سهمیه بندی جنسیتی
ظاهرا بحث سهمیه بندی جنسیتی دانش گاه ها دوباره مطرح شده است. به نظرم از دو زاویه مختلف می توان به قضیه نگاه کرد:
1) اگر تحصیلات دانش گاهی را فرصتی برای گسترش مهارت های عمومی افراد و زمینه ای برای ارتباط اجتماعی آنان بدانم در این صورت اساسا سهمیه بندی موضوع نادرستی است. من برعکس معتقدم در جامعه ای مثل ما باید به نفع زنان تبعیض مثبت اعمال کرد چون تحصیلات دانش گاهی برای زنان می تواند برخی تبعیض های دیگر را کاهش دهد. ضمن این که نفس سهمیه بندی با عدالت در تضاد است چرا که با وجود برتری یک زن در رقابت ورودی دانش گاه جای او به یک مرد داده می شود. این عین تبعیض است.
2) در نگاه دوم اگر هدف از تحصیلات دانش گاهی را تربیت متخصص برای زمینه کاری مشخص بدانیم موضوع ممکن است کمی فرق کند. دقت کنید که همه بحث ما با فرض یارانه ای بودن تحصیلات دانش گاهی در ایران است و گرنه در یک نظام آموزش عالی که خود دانش جو هزینه اش را می پردازد که اساسا این جور بحث ها منتفی است. اگر این فرض "تربیت متخصص" را بپذیریم آن وقت این نتیجه را هم خواهیم داشت که منابع ملی کشور باید به طریقی هزینه شود که بالاترین بازدهی را داشته باشد. به عبارت دیگر تحصیلات دانش گاهی فقط یک سرمایه گذاری خصوصی برای فرد نیست چون هزینه اش از طرف جامعه تامین می شود و لذا در کنار بازده خصوصی بازده اجتماعی آن هم باید در نظر گرفته شود. در این چارچوب ممکن است استدلال برخی طرف داران سهمیه بندی از یک حیث درست باشد که بازده سرمایه گذاری روی نیروی کار زن در برخی رشته ها ممکن است کم تر باشد چون نهایتا زنان در مقایسه با مردان به نسبت کم تری در بازار کار مشارکت می کنند (چه به لحاظ ساعت کار و چه به لحاظ تصمیم برای مشارکت یا عدم مشارکت). یادم هست چند سال قبل جایی همین بحث بود و موافقین سهمیه بندی استدلال می کردند که مثلا در رشته پزشکی برخی زنان فارغ التحصیل بعد از ازدواج یا حتی قبل از آن دست از کار می کشند (مثلا اگر مجبور شوند برای طرح خود به نقطه دور افتاده ای بروند) و به این ترتیب سرمایه گذاری روی آن ها هدر می رود (دقت کنید که راجع به صحت آمار این قضیه چیزی نمی دانیم و فعلا فرض می کنیم این ادعا صحیح باشد).
اگر واقعا این موضوع مشاهده شود هم راهش سهمیه بندی نیست بل که روش منطقی تری را می توان به کار برد. می توان یک قاعده جدی اعمال کرد که هر فردی که در رشته های پرهزینه (مثل پزشکی و مهندسی) تحصیل کند و بعد از تحصیل با وجود فراهم بودن فرصت شغلی وارد بازار کار نشود باید هزینه تحصیلات خود را به دولت بازگرداند. به این ترتیب اگر کسی صرفا جهت توسعه قابلیت های شخصی و پرستیژ اجتماعی وارد دانش گاه شود باید هزینه اش را شخصا بپردازد یا این که در به ترین حالت صندلی را در رشته های پرهزینه اشغال نکند. این قاعده البته ممکن است برخی مردان را هم شامل شود.
نهایتا این که در باب استدلال های مثل این که عدم تعادل در تحصیلات دانش گاهی زنان و مردان یک نسل باعث عدم تعادل در بازار ازدواج می شود باید گفت که لطفا دولت کار خودش را بکند و در تصمیمات خصوصی افراد دخالت نکند. این که زنان بعد از دانش گاه رفتن شانس کم تری برای ازدواج خواهند داشت موضوعی است که به خودشان مربوط است. ضمن این که اساسا هنجار اجتماعی موضوعی پویا است و خودش را به نوعی با شرایط جدید تطبیق می دهد. شاید فزونی تعداد زنان تحصیل کرده نسبت به مردان باعث شود تا نقش مدرک تحصیلی دو طرف در قضیه کم رنگ تر شود.

نظرات
سولوژن :
برگرداندن هزینهی تحصیلات به دولت که کم و بیش وجود دارد. نمیدانم هزینهی تحصیلات چقدر است، اما خرید مدرک دقیقا همین نقش را بازی میکند. حالا شاید تخمین قیمتاش درست نباشد (فکر کنم الان حدود یک میلیون تومان بشود یا کمتر).
حامد: یک فرقی داره. در این سیستم شما اگر قید گرفتن مدرک رسمی را بزنید اون پول را هم نخواهید داد. حرف من این است که اگر مهندسی خواندید و بعد اساسا وارد بازار کار نشدید در هر صورت باید پول را بدهید.
سولوژن - January 25, 2007 08:46 PM
:
cheghadr hamash shoma jeddi minevisid, kafam dige borid goftam begam
Anonymous - January 25, 2007 10:42 PM
بهرنگ :
حامد جان، سلام
اصلاً من با تحصيل رايگان مخالفم و معتقدم از هر دانشجويی (از خودش، نه خانوادهاش) بايد در بدو ورود به دانشگاه تعهد گرفته بشه كه هزينه تحصيل+بهره اين هزينه رو بايد در پنج سال بعد از فارغالتحصيلی پرداخت كنه. هزينه كامل و نه مثل شهريه شبانه، يك سوم اون!
بايد دانشجو رو مجبور كرد كه واقعاً حساب هزينه-فايده بكنه و اگه با اومدن به دانشگاه، هزينهای رو كه بعداً بايد پرداخت كنه، در نمياره، بیخود وقت و پول خودش و مملكتش رو تلف نكنه!
اصلاً اين فرهنگ دانشگاه رفتن تو اين مملكت عوض بشه. شخصاً اعتراف میكنم كه علت موندنم تو دانشگاه و انصراف ندادن، نه گرفتن مدرك، كه سربازی نرفتنه. دخترانی رو ديدهای كه ميان دانشگاه دنبال دوستپسر و شوهر!؟ من كه دارم زياد میبينم
اصلاً، هر چی به اين مبحث تحصيلات دانشگاه و آموزش تو ايران بپردازی، من بيشتر خوشحال میشم. چهار ساله كه بزرگترين دغدغهام همينه.
حالا فكر كنم، دوباره كامنت میگذارم
در ضمن اگه كاملاً بيكار شدی، توصيه می كنم اين سه تا مطلب رو بخونی (+ و + و +)
بهرنگ - January 25, 2007 10:50 PM
پرستو :
سؤال:
چرا وقتی آمار مطمئن وجود نداره، فرض می گیری مردان بیشتر از زنان بازدهی دارن توی بعضی از رشته ها و مثلاً فرض نمی گیری مردان بازدهی کمتری دارن توی بعضی رشته ها؟ هیچ می دونی چند درصد از ارتباطات/روزنامه نگاری/خبرنگاری خوانده های مرد وارد بازار کار شده اند؟ و چند درصد از روزنامه نگاران فعال زن هستند؟
می دونم می خوای علیه تبعیض اعمال شده حرف بزنی. اما بد نیست حواسمون به فرضیات مسأله ای که داریم مطرح می کنیم هم باشه. نه؟
و با تأييدِ حرف سولوژن، باید بگم که: مگه چند درصد از جمعیت ما تحصیلکرده هستند که حالا اثر خیلی مستقیمی روی آمار ازدواج بخواد بذاره؟ 10 درصد؟ نهايت 20 درصد؟ برای اعمال کردن سهمسه بندی جنسیتی، استدلال کاهش آمار ازدواج خیلی ابلهانه است به نظرم.
