سود بانک های تجاری
یکی از سوالاتی که سال ها قبل هم در ذهن خودم بود و هم در سال های اخیر بارها از طرف دوستان با آن مواجه شده ام این است که اساسا یک بانک تجاری (در کشور ما بانک تجاری یعنی تقریبا همه بانک ها غیر از بانک مرکزی) چگونه خلق پول می کند و چگونه سود می برد؟
با یک مثال ساده توضیح می دهم. فرض کنید من هزار تومان در بانک الف در حساب پس اندازم می گذارم. آیا بانک با این هزار تومان قرار است هزار تومان وام بدهد؟ نه! احتمالا با این هزار تومان من چیزی در حد پنج هزار تومان وام می دهد!! کمی عجیب است ولی در واقع منطق بانک داری همین است. بانک می داند که اگر مثلا هزار تومان به یک مشتری وام بدهد او قرار نیست همه پول را یک جا از حسابش به شکل اسکناس بیرون بکشد و مثلا به فروشنده خانه اش بپردازد بل که معمولا چک می کشد و بدون جا به جا کردن اسکناس خرید و فروش را انجام می دهد. فروشنده خانه هم متعاقبا برای پرداخت هزینه سیمان و تیرآهن خانه هایی که می سازد لزوما پول نقد از بانک بیرون نمی کشد بل که مجددا چک به آن ها می دهد و این چک ها همین طور یا دست به دست می گردد یا وارد یک حساب می شود و از آن حساب چک جدیدی صادر می شود. ماجرا به همین سادگی است. بانک می داند که در هر لحظه از زمان هر مشتری به احتمالی کم تر از یک (مثلا 20%) سعی می کند موجودی خودش را به نقد تبدیل کند لذا با داشتن هزار تومان پول نقد در صندوقش می تواند هم زمان به پنج نفر وام هزار تومانی بدهد. به این ترتیب بانک هزار تومان را عملا تبدیل به پنج هزار تومان نقدینگی کرد.
در دنیای دیجیتال ماجرا جدی تر هم شده است و حتی مشتریان خرد هم که در کشوری مثل ایران باید پول نقد برای خریدهای روزانه بردارند نیاز زیادی به پول نقد ندارند. من خودم شخصا شاید کم تر از 10% کل خریدهایم را با اسکناس انجام می دهم. چون در اکثر فروش گاه ها امکان پرداخت با کارت وجود دارد. به این ترتیب من نوعی ممکن است 1000 یورو در حسابم داشته باشم ولی سال به سال این 1000 یورو را به پول نقد تبدیل نکنم و فقط از بانک بخواهم که یک رقم مشخص را از فایل من کم کرده و به فایل فروشنده اضافه کند. این دست بانک را برای این که به اعتبار این 1000 یورو من به افراد زیادی وام یا اعتبار بدهد بازتر می کند.
حال بانک چطور سود می برد؟ کار اصلی بانک این است که یک دارایی غیرنقدی را تبدیل به دارایی نقدی می کند. مثلا فرض کنید که من سازنده خانه هستم ولی پولی برای پرداخت حق الزحمه بنا و آهن و گچ ندارم. وقتی از بانک وام می گیرم بانک در مقابل وام من سند زمین را گرو برمی دارد و تا زمان بازپرداخت جزو دارایی های خودش می کند. در عوض به من می گوید من حسابت را به میزان وام درخواستی ات شارژ کردم (دقت کنید که هیچ خبری از پول اسکناسی نیست. بانک فقط یک عدد را در فایل من عوض کرد). من هم حالا با پول بیش تر در حسابم (که البته چیزی جز یک عدد نیست) می توانم مصالح بخرم و هر بار از بانک بخواهم که آن عدد کذایی را از حساب من کم کرده و به حساب بنا و آجرفروش اضافه کند. آخر سر هم وقتی خانه را ساختم و پول دستم آمد (در واقع باز فقط رقمی به حسابم اضافه شد) می روم تا وامم را تسویه کنم و لذا بهره ای به بانک می دهم و سند زمینم را پس می گیرم. تمام شد. بانک با این جا به جا کردن رقم های رایانه ای هم مشکل من را که پول نقد نداشتم حل کرد و هم خودش صاحب سود شد بدون این که خیلی هم نیازی به داشتن اسکناس یا پول واقعی داشته باشد.

