حقوق مصرف کننده
بنگاه ها به اندازه کافی وکیل و وصی و گروه فشار و لابیست دارند که به بهانه هایی مثل خودکفایی و تولید ملی و امنیت غذایی و اشتغال زایی متوسل شوند و رانت بجویند. نیروی کار هم الحمد الله روشن فکران و دانش جویان و اتحادیه ها و روزنامه نگاران سرخ را پشت سر خود دارد. این وسط مصرف کنندگان بی دفاع هستند که تشکل و ایدئولوژی انقلابی برای دفاع از خود ندارند و حقوقشان دائما توسط دو گروه قبلی (مثلا با محدود کردن واردات یا با افزایش دستمزد و در نتیجه قیمت تمام شده) زیر پا گذاشته می شود. اقتصاددانان معتقد به بازار آزاد در بسیاری اوقات مدافع حقوق مصرف کننده هستند و طبیعی است که این دفاع از حقوق مصرف کننده به قیمت کاهش منافع بنگاه ها و نیروی کار تمام شود و آن ها اقتصاددانان را دشمن خود تلقی کنند.

نظرات
پ :
سلام
حامد جان اگر خیلی کلی نگاه کنیم مصرف کننده و بنگاه ( نیروی کار و ... ) دو روی یک سکه هستنن . اگر فرض کنیم که این موضوع رو در نوشته در نظر گرفتید شاید بشه نتیجه گرفت که جماعت به پولی که به دست می آرن حساس تر هستن تا به پولی که خرج میکنن .
ضمنا من هنوز درک درستی از این طرفداری ندارم ! اگر ملت در یک روی سکه همه زورشان به هم بچربد دیگر نیازی نیست طرف گروه دیگری گرفته شود . ( این چیزی شبیه احتساب مضاعفه ) . البته شما هم نگفتی که اینطور نگاه میکنی یا نه ولی این جانبداری هیچ جور برام قابل دفاع نیست .
موفق باشی :)
حامد: سلام پ عزیز. من سر اون قضیه تعهد تو دارم فکر می کنم و این بحث هم در امتداد آن موضوع است. بزار در یک پست جدا بحث را کامل باز کنیم.
پ - September 29, 2007 05:32 AM
حق پرست :
يك سوال:
آيا مصرف كنندگان افرادي غير از نيروي كار، صاحبان بنگاهها و همان افراد سرخ هستند؟
حامد: بلی که می توانند باشند: بازنشستگان، دانشجویانی که از دولت حقوق می گیرند، بیکاران، کارمندان دولتی که حقوقشان تحت تاثیر اتحادیه های کارگری خصوصی قرار نمی گیرد، تولیدکنندگان و کشاورزان خرده پا که از منافع تشکل های صنعتی بهره مند نمی شوند و ...
ثانیا این جا بحث نقش است. هر کسی معمولا هر سه نقش را در جامعه دارد هم نیروی کار است، هم سهام دار شرکت ممکن است باشد و هم مصرف کننده ولی منافعش در نقش های مختف متقارن نیست.
حق پرست - September 29, 2007 06:14 AM
:
پسر گلم اگه یه کمی دقت کنی میتوانی ببینی که بخش عمده ای از نیروی کار یا به عبارتی همه آن ها مصرف کننده به حساب می آیند.
در واقع درآمد آن ها صرف کمک به ایتام نمی شود آن ها کار می کنند تا با درآمد آن به عنوان مصرف کننده عمل کنند.پس هر حمایتی از نیروی کار نهایتا به حمایت از مصرف کننده منتهی می شود.
در مورد اقتصاد آزاد و حمایت آن از مصرف کننده هم فکر میکنم اصلا کل موضوع را بد فهمیده ای.
فقط کافی است دوباره سری به اصول اولیه تئوری مصرف و تولید و بازارها بزنی تا متوجه شوی حقوق مصرف کننده آخرین چیزی است که به در علم اقتصاد و شکل متداول آن مورد بررسی قرار می گیرد
از طرف دیگر شما در یکی از پاسخ هایت با اتکا بر استثناها سعی در اثبات حرفت کرده ای.
حامد: پدر گلم ظاهرا کتاب هایی که خوانده ای خیلی قدیمی است. هر کتاب جدید اقتصاد را دست بگیری اول از مطلوبیت مصرف کننده حرف می زند.
