« Breaking News: Nobel Prize | صفحه اول | نظرسنجی در مورد وبلاگ های اقتصادی »

24 مهر 86

آربیتراژ چیست؟

ظاهرا بحث حسابی بر سر معمای قبلی درگرفته است. من هم پاسخ ها را خواندم و بهره بردم. سال ها بود که این معما گوشه ذهنم بود و جوابی برای آن نداشتم. بعدا که بررسی کردم دیدم اتفاقا معمایی است که در علم اقتصاد هم مطرح است و محققان روی آن بحث می کنند. سعی می کنم خلاصه ای از بحث های ادبیات را این جا بنویسم ولی فکر کردم خوب است که قبل از رفتن سراغ بحث اصلی این مفهوم "آربیتراژ" که چند بار به کار برده ام و ممکن است برای برخی دوستان گنگ باشد را توضیح بدهم.

آربیتراژ (و به تبع آن بازار یا قیمت بدون آربیتراژ) کلیدی ترین مفهوم برای متخصصین فاینانس است و همان نقشی را بازی می کند که "تعادل" برای اقتصاددان ها دارد. البته فهم من این است که فقدان آربیتراژ و تعادل در واقع دو روی یک سکه هستند و هر دو به مفاهیم مشترکی اشاره می کنند. حالا آربیتراژ یعنی چه؟

مفهوم آربیتراژ را می توان حداقل با دو روی کرد متفاوت (و البته معادل) توضیح داد. اولین توضیح می تواند این باشد که دقت کنیم که دارایی ها در بازار قابل بازتولید شدن توسط دارایی های دیگر هستند. یعنی می توان خروجی یک دارایی را عینا توسط ترکیبی از دارایی های دیگر به دست آورد. حال اگر قیمت دو دارایی با هم متفاوت باشد آربیتراژ رخ می دهد. تعریف دوم که تعریف ریاضی و دقیق است می گوید آربیتراژ زمانی رخ می دهد که قیمت سبدی از دارایی ها در همه حالت ها صفر یا منفی و بازده آن در همه حالت ها بزرگ تر یا مساوی صفر و در برخی حالت ها اکیدا بزرگ تر از صفر باشد. یعنی ما بدون این که هزینه ای متحمل شویم سود انتظاری مثبت به دست می آوریم. دقت کنید که این مفهوم به عبارت "ناهار مجانی" اقتصاددان ها بسیار شبیه است.

مثال 1) فرض کنید نرخ تبدیل دلار به ریال 1000 تومان، یورو به ریال 1300 تومان و یورو به دلار 1.4 باشد. اگر یک واحد یورو را به دلار تبدیل کرده و با آن ریال بخریم و دوباره ریال را به یورو تبدیل کنیم 100 تومان سود می کنیم. یعنی دو سبد متفاوت از دلار و ریال و یورو با ارزش یورویی یکسان قیمت ریالی یکسان ندارند.

مثال 2) فرض کنید قیمت فروش امروز نفت 60 دلار و قیمت فروش آن برای تحویل در سال آینده 80 دلار باشد. همچنین فرض کنید نرخ بهره 20% و هزینه انبار و "بیمه" (به این دقت کنید) نفت توسط فروشنده 5 دلار به ازای هر بشکه باشد. من اگر امروز 60 دلار وام بگیرم و با آن همین الان نفت بخرم و بخواهم که نفت را سال آینده تحویل بگیرم قیمت نفت برای من برای تحویل در سال آینده 60 (قیمت نفت) + 12(نرخ بهره) +5 (هزینه نگهداری و بیمه) = 77 در می آید. لذا من می توانم دارایی که نفت را در سال آینده 80 دلار می فروشد را با 77 دلار تولید کنم. من هیچ پولی از جیبم ندادم (وام گرفتم) و سال آینده 3 دلار سود قطعی می کنم.

نکته بسیار کلیدی در مفهوم آربیتراژ این است که سبد دارای آربیتراژ باید در "همه حالت ها" بازده غیرمنفی داشته باشد و گرنه اصطلاح آربیتراژ به آن اطلاق نمی شود. لذا مثلا خرید یک کالا از یک کشور و صادرات آن به کشور دیگر با قیمت متفاوت آربیتراژ نیست چرا که تجارت با ریسک های متعددی از جمله کاهش قیمت محصول یا ظهور محصول رقیب و الخ مواجه است. به همین خاطر بود که گفتم به عبارت "بیمه" در مثال نفت دقت کنید. اگر من نفت بخرم و ریسک آتش سوزی نفت انبارشده وجود داشته باشد دیگر آربیتراژ نداریم و لذا برای بررسی وجود یا عدم وجود آربیتراژ باید "هزینه بیمه" را هم به آن اضافه کنم. به عنوان مثالی دیگر به بازده سهام دقت کنید. بازده متوسط سهام به وضوح بالاتر از اوراق مشارکت است ولی این آربیتراژ نیست چرا که حالت هایی هم وجود دارد که سهام از اوراق مشارکت کم تر سود می دهد. اگر وضعیت طوری بود که سهام "در هر صورت" از اوراق مشارکت بیشتر سود می داد با آربیتراژ مواجه بودیم. خرید خانه هم باز مثالی برای آربیتراژ نیست چرا که در سال های رکود قیمت ظاهری خانه ثابت می ماند و لذا با در نظر گرفتن هزینه فرصت پول بازده سرمایه گذاری منفی می شود.

در عمل تقریبا هیچ سبدی را نمی توان یافت که دارای ریسک صفر باشد چرا که حتی مثلا وقتی یک سوداگر متوجه می شود که مثلا قیمت نسبی ین و پوند در ژاپن و دوبی یکسان نیست و لذا با انتخاب سبد مناسب می توان از این وضعیت بهره برد باز یک فاصله زمانی بسیار اندک بین انجام خرید و فروش وجود دارد که همین فاصله زمانی ریسکی ولو بسیار اندک را به موضوع تحمیل می کند (ممکن است تا بخواهیم ین را از جای ارزان تر بخریم و خرید را ثبت کنیم قیمت ین در جای دیگر جا به جا شود و ما ضرر کنیم) ولی معمولا از این ریسک های بسیار اندک صرفه نظر می کنیم.

