« زنان متاهل و بازار کار | صفحه اول | »

30 مرداد 86

اندر اهمیت تئوری

امروز وسط گپ و گفت و گو با رفقای طرف دار اقتصاد آزاد داشتم آرشیو ضمیمه دنیای اقتصاد را تورقی می کردم که به مقاله ای از پویا جبل عاملی عزیزمان رسیدم. پویا مقاله ای یک صفحه ای نوشته بود و بر اساس تجربه خودش گفته بود که فاصله آموزش اقتصاد در ایران و خارج آن قدر که هم می گویند شدید نیست و می تواند به سرعت رفع شود. فکر می کنم قبلا با پویا در همین رابطه صحبت کرده بودیم. هر دو هم عقیده ایم که شکاف در کارهای تجربی (اقتصادسنجی) به نسبت کم تر است (البته بازهم اگر تکنیک های پیش رفته تر اقتصادسنجی و ظرایف آن را در نظر بگیریم فاصله ای وجود دارد) و فاصله در بخش تئوریک بزرگ است. من البته بر خلاف پویا معتقدم که شکاف بخش تئوریک آن قدر بزرگ است که حالا حالاها پر نمی شود. ضمن این که به نظر من گرفتاری بزرگ ما در اقتصاد ناشی از ضعف در همین بخش است. به عبارت دیگر بر خلاف تصور اولیه که بخش نظری صرفا تزینی برای کارهای تجربی است، فهم درست مفاهیم تئوریک (مثلا نظریه تعادل عمومی، بازی، قراردادها، تصمیم، انتخاب اجتماعی، قیمت گذاری دارایی ها و ...) برای درک درست مکانیسم ها و فرآیندهای حاکم بر سیستم های اقتصادی الزامی است. به نظر من یک دلیل این که می بینیم که برخی اساتید و فارغ التحصیلان اقتصاد گاهی حرف های عجیبی می زنند که گاهی حتی فاقد سازگاری درونی است به خاطر همین نبود چارچوب تئوریک مبتنی بر رفتار اقتصادی است (به نظر من این بحث چارچوب تئوریک در ایران به ابتذال کشیده شده و به مجموعه ای از حرف حساب و داستان های به اصطلاح روش شناسی فروکاسته شده است). وقتی استاد اقتصاد عادت نداشته باشد که هر بار که راجع به یک رفتار اقتصادی صحبت می کند ابتدا خط بودجه و بهینه سازی عامل ها در ذهنش بیاید و تعادل های ممکن سیستم و تاثیر پارامترها بر تعادل و الخ برایش روشن شود ممکن است نظری بدهد که اساسا خارج از چارچوب راه حل های شناخته شده علم اقتصاد است (راه حل به معنی جواب تعادل سیستم و نه راه حل مشکلات) ولو این که دائما با آمار و ارقام اقتصادی سر و کار داشته باشد.

* شاید این را قبلا هم گفته باشم. یک بار یک سری کامل از مجلات چند جای مختلف در ایران را بررسی کردم. نسبت مقالاتی که اولش یک چارچوب نظری اقتصادی مطرح کرده اند تقریبا صفر درصد بود.


   دنبالك

دنبالك اين نوشته:
http://www.maryammomeni.com/cgi/mt/mt-tb.cgi/512


   نظرات

:

اين شكاف تئوريك نه فقط در اقتصاد كه در بيشتر علوم ما وجود داره، چونكه در مرحله عمل با يافتن ساختار و حتي تقليد مي‌شه همساني پيدا كرد حتي بدون داشتن تئوري مشترك.از بيرون كشف كردن نه درون. اما همين روند هم باعث كشف درون نمي‌شه؟ نمي‌دونم چرا؟
خوب شايد ريشه در فلسفه و ديدگاهها داره؟

 

محمود :

سلام آقا حامد
آقا یه شوخی !!!!
می گم خوب را به را همش این نظریه بازی رو همه جا جا میدید ها!!
ولی از اینا گذشته ما که در مدیریت هم فقر تئوریک داریم و هم فقر متدولوژیک چیکار باید بکنیم.

