييد ميكنم.
جمع بندي مشابهي داشتم در مورد اين كه مهندسين صنايع عملاً به تعبيري بيماريهاي صنايع ما را بيمارتر كردند. البته تقصيري هم ندارند ولي خوب نهايتاً اين اتفاق افتاد.
پيشنهاد شما در بند سه مبني بر تخصصي كردن مهندسي صنايع در چند رشته، خيلي عاليست به خصوص آن كه ديگر اسم مهندسي صنايع را روي آن نگذاريم...
كمي در هم هستم. دوست داشتم براي بسط دادن اين بحث مشاركت كنم. ان شاء الله در فرصتي ديگر.
انجام اين كار هم براي ساير رشتهها نيز به نظرم لازم است.
بحث ديگري كه پيشنهاد ميكنم از زاويهي ديد خودتان طرح كنيد، مربوط است به تب تحصيلات عالي. چه شده كه تقريباً ليسانس معادل دپيلم شده و فوق ليسانس جاي ليسانس را گرفته (يا چيزي شبيه به اين)
ليشام - January 22, 2007 04:36 PM
سولوژن :
دربارهی بند ۳ات میگویم: درسهای پیشنهادیات برای هر کدام از آن گرایشها غیرعملیاند! خیلیهایشان درس لیسانس نیستند یا اگر باشند، خیلی عمیق نمیتوانند مطرح شوند. شخص باید هم فرآیند تصادفی یاد بگیرد هم سیستمهای دینامیکی و کنترل، هم رگرسیون (لابد ناپارامتری دیگر!) بلد باشد و و هم طراحیی الگوریتم؟!
یک استادی (در دوران لیسانس) داشتم که میگفت هدف کلِ این تحصیلات این نیست که شما یاد بگیرید فلان کار را بکنید. مهم این است که یاد بگیرید که اگر لازم شد بتوانید یاد بگیرید چیزی را که لازم دارید. این شیوهای که ارایه دادهای هیچ تضمینای در این زمینه نمیدهد. تنها (به فرض قابل انجام بودن) تضمین میکند شخص به اندازهی کافی اسمِ چیزهای مختلف را دیده است.
راستی برنامهی مهندسیی صنایع ایران در مقایسه با کشورهای دیگر چطور است؟ برنامهی آنها شبیه برنامهی پیشنهادیات است؟
حامد: سلام. سه نکته
1) به نظرم هدف از تحصیلات لیسانس فقط آن چیزی که استاد شما فرموده نیست. ریاضیات را اگر در دانشگاه یاد نگیری هیچ وقت دیگری یاد نخواهی گرفت. دانشگاه جای پرورش قدرت تحلیل و نیز فرصتی برای آموختن ابزارهای ریاضی پایه هم هست.
2) این درس ها همه درس های لیسانس هستند. به عنوان کسی که کمی در حوزه مدل سازی کار کرده ام می دانم که یک کارشناس مدل سازی و بهینه سازی به همه آن ها (و خیلی چیزهای دیگر که اسم نبردیم) نیاز دارد تا بتواند مدل های دقیق و تخصصی بسازد.
3) آمریکا را دقیق نمی دانم. توی اتریش (و فکر کنم کلا توی اروپا) مهندسی صنایع به آن معنی ندارند. رشته های آمار و تحقیق در عملیات و مهندسی ریاضی (همان ریاضی کاربردی) و نیز رشته ای به اسم "مدیریت و رایانه" و نهایتا گرایش مدیریت عملیات در دانشکده های بیزنس هر کدام بخشی از کارهای مهندسی صنایع را انجام می دهد.
سولوژن - January 22, 2007 04:46 PM
darya :
بخث تخصصی کردن گرایشهای مهندسی صنایع را که کاملا قبول دارند، ولی حقیقت بازار کار اینجا اینه که کسی از آدم کار عمیق یا حل مساله درست و حسابی نمیخواهد. هیچ جایی، شرکتی، مدیری دنبال فرموله کردن و حل مساله به روشهای تحقیق در عملیات نیست. در عوض برای این مسائل دهن پر کن مدیریتی سر و دست میشکنند. کلی پول برای آموزش این مباحث خرج میکنند ولی برای حل مساله خیر. الان یک مهندس صنایع که قابلیت حل مسائل را هم داشته باشد، چنین کاری پیدا نمیکند. تک و توک چنین کارهایی را برخی از اساتید انجام میدهند، اما تا جایی که من میدانم از نتیجه اش هیچ استفاده ای نمیشود.
چقدر افکار درهم و برهم نوشتم. باز هم بود، حالا فعلا همینا باشه.
darya - January 22, 2007 04:47 PM
علیرضا :
سلام حامد جان
مثل اینکه دو کامنت بدون جنجال مینویسی حالت دگرگون میشه خوشت میاد یه چیز بهت بگن ولی به هر ترتیب.
در مورد مطالب 1 و 2 چون سنم قد نمیده قبول ولی 3: 1 الان رشته تحقیق در عملیات خودش یه رشته کامل از گرایشهای رشته ریاضی شده.2 اینکه وقتی یه رشته قرار باشه مسولیت حدود 5 یا 6 رشته رو با هم به دوش بکشه خوب معلومه بهتر از این نمیشه مثالش تحلیل سیستم خودش یه رشته مهندسی ولی ما در 3 واحد (فقط)پاسش میکنیم ( این یعنی تا اینجا قبول ) ولی رشته ای در مهندسیها (در ایران) میشناسی که بدون مطالعات جنبی ما را به سر منزل مقصود برساند مثال کامپیوتر دروسشان برای عهد بوق (شایدم قدیمی ترش)یا برق .اگر گریز را هم پیوستن به علوم پایه میپنداری باز اشتباه کردی چون بحث کردن در فضای انتزاعی ناگفته تکلیف را مشخص میکند .بعد هم توجه کردی بچه های صنایع برای ادامه تحصیل افق وسیعتری را جلوی خود میبینند و شاید بتوان گفت اکثر بچه های که بین علوم انسانی و مهندسی رابطه ایجاد کرده اند صنایعی ها هستند(این همان مشکل کشور ماست نظریه پردازی در علوم انسانی و لینکش به صنعت) در مورد 4 هم این متاسفانه خصیصه ی ایرانی هاست 1 تنبلی 2 بر راس قدرت نشستن تا به اهداف خویش رسیدن.ببخشید طولانی شد
در ضمن میل زدم درباره تبیعض جنسی منتظر جوابت هستم.
