« حراج پول | صفحه اول | حراج قیمت دوم »

9 اسفند 85

تعیین ناپذیری نرخ ارز

دو کشور را تصور کنید که بین آن ها تجارت آزاد برقرار است. ضمن این که پول ملی هر کدام در کشور دیگر قابل قبول است و می تواند برای خرید و فروش کالاها به کار رود. آمریکا و کانادا یا کشورهای اروپایی پیش از معرفی یورو یا احتمالا کشورهای عرب خلیج فارس نمونه ای از این ماجرا هستند. در این صورت به لحاظ تئوری نرخ برابری ارز این دو کشور می تواند هر رقم دل خواهی باشد و یا به عبارت دیگر هیچ عدد مشخصی برای نرخ ارز به دست نمی آید.

دلیلش ساده است: نرخ ارز صرفا یک توافق است. فرض کنید دو پول الف (کشور اول) و ب (کشور دوم) داریم. با توجه به این که بین دو کشور تجارت آزاد برقرار است قیمت های کالاهای قابل مبادله در دو کشور یک سان خواهد بود. فرض کنید بازار قیمت ها را در هر دو کشور بر اساس ارز کشور الف تعیین کرده و مثلا قیمت تخم مرغ 10 واحد الف به دست آمده است. حال فرض کنید نرخ ارز را معادل 5 تعیین کنیم. در این صورت هر واحد ارز الف معادل پنج واحد ارز ب مبادله خواهد شد. قیمت تخم مرغ هم که 10 واحد الف بود حالا می شود 50 واحد ب. اگر نرخ ارز را به جای 5 مثلا 20 تعیین می کردیم قیمت تخم مرغ بر حسب ارز ب می شد 200 واحد.

برای این که موضوع برایتان ملموس شود ریال و تومان را به عنوان ارز دو کشور در نظر بگیرید که نرخ برابری آن ها ده است. فرض کنید که از فردا هر تومان را معادل 5 ریال تعیین کنیم. هیچ اتفاق خاصی نمی افتد. قیمت همه چیز بر حساب ریال معلوم است و فقط وقتی می خواهیم چیزی را به تومان بدهیم به جای تقسیم بر ده رقم را بر پنج تقسیم می کنیم. اگر هم اسکناس های تومان و ریال جدا داشتیم در شرایط جدید هر اسکناس یک تومانی را با پنج اسکناس یک ریالی مبادله می کردیم. رقم هر تومان برابر ده ریال فقط یک قرارداد است که می تواند معادل هر رقم دیگری تعیین شود.

در چنین شرایط دو کشور می توانند یک رقم دل خواه را برای نرخ برابری دو ارز اعلام کنند و از آن به بعد همیشه با آن نرخ ثابت کار کنند.



   نظرات

روزبه :

حالا يك سوال دارم: آيا اين مساله اثرات رواني‌اي نداره؟ يعني مثلا اگر نرخ ارز يكي ده برابر يكي ديگه باشه در مقايسه با اين كه نرخ يكي پنج برابر يكي ديگه باشه، آيا در عمل تفاوتي ايجاد نمي‌كنه؟ يعني آيا صرفا يك ضريب ساده است؟ يا اين كه خود مقدار تفاوت هم (بعدا و در مرحله‌ي بعدي) روي مقدار تفاوت اثر مي‌ذاره؟ (نمي‌دونم كه آيا تونستم منظورم رو برسونم يا نه)

حامد: به نظر نمی رسه اثرات روانی داشته باشه خصوصا در سطح این مدل خیلی ساده ای که ما بحث می کنیم. در هر صورت مدل هایی در این سطح اثرات روانی به اون معنی را نمی توانند درون زا کنند.

 

پیمان :

حالا اگه یک کدوم از کشورها ظریب رو ناگهانی عوض کنه، قیمت جنسهایی که توی کشور الف و ب تولید میشه عوض میشه و اون فرض اولیّه که جنسها در دو کشور هم قیمتند مگر با یک ضریب ثابت به هم می خوره. در نتیجه همین طوری قراردادی هم نیست، اگه هر کدوم ضریب رو عوض کنه جنسهای یکی از اون یکی ارزون تر تموم می تونه تموم بشه، این کار رو در شرایط کاملا تجاری آزاد اگه تکرار کنند در نهایت قیمت ارز هر دو کشور یکی میشه.

حامد: ببین یک فرض را فراموش نکن: ارز هر دو کشور در هر دو طرف معتبر است. در این صورت با تغییر این ضریب قیمت اجناس در هر دو طرف به قیمت یکی از ارزها (مهم نیست کدام) برابر خواهد بود و باز مساله عدم تعیین وجود خواهد داشت.

 

سهامدار جزء :

این با این فرضه که سیستم آدیاباتیکه و کشور سومی وجود نداره درسته؟ چون در صورت وجود سومی و وجود بازار آزاد خرید و فروش این دو ارز بر پایه ارز سوم کاملاً نرخ دو ارز رو نغییر میده. چیزی که امروز در بازار آزاد ارز می بینیم

حامد: بزار فکر کنم روش.

