گزینه های جدید و دشواری انتخاب
به اس اف یو گفته ام که می آیم و بندگان خدا یک بورس جدید هم روی بورس قبلی اضافه کرده اند. حالا این وسط سر و کله دو تا گزینه جدید پیدا شده که آدم را بدجوری به فکر می برد. اولیش دکترای اقتصاد بین الملل در موسسه مطالعات بین الملل ژنو است که ظاهرا جای با کلاسی است و عده قابل توجهی از فارغ التحصیلانش شغل های مهمی در سازمان های بین المللی به دست آورده اند (از جمله کوفی عنان). اگر این گزینه را انتخاب کنم شانسم برای کار آکادمیک کم می شود ولی احتمال خیلی بیش تری دارد که وارد کار بین المللی بشوم. قسمت هیجان انگیزش این است که ظاهرا از سال 2008 این موسسه با موسسه معروف مطالعات توسعه ژنو ادغام خواهند شد. اشکال مهمش این است که فرم درخواست بورسیه جزو مدارکم علامت نخورده (نمی دانم من نفرستادم یا آن ها گم کرده اند) و لذا هنوز خبری از پول نشده. ژنو هم که خدای گرانی است و یک سال درس خواندن با پول شخصی پدر آدم را می آورد. یک اشکالش هم این است که جزو فهرست دانشگاه های قابل قبول وزارت علوم نیست (شاید چون تا به حال کسی آن جا نرفته) و اگر رفتم آن جا باید خودم شخصی دنبال کار ارزیابی و تایید اعتبارش باشم.
گزینه دوم هم مرکز اروپایی مطالعات پیش رفته در اقتصاد (ECARES) و وابسته به دانشگاه لیبرو بروکسل است که در حوزه طراحی قراردادها و اقتصاد بنگاه جای خیلی خوبی است و سابقه خوبی هم در بازار کار آکادمیک دارد. یک امتیاز این گزینه عضویتش در شبکه ENTER است که یک شبکه تبادل دانشجو بین دانشگاه های درجه یک اروپایی (مثل تولوز و تیلبورگ و استکلهم و لندن) است. لذا اگر بروم آن جا می توانم به قول معروف این دانشگاه ها را راحت "ویزیت" کنم. (ببخشید کلمه فارسی مناسب نیافتم). بروکسل هم شهر زنده و فعالی است و فاصله کمی هم تا شهرهای مهم اروپایی (از جمله پاریس) دارد.
یکی از بدی های پذیرش این است که آدمی مثل من را بدجوری در رودرواسی قرار می دهد. مثل بقیه بچه های ایرانی مجبوری به گزینه هایی که قابل قبول هستند بلی بگویی که مبادا تنها شانس خوبت تا آن زمان از دست برود و دیر بشود و بعد ببینی که شاید مجبور شوی که از حرف قبلی ات برگردی. به هر حال الان بین این سه گزینه بدجوری گیر کرده ام. در واقع انتخاب این سه گزینه یک انتخاب مهم در زندگی آینده ام است. اول انتخاب بین زندگی آمریکای شمالی یا اروپایی (حداقل در دوره تحصیل) و بعدی انتخاب بین شغل آکادمیک (با تمرکز بر یک حوزه نظری خیلی خاص) یا بین المللی است.
* راجع به گزینه های دیگر - حتی آن هایی که رد کردم - هم خواهم نوشت که حداقل اگر خودم نرفتم به بقیه معرفی شود. خوش بختانه یا متاسفانه اکثر این جاهایی که من رویش متمرکز شدم خیلی در ایران شناخته شده نیستند.
** این مطالعه که کیفیت دانشکده های اقتصاد را به جای تعداد مقاله بر حسب سابقه جایابی فارغ التحصیلان در دانشگاه های خوب آمریکایی ارزیابی می کند جالب است.
