« نقدی بر اقتصاد سیاسی تورم | صفحه اول | چرا باید به ادعاهای صنعت گران با احتیاط نگاه کرد؟ »

13 مهر 86

تورم

بگذارید من هم نظرم را راجع به نوشته اسماعیل بگویم. هر چند بخش مهمی از چیزهایی که می خواستم بگویم قبلا توسط دوستان در نظرهای مطلب بیان شده است. از مقدمه مطلب اسماعیل می گذریم که ربطی به یک بحث علمی ندارد. به نظرم در محتوا آن نقد از دو حیث می تواند به نوشته من غیرمرتبط باشد. اول این که قصد من در یک ستون کوتاه سرمقاله بیان ریشه های تورم نبود و تمرکز روی مکانیسم های اقتصادسیاسی تورم بود. اگر قرار بود روی علل تورم یک صفحه مطلب بنویسم حتما خیلی جزییات را می آوردم که در آن مطلب نیازی به آن نبود. ثانیا کل نوشته اسماعیل از یک حیث روی یک سوء تفاهم استوار شده است و آن این که تصور کرده عبارت "سنتی" در جمله من که ریشه نقدینگی تورم را بر دیدگاه های سنتی غالب دیده بودم به علم اقتصاد بازمی گردد. از روح مقاله آشکار است (و اگر نیست تقصیر من است) که بحث من راجع به ایران است. من سال ها است که اخبار مربوط به سیاست های اقتصادی در ایران را با دقت دنبال می کنم و کم تر اظهار نظری از سوی مسوولین و کارشناسان و روزنامه ها را نخوانده رد می کنم. متاسفانه فرصت کار تحلیل محتوایی ندارم ولی کاش یکی این کار را می کرد و "گفتمان" تورم در ایران را در 15 سال گذشته تحلیل می کرد تا ببیند تصور بسیاری از مسوولین و حتی اساتید اقتصاد از ریشه های تورم چه بود و الان چه طور تغییر کرده است تا ببینیم تصور سنتی از ریشه های تورم در ایران چیست.

حالا در مورد محتوای مقاله:

1) گفته شده که تورم فقط ناشی از نقدینگی نیست و فشار هزینه تولید هم موثر است. کاملا صحیح. کافی است کسی ویکی پدیا را باز کند تا ببیند که همانند هر کتاب مقدماتی در این زمینه فشار هزینه ها و کشش تقاضا را به عنوان دو ریشه تورم ذکر کرده است. سوال این است که اهمیت فشار هزینه ها در مقابل کشش تقاضا چه قدر است؟ تنها مثالی که من برای تورم ناشی از فشار هزینه می شناسم همان مثال تکراری دهه هفتاد و افزایش قیمت نفت است و بعد از آن مورد جدی دیگری نخوانده ام. آیا اسماعیل معتقد است که تورم ایران با این فاکتور قابل توضیح است؟ به علت فشار هزیه از طرف کدام عامل تولید؟ چند درصد از تورم 15-20 درصدی؟

2) اسماعیل در بند ج-1 نوشته اش ادعای بزرگی می کند. می گوید "رابطه‌ي پول و تورم يك رابطه‌ي عليت نيست بلكه همبستگي است. به عبارت ديگر درست است كه هر جا پول زياد باشد تورم نيز هست ولي اين پول تنها عامل تورم نيست. پس اين حرف فاقد منطق است و بايد دنبال عليت بود."

می گوید رابطه پول و تورم علیت نیست بلکه همبستگی است. این ادعا (یا فرض) به لحاظ اقتصادی یک حرف بسیار روشن و قابل مطالعه ای است. منتها درست در جمله بعدی حرف خودش را نقض می کند و می گوید پول تنها "عامل" تورم نیست. بلاخره پول "عامل" (یا همان علت) تورم هست یا نه؟ بلی قطعا غیر از نقدینگی عوامل دیگری هم در تورم تاثیر دارند (و البته این چیزی از رابطه علی بین نقدینگی و تورم نمی کاهد) ولی مهم این است که سهم آن ها چه قدر است.