 

katayon :

salam
matlabe ke dar morede mohajerat neveshte bodin kheyli shiva o ravan bod .zemne inke omidvaram be lezate paydar to zendegiton beresin va jaye khoshali dare ke edaye vatan parasty nadarid va ba khodeton ro rastin .chon matalebe baghye dostano to bloge anar khondam be jahate alagheye ke daram be in masale ,vali az tahlileton lezat bordam .paydar bashin

 

katayon :

bazam salam , aghaye ghodosy mitonam az etellate shoma baraye apply gereftan estefade konam ,mitonid rahnamaeem konid ?adrese maialo gozashtam khoshal misham betonid rahnameem konid ,paydar bashin .katayon

 

علی :

آقا من یک سوال ابتدایی دارم، در دنیای واقعی چه چیزی نرخ برابری پولها را تعیین می کند؟

حامد: یک اصل کلی این است که قیمت سبد کالا به دو ارز باید یک سان باشد تا فرصت آربیتراژ پیش نیاید. منتها این کمی با بحث متفاوت است از این حیث که در این بحث قیمت کالاها در هر دو کشور بر حسب هر دو ارز به صورت درون زا تعیین می شود.

 

تک مضراب :

با اجازه آدرستان را در وبلاگم درج کردم برای سهولت دسترسی

 

بهاره :

این شرایط واقعا در امریکا و کانادا برقراره؟ ترخ برابری دلار امریکا و کانادا امروز با دیروز فرق داره : امروز هر دلار امریکا برابر 1.16818 دلار کانادا است و دیروز 1.16128 بوده است. این عدم تعیین قیمت را چی تعریف می کنی؟ فکر کنم بیشتر منظور ثبات در قدرت خرید با پول دو کشور بوده است.

حامد: نه دقیقا. آمریکا و کانادا به این مدل نزدیک هستند ولی نه کاملا.

 

مينا :

من هم مي خواستم از تاثير حضور كشور سوم (و به همين ترتيب الي آخر...) بپرسم.

حامد: سوال خوبی است. راستش من به مدل سه کشوری فکر نکرده ام. بزار روش فکر کنم. هر چند که حدس اولیه ام این است که همیشه تعداد مجهول ها بیش از معادلات خواهد بود و نرخ ارز غیرقابل تعین می شود. البته این فقط حدس است.

 

Alireza :

dude, I think your discovery must be mentioned in discovery channel!:)
there are many parameters affecting rate of exchange between two currencies.
having said that: what you are saying I think is implemented in Italy before they convert to Euro!
because the entire thing becomes a ratio!
shad bashi

 

Esmaeil :

salam
tahlil khobi bod. faghat mesaletan be jaeh roshantar kardan mozoh an ra mobham tar kardeh ast.
man khodam yek nemoneh jaleb az in vazeaat ra soraghdaram mesal canada va USA mesal khobi barayeh in mozonist
mitavanestid keshvari mesle jomhori cheque ra mesal bezanid dar in keshvar hanoz pool rayej khodash ra darad va gharar ast sal ayandeh be EuroZone bepivandad leza mandom in keshvar ham az pool khodeshn estefadeh mikonana va ham az Croon cheque( vahed pool keshvar cheque)va hadopool dar in keshvar raej ast albateh faramosh nashvad ba voojod i nkeh taghriban tamamai mazazeha har 2 pool ra gahabool mikonad baz ham dar in keshvar sarafi ast va nerkhhayeh motafaveti arz vojood darad vali tafavoot ha jozee ast.
batashkoor

حامد: ممنونم اسماعیل جان. مشکل مثال جمهوری چک این است که پول این کشور در اتحادیه اروپا ارزش مند نیست و شما نمی توانید مثلا با کرون در کشور همسایه یعنی اتریش خرید کنید. این فرض اول ما را نقض می کند. آمریکا و کانادا از این حیث مثال خوبی است که پول هر دو کشور در هر دو جا قابل قبول است.

 

احمدسیف :

حامد گرامی. درهمین مثال عددی که زده ای خودت دنباله مثال خودت را نگرفته ای. وقتی که پول الف مساوی ده واحد پول ب باشد و قیمت تخم مرغ هم ده واحد الف باشد خوب براساس فرضیات مستتر در پست خودت، قیمت اش در کشور ب هم می شود 100 ب که معادل ده واحد الف است. واگر این طور که می گوئی رابطه ده به یک بشود 5 به یک، خوب قیمت داخلی دریکی معادل 100 واحد « پول ب» باقی می ماند و دردیگری هم می شود 50 واحد ووقتی فرض تجارت آزادرا در نظر داشته باشی تولید کنندگانی که با قیمت 100 واحد به تعادل رسیده بودند، دوام نمی آورند. نکته این است که این « مداخله» تو قیمت محصولات را در ی کشور تغییر می دهد نه در هر دو. درهمین مثال تو، تو به واقع تمرکز کرده ای روی قیمت تخم مرغ در کشورب: ولی چرا فکر می کنی درکشور الف هم قیمت تخم مرغ به همین روال تغییر می کند؟

