« کولاک بهاری | صفحه اول | سد سیوند از نگاهی دیگر »

25 فروردین 86

مسکن در تهران

قیمت مسکن و مستغلات در اکثر پایتخت های دنیا بسیار بالا است و تهران هم از این امر مستثنی نیست. ماجرای گرانی پایتخت فقط به کشورهای پیش رفته محدود نمی شود. خانه مثلا در استامبول یا نایروبی هم به نسبت درآمد متوسط این کشورها بالا است. این موضوع هم معمولا پذیرفته شده است که سکونت در خود پایتخت یا مناطق مرکزی آن مختص کسانی است که علاقه مند به پرداخت هزینه های بالا هستند و در مقابل گزینه سکونت در مناطق اطراف برای کسانی که می خواهند پول کم تر بدهند مطرح است. تهران متاسفانه این امکان دوم را به راحتی فراهم نمی کند و دلیل آن اولا ضعف زیرساخت حمل و نقل عمومی ارزان و مطمئن بین مناطق اقماری شهر (مثلا شهریار یا رودهن) و ثانیا کیفیت پایین فضای شهری و زیرساخت های موجود در این مناطق است. مشکل دوم دینامیک درونی دارد که به مرور زمان حل می شود ولی مساله اول یک موضوع سیاست گذاری مهم برای دولت است. اگر خطوط قطار پرتردد با دسترسی خوب به شهرهای اقماری تهران (تا شعاع حدود یک ساعتی) تاسیس شود این مناطق می توانند گزینه جذابی برای کسانی باشند که زندگی در شهر کوچک تر با هوای تمیزتر و قیمت ارزان تر را ترجیح می دهند و هم چنان در تهران کار می کنند. اگر مساله حمل و نقل حل شود بحث ساخت و ساز و فضاهای شهری با کیفیت هم راه خودش را پیدا می کند. از یک اثر جنبی این سیاست البته نباید غافل شد: این گزینه تمایل به مهاجرت به استان تهران را تقویت کرده و باعث افزایش جمعیت کل ساکن در منطقه شهری تهران می شود. کم بود منابع آب یکی از مشکلات مهمی است که ظرفیت رشد تهران را محدود می کند و لذا افزایش جمعیت در کل منطقه شهری خودش یک عامل منفی به حساب خواهد آمد.



   نظرات

mohsen :

عامل اصلي كه مانع رشد تهران و به تبع آن شهرهاي اطراف تهران ميگردد هماني است كه بدان اشاره كرده اي و آن محدوديت منابع آب تهران است. منابع موجود و مقرون به صرفه اقتصادي (شامل حوزه آبريز لار و كرج) با حداكثر ظرفيت در حال بهره برداري هستند و طرحهاي انتقال آب از ساير حوزه هاي آبريز يا اقتصادي نيست و يا مشكلات عديده زيست محيطي را به مناطق ديگر تحميل مي نمايد. اين محدوديت تقريبا رشد تهران را با مشكلات بسيار پيچيده اي مواجه خواهد ساخت. شايد تنها گزينه ممكن براي برون رفت از اين بن بست رشد، بهبود مصرف و بهسازي شبكه آب شهري باشد. طبق برآوردها ميزان مصرف آب تهران 30 مترمكعب بر ثانيه است كه 8 متر مكعب آن از سد كرج و 7 متر مكعب آن سد لتيان تامين ميگردد. در آغاز انقلاب كل مصرف آب تهران 15 متر مكعب بود كه از اين منابع تامين مي گشته است. با افزايش جمعيت ، مابقي نيازيعني 15 متر مكعب باقي از چاههاي حفر شده تامين ميگردد كه چاهها توسط آب باران و ذوب برفها و پساب هاي شهري تغذيه ميگردد. با احتساب ميزان پساب توليد شده در شهر تهران كه حدود 20 تا 25 مترمكعب است ميتوان ديد كه آب باران و ذوب از حجم چندان بالايي برخوردار نيست. مضاف بر اينكه به علت عدم اجراي طرح جمع آوري فاضلاب شهرتهران، چاهها مشكلات بهداشتي خاصي خود را نيز دارند. از سويي ديگر ميزان نشت در شبكه حدود 30 درصد مصرف يعني حدود 9 متر مكعب است كه با اصلاح آن ميتوان يك منبع بسيار مناسب را بازيابي نمود همچنين ميزان مصرف حدود دو برابر مصرف مناسب است كه با تغيير الگوي مصرف آب ميتوان از منابع موجود براي تامين آب مناطق جديد سود جست. هر يك از گزينه هاي مزبور نياز به عزمي عظيم در ساحتهاي مختلف تصميم گيري و شهري دارد كه متاسفانه هيچ نشاني از آن در حال حاضر وجود ندارد.