اگر بگوییم رابطه پول و تورم علی نیست و همبستگی است یعنی این که می گوییم که این حجم پول نیست که تورم را تعیین می کند بلکه هر دو آن ها توسط عامل دیگری رانده می شوند. اگر این طور باشد تمام ادبیات سیاست گذاری تورم مثل هدف گذاری تورم و بحث های مهم اقتصاد سیاسی راجع به اعتبار سیاست گذار اساسا بی ربط است چون یکی از مهم ترین اهرم در دست سیاست گذار برای نیل به این هدف ها تغییر عرضه پول جدید است و این فقط وقتی کار می کند که رابطه علی باشد. ضمنا اگر رابطه علی نباشد برای ما فاینانس کارها هم خبر بدی است چون کلی از کارها راجع به ساختار زمانی نرخ بهره و انتخاب پورت فولیو تحت تاثیر سیاست های بانک مرکزی برای تورم قرار می گیرد و این طوری رشته هایمان کلا پنبه می شود.

برای این که اطمینان بیش تری کسب کنم سعی کردم با کتاب هایی که دم دستم بود هم مشورت کنم. از جمله به رومر و هایدرا و میشکین و چمپ مراجعه کردم. به قول خارجی ها No Chance! هر کتابی را نگاه کردم وقتی راجع به تورم صحبت می کند صاف می رود سراغ نقدینگی و معمولا از بقیه عوامل حتی اسم هم نمی برد.

2) من گفته بودم فرض تورم ناشی از "بی انصافی تولیدکنندگان" تحلیل سنتی از تورم بوده است. اسماعیل به گونه ای حرف می زند که انگار در ایران نیست و صحبت های پیرامون تورم در ایران را نشنیده است. من نگفتم اقتصاددانان جدی دنیا می گویند (می گفتند) که بی انصافی تولیدکنندگان عامل تورم است بلکه منظورم کسانی مثل دکتر ا.ر و برخی نمایندگان مجلس است که مثلا وقتی بحث از تورم مسکن می شوند می گویند که "صاحب خانه های بی انصاف با افزایش قیمت مسکن باعث تورم در این بخش شده اند". حالا این وسط اسماعیل به توضیحی (به نظر من بی دقت) سعی کرده به ما یاد بدهد که تولیدکنندگان عقلانی رفتار می کنند و این اسمش بی انصافی نیست. من راستش موضع اسماعیل را نمی فهمم. آیا او هم با من هم عقیده است که به اصطلاح "بی انصافی تولیدکننده" ریشه تورم نیست و مساله به جای دیگری بر می گردد یا نه؟ اگر این طور است پس چرا موضع مخالف دارد. ما که هر دو داریم یک حرف می زنیم.

البته جمله ای که اسماعیل به کار برده کمی نادقیق است و این نادقیقی ممکن است بعدا منجر به تحلیل های نادرست راجع به تورم شود. می گوید "معمولاً توليدكنندگان با توجه به عقلانيتي كه دارند در شرايط افزايش هزينه‌ها سعي مي‌كنند فشار افزايش هزينه‌ي توليد را به قيمت محصولاتشان منتقل كنند تا منجر به كاهش سود آن‌ها نشود".

مدل سازی اقتصادی این طور نیست. در مدل های مربوط به تعادل بازار پول و تورم ما دو عامل داریم یکی مصرف کننده و یکی تولیدکننده. وقتی عرضه پول زیاد می شود مصرف کننده در دوره فعلی با مقدار بیشتری پول مواجه شده و لذا جواب مصرف بهینه برای او در دوره فعلی افزایش می یابد. طرف تولیدکننده هم با دو تغییر بالقوه مهم رو به رو است. یا تابع تقاضا جا به جا شده و یا بردار هزینه های تولید تغییر کرده است. در هر صورت عرضه کننده یک مساله بهینه سازی با مقادیر جدید را حل کرده و مقدار (یا قیمت) بهینه را از این مساله بهینه سازی به دست می آورد. فرق این نگاه این است که تولیدکننده قدرت مطلق ندارد که بخواهد "فشار هزینه را به مصرف کننده منتقل کند" بلکه همواره در حال محاسبه یک قیمت بهینه است و چون در کوتاه مدت هم منحنی عرضه افقی نیست (بازار رقابت کامل نیست) آن دو تغییر روی قیمت تاثیر می گذارند.

