« بانک ها چه طور سود می برند؟ | صفحه اول | چه خبر از کتاب؟ »

19 شهریور 86

اقتصاد یا ام.بی.ا ؟

شاید اغراق نباشد اگر بگویم به طور متوسط هفته ای یک ایمیل در این رابطه دریافت می کنم و این هفته تعداد این ایمیل ها آن قدر زیاد شد که فکر کردم خوب است یک بار به طور روشن نظرم را این جا بنویسم. سوال تکراری این است: "من مهندسی خوانده ام و حالا بین اقتصاد و ام.بی.ا شریف در تردید هستم. کدام را توصیه می کنید؟".

1) اقتصاد به طرز معنی داری سخت تر از ام.بی.ا است. شاید وقتی اقتصاد کلان دکتر نیلی یا سنجی دکتر سوری را بگیرید معنی درس سخت را برای اولین بار در عمرتان حس می کنید. ام.بی.ا به طرز قابل ملاحظه ای آسان تر است. دقت کنید که معنی این حرف این نیست که لزوما ام.بی.ا زمان کم تری نیاز دارد چون حجم تکالیف یا پروژه های مدیریتی هم ممکن است قابل توجه باشد ولی هر چه باشد فهم درس هایش نیاز به فسفر سوزاندن چندانی ندارد.

2) ام.بی.ا به دنیای عمل بسیار نزدیک تر است. اگر می خواهید مستقیما از دانشگاه به بازار کار با دست مزد بالاتر وارد شوید ام.بی.ا راه به تر و کم ریسک تری است. چرا کم ریسک تر؟ چون یک ام.بی.ا ای متوسط هم در بازار کار خوب پیدا می کند ولی در اقتصاد باید کاملا خوب باشید تا کار دل خواه پیدا کنید. ضمن این که هنوز هم متوسط دست مزد فارغ التحصیلان ام.بی.ا (حداقل در میان مدت) بالاتر از فارغ التحصیلان اقتصاد است.

3) شانس رفتن به خارج در اقتصاد کاملا بالاتر است. اقتصاد به استانداردهای دنیای علمی نزدیک تر است و دانشکده اقتصاد شریف هم کم کم شناخته شده است. ورود به مدارس مدیریت نیاز به تلاش و شانس (و گاهی پول) بیش تری دارد.

4) گروه اساتید ام.بی.ا بزرگ تر است و طیف متنوع تری از دروس نسبت به اقتصاد در آن ارائه می شود. گروه اقتصاد دارد بزرگ می شود ولی هنوز کوچک تر از مدیریت است.

5) وقتی اقتصاد بخوانید چیزهایی یاد می گیرید که تا آخر عمر با شما است (مثلا تکنیک های سنجی یا بهینه سازی دینامیکی یا نظریه بازی) و می توانید آن را در حوزه های مختلف به کار بگیرید. از درس Business Dynamics مدیریت که صرف نظر کنیم تقریبا هیچ درس دیگری به شما "بینش" یا "ابزار تحلیل" به یادگار نمی گذارد. ام.بی.ا بیش تر تکنیک ها و اصطلاحات را یاد می دهد تا چارچوب تحلیل سیستم های پیچیده را.

6) این فقط یک حدس است ولی حس من این است که جو دانش جویان گروه اقتصاد جوان تر و "علمی" تر و تا حدی جدی تر از گروه مدیریت است. امیدوارم در اعتراض به این جمله رفقای ام.بی.ا تظاهرات خیابانی راه نیدازند.

7) اقتصاد به خاطر طبیعت ریاضی که دارد ذهنتان را منظم تر و موشکاف تر و سیستماتیک تر بار می آورد. در عوض در ام.بی.ا یاد می گیرید که چه طور یک مساله را ببینید و راه حل آن را برای مدیران پرزنت کنید.

8) اگر اقتصاد بخوانید باید عادت به خواندن منظم مقاله های سخت و با زبان ریاضی را تا آخر عمر حفظ کنید وگرنه بعد از ده سال سوادتان تقریبا به درد نمی خورد. ام.بی.ا از این حیث راحت تر است و بروز ماندن در آن از طریق تجربه و شنیدن و خواندن های سریع هم ممکن است.