 

ابوالفضل :

اين سياست‌گذاری‌ها حتما بايد در راستای يك برنامه آمايش سرزمين (كه مطالعات آن به درستی انجام شده باشد!) انجام گيرند تا در صورت نياز و بر اساس تصميمی جامع، جمعيت منطقه شهری تهران را به ساير مراكز تعريف شده در كشور هدايت كنند.
حامد جان، می‌دونم كه می‌دونی، فقط جهت يادآوری: استانبول پايتخت سياسی نيست.

 

ابوالفضل :

بسياری از كشورهایی كه مانند ما فقير (فرهنگی و اقتصادی) بوده‌اند يا هستند يا فضای بسته سياسی داشته‌اند كه به هنرمندان اجازه فعاليت نمی‌دهد، يا درگير گذار از فضای سنتی به فضای مدرن بوده‌اند، مانند برزيل، هند، روسيه، تركيه و ... راه خود را در زمينه طراحی شهری پيدا كرده‌اند و در برخی موارد حتی جز پيشتازان هم بوده‌اند.
برخی معتقدند وضع فعلی شهرها و معماری ما كاملا با اوضاع عمومی جامعه و آشفتگی‌های آن تناسب دارد! و ناشی از مشكلات گفته شده و نبود سياست‌گذاری مشخص و كارا در اين زمينه می‌باشد، اما پيشرفت كشورهايی كه همانند ما درگير موارد اينچنينی بوده‌اند، در نظر گرفتن اين عوامل به عنوان "دلايل اصلی" نابسامانی اوضاع شهر و معماری را مورد ترديد قرار می‌دهد.

 

بهاره :

اصولا طبع ما ایرانیها (به نظر من) سهل انگاری است. عدم توجه به حمل و نقل عمومی، مشکلات شهری و .... بیشتر از اینکه معضل باشند همت می خواهد. 10-15 سال است که است آن قدر تکرار مکررات کرده ایم که خودمان هم خسته شدیم. کو مرد میدان؟

10 سال پیش مصرف لامپ در کشور خیلی بیشتر از عرضه آن بود ولی به قدری خوب مدیریت می شد که فکر نمی کنم ما حتی به درستی احساس کرده باشیم. چون اون موضوع مهم بود یا به هر علتی، در موردش سهل انگاری نشد. حمل و نقل؟ خوب مردم یک جوری خودشان را به مقصد می رسانند دیگر، تا حالا رسانده اند. حالا فوقش غر غر هم می کنیم!

خبرهایی در مورد تغییر واحد پولی کشور می رسد. فعلا گفته اند کارشناسی می شود. امیدوارم کارشناسی ها به قاعده کف دست نباشد.

 

اسماعيل :

آي گفتي حامد! بعد از مدت ها به ايران هم سر زدي. خداييش من اگه سيستم حمل و نقل قوي بود عمرن در لويزان مي ماندم با هزينه هاي سر سام آور. مي رفتم و در زميني كه در شهرك... يه ويلاي خوشگل مي ساختم و پشت سرم رو هم نگاه نمي كردم. عصرها هم توي باغچه با گلها ور مي رفتم. ولي افسوس كه...

 

Behdad bordbar :

ساکنان تهران در بخش خدماتی مشغول ميشوند چه دولتی چه خصوصی ميشه در مورد تاثير اين پديده بحث کنی .خصوصا که ما اقتصاد باز نداريم و تهران متروپليتن نيست و ما منزوی هستيم .

 

هه ساره :

سلام.
وب لاگ زیبایی دارید. اگر اشکالی ندارد می خواهم وب لاگ شما را هم در لیست پیوندهای وب لاگ خودم بگذارم.
شاد باشید و سربلند.

 

سیامک معطری :

سلام حامد جان

از اینجا رد می شدم گفتم سلامی خدمت بدم ، خواننده مطالبت هستم . امیدوارم که همیشه پایدار و برقرار باشی. با اجازه لینکت را در بلاگ تازه تاسیسم قرار دادم. به امید دیدار

 

شسيب :

با سلام
نميدانم چرا هيچ اقتصاد داني به چيزهاي كاملا بديهي توجه نميكند. قيمت مسكن هم مثل تمام مشكلات تهران بدليل مهاجرت بي رويه است.مهاجرت هم بدليل تفاوت سطح كار، بهداشت و تفريحات بين تهران و شهرستانها است. اگر فقط سطح بهداشت و تفريحات در شهرستانها به سطح تهران برسد خود بخود سرمايه گذاري و ايجاد كار هم خواهد شد و زندگي در شهرستان تميز و با آرامش عقلاني تر خواهد شد.آيا اشتباه ميكنم؟

 

محسن :

چیزی که معمولا دیده نمیشود این است که از سال 1382 به بعد نرخ رشد جمعیت شهر تهران با نرخ رشدکشور برابر شده است. تحلیلهای جمعیت شناسی میگوید که عملا از سال 82 به بعد مهاجرت به تهران تقریبا صفر گردیده است. جابجایی ها فقط در میان افراد شهر صورت میگیرد. با توجه به افزایش درآمدهای بخشی از جامعه محل سکونتهای افراد ساکن در تهران جابجا میگرددو خانوده ای که مستاجر بوده اینک صاحب خانه کوچک شده است و خانه های کوچک با خانه های بزرگتر تعویض میگردد. اون محدودیت منابع آب برای شهرهای اطراف تهران بسیار حادتر از خود شهر تهران است.

