« انتخاب آزاد | صفحه اول | گفت و گو بر سر مفاهیم نادقیق »

30 اردیبهشت 86

باز هم چرا سطح رهبران در حال افول است؟

واکنش های بعضا عصبی به پست "چرا سطح رهبران در حال افول است" تقریبا برایم غیرقابل فهم است. خصوصا که تعدادی از دوستان حتی به این نکته ساده دقت نکردند که متن این پست متعلق به من نیست و من فقط بخشی از مقاله دکتر سریع القلم را در داخل گیومه نقل کرده ام. من یک سوال قدیمی دارم و سوالم هم سرجایش هست و شهود کلی ام هم علی رغم مخالفت های نسبتا زیاد بقیه با سوالم همراهی می کند. یک دلیل محتمل برای این موضوع را هم در "تقدیس و فراگیر شدن لذت" می دانم که امیدوارم به زودی در موردش بنویسم.

حالا این وسط نقدهای این پست یک موضوع را برایم برجسته کرد. اگر کسی از من بپرسد که اصطلاح افول سطح رهبران دقیقا یعنی چه و با چه شاخصی اندازه گیری می شود پاسخ دقیقی ندارم. با این همه به نظرم می رسد که به رغم نداشتن تعریف و شاخص مشخص، دو طرف بحث برداشت بین الاذهانی نسبتا مشترکی از مفاهیم ژلاتینی این چنینی دارند که امکان گفت و گویی ولو با دقت کم تر از حد مورد انتظار را فراهم می کند. این گفت و گو به هر حال واجد ثمراتی خواهد بود چنان چه من خودم از نوشته دکتر سریع القلم چند نکته مهم آموختم. به نظرم گاهی این مته به خشخاش گذاشتن ها برای تعریف دقیق مفاهیم یک جور وسواس بیش از حد است که خاصیت یا نیتی جز اجبار طرح کننده سوال یا یک ایده اولیه به خاموشی ندارد.

احتمالا یک پاسخ این خواهد بود که خودت بارها دیگران را به حرف زدن های نادقیق متهم کرده ای. پاسخ من این خواهد بود که بین حوزه ای مثل اقتصاد که مفاهیم در آن بسیار دقیق تعریف می شوند و موضوعی که سریع القلم راجع به آن نوشته است تفاوت وجود دارد و آدم باید بداند متر دقتش را کی به کار ببرد.


   دنبالك

دنبالك اين نوشته:
http://www.maryammomeni.com/cgi/mt/mt-tb.cgi/444


   نظرات

maryam :

Hamed jan, just because I really find your blog worthy of close inspection: Fisrt, remeber that you have asked your blog readers not to be in agreemnet with you. So I am sorry if my comments were offenidng you, and they were of lacking percision themselves. Well, reading your blog has given me the impression that you are a very analytical person, approching any problem with rationality. I know that you had written that post to refer to someone else's paper, but I still criticize that post. Not to just be a matte be khashkhash person, but just because I don't find it in your intellectual scope to throw general non-explained ideas about a subject as vast as world leader's ethical attitude in the redears face. You have made certian clear claims in that post, and they rise certain clear questions as well. Moreover, I agree with you that this is a relative and very gray area to discuss, subject to personal taste. But still, since I read your blog frequently and I spend my time thinking on your writings, I think I have the right to very friendly criticize you for this ego-centric claim: the world leadr's level is declining?! What psychological process does this sentence bring into anyone's mind other than the habit of making huge claims, just because we think we can asses something desn't mean that we really are doing it. Again I apologize if my first comment was insallting or offensive , you know life is hard :)

Hamed:
Maryam jaan, Thank you for your comment. Indeed I should appologize if my second post gives the impression of attacking the readers because of their comments and criticizes. I was just pissed off becaue I felt some dudes did not distiguish between my question and the main article. Moreover, I think you are right that if I don't have enough information/criteria to establish a clear and well-developed claim I should not write it here. But you know, here is blog and one sometimes just wants to chat the friends in a casual and imprecise way. Again thanks for your reminder.

