تورم و پول با پشتوانه
یکی دو نفر از دوستان پرسیدند که آیا در ایران هم پول بدون پشتوانه رایج است؟ به نظرم این سوال یک بحث جالب را باز می کند. در ذهن خودم چندین مکالمه در ایران را به خاطر می آورم که آدم ها از چاپ پول بدون پشتوانه شکایت کرده اند و آن را عامل تورم برشمرده اند. وقتی هم پرسیدم که منظور از پول بدون پشتوانه چیست پاسخ دادند یعنی پولی که معادلش طلا در خزانه نیست و الکی چاپ شده است.
من نتوانستم قانون یا سند مشخصی که این موضوع را به طور روشن بیان کند پیدا کند و لذا با قاطعیت نمی توانم در مورد ایران نظر بدهم ولی حداقل می توانم بگویم که استدلالی که مردم در کوچه و خیابان می کنند به لحاظ منطقی اتفاقا خیلی بی راه نیست و حدس می زنم ممکن است زمینه تاریخی هم داشته باشد یعنی به دوره ای اشاره کند که شاید در ایران پول پشتوانه دار (Backed Money) رایج بوده است. من شخصا البته نمی دانم که آیا چنین دوره ای در تاریخ بانک داری ایران وجود داشته یا نه و فقط از روی صحبت مردم حدس می زنم که شاید چنین دوره ای بوده باشد.
بخش منطقی صحبت فوق این جا است که در شرایطی که پول پشتوانه دار باشد تورم به سختی (یا با روند و دلایلی متفاوت) رخ می دهد. برای این که در پول پشتوانه دار ارزش هر قطعه اسکناس بر حسب فلز قیمتی (مثلا طلا) مشخص است و اگر قیمت متوسط طلا (با صرف نظر از تغییرات جهانی قیمت آن) با قیمت بقیه کالاها متناسب باشد تورم در اقتصاد نمی تواند رخ دهد. برای این که نمی توان از یک طرف در مقابل یک اسکناس همان یک گرم طلای سابق را طلب کرد ولی به ازای یک کیلوگوجه فرنگی دو برابر سابق اسکناس تحویل داد. تورم در چنین اقتصادی شبیه این است که قیمت نسبی طلا و گوجه فرنگی تغییر کند که اساسا پدیده ای متفاوت از بحث ما است و ربطی به تورم به معنی رایج ندارد.
لذا مردم ایران به درستی می گویند که اگر پول با پشتوانه داشتیم تورم رخ نمی داد ولی این جا را اشتباه می کنند که اگر سیستم پولی بر اساس پول بدون پشتوانه عمل کند "لزوما" تورم رخ می دهد یا به عبارت دیگر به اشتباه بی پشتوانه بودن پول را "علت" تورم می شمارند. سیستم بدون پشتوانه هم اگر نرخ رشد عرضه پول و تولید در اقتصاد را برابر نگاه دارد تورمی رخ نمی دهد.

نظرات
احمدسیف :
حامدگرامی: همانطور که خودت در پست های قبلی اشاره کرده ای بیش از 30 سال است که هیچ پولی در جهان پشتوانه ندارد. حالا یا 1971 یا 1973 ولی در آن سال به قول معروف طلا را demonetised کردندیعنی رابطه اش با پول قطع شد. در باره این تاریخ هم من مطمئنم که منابع تو درست نیستند. چون در 1971 قرار شد که دلار از 35 دلار برای هر اونس طلا به 37 دلار برسد- شاید مشکل حل بشود- ولی نشد. و در1973 بالاخره رابطه را بطورکامل قطع کردند و نظام « برتون وودز» به صورتی که بود به پایان رسید.
احمدسیف - March 10, 2007 02:22 PM
مهدی :
آقا این پست های آخرت خیلی مفید و آموزنده و جالب شده.خواستم بگم مرسی
مهدی - March 10, 2007 04:43 PM
روزبه :
خوب سوال قبلي من باز ايجاد شد و شايد الان بهتر بتونم بپرسم:
نوشته بودي كه "سیستم بدون پشتوانه هم اگر نرخ رشد عرضه پول و تولید در اقتصاد را برابر نگاه دارد تورمی رخ نمی دهد". اين برابر نگه داشتن چه طوريه؟ يعني منظورم اينه كه تنها رشد مهمه و نه مقدار توليد؟ يعني براي تغيير سرعت عرضه پول، به مشتق ميزان توليد نگاه ميكنن؟
يه مقدار برام مبهمه كه يه دولت اگه بخواد بدون آزمون و خطا بفهمه كه چه قدر پول ميتونه چاپ و عرضه كنه، چه كاري بايد انجام بده؟
حامد: دقیقا. فرض کن در استدی استیت هستیم. حالا تولید با نرخ آلفا رشد می کند. اگر حجم نقدینگی هم با این نرخ رشد کند بازار پول هم چنان در تعادل روی قیمت قبلی است ولی اگر نرخ رشد پول بیش تر از نرخ رشد تولید باشد قیمت باید بالا برود تا تعادل برقرار باشد.