پ.ن: از تذکر دوستان در مورد بحث اخلاقی نه گفتن بعد از قبول پذیرش ممنونم. اولا این حساسیت را من بیشتر از هر کس دیگری دارم و به این دلیل می توانم راجع به امکان فرضی اش (هنوز مطمئن نیستم این اتفاق بیفتد) صحبت کنم چون می دانم با رد کردن پذیرش قبول شده جای نفر بعدی از دست نمی رود. ضمن این که احیانا اگر این تصمیم را بگیرم خودم کار سختی برای عذرخواهی و بیان صادقانه ماجرا خواهم داشت. ثانیا دوستانی که خیلی تند راجع به این موضوع صحبت می کنند لطفا به یک مساله کوچک نهادی توجه داشته باشند: مهلت ارسال درخواست برای دانشگاه های اروپایی و آمریکای شمالی بین دو تا چهار ماه اختلاف دارد. به این ترتیب اگر کسی سبدی از دانشگاه های دو قاره را داشته باشد به طور عملی با این مساله مواجه می شود که زمان دریافت پاسخ از برخی گزینه های خوب اروپایی خیلی بعدتر از آخرین مهلت ممکن برای تایید پیش نهاد دانشگاه های آمریکای شمالی است. در مورد شخص من عملا همین اتفاق افتاده است. فکر می کنم جامعه دانشگاهی آن قدر بالغ هست که با این واقعیت خارج از کنترل آشنا باشد.

نظرات
sshh :
باز هم تبريک!
خيلي نگران تأييد مدارک در وزارت علوم نباش! احتمالاً بتوانم در اين زمينه از روابطي که در آن مجموعه داشته ام کمک بگيرم! اگر نياز به اطلاعاتي در اين باره داشتيد خوشحال مي شوم بتوانم کمکي انجام دهم!
موفق باشيد!
راستي ...
سال نو مبارک!
sshh - April 7, 2007 09:13 AM
بهاره :
سلام
البته این چیزی که الان می گم قابل مقایسه با تجربه شما نیست ولی خوب. برای لیسانس می دانستم که در لیست انتخاب رشته یک محدوده ای حتما قبول می شوم. رشته ها هم صنایع و کامپیوتر بود. آخرش طاقت نیاوردم بنشینم خانه و تصمیم بگیرم کدامها را بالاتر و پایینتر بگذارم. دو سه تا تلفن به هر دو دانشگاه کردم و رفتم از نزدیک دیدم. خیلی بهتر شد و فکر کنم بهترین انتخابی که ممکن بود انجام شد.
ته دلت واقعا می خوای اکادمیک کار کنی؟ یا اجرایی بشوی و آنهم بین الملل؟ (من فکر کنم اقتصاد در سطح بین الملل حداقل در ایران بیشتر یک موضوع سیاست است تا اقتصاد). انتخابی را بکن که پس فردا پشیمان نشوی! (عجب توضیح واضحاتی دادم من!)
بهاره - April 7, 2007 09:22 AM
ابوالفضل :
چه هيجان انگيز...
(:
ابوالفضل - April 7, 2007 10:23 AM
داودي :
سلام
سال نو مبارك
به شما تبريك مي گم كه اين انتخابها بر سر راه شما قرار گرفته.همان طور كه مي دانيد هر چيزي هزينه و فايده اي داره اما لزوم آينده نگري ايجاب مي كنه تمام جهات را در نظر بگيرين اميدوارم در انتخاب موفق باشيد.البته از نظر من اگر واقعا در سطح اجرايي بشه كاري انجام داد و اگر بذارن خيلي خوبه ولي از اونجايي كه اين امر تقريبا در سطح ملي و بين الملل محال كار آكادميك خيلي لذت بخش تر هست.
داودي - April 7, 2007 10:26 AM
احمدرضا :
توی مهندسی و توی آمریکااینطوریه که اگه یه موضوع حسابی نظری انتخاب کنی و دانشگاهتم خوب باشه، آخرش بازم احتمال اینکه یه کار دانشگاهی خوب بگیری کمه. همین ریسک در مورد کار صنعتی خوب خیلی کمتره و معمولاً آدم با یه رزومه قابل قبول نهایتاً سر از یه کمپانی خوب در می آره.
احمدرضا - April 7, 2007 10:46 AM
مسعود :
نتایج این مطالعه ارزیابی دانشگاهها جالب بود. اینکه در ابتدای لیست و بین دانشگاههای برتر اختلاف نمره زیاده و بعد به تدریج کم می شه، قابل مشاهده هست. در واقع، اگر کسی بخواهد در دانشگاه های خوب آمریکا استاد شود، باید در یکی از چند تا دانشگاه بالای لیست درس خوانده باشه.
مسعود - April 7, 2007 03:30 PM
سرزعیم :
حامد سلام. من هم در بروکسل یا همان ایکارس پذیرش گرفتم
سرزعیم - April 7, 2007 03:59 PM
روزبه حسینی :
حامد
اگر به اس اف یو جواب مثبت دادی و حالا میخوای تصمیمت رو عوض کنی باید هرچه سریعتر تصمیم بگیری. یا برو اس اف یو و یا با خیلی زود بهشون بگو که تصمیمت عوض شده تا اونها وقت داشته باشند یه نفر دیگه رو جایگزینت بکنند.