3) من متخصص بحث انتظارات نیستم ولی تا جایی که می فهمم بحث انتظارات (خصوصا عقلانی) در ادبیات اقتصادی بیش از آن که راجع به ریشه های تورم بحث کند راجع به تاثیرات سیاست های پولی حرف می زند و مثلا قضیه بی اثر بودن سیاست (PIP) از همین مدل بیرون می آید. البته مقاله هایی دیده ام که مثلا مقادیر قبلی تورم را هم در مدل کردن تورم آتی منظور کرده و تفسیر انتظاری از آن دارند ولی در کتاب های تخصصی این حوزه کم تر مقاله ای دیده ام که تورم در یک کشور را با این روش مدل کرده و توضیح داده باشد. اگر اسماعیل چنین مقاله ای می شناسد قطعا من خوش حال خواهم شد که آن را بخوانم و نظرم تغییر کند.

4) اسماعیل سوال خوبی راجع به این که چرا رابطه نقدینگی و تورم در ایران قطع شده است پرسیده است. نکته اش هم این است که چرا از سال 80 به بعد ما سطح نقدینگی را در حد قبلی داریم ولی تورم کم تر شده است و به وضوح در نمودار نقدینگی تورم یک شکاف نسبتا ثابت مشاهده می شود. این سوال من هم هست و در یک مصاحبه با یکی از اقتصاددانان برجسته کشور همین را مطرح کردم و روی آن بحث شد (خدا می داند این مصاحبه کی چاپ می شود). تا جایی که من می فهمم بخشی از این موضوع به بحث تاثیر لنگر ارزی در اقتصاد برمی گردد که من قبلا راجع بهش نوشته ام. از سال 80 به بعد نرخ ظاهری ارز در ایران ثابت است و به نظر می رسد که دولت با روش نسبتا پرهزینه ای بخشی از اثرات تورمی نقدینگی را خنثی کرده است. باز اگر اسماعیل توضیح تحلیلی دیگری به ذهنش می رسد من خیلی خوش حال می شوم که بشونم و استفاده کنم.

حرف آخر: اسماعیل گرایش تخصصی اش در دوره دکترا پول بوده است. من انتظار دارم که کسی که مبحث را در سطح دکترا خوانده است وقتی می خواهد راجع به رد فرض نقدینگی و برجسته کردن سایر ریشه های تورم صحبت کند در حد ویکی پدیا صحبت نکند بلکه به چند مقاله معتبر ارجاع بدهد. ضمن این که اسماعیل حرف خوبی می زند که می گوید راجع به ریشه های تورم نباید قطعی قضاوت کرد و ممکن است عوامل جدیدی در آن دخیل شده باشد. قطعا من و دوستان دیگر بسیار خوش حال خواهیم شد که یک نفر همت کند و یک مقاله قابل اعتنا که بر مبنای یک مدل نظری قوی و تست های تجربی قابل اعتماد بنویسد تا درک ما هم از موضوع عمیق تر شود. مشکل این جا است که مثل بسیاری حوزه های دیگر در زمینه تورم هم وقتی صحبت از ریشه هایی غیر از عوامل برشمرده شده توسط ادبیات اقتصاد جریان اصلی می شود مقاله قابل اعتنا کم تر به چشم می خورد و موضوع در سطح حرف های کلی باقی می ماند.



   نظرات

مهدی ایجی :

حامد جان
حالا بحثت محترم و به کنار اما شما اگر به این دوستمان احمد دسترسی داری، لطفا بهش یادآوری کن که این کارطبیبیان در مورد نقدینگی و تورم که 12 سال قبل انجام شده و ازش یاد میکنه و بواسطه آن (با دهان روزه) همه ما را امر به معروف میکنه، دقیقا سال 74 است . یعنی همان سالی که تورم بی سابقه 49.9 درصدی را در دوران برنامه دوم (که خود طبیبیان آن را تهیه کرده بود) شاهدیم . اگر مدل های طبیبیان و سوری از غنا ی کافی برخوردار بود در آن زمان اینگونه گاف نمیکردند .