حامد: ایرج عزیز سلام و ممنون از تذکرت. ببینید وقتی دو فرض تجارت آزاد و اعتبار ارز هر دو کشور در هر دو جا را داریم این اتفاقی که فرموده اید نمی افتد. برای این که قیمت ها - بر حسب هر دو ارز- که ناشی از شرط تعادل در بازار پول است برای دو کشور به صورت همزمان تعیین می شود و در واقع ما تفاوتی بین تولیدکنندگان دو کشور نداریم. در واقع دو شرطی که قبلا عرض کردم هیچ امکانی برای تفکیک تولیدکننده کشور الف و ب باقی نمی گذارد. به محض تغییر نسبت قراردادی برابری ارزها بازار پول دوباره به تعادل جدیدی می رسد که در آن قیمت هر چیزی بر حسب دو ارز نسبت برابری دارد.

 

:

کسانی که با فرض تناسب قبلی پولی داشته اند چه می شود؟ غیر از این است که به طور ناگهانی ثروت واقعی آنها نصف می شود؟ به نظر نمی رسد که به سادگی که می گویی باشد.

حامد: نه ثروت آن ها نصف نمی شود. قیمت فقط یک قرارداد است. قیمت ظاهری کالاها و قیمت تبدیل دو پول به هم تغییر می کند ولی در رفاه واقعی تغییر خاصی حاصل نمی شود.

 

Maziar :

سلام اقا حامد.اول تشكر ميكنم كه براي مقالم وقت گذاشتين.خيلي خوشحال شدم و انگيزه پيدا كردم.
من فكر ميكنم نرخ ارز در بازار آزاد توسط نمودار عرضه و تقاظا براي اون ارز به دست مياد.يعني اگه تقاظا براي كالاي انگليسي در آمريكا بالا بره,چون پوند بيشتري براي واردات لازمه, مقدارپوند در آمريكا كم ميشه,ولي تقاظا براش بالاست.eqilibrium اين عرضه و تقاظا مشه نرخ ارز. به نظرم اگه توافقي باشه آزاد نيست, درسته؟(تقاضا يا تقاظا؟ p:)

 

نیما همدانی رجا :

سلام،

آقا من فکر می کنم حجم نقدینگی در این نرخ گزاری (یا حداقل دینامیکش) تاثیر داشته باشه. مثالی که الان توی ذهنمه اینه که اگه یکی از این دوتا کشور کلی اسکناس چاپ کنه و بده دست مردم خودش این باعث می شه یه بلایی سر مردم اون یکی کشور بیاد و چون بلا! فقط می تونه معنی کم شدن قدرت خرید بده یعنی باید نرخ برابری یه تکونی بخوره.
از طرفی شهودم می گه حق با توست. یه کمکی بکن!

حامد: سوال این که اگر یکی از کشورها اسکناس چاپ کنه چی می شه بسیار سوال جالب و مهمی است و در عمل هم مصداق داره. یک پست مستقل دراین مورد می نویسم. علی الحساب بگم که اگر یک کشور تحت این فروض پول اضافی چاپ کنه تورم به هر دو کشور منتقل می شه (فرض کن ظروف مرتبطه هستند) ولی منافعش فقط به مردم کشور اول می رسه و لذا مساله سواری مجانی وجود داره.

 

نیما همدانی رجا :

حق با توست. کما این که در یک کشور واحد هم تورم به همه می رسه ولی کسایی که اول خط نشستن سود می کنن. سوال من در مورد تاثیر این چاپ اسکناس (یکی از دو نوع) روی نرخ برابری است.

حامد: نیما جان فراموش نکن که سرایت تورم فقط به یک دلیل اتفاق می افتد و آن هم "ثابت نگاه داشتن نرخ ارز" است. در واقع هم در این مدل و هم در واقعیت نرخ ارز مستقل از این تحولات برای سال ها به صورت توافقی روی یک رقم ثابت حفظ می شود. اگر می خواهی مدل واقعی آن را در دنیا ببینی قرارداد
breton and woods
را که در دهه 60 و 70 بین آمریکا و اروپا در جریان بود نگاه کن.

 

مهدی (غ) :

به نظر من قرار دادن کشور سوم یا واحد پول سوم با شرایط گفته شده مثل اینه که ارزش منطقه ای برای کالا ها قرار بدهی (کاملا مخالف بازار آزاد محض فرض) و چون بازار آزاد مطلق در واقعیت نداریم به نظر می آد که واقعیت با کشور سوم به این شکل در آمده.

به نظر من این ارزش های منطقه ای یک واقعیته که با توجه به تفاوت فرهنگ ها و فاصله ها وجود داره، مثلا نیاز به پوشاک یا سوخت : یک کشور سرده یکی گرم اون وقت ارزش کالا ها در دوطرف مساوی نیست. اگر در همان حالت محض بازار یک کشور سوم بگیریم که در این بازار نیست میشه ارزش گذاری پول آن را روی کالاها هم ارز همان ارزش گذاری های معنوی و کاربردی گرفت. اینطور نیست؟

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007