حامد: سلام
اولا این جمله یعنی چه؟ "مثل اینکه دو کامنت بدون جنجال مینویسی حالت دگرگون میشه خوشت میاد یه چیز بهت بگن ولی به هر ترتیب". شما ظاهرا توی این وبلاگ تازه کاری!
ثانیا خیلی مثل این که متوجه قضیه نشدی. هیچ رشته ای قرار نیست بار رشته دیگری را بر دوش بکشه. تحقیق درعملیات جدیدا رشته نشده است بل که 30 سال است که در دانشگاه های ما وجود دارد ولی رشته ای است که به علت موقعیتش در دانشکده های ریاضی آن گرایش کاربردی لازم را ندارد.
این جمله را نمی فهمم : اگر گریز را هم پیوستن به علوم پایه میپنداری باز اشتباه کردی چون بحث کردن در فضای انتزاعی ناگفته تکلیف را مشخص میکند
پل زدن بین علوم انسانی و مهندسی هم هنر نیست. مهم عمیق بودن در یک حوزه است. ضمن این که تصور صنایع به عنوان پل بین مهندسی و علوم انسانی تصوری به شدت ایرانی و نا دقیق است.
علیرضا - January 22, 2007 05:54 PM
anonymous :
به عنوان يه اقتصاد خوانده از ليسانس تا آخر!!!تازه الان ميفهمم چرا اينقدر بچه هاي صنايع، به اقتصاد و مديريت علاقه مند ميشوند؟
حامد: امیدوارم سوء تفاهم نشود. من به هیچ کس توصیه نمی کنم لیسانس اقتصاد (خصوصا در ایران بخواند). قطعا اگر کسی چنین قصدی داشته باشد در مقطع لیسانس ریاضی کاربردی یا حتی همان مهندسی صنایع را توصیه می کنم.
anonymous - January 22, 2007 06:24 PM
enayat :
سلام ، خوشحال مي شم به وبلاگ من سري بزنيد.گرچه از علامه ايها دل خوشي نداريد.-نشون به نشون رستوران سراب مشهد و بحث ربا با ياسر.
enayat - January 22, 2007 06:26 PM
مصطفی بشکار :
سلام حامد جان
من هم اعتقاد دارم که رشته مهندسی صنایع -آن طور که در ایران وجود دارد- خیلی آبکی است و اگه از تحقیق در عملیات و آمار بگذریم در درسهای دیگر چیز مهمی ارایه نمیشود.
اما این مشکل مربوط به نحوه ی آموزش مهندسی صنایع در ایران است و مثلا در آمریکا این رشته خیلی هم جدی است.
نکته ی دیگر هم نوع تقاضای بازار است که مهارتهای عمیق مهندسی صنایع رو طلب نمیکنه. خیلی از مدیران کارخانه ها تا همین چند سال پیش به مدیریت علمی تولید اعتقادی نداشتند (و شاید هم نیازی نداشتند) و لذا انگیزه ی بالایی برای کسب دانش آکادمیک در مدیریت تولید وجود نداشت.
مصطفی بشکار - January 22, 2007 06:33 PM
واحه :
آقاي قدوسي با توجه به توجه شما به مسائل ايران و به نوعي ارتباط تخصصتان،به مسئله خطر جنگ كه در حال حاضر در يك قدمي ايران است بپردازيد.ما به برانگيختن توجه و حساسيت ايرانيان مقيم خارج از كشور نسبت به تبعات مرگبار و فجيع جنگ احتمالي نياز داريم .باور كنيد شرايط ايران واقعا بحراني است.
اگجر جنگي به وقوع بپيوندد درگيري هاي داخلي و غارت كمترين هزينه ها خواهد بود.
ايران و ايراني در خطر است.
واحه - January 22, 2007 06:37 PM
علیرضا :
سلام عزیز:
در مورد ایراداتت
جمله اول یه شوخی بی مزه بود.یعنی سر دوتا پست قبلی مخالفتها کم بود .اکشن نداشت .گفتی یه چیز بنویسم بحث کنیم حال کنیم ( تقصیر قسمت کامنت نویسی از این آدمکهای خندون نداره )
در مورد به دوش کشیدن صنایع: یعنی حق با شماست .در صنایع همه چیز در سطح میمونه کنترل کیفیت باید یه رشته باشه ولی نیست و بقیه درسهایی که در صنایع هستند که باید یه رشته باشند و نیستند.
در مورد گریز به علوم پایه :رجوع کن به توضیح خودت در مورد تحقیق در عملیات منظورم همون بود.
در مورد نادقیق بودن تعبیر پل ارتباطی صنایع بین علوم مهندسی و انسانی
توضیح بده.در ضمن جواب میل آخرتو فرستادم.
علیرضا - January 22, 2007 08:32 PM
محمدرضا فرهادی پور :
سلام
مقالات و کتب را به کدام آدرس فرستادی
محمدرضا فرهادی پور - January 22, 2007 09:07 PM
محمدرضا فرهادی پور :
سلام
من چیزی دریافت نکرده ام. اگر ممکن است آنها را به آدرس
mohammadreza_farhady@yahoo.com بفرستید.