 

حامد شكوري :

در سايت هفت سنگ گفته شده بود كه شما بهترين وبلاگ ايران را داريد . امدم ببينم چرا ؟

 

پسر فهمیده :

حامد جان، نمی‌دانم کامنت من را هم عصبی فرض کردید یا نه ولی دوست دارم یک چیزی بگویم. یک بار جمله‌ی خودتان را بخوانید: «به رغم نداشتن تعریف و شاخص مشخص، دو طرف بحث برداشت بین الاذهانی نسبتا مشترکی از مفاهیم ژلاتینی این چنینی دارند.» فکر نمی‌کنید این ادعا تنها وقتی درست است که دو طرف بحث از خاست‌گاه نظری مشترکی باشند؟
مشکل حرف‌های غیردقیق این است که چند نفر که مثل هم فکر می‌کنند، آخر سر به توافق می‌رسند و فکر می‌کنند این توافق یک نتیجه‌ی اصیل است. نمونه‌اش همین روشن‌فکران چپ یا پست‌مدرنیست است که خودشان هم نمی‌فهمند چه می‌گویند، ولی حرف‌های همدیگر را تأیید می‌کنند. به نظر شما چه‌طور می‌شود از حرف غیردقیق نتیجه گرفت؟

حامد: پسر فهمیده عزیز راستش شما را جزو کامنت گذاران عصبی حساب نکرده بودم. بزار بحث را یک قدم جلو ببریم
1) این نکته ات در مورد خواستگاه نظری مشترک و غیر دقیق بودن نتایج برایم جالب و آموزنده بود.

2) با این همه یک سوال برایم باقی می ماند که دوست دارم نظر تو را بدانم: ما می توانیم روی دقت مفاهیم اصرار کنیم و اگر به آن دقت نرسیدیم بحث نکنیم. در هر سطحی از دقت گفت و گویی را انجام دهیم ولی حواسمان باشد که داریم راجع به مفاهیم گنگ تری صحبت می کنیم. آیا به نظرت خود این فرایند گفت و گو مفید فایده نیست ؟ (سوالم استفهامی است و تاکیدی در آن وجود ندارد)

 

امين ترابي :

بين الاذهاني!!

 

simba :

من اون متن رو نخوندم ولی فقط از روی تیتر یاد صحبتی که چند وقت پیش با کسی می کردم افتادم و اون اینکه در علم و شعر هم اتفاق مشابهی رخ داده و آدم های کار درست که یک سر و گردن از بقیه بالاتر باشن دیگه نداریم (به عنوان یک نظریه در نظر بگیر. ممکنه این فرض غلط باشه). یک دلیلش شاید سیستم آموزشی مدرن باشه که همیشه آدم های متوسط می ده بیرون یا افزایش اطلاعات بشر که به تخصصی شدن مهارت های افراد مختلف انجامیده و انسان های جامع العلم مثل سابق ازش در نمیاد. شاید هم این غول هایی که ما در ذهن داریم به وسیله فانتزی ها و تخیلات انسان ها در طول زمان به وجود آمدن و باز هم در آینده به وجود بیان. کار مشابهی رو حکومت ها می کنن مثل تجلیلی که از ریگان در آمریکا شد.

 

نوید :

میشه سوال به این تغییر داد که: چرا آبرو یا reputation سیاستمداران افول کرده؟

 

mohsen :