راستش من دقیقا مکانیسم داخل بانک مرکزی کشورها را نمی دانم ولی به هر حال بخش مهمی از جاب مارکت اقتصاددان ها در بانک های مرکزی است که می روند و مدل های پیش بینی می سازند تا تحولات آتی اقتصاد را پیش بینی کنند و متناسب با آن سیاست پولی را تنظیم کنند.
روزبه - March 10, 2007 05:34 PM
سهامدار جزء :
حامد خان
یه نکته یه دفعه به ذهنم رسید. فکر میکنم بعد از سیستم پول بر پایه طلا و شکست(؟) اون سیستم بدون پشتوانه نشد بلکه سیستم پول با پشتوانه ارز بوجود آمد. یعنی پشتوانه واحد پول شد یک سبد ارزی که تا سالها حجم اعظم اون سبد دلار بود(البته در سال 2006 ایران و چین سبد ارزیشون رو به نفع یورو و روسیه یه نفع ین تغییر دادند و این افت قیمت دلار رو در این سال باعث شد).
به همین دلیل هم چین اجازه تغییر نرخ یوآن در مقابل ارزها رو در یک محدوده خاص فقط میده و به دستکاری قیمتی متهم میشه چون اگه اجازه حرکت آزادانه قیمت یوآن رو بده به تورم دامن میزنه.
کتابی که این مطلب رو توش خوندم الان در دسترسم نیست به محضی که تونستم مطلب رو با دقت بیشتر بیان میکنم.
حامد: ممنون از توضیحت. منتظرم.
سهامدار جزء - March 11, 2007 01:58 AM
حسين :
سلام. كسي از آشنايان دو اسكناس مشابه با امضاي مرحوم! «نوربخش» و يك وزير اقتصاد كه سادم نيست (چاپ شده در دولت رفسنجاني)، با شماره سريال دقيقاً يكسان دارد و به من نشان داده است.
حسين - March 11, 2007 03:05 AM
:
سلام
شرق رفع توقیف شد!
Anonymous - March 11, 2007 02:44 PM
شسيب :
با سلام
در دوران مدرسه ابتدايي (حدود 35 سال قبل ) در درس تعليمات اجتماعي به ما ميگفتند كه پشتوانه پول ايران جواهرات سلطنتي است.يعني معني پول حواله اي از يك چيزي با ارزش ذاتي است. حالا چرا اين تعريف بايد عوض شده باشد؟
حامد: سلام.. نمی دانم شاید آن موقع پشتوانه دار بوده یا شاید اصطلاح پشتوانه به معنی متفاوت از این چیزی که ما می گوییم به کار رفته است. چون پشتوانه دار در این معنی یعنی پولی که ارزش آن به ازای یک شی قیمتی دیگر کاملا مشخص است.
شسيب - March 11, 2007 03:22 PM
:
بد نسیت که در این مورد موضوعی را به شما یادآوری کنم.در یاران جواهرات ملی هم در زمره پشتوامه پول قرار می گیرند.از طرف دیگر این جواهرات قابل ارزش گذاری نسیتند لذا در چنین حالتی می بینیم که پول بدون پشتوانه در ایران وجود ندارد
حامد: بحث پشتوانه در تعریف علمی با این چیزی که شما گفتید فرق دارد. پول پشتوانه دار یعنی این که صاحبش را مجاز به طلب مقدار مشخصی فلز قیمتی کند.
Anonymous - March 11, 2007 04:05 PM
دریا :
گفتید که "در شرایطی که پول پشتوانه دار باشد تورم به سختی (یا با روند و دلایلی متفاوت) رخ می دهد. برای این که در پول پشتوانه دار ارزش هر قطعه اسکناس بر حسب فلز قیمتی (مثلا طلا) مشخص است و اگر قیمت متوسط طلا (با صرف نظر از تغییرات جهانی قیمت آن) با قیمت بقیه کالاها متناسب باشد تورم در اقتصاد نمی تواند رخ دهد."
اما در شرایطی مثل ایران که عموما نمیدونیم که پولمون پشتوانه داره یا نه، داشتن پشتوانه واقعا میتونه تاثیری در جلوگیری از تورم داشته باشه؟
دریا - March 11, 2007 06:03 PM
نیما همدانی رجا :
اخیرا یه جایی دیدم که حاج امین الضرب (بانک مرکزی اون موقع!) مقدار زیادی مس بی کیفیت رو تبدیل به سکه کرده و باعث تورم شده. چیزی که من می فهمم اینه که چون مس ارزش ذاتی داره این کار نباید تورم زا بوده باشه ولی ظاهرا شدیدا تورم زا بوده. ایده ای داری؟
در ضمن من فکر می کنم در مورد 71 و 73 حق با احمد سیف باشه هرچند تاریخها رو درست یادم نیست ولی یادمه که در دو مرحله این اتفاق افتاده.
نیما همدانی رجا - March 15, 2007 12:50 PM