محمدرضا فرهادی پور - January 22, 2007 09:12 PM
مهدی :
با بخشی هائی از صحبت شما به ویژه در مورد تدریس سطحی برخی از دروس موافقم.
به نظرمن یکی از علل بدنام شدن این رشته مدگرائی و سطحی نگری بیش از حد فارغ التحصیلان به مباحثی از قبیل ایزو و ... بوده است و متاسفانه بسیاری از شرکتهای مشاوره مدیریت در مورد کارائی برخی از ابزارها اغراقهای بیش از حدی نموده اند.
مشکلی که بسیاری از مهندسان صنایع دارند اینست که نمی توانند از ابزارهائی که در اختیار دارند به جا استفاده نمایند. به عنوان مثال در جائی که مشکل استراتژی در سطح کلان سازمان وجود دارد سعی در بهینه سازی فرآیندهای فرعی دارند.
به نظر من مهندسان صنایع لازم است دانش کافی در حوزه های استراتژی، مارکتینک و مالی داشته باشند. علوه بر این یکی از نقاط ضعف مهندسان صنایع به ویژه در محیطهای تولیدی و عملیاتی ضعف دانش آنها در مورد مسائل فنی و مهندسی است. به طوری که عملا تعامل آنها با سایر رشته های فنی را با مشکل مواجه می نماید. لذا ضرورت دارد مهندسان صنایع دانش کافی در مورد روشهای تولیدی نیز به دست آورند.
این حوزه ها(مالی، مارکتینگ، تولید و استراتژی) شناخت افراد را از مسائل کلیدی سازمان افزایش می دهد. به عبارت دیگر مهندسان صنایع باید قبل از فرموله کردن هر مسئله ای قدرت تشخیص اهم و مهم را داشته باشند.
حوزه ای که مهندسان صنایع در آن کار می کنند بین رشته ای است و عملا تجزیه و تحلیل در این حوزه ها نیازمند ذهنی توانمند و دانشی عمیق از حوزه های مختلف است. وقتی مهندسان صنایع یک و تنها یک ابزار را راهگشای همه مسائل سازمان معرفی نمایند و توجه کافی به حوزه های مرتبط نداشته باشند عملا پروژه های بهبود آنها با شکست مواجه می شود.
بله! در صورتی که مهندسان صنایع در حوزه مدیریت پروژه حل همه مشکلات را با یک گانت چارت ساده خلاصه نمایند و صرفا به کنترل زمانی تمرکز نمایند و عملا توانائی مدیریت نقدینگی و منابع انسانی و تخصیص منابع دیگر را نداشته باشند قطعا مورد تمسخر سایر رشته های فنی قرار می گیرند.
بله! در صورتی که در سازمانی که خانه اش از پایبست ویران است، مهندسان صنایع با لفط ایزو حل همه مشکلات را در مستند کردن روشهای غلط جاری جستجو نمایند (و توانائی اصلاح فرآیندها و استقرار فرآیندهای ضروری بر مبنای استراتژی های موثر را نداشته باشند) قطعا تلاش مهندسان صنایع معنایی جز افزایش کاغذ بازی های بی مورد در سازمان نخواهد داشت.
قطعا زمانی که مهندسان صنایع در صنعتی که در آن مشغول کارند فرآیندهای عملیاتی را درک ننمایند و شناخت کافی از صنعت خود نداشته باشند عملا جز ارائه یک سری مفاهیم انتزاعی و غیر واقعی و بازی با لغاتی از قبیل ساختار ، استراتژی و فرآیند ثمره دیگری برای سازمان نخواهند داشت.
در نهایت: تصور من اینست که بهترین زمینه تحصیلی برای حوزه های حرفه ای برنامه ریزی و مدیریت اجرائی در سازمانها ترکیب دو رشته مهندسی صنایع و MBA است به شرطی که هم فرد قدرت ذهنی بالائی داشته باشد و هم دانش و شناختش از حوزهای مرتبط عمیق باشد.
مهدی - January 22, 2007 09:22 PM
امين ترابي :
اخه صنايع هم شد فيزيك
تحقيق در عمليات هم شد كوانتوم فيلد تئوري!
امين ترابي - January 22, 2007 09:46 PM
hamid :
با حرفات موافقم، مخصوصا در پیشنهاد تخصص گرایی صنایع. در رشته ای که من خوندم اینو دیدم که بچه هایی که میرن گرایش تحقیق در عملیات بعد از گذراندن دروس پایه احساس میکنن واقعا به صورت علمی کار میکنن و در تحقیق در عملیات هم به خوبی پیش میبرن و تا جایی که من خبر دارم حسابی دارن تو جورنالهای ISIمقاله میدن.
ولی اینکه آمار برای مهندسی صنایع قلب حساب میشه رو باهاش زیاد موافق نیستم، و از اینکه مدیریتی ها آمار رو خوب یاد نمیگیرن بسیار شاکی هستم. در حقیقت مدیریتی جماعت اگر آمار یاد نگیرن --البته منظورم فقط پاس کردن آمار نیست-- بلکه تحلیل آماری است که حتی اساتیدی که برای مدیریتی ها آمار درس میدن خودشون هم بلد نیستند. هیچ موقع نمیتونن تو هیچ کاری موفق عمل کنن.
hamid - January 22, 2007 10:39 PM
ehsan ehsani :
Sorry for typing in english. The reason is that I don't have persian keyboard. I generally agree with you BUT:
1) In Europe we have Industrial Engineering and I myself know many schools which have that. For more info, go to www.estiem.org
2) About specializing industrial engineering, as an example: MIT does that to some extent with programs such as Leaders For Manufacturing (LFM) for operations managers, SDM for product developers and MLOG for logistics professionals, etc.
