دو نکته در باب سهمیه بندی بنزین
سرمقاله امروز دنیای اقتصاد را درباره سهمیه بندی بنزین نوشته ام. حرف تازه ای در آن نیست و قبلا این حرف ها را گفته ام ولی چون دولت اصرار دارد که فعلا از عرضه بنزین مازاد بر سهمیه خودداری کند فکر کردم باید این دو نکته مجددا به طور مستقل بیان شود.
در بحث مدیریت مصرف و یارانه بنزین آن چه تا کنون برای سالجاری قطعی شده است، تخصیص سهمیه محدود بنزین با قیمت یارانهای برای خودروهای شخصی است. با این همه هنوز تکلیف شکاف بین عرضه سهمیهای و تقاضای کل بنزین در جامعه روشن نشده است. مصوبه مجلس محترم دولت را تشویق میکند تا براساس تخمین نیاز بازار اقدام به واردات بنزین کرده و آن را به قیمت واقعی به مصرفکنندگان متقاضی عرضه کند. از شواهد بر میآید که دولت قصد دارد به این توصیه عمل نکرده و عرضه بنزین را محدود به سهمیه یارانهای نماید. هر چند ما از تحلیل دولت و مشوقهای این تصمیم اطلاع دقیق نداریم ولی حدس میزنیم که انگیزه این تصمیم جلوگیری از به اصطلاح «اثرات روانی تورمی» اعلام قیمت بنزین آزاد باشد.
احتمالا تصور این است که اگر نرخ بنزین آزاد (در بازه ای بین 300 تا 500 تومان) توسط دولت اعلام شود، جامعه این نرخ را به عنوان خط راهنمای قیمت بنزین دریافت کرده و قیمتها را بر این اساس تطبیق می دهد.
بدون این که وارد این بحث شویم که آیا اساسا اثر روانی تورم واقعا در اقتصاد وجود دارد یا نه، باید این نکته را تذکر دهیم که بازار سیاه یا آزاد بنزین در هر صورت شکل خواهد گرفت. با عنایت به این که سهمیه روزانه بنزین بدون توجه به نوع و مصرف متوسط خودرو و نیز تقاضای سفر متقاضیان به طور یکسان تخصیص داده خواهد شد، طبیعی است که شهروندان پرمصرفتر انگیزه داشته باشند تا بنزین را از کسانی که مصرف پایینتری دارند خریداری نمایند. روشن است که جامعه مصرف بالقوه خود را به یک باره به میزانی که دولت سهمیهبندی کرده است تقلیل نخواهد داد و لذا تقاضا در بازار آزاد بنزین بسیار قوی خواهد بود.
بنابراین عرضه محدود ناشی از مازاد سهمیه بخشی از مصرفکنندگان و تقاضای جدی مصرفکنندگان دیگر قیمت بازار آزاد را در نقطهای بسیار بالا تعیین کرده و جامعه هم فورا از این قیمت مطلع خواهد شد. عرضه بنزین مازاد بر سهمیه اتفاقا به تعدیل این قیمت کمک کرده و آن را در سطح پایینتری به تعادل میرساند. لذا اگر دولت نگران اثرات روانی است اتفاقا باید با واردات بنزین به قیمت واقعی و در اختیار گذاردن آن، هم از میزان فساد ناشی از تفاوت قیمت بالا جلوگیری کند و هم قیمت بنزین غیرسهمیهای را تعدیل نماید. از طرف دیگر شکاف بین قیمت رسمی و قیمت بازار آزاد (که هر قدر عرضه بنزین غیرسهمیهای کمتر باشد بر اندازه این شکاف افزوده خواهد شد) فرصت رانت مهمی برای دارندگان سهمیه بنزین ایجاد می کند. مساله ما در این جا صرفا خود رانت نیست بلکه توجه دادن به مشکلی است که تخصیص سهمیه مازاد به تاکسیها و مسافرکشها ممکن است در عرضه خدمات حملونقل عمومی ایجاد کند. اگر این نوع خودروها سهمیه بنزین قابل توجهی دریافت کنند (مثلا سی لیتر در روز) و شکاف قیمت هم به اندازه کافی بزرگ باشد کاملا محتمل است که صاحبان خودرو فروش سهمیه روزانه بنزین در بازار آزاد را در مجموع سودآورتر از فعالیت با خودرو خود بیابند و لذا تصمیم به تعطیلی فعالیت (و یا فعالیت صوری) گرفته و درآمد خود را به شیوهای سادهتر از طریق فروش سهمیه تامین نمایند. علاوه بر این ممکن است برخی علاقهمند باشند تا با خرید یا اجاره تاکسی یا مسافرکش از سهمیه بنزین بالاتری برای مصرف شخصی خود بهرهمند شوند. در هر صورت هر دو عامل موجب کاهش عرضه واقعی حجم خدمات حملونقل مسافر در سطح شهر خواهد شد، آن هم در شرایطی که به علت سهمیهبندی بنزین قاعدتا بر میزان تقاضای سفر از طریق خودروهای عمومی افزوده شده است.
