چرا به بانک ها اعتراض نمی کنم؟
محمدرضا حق پرست عزیز معمولا سوال هایی می پرسد که محرک ذهن است. این بار پرسیده است که اگر می گویی که همه (شاید بهتر باشد بگوییم بیش تر) عوامل رانت جو هستند چرا مثلا بانک ها را ول کرده ای و گیر داده ای به رانت جویی صنعت گران؟
جواب من این است که اگر بانک ها هم هر کدام از اقدامات زیر (و بسیاری اقدامات دیگر) از این جنس را مرتکب شوند قطعا بنده در حد توانم علیه شان خواهم نوشت:
1) بانک ها به بانک مرکزی فشار بیاورند که چون به اندازه کافی بانک خصوصی در کشور داریم دیگر به بانک جدید مجوز ندهد.
2) بانک ها به دولت فشار بیاورند که جلوی افتتاح شعب بانک های خارجی را بگیرد.
3) بانک ها به دولت فشار بیاورند که برای سود سپرده سقف تعیین کند و لذا دسترسی بانک ها به منابع مالی را به هزینه دیگران ارزان کند.
4) بانک ها به بهانه این که جوان و در حال شکل گیری هستند از دولت بخواهند که بخشی از سود سپرده ها را متقبل شود.
5) بانک ها به دولت فشار بیاورند که استفاده از برخی خدمات بانکی را اجباری کند.
6) یک چیزهای تخصصی هم هست مثل تخلف از مقررات احتیاطی
7) ...
تا وقتی کار بانک ها این است که کسانی از روی اختیار پولشان را آن جا بگذارند و سود بگیرند و کسان دیگری هم که علاقه یا شانس دریافت وام از بانک های دیگر و یا بازارهای غیررسمی را ندارند با پای خودشان به بانک بروند و وام بگیرند و کارشان راه بیفتد موردی نمی بینم که به بانک ها اعتراض کنم.
پ.ن: دکتر خیرخواهان هم وارد بحث شده است. پستش را بخوانید.

نظرات
فرامرز :
درود بر شما جناب قدوسي
از اين كه دوباره مزاحمتان ميشوم پوزش ميخواهم. اما پيش از آنكه ديدگاهم را در خصوص يادداشت شما بگذارم، نخست بايسته ميدانم از اينكه به وبلاگ من سر زديد سپاسگزاري كنم. (با شناسه كشور اتريش تنها شما ميتوانستيد وارد وبلاگ شده باشيد) اما انتظار هم داشتم تا نقد و نظر شما را هم ميديدم. همانگونه كه شما در بند آشنايي با وبلاگتان، درخواست مخالفت يا نقد داشتهايد.
با توجه به كارراهه تحصيلي و آموزشي شما كه از مديريت به سوي اقتصاد گرايش پيدا كردهايد، من هم چنين برنامهاي دارم تا در آينده نزديك تحصيلات خود را در مقطع دكتراي اقتصاد (ترجيحا توسعه) ادامه دهم و ميخواستم اين نقد و نظر شما، بابي براي آشنايي بيشتر و استفاده از تجربيات و راهنماييهاي ارزنده جنابعالي باشد.
به هر روي از آنجا كه شايد ترجيح دهيد اين پيام خصوصي بماند و آنرا تاييد نكنيد، ديدگاه خود را در پيام ديگري مياورم.
