سهمیه بندی و کشش پذیری
علی سرزعیم دو روز پیش مقاله ای در دنیای اقتصاد نوشته بود و بر اساس مشاهدات چند روز گذشته نتیجه گرفته بود که بنزین کالایی کشش پذیر است. به نظرم استدلال او در دو نقطه دارای خطا بود. اولا نتیجه گیری اش بر اساس مشاهدات چشمی از وضع ترافیک در چند روز اول بود که به نظر من اصلا وضعیت تعادل سیستم را نشان نمی دهد و بیش تر به شوک روزهای اول مربوط است. این خبر هم ظاهرا حرکت مصرف به سمت نقطه تعادل قبلی اش را تایید می کند. ثانیا علی استنتاج کرده بود که همین کاهش مصرف نشان می دهد که بنزین کشش پذیر است چون مردم بر اساس انتظار عقلانی از قیمت آتی مصرف را کم کرده اند. به نظر من وقتی محدودیت عرضه داریم رفتار مصرف هیچ اطلاعی از کشش به ما نمی دهد. مضاف بر این که عامل ها ریسک گریز هم هستند و با ذخیره بنزین مصرف خود را در طول دوره چهار ماهه هموار می کنند تا اگر احیانا بنزین آزاد عرضه نشد سرشان بی کلاه نماند. این هم اصل مقاله من که در دنیای اقتصاد چاپ شد. (مقاله علی را این جا بخوانید): ضمنا علی دوباره جوابی بر این مقاله من نوشته که امروز چاپ شده و این جا بخوانیدش.
پ.ن: یک توضیح راجع به بحث روشن فکری که مورد اعتراض برخی دوستان هم واقع شد بدهم. مقاله اول علی با کنایه به روشن فکران شروع می شود: "در بسياري از مواقع روشنفكران همان ديدگاه توده مردم را دارند اما ميتوانند آن ديدگاه را با زبان علميتري بيان كنند". کل مقاله علی حول این است که بنزین کشش پذیر است و کسانی که با اسامی علمی می گویند کشش پذیر نیست در واقع حرف مردم کوچه و بازار را با کلمات علمی می زنند و البته کل ماجرا هم در مورد همین نقش روشن فکران شروع می شود. حرف من این بود که اگر شیوه استدلال مخالفان کشش پذیری بر اساس تصورات نادقیق توده مردم است نوشته علی هم که بر اساس یک مشاهده ساده و گذرا از اوضاع ترافیک و "گفته می شود های" مردم بنا شده است فرق چندانی به لحاظ روش با مخالفانش ندارد. حالا من نمی دانم چه شده است که یک دفعه علی در نوشته آخرش طرف دار روشن فکران شده و به آن افتخار می کند. ظاهرا مقدمه مقاله اولش را فراموش کرده است.
"آقاي علي سرزعيم- دوست و همفكر قديمي من- يادداشتي در شماره ديروز روزنامه نوشتهاند كه به نظر بنده چند خطاي مهم دارد. چكيده حرف ايشان اين است كه «همه ديدند كه وقتي سهميهبندي اعمال شد، ترافيك روان شد و مردم هم مصرف خود را كم كردند پس بنزين برخلاف ادعاي برخي اقتصاددانان، مثلا آقايان دكتر توكلي و سبحاني- كالايي بيكشش نيست و به تغييرات قيمت واكنش نشان ميدهد». به باور من پيكر اصلي نوشته ايشان بر روي دو استدلال نادرست بنا شده است:"
1)آقاي سرزعيم از اين استدلال كه شهر خلوت و ترافيك روانتر شده و در مقابل فعاليتهاي اقتصادي همچنان ادامه دارد استفاده كرده تا به اين نتيجه برسد كه پس مردم قدرت تطبيق شرايط خود بدون كاهش جدي در مطلوبيتشان را دارند. خطاي اول اين است كه امروز فقط يك هفته از سهميهبندي گذشته است و بسياري از مردم ميتوانند فعلا اين يك هفته را معلق باشند تا ببينند اوضاع چطور ميشود. مضاف بر اينكه اكنون فصل تابستان است و بسياري از سفرهاي ضروري دوره فعاليت مدارس هم فعلا وجود ندارد. لذا اين مشاهده شتابزده از نتايج يك هفته منطقا به معني حذف كلي سفرهاي مردم نيست بلكه