خود این حقیقت نیز دلیل دیگری برای کاهش شکاف بین قیمت بنزین سهمیهای و آزاد است. اگر این شکاف بزرگ نباشد احتمال شکلگیری این رفتار کمتر میشود ولی اگر شکاف بزرگ باشد هر کسی متوجه این نکته میشود که فروش سی لیتر بنزین با سود حدود 500تومان در روز در نهایت بهصرفهتر از صرف ساعتها وقت برای جابهجایی مسافر و تحمل ریسک تصادف و استهلاک خودرو است.

نظرات
dr jack :
من مدتي به اين فكر كرده بودم كه آيا اينكار باعث راه افتادن بازار سياه نميشه؟نوشته شما رو به همين دليل باز كردم و جالبه كه ديدم نظرتون همينه. به عقيده شما راهي وجود داره؟
dr jack - May 1, 2007 02:44 AM
روزانه :
به هر حال در مملكت ما و با عنايت به عدم توجه مصرفكنندگان و موارد ديگر ايجاد سوخت به روش دونرخي بظاهر كمك كننده ميباشد بشرط انكه دولت لوازم و مجاري كنترل ان را محيا كند
روزانه - May 1, 2007 05:43 AM
:
1. می توانی لطف کنی و این موضوع "بدون این که وارد این بحث شویم که آیا اساسا اثر روانی تورم واقعا در اقتصاد وجود دارد یا نه" را بالاخره باز کنی؟ این طور از روی یک موضوع به کنایه پریدن، چندان علمی نیست.
2. علیرغم اینکه توضیحاتت تا حد زیادی از نظر "اقتصاد در کتابخانه" درست بود، اما کماکان مثل گذشته، ایران را با آمریکا اشتباه می گیری. برای متوجه شدن این اشتباه، یکبار سعی کن با همین مبانی، تحلیل کنی که اگر دولت به جای 6 روز کاری در هفته، فقط 3 روز اجازه استفاده از خودرو و به طور کامل، استفاده از تاکسی را به ملت بدهد، قیمت خودرو و تاکسی چه تغییری خواهد کرد؟ (راهنمایی: دولت این کار را کرده، می توانی تحلیلت را با نتایج آن مقایسه کنی!)