9) اگر آدم علمی هستید و از ریاضیات و جزییات تئوریک لذت می برید و ترجیح می دهید که عمده وقتتان را روی یک مساله متمرکز شوید و از بین داده ها چیزی را استخراج کنید و الخ اقتصاد انتخاب به تری است. اگر آدم عمل گرایی هستید و حوصله جزییات تئوریک را ندارید و از بودن با "بیزنس من" ها و هیجان دنیای کسب و کار لذت می برید ام.بی.ا انتخاب به تری است. به زبان ریاضی اقتصاد عرض از مبداء کم تر ولی ضریب زاویه بزرگ تری برای رشد شغلی می دهد. ام.بی.ا با عرض از مبداء به مراتب بزرگ تری شما را به بازار کار پرتاب می کند ولی شیبش در درازمدت کم تر از اقتصاد است.

10) یک راه میان بر این است که بروید ام.بی.ا و گرایش اقتصاد را انتخاب کرده و تا می توانید دروس اقتصادی بردارید و تز اقتصادی درست و درمان بنویسید. این طوری خدا و خرما را تا حد زیادی با هم خواهید داشت.

پ.ن: فکر کنم باید این توضیح را در جواب کامنت یکی از دوستان این جا اضافه کنم چون بسیار مهم است. بر خلاف تصور عمومی در ایران اقتصاد صرفا علم مطالعه پدیده های سطح سیاست گذاری و کلان نیست. بخش عمده فعالیت های اقتصادانان و بازار کار آن ها در دنیا روی موضوعات مربوط به بنگاه ها (مثلا حوزه های مربوط industrial organization یا فاینانس یا اقتصادسنجی های سطح بنگاه یا اقتصاد نیروی کار و ...) است و من اتفاقا اقتصاد را عمدتا از این زاویه نگاه می کنم و معتقدم که حتی اگر کسی (مثل خود من) صرفا علاقه به کار عملی در سطح بنگاه ها داشته باشد اقتصاد آموزش مناسبی است. هرچند که همان طور که گفتم نسبت به مدیریت فاصله بیش تری با عمل دارد و باید کاربست های عملی آن را بعد از دانشگاه پیدا کرد.


   دنبالك

دنبالك اين نوشته:
http://www.maryammomeni.com/cgi/mt/mt-tb.cgi/528


   نظرات

مهدی :

اطلاعاتی د رمورد درس اقتصاد مهندسی در رشته مهندسی عمران دارید؟

 

m.t :

سلام
البته اقتصاد را من دوست دارم به دلیل اینکه فهم کلان مطالب فقط در اقتصاد مشخص است اما به نظرم اقتاد درس سیاستگذاری است و مدیریت درس استراتژی بدین مفهوم که اقتصاد برنامه های کلان مملکتی و بررسی مشکلات کالان را برعهده دارد و عمدتا بر اساس پیشبینی جلو می رود حال آنکه مدیریت با بنگاه سر و کار دارد و ابزار های متنوع تری را در سطح بنگاه برای رفع مشکلات نسبت به اقتصاد بکار می گیرد در ثانی اقتصاد چندان هم از واقعیات به دور نیست بلکه فقط به مسائل نگاه کالان دارد

 

Mohammad :

The another point is that there is much more funding opportunities for students who want to persue their advanced studies in economics abroad than thoes who aim to do MBA.

I dont think you can find a scholarship for your MBA studies

 

مسعود :