بخش مهمی از ادبیات قیمت گذاری دارایی ها و مشتقات مالی در فاینانس بر مبنای اصل یک قیمت (یا فقدان آربیتراژ) شکل می گیرد و در آن قیمت تعادلی یک دارایی به شکلی محاسبه می شود که امکان آربیتراژ وجود نداشته باشد. چون بازارهای مالی معمولا هزینه مبادله اندک و نقدشوندگی بالا دارند هر گونه فرصت احتمالی آربیتراژ به سرعت خنثی شده (و البته کسانی هم از این فرصت موقت بهره برده اند) و لذا فرض فقدان آربیتراژ فرض قابل قبولی است. دقت کنید که در عمل بسیاری از فرصت های آربیتراژ به دلیل تفاوت بین قیمت خرید و فروش یک دارایی (هزینه واسطه گری) از بین می رود. ضمن این که خیلی وقت ها آربیتراژ آن قدر کوچک است (مثلا 10 یورو روی یک میلیون یورو معامله) که شکار آن اصلا صرف نمی کند.

* بحث را تا حدی ساده کردم وگرنه شکل ریاضی آربیتراژ کمی پیچده تر از این است.


   دنبالك

دنبالك اين نوشته:
http://www.maryammomeni.com/cgi/mt/mt-tb.cgi/556


   نظرات

پویان مشایخ :

نرخ های بهره در کشورهای متفاوته. علت آن هم در اینجا توضیح داده شده
http://en.wikipedia.org/wiki/Interest_rate_parity

در ضمن بعضی ها اعتقاد دارند منظور از نکوهش ربا در اسلام همان آربیتراز بوده.

 

امیر حسین :

سلام حامد خان
دقیقا الان این چیزی که گفتی اسمش آربیتراژ هستش ومطلبی که در پست قبل گفتی اسمش کری ترید بود.
این نکته ای بود که سعی داشتم در کامنتهای پست قبلی بهش اشاره کنم.
فی الواقع اون چیزی که من از آربیتراژ در فارکس یاد گرفتم با کری ترید(که در پست قبلیتون به اشتباه آربیتراژ نامیده بودید)فرق می کند.
آربتراژ عبارت است از سود بردن از تفاوت نرخ تبدیل شوندگی دو ارز در دو جای متفاوت.
یعنی همون چیزی که الان شما گفتی.
اگر نرخ دلاردرایران 1000تومن و یورو 1300 تومن باشه پس نرخ تبدیل ایندو در ایران 1.3 هستش. از طرف دیگه همونجوری که در مثال گفتی اگه نرخ تبدیل ایندو در بازارهای جهانی 1.4 باشه پس نتیجه می گیریم که با استفاده از تفاوت نرخ تبدیل شدن دو ارز در ایران با سایر نقاط جهان ما می توانیم به ازای هر واحد 1. سود ببریم.
خوب این موضوع با تفاوت داشتن نرخ بهره بانکهای مرکزی دو کشور و سود بردن از اختلاف بهره بانکی دو کشور فرق میکند.
حالت اول اسمش آربیتراژ و حالت دوم اسمش کری ترید هستش.

با تشکر

حامد: امیرحسین عزیز آن حالتی که شما می گویی حالت بسیار خاصی از آربیتراژ هست که معمولا توسط سوداگران بازار فارکس مورد استفاده قرار می گیرد ولی چیزی که من هم نوشتم (با مقداری اغماض که در پست بعدی توضیح می دهم) می تواند آربیتراژ باشد چرا که با آن صرفه نظر کردن ها دقیقا در تعریف علمی آربیتراژ صدق می کند. مفهوم آربیتراژ بسیار وسیع است و حالت های گوناگونی را در بر می گیرد.

برای این که موضوع روشن تر شود به قرارداد فوروارد برای خرید دلار در سال آینده فکر کن. با تفاوت بین نرخ بهره دو کشور قیمت فوروارد باید بالاتر از قیمت اسپات باشد وگرنه آربیتراژ به وجود می آید. ضمن این که به مثال دوم آربیتراژ هم دقت کن که بسیار شبیه به معمای من بود و از جنس چیزی که شما در ذهن داری نیست.

* برای این که دقیق باشم باید بگویم معمای من دقیقا آربیتراژ نیست ولی نه به دلیل مفهومی که شما در ذهن داری بلکه به خاطر یک ریسک مشخص که در پست بعدی بحث می کنیم.

 

امیر حسین :

خوب حالا چرا نمیشه تو ایران آربیتراژ کار کرد؟؟؟
کی می تونه بگه؟؟؟
حامد ببینم خودت می تونی بگی چرا نمیشه؟؟؟؟
اسماعیل تو هم یک نظر بده؟؟؟


با تشکر

پ.ن:من خودم می دونم دلیلش چیه فقط الان نمی گم تا این بحث جالب ادامه پیدا کنه و مطالب بیشتری بیان بشه.
من خودم از چند سال پیش می خواستم این کار رو بکنم ولی به یک دلیل ساده نمی شه.
ببینم کی می تونه بگه؟؟؟

 

:

اینکه از لحاظ اقتصادی این امر چی نامیده میشه زیاد جواب عوض نمیکنه , این امر براحتی در حال انجام هست چند مثال چرا بعضی شرکتها در هنگام واردات از تسهیلات ارضی استفاده میکنند به جای ریالی
و یک موضوع که بارها اتفاق افتاده این هست فرض کنیم شما 1 میلیارد تومان سپرده نزذ بانک داخل ایران دارید مثلا صادرات خب شرکت شما در دبی درخواست تسهیلات از شعبه دبی میکنه به مبلغ 1 میلیون دلار و پشتوانه این وام میشه سپرده توی شعبه ایران بدون هیچ هزینه بیمه ارزیابی و .... حالا شرکت 1 میلیون دلار جنس وارد ایران میکنه و میفروشه باز پول سپرده میکنه
... این در عمل تا 2سال پیش وحشتناک انجام میشد اما با حالا یکم سخت شده

 

سهامدار جزء :

حامد،
کری ترید آربیتراژ نیست. چون خیلی محتمله که ارزش سبد شروع به نزول بکنه و سودی که شما از تفاوت نرخ بهره میگیری قادر به پر کردن اون ضرر نباشه.
اون مثال فوروارد هم خیلی جالب بود و شاید جالب باشه که بدونی عملاً در بازار فیوچرز استفاده میشه. یعنی میان کانترکت ماه نزدیک رو بای میکنن و ماه دورتر رو میفروشند و از اسپرد بین این دوتا بهره میگیرند. این روش رو spread hedge یا horizontal spread میگن. البته در عمل آربیتراژ واقعی یا نهار مجانی رخ نمیده و ریسکهایی داره برای خودش.