ehsan ehsani - January 23, 2007 02:53 AM
بی نام :
آقای حامد سلام
در مورد این نوشته شما و بخصوص کامنت سولوژن
واقعیتش رو بخواهید من لیسانس برق - کنترل خوندم و الان هم برای تخصیلات نکمیلی دارم فیزیک سیستم های پیچیده می خونم. در دوره لیسانس و تحصبلات تکمیلی بیشتر درس را که شما ایجا نام بردید را من پاس کردم مثل جبر خطی، فرآیند های تصادفی، اصول مدل سازی، طراحی و آنالیز الگوریتم ها، سیستم های دینامیکی و کنترل و الان و خیلی درس های دیگر. در یک دوره چند ماهه هم روی مساله مدل سازی ترافیک هم کار کرده ام. الان هم روی یک مساله مدل سازی دیگر کار می کنم و با مدل سازی - هر چند از دیدگله یک فیزیک پیشه - همیشه در گیر بودم.
تجربه شحصی من به من می گوید جمع کردن همه مهارت هایی که شما در اینجا نام یردید در یک دانشجوی لیسانس غیر ممکن و در یک دانشج فوق لیسانس هم به این آسانی ها نیست.
درک عمیق از درس هایی که شما نام برده اید به معلومانی بیش از دوره لیسانس نیاز دارد.
در واقع به نظر من یه دانشجو به هیچ وجه قادر نیست این مهارت ها را در کنار هم به کار ببره مگر اینکه تجربه research به صورت انسجام یافته رو داشته باشه. تجربه ای که فقط در دوره تحصیلان نکمیلی به دست میاد اونم به شرظی که پروژه طرف دقیقا استفاده از همه این مهارت ها را بطله.
شاید بد نباشد من هم حرف سولوژن رو یک بار دیگر برای شما نکرار کنم . دوره لیسانس در همه دنیا برای اینه که شما به سطحی از معلومات برسید که بتوانید خودتان هر چیزی را یاد بگیرید. هیچ کس نمی تواند این انبوه داده ها را که شما پیشنهاد دادید در دوره لیسانس به یک دانشجو به صورت انسجام یافته تزریق کند. به علاوه شما باید حروجی های شما در این دوره از حداقل استاندارد هایی برای ورود به بازار کار هم برخوردار باشند.
شاید یک مثال کمک کند قضیه روشن تر شود.
خیلی وقتا در رشته ما پیش می آید کسی مجبور شود یک برنامه سنگین برای شبیه سازی مساله اش بنویسد. این کار در اوایل برای همه که معمولا بک گراند فیزیک دارند ظاهرا مشکله. اما چون ملت جوری در دوره لیسانس بار اومده اند که هیچ چیری برایشان ترسناک نیست خودشان می نشینند و طراحی نرم افزار یاد می گیرند و یک برنامه بزرگ شی گرا را روی پلت قرم های پیچیده به تنهایی کلید می زنند و به انتها می رسونند. اونها طراحی الگوریتم ها و اوصول مهندسی نرم افزار پاس نکردن اما از درس های دوره لیسانس یک دهن کاملا نحلیلی به دست آوردن.پ که بهشون کمک می کنه وارد چنین مسایلی بشند.
در واقع این ذهن تحلیلی به نظر من باید خروجی دوره لیسانس باشه.
اگر من نوشته های شما رو درست قهمیده باشم شما چکالی کم آموزش رو علت اضلی حروجی های ضعیف مهندسی صنابع میدنید. من هم با شما موافقم. اما به نظر من مکانیزمی که این چگالی کم روی خروجی ها اثر مبزاره با چیزی که شما پیشتهاد می کنید کمی متفاوته. کمبود اطلاعات نیست که باعت میشه دانشجر ها ضعیف باشند. کمبود درس های پایه این و این ذهن نحلیلی یه که اونها رو ضعیف می کنه. راه حل این مشکل انیاشتن دوره لیسانس با انبوهی از درس های پراکنده و پیشرفته بدون پرداختن به پایه های اونها نیست . دقیق تر و بیشتر بها دادن به درسهای پایه هست. شما واقعا فکر می کنمی مهندس های برق و فیزیکی ها چی در دوره لیسانس می خونند؟ هیچی! فقط با ریاضیا پایه بیتشر دم حورند و تو این چند سال ذهنشون قالب اون ریاضیات رو می گیره. به علاوه جهان بینی کلی رشتشون رو هم بیه جرایی ناخود اگاه بدست می ارند. و الا با اون مدی سازی که ما تو لیسانس خوندیم گلابی ترین پدیده رو هم نمی شه مدل کرد.
اگه تو مهندسی صنایع کسی چیزی حالیش نمیشه دلیلش اینه تو درساتون که به نظر من جاش هست (با OR کمی آشنام) به اندازه کمی ریاضی دیدتون نمی کنن.
این ذهن تحلیلیه که به کار آدم جه تو نتحصیلات تکمیلی و جه محل کار میاد. نه دانش شما از فرایند های تصادفی پیشرفته (فرایند های تصادفی دیگه واقعا راه نداره درس لیسانس باشه) خود من تو ایزان نشد یه شرکت مهندسی نرم و کلی مجبور نشم چیز پیش خودم یاد بگیرم. (من آدم تنبل و شوتی نبودم)
به نظر من چیزی که شما ازش دفاع میکنی دینامیزمی مثل مهندسی صنایع پیدا خواهد کرد اگه عملی بشهو یک مد سطحی خروجیش میشه که بازم هیچ سوالی رو نمی تونه جواب بده.
حامد: سلام و ممنون که این قدر جزیی جواب دادید. فکر کنم چند تا توضیح به روشن شدن بحث کمک کنه:
1) من هم دقیقا منظورم ذهن تحلیلی است و فکر کنم بارها این کلمه را به عنوان هدف دوره تحصیلات دانشگاهی کار بردم. لذا این جا کاملا هم عقیده هستیم.