سلام. مثل همیشه موشکافانه و جالب بود. در مورد ام بی ا نظرم کمی متفاوت است. درست است که ام بی ا کاربردی است و بدرد این می خورد که فوری تحصیل کرده اش برود سر کار. اما در ایران آنرا خیلی خیلی رقیق می کنند. یعنی در حد حرفهایی که همه آنرا می دانند تنزل می یابد. مثلا وقتی مدیریت سازمانهای پیچیده تدریس می شودمثل این است که تاریخچه نظریات دانشمندان مرور می شود. آنهم فقط مرور. فلانی اینو گفت. بهمانی اونو گفت. من خیلی از ام بی ا خوانده ها را دیده ام که اصلا آن دید انتزاعی را نسبت به سازمان پیدا نکرده اند و هنوز هم مهندس هستند. خیلی از آنها منابع انسانی را نمی فهمند و نهایت شیوه های مدیریتی شان روشهای تیلوری است. به نظر من این ضعف مفرط ناشی از این است که کسی که دارد مدیریت درس می دهد و چیز زیادی از دنیای عمل، آنهم در ایران، نمی فهمد. حتی بسیاری از استاتید معتبر ایرانی را می شناسم که فکر میکنند دکترای مدیریت مقطع بالاتری از ام بی ا هست و دانشجو اگر کار درست باشد میرود دکترا میخواند. یعنی دوره ام بی ا را همان کارشناسی ارشد مدیریت می دانند. قبلا هم در این مورد صحبتهایی داشته ایم. در برابر رشته اقتصاد خیلی قابل رقیق شدن نیست. بالاخره درس سنجی کم یا زیاد با ریاضی سر و کار دارد و نمیشه آنرا به قصه شیخ حسن کرد تبدیل کرد.

 

مسعود :

یه نکته مهم اینه که خوشبختانه بنگاه های اقتصادی ایران کم کم دارند میفهمند که مدیریت مهم است و با ریاست فرقهایی دارد. می فهمند که با مالکیت متفاوت است و بلدی میخواهد. بلدی اش هم فقط از راه تجربه بدست نمی آد. این اتفاق خیلی مثبتی است. اما دانشگاه ها (مطابق تصورات همیشه خیالی و هپروتی شان) در این زمینه از صنعت عقب افتاده اند. یعنی هنوز نفهمیده اند صنعت بخش کاربردی شده مدیریت را میخواهد. در این فضا ام بی ا خیلی مد شده و فرصتهای کاری خوبی به وجود آمده. چند سال بعد صنعت میفهمه که بهتره خیلی انتظار زیادی از دانشجویی که هنوز رشته تخصصی خودشو نفهمیده داره ادعای مدیریت میکنه نداشته باشه. بنابر این ام بی ا برای افراد با تجربه چند ساله و مرتبط با موضوعات مدیریتی توصیه میشه (مثل همه جای دنیا) اما برای تازه فارغ التحصیل شده هایی که جویای مزیت رقابتی در کسب کار در 5 سال آینده هستند توصیه نمی شه.

 

محمدرضا فرهادی پور :

سلام حامدجان
آقا کجایی می تونیم تلفنی با هم صحبت کنیم یا نه؟

 

mahmoud :

salam agha hamed
az rooye che estedlali farmoudi ke shibe reshteye mba az eghtesad dar deraz modat kamtar ast? tajrobeye irani ro migi va ya kharej? mamnoon misham agar mabnaye estedlale khod ro bayan farmaiid.
ba tashakor
mahmoud moradi

 

:

خیلی ممنون. کاش دانشجوها به دور از جو گرفتگی انتخاب رشته کنند.ممنون که بااین اطلاعات به دید قبل از انتخاب کمک می کنید.

 

:

سلام حامد جان
لطفا نظرت را در مورد حذف 3 صفر از واحد پولی ایران بفرست.

 

ابوذ :

آدمی که تو این سن داره بین MBA و اقتصاد انتخاب میکنه، من فک کنم از اون آدما بوده که لیسانس رتبة زیر 100 آورده و دیگه فکر کرده حتما باید بره برق شریف بخونه و هیچ راه دیگری نداره. تفاوت استیل فکری/شخصیتی کسی که به اقتصاد علاقه منده با کسی که توکار بیزنس است اونقدر آشکاره که ...... نگو و نپرس!

پ. ن. : آقا! میگن قلم چی برا پست داک کلاس تقویتی گذاشته، تضمیتنی هم هست؛ مایه کاری هم حساب میکنه؛ بزنید بریم. والا

 

پارسا :

آقا اين طوري كه فرموديد MBA بايد يكي از شاخه هاي روزنامه نگاري و در معني بد جا افتاده اش اينجا، ژورناليزم باشه ؟

 

امیربهزاد اسلامی :

حامد عزیز،
من دانشجوی نرم افزار کامیپوتر در تهران هستم. جدای از بحث انتخاب بین MBA و اقتصاد، شما در مورد Business Dynamics و فواید آن، توضیحاتی دادید. من کنجکاو شده ام که بدانم این درس چیست و چه کاربردهایی دارد. لطف بزرگی میکنید اگر در صورت امکان، کمی در این باره هم بنویسید. چون من جز کتابی به این نام، مطلب بیشتری در مورد آن بدست نیاوردم. مرسی.