 

جعفري :

بحث خوبي را آغاز كرديد. اندر اهميت تئوري آن هم در حوزه سيستم اقتصادي
اينكه در كشور ما خلاء تئوريك در حوزه اقتصادي وعدم ارائه راه حل هايي بر اساس چارچوب هاي تئوريك براي تعادل در سيستم وجود دارد شكي نيست.اما علل ايجاد چنين مسله اي چيست؟ راهكار بهبود آن كدام است؟ آيا با وجود پر كردن خلا تئوريك در حوزه اقتصاد سيستم اقتصادي ايران را بهبود مي يابد؟ اقتصاد نفتي آدم هاي جامعه را نفتي مي كند. آدم هاي نفتي در انتخاب سياست گذاران و مجريان نفتي فكر مي كنند.سياست گذاران و مجريان بدليل اينكه بايد نفتي فكر كنند و نفتي سياست گذاري و اجرا كنند. نيازي به پر كردن خلا تئوريك ندارند. دانشگاه ها هم كه سياست گذاران و مجريان را پرورش ميدهند اساتيد نفتي دارند پس آنجاهم بايد نفتي فكر كرد و شايد نيازي به پر كردن خلا تئوريك نباشد. نتيجه اينكه پر كردن خلا تئوريك و داشتن راه حلهايي بر اساس چارچوب هاي تئوريك جهت تعادل سيستم ضرورتي ندارد. لذا اين فاصله بيشتر مي شود. نمونه آن واگذاري صنايع بخش دولتي به بخش خصوصي و شركتهاي مجموعه اصل 44 است. ايا فكر مي كنيد در اين حوزه خلا تئوريك نداريم؟

 

:

به تازگی با وبلاگ شما آشنا شدم. چندین پست را با اشتیاق و پیاپی خواندم.

"اسبش گم شده پی نعلش می گردد"

برنامه ریزی و انتقاد به این برنامه ریزی ها همواره مرا به یاد این مثل شیرین می اندارد. در تایید نکات شما آشفتگی و ناسازگاری درونی در فضای اقتصاد ایران روزی مرا واداشت تا از یکی از دوستان اقتصاد خوانده خود در دانشگاه علامه بپرسم که آیا اساسا کسی در ایران روی این حوزه های بنیادی کار می کند یا خیر و اگر کار می کند نتایج آن کجا منتشر می شود؟
ولی به یک نکته هم باید توجه داشت:
به محض اینکه بخواهیم بحث راجع به چهاچوب و اساس اقتصاد در ایران را مطرح کنیم این مناقشه پیش می آید که کدام طیف برای طرح این موضوع صالح ترند و از انجا که به زعم بنده سالها در این زمینه کاهلی صورت گرفته افراد توانمند برای خارج کردن این گلیم از ورطه مباحثات نازل و ناچیز، تربیت نشده اند.
البته این بحثی طولانی است ولی اجمالا از دید من به عنوان یک مهندس رسیدن به ان نقطه مطلوب نیازمند موارد زیر است:
- رشد کردن آموزش اقتصاد همپا با مطرح شدن مباحث بنیادی
- آزمایش شدن ایده های اقتصادی در مقیاس هاس کوچک که خود نیازمند مدیران و کارافرینان برجسته و موفق است
- درک شدن اهمیت این موضوع از سوی مدیریت کلان کشور
- تحزب
درک شدن اهمیت موضوع از سوی بدنه اجرایی کشور
- و . . .

و اینها همه یعنی رشد و توسعه کشور که به نظر می رسد راهی است طولانی!

 

احمد سیف :

ایشالا این پویا جبل عاملی توی انگلیس اقتصاد یاد میگیره تا از این افاضات عجیب و غریب نکنه

 

Mohammad :

Maghale jabal ameli:
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=40666

 

کیوان وکیلی :

سلام حامد جان، هی یه مدت بود که می خواستم بابت اینکه اطلاعیه های سخنرانی دوستان تو دانشکده مدیریت رو تو وبلاگت زدی تشکر کنم ولی هر بار اومدم اینجا یادم رفت. ممنون. (خیلی دوست داشتم کلاس های گیم تئوری رو می یومدم ولی امسال هم نشد. شاید یه فرصت دیگه.)

