« مهارت های کاری | صفحه اول | زندگی و زمانه تکاورها: شماره دو »

28 مهر 86

زندگی و زمانه تکاورها

ما در ایران شرکت های بزرگ مشاوره نداریم که روی تربیت نیروی انسانی سرمایه گذاری کنند. نیروی انسانی هم بین شرکت های مختلف و کارفرمایان متفاوت در حال جا به جایی است و لذا کسی انگیزه ندارد برای تربیت نیرویش انرژی چندانی صرف کند. لذا متاسفانه توسعه مهارت ها تا حد زیادی به عهده خودمان است. من ایده های خودم نسبت به مهارت ها و سبک زندگی یک نیروی تکاور (البته عمدتا در صنعت مشاوره) می نویسم. شما هم لطفا بنویسید که یاد بگیریم.

1) به تولید خروجی در سر موقع و در چارچوب بودجه متعهد باشید. کار حرفه ای شوخی بردار نیست و هیچ کارفرمایی هم ریالی پول اضافه ندارد تا کنجکاوی سقراط وار شما را ارضاء کند. یکی از بدترین ضربه هایی که من خورده ام از رفقایی بوده که خیلی عمیق می اندیشیدند ولی حواسشان نبود که یک شرکت مشاوره خصوصی با یک مرکز تحقیقاتی دولتی متصل به پول نفت فرق دارد.

2) سرنخ های اطلاعاتی در رشته خودتان را بشناسید. یک تکاور خوب معمولا 5 تا سرنخ به سرنخ مدیرش اضافه می کند و از این طریق است که حرف های جدیدی برای تحویل دادن دارد. این کار مستلزم این است که یک جوری نسبت به محیط حرفه ای تان هوشیار (آلرت) باشید و حتی در هم اسم هم شده اتفاقات جدید را دنبال کنید. بخش مهمی از سرنخ ها از دانستن اسم و مشخصات آدم های مطرح و کتاب های جدید و مجله ها و سایت ها و شرکت ها و موسسات و همایش ها و .... به دست می آید. سعی کنید نسبت به موجودیت های حوزه خودتان کاملا آگاه باشید.

3) فراموش نکنید که همیشه داشتن یک خروجی ناقص بسیار به تر از نداشتن خروجی و سر دواندن مدیرتان است. بخشی از مشکل معمولا از این ناشی می شود که حوصله ندارید یا نمی توانید خودتان را متعهد کنید که همین قدری که کار کرده اید را کنار هم بگذارید و روی کاغذ بیاورید.

4) به نوشتن عادت کنید. تا وقتی ننویسید موضوعات در ذهنتان روشن نمی شود. بنویسید و بعدا اصلاح کنید ولی با نوشتن راحت باشید. مدیران کسانی که می توانند به زبان مکتوب روان صحبت کنند را خیلی دوست دارند.

5) منظم باشید. اگر ده ها فایل از اینترنت پیدا می کنید قطعا در دل آن ها گم خواهید شد. اگر منظم باشید همین کار اندکتان برای تیم خروجی مهمی است.

6) تکاورها همیشه کارشان را دوست دارند و با کارشان حال می کنند. اگر انگیزه نداشته باشید نمی توانید 20 ساعت مداوم روی یک پروژه کار کنید و اگر نتوانید این کار را بکنید تکاور نمی شوید. بنابراین سراغ کارهایی بروید که شخصا لذت می برید. جذاب ترین کار دنیا برای من این است که یک موضوع بهم بدهند و بگویند هفته بعد برای عده ای مدیر راجع به تحلیل آن صحبت کاربردی کن. چون با این کار حال می کنم حتی موقع خواب هم دارم سخن رانی و مدل هایم را اصلاح می کنم.

7) مهارت های ارائه را یاد بگیرید. اصلا کار سختی نیست و یک سری اصول دم دستی دارد. ممکن است ایده های خوبی داشته باشید ولی اگر نتوانید آن را روشن به بقیه منتقل کنید جدی گرفته نمی شوید.