حامد خان
با خواندن اين دو تا پستت ميبينم آنچه كه بدان اشاره كرده اي چندان موضوع را منتقل نكرد شايد بخاطر اينكه بيشتر كامنتها درگير اشاراتي بود كه به افراد كردي.
اما من با نظر ت موافقم و تصور ميكنم ميشود براي آن دليلي نيز تراشيد. هرگاه كه نظام سياسي به نقطه اي ميرسد كه چز با خشونت ازكار بركنار نميشود، بي شك مردان و رهبراني ظهور ميكنند كه بايد قابليتي درخور در حيطه اي داشته باشند. حال آنكه وقتي رهبران سياسي در فضايي آرام و ذيل يك پارادايم سياسي مسلط بر روي كار مي آيند بيش از هر چيز بايد متكي به قابليت شومني خود و تبليغات باشند همين است كه همه آن مردان بزرگي (بزرگ به معني دارا بودن قابليتي ) كه نام ميبري ميبيني كه در مرز تغييرات راديكال سياسي هستند و همه آن كوتوله هاي سياسي ( به معني فاقد قابليتهاي آن قبليها) در فضاي آرام سياسي و با راي ساده اي برسر كار ميآيند و اين البته يكي از پارادوكسها نظامات دموكراتيك است. بزرگي آن بزرگان به معني بزرگي انساني نيست بلكه تاثير و تغييري كه در جامعه ايجاد ميكنند. بنابراين ممكن است در حيطه هاي ارزيابي فردي اينان بزرگ نباشند.

 

حق پرست :

چرا فكر ميكني در حيطه اقتصاد مفاهيم بايد دقيق باشند ولي در ديگر حيطه ها نه؟
درباره ي افراد آيا مي توان كيلويي قضاوت كرد ( البته ما معمولا اينكار را ميكنيم ) ولي بسياري از مشكلات ما آيا از همينجا منشا نمي كيرد
شايد بي ربط باشد ولي ديروز در وبلاگ انتخاب آزاد نوشته اي ديدم كه دكتر عظيمي و شريعتي را پوپوليست ناميده بود. بعيد است كه نويسنده كه سردبير يك روزنمامه اقتصادي است معناي دقيق پوپوليست را نداند ولي از آن استفاده ميكند تا مخالفان فكريش را له كند .استفاده از مفاهيم نادقيق حداقل اين زيان را دارد كه فضاي فكري را تار ميكند و امكان قضاوت عادلانه درباره ي افراد و تفكرات را از بين ميبرد و به كوتوله ها اجازه ميدهد كه به بزرگان دهن كجي كنند. ما در تمام مسايل مجبوريم از مفاهيم دقيق استفاده كنيم چون زندگي در اقتصاد خلاصه نمي شود.

حامد: محمدرضای عزیز

1) من کی گفتم در حيطه اقتصاد مفاهيم "بايد" دقيق باشند ولي در ديگر حيطه ها نه؟ این باید را از کجا آوردی؟ من گفتم چون مفاهیم اقتصادی دقیق تر تعریف می شوند در این حوزه باید مته بیشتری به خشخاش گذاشت. جمله من با عبارتی که شما نوشتی زمین تا آسمان فرق می کند.

2) کی گفتم زندگی در اقتصاد خلاصه می شود؟

چرا این قدر علیه این ماجراها موضع تند می گیری؟ حرف من خیلی ساده است. در علم اقتصاد مفاهیم دقیق تر و سرراست تر تعریف شده اند. در علوم اجتماعی دیگر مثل جامعه شناسی یا مدیریت مفاهیم آن قاطعیت مفاهیم اقتصادی را ندارند. مثلا در اقتصاد قیمت یا سرمایه گذاری یا تورم مفاهیم کاملا مشخصی هستند ولی مفهوم کارآفرین یا کاریزما را نمی توان با این دقت تعریف کرد. دلیلش هم مشخص است. در اقتصاد تعاریف بر اساس اصل موضوع ساخته می شوند در حالی که در علوم اجتماعی و مدیریت به شیوه استقرایی توسعه داده می شوند. این نه چیز بدی است و نه خوب. تنها نکته این است که باید در هر حوزه با دقت خاص آن حوزه صحبت کرد.

 

سایه :

امیدوارم من رو جزو کامنت گذارهای عصبی حساب نکرده باشی. چون هیچ عصبانی نبودم!!! ولی جزو کامنت گذارهای بی دقت هستم. برای این که متوجه نشدم که نقل قول کردی. شرمنده شدم کلی!!!

