حقوق فراموش شده سپرده گذاران
این سرمقاله ای است که امروز برای دنیای اقتصاد نوشته ام:
ارائه طرح جدیدی از سوی رییس بانک مرکزی برای لحاظ نمودن نرخ تورم و کارمزد بانکی در محاسبه نرخ بهره وامهای بانکی، موج جدیدی از بحثها را پیرامون گره بزرگ اقتصاد ایران یعنی معمای نرخ بهره ایجاد کرده است. از جمله بحثهایی که در مخالفت با این پیشنهاد مطرح شده است، بازگشت نرخ بهره به نرخهای قبل از کاهش دستوری یا حتی نرخهایی بالاتر از قبل در نتیجه اتخاذ این تصمیم و در نتیجه متضرر شدن وام گیرندگان (از جمله صاحبان صنایع و سازندگان مسکن) است.
بدون این که فعلا در باب محتوای اصلی طرح قضاوت مثبت یا منفی بکنیم، باید بگوییم که طرح آقای مظاهری یک حسن بزرگ دارد و آن این که مساله «حقوق سپردهگذاران» را به صورت ساده و روشنی در مقابل چشم تصمیم گیرندگان قرار ميدهد. روح طرح بر این محاسبه (نزدیک به واقعیت) استوار است که وام گیرنده در انتهای دوره باید حداقل دو مسوولیت را بپذیرد:
اول این که ارزش واقعی (قدرت خرید) وامی که به بانک باز ميگرداند، درست به اندازه زمان وام گرفتن باشد و ثانیا این که حق الزحمهاي را هم بابت واسطهگری به بانک بپردازد. در واقع در این طرح تنها هزینه واقعی که وام گیرنده ميپردازد، همان 2-3 درصد کارمزد بانک است.
مخالفان طرح مظاهری معتقدند که هزینه تجهیز مالی در این طرح بسیار بالاتر از نرخ بهره دستوری فعلی بوده و لذا باعث تضعیف قدرت رقابتی صنایع کشور خواهد شد. اگر این موضوع دقیق تحلیل شود، ملاحظه ميکنیم که این مخالفان به طور ضمنی از این که نرخ بهره باید از نرخ تورم کمتر باشد دفاع ميکنند. فرض کنیم که از بسیاری از فسادها و ناکارآمدیهایی که نرخ بهره پایینتر از تورم به اقتصاد تحمیل ميکند، صرف نظر کنیم و بپذیریم که در یک دوره برای تقویت صنعت و مسکن در کشور توجیه دارد که به صاحبان این صنایع در قالب وامهای ارزان قیمت «یارانه» قابل ملاحظهاي پرداخت کرد. حال سوال این است که این یارانه که گیرندگان آن عمدتا قشر ثروتمند صنعتگر و انبوه ساز هستند، به هزینه چه کسانی پرداخت ميشود؟
در عمل هزینه این حمایت از جیب سپردهگذاران خرد حسابهای پسانداز بانکها تامین مالی ميشود، چرا که نرخ بهره سپردهها الزاما باید کمتر از نرخ بهره وامها باشد. ممکن است با توسل به بحث ضریب فزاینده پولی و نرخ بهره صفر موجودی حسابهای جاری استدلال شود که این طور نیست و بانک ميتواند ضمن دادن بهره مناسب (حتی بالاتر از تورم) به سپردهگذاران هم چنان وامهای ارزانتر از تورم به وامگیرندگان ارائه کند. این استدلال با اصل فقدان آربیتراژ در تضاد است، چرا که اگر نرخ بهره سپردهگذاری بالاتر از نرخ بهره وامها باشد، افراد تلاش خواهند کرد تا از بانک وام گرفته و وام بانک را مجددا در حسابهای پسانداز سرمایهگذاری کرده و از رهگذر تفاوت نرخ بهره وام و سپرده درآمد مجانی (آربیتراژ) کسب کنند. برای جلوگیری از وقوع چنین پدیده نابودگری الزاما باید نرخ بهره سپرده پایینتر از نرخ بهره وامها باشد.
به اینترتیب مدافعان محترم سیاست فعلی نرخ بهره که مخالف شفاف سازی هزینه وام بر حسب نرخ تورم و کارمزد بانکی هستند، خواسته یا ناخواسته شرطی را به اقتصاد تحمیل ميکنند که نتیجه منطقی آن پرداخت مبلغی پایینتر از نرخ تورم به سپردهگذاران است. این به این معنی است که هر کس که از مصرف امروز خود بکاهد و پولش را در بانک به امانت بگذارد، نه تنها پاداشی دریافت نمی کند بلکه باید از طریق کاهش ارزش واقعی پولش جریمه شود.