8) خودتان را به کار با اشکال و نمودارهای مفهومی عادت دهید. یکی از بزرگ ترین مهارت های تکاوران خلق مدل های مفهومی برای مساله ای است که روی آن کار می کنند. مدل مفهومی به شما اجازه می دهید تا نتایج را جمع بندی کنید و با بقیه گفت و گوی موثر برقرار کنید. تا می توانید در حوزه کار خودتان مدل های مفهومی متنوع بخوانید و ببینید دیگران چه گونه یک مساله پیچیده را با چند متغیر کلیدی جمع بندی می کنند. فراموش نکنید که بدتر چیز این است که فقط یک مدل مفهومی ساده و همه گیر را بشناسید و همه چیز را در قالب آن توضیح دهید.

9) "کتاب های" درسی دوره لیسانس و کتاب های آموزشی رشته مدیریت را خیلی جدی نگیرید. آن ها مقدمه قضیه هستند. مقاله بخوانید و مقاله بخوانید و مقاله بخوانید. مورد کاوی هم زیاد بخوانید. کتاب آدم را کلیشه ای و ملانقطی می کند و مقاله آدم را پخته و فرهیخته. اقتصاد استثناء است. در اقتصاد متون اساسی (مثل اقتصاد خرد مس کولل) اگر خوب خوانده شوند آدم را عمیق می کنند.

10) با گوگل و کتاب خانه رفیق باشید. وقتی دستور کاری را تحویل گرفتید اول فورا بروید سراغ جست و جوی پیش رفته گوگل و در عرض 10 دقیقه پاورپوینت های آن حوزه را سریعا مرور کنید. این طوری دیدتان خیلی خوب می شوید. فراموش نکنید که نباید در این حد توقف کنید و گرنه یک کارفرمای هوشمند بدجوری حالتان را می گیرد.

11) برای خواندن گزارش های تولید شده توسط مشاوران و متخصصان دیگر حریص باشید. هر جا که دستتان رسید گزارش های مشاوران خوب را بخوانید و الگوبرداری کنید. اگر رفقایی در شرکت های مشاوره دیگر دارید بهشان سر بزنید و گزارش هایشان را تورق کنید و از روی کردشان بیاموزید.

12) خودتان را عادت دهید که وقتی روی یک سازمان یا یک موضوع خاص کار می کنید چه طور در عرض یک ساعت دید جامعی از آن به دست آورید. یاد بگیرید که در هر مساله ای متغیرهای کلیدی چیست که باید در نیم ساعت اول آن ها را شناخت. این مهارت مهمی است که آدم به مدیر یا کارفرمایش نشان دهد که نکته را گرفته است.

13) خلاق باشید. تنها تکاور غیرخلاق تکاور مرده است. متاسفانه این یکی کمی ذاتی هست ولی قطعا می شود تا حدی بهبودش داد. ذهنتان را آزاد بگذارید و به جنبه های دیگر فکر کنید که در ذهن مدیر یا کارفرمایتان نبوده و واجد ارزش است.

14) با مدیرتان دائم در ارتباط باشید. سعی کنید هر روز خروجی تولید کنید و به بحث بگذارید تا هم او حس کند که شما در حال جلو رفتن هستید و هم شما مسیر اشتباه نروید.

15) چون چکش یک تئوری (مثلا سیستم دینامیک) را یاد گرفته اید همه دنیا را میخ نبینید. به تئوری ها و ابزارهای مدل سازی متعدد مسلط باشید تا سرجایش از ابزار مناسب استفاده کنید. دانستن ابزارهای مدل سازی عمیق و کاربردی شما را در بین مشاوران محبوب می کند. از کلیشه های کتاب درسی پرهیز کنید و سعی کنید فلسفه و فروض مدل ها را خوب بدانید.

16) به مکانیسم مرور همکارانه (Peer Review) به شدت اتکا کنید. هر کاری را قبل از تحویل به مدیر به همکارانتان بدهید تا بخوانند و تا می توانند ایراد بگیرند. به غلط های جزیی حساس باشید. شیطان در جزییات لانه می کند. مدیران خروجی کار بدون ایراد را دوست دارند.