حامد: دشمنت شرمنده سایه جان. این حرف ها چیه. اتفاقا نکته ای که گفته بودی برای خودم جالب بود.

 

:

نیچه یه چیزایی در مورد نزول و کم مایه شدن تمدن های جدید داره، یه سری بهش بزن

 

neylabak :

nafs ve asle goftegoo ra paziroftan,harehkat be sooye naghd ve dar natije rooshan shodan janbeye tarik ve na roshane mozoo ast.mazamine jadid hanooz tabdil be mafahime daghigh nashode'and .baraye hamin ham be nazare man bayad goftego kard,naghad kard ve bazbini dar daneste'haa ve edde'aahaa kard.
inke gofte mishavad tarife daghie mafahim ra eraa'ee bedahid dorost nist,chera ke fazaye khakestari ve mobhami ke ba ebtekare nazari be bahs gozashte mishavad agar ke az ghabl tarif dashte ke ,be bahs ya tashkik gozashte nemishod ke.be nazare man ejazeh bedahim ke mozoo'aate jadid varede fazaye fekri ve nazariye ma beshavand ve hame'ash ba etteka be mota'aarefha ve daghayegh ,ebtekarate fekri ra nakobim

 

n!MA :

خب رهبران دنیا دیگه خیلی وقته که رهبر نیستن ... فقط سخنگو هستن ... سخنگوی سرمایه‌دار‌ها یا آدم‌های با نفوذ با سخنگوی تیم مشاورشون در هر زمینه‌ای ... برای همین لازم نیست نابغه باشند. کافیه بتونن رای جمع کنن (یعنی مزاحم کار کسانی که می‌خوان براشون رای جمع کنن نشن) و به اندازه‌ی کافی حرف گوش کن باشن.
سیاستمدارها دیگه آدمهای خاصی نیستن ... یه شغل مثل شغل‌های دیگهاست که مقدار کاری که انجام می‌دن و مثلا استرسی که قبول می‌کنن با درآمدشون متناسب می‌شه و یواش یواش حقوق کسانی که این شغل رو دارند هم با عرضه‌وتقاضای دانش‌اموخته‌هاش تعیین می‌شه.
رهبرها دیگه رهبر نیستن ... کارمندن

 

sujoivzph nbapwcdli :

dobegcvn qjklfbinp vrepxfn xkuyhnf fikhcu vqimres fxmze

 

distance education program :

Cool site. Thank you.

 

education jobs :

Nice site. Thank you:-)

 

education loan :

Cool site. Thank you.

 

florida traffic school :

Nice site. Thanks!!!

 

florida traffic school :

Nice site. Thanks!!

 

florida traffic school :

Nice site. Thanks!!

 

florida traffic school :

Nice site. Thanks:-)

 

florida traffic school :

Nice site. Thanks:-)

 

school loan consolidation :

Cool site. Thanks!

 

school loan consolidation :

Useful site. Thank you.

 

technical schools :

Nice site. Thank you.

 

florida traffic school :

Cool site. Thanks!!!

 

florida traffic school :

Cool site. Thanks!!!

 

distance education program :

Good site. Thanks!!

 

arizona department of education :

Good site. Thanks!

 

arizona department of education :

Nice site. Thanks!

 

program education :

Nice site. Thanks!!!

 

education diploma :

Cool site. Thank you!!!

 

education jobs :

Useful site. Thanks!

 

online education course :

Cool site. Thanks!!

 

online education course :

Cool site. Thanks!!

 

online education course :

Nice site. Thank you:-)

 

2006 business mba ranking school :

Useful site. Thank you.

 

traffic school in florida :

Useful site. Thank you!!!

 

traffic school in florida :

Useful site. Thank you!!!

 

arkansas vocational school :

Useful site. Thanks!!

 

florida in online school traffic :

Useful site. Thank you!!!

 

school loan consolidation :

Nice site. Thank you!!!


 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007