فرامرز - October 8, 2007 11:55 PM
فرامرز :
درود بر شما جناب قدوسي
من خود يكي از هواداران اقتصاد آزاد هستم. اقتصادي كه دولت كوچكترين دخالتي در ساز و كار عرضه و تقاضا نداشته باشد. اما با برخي از ديدگاههاي ليبرالي كلاسيك شما همداستان نيستم. شما خود بهتر ميدانيد كه در آن سيستم اقتصادي كه اقتصاددانان كلاسيك وعده دادهاند، اخلاق حرفهاي نيز يكي از قوانين نانوشته آن است. با اين پيشفرض و با در ياد داشتن اين نكته كه در فضايي آزاد همواره هستند كساني كه براي به حداكثر رساندن سود خود به هيچ اخلاق حرفهاي پايبند نيستند، همواره بايد منتظر پديدهاي بود كه تعادل را به نفع ذينفع آن به گونهاي ظاهرا طبيعي (بدون دخالت قدرت حاكم) بر هم زند. اجازه دهيد با مثالي جستار را روشن كنم، مثالي كه اتفاقا نمونهاي بروني دارد، و آن مثال اقدام ناجوانمردانه دامپينگ است. همان پديدهاي كه برخي صنعتگران ما از آن گلايهمند هستند و انتظار دارند دولت براي تحديد آن قوانيني را وضع نمايد. آيا ميتوان گفت كه كارخانجات ما در داخل كشور ورشكست شوند تا پس از گذران اين دوره گذار بازار به گونهاي نسبتا انحصاري در اختيار كالاهاي چيني قرار گيرد تا آنها قيمت را تا جايي كه مازاد عرضهكننده به حداكثر برسد، و به زيان مصرفكننده، افزايش دهند؟
حتما به خاطر داريد كه همين كشورهاي آزاد اروپايي و آمريكا چگونه براي مقابله با خطر شكست در برابر اين سياست دامپينگ (و يا شايد مزيت رقابتي شركتهاي چيني) ، در يك كنش مخالف اصول اقتصاد ليبرال و احتمالا به دروغ، به پراكندن شايعه بيماريزا بودن و ناسالم بودن محصولات چيني اقدام نمودند. يا باز هم حتما به خاطر داريد كه لابي شركتهاي رقيب مايكروسافت، چگونه آنرا در دادگاهي در ايالات متحده به اتهام "تلاش در جهت انحصارگرايي" محكوم نمود. آيا آنها هم اقتصاد آزاد را چندان باور ندارند؟
مطمئن باشد بانكها هم مشكلات بسياري دارند، اما مناسبات بازار و قدرتهاي حاكم بر آن به گونهاي پيكرهبندي شدهاند كه چارهاي را براي متقاضيان منابع مالي باقي نگداشته است. اينكه با عوامفريبي و وعده دادن توزيع جوايز معدود به حجم بالايي از سپردهها بخش سترگي از نقدينگي را به سمت خود ميكشند، آيا از ثمرات انحصار نيست؟ آيا فشارهاي پشت پرده برخي از بانكهاي دولتي براي بركناري يكي از خلاقترين مديران عرصه بانكداري كشور، كه در عرض پنج سال چنان سازماني را به وجود آورد كه دوشادوش رقيبان دولتي خود (چه بسا برتر از آنان) بسياري از مشتريان آنها را به سوي خود جذب كند، نشان از ناكارآمدي اين صنعت ندارد؟ آيا پرداخت تسهيلات كمبهره به برخي از مشتريان سفارش شده خبر از انحراف سرمايه نميدهد؟ و ....
پاينده باشيد و سربلند
فرامرز - October 8, 2007 11:57 PM
حق پرست :
با سلام
1) آيا اصولا بانكها در موقعيت خطر قرار دارند كه بخواهند اعتراض كنند؟
2) آيا امكان تاسيس بانك براحتي وجود دارد؟ آيا بانكهاي خارجي اجازه فعاليت در ايران را دارند؟
3) آيا بانك خصوصي به معني واقعي كلمه در ايران داريم كه صاحبان آن دغدغه ورشكستگي داشته باشند؟ بانك پارسيان را در نظر بگير اگر ورشكست شود آيا صاحبان حقيقي دارد كه زندگي اشان در خطر نابودي قرار بگيرد؟ چند شركت دولتي صاحب آن هستند و هئيت مديره آن شركتها همانقدر دلشان براي آن مي سوزد كه دلشان براي شركت اصلي.
4) سود افسانه اي بانكها كه خودت پستي به آن اختصاص دادي با سود كدام صنعت قابل مقايسه است؟ فرض كن تعداد آنها دو برابر شود چه اتفاقي روي ميدهد ورشكست كه نمي شوند سودشان كمي كمتر مي شود
5) محدوديتهايي را كه بانكها سالهاست تلاش ميكنند براي صندوقهاي قرض الحسنه ايجاد كنند فراموش كرده اي؟
6) دوست عزيز در تمام جهان سپرده گذار و وام گيرنده مشتري بانك هستند ولي در ايران كدام بانك حتي سپرده گذار را مشتري خود ميداند و با وي با تكريم برخورد ميكند. حتي سپرده گذاران بزرگ اگر سر كيسه را شل نكنند و براي خود دوستي نخرند قدر نمي بينند. چرا ؟ چون بانكها در موقعيتي انحصاري به فعاليت مشغولند و اين بازار به اين زوديها رقابتي نمي شود.