روزبه حسینی - April 7, 2007 04:53 PM
عطیه :
به نظر من اینکه دقیقا از آینده ات چی می خواهی مهمه ، باید روی این موضوع دقیقا تمرکز کنی ، بعد تصمیم بگیر .
امیدوارم یکی از بهترین تصمیم های زندگی ات را بگیری
وهیچ وقت پشیمان نشوی/ موفق باشی
عطیه - April 7, 2007 07:07 PM
vida :
عجیب است اگر این را ندانید که اقتضای عرف دانشگاهی این است که همزمان به بیش از یک پذیرش جواب مثبت ندهید. صحبتتان از "مثل بقیه بچه های ایرانی" مشمئزکننده و ناامیدکننده است.
vida - April 7, 2007 07:31 PM
Mohammad :
به نظر من برای تو که تجربهی زندگی و تحصيل در اروپا رو داری گزينهی آمريکای شمالی بهتره، چون تجربهی نسبتن متفاوتی اونجا به دست خواهی آورد.
Mohammad - April 7, 2007 08:15 PM
محمدرضا فرهادی پور :
سلام حامد جان
حالشو ببر. راستی ما که اینجا گیر کردیم. نمی شه بیایم. اگر یه چیزی پیداکردی که به درد ما خورد بفرست. راستی مقاله برو را پیدا کردی.
محمدرضا فرهادی پور - April 7, 2007 09:35 PM
Nargess :
Congratulations! I know these are hard lifechanging decisions to make. However, accepting more than one offer at the same time is unethical and it can also work against you in the long run, as specialized communities are smaller than what you may think. One alternative is to write to each program and professors in your related area of work, ask your specific questions as well as for their advice to help you better make a decision. You can also describe your particular situation and ask for an extension to respond. I think maintaining academic integrity and establishing trust in your community helps you more than anything else in your career.
Nargess - April 7, 2007 10:13 PM
saye :
وقتشه که یه چیزائی را هم به عنوان کسی که هم در کانادا و هم در آمریکا درس خونده بگم:
1- این ژنو که داری می گی، من دانشگاشو نمی دونم ولی در مقایسه با ونکوئر، بدان و آگاه باش که ونکوئر آخر دنیاس و ارتباطات غیر الکترونیکیت با دنیا (و حتی قلب کانادا که انتاریو باشه) خیلی کم خواهد شد. اگر بخوای کار علمی کنی، هیچ فرقی نداره کجا باشی، ولی بخوای وارد کار اجرائی بشی، نزدیکی و دوریت به قلب دنیا خیلی مهمه. فکرشو بکن برای یک مصاحبه کاری، کدوم موسسه ای میاد هزینه سفر از ونکوئر به اروپا یا حتی نیویورک را تقبل کنه وقتیکه ده ها رقیب از دانشگاه های اطراف میتونن با خرج خودشان برن واسه مصاحبه.
2- برای کارای بین المللی و مشابه، پایتخت دنیا همان ژنو و بروکسل و ماستریخت و پاریس و اینطور جاهاست. آمریکا که اصلن (با این وضع صدور ویزا و قوانین patriot act و توهین هائی که حتی به اروپائی ها شده در پورت های ورودی). کانادا هم گرچه از نظرهائی به اروپا شبیه تره ولی این دوری و بزرگیش باعث دردسره.
3- اگر ژنو بورسش درست نشه که البته هیچ چی و اصلن گزینه حساب نمی شه!
4- این بحث "مشمئزکننده و ناامیدکننده" را هم جدی نگیر، هیچوقت. بعضی ها نفسشون از جای گرمه. بعنوان یک ایرانی (که هزاران حقت ضایع شده و تا لحظه آخر نمی دونی ویزات صادر میشه یا نه) حق داری چند جا رو سرکار بگذاری تا آخرش که بتونی بری یکیشان. منتها، اینو در نظر بگیر که بتونی دلایل خوبی برای معذرت خواهی جانانه بیاری.
اصلن هم نگران اینکه "اونها وقت داشته باشند یه نفر دیگه رو جایگزینت بکنند" نباش. نهایت ترم بعد یا سال بعد یک نفر پیدا میشه. دکترا که 1 ساه نیست، که تو ترم اولش قرار باشه اتمی چیزی شکافته شه. حالا مثلن یه ترم، یه جا خالی بمونه.