2) در باب این که چه زنجیره ای از دروس می تونه به این ذهن تحلیلی کمک کنه من اصراری ندارم که دقیقا این درس ها باشه. اینا درس هایی است که من خودم از دوره لیسانس یک جوری احساس کم بودش را داشتم. جبر خطی و فرآیند تصادفی را خودم توی لیسانس اضافی گرفتم و پاس کردم. کنترل هم گرفتم ولی چون مدار نگرفته بودم یک جایی کم آوردم و حذف کردم. راجع به این که این درس ها چی می تونه باشه قطعا جای بحث هست. ولی دقت بفرمایید که بچه های رشته ریاضی تقریبا همه این درس ها را توی لیسانس می خونند (به علاوه درس های دیگری در حوزه های انتزاعی تر مثل توپولوژی و آنالیز و الخ) و این پایه خوبی برای کار در حوزه های کمی می شه.
3) من هم قبل از صنایع برق می خوندم و لذا با درس های برق آشنایی دارم. حرفتان در باب دم خور بودن با ریاضیات در برق کاملا صحیح است ولی برقی ها چیزهایی مثل سیگنال سیستم و مخابرات و کنترل یک و الخ پاس می کنند که بهشان پایه های نظری لازم را برای درس های بعدی بده. صنایع هم اگر بخواد تخصص بشه باید این پایه ها محکم تر ساخته بشه.
4) نگرانی شما و سولوژن را در باب یک جا جمع نشدن می فهمم. اتفاقا به همین دلیل بود که به نظرم می رسد باید سال آخر اختصاص داده بشه به کاربردهای تحقیق در عملیات در حوزه های مختلف تا این درس ها شکل عینی پیدا کنه. فرض کنید همین موضوع حمل و نقل. دانش جو اگر درسی به اسم کاربرد تحقیق در عملیات در حمل و نقل برداره باید یاد بگیره که پارامتر تخمین بزنه، الگوریتم مناسب برای شبیه سازی بنویسه، مرز سیستمش را مشخص کنه و دینامیک های توی سیستم را بیرون بکشه و رفتار دینامیکی شون را ببینه، انواع الگوریتم های بهینه سازی را اعمال کنه و الخ. این جا است که به یک سبد از این درس ها نیاز داره.
بی نام - January 23, 2007 04:19 AM
سعید پوردلیر :
یکی از دلایلی که بازار مهندسی صنایع به شدت به رکود برخورد تغییر رویکرد دولت بود. تابستان گذشته هیچ مهندس صنایعی را نمی شناختم که بیکار باشد. حتی برخی دوستان بسیار خبره و نخبه به صورت روزانه (واقعا هر روز) پیشنهاد شغلی در یافت می کردند.
با تغییر سیاست دولت رکود کم کم آغاز شد.
به وضوح می توان نتیجه گرفت که بازار مهندسی صنایع به شدت تحت تاثیر رقابت های صنعتی و میزان خوشبینی مدیران به موفقیت در رقابت است.
دلایل دیگری هم دارد که فکر می کنم فاصله گرفتن مهندسان صنایع از کارهای خیلی تخصصی باشد.
***
من یک بار سرفصل دروس مهندسی صنایع و سیستمها را در دانشگاه معتبر IIT هندوستان با سرفصل های خودمان مقایسه کردم.
ما بیست واحد درس بیخودی می خوانیم و حدود 10 یا 12 واحد درس ضروری و حیاتی نمی خوانیم.
این هم میتواند مزید بر علت باشد.
با سپاس / سعید
سعید پوردلیر - January 23, 2007 07:10 AM
پريسا :
سلام، به عنوان يه رياضي كاربردي خوانده و مهندسي صنايع خوانده ، 1- به نظرم چيزي كه تدريس مي شود
"مديريت مهندسي" بناميم بهتر است؛چرا كه يه سطحي از مهندسي را مطرح مي كند و به آن از ديد مديريت مي نگرد
-2
چيزي كه صنايع امروزه بدان احتياج دارد غير از دانش پايه و ابزارهاي موجود، همانطور كه گفتيد نوآوري و خلاقيت است. مهندسي نو آوري و خلاقيت و تريز بايد به مواردي كه فرموديد اضافه شودچراكه پيشرفت و رشد يك بنگاه صنعتي صرفا با رعايت چارچوبهاي اصول علمي ميسر نخواهد بود
-3
ممنون ميشوم در اين موارد اگر منبع خوب نيز مي شناسيد معرفي نماييد
پريسا - January 23, 2007 07:27 AM
دوپا :
به قول رفقا، مهندسي صنايع از دزدي كه بهتره!
و دوسوال:
1- "برنامه ریزی استراتژیک، سازماندهی و سیستم های اطلاعات " سهل متنع هستند؟!! (اگر منظور دو در كردن اينهاست، كه همه چيز رو ميشه به روش دو دره بازي انجام داد حتي اقتصاد رو)
2- فكرمي كني دليل وجوداين همه رشته هاي phd در زمينه هاي مختلف مديريت و مهندسي صنايع در دانشگاههاي معتبر دنيا چيه؟ بهترنيست همه رو جمع كنند فقط رياضيات و اقتصاد بجاش بذارن؟
حامد: سلام مهدی جان. نه بحث من بیش از دو در کردن فاصله تخصص های مورد نیاز برای این مباحث با حوزه های تخصصی مهندسی صنایع است. من هیچ وقت نگفتم مهندسی صنایع بد است و اتفاقا دارم تاکید می کنم که باید تخصصی شود. آن دوره های دکترا در دانشگاه های خوب هم دقیقا همین کار را می کنند و به صورت تخصصی درس های با چگالی بالا درس می دهند. می توانیم مثلا موضوع را از علی یا ایمان که خارج تحصیلات تکمیلی صنایع خواندند بپرسیم. یادم هست علی می گفت در یکی از درس هایشان کل سه واحد درس ایران در هفته اول خواندند و تمام شد.