 

نسيم :

در ایران اقتصاد جز در سطح تدریس در دانشگاهها کاربرد ندارد اما مدیریت چرا اما در خارج اقتصاد واسه بنگاهها بسیار مفید است و من طرفدار اقتصاد

 

سينا :

براي ادامه اقتصاد يا فاينانس بعد از MBA هم يك چيزي بگو.

 

ماكان :

من فقط به شماره 6 اعتراض دارم! نمي دونم شايد دوره شما اينجور بوده باشه! ولي اين يكي دو سالي اينجور نيست! من آمار امسال ام بي اي رو دارم! از 50 نفر روزانه بيست و چند نفر فقط برق شريف مي خوندن! يعني دانشجوياني كه رتبه كنكورشون زير 100 بوده و شايد فقط تك بعدي هستن و جز درس مشغله ديگه در زندگي نيم بينين!!! اقتصاد هنوز خيلي خيلي كار داره تا بتونه با ام بي اي شريف رقابت كنه!

 

مهدی :

سلام آقای قدوسی
لطف کنید اگر منابعی را در زمینه اقتصاد خدمات می شناسید برای من میل نمایید.
پیشاپیش متشکرم

 

كاظمي :

به نظر من يك نفر اگر بين اين دو رشته واقعا شك داره بايد به يك تحليل هزينه و فايده بپردازه. اگر مي خواد براي خودش اسم و رسمي داشته باشه بره MBAاگر به دنبال يك علم جذابه و تحليل كه از درس خوندش لذت ببره بره اقتصاد.هميشه براي من اون مهندسي هايي كه ميان و اقتصاد مي خونن جالب بودند خود من عمران خوندم اما از بس كه دوستان ناباب داشتم داشتن من رو علاقه مند به اقتصاد مي كردند نمي دونم چرا ميل به اقتصاد اينقدر در بين مهندسي ها هست. من اگرچه ارشدم رو تصميم گرفتم عمران بخونم اما به اقتصاد معتاد شدم هميشه روزنامه و وبلاگهاي اقتصادي رو مي خونم.

 

کیوان :

تحلیل خوبی بود، فقط چند تا نکته: یکی اینکه این حرف ها به صورت عمومی شاید در مورد ام بی ای درست باشه ولی با توجه به اینکه تو ایران دوره فوق لیسانس مدیریت درست حسابی وجود نداره، ام بی ای شریف عملاً داره اون نقش رو هم بازی می کنه و برای کسی که می خواد دکترای مدیریت (از حوزه رفتاری تا استراتژیک و سیاستگذاری دولتی و ...) بخونه یکی از تنها گزینه هاست. البته منکر نمیشم که شاید خوندن یک فوق تو اقتصاد و بعد دکترای مدیریت هم یک گزینه است.

 

جعفري :

با سلام
من فكرمي كنم يك فرق عمده بين دو رشته را فراموش كردي و آن اينكه:
اگر ميخواهيد خيلي علاف و سركار باشيد اقتصاد بخوانيد اما اگر مي خواهيد فقط كمي سركار باشيد ام بي ا بخوانيد.

 

محمد حسين :

سلام
بحثي را كه در مورد نقش تئوري داشتيد خواندم. منظورتان از اين كه در پايان نامه ها و تحقيقات در ايران به نظريه ها توجه نمي شود چيست؟ بالاخره هر تحقيقي يك بخش روش شناسي دارد كه به نظريات مربوطه مي پردازد.
آيا منظورتان آن است كه تحقيقات تجربي در غرب چيزي بيشتر از صرف اجراي مدل هستند و حتماً بايد توسعه نظري نيز در خود داشته باشند؟ در اين صورت تحقيقات تجربي در ايران مانند بدنهايي هستند بدون روح؟
اگر بشود در اينجا نظرات خود را مشروحتر بيان كنيد.
با تشكر

