« انتخاب اجتماعی و تئوری امکان ناپذیری آرو | صفحه اول | رای استراتژیک »

27 اسفند 85

یک سی چهل سالی طول کشید تا جامعه ما تا حدی قانع شد که سرمایه دار بودن و ثروت داشتن و پیمان کاری و کارخانه داری و کارآفرینی و الخ چیز بدی نیست و موتور رشد اقتصادی جامعه همین آدم ها هستند. ظاهرا باید همین قدر یا شاید هم بیش تر وقت و انرژی صرف کنیم تا به "روشن فکران اصولا مخالف" جامعه مان حالی کنیم که نفس بودن در یا مرتبط بودن با قدرت الزاما چیز بدی نیست و تجربه جوامع نشان داده که راه رشد و اصلاح جز از مسیر پیوند قدرت و تکنوکراسی مسوولانه نمی گذرد. ضمنا این را هم باید اضافه کرد که مسوولانه کار کردن و سالم ماندن در فضای قدرت خیلی شاق تر از بیرون گود نشستن و حرف های جذاب توخالی زدن است.



   نظرات

وحید :

امیدوارم که جا افتادن این قضیه پیچیده آنقدر ها که می گوئی طول نکشد. ولی ای کاش در میان جملات خود تاکید می کردی کسانی که به هر دلیلی در ایران مانده اند کمتر مانند خارج نشینان حق انتخاب گزینه بی تفاوتی یا سکوت را دارند. به نظر من اگر داخل ایران باشی و نه پیشنهادی برای اصلاح امور بدهی و نه انتقادی علیه وضع موجود کنی خیلی زشت تر و ناپسند تر از زمانی است که اساسا خانه خود را در میان بیگانگان قرار داده ای و به هر حال برای ارتقای زندگی آنها کار و تلاش می کنی.

 

مزدکم :

ضمن احترام به چیزی که گفتی در مورد مسوولانه کار کردن و سالم ماندن در فضای قدرت باید بگم که شدنی و امکان‌پذیر نیست که بخواهد سخت‌تر باشه یا آسون‌تر و اون کسی هم که یه نه بزرگ می‌گه و وارد کثافت نمی‌شه و عطای چیزیایی که می‌ٱونه به هر حال داشته باشه رو آگاهانه به لقایش می‌بخشه هم کار بزرگی می‌کنه

 

مزدکم :

من دیکته‌ام همیشه بد بوده فک کنم غلط دیکته‌ای دارم!

 

:

فکر کنم این همان تفاوت همکاری و مدارا است که موضوع بحث مرحوم محمد مختاری و آقای احسان نراقی بود . مختاری مدارا می کرد و نراقی همکاری .

 

reza :

a comment on vahid: why should everyone and anyone has something to say about politics

what do you mean that you either have to "criticize" or give suggestion

why can't everyone, or at least the majority , work to improve their lives and be indifferent to politics unless it directly affects their lives

why "indifference" has become a negative word in our culture. it seems totally rational to me that most people be indifferent to lots of things that (1) either do not affect them directly, or (2) are outside their realm of control

 

aidin :

http://idene.wordpress.com/

 

علی :

ای ول !
دمت گرم !

 

reza :

what "idene" as well as many other intellectuals argue has two main problems

first, there is no reason to believe that there is a "best" solution that works for everyone, because a society is a collection of people with many different interests.

second, even if "good" solutions (for everyone) exists, what makes you/us believe that some people can "find" it? and what makes an intellectual better than others in uncovering truth

I think good/bad and truth , ... are all local concepts, only well defined in small distances from a person. for example, it is easier to know what is good in a person's life, or for his/her family, or for his /her profession, or his/her neighborhood

therefore, i don't think there is any feasible approach other than thinking and acting locally, i.e. following well-defined personal interests and objectives

 

k1-35 :

ba arze sharmandegi, nacharan ba negahetan be eghtesad ehsase hamfekri daram, taajob mikonam ke chera inja ra dir kashf karde'am...

 

:

عمو شهرام رو گرفتن

 

فرداد :

سلام حامد عزيز
نوروز در راه است و من ضمن پاسداشت اين رسم ديرين و ارزشمند ايراني، آرزو مي‌كنم سال 1386 براي همه هموطنان عزيزم از جمله شما وبلاگ‌نويس محترم، سالي پر از بركت و شادكامي باشد.
به همين بهانه كوشيده‌ام تا بهترين و بدترين وبلاگ زيست‌محيطي سال 1385 را انتخاب كنم. آيا در اين انتخاب دست ياريم را مي‌فشاريد؟

 

سینا تنها :

آقا من باهات موافقم کاملا اما از اونجایی که قول گرفتی کسی باهات موافق نباشه بهت میگم بیخود کردی یه همچنین حرفی زدی! اصلا تو به چه حقی!...
آقا گذشته از شوخی به نکته خیلی خوبی اشاره کردی مردم ما همیشه اینجوری همه رو میرونن...

 

ق :

لیبرالی دیگه! نمی فهمی. ایشالا تو هم با کار خود حتما اصلاح کنی اینان را و این بغلش حالا اگه اتفاقی جیبت پر شد....

 

:

The greatest contribution of the Americans are their legal financial system, easy access to capital, and market competition. On the other hand, no one like the Asian countries have been able to gradually adopt this system without causing enormous pain!

 
 

نازنين :

باز جاي شكرش باقي ست كه بالاخره فهميديم!!!
باراني باشيد.

 

:

man fekr nakonam keshvare ma be hamchin ide ke shoma gofti reside bashad...baraks fekr mikonam ke ma hanooz fekr mikonim har ja kakhi hast kookhi ham hast, kollan ta vaghti tabaghe 3 bozorg be vojood nayad hamin joori mimoone, dar morede ertebat ba ghodrat ham 1005 harfet doroste, alan ham in hokomat ma paygahe avalesh dar eghtesad bazar e sonati iran hast va tedadi kam technocrat e mazhabi..kollan har hokomati namyande ghavitarin ghotbe eghtesadi keshvar hast.

 

سینا شعبانی :

خوشا نوروز و شادباد بهار نو

 

نفر :

به عنوان یک آنارشیست هر گونه همکاری با نهادهای قدرت را نفی می کنم. ( پاسخ این است: سروری ستیزی )

 

نهیب سکوت :

حامد جان بایرامیز مبارک :)
سال نو را به شما تبریک میگم و برای شما،مریم، خانواده و جامعه ایرانی سالی سر شار از محبت، سلامتی و سرافرازی آرزو می کنم
به امید روزهای آفتابی

 

پویا :

حامد عزیز سلام،
درباره این پست شما در وبلاگم یادداشتی نوشته ام:
http://www.pouyashome.com/weblog/archives/000706.html
پویا

 

:

شما سعی کن زیاد فکر نکنی
برو درست را بخوان جوان

 

mansoor behnam :

Hi Dear, "power is the mere cause of Human misery " (Sartre

 

رهگذر :

کاملا موافقم کاملا موافقم کاملا موافقم چون راجع به این مساله مدتها فکر کردم و نمونه های زیادی هم دیدم

 

پاپيون :

چه نوشته ي خوبي!

مي خوام از reza خواهش كنم اگه سايت داره بنويسه تا نظراتش رو بيشتر ببينم! :)

 

dummy :

بایستی به عرضتون برسونم که نه! هنوز خیلی راه مونده .
انتخاب احمدی نژاد هم نشون داد که هنوز مردم از سرمایه داری و اقتصاد بازار خوششون نمیاد.

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007