« چاپ مقاله | صفحه اول | رذیلت های اخلاقی »

18 مهر 86

مقاله

اين بحث مقاله برايم جالب بود. من ايده دقیقی و مطالعه شده ای روی موضوع ندارم. لذا چند تا نکته می نویسم و ترجیح می دهم بقیه نظر بدهند و رویش بحث کنیم.

راستش مقاله ای که ادعا می کرد نرخ رد مقاله در اقتصاد از بقیه علوم بالاتر است پیدا نکردم. حالا امیدوارم دفعه بعد که استادی که این را ازش شنیدم را دیدم آدرس مقاله را بگیرم. اگر کسی ایده ای راجع به مقاله مشابهی دارد لطفا بگوید.

دیروز رفتم سراغ بررسی مقاله هایی که روی "انتشار مقاله" نوشته می شوند. یک چیزی که برای من عجیب بود این بود که انگار موضوع تحلیل آماری مقاله ها در علم اقتصاد جدی تر از بقیه بود چون آخر اکثر جست و جوهای عمومی به مقاله هایی راجع به اقتصاد ختم می شد (مگر این که گوگل من این قدر هوشمند باشد که بداند من به اقتصاد علاقه دارم!). مثلا این مطالعه مشهور در اقتصاد وجود دارد ولی من مطالعه مشابهی برای برخی فیلدهای دیگر نیافتم.

در بررسی های دیروز ایده ای به ذهنم رسید. وقتی نسبت ارسال به پذیرش مقاله برای ژورنال های مطرح اقتصاد و فاینانس را بررسی کردم به عدد 5-7 درصد رسیدم ولی نتوانستم عدد مشابهی مثلا برای فیزیک یا برق پیدا کنم. در مقابل به نظرم رسید که کار دیگری بکنیم. لیست 1000 اقتصاددان برتر بر حسب انتشار مقاله در ژورنال را که نگاه بکنیم می بینیم که پرکارترین اقتصاددانان معاصر کم تر از 200 مقاله منتشر کرده اند و اگر از آن 1000 نفر متوسط بگیریم احتمالا به چیزی حدود 50-60 مقاله می رسیم. اگر فرض کنیم که "هوش" و "خلاقیت" و "پرکاری" اقتصاددانان تفاوت چندانی با مثلا استادان برق یا شیمی ندارد می توانیم معیار دیگری را در نظر بگیریم. تعدادی استاد خوب رشته های دیگر را به طور تصادفی بگیریم و تعداد مقاله های ژورنال آن ها را بشماریم. حدس من این است که عدد بزرگ تری به دست می آوریم. من خودم یک نمونه تصادفی کوچک گرفتم. استادان جوان ایرانی در برق و رایانه و فیزیک و ریاضی را که می شناختم (مثلا 1 و 2 و 3 و 4) نگاه کردم و دیدم هر کدام بین 10-30 مقاله ژورنال دارند. در حالی که اساتید اقتصاد هم نسل آنان به سختی 5 عدد مقاله دارند. (یک استاد برق در وین هست که نزدیک به 200 مقاله دارد در حالی که فعال ترین اساتید موسسه ما که به لحاظ اعتبار علمی در اتریش هم رده او به حساب می آیند (مثلا 1 و 2 و 3 کم تر از 20 مقاله ژورنال دارند.)

در دنیای عمل هم این موضوع اهمیت دارد. گروه اقتصاد شریف الان با این مساله مواجه است که هیات ممیزه استخدام دانشگاه انتظار دارد تا فارغ التحصیلان دکترا برای استخدام در دانشگاه چند مقاله ژورنال داشته باشد (که احتمالا درخواست قابل قبولی است) ولی تحقق چنین هدفی برای یک فارغ التحصیل دکترای اقتصاد تقریبا غیرممکن است. در زمان ارتقاء اساتید هم باز این مساله وجود دارد که اساتید اقتصاد (و البته مدیریت) از حیث انتشار مقاله با اساتید ریاضی و شیمی و علوم رایانه مقایسه می شوند و خوب تفاوت فاحش است. طبعا بخشی از موضوع به ساختار علمی دانشکده ها بر می گردد ولی بخش مهمی از آن هم به تفاوت ماهیت علوم مربوط است.

پ.ن: دقت کنید که بحث من اصلا ربطی به ایران ندارد و کاملا جهانی است. انتخاب اساتید مقیم ایران می تواند تخمینی از "حد پایین" انتشار مقاله در علوم غیر از اقتصاد را نشان دهد. برعکس منظور از اساتید اقتصاد هم نسل آن ها افراد ساکن خارج است.



   نظرات

:

من فقط یکی از اساتیدی که نام بردی رو می شناسم، و فکر می کنم که نمونه ای که دادی کاملا یکی از نوادر هست. یه سر به اساتید دانشگاه های دیگه ایرانی بزن تا ببینی که چند تا مقاله چاپ می کنند.