حامد: جواب. فکر کنم من هم حرف تو را زدم. اولا گفتم این سیستم برای مردان هم پیامد خواهد داشت (جمله آخر پاراگراف ماقبل آخر). در مورد ازدواج هم که من هم گفتم دخالت دولت احمقانه است (البته نقد من رادیکال تر از مال تود بود چون فرضا هم که ازدواج را به هم بریزد باز به دولت ربطی ندارد. نمی دانم شاید تو برداشت دیگری کردی.
پرستو - January 25, 2007 10:58 PM
روزبه :
حامد هم براي اعمال سهميه بندي جنسي از استدلال كاهش آمار ازدواج استفاده نكرد.
من با صحبتش موافقم. البته در عين حال با سولوژن هم تا حدودي موافقم كه قسمتي از هزينه دريافت ميشه اما به نظرم در حال حاضر اين روش كارايي مناسب رو نداره و شايد روشهايي مثل اون چه كه حامد گفت لازم باشه.
روزبه - January 25, 2007 11:34 PM
Mohammad :
اين پيشنهادت به نظرم هم غير عمليه و هم نامطلوب. اولاُ، هدر رفتن سرمايهها خاص خانمهایی که به جای کار تخصصی تصمیم میگیرند کار خونهداری رو انجام بدهند نیست و شامل مواردی مثل کسی که مهندسی برق میخواند و بعدن ميره در رشتهی مديريت کار میکنه هم ميشه. اگه اينطوری به قضيه نگاه کني ميبينی که درصد قابل توجهی از آموزشهای دانشگاهی سرمايهگذاری هدر رفته است. ثانياُ حتا اگه با ديد کاملن اقتصادی به قضيه نگاه کني، پيشنهاد تو کارايی رو افزايش نمیده و میتونه کاهش هم بده، چون مثلن به فردی که کار خونهداری براش مطلوبيت بيشتری داره تا کار بيرون انگيزه میده که بيرون خونه کار کنه، حتا اگه کاراييش در کار بيرون خيلی کمتر باشه. يعنی در واقع پيشنهاد تو باعث میشه که انگيزهی افراد برای تغيير زمينهی کاريشون بعد از تحصیل کمتر بشه، با وجود اينکه بعد از تحصيل اطلاعات بيشتری در مورد مطلوبيت گزينههای مختلف پيدا میکنند. از همهی اين حرفها گذشته اين پيشنهاد قابل اجرا نيست، چون مفاهيم «شاغل» يا «زمينهی شغلي» رو به اين راحتیها نمیشه تعريف کرد (برای مثال، اگه من کارای خونهی تو رو انجام بدم و تو کارای خونهی من رو، هر دومون شاغل به حساب ميايم؟)
اگه بخوای اين پيشنهاد رو به يه صورت عملی در بياری بايد هزينهی تحصيلی رو از همهی دانشجوها و نه تنها از دانشجوهايی که وارد بازار کار نمیشن پس بگيری. يعنی در واقع دولت میتونه به جای يارانهی تحصيلی، وامهای دراز مدت تحصيلی بده. اين پيشنهاد مشکل منطقی نداره، ولي حدس میزنم چنين کاری درصد دخترهای دانشجو را کمتر نکنه و حتا بيشتر هم بکنه، چون در زمان تصميمگيری برای دانشگاه و رشته، معمولن پسرها بيشتر به جنبهی اقتصادی قضيه فکر میکنن.
حامد: با پیش نهادت موافقم. من اساسا به این که باید هزینه تحصیلات دانش گاهی از فرد گرفته شود اعتقاد دارم ولی چون این جا فقط بحث سهمیه بندی بود نخواستم موضوع بزرگ تر را مطرح کنم. به هر حال هدف ما کاهش تعداد دختران نیست (من شخصا هرچه این تعداد بیش تر شود خوش حال ترم) مساله ما هدردهی یارانه ها است. اگر مردم قرار است خودشان هزینه تحصیل خودشان را بدهند خب بدهند و بعدش هر کاری دوست داشتند بکنند. البته من فکر می کنم برخی رشته های رایگان باز باید وجود داشته باشد تا کسانی که فقط دانش گاه را برای هدف اولی که در پست گفتم می خواهند و وضع مالی مناسب هم ندارند بتوانند به دانش گاه بروند چون این کار خودش نوعی سرمایه گذاری عمومی روی افراد است.
Mohammad - January 25, 2007 11:41 PM
yasi :
midooni alan too iran kheili az pesar ha ham too ye zamine motafavet az tahsileshoon kar mikonan.baraye dashtane bazdeh eghtesadie bishtar bara khodeshoon to zaminehaye kamelan motafavet az reshte tahsilishoon. in bahs faghat shamele khanoom ha nist. etefaghan khanooma hamahang tar ba reshtashoon kar mikonan.nemitooni inghadr rahat in pish farz ro dorost farz koni va tahlil koni
حامد: منم نگفتم درست است. گفتم حتی اگر درست باشد آن نتیجه ای که آن ها می خواهند از دلش بیرون نمی آید.
yasi - January 26, 2007 12:17 AM
نرگس :
سلام، اين دفعه دارم با تلاش فراوان فارسی تايپ ميكنم :) نظر شخصی من كه خيلی ايده آليستی ممكنه باشه اين هست كه سرمايه گذاری روی تحصيلات افراد از طرف دولت ها اتلاف سرمايه نيست، حتی اگر افراد در تخصص خودشون كار نكنند، و حتی اگر اصلا وار د بازار كار نشوند. چون به نظر من، افرادی كه تحصيلات بيشتری دارند، پدران و مادران بهتری ميتونند بشن، در تصميمگيری های محلي، اجتماعی و سياسی بيشتر مشاركت ميكنند، و كلا در زندگي شخصي، خانوادگی و اجتماعيشون بهتر ميتونند تصميم گيری كنند. مثلا از يك مادر تحصيل كرده خانه دار بيشتر انتظار ميره كه بچه اش رو سر موقع برای واكسيناسيون و معاينه های مختلف پيش دثتر ببره، در جلسات مدرسه فرزندش شركت كنه، رای بده، اقتصاد خانوادش رو بهتر تنظيم كنه، و غيره. در نتيجه افراد شهروندان بهتری برای جوامعشون ميشن و از خيلی هزينه های ديگر برای دولت مثل هزينه مداوای معتادين، نگهداري زندانيان برای خلافكاران، مداوای بيماريها، و غيره كاهش پيدا ميكنه.
اما حالا با ديد بيشتر واقع بينانه، اگر جذب نشدن متخصصين به بازار كار رشته خودشون رو اتلاف سرمايه دولت ها در نظر بگيريم يك راه حل، همون كاری هست كه دانشكده تربيت معلم يا صدا و سيمای ايران ميكنن و اون گرفتن تعهد خدمت پس از تحصيلات هست كه در صورت اجرا نشدنش, طلب هزينه تحصيل و يا يك جريمه هنگفت رو بكنن.
حامد: اولا تایپ فارسی مبارک. ما هم تشویقتون می کنیم که شما بیش تر تایپ کنید.