17) اول کار سعی کنید یک ماکت یا مدل از کل مسیر برای خودتان ترسیم کنید. بعد بروید سراغ خروجی که باید تحویل مدیرتان بدهید و آن خروجی را در ذهن خودتان شبیه سازی کنید. بعد مسیر استنتاج معکوس (Backward Induction) را طی کنید و ببینید از الان چه کار باید بکنید که به آن خروجی برسید.

18) هر چه زبان و رایانه بدانید باز هم کم است. اگر اقتصادی هستید هر چه ریاضی بدانید باز هم کم است. باید در جست و جوی اینترنتی و بانک های داده و درست کردن صفحات اچ تی ام ال و الخ حرفه ای باشید.

19) حریص و تنبل نباشید. اگر قرار است بابت پروژه ای پول مشخصی بگیرید و نفرساعت مشخصی صرف کنید همان قدر کار کنید. طبع آدم از کار گریزان است و دوست دارد با ساعت کم تری کار را سرهم بندی کنید. جلوی خودتان را بگیرید. این را شعار همیشگی خودتان بکنید که " اندکی پول کم تر بگیر و اندکی بیش از مقدار مقرر کار کن".

20) دوراندیش باشید. از محیط های اداری پرهیز کنید ولو این که وام مسکن و مجتمع تفریحی و حقوق بی دردسر و بن و اینترنت پرسرعت داشته باشد. کسی در اداره تکاور نمی شود. سعی کنید کارراهه خودتان را از شرکت های کوچک و جاهایی که شما را در معرض کارهای پرچالش و پیچیده و فسفرسوز قرار می دهد شروع کنید. ذهن تکاور باید ورزیده باشد. این جوری خیلی سریع رشد مهارتی پیدا می کنید.

21) تکاوران باید از بقیه تکاوران یاد بگیرند. کارهای پردرآمد ولی آبکی را به کارهای سخت و کم پول که به شما اجازه کار کردن زیر دست یک تکاور کهنه کار را می دهد ترجیح ندهید.

22) اعتماد به نفس داشته باشید. لزوما مدیر شما چیز زیادی راجع به کاری که به شما سپرده است ندارند (همکاران فعلی و آتی بنده لطفا سوء استفاده نفرمایند :) ) بنا براین خود را به کلمات کلیدی و سرنخ های مدیرتان محدود نکنید.

23) اعتماد به نفس داشته باشید و مرتبا نگویید من که چیز خاصی راجع به موضوع نمی دانم. سعی کنید حداکثر چیزی که می دانید و می اندیشید را مرتب روی کاغذ بیاورید و تحویل دهید.

24) خودتان را عادت بدهید که از کلمات مد روز (Fads) خوشتان نیاید. این کلمات به درد سوسول های بخش بازاریابی می خورد. تکاور باید "تئوری" و مفهوم (Concept) زیاد بداند و نه اصطلاح.

25) با حرفه تان زندگی کنید. وقتی بیرون محل کار هستید و باید در صف اتوبوس و نان معطل شوید یا مجبورید در مهمانی خسته کننده ای شرکت کنید ذهن خود را متوجه مساله ای که رویش کار می کنید بکنید و ایده هایتان را یادداشت کنید. لطفا این توصیه را در زمان رانندگی فراموش کنید وحواستان به ماشین ها باشد.

26) متمرکز باشید. متمرکز باشید. متمرکز باشید. هیچ آدم پراکنده و شلخته ای تکاور نمی شود. روی یک حوزه بمانید و با اتکا به تجربه هایی که روی هم می اندوزید تکاور شوید. بعید نیست که این کار در کوتاه مدت درآمد شما را کم کند ولی در بلندمدت موفق می شوید.

27) کتاب های کاربردی و جدید و منتشر شده توسط ناشر معتبر خارجی در رشته های اطراف حوزه خودتان (مثلا جامعه شناسی و روان شناسی و حقوق) بخوانید تا ذهنتان باز باشد. اگر مدیریتی هستید این برایتان حکم نان شب را دارد. تکاور باید عمیق باشد. فلسفه تحلیلی زیاد بخوانید ولی لباس فلسفه قاره ای را موقع ورود به شرکت مشاوره کاملا از تن به در کنید.