هر حمایتی از نیروی کار لزوما منجر به حمایت از مصرف کننده نمی شود. حمایت از نیروی کار می تواند باعث کاهش کارایی دینامیک اقتصاد شده و وضع را نسبت به عدم حمایت بدتر کند.
Anonymous - September 29, 2007 10:40 AM
n!MA :
مصرف کننده خودش تولید کنندهی یه کالای دیگهست و نیروی کار و بنگاهها خودشون مصرف کنندهی تولیدات دیگران هستند... فکر کنم این به اون در میشه.
n!MA - September 29, 2007 11:19 AM
n!MA :
اوپسس... الان کامنتها رو خوندم!
n!MA - September 29, 2007 11:20 AM
:
نكتهاي جالب در اين ارتباط مدلهاي كسبوكار جديدي در فضاي وب به نام Agregatorها است كه علاوه بر تجميع تقاضاهاي خرده بعضاً استانداردهاي توليد را نيز بررسي ميكنند.
Anonymous - September 29, 2007 02:22 PM
حق پرست :
حامد عزيز
اين گروههايي كه نام بردي در يك كشور پيشرفته قاعدتا در اقليتند چرا براي حمايت از اقليت بايد اكثريت را فدا كرد؟ شايد مي خواهي حمايت از بنگاهها را برداري تا خيل بيكاران اضافه شود و آن اقليت تبديل به اكثريت شوند.
اين تئوري حتي اگر در كشورهاي صنعتي جواب بدهد در ايران نتيجه اي جز فقرو گرسنگي همگاني ( حتي براي همان اقليتي كه مي خواهي از آنها حمايت كني ) ببار نمي آورد.
امروزه حتي كشورهاي مدعي اقتصاد آزاد مانند امريكا هم تلاش ميكنند تا تراز تجاري خود با ديگران را مثبت كنند و اكنون چين آنها را به وحشت انداخته است و تلاش ميكنند تا با فشار سياسي چين را وادار كنند سوبسيدهاي صادراتي خود را كم كند ( كه البته در اين مورد تا حدودي موفق شدند )و ارزش پول ملي خود را افزايش دهد تا صادرات آن كاهش يابد.
حامد: محمدرضای عزیز چه کسی گفته حمایت از بنگاه های ضعیف که به زور سوبسید و ممنوعیت واردات سرپا هستند به نفع اکثریت است؟
حق پرست - September 29, 2007 02:22 PM
م.ر :
رانتي كه مصرف كنندگان استفاده مي كنند همان دست نامرئي آدام اسميت مي باشد.آنچه اتحاديه ها يا انجمن هاي كارگري و يا لابي هاي بنگا ه هاي توليدي انجام مي دهند در شرايط عدم تعادل اتفاق مي افتد و در صورتي كه اقتصاد بازار تمايل به رسيدن به تعادل دارد. پس نتيجه اينكه نه تنها در حق مصرف كننده در اين رابطه اجحاف نمي شود بلكه بدون هيچگونه تلاش و زحمتي حقوق خود را دريافت مي كنند. البته اگر در شرايط اقتصاد بازار باشيم.
م.ر - September 29, 2007 03:12 PM
پ :
مرسی حامد عزیز .
به نظر در این پست چیزی هست که من از اون بی خبرم ... شاید در پایه ها و چارچوب مسیله . مثل اینکه فضا کوتاه مدته یا بلند مدت و از این قبیل موضوعات . ای کاش توضیح میدادی در این مورد اگر چیزی هست .
در مورد تعهد هم منتظرم
:)
پ - September 29, 2007 05:40 PM
:
از حرف هایی که می زنی برات احساس خطر می کنم. نه خطر خارجی، بلکه احساس می کنم وقتی این بحث ها رو می کنی، با آدم هایی که تو تاکسی می شینند و تو هجوشون می کنی فرقت کمتر شده.
حامد: ممنونم از نگرانی ات ولی حداقل در مورد این مطلب وجهی ندارد چون من دقیقا می دانم چه می گویم.