حامد: من کاملا موافقم که این کار دقیقا یک آربیتراژ نیست (و در پایان کامنت امیرحسین هم این را نوشتم). دلیلش هم همان طوری که نوشتی ریسک ناشی از داشتن موقعیت باز برای نرخ ارز آتی است. در مورد این موضوع در پست بعدی خواهم نوشت اشاره من بیشتر به امیرحسین بود که اصطلاح آربیتراژ در فارکس را با مفهوم کلی آربیتراژ خلط نکند.

 

امیر حسین :

اون روشی که جناب سهامدار جز نام بردند HEDGE ARBITRAGE نیز نامیده می شود.
یک لینک مفید به زبان فارسی در مورد HEDGE ARBITRAGE :
http://forum.sarmaye.com/showthread.php?t=3066&highlight=%D8%A2%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DA%98

 

علی بامداد کربلایی :

سلام حامد جان متاسفانه من از غافله عقبم و تازه با وبلاگت آشنا شدم و خوب طرحی در رابطه با مدیریت ریسک و روش های متفاوتش دارم که حتما از تو سایر دوستان کمک خواهم گرفت.در ضمن دیدیم یک سری کتاب معرفی کرده بودی از ایران که کتاب مقدس جا افتاده،من با اجازت میگم که دوستان حتما استفاده کنند:
مشتقات و مدیریت ریسک در بازار های نفت نوشته دکتر مسعود درخشان
کتاب بی نظیریه از یه استاد کم نظیر

 

امیر حسین :

حامد جان
ممنون از توجهتون و پاسختون
دقیقا درست می فرمایید.بنده فقط آربیتراژ را در محدوده فارکس بلدم و همانطور که خودم هم اذعان دارم سطح اطلاعات پایه ای من از اقتصاد ناچیز هستش.
ممنون میشم اگه بیشتر به این مبحث بپردازی تا بیشتر در این مورد یاد بگیرم.
فقط یک نکته و اون هم اینه که اگه می شه ساده تر توضیح بده تا من بفهمم چون همونطور که گفتم اطلاعات من از تئوری اقتصاد و مبانی اون در حد آکادمیک نیست و اتفاقا دوست دارم تا مباحث پایه ای اقتصاد و بخصوص بازارهای مالی را در حد آکادمیک یاد بگیرم.
بازهم ممنون و منتظر ادامه مطالب آموزشی و زیبای شما در این مورد هستم.

با تشکر

 

فرزانه سرافراز :

آیا این مسأله هم که نرخ بهره‌ی وام بانکها ۱۲٪ و سود سپرده ۱۵٫۵٪ است آربیتراژ است؟ یعنی می‌شود از بانکی وام گرفت و پول را در همان بانک سپرده گذاشت و ۲٫۵٪ سود برد.

حدس من این است که بانکها این پول را از مقدار عظیم حسابهای جاری که سود ندارند تأمین می‌کنند. هر کدام از بانکهای دولتی در ایران الآن حسابهای جاری یکی از وزارت‌خانه‌های بزرگ را دارند.

حامد: دقیقا. نمی دونم یکی از سرمقاله های دو هفته پیش من در مورد نرخ بهره یادت هست یا نه. آن جا من استدلال کرده بودم که نرخ بهره سپرده نمی تواند بالاتر از وام باشد وگرنه آربیتراژ رخ می دهد (و ظاهرا به قول تو رخ هم می دهد ولی فقط برای کسانی که می توانند وام بگیرند).

فکر کنم حدست هم در مورد منبع هزینه اش درست است (من هم دقیق نمی دانم). البته این که بانک ها هزینه این کار را از جایی تامین می کنند که هزینه صفر دارد آن را عقلانی نمی کند چرا که با همان منبع هزینه صفر می شود کار دیگری کرد.

 

امیر حسین :

با اجازه آقا حامد یک مطلب درباره آربیتراژ به زبان ساده

آربيتراژ پول و آربيتراژ بهره


يکی ديگر از ساز و کارهای پر کاربرد در بازار ارز ، «آربيتراژ» است . آربيتراژ نوعی فعاليت است

که طی آن ، ارز در يک بازار خريداری می شود و بلافاصله در بازار ديگر به فروش می رسد . انگيزه

«آربيتراژور» يا عامل آربيتراژ از اين اقدام ، استفاده از اختلاف قيمت ارز در دو بازار است . آربيتراژ

فقط به بازار ارز محدود نمی شود . اگر نرخ بهره در دو کشور متفاوت باشد ، در صورت آزاد بودن ورود و

خروج سرمايه ، سرمايه ها از کشوری که نرخ بهره درآن کمتر است به کشوری که نرخ بهره

بيشتری دارد ، منتقل خواهد شد . اين بار، هدف ، استفاده از نرخ بهره بالاتر است و اين اقدام

«آربيتراژ بهره» ناميده می شود .

برای اين که درک روشنی از سازوکار آربيتراژ داشته باشيم ، می توانيم آن را با مفهوم «قانون ظروف

مرتبط» در فيزيک مقايسه کنيم . براساس قانون مزبور ، هرگاه دو ظرف که ارتفاع مايع درون آن ها

با يکديگر متفاوت است با شرايط خاصی به يکديگر «مرتبط» شوند ، ارتفاع مايع درون آن ها با

يکديگر مساوی خواهد شد . آربيتراژ دقيقاْ به همين شکل عمل می کند . فرض کنيد قيمت ريالی

دلار در بازار ارز تهران و بازار ارز کيش متفاوت باشد (در تهران: ۸۴۰۰ ريال ؛ در کيش ۸۳۷۰ ريال) .

