« سهام داران بزرگ و فرآیند خصوصی سازی | صفحه اول | اقتصاد سیاسی تورم »

28 شهریور 86

نشسته ام در سالن رایانه دانش گاه فنی وین و در ساعت استراحت طولانی کنفرانس روش های پیش رفته ریاضی در فاینانس که به مدت یک هفته این جا برگزار می شود کار و تفریح می کنم. اول یک سرمقاله برای روزنامه نوشتم، بعد کمی وب گردی کردم و ایمیل جواب دادم و دست آخر هم نشستم فیلم "مرد مرمری" از ساخته های معروف آندره وایدا را ببینم. مخفف دانشگاه فنی وین به آلمانی می شود TU ولی معروف است که در واقع همان Tehran University است چون هم کف و سالن رایانه اش پر است از جماعت ایرانی. من این قضیه را باور نداشتم تا این که در این سه روزی که ظهرها می آیم این جا موضوع را به عینه لمس کردم. از کل سالن صدایی نمی آید جز حرف زدن مداوم تعدادی دختر و پسر ایرانی.

حالا حرفم این است: شاید در این سه روز بیش تر از 20 نفر جوان ایرانی دیده ام (در واقع گفت و گوهایشان را شنیده ام و تیپشان دستم آمده است) ولی هیچ علاقه ای در خودم برای برقراری ارتباط با آن ها حس نکرده ام. الان وسط فیلم از بس صدای خنده هایشان روی اعصابم بود که فیلم را قطع کردم و گفتم این را بنویسم. راستش من بعد از سه سال هنوز در بین ایرانیان مقیم وین (غیر از دوستان گروه چای داغ که تعدادشان به نسبت کل ایرانی های این جا نزدیک به صفر است) احساس غریبی مطلق می کنم و هر بار که در جایی هستم که جمع ایرانی هم آن جا هست (مثلا سالن انتظار فرودگاه) همین حس به شدت برایم زنده می شود.

کاری با سلطنت طلبان و فرش فروش های سبیل دار و کراوات پهن و رستوران دارها و خانم های با آرایش دهه پنجاه و پناهندگان واقعی و دروغین دهه شصت و هفتاد ندارم که هر که هستند تیپ شان از ما جدا است و معمولا سر و کارمان هم به هم نمی افتد. مشکلم این است که من حتی با نسل جوان دانش جویان ایرانی مقیم این جا - که احتمالا سالی یکی دوبار هم به ایران رفت و آمد می کنند - و متخصصان ایرانی فارغ التحصیل 10-15 سال گذشته که مثلا در زینمس و آی بی ام کار می کنند هم هیچ حرفی برای گفتن ندارم. گفتم بروم با این جوان های دور و برم راجع به چه چیزی حرف بزنم؟ کنفرانسی که در دانشگاه شان برگزار می شود؟ یا وبلاگستان ایرانی؟ کتاب های جدید؟ فیلمی که دارم می بینم؟ کنفرانس ایران شناسی که این روزها در وین در جریان است؟ چی؟

البته می شود راجع به یک سری موضوعات دیگر حرف زد. همان چیزهایی که همین آدم های دور و برم الان دارند راجع بهش حرف می زنند: شب رقص ایرانی که ماهی یک بار برگزار می شود یا این که چه جوری می شود شهریه را دور کرد یا این که جدیدترین مارک موبایل مجانی چیست؟

نمی دانم جاهای دیگر (مثلا لندن و پاریس و تورنتو و بوستون) هم همین طور است یا فقط در وین است که حتی با قشر درس خوانده و جوان ایرانی اش هم حرفی برای گفتن نداریم. (در باب وضعیت ایرانی های شاغل (و نه دانش جو) در این جا بحث دیگری خواهم نوشت.)

پ.ن: فکر نمی کردم موضوعی بدیهی نیاز به توضیح داشته باشد ولی ظاهرا دارد. هر کس حق دارد سبک زندگی خودش را داشته باشد و کسی حق (و نیز معمولا قدرت) محدود کردن آن ها را ندارد. من هم حق دارم از تفاوت علایقم با دیگران و تنهایی معنوی ام شکایت کنم (و از این شکایت و یک تحلیل بعدی هدف دارم). همین. یک جای متن هم سوء تفاهم برانگیز بود که اصلاحش کردم.