ميتواند به معني تعويق بخشي از آن تا مشخصتر شدن اوضاع هم باشد. نكته مهمتر اينكه ما هنوز نميدانيم اثر سهميهبندي روي اقتصاد كلانشهرها چه بوده است. بايد زمان بگذرد و آمارهاي اقتصادي مشخص شود و بعد بررسي شود كه آيا سهميهبندي صرف اثر ركود يا رونق در اقتصاد شهرهاي بزرگ ايفا كرده است. اين اثر را هم با چشم و يا با استناد به گفته مردم نميتوان سنجيد بلكه بايد منتظر آمار بود. به اين مثال دقت كنيد. استاد دانشگاه يا متخصص يا پزشك جراح پرمشغلهاي كه هزينه فرصت وقتش 30000تومان در ساعت است ولي به خاطر محدوديت سهميه بنزينش روزانه يك ساعت بيشتر معطل ميشود تا با تاكسي و اتوبوس تردد كند 10برابر صرفهجويي در مصرف بنزينش را از طريق هزينه وقتش (كه درواقع هزينه خدمت گمشدهاي است كه ميشد به جامعه ارائه كرد) پرداخت ميكند. البته اگر روي بهرهوري او در طول زمان مشخص ميشود. تاكيد ميكنم كه نميشود قضاوت مثبت يا منفي در مورد اثرات نهايي سهميهبندي روي بهرهوري اقتصاد و رفاه مردم داشت مگر اينكه نتايج آماري آن در طول زمان استخراج شود.
2) خطاي مهمتر ايشان استفاده از شكل پاسخ طرف مصرف به «محدوديت مقداري» عرضه بنزين براي نتيجهگيري كردن در مورد پاسخ به «تغييرات قيمتي» (همان كشش قيمتي) است. از سرزعيم تعجب ميكنم كه اين را به جاي آن به كار برده است. مفهوم كشش قيمتي به طور ساده اين است كه اگر قيمت يك كالا اندكي بالا برود آيا تركيب تابع مطلوبيت مصرفكننده به گونهاي هست كه با كاهش از مصرف اين كالا و صرف مقداري از هزينه قبلي براي كالاهاي ديگر آن كاهش مطلوبيت را تا حد امكان جبران كند يا نه. هر چه كالاي ما جانشينهاي بيشتري دور و برش باشد و هر چه هزينه انتقال مصرف به كالاي جديد كمتر باشد كشش بالاتري خواهد داشت و هر چه اين جانشينها كمتر بوده يا تغيير عادث مصرف مشكلتر باشد كشش پايين خواهد بود. كشش بنزين هم از همين قاعده تبعيت ميكند. حال در آزمايش فرضي اگر كششناپذيرترين كالاهاي جهان (نمك، داروي قلب، آب آشاميدني روزانه و ...) و كشش پذيرترين كالاهاي جهان (غذاهاي تفنني، اسباببازي و ...) را با محدوديت عرضه مواجه كنيم هر دو يك پاسخ كاملا مشابه خواهند داد براي اين كه مصرفكننده چارهاي جز اين ندارد. به عبارت ديگر اگر خودرو ضروريترين نياز آدم هم باشد و هيچ جايگزيني هم براي آن نباشد باز وقتي عرضه بنزين 40درصد كاهش پيدا كرد لاجرم كل حمل و نقل حدود 40درصد (با صرفنظر از اثرات جزيي ناشي از تنظيم موتور و ...) كم ميشود. اين هيچ چيزي از كشش قيمتي به ما نميگويد. چه بسا اگر بنزين به قيمت آزاد عرضه شود همين مردم كه به اجبار استفاده از خودرو را كاهش دادهاند محاسبه كنند كه با اين تفاوت هزينه بنزين باز استفاده از خودرو شخصي براي شان مطلوبيت بيشتري نسبت به گزينههاي ديگر دارد و لذا مصرف آن را بالا ببرند.راه درست بررسي كشش قيمتي آن موقع است كه قيمت مثلا 500 تومان بشود و آن وقت مردم پيش خودشان محاسبه كنند كه آيا 500 يا 1000 تومان براي هر سفر كوتاه ارزشش را دارد يا نه. اين كه پاسخ مردم به اين سوال چه خواهد بود به طور پيشيني (A Priori) مشخص نيست و يا بايد منتظر كلان ترافيك بعد از قيمت باشيم و يا با تست اقتصادسنجي درستي كه اثرات تغييرات درآمد سرانه و قيمت كالاي جانشين و بقيه مصنوعات را از ماجرا خارج ميكند به قضاوت بنشينيم.