دوپا - January 23, 2007 09:26 AM
anonymous :
شرمنده حامد خان كه ما از "ليسانس" رفتيم "اقتصاد" خوانديم آن هم در "ايران" كه خوب لابد "چگالي اش" به چگالي بچه هايي كه از ليسانس صنايع خوانده اند نمي رسد ديگر!! (بگذريم بحثي در اين مورد ندارم) فقط ميخواستم بگويم من وقتي كلمه مهندسي را ميشنوم بيشتر يه هويت فني در ذهنم مجسم ميشود و خوب گاهي براي ام سوال ميشد كه اين بچه هاي صنايع سر كلاس هاي تحصيلات تكميلي اقتصاد چي كار ميكنند و چرا اين درس ها بايد براشون جذاب باشه؟ و گاهي فكر ميكردم كه حتي كلي زحمت كشيدند و رفتند كتاب هاي خارج از تخصص اشون رو خواندند و خوب فهميدم كه چون بعضي دروس ظاهرا مشترك هست همين! به هر حال شرمنده كه اينجانب رفتم از ليسانس "اقتصاد" خواندم ديگه! ما اون موقع ها عقلمون نميرسيد به "چگالي" و اين چيزها!!!!(اين فقط در حد يه شوخيه ها نه چيز بيشتري) (ولي هستند كساني هم كه از ليسانس اقتصاد خواندند و وضع خوبي دارند ولي درك ميكنم كه چرا چنين توصيه اي ميكنيد؟) (اما اينجانب در دبيرستان علوم رياضي و فيزيك خواندم و بعد اقتصاد خواندم، اگر منظورتان تقويت پايه رياضي براي اقتصاد است بله بعضي از دوستان علوم انساني دبيرستان كه در دانشگاه اقتصاد مي خوانند متاسفانه پايه رياضي خوبي ندارند)
شرمنده كه اين پرانتز اخر به موضوع مربوط نبود
من فقط ميخواستم بگويم نميدانستم مهندسي صنايع اين همه درس مشترك با اقتصاد دارد و گاهي براي ام سوال بود كه چرا بچه هاي صنايع به "اقتصاد علاقه مند ميشوند؟" چون نميدانستم دروس مشترك داريم
حامد: دشمنت شرمنده ! رشته اقتصاد پایه ریاضی به مراتب بیش از آن چیزی که در دبیرستان تدریس می شود نیاز دارد و لیسانس اقتصاد در ایران این پایه ریاضی ( و البته ضمنا برخی مهارت های دیگر) را فراهم نمی کند. بنابراین دیپلم ریاضی فیزیک کمک چندانی به مضوع نمی کند. به هر حال این توصیه همیشگی من است که اگر می خواهید اقتصاددان شوید اول ریاضی یا چیزی مثل آن بخوانید و بعد در تحصیلات تکمیلی وارد اقتصاد شوید.
صنایع آن قدر که شما فکر می کنید با اقتصاد اشتراک ندارد.
anonymous - January 23, 2007 10:06 AM
anonymous :
بعد هم شرمنده كه با اينكه چيزي از مهندسي صنايع سر در نمي اورم ولي شما يه كم زيادي "رويا پرداز" هستيد. اين توقعي كه از مهندسي صنايع تو اين پستتون داشتيد فكر كنم بيشتر به يه دكتراي مهندسي صنايع كه سابقه كار طولاني هم داشته باشه بخورد نه يه كسي كه فقط چندتا واحد در حد آشنايي با چم و خم كار پاس ميكند!!!
حامد: نه عزیز جان دکترای صنایع کارهای خیلی نظری تر می کنند. اول با صنایع آشنا شوید و بعد نظر بدهید.
anonymous - January 23, 2007 10:33 AM
:
سلام آقا حامد
یک سوال کمی بی ربط
به نظرتون با فوق ریاضی ، خوندن فوق اقتصاد در ایران تصمیم درستی هست؟
Anonymous - January 23, 2007 11:45 AM
بی نام :
دقیقا نگرانی من و سولوژن این به خاطر اینه که تجربه کار جدی انجام دادن در زمینه هایی را که می گویی داریم (سولوؤن هم فکر می کنم دانشحو دکترای کنترل یا علوم کامپیوتر باشه)
این حوزه ها خیلی جدی تر و عمیق تر از اونی هستن که بشه تو دوره لیسانس رفت سراغش.
باز هم مثال مشخص می زنم.
همین ترافیک
مدل سازی ترافیک هنوزم که هنوزه یکی از چالش بزرگ برای فیزیک دان ها به عنوان یه پدیده پیچیدست. بعد از پنجاه سال کار روی مساله مساله ساده حرکت مستقیم الخط راننده 6 ساله که حل شده و تقزیبا به طرز قابل قبولی مدل شده.
حالا یه دانشحو که بلده بر مبنای چند درس لیسانس بلده پارامتر تخمین بزنه، الگوریتم مناسب برای شبیه سازی بنویسه، مرز سیستمش را مشخص کنه و دینامیک های توی سیستم را بیرون بکشه و رفتار دینامیکی شون را ببینه، انواع الگوریتم های بهینه سازی را اعمال کنه و مانند اون اینجا به چه درد می خوره؟
هیچی! مایه تفریح و خندست. طرف برا اینکه جدی گرفته بشه باید حداقل چند ماه با چند مساله در این حد در دوره تحصیلات نکمیلی کشتی گرفته باشه تا کسی بتونه جدیش بگیره.