   دنبالك

دنبالك اين نوشته:
http://www.maryammomeni.com/cgi/mt/mt-tb.cgi/534


   نظرات

steve :

fekr konam paris ye zare oza bad tar bashe, chon ke be list e bala, bayad javoon hayee ro ezafe konin ke bishtar vase class o hal o hool paris e oomadan oonja. belakhare shahre farange dighe. dar zemn fekr konam ke paris dar kol az hame paytakht haye europe, irani dare, ham az nazar e kamiat, ham az nazar e goonaghooni o tafavot

 

Zanyar :

Landan az in ham badtare...ham dardim shadid. baram jaleb bood. chon man hamishe in hes ro dashtam inja...va hamishe az khodam miporsam irad az chie? man? baghie? tafavote tarbiat? tafavote jib? chi?1

 

سعیده :

خیلی نگران نباش،تو خود ایرانم وضع بهتر از این نیست.فکر می کردم این فقط مشکل منه.به خودم امیدوار شدم

 

ماكان :

ايراني ها در خارج اغلب جزيره هاي جدا هستن كه فقط مي خوان به خارجي ها بچسبن و نه ديگر جزيره ها!

 

رهی :

جای شما خالی در دلفت. در این سه هفته، در تمام نواحی ممکن (دانشگاه، خوابگاه، مرکز خرید، کنسرت، لوازم لوکس فروشی، مغازه ی ارزون فروشی) و حتا شهرهای اطراف دلفت، یک بند صدای فارسی حرف زدن می آمد.
مردیم دیگر.

 

FarNice :

متاسفانه باهات موافقم شدید. داستان ت-او داستان عجیبی است. خارجیهایش هم غریبند. گاهی فکر می کنم شانس آورده ام که دوستانم اتریشی هایی هستند که می شود باهاشان در مورد فرهنگ و IEEE و حتی وبلاگستان و جیزهای مختلف حرف زد وگرنه در این جمعی که ازشان میگویی چکار می کردم. شاید به همین دلیل است که فقط منتظر یک ترم باقیمانده ام ....

 

محمد رضا :

دوست دارم سوت بلبلی و کف مفصل به نشانه تشویق بزنم برایت که انقدر مثبتی و آقا

 

darya :

I am so happy to know that I am not alone. I always thought maybe I was too particular in my assessment of fellow Iranians, but it seems others have similar experiences. Over the six years that I have been here (except in one or two occasions) I could never carry on an “intelligent conversation” with Iranians my age.

 

afshin :

هر کسی بنا به میل خودش زندگی می کند تو را به خدا بگذارید ایرانی های نگون بخت لااقل در خارج از کشور فریاد بکشند جوانی کنند و راه خودشان را بروند چیزی که درون کشور از آنها دریغ شده است یعنی داشتن آزادی های اولیه یک انسان بار بزرگ تولید اندیشه و فکر را نیز شما روشنفکران بدوش بکشید!

 

:

Salam herr ghodusi,
rastesh man ham ke 15 sale pish dars khundam va varede bazare kare alman shodam , ham nemitonam makhraje moshtarki az khodam va irooni haye moghime shahre mahale zendegim begiram, zamane daneshjooi ham dor va baram ziad irooni naboodan, in yek "Schleife" ast , yani baraye bazi az adamha intoriye va be priodhaye 10/15 usw. rabti nadare.

 

zari :

nemidoonam ke chera esme man ro hazf kard man khodam ro moarefi kardam

 

:

In Canada since we have much bigger population of iranians things are quite better compared to Europe but I would say u still have difficult time finding your types. This is the case with UofT for sure even though there is an agora session once a month (used to be once a week) with a handfull of people showing up which compares to thousands of people attending all the parties is nothing. I don't know about Vancouer, but as a small city with lots of iranian waterloo is quite differentand I would say is much better compared to toronto.

 

سهیل :

به عنوان کسی که تا حالا از ایران خارج نشده، عمیقاً درکتان می‌کنم! من و گروه محدود پیرامونم-مثل همان چای داغ شما- هم همین مشکل برقراری ارتباط را داریم.

 

hamid :

آخ گقتی حامدجان
به قول تو با دانشجو ها هم نمیشه حرف زد. اگه دانشگاه آزادی باشند تا تو دانشگاهشون رو میپرسی فکر میکنند تو میخوای بهشون فخر بفروشی. برخی شون هم وقتی می فهمند مثلا بورس داری میگن یااز فرزندان مقامات بودی یا با مخ فرانسوی ها رو زدی. منم دقیقا این حس تو رو میفهمم و بین ایرانیها -با تاکید زیاد- احساس تنهایی میکنم.
موفق باشی

 

hamid :

آقا یادم رفت بگم
اینجا بچه های ایرانی با آمریکاییها سریعتر رفیق میشن تا خود فرانسوی ها. حتی آمریکاییهایی هم که تازه میان اینجا دانشگاه با یه ایرانی سریعتر رفیق میشن. عجیبه نه!؟

 

:

I see no problem in this. It' completely natural. The type of people you like is so small compared to others that it can not be but what you say.