خلاصه اين كه پاسخ يك استدلال روشنفكرانه و عوامپسندانه را نبايد با يك نوشته روشنفكرانه ديگر داد وگرنه در دور باطل قرار ميگيريم.

نظرات
0098 :
chi begam vaghean ?
0098 - July 6, 2007 09:15 PM
:
با کم شدن عرضه بنزین قیمت آن بالا میرود. تشکیل بازار غیر رسمی بنزین که گویا شکل هم گرفته نشان میدهد که قیمت بنزین هم اکنون حدود ششصد تومان است. سهمیه بندی باعث میشود که تابع عرضه دارای یک شکست شود یعنی از مقداری معین تابع عرضه میپرد بالا و از آنجا صعودی خواهد بود. به نظر من انتقاد تو زمانی درست خواهد بود که بازار سیاه بنزین مطلقا وجود نداشته باشد و با فرض شکل گیری بازار سیاه بنزین حرف علی سرزعیم بیربط نسیت.
ضمنا منظورت را از روشنفکرانه نوشتن نمیفهمم.
Anonymous - July 6, 2007 09:57 PM
پویان مشایخ آهنگرانی :
ضمنا یادم رفت اینو بگم که قبل از سهمیه بندی تابع عرضه کاملا افقی بوده و الان از یک حد بالاتر پریده بالا با یک شیب افزایشی. قسمت شیب دار تابع عرضه جدید کار بازار سیاه است که اگر وجود نداشته باشد حرفت درست است. مضافا به اینکه تغییرات فصلی تقاضای حمل و نقل که اشاره کردی باعث جابجایی تابع تقاضا میشود ( حتی تغییر شیب تابع تقاضا) و در کلیت بحث اثری ندارد.
پویان مشایخ آهنگرانی
پویان مشایخ آهنگرانی - July 6, 2007 10:03 PM
پویان مشایخ آهنگرانی :
ضمنا همه این این حرفها زمانی درست که تابع تقاضا بقدر کافی بالا باشد که تابع عرضه را در قسمت بالایی قطع کند که فرض قابل قبولی است.
تازه اگر کالایی بی کشش باشد خیلی هم خوب است و بدرد مالیات گرفتن میخورد. هر چه کالایی پر کشش تر باشد مالیات گرفتن روی آن هزینه اجتماعی بیشتری خواهد داشت. متاسفانه بعضی سیاستگذاران اشکال سیستم فعلی را مصرف بالای بنزین میدانند در حالیکه مساله قیمت پایین آن است که سوبسید بیشتری را نصیب کسانی میکند که بیشتر مصرف میکنند.
حامد: پویان
1) علی از روی این که ترافیک کم شده استنتاج کرده که پس مصرف حمل و نقل کم شده است. حرف من این است که وقتی عدم اطمینان راجع نسبت به آینده به وجود آمده عامل ها فعلا موقتا مصرف را معلق کردند که یکی دو روزی وضع معلوم تر شود. پس ترافیک کم تر وضعیت استدی استیت نیست که از روی آن بگوییم تقاضا در قیمت جدید این قدر پایین آمده است. در واقع ابزار اندازه گیری تقاضا خطا داشته است.
2) تابع عرضه برای کل جامعه با شیب بالا نمی رود بل که از یک مقداری مشخص به بالا کاملا عمودی شده است چون میزان مصرف کل محدود به همین مقداری شده که متوسطش می شود 3.3 در روز. فرض کن بنزین تا همین 600 تومان هم کشش ناپذیر باشد ولی وقتی سرجمع بنزین نیست مردم مجبورند مصرف را کم کنند " as if " قیمت خیلی بالاتر از 600 تومان است. تو نمک بی کشش را هم که سهمیه بندی کنی در کل مصرف پایین می افتد بی آن که چیزی راجع به کشش بگوید.