در چنين شرايطی ، آربيتراژورها وارد ميدان می شوند و با خريد دلار در بازار ارز کيش و فروش آن در

بازار ارز تهران ، مابه التفاوت قيمت در دو بازار (در اينجا ، ۳۰ ريال) را به عنوان سود از آن خود

می کنند . تاثير فعال شدن آربيتراژورها در اين دوبازار اين است :

در بازار ارز کيش ، حضور آربيتراژورها به افزايش سطح تقاضا منجر می شود و افزايش تقاضا ، باعث

بالارفتن قيمت دلار می گردد . برعکس ، در بازار ارز تهران ، حضور آربيتراژورها که با افزايش

عرضه دلار همراه است به کاهش قيمت دلار منتهی خواهد شد . اين فرايند ، تا زمانی که قيمت

دلار در دو بازار کاملاْ به هم نزديک شود ، ادامه خواهد يافت . بدين ترتيب ، آربيتراژ باعث يکسان

شدن قيمت ارز در بازارهای مختلف می شود ؛ همچنان که برقرار شدن ارتباط ميان ظروف

مختلف ، به يکسان شدن ارتفاع مايع درون آن ها منتهی می گردد .

همان طور که گفتيم ، آربيتراژ هم در بازار ارز معمول است و هم در بازار سرمايه . آربيتراژ

در بازار ارز به آربيتراژ ارز و آربيتراژ در بازار سرمايه به آربيتراژ بهره معروف است .

آربيتراژ در بازار ارز می تواند دوجانبه ، سه جانبه يا چند جانبه باشد . در آربيتراژ دو جانبه فقط

دو ارز مطرح است ؛ مثلاْ دلار و ين .

فرض کنيد در بازار ارز استانبول يک دلار با ۱۰۵ ين و در بازار ارز تهران يک دلار با ۱۰۸ ين معاوضه

می شود . يک آربيتراژور می تواند با خريد دلار در استانبول به قيمت ۱۰۵ ين و فروش فوری آن در

تهران به قيمت ۱۰۸ ين ، در هر دلار ، ۳ ين سود ببرد .

۱۱ - در آربيتراژ سه جانبه ، سه ارز مطرح است :

فرض کنيد در استانبول يک دلار با ۱۰۵ ين ؛ در اسلام آباد يک يورو با۱۳۰ ين ؛ و در تهران ، يک يورو

با ۱.۳ دلار معاوضه می شود . آربيتراژور می تواند اين فرايند را دنبال کند و به سود برسد :
در استانبول با پرداخت يک دلار ، ۱۰۵ ين دريافت نمايد .
۱۰۵ ين دريافتی را در اسلام آباد به يورو تبديل کند . از آنجا که هر يورو در اسلام آباد ۱۳۰ ين معامله می شود ، آربيتراژور با دادن ۱۰۵ ين ، ۰.۸۱ يورو بدست خواهد آورد .
در آخرين مرحله ، آربيتراژور ، ۰.۸۱ يورو را در بازار تهران به دلار تبديل می کند . از آنجا که قيمت دلاری يورو در اين بازار ۱.۳ است ، وی در مقابل ۰.۸۱ يورو ، ۱.۰۵ دلار دريافت خواهد نمود .

بدين ترتيب ، چرخه آربيتراژور که با يک دلار آغاز شده بود ، با يک دلار و پنج سنت پايان می پذيرد و

آربيتراژور از اين رهگذر ، ۵ سنت در هر دلار سود می برد .

لازمه انجام موفقيت آميز آربيتراژ ، وجود امکانات اطلاع رسانی و فنی کافی و کارآمد است .

در کشورهايی که چنين امکاناتی وجود نداشته باشد ، يا آربيتراژ ارز صورت نمی گيرد و يا مستلزم

هزينه های بيشتری نسبت به کشورهای پيشرفته است

منبع:
www.sarmaye.com

 

اسماعيل :

امير حسين من كلي حرف زدم بابا!و دريغ از يه نظر روي بحث هامون!!! بحث من اين بود كه اگر نرخ ارز شناور باشه و ورود و خروج سرمايه هم آزاد بازهم به دليل سود انتظاري صفر كسي سراغ اين آربيتراژ نمي ره. بحثي كه فعلا حامد به اون نپرداخته اصل قضيه يعني آربيتراژ نرخ بهره است كه به نظرم يك مبحث اقتصاد كلان هستش.آربيتراژ نرخ بهره بين پوند و ين انجام مي شه به دليل اختلاف نرخ بهره و نرخ ارز(فرمولي كه مطرح كردم و متاسفانه نه روزبه و نه حامد و نه كس ديگه اي روي اون حرف نزد!)هستش و محاسبه هم كرديم و ديديم كه نرخ برابري ين و پوند بايد چقدر باشه تا اين آربيتراژ انجام نشه. يعني نرخ ارز در ژاپن به صورت صوري شناوره و در واقع كنترل مي شه. توي ايران هم آربيتراژ نرخ بهره انجام مي شه منتهي همه نمي تونن اين كار رو بكنن!! و اين مي شه كه سود آربيتراژ پا برجا مي مونه. اما چيزي كه معماست و قسمت زيباي قضيه است عدم تمايل آربيتراژورها بين دو كشوري هست كه نرخ ارز شناور دارن و ورود و خروج سرمايه هم آزاده مثل سوئيس و اتريش(مثالي كه حامد گفته).من مفصل توضيح دادم(با مثال عددي) كه آربيتراژورها مي دونن با ورود اونها به مقصد آربيتراژ چه اتفاقي مي افته و به اين خاطر سراغ قضيه نمي رن.امير حسين بحث با تو خيلي كمك كرد تا تو واقعيت هم مثال هايي رو ببينم و تحليل خودم رو تكميل كنم. ولي متاسفانه فقط من و تو بحث كرديم و تقريبا همگرا شديم. توي بحث وقتي همگرا شدي ديگه بحث تقريبا متوقف مي شه! به همين دليل من از روزبه و حامد و بقيه خواستم يه طورايي نظر بدن كه خب وقت ندارن. من كه فكر نمي كنم مباحث پيچيده فاينانس در خصوص آربيتراژ كمكي به حل معماي آربيتراژ نرخ بهره بكنه. بايد منتظر بود و ديد حامد بحث رو چطور هدايت مي كنه.
راستي حامد گفتي كه روي اين قضيه تحقيقاتي هم شده. ممكنه اگه دسترسي داري چندتا لينك معرفي كني؟
يه گلايه اساسي هم بكنم از روزبه و حامد و پويان مشايخ. وقتي به يكي از اقتصاددان هاي مطرح اقتصاد پولي ايميل زدم تو دلم گفتم بابا بي خيال اسماعيل! يارو نه وقت داره و نه اصلن توجهي به ايميل تو مي كنه. مساله اي را باهاش بايد مطرح مي كردم. در كمال ناباوري بعد از چند روز اين آقا كه در سال 2005 معاون خزانه داري ايالات متحده بوده(توجه كنين!) و بيش از 50 تا مقاله در نشريات معتبر اقتصادي داره و 5 تا كتاب نوشته و ... جواب ايميل من رو با محبت تمام داد! ولي براي پويان كامنت گذاشتم كه درباره مساله اي كمي توضيح بده. از حامد و روزبه خواستم كه روي بحث يه كم زوم كنن تا مام چيزي ياد بگيريم اما دريغ!
پيشنهاد مي كنم يه بار براي منكيو از دانشگاه هاروارد يا گري بكر كامنت بگذارين. دو تا چيز مي بينين.اينقدر دقيق مي شن روي سوال يا بحث كه انگار برنده جايزه نوبل براشون كامنت گذاشته! و اصلا از كنار قضيه نمي گذرن.
بگذريم. فكر كنم بعد از 20 تا كامنت و دو روز بحث يه كم غرغر لازم بود.