28) این یکی شاید ترجیح شخصی من است ولی به نظر من یک تکاور باید سریع باشد و معطل نکند. ببینید چه طور می توانید تند و سریع کار کنید. اگر تند کار کنید نه تنها می توانید بابت کم کردن نفر ساعت پروژه طلب پول بیش تر بکنید بل که باید پاداش بزرگی به خاطر کاستن از بار مدیریتی پروژه هم درخواست کنید.

29) شبکه ارتباطی قوی داشته باشید. وقتی صورت مساله ای را تحویل گرفتید آن را با رفقای خردمندتان مطرح کنید و ایده بگیرید. این یکی از اولین کارهایی است که در اول هر پروژه باید بکنید.

30) در هر ارتشی تکاوران چند مهارتی هستند. شما باید متمرکز روی یک حوزه ولی دارای قابلیت های متعدد باشید. در زمینه جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات خبره باشید. یاد بگیرید مصاحبه گر خوبی باشید. در این زمینه کتاب بخوانید. روش های تحقیق کمی و کیفی را بشناسید. نرم افزارهای تحلیل داده را مسلط شوید و الخ.

31) ...


   دنبالك

دنبالك اين نوشته:
http://www.maryammomeni.com/cgi/mt/mt-tb.cgi/570


   نظرات

Aydin K :

با کلیه موارد فوق الذکر موافقم، ولی با لفظ قهرمان بازی و کارهای تکاورمنشانه مخالفم، چونکه در این دوره و زمانه همه فکر می کنند تکاورند و این بقیه هستند که هیچی حالیشون نیست و در نتیجه همه به خیال خودشان بندبازی و ... می کنند که در نتیجه صنعت و اقتصاد مملکت درجا می زند و یا به عقب بر می گردد

 

:

سلام اقا حامد
واقعا عالی بود
بازم از این مطالب برامون بنویس
مرسسسسسسسسسسسسسسی

 

anar :

خیلی ممنونم. مفید بود. چند باری باید بخونمش.

 

سهامدار جزء :

یه تکاور خوب هیچ وفت یه مطلب رو نیمه تموم رها نمیکنه.
ر.ک. دو پست پایینتر!

حامد: اولا دو پست نبود و 5 تا پست بود. ثانیا رها نشد و به تاخیر افتاد :)

 

حق پرست :

عالي بود

 
 

افشار :

دست مریزاد!

 
 

اسماعیل پیش بهار :

عالی بود آقا حامد
باید مطلب این پستت رو پرینت کنم بزنم جایی جلو چشمم باشه

 

محمود :

سلام حامد جان
من بر حسب اعلانیه اول سایت خودت و طبق عادت دیرینه ام سعی می کنم اگر انتقادی و یا مساله ای که نیاز به کامنت داشته باشد نداشته باشم برای تو و دیگران کامنت الکی نذارم ولی با این پستت باعث شدی که من خرق عادت کنم،
وقتی میگم فریدمنی نوشتن یکی از ابعادش همینه، فقط کسایی که با کار مشاوره سر و کار داشتن می دونن این حرفای این پست یعنی چی!!
با نظر من هر بندش حاصل یه سال و یا یه پروژه هستش!
دمت گرم و سرت خوش باش جاوید،

 

:

سلام. حرفهای عملی هست که به کارمی آید. فقط نمی دانم کسانی که بدون تجربه چند کار مشاوره ای و احتمالا در نقش مدیر پروژه این مطلب را می خوانند ، همان برداشتی را می کنند که را که منظورت از این یادداشت بوده و به نوعی فرض ضمنی بود. منظورم این است قاعده به تکاور درست کردن نیست، به کار تیمی است، به کارآکادمیک و تحقیقاتی است در بلندمدت، به تخصصی بودن و متمرکز بودن است. و همانطور که در اولین کامنت آمده: یک مشکل فراگیر این است که در اینجا همه خودرا تکاور می دانند و اصلا همین فرض باعث تک پری همه شده.
خلاصه آیا این مطلبت ،آن طور خوانده می شود که در ذهنت هست.