3) حرف علی می توانست درست باشد اگر یک بازار رسمی برای مبادله شکل می گرفت و قیمت مشاهده می شد و نهایتا می دیدیم که در این قیمت بازار پاک می شود. در نتیجه می گفتیم اگر قیمت بنزین آزاد هم این رقم اعلام شود مصرف از همین حد بالاتر نمی رود. ولی فعلا این بازار شکل نگرفته است. این بنزین بازار سیاه هم ناشی از فروش کارت های دزدی و انبارهای قبلی و این ها است. این روند صعودی مصرف هم نشان می دهد که مردم اسپکولیت کرده اند که بنزین آزاد با قیمت 300-400 تومان عرضه خواهد شد و لذا به غیر از اثر ریسک و ابهام گریزی مصرف کم کم دارد بر می گردد سر جایش.
4) ببین من هیچ ادعایی سر کشش بنزین نمی کنم. شاید واقعا Ex Post ببینیم که اتفاقا کشش پذیر بود (یا شاید هم نبود). من حرفم سر منطق استدلال بود.
پویان مشایخ آهنگرانی - July 6, 2007 10:14 PM
احمدسیف :
حامد عزیز: من که نمی فهمم چی می خواهی بگوئی وقتی می نویسی« خطاي مهمتر ايشان استفاده از شكل پاسخ طرف مصرف به «محدوديت مقداري» عرضه بنزين براي نتيجهگيري كردن در مورد پاسخ به «تغييرات قيمتي» (همان كشش قيمتي) است.». حضرتعباسی من که فارسی اش را نمی فهمم لااقل انگلیسی اش را بنویس شاید بفهمم!
حامد: ایرج جان خودت به تر از من می دانی که کشش باید پاسخ تقاضا به بازی با قیمت را بسنجد. حال اگر ما بیاییم و به هر کس سهمیه بدهیم و بگوییم از این بیش تر مصرف نکن (محدودیت مقداری) و بعد بگوییم دیدید کالا کشش پذیر بود و تقاضایش کم شد خطا کرده ایم. چون وقتی جیره بندی مصرف دارد چه کشش پذیر باشی و چه نباشی نداری که بیش تر از یک حد مصرف کنی. این همان چیزی بود که من ازش به عنوان تعمیم اثر ناشی از محدودیت مقداری به بحث تغییرات ناشی از قیمت ذکر کرده بودم.
احمدسیف - July 6, 2007 10:20 PM
siamak :
سوالی که جدا برای من وجود دارد اینست که با وجود کارت بنزین بازار سیاه چگونه شکل خواهد گرفت؟چون شما قاعدتا نمیتوانید برای مثلا 100 لیتر اضافه بنزینی که دارید و میخواهید آنرا در بازار سیاه بفروشید کلا کارتتان بفروشید.تازه اگر اینکار را هم بکنید میتوانید سریعا بروید ادعا کنید کارتتان گم شده و آنرا باطل کنید!بنابراین احتمالا دیگران این ریسک را نمیکنند که کارت شما را بخرند.معمولا هم به خاطر خطرش نمیتوانید آنرا در جایی انبار کنید بعد بفروشید.باید به یک نفر بدهید و بالای سرش بایستید تا بنزین بزند و دوباره از او پس بگیرید.چنین روشی برای فروش بسیار زمانبر و سخت است و اکثریت چنین کاری نمیکنند.جدا برای من سوال شده که این بازار سیاه چگونه شکل میگیرد؟شما ایده ای یا نظری دارید؟یک مقدار بد بازار است ظاهرا این کارت سوخت!
حامد: سیامک عزیز نکته هوش مندانه و دقیقی است و سوالی است که من از موقعی که کامنت شما را خواندم به آن فکر می کنم. یکی از مدل های مفید می تواند مدل های جست و جو و انحصار محلی باشد که من سعی می کنم بر اساس یک توضیحی برای مساله بنویسم.
siamak - July 6, 2007 10:25 PM
م :
راستش نوشتهات را با آن یک جملهی آخر خراب کردی. نه حرف آقای توکلی روشنفکرانه است نه و حرف آقای سرزعیم. نمیدانم چه برداشتی یا معنایی از روشنفکری در ذهن دارید٬ اما به گمانم از آن به عنوان ناسزا استفاده میکنید یا به حرفهای بیحساب و بحثهای تاکسیپسند میگویید حرف روشنفکرانه.