ثانیا با تمام حرف ها موافقم. به همین خاطر هم در کامنت قبلی گفتم که حتی اگر دانش گاه ها پولی شود (پیش نهاد آخر شما) باید برخی رشته ها رایگان بماند که افرادی که دانش گاه را صرفا برای رشد شخصی می خواهند نیز بتوانند وارد دانش گاه شوند.
نرگس - January 26, 2007 04:27 AM
طاهری :
آیا همیشه "هنجار اجتماعی موضوعی پویا است و خودش را به نوعی با شرایط جدید تطبیق می دهد"؟ من به واقع در مورد این وضعیت، این رویکرد laisser-faire تو را نادرست می دانم. حداقل چیزی شبیه "تله فقر" در اینجا وجود دارد: من آنقدر نمی دانم چه خبر است و بعد از تحصیل چه خبر می شود (و فقر اطلاعاتی دارم)، که بی دلیل تصمیمی برای آینده ام می گیرم، و وقتی به موقعیت "پویا"یی می رسم و به عبارت دیگر می توانم واکنش های معقول نشان دهم که دیگر دیر شده است، و این در تصمیم نفرات بعدی(که آنها هم تقریبا وضع قدیم من را دارند)، تقریبا دخالتی نمی تواند داشته باشد.
حامد: ماجد جان من دو نکته از حرفت می فهمم. یکی بحث تغییر هنجار و یکی هم تصمیم گیری پویای افراد در زمان های مختلف و مشکل بودن تعهد داشتن به یک مسیر در طول زمان به علت تغییر اطلاعات. ولی نفهمیدم چرا با هم مطرح کردی؟ می شه لطفا کمی روشن تر بگی.
طاهری - January 26, 2007 04:45 AM
امیر مهدی :
نگاه منصفانه تان برایم جالب بود. تعریف یاسر میردامادی درست بود.
امیر مهدی - January 26, 2007 05:56 AM
نوید :
می تونیم به جای پاک کردن صورت مسئله زمینه کاری زنان در کشور فراهم کنیم و روی ذهنیت اونها برای کار بعد از دانشگاه کار کنیم و سیستم آموزشی به سمتی ببریم که افراد در طول تحصیلشون با تحقیقات "واقعی" و اجباری بودن کار مفید باشند مثلا در کانادا برای گرفتن دیپلم دبیرستان باید چهل ساعت کار بدون دستمزد اجتماعی انجام داد(نه هر کاری که قبلا آموزش پروزش تایید کرده باشه) و یا اکثر رشته ها به صورت کآپ انچام میشند که 3ماه درس 3ماه کار در محیط کار واقعی) که فرد هم بعد از فارغ التحصیلی تجربه ی کافی داره هم در طول تحصیل کار مفید انجام داده میشه در ایرانم سیستم کوآپ برای دانشگاهای سراسری راه انداخت اصولا فکر می کنم این سیستم کآپ خصوصا در ایران که محیط آکادمیک با محیط کاری فاصله ی زیادی داره خیلی مفید میتونه باشه و شاید مشکلش این باشه که "برای حرفه ای هاش کار نیست..." که اینهم میشه طوری تنظیم کرد که تضادی نداشته باشه مثلا فکر نمی کنم در بخش تحقیقات محیط کاری ایران جای خالی زیاد داره.
حامد: این که فرصت های کاری را برای زنان زیاد کنیم کار بسیار دشواری است. اصولا دست بردن در بازار کار کار راحتی نیست. برای کآب هم باید فرصت شغلی کافی داشته باشی. الان توی ایران کارآموزی هست ولی چقدر جدی گرفته می شود؟
نوید - January 26, 2007 06:10 AM
Ahmad :
تنها مساله کنکور نیست, علاوه بر این که حجم بالایی از ظرفیت دانشگاه ها توسط خانم ها گرفته شده است موقعیت های کاری نماسب تری نیز در اختیار دارند چرا که داشتن کاری ثابت به ویژه در ارگان های دولتی نیاز به کارت پایان خدمت دارد, بدین ترتیب آقا و خانمی با تحصیلات مشابه و سابقه ی کاری یکسان قابل مقایسه نیستند سابقه ی کاری آقایان پراکنده است بین زمان پایان تحصیل تا شروع به کار حداقل دو سال فاصله است....
از این ها که بگذریم مساله زیر را درنظر بگیرید:
دو دانشجو یکی خانم و دیگری آقا برای ارائه مقاله در یک کنفرانس بین المللی می خواهند به خارج بروند. به نظر شما کدام موفق می شوند؟
اینجانب نبز در مورد تبعیض هایی که حتی هم اکنون در مورد خانمها اعمال می شود با شما همداستانم اما برای رفع تبعیض نباید به بی عدالتی دیگری دامن زد
و باید به ابن نکته توجه داشت هرگونه تبعیضی که بر یکی ار دو جنس روا شود نهایتا باعث ضربه به هر دو خواهد شد
حامد: نکته سربازی نکته جالبی بود. من تا حالا بهش فکر نکرده بودم. به نظرم می شه در موردش حرف زد.
Ahmad - January 26, 2007 07:18 AM
مینا :
من فکر می کنم این پویایی و تطبیق با شرایط در مورد بازار کار هم اتفاق خواهد افتاد. چرا نباید مساله رو برعکس دید؟ چرا فکر نمی کنی درصد بیشتر زنان فارغ التحصیل (و احتمالاً به تبع اون زنان با قابلیت بالاتر) باعث ترغیب بازار کار به جذب زنان و تاحدودی حل یکی از موانع اشتغال زنان می شه؟ ضمن اینکه همون شرایط اجتماعی که باعث ازدواج های متفاوت (که در درصد زیادی از اونها ممکنه زن از نظر تخصص فرد برتر باشه) باعث ترغیب این زوج برای بهبود شرایط زندگیشون به مشارکت اقتصادی زن بشه. در واقع فکر می کنم در این مورد هم می تونه تعادل اتفاق بیفته.
در مورد غرب ورود جدی زنان به بازار کار اگر اشتباه نکنم زمان جنگ جهانی اتفاق افتاد. دقیقاً به خاطر شرایط اقتصادی و نیازهای اون زمان. همین ورود اقتصادی باعث شد زنان حقوق اجتماعی دیگه رو بگیرن و درنهایت به تعادل فراگیرتر کمک کرد. من در مورد ایرانم فکر می کنم این اتفاق (البته با سرعت خیلی کمتر متاسفانه) می تونه بیفته
مینا - January 26, 2007 08:16 AM
نوید :
خوب کرس های co-op که "باید" جدی گرفته بشه چون مثل کرس معمولی مارک میشه(توسط کارفرما + استاد) و روی GPA تاثیر مستقیم میزاره
http://www.cecs.uwaterloo.ca/
نوید - January 26, 2007 08:22 AM
محمد :
به نام خدا/ نکته مهمی که در مورد این قضیه نادیده گرفته می شود تبعیض قبل از ورود به دانشگاه به نفع دختران است. پسرها معمولاً یک یا حداکثر دوبار بعد از گرفتن دیپلم می توانند در کنکور شرکت کنند و بعد باید به سربازی بروند. رفتن به سربازی گرچه آن ها را از کنکور مجدد منع نمی کند اما کاملاً از فضای درس خواندن دور می کند و بعد از دوسال خدمت هم مسایل زندگی برای یک پسر کاملاً عوض می شود. اما از آن طرف، حتماً شما هم مثل دخترهایی را می شناشید که سال به سال تا سال ها کنکور می دهند تا بالاخره در جایی قبول می شوند. اگر بناست تبعیض کاملاً برداشته شود، باید شرایط قبل از ورود به دانشگاه نیز برابر شود. یک زمانی (قبل از تعطیل شدن) در این مورد چیزکی نوشته بودم:
http://fekrha.blogfa.com/post-40.aspx
محمد - January 26, 2007 09:11 AM
مینا :
شاید بشه به جای سهمیه بندی با چیزایی مثل دادن مرخصی زایمان به مردانی که همسران شاغل دارن (و قابل انتقال بودن بخشی از اون به همسر) بازار کار رو به استفاده از زنان متخصص هم ترغیب کرد بدون هزینه اضافه (روشنه که مرخصی زایمان مستقیم زنان رو کمتر کرد).