حامد: اسماعیل گارداش! بابا نه خبر دی.

شرمنده من امتحان داشتم و مریض بودم. دیروز فقط تونستم این مطلب را بنویسم که در واقع واکنشی به کامنت های شما ها بود چرا که فکر کردم مفهوم آربیتراژ هنوز روشن نیست (و معلوم هم شد که نبود) و لذا برای روشن تر شدن بحث بعدی گفتم بزار مقدمات را هم بحث کنیم.

ببین همون طور که خودت اشاره کردی بحث سه زاویه دارد. یکی این که تو حساب می کنی که نرخ ارز در پایان سال چه قدر باید باشد که آربیتراژ از بین برود. این درست و معقول.

یکی دیگر این که به قول تو چرا در کشورهای دارای ارز شناور قیمت ارز اون طور تعدیل نمی شه و این برای تئوری برایری نرخ بهره کمی عجیبه. یکی هم این که در کشوری مثل ایران که نرخ ارز تثبت شده (و لذا اون تعدیل مد نظر تو اتفاق نمی افته) چرا این آربیتراژ رخ نمی ده. من سعی می کنم برای دو لایه آخر چیزهایی و لینک هایی بنویسم. به زودی. قول می دم.

 

بهاره :

هوم.... می گم این کامنت فرناز من را یاد بحث های این روزها انداخت که یک سری ها وام می گیرند از بانکها بعد می رند در یک بانک دیگر سپرده می گذارند و دولت به عنوان مفسده اقتصادی داره پی آنها را می گیرد.
چه هیجان انگیز.

 

امیر حسین :

سلام
آره اتفاقا نظر من هم اینه که سایر دوستان هم هر چی می دونند و فکر می کنند رو اینجا بیان کنند تا به آموخته های همه اضافه بشه.
من که به شخصه همونطور که قبلا اذعان داشتم و دارم دراین مورد دیگه سوادم ته کشیده...
البته من هم با اسماعیل موافقم که دیگران حتما تو بحث شرکت کنند ولی نه با این خشانت و شدت...lol(اسماعیل جان شوخی کردم بدل نگیر تورو خدا)
ولی جدای از شوخی، من خودم،چون بخاطر کار فارکس تا دیر وقت پشت pc هستم،هی میومدم و سر می زدم شاید کسی مطلب جدیدی بزاردمی دیدم زهی خیال باطل شب بلند است و فقط قلندر بیدار بقیه خوابن.البته انتظاری هم نیست که بقیه تا دیر وقت بیدار باشند و بخوان به سوالات ما پاسخ بدن ولی من که به شخصه خیلی مشتاق ادامه بحث و یادگیری بیشتر از دوستان و اساتید هستم.
بهمین خاطر دیشب گشتم و یک مطلب جالب در این مورد پیدا کردم.فکر کنم بطور تحلیل توضیح می ده که چرا آربیتراژ ارز بین دو کشور با ارز شناور ممکنه سودآور نباشه،درست همون تحلیل زیبایی که اسماعیل کرد.
نکته جالب این بود که خودم هم با خوندن اون مطلب تازه فهمیدم که کری ترید همون آربیتراژ بهره هستش.

با تشکر

پ.ن:راستی اسماعیل به اون سایتی که گفتم رفتی؟؟؟نتیجش چی بود؟؟؟؟آقا هر چی از این ببعد دربیاری نصف نصفه ها گفته باشم...lol(بازم شوخی کردم هر چی اگه تونستی دربیاری نوش جونت--البته اگه تونستی..lol )

حامد: آقا از همین اولش بگم که این جا مالیات داره. نمی شه بیاید و برید و با هم شراکت تجاری به هم بزنید و بعد سهم ما را فراموش کنید.1% سود همکاری تون مال منه :)

امیرحسین اتفاقا مطلب جالبی گذاشته بودی و خوشحالم که برایت روشن شد که کری ترید هم می تونه آربیتراژ باشه. حالا ما تازه داریم به اصل معما می رسیم. اصل معما اینه که قضیه عدم آربیتراژ می گه که نرخ ارز باید طوری تعدیل بشه که امکان آربیتراژ نرخ بهره را از بین ببره ولی سوال مهم اینه که چرا لزوما این اتفاق نمی افته و به نظر می رسه که امکان آربیتراژ نرخ بهره در بازار وجود دارد. این موضوع پست بعدی است.