به هر حال فکر نمیکنم لزومی داشتهباشد که جا و بیجا تو سر روشنفکران بزنیم٬ به اندازهی کافی عملهی جور اینکار را میکنند. نمونهاش را همین چند روز در حرفهای فرماندهی نیروی انتظامی تهران دیدیم که به کسانی که به رفتار نیروی انتظامی در برخورد با اراذل و اوباش اعتراض کرده بودند گفته بود «این حرفها آروغ روشنفکری است.»
م - July 6, 2007 10:41 PM
داود :
>>> حال در آزمايش فرضي اگر كششناپذيرترين كالاهاي جهان (نمك، داروي قلب، آب آشاميدني روزانه و ...) و كشش پذيرترين كالاهاي جهان (غذاهاي تفنني، اسباببازي و ...) را با محدوديت عرضه مواجه كنيم هر دو يك پاسخ كاملا مشابه خواهند داد براي اين كه مصرفكننده چارهاي جز اين ندارد. به عبارت ديگر اگر خودرو ضروريترين نياز آدم هم باشد و هيچ جايگزيني هم براي آن نباشد باز وقتي عرضه بنزين 40درصد كاهش پيدا كرد لاجرم كل حمل و نقل حدود 40درصد (با صرفنظر از اثرات جزيي ناشي از تنظيم موتور و ...) كم ميشود. اين هيچ چيزي از كشش قيمتي به ما نميگويد
حامد عزیز
ایراد اول شما قابل قبول به نظر میرسد ولی ایراد دوم کمی سختگیرانه است.شاید مقایسه کردن تغیرات مطلوبیت در اثر محدودیت عرضه هم چیزهایی از کشش قیمتی بگوید.اگر داروی قلب و یا اسباب بازی در برابر محدودیت عرضه قرار بگیرند تاثیرات متفاوتی روی مطلوبیت فرد خواهند داشت.اگر بنزین سهمیه بندی شود و کارها به روال قبل ادامه پیدا کنند(بدون در نظر گرفتن ایراد اول) میتوان استدلال کرد که کالای پرکششی است.
حامد: داوود عزیز سلام. ببینید ما راهی برای مشاهده مطلوبیت افراد نداریم. این که افراد چه قدر می توانند مطلوبیت قبلی را با افزایش قیمت حفظ کنند باید از طریق مشاهده تغییرات تقاضایشان صورت بگیرد. ضمن این که کشش صرفا تابع افزایش یا کاهش مطلوبیت در اثر قیمت آن کالا مطرح نمی شود بل که بحث میزان در دست رس بودن جای گزین ها هم مهم است. بر این است ما ابزاری نداریم که بتوانیم کاهش/افزایش مطلوبیت افراد در اثر سهمیه بندی را بسنجیم و از روی آن به اطلاعاتی راجع به کشش برسیم.
داود - July 7, 2007 02:21 AM
mekabiz :
به کامنت"م"توجه کنید لطفا.
mekabiz - July 7, 2007 03:07 AM
:
حامد عزیز
برای طولانی نشدن کامنت به این موضوع اشاره نکردم که بنزین در واقع نهاده تولید خدمت است . فرض آقای سرزعیم در نوشته اولشان این است که با سهمیه بندی بنزین خللی در اوضاع اقتصادی شهر وارد نشده است.""اگر این فرض را بپذیریم"" کشش پذیری بنزین هم نتیجه آن خواهد بود.یعنی حجم خدمت حاصل از بنزین قبل از محدودیت و بعد آن برابر است. پس مردم از نهاده های دیگر استفاده کرده اند تا به سطح خدمت تولید شده قبلی برسند .یعنی بنزین جانشینهایی دارد که بسادگی و بدون کاهش خدمت حاصله عمل میکنند و در صورت افزایش قیمت نیز این اتفاق می آفتد و این یعنی کشش پذیری بنزین.پس با قبول این فرض که اوضاع اقتصادی هیچ فرقی نکرده است و کاملا شبیه قبل از سهمیه بندی است به این نتجه میرسیم که بنزین کشش پذیر است.