در مورد سربازی هم می شه اینجوری دید که این پسر که می ره سربازی اولاً این دو سال جزء سابقه کارش محسوب می شه. پس هزینه کار کردن زنان (حتی با احتساب مرخصی های زایمان و...) بیشتر از مردان نیست احتمالاً. ضمن اینکه در این مدت هم فرصت اشتغال پاره وقت داره (که کاملاً هم امکان پذیره، چون سربازی افراد متخصص غیر از دوران آموزشی به اون سختی که تصور می شه نیست و همه اینکارو می کنن) و ورود به بازار کار برای پسران خیلی راحت تر می شه.
یه چیز دیگه اینکه فکر نمی کنی شاید باید نرخ بیکاری رو هم در نظر گرفت و شاید یکی از دلایلی که تا حالا سهمیه بندی نشده همین باشه؟
مینا - January 26, 2007 09:19 AM
بهاره :
سلام
جدا که استدلال به هم خوردن تعادل ازدواج مسخره است. (به قول تو به دولت امر خصوصی مردم چه ربطی دارد). در مرود مساله سربازی که محمد مطرح کرده و مانع آن برای ادامه تحصیل پسرها صد بار گفتم باز هم می گم نباید برای حل یک مشکل یک معضل دیگر بوجود آورد.دقیقا موافقم که سربازی پسرها مانع بزرگی در موفقیت کنکور آنها است ولی نباید با سهمیه بندی یک مانع دیگه و آنهم برای دختر ها ایجاد کرد. سربازی راه حل دارد یک فرصت یکساله بدون تبعیض به همه بدهند تا شانس خود را سال دوم هم امتحان کنند. (طبق آمار سازمان سنجش هم 60% قبولی های دانشگاهها سال دومی هستند و بهد سال اولیها و به نسبت خیلی کمتر سالهای بعد).
مساله سربازی و ازدواج فقط یک بهانه برای قانون گذاران این مدلی است وگرنه خودشان هم آن قدر عقل دارند که بفهمند سهمیه بندی دختران راهش نیست. (رویشان نمی شود بگویند خوشحال نیستیم زنها را در حوزه کاری مردها ببینیم! اصلا زن را چه به کار!!)
آقا حامد، یک نکته که حتما باید در مورد پرداخت هزینه تحصیلات دانشگاهی باید در نر داشت اسپانسر است. خودت بهتر می دانی که اگر در سایر کشورها تحصیلات رایگان نیست در عوض اسپانسرها و بورسهای زیادی هست که علاقمندان تحصیل بتوانند از آن استفاده کنند. چیزی که اصلا در ایران نیست و حتی اگر از طرف شرکتها و یا سازمانهای ما بخواهد تامین شود اصلا به منصفانه بودن آن خوشبین نیستم. یک باند بازی و پارتی بازی حول اخذ آن راه می افتد که عملا فاجعه خواهد بود. به همین دلیل من این روش کنکور فعلی و رایگان بودن تحصیلات دانشگاهی را به پولی شدن آنها ترجیح می دهم. ضمنا شهریه شبانه ها شاید کم کمتر از هزینه واقعی باشد اما باز هم فشار زیادی به خانواده ها وارد می کند. دیدن دوستانی که هزینه شبانه می پردازند و فشار وارد برخانواده آنها (به خصوص با اوضاع اقتصادی فعلی) بیانگر این سختی است.
خواهشا هر راه حلی برای ایران پیشنهاد می کنید راه حلی باشد که باند بازی و پارتی بازی در آن حتی به احتمال 10% هم راه نداشته باشد که اوضاع فرهنگی ما از این نظر بدجوری خراب است. فرقی نمی کند دنبال شیر، شکلات، پارچه برنج، شغل، تحصیل یا حتی ازدواج باشید پارتی بازی معضل همیشگی ایران است که تحت عنوان مرام و دوستی و رودربایستی و ..... همیشه وجود دارد.
بهاره - January 26, 2007 09:45 AM
پرستو :
بد نوشته بودم، ببخشید. قسمت سؤال خطاب به حامد بود، بقیه اش نطق بود! در واقع هم موضع هستیم کلاً. اما من همچنان انتقاد دارم به نحوه ی فرض تعریف کردنت. می فهمم می خوای به کجا برسی و علیه تبعیض و این ها، اما حرف من اینه: خودِ نوعِ فرض تعریف کردنت تبعیض آمیزه به نظرم.
درباره ازدواج: نطقم(!) به نظرم در ادامه ی استدلال توست.
پرستو - January 26, 2007 11:22 AM
Ahamd Seyf :
Hamed jaan:
What a strange comment by Behrang? As he seems to be "abusing" the system, so everybody is, hence, he is against free education in a country like Iran, and wants firm commitment so that graduates pay back the cost plus interest. Fine, but what happens if some graduates are financially unable to pay it back. We would perhaps allow debt accumulation! or what! What not using a progressive system of taxation, you go to univeristy, get a degree, earn more, so, pay more taxed! What I think should be discussed here, is to compare the rates of return on investment on various levels of education, i.e. primary, secondary and higher education. I have no data on Iran, but, do know, however, that in many developing countries, there is a bias in favour of investing too much on higher education, despite the fact that some emprircal data seem to show the rate of return is not the highest. In my view, the policy should be reviewed in Iran too, and more attention should be paid to primary and secondary education and further, some vacational training. I am not in favour of just raising the qualification of our young unemployed! Alternatively, what is the point of being one of the highest "exporter" of brain! and that would of course, take us to other areas that needs to be addressed, social and political and cultural policies of the state which are fueling this drain.
Ahamd Seyf - January 26, 2007 01:03 PM
Mohammad :
I think its totally a wrong idea. I have seen several graduates from Azad University that after education say in a special field like (fishing,Shilat..) can not find a proper job , such examples are a lot
I think that instead of rationing and new apartheid in education system, regime must try to define the importance of each field for domestic economy at the first place
Whats is much more important for country in middle and long term?
which fields of study must be supported and financed by stateß
I think in some special fields like business management and accounting , students themselves must pay for their education. such fields are somehow engage with money and more job opportunites , why government must fully finance them?
however, in the other social fields like economics that the responsibilty of regime to support universities and students
Mohammad - January 26, 2007 01:26 PM
محمود :
لطفا در این تحلیل خود مساله سربازی را نیز در نظر بگیرید. من نیز در کارشناسی، مهندسی خوانده ام و در کارشناسی ارشد اقتصاد. با توجه به اینکه متاهل بودم و شاغل فرصت کافی برای مطالعه نداشتم، در سال اول دکترا قبول نشدم. هم اکنون سرباز هستم و از صبح تا شب را در پادگان میگذرانم و کاملا از محیط علمی دور شده ام در حالیکه گذران زندگی نیز با توجه به متاهل بودن و نداشتن درآمد به شدت مشکل شده است. با توجه به مشکلات سربازی و مشکلات مالی که در حال ایجاد شدن هستند نمیدانم چند سال طول میکشد تا دوباره به حالت عادی برگردم و بتوانم ادامه تحصیل بدهم. علاوه بر من تمامی پسران همکلاسی من نیز سرباز شده اند در حالیکه دخترها در حال آماده شدن برای امتحان دکترای امسال. مشابه همین وضعیت در کنکور لیسانس و فوق لیسانس نیز وجود دارد. خواهشمندم تحلیلهای خود را به صورت واقعی تر انجام دهید و این مساله را در نظر بگیرید.