5- فقط و فقط به آیندش فکر کن. بدبینانه هم فکر کن. فکر نکن رفتی یه دانشگاه متوسط مثل SFU و خوب کار کردی بعدن میفرستن دنبالت. اینقدر بچه های خفن در MIT و UCB, UMN, Harvard, JHU و حتی UBC, UToronto هستن که هرچقدر هم کار کنی، نمی تونی از همه جلو بزنی. دیگه خودت می دانی که اینجا ها بچه های کاردرست می رن علوم می خونن و نه مهندسی.
saye - April 8, 2007 01:11 AM
Maryam :
I don't think SFU is a prestigeous university. As far as I know it's a second level university in BC, the first one be UBC(University of British Columbia). But depending on the course you want to study it might be different.
Maryam - April 8, 2007 06:36 AM
Amir :
I find it shameless that you are openly talking about voiding the SFU offer after accepting it. It is also amazing that you find this a natural behavior now that other opportunities have arrived. Without a solid character there in not much of a chance to get anywhere in the world. You may want to spend sometime reinventing yourself sir..
Amir - April 8, 2007 07:36 AM
:
حامد اولا تبریک دوما در مورد سازمانهای بین المللی شاید بدانی که کشور های عضو به مقدار حق عضویتی که میدهند سهمیه کارمندی دارند.و دولتت باید از تو حمایت کنه.یعنی اگر تو از همه مراحل استخدامی در بانک جهانی و یا سازمان ملل رد بشدی آخر سر نماینده ایران در آن سازمان حرف آخر را میزنه مگر اینکه تغیر ملیت بدهی ومثلا کانادائی بشی که کلا قضیه فرق میکند.در سازمانهای بین المللی هم تحصیلات آمریکای شمالی خیلی خریدار دارد.من در یک سازمان بین المللی کار میکنم و یک کمی از اوضاع خبر دارم. اگر به فکر سازمان بین المللی هستی روی بانک جهانی یا صندوق بین المللی پول فیکس کن سئوالی داشتی در خدمتیم.
Anonymous - April 8, 2007 10:08 PM
vida :
اینکه گفتهاید "این حساسیت را من بیشتر از هر کس دیگری دارم"، حتی به فرض معنیداربودن و درستبودن، ربط چندانی به ماجرا ندارد. به نظرم خوب است که کمی فکر کنید: اگر موضوع اینقدر که میگویید روشن است و جامعهی دانشگاهی هم آنقدر بالغ است که با این "واقعیت خارج از کنترل" آشنا باشد (و جای نفر بعدی هم از دست نمیرود)، پس چرا نهفقط جواب مثبت به بیش از یک جا عرفاً مذموم است، که حتی خیلی از دانشگاهها رسماً هم تعهد میگیرند که چنان نکنید؟
به نظر من خیلی شرمآور است که این محاسبههای نفع و ضرر بر ملاحظات اخلاقی میچربد. و بدتر هم: صحبت از این میشود که "مثل بقیه بچه های ایرانی" شما "مجبور" هستید که چنین و چنان کنید. (غیر از تعمیم نابجای توهینآمیز، این هم هست که اگر حرفتان در پینوشت درست باشد آنگاه ایرانیبودنتان ربطی به موضوع ندارد، مگر انکه مانند آن دوست یادداشتگذار بگویید که ایرانیان چون حقشان مکرراً ضایع شده و نتوانستهاند ویزا بگیرند پس حالا مجازند از این کارها بکنند! مقایسه کنید با این حرف: ما سیاهپوستان که قرنها بردگی کشیدهایم حالا مجازیم دزدی کنیم و تجاوز کنیم...)
vida - April 8, 2007 11:50 PM
hamed alikhani :
hamed jan,salaam
in harf ke jaame daneshgahi inghadr boloogh dare ta ba in masael ashna bashe,harfe ghalatie va ajib hast ke shomaa nadoonid ke ghalate!
man khodam iadame ke inja ieki az iraniha aval goft miad,va badesh zad ziresh va boursesh ham haroom shod.
oon saal ham baraie ma ke daneshjoo boodim moshkel ijaad shod,ham baraie iranihaie badi ke apply mikardan inja.
ta inke masoule ravabete beinol melal avaz shod va in khaatere bad hazf shod.
hamed alikhani - April 9, 2007 12:53 AM
مهدی :
سلام
راستش من یه سوال داشتم. من بارها شنیدم که آمریکا با برای مثال چین کسری تراز تجاری داره. میخواستم بدونم توی این کسری تراز میزان آمریکا یا چین از راه فروش فیلمهاشون یا درآمد حاصل از هتلداری شرکتهای آمریکائی در چین یا درآمد شرکت گوگل در چین یا درآمد کنسرتهای خوانندگان آمریکائی در چین میشه یا خیر.