But if you find the problem in them, then I would say think once more. It's their life, it's their choice. They will do what they like, as you are doing what you like. Can you say your way is better than theirs?

Hamed: I see no problem too. They are free to choose their own life style. I was just complaining about my isolation.

 

صادق :

سلام
حامد جان؛هرچند به شدت با این پستت همراهم و حتی در ایران با این پست احساس همدلی می کنم. اما تصورم اینست که از این پستت رگ روشنفکری ات بیرون زده است{خندان!}. و برداشتم این بود که پست کمی منفی است. در حالی که قرار نیست که همه مردم، فرهنگی باشند. فکر می کنم بهتر است لذت بردن ِ {هر چند سطحی} انسان ها را گرامی بداریم.(می دانم که تو اینگونه می اندیشی! اما اگر من هم چنین چیزی نوشتم حتما باید به من تذکر دهی! ما همه امان از این رگ های کلفت روشنفکری داریم!)
موفق باشی و پایدار

 

صادق :

سلام
حامد جان؛هرچند به شدت با این پستت همراهم و حتی در ایران با این پست احساس همدلی می کنم. اما تصورم اینست که از این پستت رگ روشنفکری ات بیرون زده است{خندان!}. و برداشتم این بود که پست کمی منفی است. در حالی که قرار نیست که همه مردم، فرهنگی باشند. فکر می کنم بهتر است لذت بردن ِ {هر چند سطحی} انسان ها را گرامی بداریم.(می دانم که تو اینگونه می اندیشی! اما اگر من هم چنین چیزی نوشتم حتما باید به من تذکر دهی! ما همه امان از این رگ های کلفت روشنفکری داریم!)
موفق باشی و پایدار

 

اسماعیل :

فکر کنم رقص و مارک موبایل و ... هم جزئی از زندگی است حامد. آدمها توی کتابها زندگی نمی کنن. آدمها همون هستن که می بینی.می شه هم کنفرانس رفت هم رقصید هم در مورد مارک جدید موبایل صحبت کرد هم فلسفه خوند هم مد تماشا کرد و... پسر مثل روشنفکرها دهه 30 و 40 نشستی تو کافه نادری و زور می زنی سیگار و ترک کنی؟ پس خوبه که آمریکای شمالی نرفتی. همکلاسم می گفت: مثل تراکتور کار می کنن و شب ها هم تو کافه و بار تا بوق سگ آبجو می خورن و شر و ور می گن!من جای تو بودم اسمم رو تو کلاس رقص می نوشتم با همون بچه هایی هم که گفتی تو سطح مشخصی ارتباط برقرار می کردم. همه جا چیز برای یاد گرفتن هست رفیق. هیچ چیز برای یاد گرفتن تهی نیست.یه سوال: با این نوشته که نمی خواستی بگی چقدر سطح این بر و بچه ها پایینه؟ و سطح تو بالاتر؟ یا اونها چیپ فکر می کنن و تو ارزشمند؟ خودت گفتی بی محابا نقدت کنیم. پس بهت می گم که عرفا و فضلایی بودن که یکباره دست شون اومده که بابا چقدر از قافله عقبن و چیزهایی تو مردم عادی هست که تو هیچ کتابی نیومده.شاید به لحاظ علمی معیاری برای طبقه بندی آدمها باشه که مثلا نظریه اقتصادی تو در مقابل دیگری قوی تره و یا فهم اقتصادی تو از دیگری قوی تره ولی نمی تونی بگی تو بیشتر زندگی رو فهمیدی و دیگری کمتر. چون تو این مورد هیچ معیاری وجود نداره حامد.