و یک نکته دیگر: تا خاطرم هست در تمام موقعیتهای کاری که من با آنها برخورد داشتم دختران در شرایط مساوی و یا حتی در بعضی از موارد با شرایط علمی و تجربه ای پایینتر به پسران ترجیح داده می شدند. در سایر رشته ها نیز مطابق تجربه من به همین صورت بوده است، که البته قبول دارم بازار انتخاب صحیحی را در طول زمان انجام می دهد. درک نمیکنم چرا دخترها همیشه بر عکس این مطلب را اظهار میکنند.
محمود - January 26, 2007 01:39 PM
Mohammad :
The problem of military duty is right. I do agree with you Mahmoud.
The regime must change his approach to this issue
Why an educated student after spending 6-7 years in university must go every day for 20 month or something like that to place that has nothing for him?
the regime, instaed of rationing univeristy must find a solution for such big problem
Mohammad - January 26, 2007 01:43 PM
narges :
سلام اقای قدوسی
وبلاگ خیلی مفیدی دارید خصوصا برای امثال من که
در دانشکده های اقتصاد چیز خاصی نمیاموزند ودنبال بحث وتحلیل نکات روز اقتصادی اند.
وخب کسی این حرف را میزند که در بهترین دانشکده اقتصادایران درس میخواندو این جای تاسف دارد.
با اجازه تون توی وبلاگم که البته ربطی به اقتصاد نداره لینک وبتان را گذاشتم.
ارزوی پیشرفت روز افزون برای شماواستمراربرای وبتان .
narges - January 26, 2007 02:40 PM
siamak :
نمیدونم چرا این فمنیستای ایرانی نگاه نمیکنن طرف چی میگه؟فقط به صرف اینکه طرف مرده حرفش ایراد داره و تبعیض آمیزه و باید حالشو گرفت!تو مایه های مرد خوب مرد مردست!تو اروپا هم فمنیستا اینجورین؟اگه اینجوری باشن تعجب میکنم که چجوری تونستن به یک جنبش فراگیر اجتماعی تبدیل بشن.چون قاعدتا تمام مردا باید از دستشون فرار کنن.
siamak - January 26, 2007 02:46 PM
:
سلام
با حرفاي نرگس خيلي موافقم. به نظر من هم كاركرد تحصيلات فقط بازدهي در آن رشته تحصيلي خاص نيست و فرهيختگي فرد و جامعه هدف اولي تر است. اينكه شما و دوستان ميگيد بغير از رشته/دانشگاه هاي خاص كه بايد رايگان باشند، بقيه بايد شهريه دوره را دانشجو پرداخت كنه، چطوري ميشه تنظيم كرد كه كسي كه واقعا براي علم ميخواد درس بخونه و پول نداره وارد اين دانشگاههاي رايگان بشه؟ مثلاً اين كنكور فعلي هم ميخواد همين كاركرد رو داشته باشه اما ميبينيم كه عملاً باز هم اونايي كه امكانات مالي بهتر (مثه معلم خصوصي و كلاس كنكور و مدارس غير انتفاعي و ...) در اختيار دارن ، بهتر نتيجه هميگيرند. ميبينيم كه اينطور نيست كه قشرهاي كم درآمد تر به دانشگاههاي رايگان (دولتي) بروند و سايرين به دانشگاههاي خصوصي.
بنظر من چاره درد توي سخت كردن شرايط شهريه ها نيست. من با سيستم دانشگاهي آلمان موافق ترم. در آلمان هركسي با داشتن حداقلي از شرايط ميتونه وارد دانشگاه بشه و از شرايط تحصيلات رايگان بهره ببره. اما تحصيل كردن در دانشگاه كار آسوني نيست كه هر كسي كه وارد ميشه بتونه از عهده اش بر بياد (مثل قيف ميمونه،ورود ساده و خروج مشكل). دانشجو هم نبايد درسي را بيشتر از دو بار بيفته، در غير اينصورت ديگه نميتونه كه اون رشته تحصيلي رو در هيچ جاي ديگه آلمان ادامه بده و اگر هنوز هم مشتاق به تحصيل دانشگاهي هست بايد رشته اش رو عوض كنه.
يه نوع تحصيل رايگان هم در حوزه هاي علميه خودمون ميبينيم كه خيلي شبيه همين سيستم پيش گفته هست. طلبه با وارد شده به اين دوره ها تا زماني كه از عهده پاس كردن درسا بر مياد مشمول بورس تحصيلي ميشه كه شامل مقدار كمي پول توجيبي و محل زندگي و درس خوندن ميشه. در اونجا به اين نكته توجه ميشه كه تنها با ذهن فارغ از مسايل اقتصادي ميشه درست درس خوند.
فكر ميكنم تعهد خدمت پس از تحصيل يا پرداخت وجه آن مثل يه كابوس ميمونه براي دانشجو چون از آيده كاريش هنوز مطمئن نيست و ممكنه بعد از فراغت كه فهم بيشتري هم پيدا كرده توي اون سازمان خدمت كنه.
پس ميبينيم كه پرداخت شهريه زياد حين تحصيل براي دانشجو خيلي عملي نيست(مگر باهمراهي خانواده)، بعد تحصيل هم كه گفتم....
فكر ميكنم كه عيب و علت را بايد جاي ديگري جستجو كرد. مثلا بايد جذابيت داشتن مدرك دانشگاهي رو در جامعه از اين حد افراطي كه نشاندهنده كلاس و طبقه اجتماعي و خيلي چيزاي ديگه هت دور كرد تا با كم شدن گرايش به ورود بي هدف به دانشگاه مشكلات بعدي پيش نياد.
يه جور ديگه بگم: چرا حوزه ها با اين بورس رايگان تحصيلي هدف رويايي خيلي از جوونا نيستن؟؟؟
Anonymous - January 26, 2007 04:02 PM
Mohammad :
Please Do not compare University system with HOZE
What is the outcome of Hozeh for Iran??
Show me one example from Hozeh that was constructive for Iranian welfare , economy, politics, International position...
Some of your debate is right but comparing Hozeh and Uni is totally wrong
Außer dem , einige sagen das kann gefährlich sein!!
Mohammad - January 26, 2007 04:14 PM
امیر :
فرضا هم که گروهی وارد بازار کار نشوند.
حداقل نمیشه باین مساله دقت کرد که نسل آینده نسلی هست که مادران باسوادتری داره؟
امیر - January 26, 2007 04:22 PM
navid :
در اسرائيل هم هردو مسئله وجود داره هم سربازي هم بيشتر بودن امار زنان باتوجه به اينکه منابع اسرائيل محدود تر از ايران و بازدهي خيلي بيشتر فکر ميکنم اگر ذره ي به ضرر منافع ملي بود خيلي زودتر از ايران به فکر ميافتادند و محدوديت ايجاد مي كردند
http://www.cbs.gov.il/publications/tor_04/pdf/tab02.pdf
navid - January 26, 2007 06:19 PM
هژیر :
برام شفاف نیست چرا باید فقط اونهایی که کار نمیکنند هزینه تحصیل رو پس بدهند, این فقط هزینه برنامه ریزی و احتمال فساد رو بالا میبره (چون حالا باید یه سیستمی طراحی کنی که تشخیص بده کی کار میکنه و کی نمیکنه و الخ). میشه که همه هزینه تحصیل رو در چند سال پس بدهند, مستقل از کار داشتن یا نداشتن. اشکال این قضیه البته اینه که درصد آدمهایی رو که درس میخونن میتونه پایین بیاره (درصورتی که ظرفیت آموزشی گلوگاه نباشه, چیزی که تا دو-سه سال دیگه میتونه در ایران واقعیت بشه), که اشکال داره اگر فرض کنیم مردم در طول آموزش چیزهایی یاد میگیرند که در محاسبه اقتصادی تصمیم قبل از آغاز دانشگاه در نظر نمیگیرند (مثلا تسهاهل و احترام به نظر دیگران و ...).