ببخشید اگه سوالم خیلی بی ربط یا پرته.
ممنون
مهدی
مهدی - April 9, 2007 04:38 AM
saye :
من فقط می خوام به یکی از مسائلی که در این دانشگاه های اخلاق گرای خارجی که بعضی ها اینقدر به تضییع منافعشون حساس هستند اشاره کنم. حتمن می دونید که RA چیزی یه که در دانشگاه های آمریکا بر اساس هفته ای 20 ساعت کار تحقیقی است. و پرداختی هم در حد ماهی 1400 تا 1600 که بعد از کسر مالیات 1200 تا 1400 باقی می مانه. (بعلاوه شهریه دانشگاه )
حالا چند درصد از این دانشجویان خارجی عزیز، وادار نمی شن که خیلی خیلی بیشتر از این 20 ساعت رو کار کنن؟ شاید بگین این که چیز مهمی نیست. کسی که کار نکرده نمی دونه هفته ای 70 ساعت کار کردن یعنی چی. و چقدر زود آدم رو ضعیف می کنه و ...و حتی دفتر و دستکی هم هست برای شکایت از "بیش کار کشیدن" ولی کسی اونجا نمی ره چون عرف همینه که دانشجوی خارجی با F-1 کمینه باید هفته ای 50 ساعت کار کنه وگرنه یه آشغال بی مصرفه.
خب این دانشگاه های مهربان و قانون گرا چرا در ظاهر و باطن اینقدر سیاستشون فرق داره. چرا 2 برابر از دانشجو کار می کشن؟
در پست دکترا هم وضع همینطورییه. سالی حدود 30 تا می دن و ماهی 250 ساعت انتظار کار هست. در حالیکه یه سیتیزن با مدرک دکترا، ماهی 250 ساعت کار کنه، 60هزار حداقل حقوقشه.
فقط اینطوری هم نیست که چون حقمون قبلن ضایع شده. مساله اینه که الان هیچ تضمینی برای گرفتن ویزا نیست. حالا اگه حامد بیاد و همه گزینه ها رو رد کنه جز کانادا، روز چسباندن ویزا، بهش بگن "حق داریم ندیم، دوست داریم، نمی دیم." اون موقع شما یا هر دایه یه مهربانتر از مادری میایید و مسئولیتشو بر عهده می گیرید؟ و زیانشو جبران می کنید؟ یا براش ویزا صادر می کنید؟
بی-اخلاقی اون موقع است که مثلن به دو دانشگاه از کانادا که پذیرش غیر-مشروط بهش دادن، جواب مثبت بده و یکی رو بپیچونه.
saye - April 9, 2007 06:02 PM
saye :
اونم پذیرش غیر مشروط. نه اینکه پذیرش، خودش هم به اگر و اما وابسته باشه که مثلن ببینیم پول پیدا می کنیم یا باید با معرفتون صحبت کنیم یا ...
saye - April 9, 2007 06:08 PM
vida :
Dear Sayeh, nobody called the universities puritan or "akhlaagh-garaa"; the point was that Hamed, or any reasonable moral person, should do the right thing.
vida - April 9, 2007 06:54 PM
saye :
این right thing همینه که همه عدم قطعیت ها را در نظر بگیره و حتی تا وقتیکه وارد کشور مقصد نشده و در گزینه نهائی ثبت نام نکرده، یک گزینه دیگر را برای خودش نگه داشته باشه. بابا دیگه بچه که نیستیم که بگیم وای دروغگو دشمن خداس. وقتی در پورت ورودی افسر پاسپورتتون بده دستتون بگه از نظر من شما صلاحیت ورود به کانادا رو ندارید، اونوقت باید به یارو بگه ببخشید من اخلاق گرام و گزینه های دیگرم رو رد کردم، میشه منو را بدین، گناه دارم اخه! کی میاد از این نصیحت ها بکنه. قضیه همین "واقعیت خارج از کنترل" است که یکی دوتا هم نیست و تا آخر عمر بخاطر birth-place:Iran همراهمونه و حتی با پاسپورت خارجکی گرفتن هم کامل برطرف نمی شه.
منم اگه اهل یک کشور نیمه-درست حسابی مثل ترکیه یا مالزی بودم، اخلاق گرائیم گل می کرد.