 

فهیمه :

با سلام و خسته نباشید
باید بگم در این باره هم حق با شماست.
اساتید ما اصلا خارج از تعادل های موجود بحث می کنند و وقتی می بینند کلا از باغ خارج شده اند...گاهی با اعتمادا به نفس کامل نظریه های اقتصاددانانی مثل کالدور ، شومپیتر و... را چنان زیر سئوال می برند که انگار اونها شاگرد این آقایون بودند...
در هر حال باید خودمون اینجا دنبال تئوری باشیم... چون انجا نه به ما تخصص یاد میدن...نه قراره از تخصصمون استفاده کنند...

 

پویا :

آقای سیف کاش شما هم اندازه من، دانشجویان مقاطع بالا را در ایران می شناختید...تا دیگه سخن را با افاضه پاسخ ندهید!

 

روزبه :

پویا جان
من بعید می‌دونم اون کامنت مال احمدسیف باشه. معمولا با این لحن کامنت نمیذاره. احتملا کس دیگه‌ای به جاش کامنت گذاشته.

 

پویا :

روزبه جان
من هم امیدوارم. پس آقای سیف عزیز اگر پاسخ تندی دادم معذرت می خواهم. باید خویشتن دار می بودم حتی اگر خود شما با این ادبیات کامنت گذاشته بودید.

حامد: پویای عزیز اولا سلام و رسیدن به خیر و مبارک و از این حرف ها. ثانیا من این یکی دو روز نبودم و گرنه زودتر مداخله می کردم. آن کامنت قطعا مال احمد سیف عزیز نیست چون من آی پی را چک کردم و متعلق به ایشان نبود. ضمن این که همان طور که روزبه گفته لحن اصلا لحن احمد نیست.

 

:

سلام این چارچوبی که شما بیان کردید به نظر من برخورد علم اقتصاد با جهانبینی و اعتقادات است اگر شما چارچوب علم اقتصاد را در ایران به ابتذال کشیده میدانید شاید مخالفین اعتقادی شما چارچوب شما را مبتذل بدانند البته من فقط بیان واقع میکنم نه جانبداری از نظری خاص البته اگر علم اقنصاد را محض ندانیم میتوان گفت میان علم اقتصاد و اساس اعتقادی ان در ایران شکاف ایجاد شده
راستی من تازه با سایت شما اشنا شدم 21 ساله هستم و نظراتی خام دارم و گه گاهی برای روزنامه دنیای اقتصاد سر مقاله مینویسم خوشحال میشوم از راهنمایی شما در هر زمینه استفاده کنم

 

:

سلام به نظر من این چارچوبی که شما ازش حرف میزنید همان ایدئولوژی و جهانبینی است که باعلم اقتصاد به عنوان یکی از علوم انسانی برخورد دارد در واقع اگر شما چارچوب علم اقتصاد را در ایران مبتذل میدانید شاید مخالفین اعتقادی شما چارچوب شما را به ابتذال کشیده میدانند من فقط توصیف واقع میکنم و از نظری خاص جانبداری نمیکنم من نظرم این است که درست است در ایران بین علم اقتصاد و خواستگاه اعتقادی ان انحراف و شکاف وجود دارد ولی اصلا نمیتوانم انرا ابتذال بخوانم البته این حرف زمانی درست است که برای علم اقتصاد یک جایگاه محض قائل نباشیم

 

compare credit cards :

Cool site. Thank you!!

 

credit rating :

Nice site. Thanks:-)

 

credit card :

Nice site. Thanks!!

 

credit cards for people with bad credit :

Good site. Thanks!

 

credit cards for people with bad credit :

Good site. Thanks!

 

discover credit cards :

Good site. Thank you!!!

 

discover credit cards :

Good site. Thank you!!!

 

Mital :

No freaking way. Im absolutely disagreeing. Next time when you post something think about reaction of readers.

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007