 

روزبه :

به نظرم قضاوتت درباره آدمها یه مقدار تنده. همینطور که اسماعیل هم نوشته آدمها علایق مختلف و متفاوتی دارند. شرط می‌بندم اگر یکی از همون آدمها وبلاگ بنویسه احتمالا تو یه پستش مینویسه:« آقا یه پسره اینجا هست ...»
آدمها با هم فرق دارند. هیچ بهتر و بدتری هم نداره. اون‌چیزی که از نظر تو اغنا کننده و یا آرامش بخش و یا شادی آوره به نظر اونها کسل کننده و یا بدیهیه. و برعکس.
پیشنهاد اسماعیل هم خیلی خوبه. یه شب باهاشون برو برقص (اهل مشروب نیستی ولی یکی از بهترین راههای شناختن آدمها مشروب خوردن باهاشونه!) شاید یخ اولیه که بشکنه چیزهای جالبی هم تو شخصیتشون ببینی ( و برعکس)

 

:

مطمئنم که در پاریس و لندن و بقیه‌ی دانشگاههای عمده‌ي اروپایی هم شرایط مشابهی حکم‌فرماست و هموطنان مورد نظر در این نوشته اکثریت نسبی جامعه‌ي دانشجویان ایرانی را تشکیل می‌دهند.
همانند ایران که در آن از خیلی از دانشجویانش فراری هستی، طبیعی است که اینجا هم با وضعیت مشابهی روبرو باشی. این حقیقت را هم نباید نادیده گرفت که در کشوری مثل اتریش دانشجو شدن یکی از سهل‌ترین گزینه‌ها برای اخذ اقامت موقت این کشور و خروج از ایران است و این یکی از ایده‌ال‌ترین موقعیت‌ها برای علاقمندان پیگیری برنامه‌هایی از جنس شب رقص ایرانی‌ست که دولت اتریش در اختیار این افراد قرار داده است. (این نظر کمی افراطی است ولی به هرحال مصداق دارد!)

 

نصیر زرین پناه :

کامنت قبلی متعلق به من بود.

 

صالح :

باز خوش به حال شما كه همون دوستان گروه چاي داغ رو داريد. بريد خدا رو شكر كنيد آقا! من كه دوستان و اطرافيان هم فكرم صفر مطلق هستند!!

 

علی :

آقا یک سوال:

شما ترس از مرگ دارید ؟

 

FarNice :

من فکر میکنم اگه رقص و مارک موبایل رو فقط یه مثال بگیریم, بی مناقشه, بهتره.
همه اینها لازمه زندگیه, کسی شکی توش نداره ولی چیزی که گاهی زیاد دیده می شه بین نسلهای یه کم جدید تر ( دانشجوهای فعلی تقریبن تازه وارد) بی هدف تر بودنشون نسبت به یکم بزرگتر از خودشون, ( تو سن یکسان مقایسه میکنم) و یکم تو خالی بودنشونه. بحث روشنفکری هم نیست. بحث تعادله تو زندگی, بحث بعدهای مختلف زندگیه. هر بعدی پررنگ تر شدن افراطی اش کاملن مضره, مهم نیست چه بعدی باشه.
من چون تو همون دانشگاه درس می خونم , خوب میفهمم منظور حامد رو. فکر کردم یه توضیحکی بدم.

 

ندا :

پس ما که «در وطن خویش غریب»یم چه بگوییم!!

 

... :

I am here in north of US. what I see here is that the people are so busy and work very very hard. they just need a time to relax and care about nothing. So, writting a weblog about economy is by no chance their favorite hobby!!!! no matter iranian or american!

 

irani :

i think YOU are a typical Iranian !!!!

 

Mohammad :

سلام

من که در درسدن دانشجوی ایرانی فقط 2 نفر رو میشناسم. به هر حال به نظر من ایرانی های خارج از محیط دانشکاه ) چندان مثبت نیستند که دلایل خودش رو داره. در دا خل دانشگاه هم بهتره با هم مقطع خودت باشی و مراودت داشته باشی. موفق باشی.

 

رضا :

همیشه فکر میکردم که کی میشه که افرادی مثل شما بتونن مردم عادی را هم درک کنن. واقعیت اینه که چه حوب چه بد مردم ایران اکثریت به این شکل هستند هرچند این اکثریت مطلق نباشه.
به هر حال باید بدانی که این جماعت هم ایرانی هستند و شما بعنوان فردی که در آینده می خواهی در اقتصاد ایران کاری انجام بدی، مجبوری که اونها را بشناسی.
شاید ندانستن رقص و ... ناشی از نوع فرهنگ خاصی باشه که توی ایران باهاش بزرگ شدی.
بنظر من این تفاوتها هر روز داره بیشتر و بیشتر میشه چونکه بیشتر ماها عادت نداریم با فرهنگ بقیه آشنا بشیم بخصوص اگه دیواری به نام محدودیتها مذهبی هم دور خودمان کشیده باشیم.