جواب این سوال هم که پس چرا اعتراضی علیه این اجحاف آشکار صورت نمیگیرد، خیلی مشکل نیست: وام گیرندگان متشکل هستند و با اتکا به صدای بلند تشکلهای خود و توجیهاتی که برای دریافت وام مجانی (یا همراه پاداش) ميتراشند، ميتوانند فضای سیاستگذاری را تحت تاثیر قرار دهند ولی سپردهگذاران را جمع کثیری از اقشار عمدتا ضعیف و غیرمتشکل جامعه تشکیل ميدهند که سخنگویی در فضای رسانهاي و سیاستگذاری ندارند. این وظیفه اقتصاددانان متعهد است که به دفاع از حقوق این قشر برخاسته و اجازه ندهند تا منافع آنان در این بین قربانی شود.

نظرات
آرش خ :
سلام
من همراه همسرم براي ادامه تحصيل در مقطع دكتري مهندسي پليمر مي خواهيم برويم مالزي
لطفا ما را راهنمايي كنيد
حامد: ببخشید من پلیمر خوانده ام یا در مالزی زندگی می کنم؟
آرش خ - September 25, 2007 07:17 AM
saman :
در راستاي کاهش نرخ سود وام بانکها يکي ديگر از عوامل تورم زا و اعمال فشار بر طبقه کارگران و کارمندان دريافت ماليات مستقيم از حقوق ماهيانه اين قشر آسيب پذير است بايد اين ماليات کاهش يابد زيرا اين تنها درآمد آنها مي باشد پس نبايد شامل ماليات يا بيمه شود
بنده در تاریخ 10 تیرماه 86 از مالی و اعنباری بنیاد یا سینا وام مسکن با نرخ 17 درصد گرفته ام با ضافه 2 درصد کارمزد و 600 هزار تومان حق بیمه!!! ولی هنوز پس از کاهش نرخ سود خبری از کاهش اقساط برای من نیست ؟؟؟؟؟ علت را شما برایم پیگیری کنید
saman - September 25, 2007 09:04 AM
لیلا :
این وبلاگ چه اسم خوبی داره
لیلا - September 25, 2007 03:25 PM
:
لطفا دو رشته
اقتصاد و سيستم هاي اجتماعي و اقتصادي رو هم مقايسه كنيد ممنون
Anonymous - September 25, 2007 04:10 PM
:
خیلی خوب بود. کوتاه، ساده، مستقیم، و نابودکننده. تبریک می گم.
Anonymous - September 25, 2007 09:56 PM
پ :
" این وظیفه اقتصاددانان متعهد است که به دفاع از حقوق این قشر برخاسته و اجازه ندهند تا منافع آنان در این بین قربانی شود. "
آقا حامد من با این جمله مشکل دارم ولی چون میدونم که نمیتونم منظورم رو درست منتقل کنم ( طبیعتا چون هنوز برای خودم واضح نیست ) از همین الآن تسلیم میشم !
ولی باهاش مشکل دارم و فکر میکنم ایراد داره ! " اقتصاد دان متعهد " ، " دفاع از حقوق " و " طرفداری " و ... . فکر میکنم منظورم رو متوجه شده اید .
ولی با کلیت بحثتون به نحوی موافقم .
حامد: پ عزیز کاش بیشتر بنویسی. مشتاقم بدانم که چرا به آن جمله نقد داری. ببینم موضوع به قضیه "تئوری اقتصاددان خون سرد" مربوط است (یادت هست که؟). یعنی با عبارت "اقتصاددان متعهد" مشکل داری؟ هوم یک چیزهایی می فهمم.