Anonymous - September 29, 2007 07:14 PM
زهرا :
فکر کنم مساله اینه که در واقع توی جامعه همه مصرف کنندن اما بر عکس اون چیزی که اقای حق پرست گفتن همه بنگاه یا نیروی کار نیستن.اگرم باشن در اصل ماجرا فرقی ایجاد نمی کنه. مصرف کننده ها از هم متمایز نیستن.در حالی که در مورد بحثای سندیکایی مثلا منفعت کارگرای یقه ابی مطرحه و یا در مورد رانتایی که به تولید کننده ها میرسه یه تعدادی از بنگاها ازش برخوردار میشن.افراد به عنوان مصرف کننده نمیتونن به گروه های مختلف تقسیم بشن که هر گروه سعی کنه شرایط رو به نفع خودش تغییر بده .احاد جامعه مصرف کنندن اما نمیتونن لابی کنند و رانت بدست بیارن .یعنی اگه حقوق مصرف کننده رعایت بشه به نفع همس و منفعتش به یه گروه خاص نمیرسه.منفعت افراد در جایگاه مصرف کننده تعارضی با هم نداره.همه از قیمتای حداقل و از کیفیت بالا سود میبرند...ضمنا فکر کنم از این جهت برای طبقه ی کم درامد مفیده که افراد این طبقه اگر پولی رو خرج کالایی کنن و اون کالا کیفیت خوبی نداشته باشه یا باید از خیرش بگذرن یا اگه مجبور شن دوباره خرید کنن فشار زیادی رو متحمل میشن.
ضمنا ادم به عنوان مصرف کننده حقی نداشته باشه انگار حرمتش حفظ نمیشه.یه نصف روز میگردی که چکمه ی با قیمت منصفانه و با کیفیت بخری .روزای اول راضی یی.گرم و نرمه.اما اولین بارون که میاد تحمل خیسی جورابات تا شب که سر کاری از یه طرف باز شدن چسبای کفش از طرف دیگه.حس میکنی یه نفری کلا سرت گذاشته الانم داره مسخرت میکنه.
زهرا - September 29, 2007 09:03 PM
رضا :
آقا حامد به نظرم امنیت قضایی منظورتون بوده ! اما نوشتین امنیت غذایی !! اینها همه به خاطر تند تند نوشتن ها ... !! D:
حامد: نه رضا جان همان امنیت غذایی درست است.
رضا - September 29, 2007 11:17 PM
:
حامد خان، یه سوالی داشتم ازتون، اگه ممکنه راهنمایی کنید یا اینکه منبعی رو بهم معرفی کنید:
میدونین که ارزش همه ارزهای اروپایی و حتی دلار کانادا در حال بالا رفتن در برابر دلار آمریکا و ریال ایران هستش.
سه سؤال داشتم:
- دلیل این کاهش ارزش دلار آمریکا در برابر ارزهای دیگه چی هستش؟
- جرا ریال ایران به دلار آمریکا وابسته هستش و نه ارز دیگه ای؟
- و اینکه اصولا بالا رفتن یا پایین اومدن ارزش پول ملی کشوری در برابر ارزهای دیگه چه عواقبی داره و آیا اینکه خوب هست یا بد؟ اگه لطفا برای ایران هم این رو به صورت موردی توضیح بدین ممنون میشم.
Anonymous - September 30, 2007 01:05 AM
روزبه :
حامد
با عرض معذرت من خیلی از این پستت سر در نمیآرم. منظورت از حق و حقوق چیه؟
اقتصاددانان مدافع حقوق کسی نیستند. شاید مدافع کارآیی باشند. تا زمانی که اندازه کیک بزرگترین اندازه ممکن باشه اهمیتی نداره که چهجوری تقسیم بشه. یعنی علم اقتصاد چیزی برای گفتن در رابطه با اینکه چه جوری تقسیم بشه نداره.
بذار روشنتر بگم. برداشت من از این جمله که «اقتصاددانان مدافع حقوق گروه ایکس هستند» اینه که اقتصاددانان در ارزیابی رفاه عمومی وزن بیشتری (یا اصلا وزن ۱۰۰درصد) رو به گروه ایکس اختصاص میدهند. اگر برداشت من درست باشه این از اساس غلطه. تئوری اقتصاد چیزی برای گفتن درباره welfare criteria نداره. اونچه اهمیت داره و تئوری اقتصاد میتونه درباره اون اظهار نظر کنه کارآییه. حالا منابع هر صورتی توزیع شده باشه. تا زمانی که توزیع منابع بهینه باشه (از منظر پرتو بهینگی) از دید تئوری اقتصاد چیزی اضافه برای گفتن وجود نداره.