حامد: رضا جان من آدم ها را می شناسم. از تماشای یک رقص خوب هم لذت می برم. مارک موبایل جدید را هم می فهمم چیست. موضوع چیز دیگری است.

 

زکیه :

دوست عزیز بحث قشر دانشجو و غیره نیست! یه چیزی توی جوانان 20-35 سال کنونی ایران هست که حالا حالا ها درست شدنی نیست. البته تقصیری هم زیاد متوجهشون نیست!بچگیهاشون رو در نظر بگیر! مدام با اخبار جنگ و فلاکت و بدبختی بوده! معلومه که یه ذره آزادی هم داشته باشند باید خودشون رو بزنند به بی خیالی! جالا به اسم هرچی توی هر مملکتی باشند. از دانشجوها قشر به اصطلاح تحصیلکرده واشنگتن دی سی بپر سی می گم یه سر برو به دی سی پرژن و ببین بحث هاشون در چه موردهایی هست یا تقویمشون رو نگاه کن ببین که همش یا مهمونیه یا این رستوران اون رستوران آخر هفته ها ولو!

 

روزبه :

خيلي جالب بود.

 

نازلی :

به هر کجا که روی آسمان همین رنگ است.
نگو که توی تهران اینو تجربه نکردی. لندنش هم همینه.

 

:

salaam...nemidoonam chi begam..man ham darket mikonam..khodam ham in jooriam....shayad ham bahash haal konam..vali ghabool kon in ye noghte zafe... makhsoosan agar kasi bekhad vared kare modiriati beshe...too bayad ye adame cool bashi ke betooni ba har kasi az ye soorakhi vared shi va ertebat bargharar koni..
yeki az tarasaye man ham inne ke farda ba bache hamoon ham moshkel peyda konim....makhsoosan age inja bozorg shan...in toor fekr nemikoni..

 

be farang bargashteh :

jana sokhan az zabaan e maa migooii!

 

مسعود :

سلام. جمله ای از دکتر سروش در یکی از کتابهایش خواندم که بی ارتباط با مطلب شما نیست. وی می گوید بسیار از ما اسیر ارزشهای زمان خود هستیم. به قول دوستان نسل ما یعنی افرادی که نوجوانی و یا جوانی شان در زمان انقلاب و جنگ گذشت به طور ناخود آگاهی درگیر ارزشهای آن زمان شده ایم و نسل کنونی هم به همین طریق اسیر و درگیر ارزشهای این زمان شده اند. اما نکته مهم و مشترک اسارت است. سروش در وصف برزگان می گوید آنها اسیر ارزشهای زمان خود نبوده و بسیار دید وسیع تری داشته اند. این یک اعتماد به نفس و شهامتی می خواهد که همه کس ندارند. نکته دیگر اینکه ارزشهای نسل جدید به دلیل ماهیت زمانه بیشتر فردی و غیر آرمانی هست. اینها عملگرا تر بوده و خیلی وقوع یک رخداد را ملازم به مقدمه و موخره نمی بینند. خیلی به همه چیز به صورت مرحله ای و روند دار نگاه نمی کنند. دقت بفرمایید نمی گویم درست است یا غلط. اما خواه نا خواه این دیدگاه با دیدگاه نسل قبلی که توجه بیشتری به افق و چشم انداز حرکتها داشت (چون در کوتاه مدت چیزی بدست نمی آمد) و همه چیز را سلسله وار به هم مرتبط می کرد تفاوت و حتی تناقض دارد. به نظرم نسل بعدی (نسل چهارم) کمی بیشتر به اوضاع دراز مدت و حرکتهای آرمانی توجه می کند (به یاد پاسخ سیستم درجه 2 در نظریه کنترل سیستم های خطی و اورشوت و آندرشوت بیفتید). خلاصه اینکه اگر جنگی یا بحران خاصی رخ ندهد (که انشا الله نمی دهد) این مشکل تا حد بسیار زیادی در نسلهای بعدی (احتمالا ششم به بعد، یعنی از 30 سال آینده) حل خواهد شد. خلاصه اینکه به نظر من انقلاب و جنگ عامل اصلی در ایجاد تفکرات و طیفهای ناهمخوان در گروههای سنی همسایه بوده است و اثر آن به مرور مستهلک می شود. این امر را از عواملی که باعث می شود گروههای فکری متفاوتی همیشه و در همه شرایط وجود داشته باشند (و هیچ بعید نیست مثلا ما به دلیل خوانواده مان همیشه مولد این تفکرات متفاوت باشیم) جدا بفرمایید. چرا که نسبت آنها به نسبت کل بسیار بسیار کمتر است.