نظرات
ehsan :
این ۵ برابر از معکوس اون ۲۰ درصده؟ در این صورت اگر بانک مطمئن باشه که من قرار نیست پولم رو بردارم از حساب (مثلا به دلیل اینکه من همسایهی رییس بانک بودم و همین دیروز مردم و هیچ وارثی هم ندارم) اونوقت میتونه به همهی عالم و آدم وام بده به خاطر اون هزار تومن من؟
حامد: اشتباه نکن. اون 20% مال صاحب حساب پس انداز نبود بل که مال وام گیرنده ها بود. (یک بار دیگه متن را بخون). البته برای این که بانک به این وسوسه ای که تو می گی دچار نشه بانک مرکزی هر کشوری بانک ها را مجبور می کنه تا درصدی از پولی که اعتبار می دن را پیش بانک مرکزی به عنوان ذخیره احتیاطی بزارن. این در واقع تعداد کسانی که می تونن روی هر تومان وام بگیرند را شدیدا محدود می کنه.
ehsan - February 13, 2007 09:17 AM
آدم :
از وقتی میبینم کلی آدم از راه این وبلاگ من رو پیدا میکنن و بهم سر میزنن تصمیم گرفتم الکی هم که شده یمک چیزی بنویسم.
:)
آدم - February 13, 2007 09:47 AM
حق پرست :
حرفتون درسته ولي تحليلتون نارساست. چون شمابانك تمام اين افراد را يكي فرض كرديد.
حامد: نه این موضوع مهمی نیست که ماجرا را عوض کند. بانک ها به هر مرتبطند. خصوصا در دنیای دیجیتال که شما عملا پول ها را بین حساب های بانکی مختلف هم با رقم های رایانه ای جا به جا می کنید.
حق پرست - February 13, 2007 10:01 AM
Mohammad :
اين کاری که ميگی بانکها ميکنن چه فرقی میکنه با افزايش دادن نقدينگی به دست دولت؟ مثلا فرض کن تو يک جامعهی فرضی همهی مردم پولهاشون رو به صورت اسکناس تو خونه نگه ميدارن. حالا يک مرتبه يک بانک تو اين جامعه ايجاد میشه (با استراتژیای که گفتی) و همه پولهاشون رو به اين بانک میسپرن. آيا اين مثل اين نيست که حجم نقدينگی تو کل جامعه يک مرتبه ۵ برابر بشه؟ من که گيج شدم.
حامد: اصلا گیچ نشو. تحلیلت کاملا درسته. ولی دقت کن که بانک به صورت یک پالس وارد جامعه نمی شه. بانک ها ده ها سال است که هستند و همین کار را می کنند و با ورود یک بانک جدید اتفاق خیلی جدیدی نمی افته. ضمن این که مردم نمی آیند همه پول را توی بانک بزارند بل که فقط آن بخش مربوط به پس انداز را می زارند که درصد خیلی بزرگی نیست.
Mohammad - February 13, 2007 10:05 AM
Mohammad :
يه سوال ديگه: آيا در کشورهای پيشرفته قوانينی وجود داره که محدود کنه ميزان وامی که بانکها میتونن بدن رو؟ میدونم تو خيلی کشورها (مثل آمريکا) دولت سپردههای بانکی رو تا يک سقفی تضمين میکنه (در برابر ورشکستگی بانک). طبعا بايد قوانينی وجود داشته باشه که نگذاره که بانکها به صورت خيلی ريسکی عمل کنن و وام زيادی بدن (که در نتيجهاش سود زيادی خواهند داشت و ريسک ورشکستگیشون هم زياد خواهد بود). يه سوال مربوط که قبلا برام ايجاد شده بود اين بود که چه قوانينی موسسههای بيمه رو محدود ميکنه که بیرويه پوشش بيمه نفروشند؟ مثلا فرض کن يک موسسهی بيمه يه مقدار خيلی زيادی بيمهی خسارت زلزله بفروشه، و سود زيادی ببره، و در صورت وقوع يک زلزله هم کمپانی اعلام ورشکستگی کنه. طبعا بايد قوانينی باشن که جلوی چنين کلاهبرداریای رو بگيرند.
حامد: در مورد بانک ها به جوابی که به کامنت اول دادم رجوع کن. در مورد بیمه دقت کن که بیمه و بانک یک فرق مهم با هم دارند. بیمه پول خلق نمی کند بل که پیش پیش هزینه بیمه را از افراد می گیره. فرض بیمه اینه که همبستگی بین تصادف همه افراد منفی است. ولی اگر بیمه فقط بیمه زلزله بفروشد و همان سال اول زلزله ای بیاید که خانه همه را خراب کند عملا بیمه ورشکسته است.