 

اسماعيل :

بند 20 نمك روي زخم بود حامد!
---------------------
تو را من در تابش فروتن اين چراغ مي بينم، آنجا كه تويي

مرا تو در ظلمت كده ويران سراي من در مي يابي، اينجا كه منم
---------------------

 

:

آقا حامد عالی بود ممنون فهمیدم که فقط حرف نمی زنی و خودت تکاوری چون این راهکارها را فقط یک حرفه ای می تونه ارائه بده. باز هم ممنون خیلی عالی بود.

 

شیما :

خیلی مفید بود

 

:

چوپاني مشغول چراندن گله گوسفندان خود در يك مرغزار دورافتاده بود. ناگهان سروكله ي يك اتومبيل جديد كروكي از ميان گرد و غبار جادههاي خاكي پيدا ميشود. راننده ي آن اتومبيل كه يك مرد جوان با لباس Brioni ، كفشهاي Gucci ، عينك Ray-Ban و كراوات YSL بود، سرش را از پنجره اتومبيل بيرون آورد و پرسيد: اگر من به تو بگويم كه دقيقا چند راس گوسفند داري، يكي از آنها را به من خواهي داد؟
چوپان نگاهي به جوان تازه به دوران رسيده و نگاهي به رمه اش كه به آرامي در حال چريدن بود، انداخت و با وقار خاصي جواب مثبت داد.
جوان، ماشين خود را در گوشهاي پارك كرد و كامپيوتر Notebook خود را به سرعت از ماشين بيرون آورد، آن را به يك تلفن راه دور وصل كرد، وارد صفحه ي NASA روي اينترنت، جايي كه ميتوانست سيستم جستجوي ماهوارهاي ( GPS ) را فعال كند، شد. منطقه ي چراگاه را مشخص كرد، يك بانك اطلاعاتي با 60 صفحه ي كاربرگ Excel را به وجود آورد و فرمول پيچيدهي عملياتي را وارد كامپيوتر كرد.
بالاخره 150 صفحه ي اطلاعات خروجي سيستم را توسط يك چاپگر مينياتوري همراهش چاپ كرد و آنگاه در حالي كه آنها را به چوپان ميداد، گفت: شما در اينجا دقيقا 1586 گوسفند داري.
چوپان گفت: درست است. حالا همينطور كه قبلا توافق كرديم، ميتواني يكي از گوسفندها را ببري.
آنگاه به نظاره ي مرد جوان كه مشغول انتخاب كردن و قرار دادن آن گوسفند در داخل اتومبيلش بود، پرداخت. وقتي كار انتخاب آن مرد تمام شد، چوپان رو به او كرد و گفت: اگر من دقيقا به تو بگويم كه چه كاره هستي، گوسفند مرا پس خواهي داد
مرد جوان پاسخ داد: آري، چرا كه نه!
چوپان گفت: تو يك مشاور هستي.
مرد جوان گفت: راست ميگويي، اما به من بگو كه اين را از كجا حدس زدي؟
چوپان پاسخ داد: كار ساده اي است. بدون اينكه كسي از تو خواسته باشد، به اينجا آمدي. براي پاسخ دادن به سوالي كه خود من جواب آن را از قبل ميدانستم، مزد خواستي. مضافا، اينكه هيچ‌چيز راجع به كسب و كار من نميداني، چون به جاي گوسفند، سگ مرا برداشتي.

 

کاتا:: :

مطالبتون فوقالعاده بود اگه مایل باشید من یک تکاور حرفه ای با مشخصاتی که ذکر کردید سراغ دارم.

 

گلشن مرادی :

از کامنت های پست قبلی به نظرم رسید که خیلی ها مثل من به مراجع مفیدی که بتوانند با اونها اقتصاد رو خوب از پایه شروع کنند نیاز دارند اگه معرفی کنید ممنون می شم.

