« فاینانس: بخش اول | صفحه اول | بنزین مازاد سهمیه نداریم »

17 اردیبهشت 86

دکتر عظیمی

نقدهایم بر نظریات مرحوم دکتر عظیمی را قبلا یکی دوبار نوشته ام و به تفصیل تکرار نمی کنم. فقط به خلاصه می گویم که به نظرم آن چیزی که آن مرحوم تا همین چند سال پیش که از دنیا رفت ارائه می کرد نسخه ای بسیار قدیمی، فلسفی و کلی گویانه از دانش عمومی توسعه ( و نه لزوما اقتصاد توسعه) بود که شباهت چندانی به ادبیات جدید این حوزه که در ده بیست سال اخیر توسعه داده شده و مانند بقیه شاخه های علم اقتصاد بر مبنای نظریه های خرد استوار شده است نداشت. ضمن این که مدل ذهنی آن مرحوم چندان بر پایه نظریه های اقتصادی و دینامیک و تعادل سیستم اقتصادی استوار نبود و به همین خاطر هم دفاع های عجیبی از مثلا ثابت نگاه داشتن نرخ بنزین (به بهانه افزایش شاخص توسعه) و یا نرخ ارز می کرد.

با این همه در سالگرد درگذشتش بد نیست یادی بکنم از یکی از خصوصیات مثبتش که همیشه برای من جالب توجه بود. مرحوم عظیمی علی رغم شهرتش در بین روشن فکران خودش را آلوده فضای روشن فکری ایران نکرد و بر خلاف کسانی مثل رییس دانا که در هر ماجرای باربط و بی ربطی سر و کله اش پیدا می شود و نظر می دهد خودش را تا حد خوبی روی حوزه کار خودش متمرکز کرده بود. حوزه کار عظیمی البته با تعریفی که او از گستره اقتصاد توسعه داشت به مباحث اجتماعی و تاریخی هم کشیده می شد و این از دیدی من چندان جالب و عمیق نبود ولی به هر حال سعی او این بود که منظر نگاهش در این مباحث هم دانشگاهی باشد. این نوع رفتار الان تا حد خوبی جا افتاده است ولی در دهه هفتاد نیازمند نوعی از دیسیپلین و خویشتن داری رفتاری بود که به نظرم جزء نکات مثبت شخصیتی آن مرحوم بود.



   نظرات

dr jack :

مقصود شما چيست؟ از اينكه " رییس دانا که در هر ماجرای باربط و بی ربطی سر و کله اش پیدا می شود و نظر می دهد "؟ من فكر مي‌كنم بعضي حوزه‌ها هست كه همه حق دارند در آن نظر دهند. البته اينكه يكي بگويد من دانشمندم و شما نيستيد و من در هر حوزه حرف بزنم شما چون دانشمند نيستيد حق اظهار نظر نداريد حرف خطرناكي‌است. به هر حال هر حوزه تخصصي جاهايي دارد كه به بقيه آدمها ربط پيدا مي‌كند. مثلا يك برنامه‌نويس حق ندارد بگويد من برنامه‌اي ساخته‌ام و غيرحرفه‌اي نمي‌توانند بگويند كه اين برنامه خوب نيست...

 

بهرنگ :

حامد عزيز
می‌خواهم از تو تشکر کنم. در اين بازار و سنت مرده‌پرستی و بت‌سازی از درگذشتگان و گذشته‌ها، نقد تفکر کسی که اين روزها، تجليلش رسم است، جای شگفتی و تقدير دارد

 

مهدی ایجی :

سلام. همینکه بجای تجلیل های بی مورد تحلیل میکنی جای خوشحالی داره..شان و جایگاه آن مرحوم فراتر از تقدیس های نارواست..مرحوم دکتر حسین عظیمی هم دنبال همین گونه تحلیل کردن ها بود..ما هم از این تحلیل ها خوشحال هستیم.. روحش شاد

 

kharmagas :

من هم با نظر Dr Jack موافقم. جامعه مدني اصلا براي اين ساخته شده كه همه راجع به امور جمعي‌شون اونجا حرف بزنند. تازه فكر كنم خيلي خودتون رو روشنفكر و منزه حساب كرديد كه گفتيد فضاي آلوده روشنفكري ايران. فرض اين گفته اين است كه هم شما اين فضا را مي‌شناسيد و هم از آلودگي آن بركناريد. قربون اعتماد به نفستون بشم.