حالا هی بپیچید به پروپای بچه ببینید میتونید بیچارش کنید!
saye - April 9, 2007 08:29 PM
روزبه حسینی :
Saye,
It is as simple as this: getting admission in economics from good universities is damn hard for Iranian students. If they decide to admit someone and have an unpleasant experience (such as admitting the guy and allocate money to him/her and find out that s/he is not gonna come only when it is too late to replace him/her) then it is even harder to convince them to do the same next year. In economics you cannot enter the PhD program in the winter. There is no winter admission. So it IS a big deal for schools and they are generally very sensitive about this issue.
We do not have the bargaining power to campaign fr spoiled RA's and admission decision is not the right place to do that. You are confusing 2 very remote issues. This is not the time and place to show your rebellious side.
I don't look at it as moral issue or any of that crap. It is just courtesy for other Iranian applicants and just playing by the rules. He is going to go to the market in 3-4 years and the same people are going to offer him job. They will remember how they were treated the 1st time they offered him something.
So it is not as simple as you think and no one wants to destroy his life. We are just making suggestion. It is his decision at the end. Calm down and think a little bit more about it. With your pessimistic views attitude I am worried that next time you advocate theft because someone somewhere is spoiled
روزبه حسینی - April 9, 2007 08:53 PM
vida :
Interesting: so, according to Sayeh, morality matters only insofar as we have no practical problems in getting what we want! With this view of morality, one is allowed to steal if one cannot otherwise obtain what she wants, it is okay to rape someone if we are not otherwise able to persuade her (or any other attractive person) to have sex with us, and so on and so forth. Sayeh's view, and what follow from it, is clear. Good luck.
vida - April 9, 2007 10:43 PM
سایه :
I dont see any connection between this realistic situation of life of one person, and possibility of acceptance or rejection of some imaginary people in future years. You are giving universities that right to be sensitive about the situation and in the same time you deny the right of that poor student to be sensitive about himself? This is your advice? Definitely none of you have had any experience about Visa rejection which is not related to morality or any damned *beep* values.
Just answer this question dear sensitive people: While there is no guarantee about Visa, HOW and WHY one student can be sure about his plan?? You say "ok, this is not in our control"
یعنی یکی باید ریسک را بپذیره برای اینکه در آینده دانشجوهای ایرانی دیگه دچار ریسک نباشن؟ این که همون فرهنگ ایثار و چیزای مشابهه. یک سال زندگی حامد یا هر شخص خاصی، به اندازه زندگی هر شخص فرضی دیگری در آینده مهمه.
دوباره و صدباره: اگر عدم قطعیت ها وجود نداشتند، مسلمه که باید مطابق توصیه شما عمل می شد. (مثلن اگه می خواست بین دو دانشگاه اتریشی انتخاب کنه) ولی این عدم قطعیت ها وضعیت را کاملن تغییر می دن و پیش فرض ها اینجا چیزای دیگری هستند. کسی نمی گه چون حق ما رو خوردن، ما هم حق کسای دیگه رو بخوریم (گرچه این الان فرهنگ غالب جامعه اس، ولی حالا فرض می کنیم که اینجا طوره دیگری فکر می شه). من فقط دارم در مورد عامل ویزا در تصمیم گیری حرف می زنم که خیلی چیز روشنیه. نمی دونم چرا یه عده خودشان رو می زنن به جهالت. احتمالن هیچوقت با ویزا مشکلی نداشتن. یه چیزی تو مایه یه مرفهین بی درد. اگه اینطوریه خداکنه مشکل پیداکنن تا به درک جدیدتری از زندگی برسن. (شوخی!)
فقط اینو روشن کنید: اگر همه دانشگاه های اروپا رو رد کنه و ویزای کانادا بهش ندن، چکار باید کنه؟
سایه - April 9, 2007 10:59 PM
سایه :
اینقدر فرافکنی می کنید و بحثو می پیچونید که اصل قضیه فراموش می شه و هی چیزای جدید توش میاید.
بابام جان، بار اول من اینو نوشتم:
"بعنوان یک ایرانی (که هزاران حقت ضایع شده و تا لحظه آخر نمی دونی ویزات صادر میشه یا نه) حق داری چند جا رو سرکار بگذاری تا آخرش که بتونی بری یکیشان."
باید مثل منبر همه چی رو توضیح داد؟
1- "هزاران حقت ضایع شده" جمله اخباری است. در حکم تاثیری ندارد. حتی اگر هزاران حقت ضایع نشده باشد ولی "تا لحظه آخر نمی دونی ویزات صادر میشه یا نه" کماکان باید پیش بینی گزینه های مختلف را بکنی.
