...
آقا این بحث بازگشت به میانگین انگار داغ شده است. از یک طرف ماجرا خیلی بی پایه نیست و از طرف دیگر انگار من مثال درستی انتخاب نکردم (فوتبال). به هر حال از دیشب که تذکرات دوستان را دیدم ذهنم روی این موضوع قفل کرده و لذا دارم سعی می کنم چیزی آماده کنم و این جا بنویسم در مورد خواص و رفتار فرآیند های تصادفی بازگشت کننده به میانگین و کاربردهای این مدل و البته اشکالاتی که پست قبلی ام داشت و از کامنت های دوستان آموختم.
حالا این وسط نکته جالبی را می شود مشاهده کرد. مدل های بازگشت به میانگین نقش مهمی در تحلیل های کاربردی بازارهای دارایی و سهام ایفا می کند و لذا اگر کسی این نوع مفاهیم را خوب بداند می تواند در بازار مالی کار کند. از طرف دیگر اگر به کامنت ها دقت کنید (و کامنت دهنده ها را بشناسید) می بینید که غیر از اقتصادخوانده ها دوستان دیگری هم کامنت های کاملا مرتبط و مفیدی روی موضوع داده اند (هم مخالف و هم موافق). من که دوستانم را می شناسم می دانم که رشته هایشان چیزهایی مثل مخابرات و ریاضیات و فیزیک است. در واقع همین مثال ساده تا حدی نشان می دهد که چرا الان بازار کار فاینانس فارغ التحصیلان این تیپ رشته ها را هم با علاقه می پذیرد و چه جنبه های تخصص آن ها در این بازار خریدار دارد.

نظرات
مهدی رباطی :
http://www.actuaries.org.uk/files/pdf/proceedings/fib2004/Exley_Mehta_Smith.pdf
حامد جان سلام این مقاله به نظرم خیلی مفید اومد توصیه می کنم بخونیش.
موفق و سربلند باشی
حامد: مهدی جان خیلی ممنون. ممکنه باور نکنی ولی دیشب دقیقا همین مقاله را خوندم و همون طور که گفتی خیلی خوب نظریات مختلف را جمع کرده.
مهدی رباطی - May 30, 2007 02:28 PM
رضا سیگا :
سلام
رضا سیگا - May 30, 2007 02:29 PM
رند عالم سوز :
ما كه از اين چيزا سر در نمياريم! بگو اين قهوه چي، چايي ما رو بريزه ميخوايم بريم كار داريم!
رند عالم سوز - May 30, 2007 04:01 PM
Mehdi :
خلاصه ماجرا به عقيده من تعريف نقطه تعادل و سيستم پايدار هست.
توی سيستم پايدار، مکانيزمی وجود دارد که از شرايط اوليه غير نقطه تعادل، سيستم را به سمت نقطه تعادل می برد. اگر هم اغتشاشی (ديستربانسی) به سيستم وارد شود، پاسخ سيستم بازگشت به نقطه تعادل خواهد بود. مثال ساده اش مخروطی هست که روی قاعده اش گذاشته شده است. در اين جالت گشتاور نيروی گرانش و نيروی روی لبه، مخروط را به حالت نشست روی قاعده برمی گرداند، اگر به واسطه اغتشاشی از روی قاعده اش کج شود.
در سيستم ناپايدار، اگر هم نقطه تعادلی وجود داشته باشد، در صورت بروز اغتشاش، نيرويي نيست که سيستم را به سمت تعادل برگرداند، مانند مخروطی که روي نوکش گذاشته شده است.
توی جامعه و يا طبيعت، اگه شرايطی هست که مدتهای خيلی طولانی وجود داشته، معمولا به اين خاطر هست که برای اين حالتها نيروهای محافظی در برابر اغتشاش (ديستربانس) هست.
راستی من نرسيدم (عجله کردم) و نتوانستم پستهای دوستان برای مطلب قبلی را بخوانم، اميدوارم دوباره گويي نباشد.
* ديستربانس را توی مهندسی کنترل اغتشاش ترجمه کرده اند، ولی من خيلی از اين ترجمه خوشم نمی آيد، کسی پيشنهاد بهتری دارد؟
Mehdi - May 30, 2007 05:00 PM
:
salaam
man mikhastam bedoonam aya weblog e farsi khoobe dige mesle ma shoma dar zamine Industrial and Systems Engineering, Management Science, OR, va ya Business/Mgt vojood dare ke oon roo ham bekhoonam ya na...
Mamnoon
Anonymous - May 30, 2007 09:57 PM
نارون :
سلام خوبيد
ببين اسم شما برام خيلي اشناست
شما قيبا در ايران بودي در پيروزي زندگي ميكردي و با كسي به اسم علي دهدشتي و دمون دوست بودي ممنون ميشم بي جوابم نذاري.
حامد: سلام. والله نه! نه در پیروزی زندگی کردم و نه این رفقایی که فرمودی را می شناسم.
نارون - May 31, 2007 12:19 AM
پژ :
سلام آقاي قدوسي، وقت بخير
سئوالي داشتم كه ذهنم را به شدت درگير كرده! اقتصاددانان دولتي ميگويند كه رابطه ي مستقيم ميان نقدينگي و تورم در بازار ايران از ميان رفته و رشد نقدينگي تنها تا حدي توان اثرگذاري بر افزايش تورم را داراست.
از اقتصاد جز هشت واحدي كه در دانشگاه به خوردمان دادند، چيز خاصي نميدانم ولي به منطق هم كه شده، باور دارم كه تورم با نقدينگي در رابطهي مستقيم است. حال از شما كه به اقتصاددان بلاگشهر شهره هستيد ميپرسم، اگر رشد نقدينگي در بازار، ميزان تقاضا را افزايش ندهد و تورم ايجاد نكند، پس اين نقدينگي چه بلايي به سرش آمده؟ جريان ورود و خروج وجوه نقد هميشه مشخص است و حال باقي اين نقدينگي كجا گم شده؟
پيشاپيش از لطف شما ممنونم.
حامد: آقا سوال عالی است. به زودی در یک پست پاسخ می دهم.
پژ - May 31, 2007 06:04 AM
KiShan :
Your blog is getting better and better! Previous posts were good, but this one is just FABULOUS.
KiShan - April 9, 2008 11:42 AM