نقد اقتصاددانها به انحصارات و یا اتحادیهها به خاطر اینه که تحت شرایطی توزیع منابع رو از بهینگی دور میکنند.
لزوما هرجا رانت وجود داشت دلیل بر ناکارآیی نیست. مثال: First Price Auction که فروشنده در واقع همه مازاد رو مال خود میکنه
لزوما هرجا اتحادیه بود دلیل ناکارايی نیست. اتحادیه چیزی نیست جز گروهی که برای منافعشون چونه میزنند. حاصل این فرآیند چانهزنی (به لحاظ تئوری)
در core قرار میگیره. بنابراین بهینهست. تئوری اقتصاد چیزی بیشتر برای ارایه نداره.
حامد: سلام روزبه. منظور من راجع به تقسیم منافع نیست بلکه راجع به اندازه کیک است. اگر اثر لابی بنگاه ها و نیروی کار را روی کارآیی ببینیم این در درازمدت می تواند (تاکید که می تواند) روی کارآیی اثر جدی داشته باشد و بدتر شدن وضع مصرف کننده از نظر من از این زاویه است.
روزبه - September 30, 2007 03:14 AM
حق پرست :
به حامد
اهداي سوبسيد به نظر مي رسد به زيان اقتصاد چين نبوده است منتها بايد ديد اين سوبسيد چگونه تقسيم شده است كه آنجا منفعت داشته و اينجا ضرر.
در ضمن من فكر ميكنم رفع مشكلي كه اشاره كرده اي اين نيست كه واردات را آزاد كنيم و يا از حقوق نيروي كار كه اكثريت آنها در زير خط فقر هستند و حقوق آنها با حقوق كارگران كمتر كشوري قابل مقايسه است و قدرت انتخاب كالاي مناسب را در همين بازار هم ندارند بگذريم بلكه راه حل صحيح مساله اين است كه موانع توليد صنعتي در ايران برداشته شود
به زهرا خانم:
انتخاب و حق انتخاب خيلي چيز خوبي است ولي بشرطي كه اين حق انتخاب ما را از حق انتخابهاي بعدي محروم نكند پيشنهاد حامد چيزي جز محروم كردن اكثريت جامعه يعني صاحبان بنگاهها و نيروي كار از حق انتخاب بعدي نيست. ممكن است يكي دو سال با اين رويه و با پول باد آورده نفت كالاهاي خوبي بخريم ولي پس از آن پولي وجود نخواهد داشت كه كالايي خريداري شود مگر اينكه تمامي مردم كارمند دولت شوند ما در كدام صنعت قدرت رقابت با كالاهاي خارجي داريم كه كارخانجات ما پس از دو سال آزادي واردات بتوانند زنده بمانند. اين خيل عظيم بيكاران چگونه مي خواهند از قدرت انتخاب برخوردار باشند؟
حامد: محمدرضا من هیچ چیزی راجع به آزادسازی واردات و الخ نگفتم. بحث من چانه زنی دو گروه متشکل برای منافع خود و ضعیف بودن یک طرف در این چانه زنی است که حالا در موردش بیشتر می نویسم.
در ضمن جوابی که به زهرا داده ای جالب است. صاحب بنگاه و نیروی کار چون می خواهد که سال بعد از انتخاب خودش محروم نباشد مصرف کننده را امسال از انتخاب خودش محروم می کند.
حق پرست - September 30, 2007 05:23 AM
حق پرست :
حامد عزيز
بهتر است مطلبت را يك بار ديگر بخواني كاهش واردات يكي از ايرادات توست بر قدرت چانه زني صاحبان بنگاهها.
فكر ميكنم اختلاف ديدگاه من و تو ناشي از اختلاف ديد يك آكادميسين است با يك نفر كه مستقيم درگير زندگي است با تمام فراز و نشيبها و سختيهايش. شايد اگر تو هم مانند من مدير شركتي بودي كه معيشت حدود هزار خانوار بطور مستقيم از آن تامين مي شود و با چنگ و دندان و فشارهاي فراوان تمام تلاشت را ميكردي كه اين سازمان بقا بيابد تا همين حداقل حق انتخاب براي كارگران آن از بين نرود مانند من فكر ميكردي. بيرون گود نشستن و از روي كتابها نظريات اقتصادي دادن كار راحتي است ولي وقتي لمس كردي كه نظريه تو چگونه مي تواند هزاران انسان را بيچاره كند آنوقت احتياط بيشتري ميكردي.