هژیر - January 26, 2007 07:36 PM
سعید پوردلیر :
کاملا موافقم به خصوص پاراگراف آخر
سعید پوردلیر - January 26, 2007 07:38 PM
Iman Mohammadi :
با این ایده خیلی موافقم: هر فردی که در رشته های پرهزینه (مثل پزشکی و مهندسی) تحصیل کند و بعد از تحصیل با وجود فراهم بودن فرصت شغلی وارد بازار کار نشود باید هزینه تحصیلات خود را به دولت بازگرداند.
Iman Mohammadi - January 26, 2007 09:19 PM
جهت اظهار فضل :
مينا خانوم فرموده بودند که سربازی برای کسانی که مدرک دانشگاهی دارند مشکل بزرگی نيست و همچنين جزو سابقه کارشان حساب می شود:
1. اگر محل سربازی تهران و يا شهر محل سکونت خانواده اش نباشد، بسيار مشکل است که کسی بتواند در اين دوره از وقتش استفاده مناسبی بکند.
2. سابقه کاری سربازی به درد کسی می خورد که می خواهد کارمند باشد.
جهت اظهار فضل - January 27, 2007 02:00 AM
negar :
Hamed,
I really apologize for using your ‘commentdooni’. I know your weblog is a serious weblog. I am writing this for Behrang.
I am one of those girls who got married to her classmate; I am tired of people like you who talk about me as a girl, who went to university to find a husband. Am I the only one who got married to her classmate and not my husband? Why don’t you call my husband ‘a guy who got to university to find a girlfriend/wife’?
I went to university and found my husband there. But believe me it is the most stupid/difficult way to find a mate. I studied hard for at least 2 years, passed the ‘konkoor’, got to university, studied all the math, static, hydraulics and …. just to find a husband?
If you know a girl who wants to find a boyfriend/husband by getting into university, give her my advise and tell her not to waste her time. There is an easy and fun way to find a husband, she has to puts on nice dresses and shoes, wears some make up, going to parties and family gathering and shows all the women who have a ‘dam e bakht’ son that she likes to get married. She would get married in less than a year without ever studying, being worried about exam and ….
negar - January 27, 2007 02:16 AM
بهرنگ :
نگار خانم
بنده عرضم اين نبود كه «هر دختری» كه به دانشگاه میره، هدفش پيدا كردن همسر يا دوستپسره. عرضم اين بود كه چنين كسانی خيلی زياد شدن. اين چيزيه كه من امروز و اين چند ساله دارم توی دانشگاه میبينم.
بله، از اون طرف دخترانی هستن كه ميان دانشگاه؛ چون اگه بمونن خونه، بايد ازدواج كنن و علاقهای به نشستن و منتظر Prince Charming بودن، ندارن.
گفتم كه. خيلی پسرها هم ميان دانشگاه كه سربازی نرن. خود من اگر سربازی نبود، سه سال پيش انصراف میدادم و به جای مهندسی مكانيك، میرفتم دنبال يك رشته ديگه مثل صنايع يا مديريت يا ... بله؛ دولت داره خرج تحصيل منی رو میده كه تنها دليل تحصيلم، سربازی نرفتنه
من، علاوه بر باقی مسائل، به شدت با تحصيل مفتی در دانشگاههای دولتی مخالفم. چون كشور واقعاً به اين «متخصصان» احتياجی نداره و اگر تحصيل هم پولی باشه، باز هم به تعداد مورد نياز كشور، متخصص تربيت! خواهد شد.
اصلاً تحصيل رايگان فقط بايد برای كسانی باشه كه بعداً میخوان برن مناطق محروم (كه هيچ كس نمیره) كار كنن. يعنی بورسيه تحصيلی، نبايد به من و حامد و امثال ما داده بشه. چون «نفع شخصی اين تحصيلات برای ما، به شدت بالاتر از نفع جامعوی (اجتماعی) اين تحصيلات برای كشوره»
يك نكته مهم هم اين وسط هست. تا جايی كه من ديدهام، خانوادهها بيشتر و راحتتر برای دخترانشون خرج میكنن تا برای پسرانشون. در نتيجه در دانشگاههای پولی (دوره شبانه دولتی، دانشگاه آزاد و دانشگاههای غيرانتفاعی خصوصی) نسبت دختران به پسران، از دوره روزانه (مجانی) دانشگاههای دولتی بالاتره. به هر حال به نظر مياد كه هنوز ديد خيلیها اينه كه «پسرها بايد نانآور و درآمدزا باشن»
بهرنگ - January 27, 2007 03:19 AM
بهرنگ :
حامد جان
اين مطلب رو هم دوست مشتركمون، مهدی فيضی نوشته بود و برای نشريه دانشجويیمون به اسم «واحه» فرستاده بود. بد نديدم كه شما هم بخونیاش:
دانشگاه «شبانه»روزي
دفاعيهاي بر نظريه دانشگاه خصوصي
مهدي فيضي
فارغالتحصيل كارشناسي مهندسي كامپيوتر
دانشجوي كارشناسي ارشد مهندسي سيستمهاي اقتصادي-اجتماعي
سردبير و مدير مسؤول اسبق «واحه»
يكم – دفاع من از دانشگاه خصوصي نه از بابت موقعيت شخصي، كه من در هيچ يك از دوران تحصيل پولي از اين باب نپرداختهام، كه برخاسته از كژفهميهايي است كه پيرامون اين موضوع شكل گرفته است. روح تفكر چپ در تمام طول اين سالها چنان سيطرهاي بر ادبيات دانشجويان يافته است كه به سختي ميتوان از واژههايي چون عدالت و انصاف دم زد و همان حرفهاي هميشه را نزد؛ حرفهايي كه چندان نشاني از راست هم نداشته باشد و چه باك كه در اين عرصه همه چيز با همه چيز آميخته است و اين يكي نيز. در نوشتههاي دوستان در شمارههاي اخير واحه در مورد مدارك شبانه، نوعي شتابزدگي، اگر نگويم سطحينگري، در تحليل اين برساخته آموزشي به چشم ميخورد. تحصيل، به خصوص دانشگاهي، با هزينه شخصي، كه من ترجيح ميدهم آن را خصوصي بنامم تا هر نام ديگر، يك بحث پذيرفته شده و رايج جهاني است كه ظاهرا باز مثل هميشه قرار است اين مساله حل شده را دوباره به آزمون و خطا بسنجيم تا شايد در نهايت يه همان نتيجهاي برسيم كه دهههاست دانشگاههاي دنيا به آن رسيدهاند: «دانشگاه خصوصي!»