حامد: دقیقا! پس مساله از انحصار است. پس اجازه دهیم رقابت بیشتر شود نه این که قوانینی بگذاریم که همین تعداد بانک موجود را هم ورشکست کند.
حق پرست - October 9, 2007 05:36 AM
حق پرست :
من در وبلاگم بارها نوشته ام كه من به مفهومي به نام علم بومي اعتقاد ندارم و هنوز هم بر اين عقيده ام. اما به يك چيز معتقدم و آن اين است كه ما در هر موقعيتي با مساله اي روبرو هستيم كه معلوم نيست كه آن مساله با راه حلهايي كه علايق ذهني ما شده اند حل شود. براي حل مساله باسد ابعاد مساله را بدرستي شناخت و بعد بر اساس تئورهاي موجود راه حل را پيدا كرد و حتي ممكن است راه حلهايي جديد بيابيم كه در كتابها نباشد و اين البته با بومي كردن علم تفاوت دارد . در مورد اقتصاد هم همين عقيده را دارم. تئوري اقتصاد آزاد شما در كشوري كه اقتصاد آن بر اساس رانت و سوبسيد بنا شده است جواب نمي دهد. اقتصاد آزاد در ايران تنها آنهايي را كه امكان استفاده بيشتر از رانت را دارند غني تر ميكند و بس. بهتر است بجاي پاسخهاي از قبل آماده به دنبال پاسخ جديدي براي حل مساله اقتصاد ايران باشي و البته قبل از آن بايد ابعاد مساله را كامل بشناسي. عدم فرياد بعضيها حتما دليل نجابت آنها نيست ممكن است دليل بيدردي و شادخواري آنها باشد.
حامد: محمدرضای عزیز لطفا به ما بگو که وقتی اقتصاد کشوری رانت خوار است چرا نباید در آن صحبت از اقتصاد آزاد کرد؟ من راستش منطق حرفت را متوجه نمی شوم. آیا چون کل اقتصاد رانت خوار است نباید به رانت خواهی یک بخش از اقتصاد انتقاد کرد؟
حق پرست - October 9, 2007 05:51 AM
مسعود :
آیا اگر صنعت گران به رهبری خانه صنعت و افرادی مانند آقای دکتر غنیمی فرد فضا را احساسی کردند شما هم باید احساسی شوید! آیا تئوریسین آنجا که باید مسئله را بررسی کند، دچار جو زدگی شود و آنجا که باید واقعیت را مدل کند و بررسی کند در لاک تئوری های پیش یافته و پیش بافته فرو رود؟ خیلی نامعقول است که شما به بخشی از مجموعه ای که همه اش به هم ریخته است و در اثر مرور زمان بی نظمی آن نهادینه شده و به تعادل رسیده است (به اصطلاح به حد Self Similarity رسیده است) گیر دهی و آن بخش کوچک را در مسائل اساسی متفات از دیگران ببینی! اگر این روال را ادامه دهی میتوانم بگویم شما هم با افرادی مانند رئیس خانه صنعت (که دوستانتان از وی برائت می جویند) از یک قماش هستید. فقط فرقتان این است که او سفسطه بازی و شلوغ کاری را بهتر از شما بلد است...
مسعود - October 9, 2007 09:29 AM
مسعود :
جه بسیار از این تحلیل های اریب (Biased) در ایران زیاد دیده ایم. زمانی همه طرفدار صنعت می شوند، زمانی همه عاشق خودکفایی می شوند، زمانی همه کوس تجارت می زنند و در همه زمان، همه؛ دیگران را تخریب می کنند.
طبق چند پست قبلی تان قرار بود ما همم سعی کنیم مثل خارجی ها تحلیل های نسنجیده و کیلویی ارائه نکنیم.
