« تاکسی و سهمیه بندی | صفحه اول | نامجو »

30 فروردین 86

...

1) کسی احیانا از بروکسل این جا را می خواند چند تا سوال ازش بپرسم؟

2) حالم گرفته شد چون هاشم پسران هفته بعد در بانک مرکزی اتریش سخن رانی دارد و من آن موقع وین نیستم.

3) ترجمه های جعفر خیرخواهان همیشه خواندنی است. این بار مصاحبه ای خواندنی از فریدمن را ترجمه کرده که در دو بخش (1 و 2) منتشر شده است.

4) هم به صورت حضوری و هم به صورت کامنت با این سوال مواجه که قیمت تاکسی را چه طور محاسبه کرده ام؟ اگر بخواهم ساده توضیح بدهم به این فکر کنید که اگر درآمد ناشی از مالکیت تاکسی برابر 3 میلیون تومان در سال باشد این درآمد برابر درآمد چه مقدار اوراق مشارکت با نرخ بهره 15% است؟ این می شود قیمت تاکسی. چون اصل فقدان آربیتراژ می گوید که قیمت تعادلی دارایی هایی با سوددهی و ریسک یک سان باید برابر باشد.



   نظرات

بي نام :

من از تهران اينجا رو ميخونم :)

 

رامین :

خوبستی؟
چند وقت پیش راجع به رای استراتژیک نوشته بودی...
در نظرسنجی ها سارکوزی اوله، رویال دوم و بایرو سوم ولی در همون نظر سنجی بایرو در مقابل سارکوزی در دور دوم برندس در حالی که رویال نه!
به نظرت ممکنه سارکوزی یه عده از هواداراش رو بسیج کنه تا به رویال رای بدن؟؟!
سید ابراهیم نبوی یه جاهایی تو بلژیکه! اگه به دردت بخوره!

 

پيام :

من در مورد قيمت تاكسي قانع نشدم. آخر درآمد تاكسي صرفا ناشي از مالكيت آن نيست و آن خدمات كه لازمه اش رانندگي يك آدم و هزينه هاي بنزين و خودرو و ... را هم در بر مي گيرد. در واقع هنوز كاركرد اين قيمت را نفهميده ام. آيا منظور اين است كه اين نوع قيمت محاسبه كردن فقط يك جور حساب سر انگشتي است؟ اگر جواب مثبت است باز هم نمي فهمم فايده اش چيست، چون ممكن است بيش از صد درصد خطا داشته باشد و ممكن است چنين عدد پر خطايي را بتوان فقط با يك تخمين يا حدس نيز بدست آورد.

حامد: حساب اصلا سرانگشتی نیست. آن درآمد سالیانه 3 میلیون فقط ناشی از خرید بنزین و فروش فوری آن در بازار است که سر جمع هر دو سه روز یک بار ده دقیقه وقت می برد و تمام. اگر قرار بود که تاکسی به طور تمام وقت کار کند که درآمدش دیگر سه میلیون نبود و خیلی بیشتر بود.

 

fariba :

hamash poz poz////akhe to ky hasty ke bekhahy dar mored eghtesad nazar bedy//////////////

 

shooka :

سلام
خوش به حاتون که زندگیتون از دغدغه های علمی پره. . .
تو ایران مردم هر روز بی سواد تر از روز قبل میشن
گرچه دارم عادت می کنم به این چیزا فکر نکنم چون اینجا این فکرا جز پیر شدن چیزه دیگه ای برای آم نداره
نمیخوام بگم من خیلی حالیمه
بقول یکی : نه اینکه قد من بلنده ها, سقف این مملکت کوتاست . . .
من نوشته هاتون رو چند وقت میخونم والان اومدم یک خواهش کنم اونم اینکه توی بازی کوچیک و ساده ی ما شرکت کنید...برام جاله بدونم شخصیت شما از چی میترسه
ممون میشم افتخار بدین
اگه وبلاگم رو بخونبن بیشتر میفهمین بازی چیه .