دوم – تمامي مطالعات صورت گرفته در حوزه آموزش عالي در ايران نشان مي دهد كه به طور متوسط سود اجتماعي (Social Benefit) به لحاظ رشد سرمايه انساني و بهرهوري حاصل از اين امر بسيار كمتر از سود شخصي(Private Benefit) آن از نظر درآمد، موقعيت شغلي و اجتماعي است؛ در حالي كه همين نسبت در آموزش ابتدايي و متوسطه معكوس است. به اين ترتيب تصميم بهينه جمعي بايد تحصيلات دانشگاهي را تا جايي ار محل درآمدهاي عمومي تامين كند كه سود اجتماعي آن دست كم از سود شخصي آن براي دانشجويان، كمتر نباشد؛ همان طور كه همين تصميم بهينه بايد شرايط تحصيل رايگان را براي همگان تا پايان دوران متوسطه تامين نمايد. اين تصميم بهينه اجتماعي در جايي اتفاق مي افتد كه منحنيهاي هميشگي تقاضا و عرضه براي آموزش عالي باهم تلاقي مي كنند. از اين فراتر هر تقاضاي اضافي(Excess Demand) با انتقال منحني تقاضا به سمت بالا تامين ميشود كه به معني پرداخت شخصي مابه تفاوت ايجادشده از سوي متقاضي است.
از لحاظ بهينهسازي اجتماعي، تنها در رشتههايي بايد تحصيل رايگان (بخوانيد دولتي) منطقي، عادلانه و اخلاقي باشد كه در ادبيات اقتصادي آنها را داراي برونريزي مثبت(Positive Externality) ميدانيم؛ به اين معنا كه ساير بازيگران، خواسته يا ناخواسته از اثرات مثبت اين پديده سود ميبرند، بي آن كه بهايي براي اين برخورداري پرداخته باشند. هزينه تمامي رشتههاي باقي مانده بايستي بسته به فاصله منفعت شخصي و اجتماعي، از سوي خود افراد پرداخت شود. در نگاه اول به نظر ميرسد بيشتر رشتههاي پزشكي، علوم پايه و علوم انساني ميتوانند از سوي دولت تامين اعتبار شوند و تمامي رشتههای مهندسي (بويژه در دانشگاههايي مانند فردوسي) بايد بطور خصوصي اداره شوند. بر خلاف نظر «بهزاد مهاجر» («فروش شبانه اعتبار»، واحه 60)، در تمامي اين سالهاي سپري شده، نه تنها دانشكده مهندسي با وجود دانشكدههايي مانند علوم رياضي و ادبيات كه قطب علمي كشورند، به هيچ نوع گل سرسبد دانشگاه نبوده است كه اساساً سبدي وجود نداشته تا كجا كه سري و كدامين گلي؟ ... تا جايي كه من ميدانم دانشكده مهندسي دانشگاه فردوسي، با فاصله زيادي بعد از تمامي دانشكده هاي فني شهر تهران (شريف، پليتكنيك، تهران، علم و صنعت، شهيد بهشتي، خواجه نصير و ...)، اصفهان، شيراز و حتي گاه تبريز قرار دارد، تا جايي كه در بعضي رشته ها مانند مهندسي كامپيوتر حتي پشت سر دانشگاه آزاد مشهد قرار مي گيرد! اتفاقا اگر دانشگاه فردوسي نامي و نشاني دارد بيش از آنكه به خاطر دانشكده فنياش باشد، برخاسته از رشتههاي علوم پايه و انساني است و گاه پيش از آن، به دليل فعاليتهايي فرهنگي و نه علمياش مانند فستيوالها و جشنوارههاي هنري و ...
بنابراين تنها شكل قابل دفاع خصوصيسازي در عرصه آموزش عالي، بر حسب رشته، آن هم در ظرفيتهاي مشخص است؛ نه مانند آنچه امروز بر حسب رتبه و به عنوان دستاويزي براي جبران تنبلي دانشگاهها در جبران كسري بودجههاي آموزشي خود صورت ميگيرد. در ادبيات اقتصادي چنين راهحلي Second Best ناميده ميشود كه با وجود راهحل بهينه ذكر شده، توسل بدان تنها از ذهنهاي آشفته سياستگذاران اين مملكت برميآيد. اگر چه آن گونه كه «طاووس هاشمپور» (علم بهتر است يا ثروت؟ يافتند! يافتند! واحه 60)، ما را به آمار سال 1381 حوالت ميدهد؛ در اين مملكت گل و بلبل، چيزي به نام ظرفيت واقعي پذيرش در هيچ رشته، مقطع و دانشگاهي وجود ندارد و همه چيز كترهاي (بخوانيد تجربي!) و براساس چانهزني، مماشات و مصلحتهاي قومي-قبيلهاي برگزار ميشود؛ چيزي شبيه نظام! بودجهريزي در سازمان مديريت و البته تراژدي تصويب آن در مجلس.
مثال معروفي در اقتصاد خرد هست كه دكتر طبيبيان همواره در كلاسهاي اقتصاد خرد پيشرفتهاش به آن اشاره ميكرد: چيزي به نام نهار مفت وجود ندارد (there is nothing such as free lunch) و ما قرنهاست كه داريم هه چيز را مفت مي خوريم، نه فقط نهار را، كه همه چيز را و در اينجا دانشگاه را؛ چرا كه هزينه همه اين خاصهخرجيها قبلاً پرداخت شده است: نفت! دانشگاه به عنوان يك كالاي عمومي(Public Good) مانند تمام اين كالاها دچار تراژدي مصرف بيمسؤوليت(Public Good Tragedy) است؛ اتفاقي در دانشگاههاي ما به نام دانشجوي روزانه ميافتد. مهم ورود به اين عرصه پس از بلاهت كنكور است و پس از آن ديگر خيالي نيست كه هر طور كه باشد ميگذرد. به گمان من سرنخ بسياري از وادادگيها، خمودگيها و بيرمقيهاي فضاي دانشگاهها را (بويژه در اين سال هاي اخير) بر همين اساس ميتوان به خوبي توضيح داد. آن چيزي كه دارد ميشكند نه «قبح تحصيل پولي» كه «تابوي زندگي مفتي» است كه نه شرمندگي و سرافكندگي دارد و نه طلبكاري و خونخواهي؛ چرا كه قرار نيست كه تا هميشه تاوان تصميمگيريهاي غلط، تنبليها و بيحوصلگيهاي خود را از جيب نسلهاي آتي بپردازيم. بر اين مبنا دفاع ار دانشجوي شبانه به نوعي دفاع از شكستن تابوي تحصيل رايگان است كه در خوشبينانهترين حالت مي تواند به يك راه حل بهينه ختم شود و انتقاد از آن، نه به منزله بازگشت به روزهاي خوش تحصيل مفت (بخوانيد بنزين مفت، وام مفت، زندگي مفت!) كه به خاطر در پيش گرفتن مسيري است كه از راه درست فرسنگها فاصله دارد.
سوم – درست است كه دانشگاه براي تامين هزينههاي خود ميتواند و بايد از جامعه و بويژه صنعت كمك بگيرد (كه نميگيرد!) ولي به هر حال تامين خصوصي (Private Provision) يك راه حل مطمئن، منطقي و عادلانه به اين منظور در تمام دانشگاههاي دنياست. اينجاست كه ادعاي كاستن اعتبار مدرك (بخوانيد فروش مدرك) سخت ناشيانه و مضحك مينمايد. از كدام اعتبار نداشته سخن مي گوئيد؟ «كدام قله؟ كدام اوج؟ ما سالهاست كه از جايمان تكان نخوردهايم. ما فقط فرو رفتهايم.» دغدغه اي كه در هاروارد، بركلي، كمبريج و ديگران اساساً وجود ندارد؛ آنها كه دست كم در مقطع كارشناسي و حتي كارشناسي ارشد بيشتر دانشجويان خود را با هزينه شخصي ميپذيرند. بهترين دانشگاه اين مملكت در هيچ رشتهاي در هيچ Ranking جهاني و آسيايي كه هيچ، در همين خاورميانه عقبافتاده هم چندان حرفي براي گفتن ندارد. در جهان سرمايهداري امروز دانشگاه يك باشگاه سرمايهگذاري است كه پس از چند سال سود خود را دست كم در افزايش پايه حقوقي و منزلت اجتماعي تا پايان عمر به فرد پرداخت ميكند. در چنين جامعهاي درست برخلاف اينجا بيش از اين كه «چه» (what) و پيش از آنكه «كجا» (where) خواندهاي، «چگونه»(How) خواندهاي مهم است كه باز بيش از نمرههاي درسي در رزومه تحصيلي و مقالات ارائه شده منعكس ميشود. «چگونه خواندهاي» نه به «چطور وارد شدهاي» كه به «چطور خارج شدهاي» ميپردازد و ما همچنان سُرنا را از سر گشاد آن مينوازيم و چه عجب كه كسي از نواي اين ساز به رقص در نيايد.