 

omid mirshahi :

salam, bebakhshid . man yek doost dashtam ba hamin esm va famil v ba hamin sen o sal dar mashhad, kooche bagh anbar, mikhstam bedoonam shomaiid ya na????
lotfan javab mano bedin

 

مهدی شریعتمداری :

با سلام
مطالب خوبی در وبلاگت قرار دادید امیدوارم همیشه موفق باشید.
از وبلاگم دیدن کنید و در صورت تمایل وبلاگم را به لیست دوستان خود اضافه نمائید.
منظر قدمهای سبزتان هستم

 

مهدی شریعتمداری :

با سلام
مطالب خوبی در وبلاگت قرار دادید امیدوارم همیشه موفق باشید.
از وبلاگم دیدن کنید و در صورت تمایل وبلاگم را به لیست دوستان خود اضافه نمائید.
منظر قدمهای سبزتان هستم

 

مهدی شریعتمداری :

با سلام
مطالب خوبی را گردآوری کردید. لطفا از وبلاگم دیدن کنید و در صورت تمایل وبلاگم را به لیست دوستان خود اضافه کنید.
منتظر قدمهای سبزتان هستم.
موفق باشید مهدی شریعتمداری

 

:

با سلام
مطالب خوبی در وبلاگت قرار دادید امیدوارم همیشه موفق باشید.
از وبلاگم دیدن کنید و در صورت تمایل وبلاگم را به لیست دوستان خود اضافه نمائید.
منظر قدمهای سبزتان هستم

 

BNN :

A Minor point: Bruce Champ is still alive and active at the Cleveland Fed. Scott Freeman (the other author) has passed away!

Hamed: Thanks Borgan, I corrected it. Yesterday I met a close friend of late Freeman and remembered your comment.

 

حامد :

حامد جان سلام
من در مورد حرف‌هاي تو چيزي ندارم كه بگم واسه اينكه از اساس به نظرم ژورناليستيه و ...
ولي اينجا اومدي در مورد اقتصاد كلان ادعا كردي پس لازمه كه تذكر بهت بدم!
راستش فكر كنم تو اگر تمام اون كتابايي رو كه كفتي خوندي، رومر رو حتما نخوندي يا فقط مرور كردي. چون ديدگاه رومر در مورد تورم، و رفتار مصرف كننده و مواردي از اين دست براساس تئوري رندوم والك هستش و يك بخش مهم از اين كتاب كه معمولا بهش پرداخته مي‌شه توضيح و تشريح همين بحث راه رفتن تصادفيه كه بي تاثير از مسائل رواني نيستش.
پس ما رو به خير رو تو رو به سلامت. فعلا به اقتصاد خرد و تئوري بازي‌ها بپرداز تا بعد!

حامد: حامد جان سلام

راستش نمی دونستم کلیدداری ورود به عرصه اقتصاد کلان را دادن به شما و دوستانتان. چشم دفعه بعد اجازه می گیرم و وارد می شوم خصوصا وقتی از مسایل خرد فارغ شدم.

جانم برات بگه فکر کنم ظاهرا تو رومر را نخوندی (یا این که داریم راجع به تو نسخه مختلف رومر صحبت می کنیم. چیزی که من خانه دارم چاپ 96 است). اگر فصل تورم رومر را بخوانی صاف از بحث نقدینگی شروع می کنه و کاملا واضحه که برای نقدینگی نقش علی قائله. می خوای شماره صفحه اش را هم برات بزارم که دفعه بعد بخونیش؟

وقتی گفتی رویکرد رندوم واک به تورم گفتم رویکرد جدیدی اومده که من خبر نداشتم و با خوشحالی رفتم که چیزی راجع بهش یاد بگیرم. ولی متاسفانه هر چی گشتم در بین پیپرها چیزی راجع به این موضوع پیدا نکردم. نمی دانم شاید جزو تحقیقات بیشماری که در ایران انجام می شه این مفهوم هم اون جا توسعه پیدا کرده. خلاصه اگر جایی چیزی چاپ کردی به ما هم خبر بده.

ما قبلا هم کاری به هم نداشتیم که خیر و سلامتی داشته باشیم. گاهی چاق سلامتی دوستانه داشتیم. مگر این که شما تجسم کامل علم اقتصاد باشید.