Anonymous - May 1, 2007 07:26 AM
:
حامد جان
در باب سهميه بندي اين مطلب از نظر تئوري درست است كه موجب تشكيل بازار سياه مي شود اما بايد شرايط اقتصادي حمل ونقل كشور رانيز در نظر گرفت شما گفتيد اگر دولت قيمت آزاد 400 تومان را براي بنزين در نظ بگيرد تاكسي دارها دست به فروش بنزين سهميه اي خود مي زنند اما ميدانيد كه حجم زياد از حمل ونقل درون شهري در ايران ازطرف ماشينهاي شخصي است واگر آنه به سبب گران شدن بنزين از گردونه حمل ونقل خارج شوند آنگاهحتي اگر كرايه تاكسي با نرخ دولتي باشد تاكسي داران از نظر مقداري سود بيشتري ميكنند وازسوي ديگر خودت بهتربايد ميداني كه در حال حاضر درآمد يك تاكسي دار در تهران بيشتر از 10000 تا 12000 تومان ناشي از فروش بنزين سهمياي خوداست حتي با احتساب استهلاك تاكسي
Anonymous - May 1, 2007 10:49 AM
:
حامد جان
در باب سهميه بندي اين مطلب از نظر تئوري درست است كه موجب تشكيل بازار سياه مي شود اما بايد شرايط اقتصادي حمل ونقل كشور رانيز در نظر گرفت شما گفتيد اگر دولت قيمت آزاد 400 تومان را براي بنزين در نظ بگيرد تاكسي دارها دست به فروش بنزين سهميه اي خود مي زنند اما ميدانيد كه حجم زياد از حمل ونقل درون شهري در ايران ازطرف ماشينهاي شخصي است واگر آنه به سبب گران شدن بنزين از گردونه حمل ونقل خارج شوند آنگاهحتي اگر كرايه تاكسي با نرخ دولتي باشد تاكسي داران از نظر مقداري سود بيشتري ميكنند وازسوي ديگر خودت بهتربايد ميداني كه در حال حاضر درآمد يك تاكسي دار در تهران بيشتر از 10000 تا 12000 تومان ناشي از فروش بنزين سهمياي خوداست حتي با احتساب استهلاك تاكسي
Anonymous - May 1, 2007 10:51 AM
:
باافزايش قيمت بنزين بي شك قيمتها افزايش خواهد يافت و حتي قبل از اجراي اين طرح ما شاهد افزايش بي رويه قيمتهاهستيم و با عدم توجه به نياز بالاي جامعه به بنزين و ناكارآمدي حمل و نقل عمومي آشفتگي زيادي با اجراي اين طرح ايجاد خواهد شد كه نهايتا دولت مجبور به كوتاه آمدن خواهد شد و طرحي جبراني را ارائه خواهد كرد (داستان هميشگي طرحهاي دولت )
درضمن گرايشتان را به اقتصاد مالي تبريك مي گويم .شاخه اي بس جالب و كاربردي است
Anonymous - May 1, 2007 02:13 PM
مهدي :
سلام.يه مطلبي كه يادت رفت خطرات اتش سوزي و كثافت كاريهاي ناشي از فروش بنزين در بازار سياه است. در مورد اينده ات هم خواستم نظر بدم كه ديدم انتخابت را كردي.ازنظر من فاينانس به اندازه حسابداري خسته كننده ولي كاربردي است. در ضمن انتخاب وين نشان دادكه ريسك گريز شده اي و نميخواهي فضاي زندگيت را كلا تغيير بدي. به هرحال موفق باشي.
راستي براي پذيرش دكتراي اقتصاد وين گفته بودي تا 15مي وقت هست درسته؟ به نظرت اقدام كنم؟ لطفا راهنماييم كن
مهدي - May 1, 2007 03:53 PM
رضا :
سلام. من در ایران دانشجوی اقتصاد ام و مثل خیلی ها به فکر ادامه تحصیل. اگه ممکنه یه توضیح کوتاه بدین که فایننسی ها چه چیزی رو یاد میگیرند که در اقتصاد نیست ؟ و قراره تو بازار کار چه کارهایی رو انجام بدن ؟ کاربرد این رشته به جز در بازار سرمایه در کجاست ؟
رضا - May 1, 2007 05:59 PM
رهروي :
مطلبي كه به نظرم قابل توجه مياد اينه كه دولت با سهميه بندي بنزين مطلوبيت نگه داري ماشين هاي فرسوده رو بيشتر كرده. مطلبي كه شما در مورد فروش سهميه بنزين تاكسي نوشته بوديد به نظر من در مورد ماشين هاي فرسوده قابل تامل تره . اگه شخص سهميه بنزين ماشينشو كه 90 ليتر در ماهه توي بازار آزاد بفروشه درآمد حاصله ارزش يه ماشين فرسوده رو نشون ميده. با احتساب قيمت 400 تومان براي بنزين آزاد سود حاصله از فزوش سهميه بنزين ماشين هاي فرسوده با نرخ 15 درصد ساليانه برابر 2160000 تومان است . كه اين از قيمتي كه در طرح جايگزيني ماشين هاي فرسوده براي اين ماشين ها تعيين شده بيشتره مي بينيم كه اين قضيه سياست جايگزيني ماشين هاي فرسوده رو دچار مشكل مي كنه.