2- "حق داری چند جا رو سرکار بگذاری تا آخرش که بتونی بری یکیشان." یعنی اگر بدانی که "میتوانی" بروی به گزینه اولت، باید همان را تائید کنی و بروی به آن. قضیه سر "توانستن" است. وقتی در توانش نیست که بداند که 100% خواهد توانست برود (یعنی عامل ویزا) این موجود تصمیم گیرنده در مرحله ای نیست که مسئولیت تصمیم گیری های خود را بر عهده بگیرد.
خسته شدم بابا. آقا اصلن اینا راس می گن. بیا برو کانادا. رات ندادن هم سال بعد اپلای می کنی.
سایه - April 9, 2007 11:16 PM
روزبه حسینی :
Sayeh,
You obviously have no clue about how frustrating the admission process is for departments and what kind of pressure the director of graduate study faces especially near the deadlines (which for econ department in North America is April 15). And you have no idea how a single bad (or good) experience with a particular student extends to all the future applicants who have something in common with him/her.
I think our discussion here is pointless. I know Hamed and I know he is mature enough to handle this situation properly. My comment was merely a reminder. I know he knows what to do. But I feel very sorry for you and people who will seek your advice in the matter.
BTW, you are missing the WHOLE POINT of my suggestion to Hamed here. I told him to resolve this with Canadian school ASAP "IF" he has already decided not to go there. Your discussion about visa and all that is completely irrelevant here.
A word of wisdom for you. Life is tough, and in most cases the rule of the game is set by others. You have to find a way to succeed playing by the rule. Otherwise EVERYONE can come up with wacky excuses for exemptions from the rule.
Good Luck
روزبه حسینی - April 9, 2007 11:24 PM
saye :
But I feel very sorry for you and people who will seek your advice in the matter.
A word of wisdom for you.
You obviously have no clue about how frustrating the admission process is for departments and what kind of pressure the director of graduate study faces especially near the deadlines (which for econ department in North America is April 15).
مثل یک شاه صحبت می کنید. حتمن شاه هستید لابد و این چیزا ها را درباره دیگران می دانید! ولی چون خودخواهانه حرف می زنید دلیل نمی شه که نگم این حرفتون درسته:
"I told him to resolve this with Canadian school ASAP "IF" he has already decided not to go there."
و هنوز هم کسی جوابی واسه این مورد ندارد:
اگر همه دانشگاه های اروپا رو رد کنه و ویزای کانادا بهش ندن، چکار باید کنه؟
saye - April 9, 2007 11:39 PM
anar :
Saye jaan,
In most american schools one can waive their admission if they have a legitimate excuse(like visa) for not making it on time for registration. Roozbeh does have a point. There is no place here for zerang bazi for two main reasons:
1. It will reflect really bad on other people
2. Hamed's admission is not the last time he will deal with these people and if he makes a bad first impression he will hurt his career future. In academia people talk/meet/know each other. One should keep their image. Honesty is the best policy.
anar - April 9, 2007 11:43 PM
سایه :
Ruzbeh says: I told him to resolve this with Canadian school ASAP "IF" he has already decided not to go there
I agree . Besides I say, He must not deny all European offers if he wants to go to US or Canada Because there is no guarantee for their Visa.
But if he is interested to apply next year in the case of Visa rejection for Canada, it is a different story.
خیلی جالبه، هر چی من می گم "عامل غیر قابل کنترل" باز می پیچونید. یه دفعه بگید" مهم نیست که ویزا بگیری یا نه، مهم اینه که فقط و فقط یک پیشنهاد رو قبول کنی و ویزا به تو مربوط نمی شه، مثلن دست خداس" خیالتون را راحت کنید دیگه. بگید اقا جان ویزا را نباید در این پروسه دخالت داد. همه حرفتون اینه دیگه؟ خلاص.
سایه - April 9, 2007 11:51 PM
بهاره :
در راستای اینکه اینجا تبدیل شده به جوابیه سایه خانم! (شایدم آقا!) نمی دانم کجا هستید، چه مراحلی را در زندگی تان طی کردید و چگونه مشکلاتتان را حل کردید. فقط این را می دانم من هم اگر بودم، مثل حامد حداقل شک می کردم. شما هم نمی تونید شک کردنتان را انکار کنید.
قرار بود به حامد کمک کنیم به یقین برسه نه اینکه فلسفه بافی راه بیندازیم. این حرفها برای کسی که از خاورمیانه آمده قصه است.