میگن تو هر کاری رو 90 درصد اون کار رو هر کسی تو دنیا بلده. اون ده درصد باقی موندست که هر کسی بلد نیست و به این آسونی هم نمیشه یاد گرفت و اینکه کسی چقدر از اون 10 درصد رو بلده مشخص می کنه جقدر ب هاون کار وارده. این ده درصد به هیچ وجه تو با درس پاس کردن تو لیسانس به دست نمیاد. اینکه کلر مدل سازی را بدهیم دست یم سری مهندس تحقیق در عملیات به قول شمبا لیسانس یک چیزی شبیه دادن مسایل پیپیده یم سازمان دست یک مهندسی صنایع است که آخرش فقظ ازش جک در می آید.
حامد: به نظرم کمی رادیکال به موضوع نگاه می کنید. سیستم های فضایی را هم محققین طراحی می کنند ولی یک مهندس برق و مکانیک با مدرک لیسانس هم بلد است کنترل کننده یا چرخ دنده یا چیزهایی مثل آن را طراحی کند و اساسا برای همین هدف تربیت می شود. من نمی دانم شما روی چه موضوعی در حمل و نقل کار کردید ولی حمل و نقل مسایل خیلی استانداردتری دارد مثل بحث جایابی مکان های توزیع یا بررسی پاسخ شبکه به افزایش ناگهانی تقاضا یا یافتن مسیر کم ترین هزینه و الخ که موضوعات مبتلابه بسیاری از شرکت ها و سازمان ها است و مدل های نیمه استاندارد هم برای آن وجود دارد. دقیقا عین مهندس برق یا رایانه یا مکانیک که بلد است سیستم پی ال سی یا نرم افزار انبارداری یا پروسه گرمایش شرکت را طراحی و پیاده سازی کند و کارش هم درست و بی نقص است یک کارشناس تحقیق در عملیات هم باید بتواند مسایل در این حد را به صورت خیلی حرفه ای حل کند. اگر حرف شما را ملاک بگیریم نقدتان به همه رشته های مهندسی تسری پیدا می کند چون برق هم سبدی از مغناطیس و مدار و قدرت و کنترل و ریزپردازنده و الکترونیک صنعتی و نیمه هادی و الخ می خواند که هر کدامشان در دکترا یک رشته تخصصی است ولی بلاخره یک مهندس برق خوب آخر سر بلد است (یا قرار است بلد باشد) این ها را ترکیب کند و یک کار عملی در سطح غیرتحقیقاتی بیرون بدهد.
بی نام - January 23, 2007 01:30 PM
بی نام :
و شرمنده بابت این همه اشتباه تایپی در این نظر و نظر قبل.
راستش هر دو اینها را در حال عجله نوشتم (اما الان خونه ام و دارم آب پرتغال می خورم و بحث را می خوانم) و فرصت غلط گیری نبود.
بی نام - January 23, 2007 01:55 PM
بی نام :
بجث دقیقا سر این است که این تزکیب از دروس و تحصیل در دروه لیسانس شرایط این ترکیب را فراهم می آورد یا نه؟
تحربه من به من می گوید مساله خاص مدل سازی (شاید بد نباشد به هم بگوییم منظورمان از مدل سازی چی هست) مشکل تر از آن است که شرایط آن در دوره لیسانس فراهم شود.
هیچ کس از یک مهندس برق لیسانس نمی خواهد از یه حدی ووزنه های سنگین تر بزند. مثلا نمی خواهد از او یک کنترلر برای یک cruise خودرو طراحی کند.
همین حل حرفه ای مسایل روتین حمل نقل (نه خالی بندی ای که در ایران مرسوم است. یکی از کامنت ها می گفت ظاهرا در ایران کسی نبوده بتواند مساله آنها را حل کند. من که تعجب نمی کنم) کار یک دانشحوی لیسانس هیج مهندسی ای نیست. در دنیا هم آدم هایی که روی این موضوع کار می کنند خیلی گردن کلفت هستند. علت اصلی هم این است بر عکس مسایل معمولا خوش تعریف مهندسی عادی مسایل این چنینی به شدت به محل تعریف مساله وابسته هستند و ترافیک در هر جایی پیچیدگی های خاص خودش را دارد که طرف تا به عمق متد ها نرسیده باشد نمی تواند از آنها استفاده موثر کند. در واقع مسایل complex در یک سطح ترکیبی بالاتر از متد ها تعریف می شوند و توانایی ترکیب موثر توانایی است که مهندس های برق هم خیلی کم در لبسانس آن را بدست می آورند.
بی نام - January 23, 2007 02:24 PM
sayeh :
سلام...
می خواستم بدونم مثلا من که لیسانس اقتصاد دارم در ایران، خوبه که برای فوق MBA بخونم؟
sayeh - January 23, 2007 06:08 PM
پي كو لو :
مسئله جالبي طرح كردهايد. من، هم شركتهايي را ديده ام كه مهندسان صنايع را دواي همه دردها و مناسب براي تصدي شغل در هر دپارتماني مي دانستند و هم شركتهايي كه مهندس صنايع را معادل شارلاتان فرض مي كردند و تعبير اقيانوسي به عمق نيم ميليمتر را در موردشان بكار ميبردند.
حل خلاق مسئله نيازمند تركيب دانش حوزه هاي مختلف است. به دليل پيچيدگي مسئله هاي امروز صنايع، توقع حل مسئله از يك نفر يك توقع آرماني است. يعني بين دو انتخاب "تربيت آدم همه چيز دان مسئله حل كن" و "تربيت آدم هاي متخصص كه با هم يك مسئله را حل مي كنند" دومي را درست تر مي دانم.