 

:

من احتمالا از افراد شماره یک هستم که از دستشون ضربه خوردی! به نظر من این دقیقا به شخصیت افراد برمیگرده. طبق تجربه من این تکاورهایی که تو اسم میبری توی پروژه های دانشگاهی هم همین خصوصیات رو دارند، کارها رو شیک و به موقع تحویل میدن استاد و کارفرما هم راضی چون اونا اینقدر به کار مسلط نیستند یا بهتر ازاون رو متصور نیستند. اینا کسایی هستند که کارای حجیم تحوبل میدن (البته تو گفتی کار توی پنج صفحه و احتمالا با جدول و ... که این خیلی خوبه منم موافقم). به هر حال برای کسایی که عمیق کار میکنن پروژه های خاص وجود داره، هر چند که ایده آل گرایی و کمال گرایی شون باید با واقعیت تعدبل بشه. به نظرم چیزی که تو از اون سود میبری اعتماد به نفس بالا، روابط اجتماعی خوب و پررویی (به معنای خوبش) است.
مهدی

 

:

31. هیچ وقت تمام فنون خود را تعلیم ندهید!
;)
خیلی خوب بود. باید بزارمش یک جا هر روز صبح بخونمش.
مرسی

 

اسماعیل :

حامد از کامنت های دیشب و امروز من خبری نیست! جایی منتقل شدن یا ظرفیت کامنت دونی محدوده بوده و نشون داده نمی شه؟ تا عصر که بودن.

حامد: عجیبه اسماعیل. انگار مشکلی پیش اومده چون من کامنت هات را می بینم.

 

مهدی کاغذچی :

سلام
چیزی رو جا نگذاشتید
فقط من یکی ازچیزهایی که از تکاورها یادگرفتم اینه که کاررو با عشق شروع کردند ودنبال پول درآورن نبودند.عاشق اون فیلدکاری هستند وبه دنبال یادگیری مستمرباشیب زیاد.
افرادی با مطالعه هستند.البته نه مطالعه اون چیزهایی که تودانشگاه های ما یاد میدن.ومهمتراینکه برای پیشرفت تو کارشون برنامه بلندمدت دارند وازاین شاخه به اون شاخه نمیپرند.میدونند دنبال چی هستند وبه کجا میخوان برسند.
خلاصه با عشق دنبال تخصص میگردند.
خیلی مخلصیم

 

پيله ور :

حامد عزيز، تكنيكها و توصيه هاي خوبي مطرح كرده ايد ... و هر چند ديدگاهم در مورد مشاوره مديريت با ديدگاه شما تفاوتهائي دارد (احتمالا مخالفش نباشيد ولي اولويتها و وزن آيتمها تفاوت دارد) ولي چند نكته را يادآوري مي كنم: اول اينكه تيم مشاوره نقشهاي متفاوتي دارد و توانائيهاي اعضا و بويژه ليدر كلي با هم متفاوت است كه ظاهرا شما به اعضا تيم پرداخته ايد. دوم اينكه كليد اصلي موفقيت اثربخش بودن فعاليتها و خروجيها براي حل مسئله و نياز كارفرماست. (لذا و)سوم اينكه بهترين كار را شروع كار از تهيه درفت گزارش نهائي به كارفرما مي دانم. در فرصت بهتري اگر مايل بوديد ديدگاه و روش خود را مطرح مي كنم كه به تكميلش كمك كنيد.

 

محمد ! :

سلام. من کامنت داده بودم و نیست. نمیدانم رسیده یا چون بی ربط بوده نمایش داده نشده؟

حامد: محمد مطمئنی کامنتت نیست؟ من دیروز کامنت تو را خواندم.