Mohammad - February 13, 2007 10:11 AM
farzaneh :
سلام خسته نباشید
ببخشید می دانم مطزح کردن این تقاضا نهایت وقاهت و پر رویی است ولی باور کنید مجبورم .اگر ممکن است در مورد کنترل پروژ ه وگرافیکال مدل برام توضیح بدهید و یا حداقل چند تا سایت معرفی کنید ببخشید من باید تا شنبه نتیجه اش را به استادمون اعلام کنم خلاصه اینکه please help me
farzaneh - February 13, 2007 10:17 AM
پیمان :
در واقع بانک پول جعل کرد !
پیمان - February 13, 2007 10:22 AM
سعید پورحیدر :
سلام . ممنون از اینکه به یکی از مطالبم لینک دادی . موفق باشی
سعید پورحیدر - February 13, 2007 10:28 AM
Ghazal :
ba inke ye kam sakht bood vali say mikonam azash sar dar biaaram. in avalin baare ke be webloge shoma sar mizanam. zaaheran por mohtavaast! baraye khandane baghie mataleb bayad vaght bezaram. movafagh baashid
Ghazal - February 13, 2007 10:29 AM
سيدشهابالدين حسنزاده :
مطالبتون آموزنده و مفيده اما بهتره اصطلاحات علمي مربوط به مطالبتون رو هم ذکر کنيد تا مطلب کاملتر باشه؛ مثلاً سپرده اطمينان بانکها نزد بانک مرکزي و ... اصطلاحات خاص دارند!
سيدشهابالدين حسنزاده - February 13, 2007 11:05 AM
بهرنگ :
يادمه قبلاً میگفتن %25 (منبع: کتاب اقتصاد 1 دبيرستان)
در ضمن بر اساس اين %20، بابت 1000 يوروی شما، بانک فقط میتونه 4000 يورو وام بده. چون بايد 200 يورو رو هم بايد بابت خود شما نگه داره
بهرنگ - February 13, 2007 12:15 PM
بهاره :
سلام
یادمه پدرم قبلا یک چیزی راجع به اینها گفته بود ولی من اون موقع کوچک بودم درست درک نکردم! حالا بانکهای ایران اگر این را می دانند با این حساب باید به سرعت جت شبکه الکترونیکی شان را راه اندازی کنند ولی انگار اصلا خوششان نمی آید به هم وصل شوند. (چه مصیبتی است پول از یک بانک به بانک دیکر بردن)
هووم، تعریف پول؟ اسکناس؟ چک؟ یک کمی (نه بیشتر از یک کم!) قاطی کردم. مگر پول اعتبار نیست؟ پس نباید اسکناس با چک خیلی فرق کند؟ سپرده دیداری چی بود؟
بهاره - February 13, 2007 02:25 PM
احمدسیف :
حامد عزیز: بر خلاف معمول که پست هایت را خیلی دقیق می نویسی، این جا بحث ات- به گمان من- اصلا دقیق نیست. یعنی تو بین پول، شبه پول، و جانشین پول تفکیک قائل نمی شوی. بعلاوه، همه تاکیدت را گذاشته ای روی بانک های تجارتی، در حالی که این سالها، با گسترش بنگاههای مالی غیر بانکی، نقش بانک ها در ایجاد پول و اعتبار در اقتصاد کمتر شده است. از اطریش خبر ندارم ولی در انگلیس- اغلب فروشگاههای بزرگ کارت های اعتباری دارند که ضرورتا سرودمش به یک بانک وصل نیست ولی اعتبار تقریبا بی حساب در اختیار مشتری می گذارند و اصلا هم لازم نیست که برای گرفتن این اعتبار کسی پولی به حسابی بگذارد.الان وضعیت در انگلیس به جائی رسیده است که سالهاست بانک مرکزی درباره عرضه پول آمار منتشر نمی کند- یعنی با وجود این همه شرکت های مالی که ضرورتا از سوی بانک مرکزی هم کنترل و نظارت نمی شوند، میزان واقعی پول و شبه پول و جانشین پول- که در عرصه تامین مالی معاملات نقش مشابه دارند، اطلاعات قابل وثوقی دردست نیست.حتی این روزها هم در اینجا بحث برسراین است که بانکها و این گونه موسسات اندکی زیادی وبی حساب « قرض» می دهندو امکانات اعتباری زیادی در اقتصاد به جریان انداخته اند که یکی از پی آمدهایش- به گفته یک برنامه جدی رادیوئی که صبح در حین رانندگی از لندن گوش می کردم-افزایش بی رویه قیمت خانه در انگلیس است. معترضه بگویم و بگذرم که دراوایل سالهای 90 که با وضعیت مشابهی روبرو شده بودیم، با بالا رفتن نرخ بهره، درمقطعی 1000 خانوار در هفته ورشکست می شوند و بانکها هم آنها را از خانه هایشان بیرون می کردند. بانک ها و این موسسات هم خانه هاراسرریز بازار کرده بودند که نتیجه اش سقوط چشمگیر قیمت خانه بود. به حدی که من د راواسط دهه 90 نتوانسته بودم خانه ام را درلندن به قیمتی که دهسال پیشتر خریده بودم بفروشم.آیا باز هم آن گونه می شود، نمی دانم. ولی پیش خودت بماند، به قول معروف، بویش می آید...