 

امیر حسین :

آخ که این پوند/ین من می میرم براش...
الان که داشتم اینجا پر چونگی می کردم دوباره مثل دیروز شد...

اصلا من همش این موقع میام اینجا هی پر چونگی میکنم...

قربون همتون

 

اسماعيل :

خدا بد نده حامد. بابا خودم مي دونستم قطعن مشغولي. بگذار سر فرصت پس. اما در مورد اينكه چرا تو اقتصادي كه نرخ ارز شناوره و اختلاف نرخ بهره وجود داره آربيتراژ انجام نمي شه گفتم كه مي شه اين مساله رو طرح كرد كه سود انتظاري آربيتراژ صفره(حالا اونجا مي توني با اساتيد مشورت كني و مدل كردن و اين هام بد نيست روش كار بشه)چون با فرض عقلايي بودن آربيتراژورها همه مي دونن چه پيش خواهد آمد. در مورد فرآيند احتمالي هم توضيح دادم. در خصوص ايران هم گفتم كه ورود و خروج آزادانه به بازار ايران براي همه ممكن نيست و صد البته عده خاصي آربيتراژور دارن از همين جريان سود مي برن(عرصه غير رقابتي) در صورتي كه شرايط براي ورود همه آربيتراژورها فراهم بود كسي وارد نمي شد!!در مورد ژاپن هم كه با مثال عيني اميرحسين تكميل شد گفتم كه نرخ ارز اون ها شناور نيست و روي محدوده مشخصي كليد شده و با فرمولي كه ارائه دادم نشون داده شد اگر قرار باشه آربيتراژ انجام نشه نرخ ارز انتظاري آربيتراژورها بايد برابر با چي باشه ولي روي مثلا230 تا 240 ين براي هر پوند كليد شده و خيال آربيتراژور راحته.
وقت كردي سر فرصت رو مدل كردن جريان فكر كن چون فرض من غلط نيست(مي توني با يكي از اساتيد چك كني؟)يعني سود انتظاري صفر. ببين حامد من دو شبانه روز روي جريان فكر كردم. كاري هم ندارم اين جريان يعني عدم بهره برداري از اختلاف نرخ بهره و نرخ ارز آربيتراژ هست يا نه. فقط تلاش كردم تحليل كنم چرا اين فعاليت در جايي انجام مي شه و در جايي نمي شه. محض رضاي خدا اگه تب نداري و امتحانتم تموم شد يه دقيقه اين فرمول رو روي كاغذ بنويس.

 

َAli :

با سلام
من فقط می خوام بگم چرا همه نمی تونن از این راه پولدار بشن؟
1-علتش مشکل وثیقه وهزینه انعقاد قرارداده. در مثال شما(یه فرد عادی) اگه بخواهی 1000000$ وام بگیری یه وثیقه با همین ارزش و معتبر برای بانک می خواد که آخرش( 15-8=)%7 سود بهت میرسه تازه باید هزینه انعقاد قرارداد رو ازش کم کنی . باید توجه داشت تو اروپا افزایش قیمت وثیقه و اجارش خیلی زیاد نیست.پس بهتر وثیقه را بفروشیم و با پولش 15%تو ایران سود بگیریم.
2- اگه این کار برای همه میسر بود پس از مدتی نرخ بهره در دو کشور تقر یبا یکسان می شد.

 

اسماعيل :

امير حسين جان بد نگذره! هنوز وقت نكردم برم تو نخ سايته. حسابي بايد جالب باشه.راستي لينك مطلبي كه خوندي رو چرا نگذاشتي اينجا؟؟؟؟شديدن بهش احتياج دارم.
حامد جان حق تو هم محفوظه چون فعلا يك درصد صفر مي شه سهمت!(شوخي كردم. ولي خداييش خيلي پول سازي) فاركس باز شدم خبرت مي كنم. در مورد اين كه:قضیه عدم آربیتراژ می گه که نرخ ارز باید طوری تعدیل بشه که امکان آربیتراژ نرخ بهره را از بین ببره ولی سوال مهم اینه که چرا لزوما این اتفاق نمی افته(به خاطر شناور نبودن ارز و كليد كردن روي محدوده مشخص. مثال ژاپن) و به نظر می رسه که امکان آربیتراژ نرخ بهره در بازار وجود دارد(براي بازارهاي مثل ژاپن و ايران-البته تو ايران فقط عده اي مي تونن اين كار رو بكنن- آربيتراژ نرخ بهره انجام مي شه ولي وقتي ارز شناور باشه و ورود و خروج آزاد و شرايط رقابتي، سود انتظاري صفر خواهد بود و كسي آربيتراژ نمي كنه)" هم فكر كنم تو كامنت قبلي دقيق گفتم نظرم چيه. منتظر پست بعدي ات هستم.

حامد: اسماعیل من یک بخش حرفت را متوجه نمی شم. اگر ین ژاپن روی پوند فیکس شده باشه و نرخ بهره ژاپن و انگلیس متفاوت باشه که قطعا فرصت آربیتراژ به وجود می آید.

 

امیر حسین :

سلام اسماعیل جان
چرا لینکشو زیر مطلب قبلی گذاشتم.
دوباره می زارم:
www.sarmaye.com

 

امیر حسین :

چی گفتی اسماعیل؟؟؟
حق حامد محفوظه؟؟؟من کمکت کردم اونوقت حق حامد محفوظه؟؟؟ها ها ها ها چی چی چی چی...چی وگفتی؟؟؟...lol

 

اسماعيل :