 

مریم :

درود بر شما !من در این مباحث خیلی خرد پا هستم و امید وارم شما مرا در این راه هدایت گر باشید . تا اونجایی که من از استادام شنیدم بیشتر با نظر شما موافقند و این رشد نقدینگیه که باعث تورم و بیماری هلندی می شه. با تشکر

 

Half a Lime :

http://halfalime.blogspot.com/

 

اسماعیل صفرزاده :

برای حامد
بسیار خوشحالم که این بحث جدی شده و جنابعالی هم با جدیت و با منطق گفتگوی علمی این بحث را دنبال کرده و به ابهامات جواب دادی.این ادبیات خیلی با سایر دوستات فرق می کنه و میشه بحث کرد. فعلاً به چند نکته اشاره می کنم و بقیه را به یک پست در کلک سینا محول می کنم.
اولاً با بحث اقتصاد سیاسی که مطرح کرده بودی من اصلاً مشکل ندارم و به کلی هم قابل قبول بود و اگه بهش نپرداختم دلیل بر رد یا مخالفت با آن نبود.
ثانیاً من وقتی می گم رابطه ی علی بین پول و تورم برقرار نیست به این معنی نیست که اصلاً هیچ اثری روی تورم ندارد. کل بحث این بود که نباید این یک عامل را اینقدر پررنگش کنیم که از بقیه غافل بمونیم.
ثالثاً اگه می خوایم این جور بحث ها خوب پیش بره باید منطق گفتمان علمی را رعایت کنیم. حالا یکی 12 سال پیش یک کاری کرده نمی توان الان هم بهش استناد کرد. شرایط اقتصاد جامعه هر سال به شدت داره تغییر می کنه. از کجا معلومه که آن مدل الان هم جواب بده؟

حامد: اسماعیل عزیز منتظر دور بعدی گفت و گو هستم. این گفت و گو برای من کاملا پربار بوده است. فقط دو نکته

1) من هنوز نمی دانم منظور تو از کلمه "علی" چیست. لطفا این را روشن کن. وقتی می گویم الف و ب رابطه علی دارند معنی اش این نیست که ب تحت تاثیر هیچ متغیر دیگری قرار نمی گیرد بلکه فقط معنی اش این است که تغییرات الف می تواند تغییرات ب در دوره بعدی را پیش بینی کند.
لذا برای من روشن نیست که چرا از یک طرف می گویی که نقدینگی "تنها" عامل تورم نیست (پس یک عامل هست) و از طرف دیگر دوباره می گویی که رابطه علی نیست.

2) در این که رابطه متغییرها ممکن است تغییر کند شکی نیست. من نه آن مقاله را خوانده ام و نه نظری راجع بهش دارم ولی به نظرم راه رد کردن این فرضیه این است که یک فرضیه متفاوت با ساختار تئوریک قوی (و منطبق با شهود اقتصادی) پیشنهاد شده و نتایج تجریی آن برای نقد اعلام شود. این طوری است که می شود گفت کار قبلی اعتبار ندارد.

 

ازاده :

سلام. حامد جان مطالب خوب و کاملی می نویسی. اما اینقدر طولانی که وقتی می خونم اولش یادم می رود.یه سر به وبلاگ من بزن. در مورد تفاوت ربا و سود نوشتم ممنون می شوم نظر بدهید.

 

روزبه :

اسماعیل
اتفاقا منطق گفتمان علمی حکم میکنه که از اینگونه اظهار نظرها نکنیم
«حالا یکی 12 سال پیش یک کاری کرده نمی توان الان هم بهش استناد کرد. شرایط اقتصاد جامعه هر سال به شدت داره تغییر می کنه»
عزیز من! آقای دکتر!
تنها راه رد کردن نتایج اون تحقیق اینه که عین همون کاری که انجام شده رو برای داده‌های به روز شده تکرار کنید. اگر نتایج اون مقاله تایید نشد. اونوقت باید بشینیم ببنیم علت چی بوده. یا اشتباهی اونجا بوده. یا اشتباهی در کار ما هست. یا اینکه چیزی در طول این ۱۲ سال تغییر کرده. اون وقت می تونیم بشینیم بررسی کنیم ببینیم این چیزی که تغییر کرده چیست.
همینطوری شکمی که نمیشه گفت : آقا اون تحقیق قدیمیه؟ بابا شما ماشالله «دکتری» اقتصاد داری!!!
یکی از با ثبات ترین و قوی‌ترین یافته‌های علم اقتصاد رابطه تورم و نقدینگی‌ست. همه جا هم تایید شده. هیچ تئوری دیگری به عنوان جایگزین وجود نداره که تا این حد پایدار بوده باشه و از آزمونها مختلف در زمانهای مختلف رد بشه.
شما ادعا کردی که این رابطه در ایران برقرار نیست. به شما مرجعی داده شده که یک مطالعه اماری که ۱۲ سال پیش انجام شده این فرضیه رو رد نمی‌کنه.
از شمایی که داری اون تحقیق رو رد می کنی این انتظار هست که قبل از این اظهار نظر یکبار این کار رو انجام بدی و مستند به ما بگی که آقا من عینش رو انجام دادم و این رابطه برقرار نیست.