 

شهرزاد :

سلام دوست من ...
دلم می خواد صادقانه به من بگی زیباترین لحظه ی زندگیت کی بوده ...
من منتظرم

 

atefe :

**زندگي کوچکتر از آن بود که مرا برنجاند و زشت تر از آنکه دلم بر آن بلرزد. هستي تهي تر از آنکه بدست آوردني مرا زبون سازد و من تهيدست تر از آنکه از دست دادني مرا بترساند. دکتر شریعتی

 

ساياني :

با سلام
مي خواستم بدون اجاره خونه توي اونجا هم اينقد بالاست؟
ممنونم

 

نیما دارابی :

موقتی زندگی کردن چیز بدیه نه؟

 

m.t :

hi
i would like to know if you have any note on macro and micro economic that i can read from please let me know if the electronic version is provided

 

sin :

بزودی : ويژه نامه ي (( دين و مدرنيته)) در www.hoviyat.blogfa.com به مقدمه ي اين ويژه نامه توجه کنيد

 

علی :

سلام مدتی است از نوشته هایتان لذت می برم.خواستم تشکر کنم.دبیری هستم از ساحل خزر

 

حامد :

سلام بر هم اسمی خودم حامد
ما خیلی وقته که در برابر سیاهی همه خوشی و رونق و جیزهای سفیدمون رو فروختیم...خود این مردم درستش کردن..حالا باید بپذیرند اشتباه رو تا همه چی برگرده سرجاش....شاد باش و دری زی

 

مخمل بانو :

با خوندن این پست خواستم بگم احیانا اقتصاد نمی خونین جوابم رو سریعا از کنار وبلاگتون گرفتم :)

 

faridpouya :

ostad ma az Bruxelim

sepas

 

رهروي :

سلام جناب آقاي قدوسي

مقاله اي در سايت رستاك به نام دين و عملكرد اقتصاد از رابرت بارو گذاشته شده كه فكر مي كنم با توجه به علايق شما خوندنش براتون جالب باشه .

مثل هميشه از خوندن بحث هاي تحليلي تون استفاده مي كنم

 

rahrovi :

جناب آقاي قدوسي

راجع به مطلبتون در مورد قيمت تاكسي چند نكته به نظرم رسيد كه عرض مي كنم.

مطلب اول در مورد در نظر نگرفتن هزينه هاي جنبي تاكسي است كه در حساب هزينه فايده شما نيامده بطور مثال شما هزينه بيمه تاكسي را كه تا چند برابر ماشين هاي سواري است از درآمد ساليانه فروش بنزين كم نكرديد در صورتي كه مالك به طور قانوني ملزم به بيمه كردن ماشين است. از طرفي هزينه هاي ديگري نيز وجود دارند به طور مثال هزينه پاركينگ هزينه استهلاك سرمايه به واسطه پائين امدن مدل ماشين و ...

مطلب دوم اين كه شما نرخ بهره اي كه در نظر گرفتيد متناسب با ريسك سرمايه گذاري افرادي كه تمايل به سرمايه گذاري هائي از اين دست دارند نيست. فردي كه با داشتن روحيه سرمايه گذاري و ريسك پذيري گزينه خريد يك كالا مانند تاكسي و فروش بنزين آن را در سبد سرمايه گذاري خود دارد، طبعا فردي با حاشيه ريسك پذيري بالاست.( چون با تغيير سياست دولت مي تواند محاسبات ايشون به هم بريزه. ) درنتيجه نرخ بهره بانكي نميتوند نرخ درستي براي محاسبات سرمايه گذاري هاي اين فرد باشد بلكه نرخ متوسط سرمايه گذاري در بازار نرخ متناسب تري است كه در صورت استفاده از اين نرخ قيمت محاسباتي شما تغيير پيدا مي كند.
مطلب سوم كه به نظر ميرسه جايگزيني بهره بدست امده از سرمايه گذاري با مطلوبيت است . فكر ميكنم در شرايط ايران بسياري از انتخابات افراد بر اساس بهينه شدن تابع مطلوبيتشان انجام ميگيرد و نه بهره مورد انتظار سرمايه گذاري. بدين معني كه براي فرد صرف كار داشتن و فعاليت كردن ارزش دارد و حاضر نيست كه با همان درآمد در منزل زمان بگذراند. چيزي كه در مورد مردان ايراني در جهت گيري اقتصاديشان نقش داردو بنابراين فرد تاكسي دار گزينه اش كار كردن با تاكسي است و نه بهره برداري از فروش بنزين.

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007