پ - September 25, 2007 10:21 PM
پ :
ضمنا گویا این کامنت دان با مخفف اسم من هیچ مشکلی نداره خدا رو شکر :)
پ - September 25, 2007 10:23 PM
ارنستو :
پست سختي بود
حاليم نشد جريان چيه
ارنستو - September 25, 2007 10:51 PM
حق پرست :
سلام
چند سوال دارم
1)آيا از نظر تئوريك با وجود بالا بودن نرخ بهره امكان كاهش تورم وجود دارد؟
2) فكر ميكنم يكي از علل تورم كاهش ارزش پول ملي است كه ارزش پول ملي نيز بر اساس قدرت توليد ملي مشخص مي شود يا حداقل يكي از شاخصهاي آن است آيا با ناتواني توليد ملي بخاطر بالا بودن نرخ بهره امكان كاهش تورم وجود دارد؟ ( همان سوال بالاست به شكلي ديگر)
3) با توجه به اينكه سود بانكها همانطور كه خودت قبلا گفته اي نسبت به سرمايه آنها بالاست آيا مكانيزمي براي حفظ سود سرمايه گذاران كوچك در بانكها عليرغم كاهش نرخ بهره وجود ندارد مثلا چه اشكالي دارد بانكها به جاي سود دهي 50 در صدي نسبت به سرمايه 30 درصد سود ببرند؟ البته فكر نمي كنم مكانيسم دستوري لازم باشد چون بانكها عملا براي جلوگيري از فرار سرمايه هاي خود مجبورند همينگونه عمل كنند شما اينطور فكر نميكني؟
4) با كاهش نرخ بهره بانكها سود سپرده گذاري ها ي كوتاه مدت را افزايش دادند، آيا اين به نفع سپرده گذاران نيست؟ من كه خودم بعنوان سپرده گذار كوچك از اين مطلب خيلي محظوظ شدم چون با وجود اينكه امكان دسترسي به پولم در مواقع اضطراري كاهش نيافته سود بيشتري ميگيرم
حامد: سلام
1) به لحاظ تئوریک هیچ رابطه علی از طرف نرخ بهره به تورم وجود ندارد (یا حداقل من هر چه گشته ام و از اقتصاددانان پرسیده ام هیچ چیزی ندیده ام). اتفاقا افزایش نرخ بهره یکی از مکانیسم های کنترل تورم است چون بالا بودن نرخ بهره باعث کاهش نگه داشت پول نقد شده و نقدینگی را کم می کند.
2) دلیل شناخته شده تورم افزایش نقدینگی است. تورم اساسا یک پدیده پولی است و ربطی به بحث تولید ملی ندارد. آن چیزی که بهش می گوییم کاهش ارزش پول ملی در واقع تزریق نقدینگی بیش از رشد اقتصادی به جامعه است.
3) در ایران کاهش نرخ بهره هیچ تاثیری روی تولید ندارد چون در نرخ بهره 20 درصد هم همه وام های بانک ها تا ریال آخر فروخته می شود. کاهش نرخ بهره فقط باعث می شود که شرکت های ضعیف و دارای سوء مدیریت به صف متقاضیان وام بپیوندند.
4) لطفا به استدلال فقدان آربیتراژ یک بار دیگر دقت کن. منطقا نرخ سود پس انداز نمی تواند از نرخ بهره وام بیشتر باشد چون مردم از همان بانک وام می گیرند و وام همان بانک را در حساب پس انداز سرمایه گذاری می کنند و سود مفت می برند. بنابراین نرخ بهره همیشه سقفی روی نرخ سود پس انداز اعمال می کند. حالا هر قدر هم که بانک ها بخواهند سود ببرند یا نبرند.
حق پرست - September 26, 2007 05:53 AM
بهاره :
سرمقاله جبل عاملی را خوندی؟ فکر کنم دو سه روز پیش بود.
جمع بندی اگر کنم با پس اندازهای ما که نمی شود زمین خرید و بانک هم که گذاشتنش فایده ندارد! خودمان من بالاخره نفهمیدم بانکهای ما حامی صنعت اند یا نه. شاید این وام گیرندگان خیلی خاص اند.
بهاره - September 26, 2007 09:49 AM
:
من اول بگم که این بحث اثباتی نیست ها ! من در کامنت قبلی گفتم که خیلی خوب زوایای این بحث رو نمیشناسم . و نیاز به درک متقابل شما داره ، شدید .
آقا حامد به نظرم مربوط باشه به ماجرای اقتصاد دان خونسرد ( تا جایی که یادمه تعریف شما این بود که اقتصاددان جماعت تعادل ها رو میپسنده ) . فقط لازمه اضافه بکنم که منظور من یکجور خونسردی از نوع پاسیو نیست . بلکه ممکنه شخص اقتصاد دان ( خوان ) خیلی هم دلش بخواد که کاری بکنه ولی معیاری در اختیار نداره به اون صورت . مثلا در این مورد بخصوص یکی از جوابها میتونه این باشه که همون افرادی که متشکل نیستند الآن ، اگر زیاد بهشون فشار بیاد متشکل هم میشوند و خودشون از حقوق خودشون اگر لازم ببینند دفاع خواهند کرد . ( اونوقت شاید بیایند پول بدهنمد به شما که بیایید از ما دفاع کنید ) نیازی به مداخله بیرونی نیست . در واقع مداخله بکنیم که چه اتفاقی بیفته ؟! ممکنه با مداخله فقط اون گروه رو ضعیف بار بیاریم . ضمنا اون گروه حق دارن و اجازه دارن اگر شرایط مورد علاقه اونها نیست شرایط رو تغییر بدهند .