 

مهرداد :

تكاور سلام
نمي خواهي به من كمك كني ؟
بگو !
با با يه جزوه كاربردي در مورد مديريت سرمايه يا اصول سرمايه گذاري معرفي كن...لطفا

حامد: نئوری نوین سرمایه گذاری، هاگن ترجمه خدارحم پور و پارساییان

 

:

فوق‌العاده بود.
هميشه موفق باشي

 

:

پیشنهاد می کنم یه کتاب بنویس با عنوان "اصول تکاوری"
جزء best seller ها خواهد شد

 

:

علی شهاب:
با اجازه آقا حامد چند نکته را هم من اضافه می کنم:
1- سعی کنید سبک نگارش خوبی داشته باشید: این نکته مهمی است که خیلی وقت ها کسی توجهی به آن نمی کند. من گزارش هایی از آدم های فوق العاده باسواد خوانده ام که از بس سبک نگارشی بدی داشته نتوانسته ام از هدف اصلی متن سر در بیاورم. برای این کار می شود مثلا کتاب های ادبی (مخصوصا رمان)خواند و دامنه لغات ذهن خود را افزایش داد.
2- دوری از کلیشه ها و مدهای ابزارگرایانه رشته خود که در کشور ما هم کم نیستند و با شرایط کشور ما ارزش افزوده خاصی هم نخواهند داشت (مثلا این روزها شش سیگما در کشور ما مد شده)
3- پیتر دراکر جایی گفته بود که وظیفه من به عنوان یک زیردست اثربخش کردن مدیرم است. فکر می کنم مهم ترین چیز همین است که بدانیم چطور باید مدیرمان را اثربخش کنیم.

 

:

سلام آقای قدوسی.
من تقریبا 3 ،4 ماهی است که مطالب شما رادنبال میکنم نکات خوب و آموزنده ای را مطرح میکنید .
اگر برایتان امکانپذیر است لطفا منابعی از تحقیقات انجام شده در زمینه شبیه سازی مدلهای اقتصادی را به من معرفی کنید .
با آرزوی سربلندی و موفقیت

 

:

that is very very good

 

:

سلام حامد عزیز ، ممنون از ایمیل عالی و خوبت .
نکته کاری را انجام دهید که عاشقش هستید ، به نظر من خیلی کلیدی و اصلییه .
موفق باشی .

 

اثناعشری :

سلام
قرار است 30 ساعت زبان تخصصی به یک گروه تقریباً (نیمه با سواد اقتصادی) درس بدهم. لیسانس اقتصاد هستند. اگر متن های خوبی می شناسی که بتوانیم در کلاس رویش کار کنیم متشکر می شوم معرفی کنید. البته بهتر است متن ها کوتاه، در حد یک فارغ التحصیل اقتصاد در مقطع کارشناسی و در ضمن ساده باشد چون کارمند هستند و حوصله ندارند فقط به این کلاس و امتیازش احتیاج دارند. البته من ترجیح می دهم کلاس حدالامکان مفید باشد ولی اگر سخت بگیرم قطعا مفید نخواهد بود.

 

حميدف :

سلام،
توصيه هاي خوبي بود گر چند احتمالا حاصل تجربه شخصي تو بوده است. من چند سوال اساسي در ذهن دارم اگر راجع به اينها هم ايده اي داري لطفاً بنويس.
آيا خواندن دكترا را به اين آدمهاي تك آور توصيه مي كني؟
آيا يك مدت كار كردن به صورت تمام وقت ( داشتن مسئوليت اجرايي )در يك شركت به اين آدم ها توصيه مي كني؟

 

حميدف :

سلام،
توصيه هاي خوبي بود گر چند احتمالا حاصل تجربه شخصي تو بوده است. من چند سوال اساسي در ذهن دارم اگر راجع به اينها هم ايده اي داري لطفاً بنويس.
آيا خواندن دكترا را به اين آدمهاي تك آور توصيه مي كني؟
آيا يك مدت كار كردن به صورت تمام وقت ( داشتن مسئوليت اجرايي )در يك شركت به اين آدم ها توصيه مي كني؟

 

مسعود :

سلام. من یه مقاله در کنفرانس بین المللی حل مسئله داده ام به عنوان آسیب شناسی نظام مشاوره مدیریت در ایران. فکر میکنم بتونه یه کمکهایی بکنه. در شمن این مقاله توی فصلنامه انجمن مشاوره مدیریت ایران هم چاپ شده. از دید من این تکنیکهای فردی که خیلی هم خوبه فقط بخش بسیار کوچکی از مسئله رو مد نظر قرار داده. ای بسا کسانی را بیابید که این اصول را رعایت نمی کنند و خیلی هم موفقند. مهم اینه که کار خوب از نظر ما با کار خوب از نظر مدیر ها خیلی با هم فرق داره. البته مهمتر اینه که حق با مشتری هست (یعنی در این حالت حق با مدیره) شاید اگر حق را او بدهید دیگه نخوایید فروشنده خوبی باشید. یا اصلا نخواهید مشاور مدیر باشید.