آقا شرمنده، که آن کاررا هنوز تمام نکرده ام. می کنم. اندکی گرفتاری داشتم.
احمدسیف - February 13, 2007 03:26 PM
پيمان :
سلام.
در مورد پست قبليت مي خوام بنويسم ! من اين ترم با دكتر طيب نيا كلاس دارم . در دولت هاي مختلفي حضور فعال داشته و اخيرا از سازمان برنامه و بودجه همراه با دكتر رهبر آمده بيرون. مي داني؟ كلاسهايش براي من تبديل شده به مجلس روضه بس كه وضعيتمان گريه آور است. بعد از كلاسها واقعا دپرس مي شم. مي گفت ما مي خواستيم متمم بودجه بدهيم مي دانستيم كه راي آوردنش غير علمي و غير منطقي است اما من گفتم در اين متمم طرحهاي عمراني را براي هر بخش و ده و روستا و شهري بنويسيد حتما راي مي آورد و راي آورد ... و نتيجه مي گرفت كه در اين مملكت هر كسي تنها وظيفه خود را اين مي داند كه طوري رفتار كند كه در دوره بعد هم راي بياورد. از اين جور بي وجدانيها زياد است در اين مملكت ... به آن دانشجو مي تواني بگويي جهان سوم جايي است كه هر فرد در آنجا - چه در دولت چه در ديگر نهادهاي عمومي يا خصوصي تنها وظيفه مطلق خود را حداكثر كردن تابع مطلوبيت كاملا شخصي خود مي داند ...
پيمان - February 13, 2007 05:14 PM
ali :
مطلبتان جالب بود، کلی وقت بود این سوال تو ذهنم بود، تصادفا این مطلب را خواندم و استفاده کردم. با صحبت دوستی هم که در مورد تعلل بانک های ایرانی در تبدیل شدن به بانک های الکترونیک نوشته بود هم کاملا موافقم، چند سال پیش تجربه نزدیکی کاری با یکی از این بانک ها را داشتم، پرسیدم چرا با وجود مزایای مختلف عجله نمی کنید، عمده ترین دلیلش را ترس های امنیتی می دانست، زیاد مطمئن نبودند در این کار.
اما این روزها به خاطر فعالیت های بانک های خصوصی، تحرک خوبی ایجاد شده است اما این بار بدنه جامعه ایران قابلیت پذیرش را ندارد. زمان می خواهد، زمان ...
همین!
ali - February 13, 2007 08:17 PM
reza :
i think part of the picture is incomplete, banks offer loans to business; their competitiveness comes (partly) from their skill in choosing the right loans/projects and offering the best (lowest) loan rates and (highest) deposit rates, and so on
reza - February 14, 2007 01:32 AM
شهرام كريمي :
سلام
دكتر طبيبيان ميگفت رسوب پول مشتريان حداقل 29 درصد است.
شهرام كريمي - February 14, 2007 08:58 AM
bita :
در مرحله اتمام مقاله ام در مورد بانکهای الکترونیکی بودم و برای اینکه چیزی از چشمم دور نمونه خواستم یک نگاهی به منابع فارسی روی اینترنت بندازم که به این تاپیک رسیدم .
جالب بود
مرسی
bita - February 21, 2007 11:05 PM