و نکته دیگه که باید توجه کنی اینه که کل کاری که یک استاد ریاضی می کنه حل مساله و چاپ مقاله هست. در مورد علوم کامپیوتر نظری هم همین طور. رشته های علوم پایه با رشته های دیگه از این لحاظ فرق دارند.

سطح مجلات هم خیلی متنوع هست. به این سادگی ها نمی شه رشته ها رو مقایسه کرد.

 

:

یه چیزی یادم رفت. یه مثال پرت بزنم تا بهتر متوجه بشی. اساتید ادبیات فارسی چند تا مقاله ISI چاپ می کنند؟

 

:

>>اگر فرض کنیم که "هوش" و "خلاقیت" و "پرکاری" اقتصاددانان تفاوت چندانی با مثلا استادان برق یا شیمی ندارد می توانیم معیار دیگری را در نظر بگیریم.

این چرا درسته؟

حامد: دلیلی برای ردش داریم؟

 

:

>>(مگر این که گوگل من این قدر هوشمند باشد که بداند من به اقتصاد علاقه دارم!)

به این نگاه کن:
http://www.google.com/history/

 

JK :

اخیرا اینجا هم شده مثل آندسته از فیلمهای سینمایی که موضوعشان فیلم سینمایی و فیلم بازی کردن است!!

حامد: مشکلی دارد؟

 

مهدی :

حامد جان اگر از مجلاتی مثل Econometrica ویا American Economic Review فاکتور بگیریم، مجلاتی هستند که کارهای صرفا تجربی با یک مدل آماری وتخمینهای اقتصادسنجی رو چاپ کرده باشند ،بدون داشتن ساختار ومدل ریاضی.حتی در مجلاتی مثل Applied economic ویا ٍEconomic Modelling .آیا شما تا حالا چنین مقالاتی ندیدید؟

 

mahmoud :

سلام حامد جان
به نظر من چند تا نکته رو در اين خصوص يعنی برای رشته های اقتصاد و مدیریت در مقایسه با سایر رشته هايی که امکان چاپ مقاله برای آنها بیشتر است را باید در نظر گرفت :
1 همان گونه که در پست قبلی یکی از دوستان گفته بود یک تفاوت را می توان در ماهیت ملموس بودن و آزمایشگاهی بودن دانست. اکثر رشته های با حالت آزمایشگاهی و یا بسط یک فرمول و یا تئوری و مساله که ماهیتا نیاز به داده میدانی ندارند خیلی هم راحت به مرحله چاپ می رسند ولی آیا به یک اقتصاددان و یا مدیریت خوان می شود در آزمایشگاه یک اقتصاد ملی و یا یک شرکت را داد برای آزمایش؟
2 از طرف دیگر معمولا مقالات با خاصیت بسط تئوریک را در رشته های اقتصادی کسانی می نویسند که بالای 50 سال و یا درجه استاد تمام باشند.
3 یک تفاوت نیز که اتفاقا دیروز برنده فرانسوی نوبل فیزیک می گفت بحث عملیاتی کردن یک کار تحقیقاتی است، چه بسا انبوهی از مقالات صرف آزمایشگاهی اصلا فرصت عملیاتی شدن نداشته باشند اما یک مقاله تحقیقاتی در رشته های اقتصادی باید پشتوانه کمی، داده ای و میدانی داشته باشد.
4 یک بحث دیگر به نسبتا جوان بودن رشته های اقتصادی به ویژه مدیریت و فاینانس مربوط است که بالطبع تعداد جورنال ها نیز کمتر است.
5 بحث CITATION نیز یه بحث مهم هستش که مثلا در رشته های زیر مجموعه پزشکی به ژورنال با IF زیر 3 خیلی نمی گن معتبر حال اینکه این شاخص به ویژه در رشته های مدیریت متعلق به 5 ژورنال برتره!!!
6 یه مقایسه نیز اینکه دوست من در دوران دانشجویی در رشته ژنتیک 4 مقاله چاپ کرده با IF بین 5 تا 7 !! ولی برای ما برای دفاع کردن به ارائه مقاله در کنفرانس اکتفا می شه.
7 یه مشکلی دیگه که خیلی حاد و البته داخلی هستش اینه که مثلا یه مدیریتی [اقتصاد رو نمی دونم] اگه بخواد یه موضوع به روز کار کنه که جایی چاپ بشه باید جدید باشه خوب چنین موضوعی در ایران اصلا مساله نیست برای بسیاری از شرکت ها در نتیجه به کیس های واقعی دسترسی وجود ندارد اگر هم بخواهد به قول علمای ایرانی یک مشکلی از صنعت را حل کند که این قدر این مشکلات با مسائل علمی روز فاصله دارند که جایی چاپ نمیشه !!!
8 نکته آخر رو هم بگم سرتان را درد نیارم اینه که دوست ژنتیک خونوه من با 4 یا 5 تا سلول آزمایش انجام میده و در یه ژورنال هفتگی با IF حداقل 5 به چاپش می رسونه ولی آیا چنین چیزی برای ما امکان پذیر هست؟ بماند که دیگه کیس استادی هم به سختی قبول میشه برای چاپ!!!!
با احترام
محمود مرادی