 

صفیه :

سلام وبلاگ جالبی دارین.
اگه امکانش هست به من منابع زبان تخصصی و اقتصاد خرد و کلان برای آزمون کارشناسی ارشد رشته اقتصاد معرفی کنید. رشته تحصیلی لیسانسم ریاضی بوده و نیاز به جزوه مفید و تا حد امکان خلاصه دارم.
موفق باشید.

 

:

سلام حامد آقا .توصيه هاي خيلي خوبي بود واقعا استفاده كردم به نظرم
تكاور اينقدر با مديرش ارتباط داشته باشه كه تمامي ابعاد موضوع را درك كنه واولين گزارش كه مي ده بهترين باشه

 

:

سلام حامد آقا .توصيه هاي خيلي خوبي بود واقعا استفاده كردم به نظرم
تكاور اينقدر با مديرش ارتباط داشته باشه كه تمامي ابعاد موضوع را درك كنه واولين گزارش كه مي ده بهترين باشه

 

سیاوش :

مرسی
واقعا کاربردی.

 

behdad :

عالي بود

 

:

سلام.
بنده یک همکلاسی در دبستان علوی بنام "حامد قدوسی" داشتم.
همانید؟

 

مسعود :

سلام آقا حامد

نکات بسیار مفیدی بود. از اینکه شک من رو به یقین تبدیل کردید ممنونم !

 

جعفر پشامي :

عالي بود. باز هم بنويس! اگر مي توني توسعه بده! اگر بتونم كمك مي كنم.

 

احمد خطیری :

درود به حامد عزیز و خوب
من هنوز مطلب رو کاملا نخوندم . چون خیلی خوشم اومد و با هاش حال کردم اول گفتم تا یادم نرفته و تا ته نخوندم و در نرفتم کامنت تشکر آمیز رو بفرستم بعدش برم و کپی کنم و سر وقت بخونمش
. حامد جان از این دست تجارب بکر و خوبت رو از ما دریغ نکن . منتظر تجربیات خوبت هستیم .
خیلی مخلصیم . سمت ما هم که داره یواش یواش نارنجی و رنگ و وارنگ می شه . اومدی سمتمون . اکبر جوجه با رب انار هم منتظرته .
ارادتمندیم عزیز

 

سالار :

ای ول کارت درسته جالب بود وکاربردی. زنده باشی

 

نسیم :

خیلی ممنون. کاربردی و مفید بود.

 
 

مشاور :

احساس می کنم ذهنم رو در مورد مشخصات یک مشاوره خوب جمع بندی و منظم کردید. حرفها به ذهن خیلی آشنا اومد.
با این حساب فکر کنم باید به دوستان بگم از این به بعد من رو تکاور صدا کنند!!! :)

 

مهتاب :

من تازه با نوشته های حرفه ای شما برخورد کردهام من یه کارمند جزء هستم البته در حال تحصیل هستم کمکم کنید چطور میتونم از راه کارهای شما استفاده کنم

 

محمد جواد طواف :

سپاس آقا حامد، مطلب بسیار آموزنده ای بود، متشکرم که دانشتون رو مثل همیشه با دیگران سهیم شدید.

 

:

سلام
من همیشه آخر کار افسوس می خورم و به خودم می گم :"چرا پولشونو دور می ریزن وقتی ازش استفاده نمی کنن" من نتیجه ی کارم رو می بینم و این حس رو دارم: بچه ای که با زحمت بزرگ کردم تصادف کرده و این اینقدر دردناکه که تصمیم گرفتم مشاوره رو رها کنم و به فکر مدیرت باشم.

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007