حامد: من اگر جای شما باشم مطالب دیگران را اول با دقت بیشتری می خوانم و بعد سعی می کنم نقد بنویسم. اگر توانستید از داخل مطلب من عبارت " فضاي آلوده روشنفكري ايران" را گیر بیاورید بیایید تا جایزه ای بهتان بدهم. شاید هم فارسی تان خوب نیست و تفاوت عبارت "خود را آلوده چیزی نکردن" (مثلا مهندس سخت افزاری که خودش را آلوده کار نرم افزار نمی کند) را با آلوده دانستن یک چیز را نمی دانید.

 

sara :

اتفاقا من با نظر شما در مورد مرحوم عظیمی مخالفم.مقاله های ایشان چیزی بر خلاف نظر شما رو حداقل به من نشون می ده.به نظر من ایشون از معدود اساتید اقتصادی بود که سعی داشت مسائل اقتصادی را برای کشور ایران با توجه به شرایط موجودش حل کنه.دور از تقلید صرف از نظریه های اقتصادیی که شاید فقط مناسب کشورهای غربی باشه.

 

Ehsan :

سلام بر شما. تنها يك سوال: چرا همه بايد مدافع سيستم تعادل عمومي اقتصاد باشند. گاهي بايد چشمهارا باز كرد و ديد كه خورشيد هست يا نه. اگر بمباران paper هاي متعارف چشم را كور نكرده باشد، ديدن دشوار نيست. موفق باشي برادرم.

 

علی :

چندان با نظریات دکتر عظیمی آشنا نیستم. در مسایل اقتصاد و توصعه هم تخصص ندارم. اما از تعبییر "فلسفی" برای تحقیر یا رد یک حرف خوشم نمی آید و آن را یا نشانه بی اطلاعی گوینده از رشد شاخه های مختلف دانش فلسفه در عصر جدید می دانم و یا بی توجهی و غفلت. که گفته هر حرف کلی یا آسمان ریسمان بافتنی فلسفی است؟

حامد: اگر از صحبت من تعبیر تحقیر برداشت می شود عذرخواهی می کنم. فکر کنم سمت راست وبلاگ گفته ام که خودم از علاقه مندان فلسفه هستم و لذا موضوع تحقیر در میان نیست. با فلسفه های مضاف هم کمابیش آشنا هستم. عبارت "فلسفی" در این جا خیلی دم دستی و در مقابل "علمی" یا دقیق تر "ابطال پذیر" استفاده شده است و به همان تعبیر قدیمی و عامه پسند دکتر سروش
"چرا این اتاق گرم است؟ پاسخ فلسفی این است که گرما حتما دلیلی دارد."

 

علی :

فکر می کنم برای منظور شما تعبیر "متافیزیکی" بهتر باشد (مطمئن نیستم). گزاره های متافیزیکی قابل ابطال تجربی نیستند و احتمالا اطلاعی از عالم خارج نمی دهند. اما در شعب مختلف فلسفه (مثل انواع فلسفه های مضاف) ادعاها با روش هایی مثل تحلیل مفهومی، آزمایش های فکری، استفاده از شرطی های خلاف واقع و تناسب با شهودهای اولیه سنجیده و نقض و ابرام می شوند و اینطور نیست که حرف ها کلی بافی و بی ضابطه باشند. سوالی هم دارم: به نظر شما عالم اقتصاد صرفا با تکیه بر نتایج علم اقتصاد و بدون انتخاب نظریه ای در فلسفه سیاسی راجع به عدالت، می تواند شیوه یا سیاستی را (در سطح کلان) توصیه کند؟ (استفهام انکاری نیست.)

 

طه :

باسلام اگر از بنده بعنوان دانش اموخته رشته اقتصاد بپرسند که یک صاحب نظر اقتصاد ایرانی را نام ببر قطعا خواهم گفت استاد فقید دکتر عظیمی که ما قدرش را ندانستیم

 

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007