حامد تقصير از منه چون شديدن اسهام قلم دارم!روزنامه نگاريه ديگه! بايد در يك كامنت شفاف صحبت مي كردم. ولي مي دوني با هر كامنتي كه با اميرحسين رد و بدل شد هي قضيه برام پخته تر مي شد(كامنت دوني خاصيت تكامل دارويني داره!).
در مورد ژاپن گفتم كه آربيتراژ انجام مي شه خب.دقيقا به همون دليل فيكس كردن ين روي ارزهاي خارجي.توي فرمول هم نرخ ارز انتظاري رو درآوردم كه اگر 385 ين براي هر پوند بگذارن بشه(كه نمي ذارن بشه و روي يه رنجي فيكس شد-الان239 ولي نرجش رو بايد دربيارم- و آربيتراژورها اين رو مي دونن و نرخ برابري ين و پوند تقريبا معلومه) كسي آربيتراژ نخواهد كرد. البته طبق حرفاي امير فاركس(امير حسين سابق) گفتم تو ژاپن آربيتراژ مي شه ولي تئوري هم اين رو تصديق مي كنه. اين قسمت ژاپن خيلي گيج كننده ست. چون بحث انتظارات آربيتراژورهاست.
فرمول رو چه كردي حامد؟ چيزي ازش در مياد؟
پ.ن: امير جان كو پول؟
پ.ن: جل الخالق! حامد دارم كامنت مي ذارم اينترنت مي ره روي آدرس وبلاگ مريم(همسر محترمت)!!!!!!!

حامد: اسماعیل من متاسفانه نمی تونم فرمول تو را دقیق بخونم ولی یک فرمول استاندارد در محاسبات نرخ آتی ارز است که می گه
S1=S0 (1+ i1 / 1+i2) ok!

قیمت بدون آربیتراژ را می ده که در اون S0 قیمت اول سال ارز خارجی (مثلا قیمت دلار به ریال) و S1 قیمت آخر سال است. i1 , i2 هم به ترتیب نرخ بهره در کشور اول (ایران مثلا) و دوم (آمریکا مثلا) است. آیا فرمول تو دست آخر همین را می گه؟

 

اسماعيل :

گلاب به روتون منظورم اسهال قلم بود!

 

امیر حسین :

سلام اسماعیل جان
آقا گلاب به روی همگی
ولی رد این مورد فکر کنم شما دچاری بیماری پیشرفته تر "اسهال کیبورد" باشید...lol(شوخی کردم..)
این اصطلاح رو هم من خودم در نیاوردم و بخاطر رعایت حق کپی رایت باید بگم که اونو اولین بار در وبلاگ نیکان(نیک آهنگ کوثر)خوندم.

با تشکر


پ.ن:ولی فکر کنم منم مبتلا هستم خودم خبر ندارم!!!!

 

اسماعیل :

سلام حامد جان. شرمنده 3 روز به اینترنت دسترسی نداشتم!همین الان تونستم آن لاین بشم. فرمول رو فردا مرتب شده ایمیل می کنم. فرمول تعیین نرخ آتی ارز همونه ولی کمکی به حل معما نمی کنه.من نرخ انتظاری ارز رو محاسبه کردم.شایدم جایی به خطا رفته باشم. پس فرمول رو میل می کنم و بعد تعامل می کنیم.فکر می کنم نرخ آتی ارز با نرخ انتظاری ارز فرق داشته باشه. نرخ آتی ارز همونی هست که در اثر تغییرات نرخ بهره یا نرخ ارز یا هر دو به وقوع می پیونده(یعنی مکانیسم بازار حکم می کنه که چنین بشه) ولی نرخ انتظاری ارز برای آربیتراژورها محقق نمی شه.(یعنی آربیتراژورها مکانیسم بازار رو می دونن و می فهمن نرخ ارز در آینده چه خواهد بود پس سودی رو انتظار ندارن). باید بیشتر فکر کنم.

 

اسماعیل :

حامد جان شرمنده. حسم بهم گفت نرخ انتظاری و نرخ آتی یکی هستن و حرفم زیادی بی ربطه. فرمول رو وباره نگاه کرم. شرط تعادلی که بهش رسیدم همون فرمولیه که گفتی. یه آیتم رو اشتباه وارد کردم و فرمول الکی پیچیده شد! حالا کسی که این نرخ ارز آتی رو محسابه کرده دقیقا فرض سود انتظاری صفر رو لحاظ کرده؟
پ.ن: به خاطر اشتباه فاحشم از همه معذرت می خوام بالاخص حامد. خب بابا تو این همه فکر کردن و نوشتن یه کوچولو اشتباهم گیر میاد دیگه. ولی ثمره میمونی داشت.

 

اسماعیل :

خدا پدر و مادر این ویکی پدیا رو بیامرزه! بنده با تمام جسارت عذر خواهی ام رو پس می گیرم. از روزی که حامد این بحث رو کرد اونقدر فکرم مشغول بود که حتی یکبار هم سراغ این سایت نرفتم. خب اینجا گفته نرخ آتی و نرخ انتظاری فرق می کنه و فرمولش هم فرق می کنه!با این تفاوت که نرخ بهره ها هم باید متغیر لحاظ بشن و نه ثابت. فرضی که من کردم(و البته یه آدم بیکار پیدا بشه و کامنت ها رو بخونه توضیح دادم که اصولن باید نرخ بهره ها تغییر کنن و این عقلاییه)
http://en.wikipedia.org/wiki/Interest_rate_parity
ولی بحثی در مورد این که این فرمول رو علما از کجاشون درآوردن نمی کنه و یا تحلیلی در مورد مکانیسم بازار ارائه نمی ده. یه فرمول خشک و خالی که اگه اینطوری شد و این از اون کوچیکتر شد فلان می شه. خب ساعت 2 شب شد! تکاور بودن هم خیلی سخته ها!
بازم می گم حتی اگه ریسک یک اقتصاد(اتریش) بالاتر از یکی دیگه(سوئیس) باشه و نرخ بهره ها متفاوت باشن با فرض شناوری نرخ ارز هرگز آربیتراژ صورت نمی گیره.
اشتباهی که در ویکی رخ داده و مثال ژاپن رو آورده همینه:

General Rules: If the forward rate is lower than what the interest rate parity indicates, the appropriate strategy would be: borrow Yen, convert to dollars at the spot rate, and lend dollars.

If the forward rate is higher than what interest rate parity indicates, the appropriate strategy would be: borrow dollars, convert to Yen at the spot rate, and lend the Yen.