چهارم – اگر دانشگاه نميتواند از جامعه براي تامين هزينههاي خود كمك بگيرد به خاطر اين است كه نه فقط هيچ ارتباط ارگانيكي ميان اين دو برقرار نيست، كه هيچ شباهتي هم نميتواند اين دو را به هم نزديك كند. مثل دو غريبه كه بيتفاوت از كنار هم ميگذرند و دست بالا سلامي بيپاسخ، كه اساساً زباني براي مفاهمه و حرفي براي گفتن و همچنان كه گوشي براي شنيدن نيست. هوا بس ناجوانمردانه سرد است. دست ها در جيب، هريك راه خود را پيش ميگيرد. بيخبر از اين كه مسير هر يكي، با ديگري و در ديگري است. در بهترين حالت نمونههايي مثل دانشگاه شريف شعبه هاي بدي از دانشگاههاي اروپايي و آمريكايياند كه حداكثر ميتوانند براي آنها نيروهاي رايگان متخصص تا مقطع كارشناسي و يا كارشناسي ارشد تربيت كنند و براي مملكت خودمان هيچ؛ كه زندگي دانشجويي نه فقط به اندازه دوران دانشجويي تو را از زندگي واقعي، كه در جايي بيرون اين حصارهاي تودرتو در جريان است، دور ميكند؛ كه گاه به قاعده يك عمر از زندگي پرت ميافتي. چرا كه دانشگاه نظام فكري و ذهني تو را به كلي به هم ريخته است و ... دانشگاه هاروارد در محله هاروارد واقع است. بينگهبان و مأموري كه سر هر چهارراه دهانت را ببويند. دانشكدههايش در كنار قصابي و كافه و كتابفروشي و .. است كه زندگي روزمره در همينها جاري است. (براي توضيحاتي بيشتر از اين دست، كتابچه «نشت نشاء» نوشته رضا اميرخاني را ببينيد) و همين طور MIT، UCLA، بركلي و ديگران و در اينجا در دانشگاه شريفش بيمهر و امضا، و اين كه با كي و كجا و تا كِي كار داري، راهت نميدهند و از ان فراتر كه حصارها را تا ميان خودمان هم كش ميدهيم و روزانه، شبانه، شهرستاني و ... بگير تا شماره تمام سالهاي شمسي اخير كه به نام جماعتي تا آخر دوران تحصيل رقم ميخورد. دانشگاه بايد يك حقيقت به هم پيوسته باشد. با خود و جامعهاش. بايد روزانه باشد و خيلي بيشتر از آن شبانه. يك دانشگاه «شبانه» روزي.
بعدالتحرير: اين سطور خيلي سريع قلمي شد. در هراس از اين دغدغه هميشگي كه شايد ديگر فرصتي براي نوشتن نباشد (كه نيست!) تمام اين چهار شماره را ميتوان همچنان ادامه داد و حتي بر تعدادشان افزود، ولي فكر ميكنم براي من همين قدر كه دوباره در كنار «واحه» بودن را تجربه كنم، كافي است؛ هر چند خيلي دور، هر چند خيلي نزديك. براي شما را نميدانم ...
بهرنگ - January 27, 2007 03:22 AM
anonymous :
خسته شدم از اين همه رنگ و بوي "مردانه" اين پست و كامنت ها.(البته همه را تك تك و دانه دانه نخواندم ولي تقريبا 80 درصدش رو خواندم) فقط ميگويم: سهميه بندي جنسيتي رو برداريد بگذاريد خانمها و آقايون خودشان با وجود شرايط فعلي (تحصيلات رايگان و هنجارهاي اجتماعي و...) بهينه مطلوبيت رو پيدا ميكنند!
اقتصاد علم تخصيص بهينه منابع كمياب به نيازهاي نا محدود است. جناب قدوسي شما ميخواهيد منابع رو بهينه تخصيص كنيد ولي هنجارهاي اجتماعي رو بي خيال شويد كه خيلي تاثير ميگذارد روي احساس و ميزان مطلوبيت افراد دارد. "دنياي مرد سالارانه و معيارهاي مردانه" را تغيير دهيد تا ميزان مطلوبيت نسوان هم از تحصيل در رشته هاي خاص به واقعيت نزديك شود
anonymous - January 27, 2007 04:42 PM
محمد :
این که دختران دیرتر کار پیدا می کنند، حداقل در حال حاضر و در تهران و در بازار آی تی که من آشنا هستم افسانه ای بیش نیست. دخترها خیلی راحت تر کار پیدا می کنند. دلایلش هم ساده است: فرمانبردارتر هستند (یا بگویید منظم تر و مقیدتر به قانون ودستور رییس)، کم تر شر درست می کنند، انتظار درآمدی کم تری دارند (چون معمولاً هدفشان صرفاً این است که یک شغل داشته باشند و خانه نشینی نکنند؛ معمولاً یک دختر خرج خانواده اش را نمی دهد، پس به درآمد کم تر هم راضی است) به اضافه موضوع جذابیت هم برای محیط کار و هم برای جذب مشتری که در برخی شرکت ها مطرح است.
از آن طرف، به زنان متأهل خیلی سخت تر کار می دهند، چون تقریباً تمام عوامل بالا معکوس می شود.
محمد - January 27, 2007 08:53 PM
یوتا :
گفتم نظر مشعشع تابانم رو بگم. یادم اومددر بلاگم نوشتم . ارجاع می دهم به آن!
یوتا - January 28, 2007 11:11 AM
من :
به طور کلی وضع هر قانونی باعث محدود شدن آزادی می شه و مگر دولت نباید به فکر خدمت رسانی به جامعه باشد ؟ اینکه بعد از پایان تحصیل پزشک زنی که حاضر به کار در مناطق محروم نشده هزینه ی تحصیلش را بپردازد با توجه به ظرفیتهای محدود دانشگاهی چه دردی از آن منطقه ی محروم بی پزشک دوا خواهد کرد؟
حامد: دردی که دوا خواهد کرد این است که اولا یارانه تخصیص داده شده پس گرفته می شود و می شود آن را برای بهبود بهداشت در آن روستا خرج کرد. ثانیا افراد را تشویق می کند که اگر نمی خواهند کار کنند جای کس دیگری که بعدا می خواهد به آن روستا برود را اشغال نکند.
من - January 28, 2007 02:45 PM
Mehran :
واقعا فکر می کنی که چون آمار قبولی دخترا بیشتره اونا بهترند .؟؟؟!!! نه بابا جون اونا چون هیچ کاری جز درس خوندن ندارن میشینن درس می خونن ولی ما بدبختا باید بریم دنبال یه لقمه نون و .......
امان از دست شما وبلاگ نویسا که موضوع رو هر جور بخاید جلوه میدید....
Mehran - February 17, 2007 02:40 PM