حامد: سلام. سوال خوبی است. ببینید تحقیقات جدی در علم اقتصاد تحقیقات تجربی نیستند بلکه مقاله هایی هستند که یک بخش نظری و یک بخش تجربی برای تایید بخش نظری دارند. حال این بخش نظری با آن چیزی که ما در ایران بهش می گوییم مثلا "مبنای نظری تحقیق" چیست؟

آن چیزی که من این جا به عنوان تئوری یاد می کنم یک مدل ریاضی توسعه داده شده توسط مولف است که متناسب با موضوع از روی کرد مناسب (مثلا تعادل عمومی یا مدل های رشد یا نظریه بازی و الخ) استفاده می کند تا یک پدیده در دنیای بیرون را توضیح بدهد. به این ترتیب مولف فقط با یک مجموعه داده کار نمی کند بلکه اول یک مدل می سازد که به صورت "علت و معلولی" دلایل رفتار سیستم را توضیح می دهد و بعد از داده ها برای ارزیابی مدلش در دنیای واقع (و در واقع برای تایید آن) استفاده می کند.

 

:

ام بی ای = اقتصاد با دید مهندسی؟
اقتصاد = ام بی ای با دید نظری (ریاضی)؟

حامد: نه تقریب خوبی نیست. من موافق نیستم.

 

مسافر :

سلام
اين بار نظري نمي‌دم. يه دفه نظر مي‌دم كه نظراتتون كم باشه تا نظرمو بادقت بخونين.
فعلا

 

پسر خوب :

ببینم بقیه با نظر مسعود در مورد رقیق بودن و غیر کاربردی بودن درسی که در MBA به خصوص شریف می دهند، و این که محتوایش از صنعت عقب افتاده است موافقند؟!
چون من بار بار اول است که چنین انتقادی را می بینم. معمولاً این را در مورد دانشکده های مدیریت ایران می شنیدم.

 

من :

سلام. ممنون از توضیح جامعتون. من خواننده ی همیشگی وبلاگ شما هستم. به طور خاص دنیای اقتصاد هم همین طور. علی الحساب کیفور مطلب دکتر غنی نژادم درباره ی بانکداری اسلامی. من از طرفداران ایشونم. باز هم میام. وبلاگ بسیار بسیار خوبی دارین.

 

اسماعيل :

سلام حامد. تو نوشته قبلي در مورد چگونگي كسب سود بانكها به اين گفته اشاره كرده بودي كه: اگر قبول كنيم كه بانكداري سود بيشتري نسبت به صنايع دارد پس در اين مطلب كه لابد براي صنايع صرف دارد كه وام ميگيرند خدشه وارد مي شود. در مورد حاشيه سود گفته مي شه بين 1 تا 2 درصد در بانكهاي خارجي هست ولي دقيقش رو نمي دونم يعني حاشيه سود تو بانكداري ما خيلي بالاست. اين گفته هم در خصوص نرخ بهره و صرفيدن گرفتن وام نيست. به نظرم منظور طرف اين باشه كه: اگر سود در صنعت 17 درصد هست و در بانكداري 50 درصد پس چرا سرمايه گذارها وارد صنعت مي شن. مثلا سهامدارها به جاي سهام شركت خودرو سازي فلان مي رن سهام بانك فلان رو مي خرن. عقلايي هم همين هست چون سود صنعت پايينتر از بانك هست. و يا اينطور بگم و مصداقي كه در اقتصاد ايران هست كه ميلياردرها به جاي مثلا سرمايه گذاري در صنعت پتروشيمي يا صنايع هوايي(مثلا!نداريم كه!) يا صنايعي خارج از صنعت مالي و بانكداري، دارن زرت و زرت بانك تاسيس مي كنن. چون سود داره.
شايد يه جايي دارم اشتباه مي كنم ولي به نظرم يه توازني بايد بين صنعت بانكداري و ساير صنايع باشه. در مورد بانكها و صنايع خارجي اطلاعي ندارم ولي وضعيت اقتصاد ايران عادي نيست. اگر سرمايه گذاري تو يه سهام يه بانك 50 درصد سود داره چرا تو صنعت هواپيمايي سرمايه گذاري كنم؟ اطلاعات دقيق اونور آب چي مي گه؟ تناسبي هست يا نه؟
تئوري مي گه اگه يه صنعت سود بالاتري از صنعت ديگه اي داشته باشه ديگران وارد مي شن به نحوي كه رقابت بين اونها سود اقتصادي رو در بلند مدت صفر مي كنه(البته در واقعيت ورود و خروج از صنعت به همين سادگي ها نيست)بنابراين حسم مي گه بايد تناسبي بين سودآوري صنعت بانكداري و مالي و ساير صنايع باشه. اختلاف در سود صنايع در اونور آب به چه صورتي هست؟ خيلي فاحشه؟ يا مثلا درصد اندكي است كه متمايز كننده مهارت و تقاضاي بازار صنعت هست؟