Anonymous - July 7, 2007 07:40 AM
:
بالایی منم!!
Anonymous - July 7, 2007 07:42 AM
داود :
شرمنده اینجا رو بهم ریختم.دو تای قبلی منم.
داود - July 7, 2007 07:44 AM
قاسم :
سلام
موضوع جالبي كه اين روزها اتفاق افتاده اين هست كه مسولان امر به تناوب اعلام ميكنند كه مردم خيالشون بابت كمبود مازاد عرضه بنزين راحت باشه. چون در طي 4 ماه تعيين شده ميزان مصرف افراد كاملا مورد بررسي قرار مي گيره و به تناسب كساني كه دچار كمبود بنزين شده اند بنزين وارد و به قيمتي كه حلا معلوم نيست چقدر هست عرضه مي شه.
با اين فرض از اونجايي كه افراد (عوامل اقتصادي) موجوداتي عاقل هستند كه انتظارات خودشون رو متناسب با سياست ها تعديل ميكنند به تدريج سطح ميزان مصرف بنزين به وضعيت اوليه رجعت ميكنه. چون در حالت كلي به نفعشون هست بنزين خودشون رو سريعتر مصرف كنند.
قاسم - July 7, 2007 09:28 AM
سعيد :
مجلس با تصويب لايحه اي تعيين نرخ آزاد بنزين را توي زمين دولت شوت کرده دولتي ها هم نگران از اثرات تورمي اعلام نرخ آزاد نمي خواهند نرخ را اعلام کنند مگر اينکه سنبه پر زور باشد ظاهرا برآورد آنها تقاضاي مصرف بنزين آزاد ۷ ميليون ليتر در روز است که ميخواهند ثبت نام کنند و قضيه را بپيچانند تا نرخ در بازار سياه تعيين شود...
اما قبلا هم برايتان در يک مقاله که فرستادم نوشته بودم محدوديت عرضه باعث ميشود از تقاضاي موثر در توليد ارزش افزوده کم شود (مثال پزشکان ) و در مقابل حتي برخي تشويق به رفت و آمد بي خودي شوند تا سهميه خود را مصرف کنند (شبيه کوپن سيگار و پنير ، گرچه شما يادتان نيست در زمان جنگ ...)
اين بزرگترين نقطه ضعف تعيين سقف مصرف است که در دراز مدت اثرش را بر توليد ملي خواهد گذاشت.
با برداشتن محدوديت عرضه و اعلام نرخ آزاد است که تابع مصرف و تقاضا درست کار خواهد کرد. از مصرف بنزين بدون ارزش افزوده کم خواهد شد.
محدوديت گذاشتن روي عرضه ديدگاه چوپان به گوسنفدانش است اصولا محدوديت عرضه بنزين خلاف آزادي و حق انتخاب مردم است.
سعيد - July 7, 2007 02:39 PM
Mohammad :
I don't agree with your points. Setting a quota on the supply of gas is not very different from increasing the price of gas, since people can still trade gas, or use up the quota for future months. It is true that the effective cost of gas is probably more than the equilibrium cost now because of the uncertainties, but still I think there's enough evidence that the demand for gas is not inelastic.
Also, intuitively it seems that gas must be elastic. Cruising in the streets has become a hobby for youngsters in Iran, and many people who can use taxis to get to their destination drive, since it's cheaper.
Mohammad - July 7, 2007 09:04 PM
maryam :
This comment is for your best movies post. I just read that post, and was so excited to share the wonderful link I have for best movies. I love "Once upon a time in America" and "the Deer Hunter". I cannot stop myself from correcting your "Run Lola, Run".Let me give you this link, which I think is best of the best: http://www.rottentomatoes.com/top/bestofrt.php
As you see, you can find best movies by year, by genre, etc.
maryam - July 8, 2007 03:11 AM
jimmymaclet :
well every time I meet people here, I’m sure they are very young and don’t know what to say, that’s why they write weird stuff
jimmymaclet - April 9, 2008 12:31 PM