دروس پايه هم نيازمند غربالگري و تخصصي شدن است. خود رياضيات اين طوري كه در دانشگاه ها و حتا مدرسه هاي ايران ارائه مي شود يك درس بي شكل و بي هدف است كه فقط براي رياضت دادن به مغز مفيد است. اين طوري براي رسيدن به يك آدم متخصص كه به درد حل مسئله بخورد سالهاي زيادي لازم است و شايد يك دليل هجوم ملت به سمت تحصيلات تكميلي كه ليشام به آن اشاره كرد همين باشد.
البته بر نيامدن مواد آموزشي از نيازهاي صنعت يك عارضه عمومي آموزش عالي است. تربيت كردن يك ذهن خلاق براي حل مسئله را مي توان از همان ابتدا با مثال هاي ملموس و عملي آغاز كرد. در اكثر رشته هاي تخصصي دانشگاهي دنيا، تفاوت كتاب هاي جديد با قديمي ها بيشتر در مسئله ها و نمونه هاي عملي ئي است كه با اقتباس از مسئله هاي واقعي به روز شده اند و كمتر در مباني نظري آن حوزه.
مهندسي صنايع (و از آن حادتر مديريت صنعتي) يك رشته درحال شكل گيري است. من هم فكر مي كنم كه اين رشته به رشته هاي متعددي تقسيم خواهد شد. يا شايد دقيقتر اين باشد كه بگويم درسهايش در رشته هاي مهندسي، اقتصاد و مديريت (در سطح كارشناسي) تخس خواهد شد تا مثلن مهندس متالورژي تربيت شود كه با تكنولوژي توليد و كنترل كيفيت آن آشنا باشد.
پي كو لو - January 25, 2007 02:08 PM
آیدین ک :
من این نوشته را دیروز دیدم و مطلبی در این مورد نوشته ام :
http://ieplusit.blogspot.com/2007/04/blog-post.html
آیدین ک - April 13, 2007 12:35 AM
jeiuazrql lickvb :
ueoqi wglabyf dzoxt urzlxw ailzo onztlxmc hsxfwzt
jeiuazrql lickvb - April 18, 2007 08:48 AM
ipqv ltgvyu :
ovind wzbpfyuka doctwkzqb kemsl hytqsjdlx yeufxzcqa skfwlbvji hsrf wogxkbnfm
ipqv ltgvyu - April 18, 2007 08:49 AM
acne skin care product :
Cool site. Thanks!
acne skin care product
acne skin care product - April 18, 2007 09:01 AM
acne skin care product :
Cool site. Thanks!
acne skin care product
acne skin care product - April 18, 2007 09:01 AM
becoming a stock broker :
Good site. Thank you.
becoming a stock broker
becoming a stock broker - April 18, 2007 11:13 AM
nfl raven ticket :
Nice site. Thank you!!!
nfl raven ticket
nfl raven ticket - April 22, 2007 10:15 AM
potato soup recipe :
Cool site. Thank you.
potato soup recipe
potato soup recipe - April 22, 2007 01:31 PM
center hospital medical :
Nice site. Thank you!!!
center hospital medical
center hospital medical - April 22, 2007 02:35 PM
200 dog show westminster :
Cool site. Thank you!
200 dog show westminster
200 dog show westminster - April 23, 2007 12:21 AM
discount broadway ticket :
Cool site. Thank you:-)
discount broadway ticket
discount broadway ticket - April 30, 2007 12:59 AM
discount broadway ticket :
Cool site. Thank you:-)
discount broadway ticket
discount broadway ticket - April 30, 2007 01:00 AM
mehrdad :
مدیریت محترم سایت
با سلام
سایت توسعه شبکه مهندسی صنایع ایران با هدف توسعه دانش مهندسی صنایع در ایران،شناسایی جایگاه مهندسی صنایع، جمع آوردی آخرین مباحث روز مهندسی صنایع دنیا و معرفی آن به کلیه دانش آموختگان ایرانی و ایجاد بانک اطلاعاتی مهندسین صنایع ایرانی در سراسر جهان آغاز به کار نمود. لذا مدیریت این سایت بسیار مفتخر خواهد بود که با تبادل اطلاعات ، و معرفی
این سایت به دیگران و تبادل لینک در رسیدن به این مهم ما را یاری نمایید.
با تقدیم احترام:
مهرداد صداقت
www.iiend.com
mehrdad - May 3, 2007 09:56 AM
الهه :
salam khubin? khaste nabashid.
من لیسانس مهندسی صنایع خوندم و دوست دارم در فوق صنایع بخونم .می خواستم بدونم برای کدوم گرایش کار بیشتر گیر میاد تا همونو بخونم .میشه کمکم کنید.
الهه - May 3, 2007 10:50 AM
الهه :
salam khubin? khaste nabashid.
من لیسانس مهندسی کامپیوتر خوندم و دوست دارم در فوق صنایع بخونم .می خواستم بدونم برای کدوم گرایش کار بیشتر گیر میاد تا همونو بخونم .میشه کمکم کنید.
الهه - May 3, 2007 10:51 AM
jewel quest solitaire :
Very good site. Thanks.
jewel quest solitaire
jewel quest solitaire - May 7, 2007 01:35 AM
jewel quest solitaire :
Very good site. Thanks.
jewel quest solitaire
jewel quest solitaire - May 7, 2007 01:35 AM
movie theater :
Very good site. Thanks!
movie theater
movie theater - May 7, 2007 02:00 AM
hardware :
Nice site. Thanks:-)
consumer electronics
hardware - May 7, 2007 03:37 AM
herpes dating :
Good site. Thank you!
herpes dating
herpes dating - May 7, 2007 08:12 PM
cliff englewood :
Good site. Thank you:-)
cliff englewood
cliff englewood - May 9, 2007 02:21 PM
cliff englewood :
Good site. Thank you:-)
cliff englewood
cliff englewood - May 9, 2007 02:28 PM
pergo laminate flooring :
Nice site. Thanks.
pergo laminate flooring
pergo laminate flooring - May 10, 2007 11:33 AM