حامد: سلام اسماعیل. سوال خوب و هوشمندانه ای است که فقط هم به این موضوع مربوط نیست. ببین دو تا نکته را اگر مد نظر داشته باشی موضوع حل می شود:

1) نرخ بازگشت سرمایه در صنایع مختلف اصلا با هم یک سان نیست. دلیلش هم همان چیزی است که خودت گفتی: موانع ورود به صنعت. مثلا صنعت داروسازی به طور سیستماتیک سود بسیار بالاتری از صنعت مونتاژ رایانه دارد. بانک (خصوصا در ایران) از همین جنس صنایع است و موانع ورود به آن زیاد است و لذا آن تعادل در سوددهی با صنایعی که هر کسی می تواند با 100 میلیون سرمایه واردش شود به این زودی ها حاصل نمی شود.

2) نکته تو در مورد این که باید تعادلی بین بازگشت سرمایه صنایع مختلف باشد در بازار سهام کاملا درست است. یعنی نسبت سود به قیمت سهام صنایع مختلف (با در نظر گرفتن اثر ریسک البته) باید یکسان باشد و گرنه بازار در تعادل نیست. ولی این فقط برای سهام داری است که در بازار سهام بانک را می خرد. کسی که ابتدا بانک را تاسیس می کند و مثلا یک دفعه روی 10 میلیارد سرمایه اولیه اش 5 میلیارد سود می برد وقتی سهامش را در بازار عرضه کند دیگر 10 میلیارد قیمت ندارد بلکه ممکن است همین سهم را 30 میلیارد بخرند. در واقع این وسط سرمایه گذار اولیه بانک (کارآفرین) است که از مزیت ناشی از سود بالای این صنعت منفعت می برد و نه کسی که در بازار سهام سهم بانک را می خرد.

 

دوست :

سلام شما دانشگاه هاي مالزي رو براي ادامه تحصيل در رشته اقتصاد مناسب ميدونيد ؟ ممنون از توجه شما

 

دوست :

سلام شما دانشگاه هاي مالزي رو براي ادامه تحصيل در رشته اقتصاد مناسب ميدونيد ؟ ممنون از توجه شما

حامد: سلام والله من آشنایی خاصی ندارم ولی در کل توصیه نمی کنم.

 

هومن :

با سلام به همه
من در يكي از شركت هاي وابسته به بورس كار ميكنم و ليسانس مهندسي دارم و اتفاقا دارم به اقتصاد فكر مي كنم. به نظر من اقتصاد از 3 جنبه شايد بر ام بي اي برتري داشته باشه:
1-من جو دانشجوهاي ام بي اي رو ديدم. اكثرا ادماي صفر كيلومتري هستند كه ميخواند بدونند استاد 19.75 رو بيست ميده يا نه و تك و توك آدماي با ديد كار و مديريت توشون پيدا ميشه. البته جو اقتصاد رو نميدونم. از سوي ديگه استاداي ام بي اي اكثرا ادماي صرفا آكادميك هستند. من وقتي رزومه هاشون رو ميديدم فكر كنم شايد اگه امي بي اي هم بخوام برم، مالك اشتر رو ترجيح بدم (نميدونم راه ميده يا نه)
2-براي ادامه تو خارج از كشور اقتصاد خيلي بهتره چون دانشگاه هاي زيادي دارن و بورس هاي خيلي خوبي تو اين رشته وجود داره.
3-در مورد بازار كار تو ايران الان به تدريج تو بورس رشته هايي مثل اقتصاد و مديريت مالي رو مياند. و من فكر كنم تا چند سال ديگه بازار خيلي خوبي براي اقتصاد پيدا شه.