 

Half a Lime :

http://halfalime.blogspot.com/

 

حامد :

حامد دوباره سلام
1- من هيچ ادعايي نكردم. تو خودت تو اون چاق سلامتي‌هايي كه داشتي گفته بودي كه علاقه‌اي به اقتصاد كلان نداشتي و نداري و هيچ وقت هم وارد يه بحث اقتصاد كلان نشده بودي! وارد هم نشدي نشدي، براي كسي مهم نيست!
2- راستش الان من كتاب 96 رومر رو تو خونه ندارم و رد كردم رفته ولي براي اون قضيه‌ي رفتار مصرف كننده اين جوري كه من تو يادداشت‌هام ديدم فكر كنم تو بايد صفحه‌ي 316 كتاب رو نگاه بندازي. واسه‌ي بقيه توضيحات در اين مورد هم برو به كامنت‌هايي كه توي وبلاگ Half a lime گذاشتم. ديگه ينجا نمي‌نويسم كه پر گويي نشده باشه. شماره صفحه هم واسه من كه اون كتاب رو الان ندارم توفيري نداره!
3- توي ورژن سال 2005 رومر هم كه داشتم مي‌گشتم نتونستم اون موارد پيشين رو راحت پيدا بكنم، چون تغييرات اساسي در كتاب داده، ولي به مسائل جالبي در بحثهاي تعديل قيمت‌ها و تورم برخورد كردم كه مرورش برامون خالي از لطف نيست خصوصن جايي كه دو نظريه‌ي مربوط به كاپلين- اسپولبر و فيشر-تيلور رو با هم مقايسه مي‌كنه و نتيجه‌گيري‌هايي انجام مي‌ده در رابطه با چگونگي و ميزان اثرگذاري نقدينگي بر تورم در اقتصاد در كنار ديگر متغيرها. (براي اين بحث‌ها هم به صفحات 326 به بعد كتاب مراجعه بكن)
4- من كه سعي نكردم از هر گوشه‌اي در اقتصادي حرفي بزنم و نظرات مشعشع تراوش بكنم كه تجشم كامل علم اقتصاد باشم. اونايي كه اينطوري هستن بايد يه فكري به حال خودشون بكنن!
5- فكر كنم تو توي نوشتن اين كامنت خيلي ا كوره در رفته بودي، به هر حال اگه جايي فكر كردي كه تيكه‌اي بهت انداختم كه تو رو رنجونده عذر مي‌خوام.
فعلا!

حامد: حامد جان سلام مجدد. راستش من تا نفهمم چی می گم راجع به چیزی نمی نویسم. ضمن این که وقتی می نویسم طوری می نویسم که هر کسی به راحتی مقدمات و نتایج بحث را بفهمه و مثل بعضی دوستان عمدا و سهوا قجری نمی نویسم که موضوع را پیچیده جلوه بدم. از این حیث مستقل از این که من چی دوست دارم یا چی دوست داشتم یا چی می خونم یا چی خواهم خواند مطلبم منطق کاملا مشخص قابل نقد یا اضافه کردن داره که می شه بهش پرداخت و نیازی به حاشیه رفتن نیست.

من رومر جدید را نگاه می کنم که ببینم آیا چیزی با قبلی فرق داره یا نه. ممنون که آدرس های جدیدی از موضوع دادی.

 

Half a Lime :

http://halfalime.blogspot.com/

 

Karpacz :

I’ve been browsing for a very long time, trying to find something very special in Internet. It’s hard to imagine, how much time I spent searching for sensations. I have tried to find something interesting and not very serious, just to enjoy reading it. I can’t believe that I’m finally here and that I found everything I was looking for. Interesting information, interesting people. That’s exactly what I needed.

 

   ارسال نظر:

لطفن کدهای زیر را وارد کنید

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007