حق پرست - October 1, 2007 07:31 AM
حق پرست :
در مورد جوابي هم كه به زهرا داده ام صحبت حق انتخاب مصرف كننده يا صاحب بنگاه نيست حق انتخاب تمامي كساني است كه در اين سرزمين كار ميكنند چه بعنوان صاحب بنگاه و چه بعنوان نيروي كار و چه دانشجو و كارمند. آيا اگر بنگاهها تعطيل شوند براي كسي حق انتخاب باقي ميماند؟ حتي براي آن دانشجويي كه ممكن است پدرش بيكار شده باشد و يا براي آن كارمند دولتي كه معلوم نيست به چه كسي مي خواهد خدمات ارائه دهد.
حامد: محمدرضای عزیز فرق من و تو داخل و بیرون گود نیست. من از روی کتاب ها هم نظر نمی دهم چون سال ها است که دارم وقایع اقتصادی و سیاست گذاری را در این کشور از نزدیک دنبال می کنم و بر روی آن کار می کنم. فرق من و تو این است که شما فقط بنگاه خودت را می بینی و من کارایی کلان کل اقتصاد را. بلی اگر محافظت از بنگاه ها کم بشود ممکن است منافع بنگاه شما کم تر شود ولی کارآیی درازمدت اقتصاد بیشتر می شود و همه از آن نفع می برند. در مورد این در چند مطلب مفصلا توضیح خواهم داد.
حق پرست - October 1, 2007 10:13 AM
:
حامد جان سلام
پس از مدتها در زمینه اقتصاد به یک وبلاگ غنی و قابل اعتنا برخوردم. امیدوارم کارت را ادامه بدهی. من فعلا قصد نقد نظرات و مطالب شما را ندارم. چون متاسفانه مدتهاست از یک مطالعه پیوسته و خوب و به روز محروم مانده ام.
اما خواهشی داشتم: به نظرم آمد گاهی با نظراتی که برایت نوشته می شود و حاوی نقدهای غیر علمی است و مثلا در آن نوشته می شود که برو فلان کتاب را بخوان یا معلوماتت کم است ... به همان شیوه عمل می کنی ... گرچه دخالت دادن احساسات در نظر گذاری آن را انسانی تر می کند ولی وجهه علمی ان را می کاهد ... شاید بهترین راه حفظ شان پاسخگویی علمی بدون توجه به الفاظ غیرعلمی است که منتقدانت بکار می گیرند ... برایت آرزوی بهترین ها را دارم
Anonymous - October 2, 2007 06:26 PM
kyphrvz rpuvt :
ovgyciub bwnrycxtd mntf fucdype bhytiw meyab lhjrvzgps
kyphrvz rpuvt - February 22, 2008 02:21 AM
chase credit cards :
Cool site. Thanks!!
chase credit cards - March 1, 2008 04:33 PM
citi credit cards :
Good site. Thank you:-)
citi credit cards - March 1, 2008 04:42 PM
compare credit cards :
Cool site. Thank you!
compare credit cards - March 1, 2008 04:43 PM
credit cards for poor credit :
Useful site. Thanks!!!
credit cards for poor credit - March 1, 2008 05:28 PM
credit help :
Good site. Thank you.
credit help - March 1, 2008 06:17 PM
credit help :
Good site. Thank you.
credit help - March 1, 2008 06:17 PM
capital one credit cards :
Nice site. Thanks!
capital one credit cards - March 1, 2008 07:20 PM
credit card :
Nice site. Thanks!!
credit card - March 1, 2008 07:32 PM
credit rating :
Cool site. Thank you!!!
credit rating - March 1, 2008 07:33 PM
credit cards bad credit :
Good site. Thanks.
credit cards bad credit - March 1, 2008 08:03 PM
credit card :
Good site. Thank you!
credit card - March 1, 2008 08:12 PM
credit cards for people with bad credit :
Good site. Thanks.
credit cards for people with bad credit - March 1, 2008 08:50 PM
credit cards for people with bad credit :
Good site. Thanks.
credit cards for people with bad credit - March 1, 2008 08:51 PM
credit cards :
Useful site. Thanks!!!
credit cards - March 1, 2008 09:40 PM