 

حسین :

سلام دوست عزیز.
وبلاگتون عالیه اگه مایل باشید وبلاگ منو هم تو لینکاتون بزارین من اینکارو می کنم.
اگه وبلاگمو تو لینکاتون گذاشتین لطفا یه ایمیل یا یک نظر در وبلاگم بدین. مرسی. خداخافظ.

 

حسین :

سلام دوست عزیز.
وبلاگتون عالیه اگه مایل باشید وبلاگ منو هم تو لینکاتون بزارین من اینکارو می کنم.
اگه وبلاگمو تو لینکاتون گذاشتین لطفا یه ایمیل یا یک نظر در وبلاگم بدین. مرسی. خداخافظ.

 

یک عدد مهندس کشتی :


... باز كن پنجره را
و ببوس نفس صبح و ببين
كه چسان بشكفتند همه گلهاي بهاري

باز كن پنجره را
و بنوش مي گلگون و بخند
كه دو روزي ديگر
نه از اين پنجره باشد خبري
نه زما نامي و ياد و اثري
باز هم صبح وبهاري ديگر
باز هم پنجره هايي ديگر

... و من در ازدحام اين پنجره هاي مجازي حقيقت تو را انتظار مي كشم.
بيا.

 

محدث :

سلام حامد عزيز . اين كه مي گويي درست اما تهران مزاياي بسيار دارد كه اگر حتي سيستم حمل ونقل آن هم درست شود باز تهران شلوغ است.

 

حق پرست :

يكي از مطالبي كه در حاشيه نشيني تهران وجود دارد (برخلاف پايتختهاي كشورهاي پيشرفته) مساله پرستيژي است.

 

داودي :

با توجه به آنكه تأمين مسكن، يكي از نيازهاي اساسي جامعه است كه در قانون اساسي ج.ا.ا نيز، دولت مكلف به تهيه بستر مناسب براي خانه¬دار شدن آحاد جامعه، مي باشد (اصل 29 قانون اساسي)ولي همواره شاهد بدتر شدن وخامت اوضاع در اين بخش هستيم چه در تهران و چه در شهرستانها ولي البته در تهران وضع خيلي وخيم تر است. از جمله دلايلي كه من فكر مي كنم باعث ايجاد اين نابساماني در بازار مسكن شده عدم كارايي بازارهاي مالي و سرمايه است و دو گانه بودن ساختار تقاضا بدليل وجود تقاضاي بالاي سرمايه اي براي زمين ومسكن در مقابل تقاضاي مصرفي همه معتقدند هيچ سرمايه گذاري به حد خريد مسكن جواب گو نيست كه همين امر باعث شده ميزان سرمايه گذاري در فعاليت هاي توليدي كاهش پيدا كنه كه اين امر تبعات وخيم ديگر رو هم در پي داره جود محدوديت عرضه زمين شهري آماده شده بر اثر سياستهاي تخصيص زمين دولتي در مقياس وسيع و نبود قوانين و سياستهاي حمايتي شفاف در برخورد با سازندگان بزرگ و حرفه اي در صنعت ساختمان ونا هماهنگي بين سياستهاي تامين مسكن و سياستهاي ملي شهرنشيني و... هست البته راهكارهاي زيادي مي شه در نظر گرفت ولي ايجاد يك سيستم حمل و نقل آسان و گسترش انتقال بخشي از جمعيت شايد بتونه در كوتاه مدت جواب بده ولي چاره كار نيست و البته وخامت اوضاع فقط ريشه در شرايط اقتصادي نداره !

 

آيدين ك :

هيچ كشوري مثل ايران در پايتختش متمركز نشده است!
آلودگي هوا و محيط زيست، كمبود منابع آب، مشكلات فرهنگي و اجتماعي و ... كه در تهران مشاهده مي شود مشابه با هيچكدام از كشورهاي توسعه يافته نيست
سانتراليسم(از همه نوع: اقتصادي، سياسي، فرهنگي و ...) و ترس از فدراليسم يكي از آفتهايي است كه خود مركز را بيش از ديگر منطق به سوي انحطاط مي كشاند

 

آيدين ك :

يك نكته قابل ذكر اين است كه استانبول پايتخت نيست !
و البته فكر نمي كنم مسكن و ... در واشنگتن، نسبت به نيويورك و لوس آنجلس و يا شيكاگو گرانتر باشد!!!

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007