امیدوارم این بحث همینجا تمام شود. نه سایه قانع می شود و نه ما می توانیم ریسک بزرگی به حامد پیشنهاد کنیم. اپلای برای سال آینده؟ ما الان در سنی هستیم که هر ماه آن تاثیر وحشتناکی روی مسیر آینده مان می گذارد، چه طور می توانی فرصت سوزی یک ساله را به حامد پیشنهاد بدهیم؟
کمک به یقین رسیدن به حامد خیلی درست تر از تشدید شک او است.
بهاره - April 10, 2007 09:22 AM
. :
مسخره!
. - April 10, 2007 12:46 PM
Mehdi :
حاج حامد آقا، گفتی که برايت دوتا بورس داده اند. ما هم که به يوبی سی آمديم بهمان دو تا بورس دادند. اما موقع دريافت بورس اولی گفتند چون شما یک بورس ديگر هم گرفته ايد بنا به فلان قانون و بهمان قاعده از بورس اولتان کم می کنيم.
خلاصه خواستم بگويم که اين دوتا دوتا بورس دادنشان زياد احساساتيت نکند.
Mehdi - April 12, 2007 01:33 AM
:
It has a really bad effect on the University and affects the future admissions. UofT does not like to give admission to Sharifihaa as they usually pretend to come while they only keep it as a reserve.
Anonymous - April 13, 2007 06:32 AM
mamad :
It has a really bad effect on the University and affects the future admissions. UofT does not like to give admission to Sharifihaa as they usually pretend to come while they only keep it as a reserve.
mamad - April 13, 2007 06:32 AM
کیوان :
سلام حامد جان
خوب اول سال نوت مبارک
همونطور که تو تجربه هات رو در اختیار ما گذاشتی این رو هم از من بشنو؛ کار آکادمیک قدرت ریسک رو ازت میگیره؛ سعی کن خلاق باشی و با تجربه خوبی که از جامه ای پیجیده ای نظیر ایران داری در درمان بیماریهای اقتصادی موجود بنیان نهان باشی, تو اونطور که من حدس میزنم زمینه لازم برای این کار رو داری تنها شهامت کن و انتخاب کن؛
به نظر من آدمهای که نوآور احتیاجی به القاب طولانی برای ایفای نقش خود در تاریخ ندارند.
در ضمن میتونی به این سایت بری از تجارب آدمهای موفق استفاده کنی.
http://edcorner.stanford.edu/podcasts.html
The Entrepreneurial Thought Leaders lecture series
آرزوی موفقیت دارم برات
کیوان استکهلم
کیوان - April 15, 2007 08:25 AM
mjgi zemarhu :
nqepu mjhrd ledxc nmlejzfgi znmxkrw yrmt yhtu
mjgi zemarhu - April 23, 2007 06:49 AM
mjgi zemarhu :
nqepu mjhrd ledxc nmlejzfgi znmxkrw yrmt yhtu
mjgi zemarhu - April 23, 2007 06:49 AM
rwxztc cqpizboet :
gveq kxswegyc amevurtp gcydehujr mgshraw jchdnpox zbuyio [URL=http://www.lxfqn.emnautog.com]eakdqsvm lzud[/URL]
rwxztc cqpizboet - April 23, 2007 06:50 AM
kulr hubyvf :
hqad okgv afkm dhmvza kyspdzgqf jbsrqkwo sngjphufc [URL]http://www.rsmzgpd.rplescqm.com[/URL] xinwuqr slpaued
kulr hubyvf - April 23, 2007 06:50 AM
penn station :
Very good site. Thank you!
penn station - April 30, 2007 10:16 AM
penn station :
Very good site. Thank you!
penn station - April 30, 2007 10:16 AM
potato soup recipe :
Very good site. Thank you.
potato soup recipe - April 30, 2007 04:30 PM
blind mini wood :
Good site. Thanks:-)
blind mini wood - April 30, 2007 09:54 PM
natural advantage :
Very good site. Thanks!!!
natural advantage - May 7, 2007 01:35 AM
electronics :
Nice site. Thanks:-)
electronics - May 7, 2007 03:25 AM
server sql tuning :
Good site. Thank you!
server sql tuning - May 7, 2007 05:38 AM
charlotte lawyer :
Cool site. Thank you!
charlotte lawyer - May 7, 2007 07:10 PM
charlotte lawyer :
Cool site. Thank you!
charlotte lawyer - May 7, 2007 07:10 PM
oakley sun glasses wholesale :
Very good site. Thank you!
oakley sun glasses wholesale - May 8, 2007 03:28 AM