 

اپاتان :

حامدجان
سوای دارم؟ چرا اینقدر پژوهش و مقاله در زمینه اقتصاد خرد کم است ( به ویژه به فارسی)؟

کاش پژوهشی درباره "آموزش اقتصاد خرد در ایران" صورت بگیرد.
وقتی من می گویم به "اقتصاد خرد" در ایران ظلم می شود می گویند "نه"

برای نمونه به همین بلاگ های اقتصادی خودمان نگاه کن: چند درصد از نوشته های آنها درباره اقتصاد خرد است؟ فکر کنم به سمت صفر درصد میل می کند

 

:

نه ! مشكلي ندارد.
سوء تفاهم نشود. سخنم نظري بود از سوي كسي كه فقط به اهداف علم اقتصاد علاقمند است و نه به خود آن.
---
نظر شخصي اينجانب به جناب اپاتان! فكر مي كنم مشكلات اساسي اقتصاد ايران به سياستگذاريهاي دولتي و همچنين اقتصاد كلان بر مي گردد و طبيعتا مباحث هم به اين حوزه بر مي گردد.

 

مرتضی :

برای اینکه دجار خطای Post Hoc نشویم من چهار دلیل را برای کم بودن سرانه مقالات اساتید اقتصاد می توانم بیان کنم:
1- شاید تعداد اساتید اقتصاد در مقایسه با ژورنالهای معتبر اقتصادی، بیش از سایر رشته هاست که باعث شده سرانه مقالات کم شود.
2- شاید هم اساتید اقتصاد علاقه ای برای چاپ مقالات در مجله های مختلف نداشته و تنها 4-7 مجله اصلی را هدف قرار داده و حاضرند سالها منتظر باشند.
3- شاید اصلا اساتید اقتصاد انسانهای تنبلی هستند!
4- شاید اقتصاد رشته جوانی است!

حامد: مرتضی عزیز بگذار دلایلت را دو دسته کنم.

1) دلایلی که در هر صورت منجر به این نتیجه گیری می شود که انتشار مقاله در اقتصاد و فاینانس مشکل تر است (حالا به هر دلیلی): کم بودن سرانه مجله، جوان بودن رشته

2) دلایلی که مشکل را از خود اقتصاددان ها می داند. آیا برای پذیرفتن این حدس دلیل خاصی داریم؟

 

متين :

نظرم در مورد جوابي است كه در مطلب قبلي به كامنت خانم فريناز داده بودي. در اينكه ايشان مقاله علمي را با گزارش روزنامه‌اي اشتباه گرفته بودند ترديدي نيست. ولي جناب قدوس! بد نيست بدانيد در بسياري از ژورنال‌هاي معتبر در انتهاي هر مقاله شرح مختصري از سوابق علمي و پژوهشي نويسندگان مقاله چاپ مي‌شود و به همين سادگي مي‌شود سن نويسنده را فهميد. فكر كنم بد نيست در مورد آن اشاره‌اي كه به نمي‌دانم كيهان بچه ها يا سروش نوجوان كرده بوديد، از خانم فريناز عذرخواهي كنيد.

 

وحید :

فکر کنم بهتر است موضوع گرفتن کمک های مالی و داشتن حمایت مادی برای گذاشتن وقت روی مقاله نوشتن را هم دخیل کنی. بعضی ها که به منابع پولی خوب دسترسی دارند پشت سر هم مقاله می نویسند اما عده ای که به دلایل غیر منصفانه و غیر عادلانه پول از طرف مثلا بنیاد ملی علوم و جاهای دیگر گیرشان نمی آید مجبورند به فکر نوشتن مطلب برای بنگاه های خصوصی باشند که طبیعتا اجازه نمی دهند یافته ها و ایده ها در جایی چاپ شوند.

حامد: وحید این نکته که گفتی درست است ولی همه حوزه های علمی را به یکسان تحت تاثیر قرار می دهد. چرا باید تاثیر آن این باشد که نرخ انتشار در یک رشته متفاوت از بقیه باشد؟

 

:

Salam Hamed jan , man fekr mikonam mitavan tahghighe shoma ra behineh tar kard , shayad be khatere ghellate asatide economy va be taba e aan ghellate vojoode journal haye eghtesadi , moghayese shoma ba reshteye digary hamchon bargh (ke tedade majallat va asatide bishtari darad) sahih nabashad , be nazare man nesbate ISI Paper/tedade asatid meyare khoobist (be sharte inke betavan in amaar ra estekhraaj kard)...