دوستی دارم که در تمام دوره های تحصیلی رتبه اول بوده است و دکتری اش را هم از رشته فنی از شریف (با رتبه اول ورودی) گرفته است. یک وبلاگ تاسیس کرده بود راجع به مسائل دینی. در وبلاگش یه پاراگراف دو خطی می نوشت و در جمله سوم یا چهارم نتیجه می گرفت خدا وجود ندارد! به او می گفتم کاری به وجود یا عدم وجود خدا ندارم. اما اینقدر هم مسئله آبکی نیست که شما با دو خط استدلال کنی که نیست!
ببخشید حامد جان، برخی مواقع آدم دچار جو زدگی هایی ناشی از تحصیلات، مخاطبان، اطرافیان و ... می شود و قضاوتها یا تحلیل های عجیب و غریف می کند. به نظر من در این موارد نمی شود با طرف از باب استدلال وارد شد و باید کمی از باب خودش وارد شد! شاید شما هم به همین دلیل به سخنگویان صنعت میازی! نمی دانم!
حامد: مسعود جان ماجرا ساده است. من این جا مجموعه دلایلی نوشته ام که چرا به بانک ها انتقاد نمی کنم. شما اگر مشکلی در منطق این نوشته می بینی لطفا متذکر شو. من که پدرکشتگی یا عقد اخوت با بانک دار و صنعت گر ندارم که بخواهم طرف یکی را بگیرم. این چیزی است که من می بینم و نظرم را راجع بهش می نویسم.
مسعود - October 9, 2007 09:40 AM
بهاره :
مفهوم پستت را فهمیدم. ولی به عنوان یک فرد عادی دل خوشی از بانکها ندارم. خصوصا بعد این قضیه عطف به ماسبق کردن مصوبه جدید وام 18 میلیونی. از طرف دیگر تبلیغات شدید بانک مسکن در مورد حساب پس انداز جوانان (6 سال پیش) که اون موقع مثلا گفتن حداقلش اینه که بعدا اگر نخواستین تبدیل حساب می کنید به عادی و حالا که نگاه می کنم می بینم چه کار احمقانه ای بوده و الان اگر بعد 6 سال 4 میلیون بهم تعلق می گیره که به درد نمی خوره و از طرفی تبدیلش هم در واقع هیچ سودی نداره. از اون طرف الان باز بانک مسکن تبلیغات جدیدش راجع به این حساب را شروع کرده. یک کیسه بزرگ از جیب پدر مادرها به امید وام قابل ملاحظه بعد چند سال. ... خلاصه من خیلی شاکی ام بابت این تبلیغات واهی شان.
بهاره - October 9, 2007 11:44 AM
حق پرست :
حامد عزيز
من كي گفته ام مجوز رانت خواري به كسي داد شود؟ آيا لابي كردن براي تصويب قوانين به نفع خود رانت خواري است؟
سال پيش به نام صنعتي كه تاسيس هم نشده است ( ساخت موبايل ) ناگهان حقوق و عوارض گمركي گوشي موبايل از 4 درصد به 65 درصد رسيد و به همان نسبت گوشي گران شد. چهار ماه بعد با يكي از وارد كنندگان موبايل تلويزيون محاسبه ميكرد و طرف گفت بعد از بالا رفتن نرخ ما هنوز وارد نكرده ايم و از واردات قبلي مي فروشيم. ميداني معناي اين حرف چيست؟ و چه مقدار سود نصيب اين وارد كننده شده است؟ رانت يعني اين.
منبع اصلي رانت در ايران اطلاعات است صنعت كجا مي تواند رانت بخورد؟ رانت را وارد كنندگان و زمين خواران و برج سازها مي خورند كساني كه در عرض يك ماه سرمايه اشان دو برابر مي شود.
حق پرست - October 9, 2007 02:30 PM
حق پرست :
صنعتگر كجا به اطلاعات دسترسي دارد. تازه اين صنعت فكسني اطلاعات به چه دردش مي خورد. اين صنعت دلش به اين خوش است كه وام با بهره 14 درصد بگيرد و كالا با سود 5 درصد توليد كند و هر سال زيان انباشته اش را بيشتر كند
حق پرست - October 9, 2007 02:33 PM
مسعود :
سلام. خسته نباشی. به نظر من اینکه بگوییم صنعت رانت خوار است درست مثل این است که بگوییم الان در تهران هوا سرد است. این جمله درست است. اما الان در همه جای ایران هوا به نسبت قبل سرد شده است و علت آن موضوع مشخصی در تهران نیست بلکه علت آن تغییر فصل است. اینکه صنعت رانت خوار است درست (هرچند به قول آقای حق پرست، حداقل، خیلی از رانتها را ندارد). اما همه رانت خوار هستند. ایراد من به استدلال شما همین است که شما داری وضعیت هوای تهران را مثلا به ترافیک آن نسبت می دهد و فقط تهران را می بینی.