این جنرال رول نیست! فقط در اقتصادهایی مثل ژاپن و ایران و هر اقتصادی با نرخ غیر شناور ارز و غیر رقابتی(ایران) اتفاق می افته. توی ویکی اصلن آربیتراژ نرخ بهره رو معما فرض نکرده که پس چرا بعضی جاها جنرال رول عمل نمی کنه!!!!

حامد: سلام اسماعیل حالا رسیدیم به اصل بحث. اون فرمول از همون شرط بدون آربیتراژ یعنی همون چیزی که تو درآوردی بیرون می آید ولی معمای اصلی همون طور که تو گفتی اینه که چرا در مورد ژاپن و ایران صادق نیست. من حالا در موردش در پست بعدی بحث می کنم.

 

اسماعيل :

حامد جان سلام. معماي اوليه تو اين بود كه چرا آربيتراژ نرخ بهره با وجود سودآوري انجام نمي شه. من رو اين جريان كار كردم و تحليل هام رو هم ارائه دادم. در مورد ژاپن و ايران هم گفتم كه آربيتراژ انجام مي شه و اگر نشه عقلايي نيست چون سودآوره. در ژاپن چون نرخ ارز فيكس شده بنابراين نرخ انتظاري همون نخواهد بود كه سود انتظاري رو صفر مي كنه. در مورد ايران هم مطمئنا آربيتراژ انجام مي شه اما به دليل شرايط غير رقابتي فقط عده اي موفق به اين كار مي شن.توي كامنت ها نرخ ارز انتظاري(براي ژاپن) رو سر انگشتي حساب كردم.اونها با فيكس كردن ين از شكل گيري انتظارات جلوگيري مي كنن و آربيتراژ سودآور مي شه. در مورد ايران هم فقط اجازه بده بگم كه شرايط غير رقابتيه. يعني مني كه دارم آربيتراژ مي كنم خيالم راحته كه به دليل عدم ورود ديگران سود صفر نخواهد شد. پس دوتا موضوع اساسي اينجا هست:1- نرخ ارز شناور 2- ورود و خروج آزاد(درست مثل بحث ورود و خروج به و از صنعت.منتهي همونطور كه قبلا صحبت كرديم موانعي براي ورود و خروج وجود داره ولي بازار مالي و ارز فكر كنم با اين تكنولوژي امروز چند ساعته به تعادل برسه(سود اقتصادي صفر). مكانيسم بازار رو هم توضيح دادم كه چطور ورود و خروج آزاد و نرخ شناور ارز در به تعادل رسوندن بازار موثر هستن.
يه چيز ديگه رو هم روش تاكيد كردم كه حتي اگر ريسك ايران در سطح ريسك آمريكا بود هم(با فرض شرط ورود و خروج آزاد و نرخ ارز شناور)آربيتراژ انجام نمي شد. يعني بحث ريسك در گره گشايي معما جايي نداره.
در مورد نوشته ويكي نظري نداري؟ چيزي كه تو ويكي پديا اومده جنرال رول نيست. صرف مثال ژاپن نويسنده رو به خطا برده.
سوال ديگه من اين بود آيا ريشه شرط تعادلي كه گفتي و منم درش آوردم همون فرض سود انتظاري صفره؟ من نتونستم پيدا كنم اين فرمول رو از كجا آوردن.

 

اسماعيل :

منظورم از تعادل عدم دخالت عامل بيروني آربيتراژ در تغييرات نرخ بهره و ارز بود. يعني شما بدون هراس از رخنه آربيتراژورها مي تونين مدل پولي و ارزي خودتون رو طراحي كنين چون آربيتراژورها عاقل هستن! تا حالا به چنين چيزي برخوردي حامد؟ طرف به خاطر عاقل بودن سراغ سود نره؟ چون عاقله سود انتظاري رو پيش چشمش داره.
من نرخ ين/پوند رو حساب كردم از فرمول. بر اساس شاتباهي كه تو فرمول قبلي داشتم نرخ اشتباه محاسبه شده بود. نرخ انتظاري بايد هر پوند براي 65 ين باشه كه بسيار گرون تر از 239 ين هست. يعني ژاپني ها نرخ ارز رو براي افزايش قدرت رقابتي شون زيادي پايين نگه مي دارن. از طرفي نرخ ارز تو ايران بسيار بالاتر از رقم صوري 936 تومن هست. يعني اگر شرايط برقرار بود نرخ انتظاري دلار با فرض بهره 8 درصد آمريكا و 15 درصد اوراق مشاركت بايد حدود 1700 تومن! بود تا سود انتظاري صفر بشه ولي 936 تومن هست. البته تنها تغييرات نرخ ارز نيست كه سود انتظاري رو صفر مي كنه بلكه تغييرات بهره هم در دنياي واقع موثره. تمام اين ها چيزهايي است كه يك آربيتراژور عاقل روي اون فكر مي كنه و تو ايران و ژاپن سود مي كنه و جاهاي ديگه مي دونه سودي در كار نيست.

 

:

ضمن سلام ؛ بسیار از مشاهده وبلاگ شما خوشحال شدم . گرچه بصورت اتفاقی سایت شما را ورق میزدم لیکن نوع نگرش شما به انگاره های دولت اسلامی به موضوع سوخت را بسیار جالب دیدم . ضمن تشکر از سایر دوستان در صورت تمایل خرسند خواهم شد مکانیسم عملکرد کارت سوخت ، نقاط ضعف و قوت آن را بدلیل هماوایی با شغل و گرایش تحصیلی خود جهت اطلاع دوستان درج نمایم. دکتر ز از ناتینگهام انگلستان

 

esmaeil :

دکتر خیرخواهان به مطلب آربیتراژ لینک داده بود و داغ دل ما رو تازه کرد. حامد تو نوشته ات اگه خدا نکرده آماده شد معما رو باید این طور طرح کنی که: چرا بین مثلن اتریش و سوئیس آربیتراژ نمی شه؟ در مورد ایران که گفته بودی چرا آربیتراژ نمی شه به نظر اشتباه کردی. در ایران آربیتراژ انجام می شه.
فکر کنم باید تو نوشته ات روی همون مثال خودت زوم کنی و نه ایران.

 

:

خيلي جالب بود

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007