با تشكر

 

:

http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-967864


به گزارش ايسنا، مدارک دوره MBA، چنانچه متضمن دفاع از رساله باشد، به ماخذ دکتري و درغيراين صورت با ارائه حداقل يک مقاله کامل در زمينه رشته تحصيلي که متقاضي مولف اصلي آن بوده و در نشريات معتبر داراي نمايه بين‌المللي چاپ شده باشد، به ماخذ دکتري قابل بررسي و ارزشيابي خواهد بود

 

k.... :

MBA مخفف چه کلمه ای هست ؟؟؟؟؟
Managment .....???

حامد: و خدا گوگل را آفرید. :)

 

:

سلام.
من فوق ليسانس اقتصاد دارم.

الان بين اين دو راهي قرار گرفتم كه ام بي اي بخونم يا دكتراي اقتصاد.

ادامه تحصيل يكي از اين دو رشته در خارج از كشور چطوريه؟

 

مرضيه :

لطفا اقتصاد و سيستم هاي اجتماعي و اقتصادي رو هم مقايسه كنيد ممنون

 

maryam :

ba salam

mikhastam bedonam ke daneshgah payam nor reshte mba darad?

man lisans zaban daram va mikhaham mba payame nor sherekat konam lotfan mara rahnamai konid?

bayad begoyam dah sal az lisanse man migozarad

ba tashakor

 

:

salam,
lotfan dar morede tarikhcheye MBA ham kamy tozih dahid.
ba tashakor.

 

:

سلام
من رشته فنی نخوندم.اقتصادم نخوندم.رشته من ریاضیه.ولی متاسفانه در بازار کار هیچ حرفی برای گفتن نداره.با تحقیقاتی هم که من انجام دادم فهمیدم که کارشناسی ریاضی با کارشناسی ارشدش فرق چندانی نداره.خیلی ها بهم پیشنهاد دادند کهMBAبخونم.بعضی هام مهندسی صنایع رو پیشنهاد میدن.در هر دو رشته دروسِِ، مشابه به رشته خودم هستن. میشه لطفا راهنماییم کنین.

 

پينار سودا گولو :

با سلام... شما درباره سيستمهاي توسعه اقتصادي نظري نداريد؟ مثلا رفاه، سوسياليستي و... چون در قالبهاي توسعه اي است كه اقتصاد خرد بنگاهها نمودار ميشه. ضمنا در بررسيهاي مسئله بازده به ريسك مالي هم بيشتر بپردازيد. درباره انتخاب بين اقتصاد و ام بي آ هم ميشه گفت ام بي آ درس كسب و كاره و پول در آوردنه ولي اقتصاد درس ساختن بهشتي براي انسانهاست كه هيشكي تا حالا نديدتش! ام بي ا دريايي وسيع با عمق كمه كه از تئوري سازمان وارد و از بازاريابي و مالي خارج ميشه ولي اقتصاد خيلي عميق تو دل بروتر از اين حرفاست... اينطور نيست؟؟!

 

alvysif bowymgf :

vcqiyfk hctwzm cyevad qbnk chmzqg lxpbzhrv nzgfmpa

 

chase credit cards :

Good site. Thank you!!!

 

credit rating :

Nice site. Thanks!

 

credit cards bad credit :

Useful site. Thank you.

 

credit card :

Good site. Thank you:-)

 

credit cards for people with bad credit :

Good site. Thank you:-)

 

credit cards :

Useful site. Thank you!

 

accept credit cards :

Useful site. Thanks!!!

 

accept credit cards :

Useful site. Thanks!!!

 

bad credit auto loans :

Nice site. Thanks!!!

 

:

با سلام
من می خواهم به کشور کانادا مهاجرت کنم،سوالم اینست که آیا رشته ام بی ای در آنجا نیز از بازار کار خوبی برخوردار است یا خیر؟

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007