 

ابوذ :

خامش کن و حیران نشین
حیرانِ حیرت آفرین
پخته سخن مردی ولی گفتار خامت میکند

 

trust :

باسلام.جناب اقای قدوسی میان نظر شما با واقعیت (با توجه به 36 کامنت فوق ) تناقض شدیدی وجود دارد با توجه به نظرات ارسالی جمع کثیری از ایرانیان چه در داخل چه خارج از سطح معلومات بالا برخوردار و همگی (حتی همان گروهی ذکر فرمودید،تحصیل کردگان دانشگاه وین وغیر )همگی خودرا مانند شما از روشنفکران ایرانی می دانندکه هیچ کس جز خودشان را قبول نخواهند داشت

 

نمیدونم پست شد یا نه! :

چقدر حست رو درک میکنم. تو تورنتو هم خیلی از این جماعت داریم که باهات حرف مشترک ندارن. از اونا بدتر بچه هاییه که باهات حرف مشترک میتونن داشته باشن اما واست پشت چشم نازک میکنن وقتی میخوای باهاشون حرف بزنی. دو گروه معروف از این جماعت تازه از ایران اومده اصفهانی ها (برقی هاشون) و شریفی هاست یعنی بیشترشون که نمیدونم فکر میکنن الیتن یا چی. خلاصه بد جوری حال بهم زنه.

 

علیرضا :

ولی مردم واقعی همین قشر هستند
ببین مزخرف ترین فیلمهایی که تولید می شه تو ایران پرفروشتر ین است مثل همین الان قاعده بازی
این مردم همینهایی که دور برت هستند مخاطب و گروه هدف هستند همینها بدنه دموکراسی را شکل میدهند در ایران متاسفانه همینها هم مدیر میشوند در کنار همینها میشه تحلیل درست جامعه شناختی داشت و همینها همه معادلات را به هم میریزنذ باید با اینها بوداز اونها فاصله نگرفت .

 

simba :

سلام. من که از وقتی اومدم مریلند هنوز با بچه های ایرانی نسل خودم یا "سال پایینی های تازه اومده" دمخور نشدم. بیشتر همون دوستان سابقم هستن که باهاشون رابطه دارم. برنامه ها به هم نمی خوره و افراد هم متفاوتن. به نظرم مشکل از داشنگاه یک دست شریف بود که ما رو بد عادت کرده به داشتن دوستان هم فکر در اطرافمون. از طرف دیگه ارزشهای افراد با زمان و مکان تغییر می کنه و با سرعت اولیه های متفاوتی که بین ایرانی ها هست خودت حساب کن چه موجودات متفاوتی به وجود میان.
در ضمن بعد از مدت ها به ووبلاگت سر زدم. خوش به حالت که دانشجویی و پیوسته می نویسی.

 

dany :

با سلام و عرض خسته نباشید خدمت شما .یه لیوان چای داغ برای من تداعی زندگی و بودن در کنار بهترینهایم می باشد.مطالبتان را هر هفته مرور می کنم توفیق روز افزون برایتان آرزومندم.

 

dany :

با سلام و عرض خسته نباشید خدمت شما .یه لیوان چای داغ برای من تداعی زندگی و بودن در کنار بهترینهایم می باشد.مطالبتان را هر هفته مرور می کنم توفیق روز افزون برایتان آرزومندم.

 

feri :

hamed jan vaghean baiad begam in matlabet abe sardi bud bar vojudam.ma goftim miaim wien az share in jamaate kutah fekro bi farhango aghab oftade nejat peida mikonim vali engar harja beri asemun
baraie irania hamin range duste man vagheiit ine ke una iranian na to na man na amsale ma iran male unast na male ma maha tu keshvare khodemun gharibim ma moshkel darim na una pas behtare khodemuno ba una jam nazanim va nagim ma irani hastim chun una hade aghal 95% jameeie iranan pas una iranian maha gharibim va hamishe ham baraie una moshkel saz budim be omide nejat

 

:

yarozneshstebodmtokhmamonomishkastamyhootelfonm zangzadgpoftamkestagoftaspaydermana

 

:

fagat iran fagat hran

ilaveirani

 

jtfrk ksewd :

jdrbwahc rkst gqmteoa xedrth lcrohkg rmseziydj vqkeuzbi

 

credit card :

Nice site. Thank you.

 

discover credit cards :

Good site. Thank you.

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007