 

پريناز :

سلام
درباره فیلم اغما مطلبی تحلیلی نوشتم که خوشحال می شم شما هم نگاه کنید و نظرتون را بدین؟

 

:

من برای اینکه یک آزمایشی کرده باشم که ببینم که چقدر در مورد کم بودن تعداد مقالات درست می گی، رفتم وکی و از اونجا شانسی رفتم یکی،
J. Neil Bearden
http://www.behavioral-or.org/

فکر می کنم ادعات به شدت تردید آمیز هست، یا اینکه داری با کلمه اقتصاد به عده خیلی خاصی اشاره می کنی. حرف زدن بدون داده معقول سر این مسائل فکر نمی کنم برای یک اقتصاد خوان کار جالبی باشه. درود.

حامد: از کی تا حالا تحقیق در عملیات و نظریه احتمال جزو اقتصاد است؟

 

:

لینکش جزواسامی اقتصاد بود، به علاوه در سایتش هم اقتصاد در لیست زمینه های کاریش اولین موضوع است.

یه مثال دیگه، همین دوره نظریه بازی ها که الان شریف برگزار می شه، تو تبلیغش نوشته اینا بیش از 250 مقاله دارند.

حامد: بحثی که می کنی جالب است چون به فهم بهتر قضیه کمک می کند. هم آن استاد قبلی و هم سیدروفسکی حجم عظیم انتشاراتشان در حوزه تحقیق در عملیات و تصمیم گیری و این ها است تا اقتصاد.

حالا چرا گفتم بحثت جالب است؟ برای در اقتصاد بسیار مشکل می توان یک مقاله مثل یک مقاله تصمیم گیری منتشر کرد که مثلا در آن یک بهبود در الگورتیم هیوریستیک قبلی داده می شود.

 

:

من می فهمم چی می گی. ولی باز بهش شک دارم. یک کمی بحث غیر قابل توافق هستش، چون فعلا معیاری در دسترس نداریم که بر اساسش به توافق برسیم.

ولی جدا از این مساله، آدم در نوشته هات احساس می کنه که برای اقتصاد نوعی برتری قائلی. البته هم که باید قائل باشی، وگرنه اقتصاد رو انتخاب نمی کرد. موفق باشی.

حامد: خب ببین یک معیار همین لیست 1000 اقتصاددان برتر و لیست پرکارترین ها است که می شه بهش اعتماد کرد و دید که متوسط تولید پرکارترین ها در اقتصاد چه قدره.

از طرفی به قول یکی از بچه ها من یک جوری دارم با این شرایط زندگی می کنم و می بینم که چه قدر یک استاد اقتصاد از چاپ یک مقاله خوشحال می شه. موسسه ما برای چاپ هر مقاله 4000 یورو جایزه می ده و معمولا سالی 3-4 نفر بیشتر این جایزه را دریافت نمی کنند. این خودش نشون می ده که انتشار مقاله کار راحتی نیست.

راستی این را باید تصریح کنم که هر چند من به قوت فضای علمی اقتصاد اعتقاد دارم (چون به قول خودت بعد از خوندن سه تا رشته دیگه و در سن بلوغ! واقعا انتخابش کردم) ولی اولا خیلی فیلدهای دیگر مثل علوم رایانه و برق و ریاضی و پزشکی هم دچار تجمع استعداد هستند و از طرف دیگر این که انتشار مقاله در اقتصاد سخت است مزیت خاصی محسوب نمی شود. کل این بحث را فقط برای این نوشتم که تصور دوستان داخل نسبت به انتشار مقاله کمی واقع بینانه تر شود.

 

:

راستی، در رشته های دیگه هم همین موضوع بر قراره، مثلا تعداد مقالات آنالیز عددی رو با هندسه ناجابه جایی مقایسه کن.

 

chase credit cards :

Useful site. Thank you.

 

chase credit cards :

Useful site. Thank you.

 

credit cards for poor credit :

Cool site. Thank you!!!

 

credit cards for poor credit :

Cool site. Thank you!!!

 

credit rating :

Useful site. Thanks!

 

credit rating :

Cool site. Thank you.

 

credit card :

Cool site. Thank you.

 

credit cards :

Cool site. Thank you!

 

sillyman00 :

I think there’s nothing wrong with people, who say whatever they want. It’s just there way of communication, I think

 

من :

از نظرات آقا محمود به شدت استفاده کردم .
موفق باشی حاجی

 

   ارسال نظر:

لطفن کدهای زیر را وارد کنید

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007