منظورم اینه که کلی استدلال مختلف میشه آورد . باز اگر میگفتیم کمک بکنیم تا آهنگ رشد اقتصادی سریعتر بشه ( تازه با اما و اگر که منابع از بین نروند و ... ) شاید بشه پذیرفت که این به اقتصاد دان هم مربوط باشد . یا اگر نفع شخصی اقتصاد خوانده ها در این بود که دیگه واجب اندر واجب بود . حالا فکر میکنم منظورم دقیقا اینه که معیار مشخصی برای اقتصاد دان وجود نداره .
البته انسان دوستی و شخصیت انسانی شخص موضوعی جداست از دید من که ربطی به اقتصاد دان بودن نمیتونه داشته باشه . در واقع هر شخصی حق داره به گروه هایی کمک بکنه .
Anonymous - September 26, 2007 10:30 AM
پ :
دیگه مخفف هم اثر نداره !
:(
پ - September 26, 2007 10:32 AM
فهیمه :
با سلام و خسته نباشید
..
این قضیه بر می گرده به همون قضیه چانه زنی تو نظریه بازی ها...
اونهایی که قدرت چانه زنی بالایی دارند می تونند تمام امور از جمله نرخ بهره رو به دست بگیرند...
ببینید ما الان سالهاست که به دلیل این نرخ بهره دستوری، تسهیلات تکلیفی، و بقیه دخالت های بخش مالی در بخش پولی، به طور کلی اصل مهمی چون استقلال بانک مرکزی کاملا در ایران زیر سئوال رفته است...و این قضیه سالهاست که به نظام نظام پولی کشور زیان های جبران ناپذیری وارد کرده است که مسئولین نه تنها در پی جبران نیستند بلکه فقط درصدد توجیه کاری هستند که هیچ گاه از جهت نظریه های اقتصادی قابل توجیه نیست...
فهیمه - September 26, 2007 11:46 AM
:
سلام متاسفانه جمع کثیری از سپرده گذاران ما، که اکثرا مسن هستند، راهی جز سپرده گذاری در بانکها نمیدانند، در این شرایط که اقتصاددانان قدرت چانه زنی زیادی ندارند،با کمک به توسعه و عمومی سازی روشهای دیگر سرمایه گذاری مثل صندوق های مشا سرمایه گذاری و گسترش سایر سازمان ها و ابزارهای مالی، اقتصاددانان میتوانند راحت تر به هدفشان برسند
Anonymous - September 26, 2007 03:24 PM
:
سلام متاسفانه جمع کثیری از سپرده گذاران ما، که اکثرا مسن هستند، راهی جز سپرده گذاری در بانکها نمیدانند، در این شرایط که اقتصاددانان قدرت چانه زنی زیادی ندارند،با کمک به توسعه و عمومی سازی روشهای دیگر سرمایه گذاری مثل صندوق های مشا سرمایه گذاری و گسترش سایر سازمان ها و ابزارهای مالی، اقتصاددانان میتوانند راحت تر به هدفشان برسند
Anonymous - September 26, 2007 03:25 PM
:
سلام متاسفانه جمع کثیری از سپرده گذاران ما، که اکثرا مسن هستند، راهی جز سپرده گذاری در بانکها نمیدانند، در این شرایط که اقتصاددانان قدرت چانه زنی زیادی ندارند،با کمک به توسعه و عمومی سازی روشهای دیگر سرمایه گذاری مثل صندوق های مشا سرمایه گذاری و گسترش سایر سازمان ها و ابزارهای مالی، اقتصاددانان میتوانند راحت تر به هدفشان برسند
Anonymous - September 26, 2007 03:26 PM
beni :
سلام.میشه درمورد اینکه چرا قیمت بعضی از کالاها در بازار تغییر نمیکند توضیح بدید؟ من سال دوم دبیرستان هستم.رشته ی انسانی.این تخقیقو برای در س اقتصاد می خوام.
beni - September 27, 2007 04:55 PM