رهروي - May 1, 2007 10:38 PM
احمدسیف :
حامد عزیز: سلام خوبی تو. درپیوند با آینده خودت ما را که حسابی گیج کردی امیدوارم خودت کمتر گیج باشی. اگر این پست آخر را درست فهمیده باشم فکر می کنم گزینه فاینس گزینه بهتری باشد. واما نکته دوم که امیدوارم خیلی جدی نگیری ولی این لیوان چائی که اون بالا گذاشتی بیشتر به لیوان شرابی می ماند که به آن اندکی آب افزوده ای میگم آ چند تا تفاله چائی بینداز توش که آدم فکر های بد نکند.
با سلام برای مریم خانم
احمدسیف - May 2, 2007 12:30 PM
بهاره :
با رهروی در مورد ماشین های فرسوده موافقم. یکی از آشنایان ماشینی دارد که به معنی اسقاط شده (نه چرخ داره نه ....) ولی هنوز ماشین را در پارکینگ نگه داشته است!!! (ریشه روانی این کارش را نمی دانم). البته ماشین دیگری ندارد ولی خوب اگر داشت می توانست کارت سوخت ماشین مشتی مندلی اش را برای ماشین جدید استفاده کند. این مساله جایگزینی خودروهای فرسوده هم قابل تامل است. البته نکته بحرانی اینجاست که راهی برای شناسایی ماشینهای فرسوده سرپا و خوابیده نمی شود پیدا کرد و اگر بخواهند به فرسوده ها کارت سوخت ندهند خیلی ها شاکی می شوند.
کارت سوخت تناقض توزیع عادلانه سوخت را چه طور می خواهد حل کند؟ معمولا خودروهایی که مصرف بالاتری دارند تکنولوژی سطح پایینتری دارند که اتفاقا صاحبانشان قشر متوسط به پایین هستند. و برعکس. این کارت سوخت یعنی صاحبان مدلهای با تکنولوژی بالاتر مسافت طولانی تری را با سهمیه سوخت می پیمایند! (اینکه خودروسازها بهتر بسازند داستان دیگری است)
این مساله ای که هروی در مورد بالارفتن ارزش ماشین فرسوده گفته هم قابل توجهه. فقط نمی دانم تسهیلات اعطایی می تواند صاحبانشان را راضی کند که از ما به تفاوت این دو قیمت بگذرند یا نه؟
بهاره - May 2, 2007 12:41 PM
Pouya :
I hoped that you were not going to choose finance. However I hope you have a better future. I thought we have a lot of common interests, but you know I do not like finance at all. Anyway, I know you have a successfully scientific life.
Pouya - May 2, 2007 01:00 PM
نیما :
اون یک فنجان فلان چیز دیگری است و جای اش هم اینجاست:
http://chai.blogfa.com/
دیگر اینکه برق شریف 76 بودی؟! جندتا از همکلاسی هات همکار من هستند اینجا... شاد باشی
نیما - May 2, 2007 01:49 PM
كوروش ضيابري :
سلام حامد خان قدوسي. چه خبر؟ به نظر من يك گزينهي جديد اضافه كنيد: به ايران ميآيم تا در سرزمين گل، بلبل، درخت و لپلپ زندگي كنم. Lop Lop را چيزي در موردش شنيدي؟ اگر نشنيدي بگو برايت توضيح بدهم چون فكر نميكنم آنطرفها از اين چيزها پيدا بشود!!!
كوروش ضيابري - May 3, 2007 05:08 PM
محمود صالحی :
حامد جان سلام
خسته نباشی، مطلب خوبی است، من ولابگ ات را از مسابقه دویچه وله می شناسم، دوست داشتم برای رادیو آلمان در همین زمینه و شاید در آینده نیز در سایر مسائل اقتصادی باهات مصاحبه داشته باشم، الان هم با پرستو صحبت کردم ولی متاسفانه تلفنی ازت نداشت، اگر دوست داشتی لطف کن شماره ای در اختیار من قرار بده تا بتونیم باهم گفتگو داشته باشیم
با احترام
محمود صالحی - May 7, 2007 12:14 PM