مسعود - October 9, 2007 08:16 PM
مسعود :
در ضمن یک نکته بسیار مثبت در مباحثات شما میبینم و آنهم اینکه نسبت به چند سال قبل بسیار صبورتر شده ای و انتقاد پذیر تر. تبریک میگم.
مسعود - October 9, 2007 09:33 PM
:
جناب آقاي قدوسي سلام ، با توجه با اينكه اخيرا بحث ايجاد بانك قرض الحسنه مطرح شده است و اساسنامه آن نيز به تصويب رسيده است ، به نظر شما اساسا" چنين بانكي را كه به منظور تمركز حساب هاي قرض الحسنه بانك ها ايجاد مي شود مي توان يك بانك (باتعريف استاندارد) ناميد در حالي كه هيچ سودي به سپرده ها نمي دهد وتنها درصدي از آن را به عنوان جايزه آن هم با قرعه كشي اهدا مي كند .
در اين صورت آيا بانك در تجهيز منابع مالي خود با مشكل مواجه نخواهد شد . با تشكر
Anonymous - October 10, 2007 12:25 PM
:
یک موضوع این وسط هست ایا منظور شما از بانکها مجموع بانکهای دولتی و خصوصی است
و اگر بانکهای مورد نظر شما بانکهای دولتی هم هست ایا در یک سیستم غیر ازاد فرقی اساسی بین بانک دولتی و بانک مرکزی وجود داره؟
ایا 2 گروه با شرایط یکسان از لحاظ ظوابط و نه روابط در یک زمان یکسان مجوز از بانک مرکزی دریافت میکنند
اتافاقا اصل رانت در سیستم بانک های دولتی اتفاق میافته
زمانی که یک شخص تصمیم گیر تسهیلات میلیاردی خواهد بود که اتفاقا یارا نه هم داره و با نرخ بدون یارانه به شما با نرخ 12 درصد واگذار کنید که اگر خیای ادم تنبلی باشی انو سپرده میکنب با نرخ 17 و ....
حامد: من نگفتم سیستم بانکی ما فارغ از رانت است. گفتم اگر بانک ها (دولتی و خصوصی) اگر حرکتی بکنند که در جهت محدود کردن رقابت باشد علیه شان می نویسم.
Anonymous - October 13, 2007 07:55 PM
mqfc tvjwy :
lqoh pzngc cxjq srhvzotku cjuxghl cpofwmltg aycomeisw
mqfc tvjwy - February 20, 2008 09:23 PM
offshore gambling :
Good site. Thanks!!
offshore gambling - February 23, 2008 04:33 PM
chase credit cards :
Useful site. Thank you!!!
chase credit cards - March 1, 2008 04:11 PM
citi credit cards :
Cool site. Thanks!!!
citi credit cards - March 1, 2008 04:32 PM
compare credit cards :
Good site. Thanks.
compare credit cards - March 1, 2008 05:19 PM
credit cards for poor credit :
Useful site. Thanks.
credit cards for poor credit - March 1, 2008 05:33 PM
credit help :
Cool site. Thanks!!
credit help - March 1, 2008 06:01 PM
credit help :
Cool site. Thanks!!
credit help - March 1, 2008 06:02 PM
credit help :
Nice site. Thank you!
credit help - March 1, 2008 06:12 PM
capital one credit cards :
Good site. Thanks.
capital one credit cards - March 1, 2008 06:18 PM
capital one credit cards :
Good site. Thanks!!!
capital one credit cards - March 1, 2008 07:12 PM
credit cards for people with bad credit :
Useful site. Thank you:-)
credit cards for people with bad credit - March 1, 2008 08:40 PM
credit cards bad credit :
Good site. Thanks:-)
credit cards bad credit - March 1, 2008 09:20 PM
accept credit cards :
Good site. Thank you:-)
accept credit cards - March 1, 2008 11:11 PM