زندگی و زمانه تکاورها: شماره سه
به لطف دوستان چندین توصیه جدید دریافت داشتم. اکثر این توصیه ها روی جزییات بیشتری از صنعت مشاوره یا فعالیت های تحقیقاتی متمرکز شده اند. ضمن این که علی سرزعیم از زاویه متفاوتی به موضوع نگاه کرده که برای خود من جالب بود. ایده ام این است که در پایان همه توصیه ها را دسته بندی کرده و در یک جزوه اینترنتی منتشر کنم. ضمنا این مطلب قسمت چهارم هم دارد که با یک فرمت متفاوت ارائه خواهد شد.
دکتر فرزاد موحدی، استاد دانشگاه صنعتی اصفهان، مشاور ارشد ایران خودرو، رییس و شریک هشت ساله من در چندین و چند پروژه مختلف:
1) از متدولوژي غافل نشويد. همه مشاوران بايد براي كار خود متدولوژي داشته باشند. متدولوژي به شما ميگويد چه حوزههايي را لازم است مطالعه كنيد، چه اطلاعاتي مورد نياز است و چگونه اين اطلاعات جمعآوري مي شوند، به علاوه متدولوژي ميگويد روش تحليل اطلاعات چگونه است؟ و چگونه تحليلهاي فوق شما را به يك تحليل جامع و سيستمي از مساله ميرساند؟
2) قبل از آنكه كار را شروع كنيد اول متدولوژي خود را با كارفرما مكالمه كنيد و از اطمينان كارفرما نسبت به متدولوژي مطمئن شويد.
3) اجازه ندهيد كارفرما در طول كار متدولوژي شما را تغيير اساسي دهد مگر آن كه واقعا خطايي در متدولوژي شما وجود داشته باشد.
4) متدولوژي خود را همواره بهبود دهيد و سعي كنيد بعد از پايان كار آن را زير سواال ببريد و نقايص را پيدا نماييد. توجه كنيد قابليت محوري بسياري از مشاورين و شركتهاي مشاور جهان در متدولوژي ان ها است.
5) در كار مشاوره اطلاعات همواره يكي از حرفهاي اصلي را ميزند. تكليف اطلاعات بيروني مشخص است اما در مورد اطلاعات داخلي؟ معمولا افراد به جاي آن كه به شما دادههاي مورد نياز را بدهند تفسيرهاي خودشان را ازمي دهند توجه كنيد اين تفسيرها همواره صحيح نيستند و در بهترين حالت فقط نشاگر بخشي از مشكل است.
6) در مورد اطلاعات داخلي سازمان وقت كافي بگذاريد شما بايد سازمان و شرايط آن را بفميد بنابراين از جلسه گذاشتن با افراد سازمان غافل نشويد.
7) بسياري از مواقع به -خصوص در شركتهاي دولتي- درباره موضوعي كه شما كار مي كنيد قبلا كارهاي فراواني توسط افراد و يا بخشهاي ديگر سازمان انجام شده است و نتايج آن نيز معمولا در كشوها و قفسههاي سازمان مدفون شده اند بنابراين حتما لازم است سابقه كارهاي قبلي مرتبط را ردگيري كنيد و به گزارش هاي فوق دست پيدا كنيد. هرگز فكر نكنيد مطالعه اين گزارشها تلف كردن وقت است.
8) مواظب شرايط سياسي سازمان باشيد ممكن است برخي از افراد(مديران، كارشناسان) از كار شما و نظرات شما سو استفاده سياسي كنند و بخواهند يا موقعيت خود را در سازمان ارتقا دهند و يا آنكه با استفاده از شما مدير و كارشناسي را بركنار كنند.
9) اگر جلسه با مديران داريد توجه كنيد مديران شركت افراد اجرايي هستند و ميخواهند ما به ازاي حرف شما را در عمل بفهمند لذا از تكرار حرفهاي تئوريك جدا خودداري كنيد زيرا بعد از يك جلسه به كلي از شما نا اميد ميشوند.
10) معمولا افراد سازمان با برخي از ابزارهاي مديريت (TQM, BSC, HOSHIN, SIX SIGMA…) آشنا هستند و اين، كار شما را سخت مي كند زيرا هر يك از آنها ميخواهند شما را به سمت اين ابزارها بكشانند مواظب باشيد از متدولوژي خود عدول نكنيد.
11) در مورد استفاده از ابزارهايي كه گفته شد هوشيار باشيد زيرا اولا در كتابها فقط مفهوم اين ابزارها توضيح داده است نه روش بكار گيري و ثانيا بسياري از اين ابزارها با شرايط فعلي سازمانهاي داخل كشور سازگار نيست.
12) اگر از ابزاري استفاده ميكنيد مواظب باشيد فرضيات پايه آن را به هم نزنيد زيرا آن را به شير بي يال و دم تبديل ميكند. هميشه توجه كنيد افراد ديگري در دنيا هستند كه بيشتر از شما در اين مورد تحقيق ميكنند و اگر در ابزار اشكالي وجود داشته باشد آن ها قبل از شما آن را تغيير خواهند داد. البته هميشه بد نيست به سايتهايي كه متولي توسعه ابزارهاي مديريت هستند مراجعهئ كنيد و در جريان آخرين اصلاحات باشيد. در اين باره عضو FORUM ها هم ميتوانيد بشويد.
امیرحسین ولی قزوینی (مدیرعامل شرکت پیوند مدیریت):
خلاصه خصوصياتي كه يك تكاور از نظر من بايد داشته باشه به دو دسته عمده تقسيم ميشه: يكي خصوصيات ذاتي و اخلاقي و ديگري قابليت هاي حرفه اي (كه اكتسابي هم هست).
خصوصيات ذاتي و اخلاقي مثل:
1) سطح IQ و EQ
2) ميزان اعتماد به نفس
3) قابليت اعتمادپذيري و اعتمادسازي
4) نحوه رفتارهاي اجتماعي و ارتباطات بيروني
5) نحوه رعايت اصول و قواعد اجتماعي و عمومي
6) ميزان مطالعه عمومي و كتب و مقالات مرتبط
7) نظم و ترتيب درانجام كارها و امور شخصي
8) تعهد كاري و ارائه ضمانت اخلاقي در كار
9) پشتكار و تلاش مظاعف براي يادگيري بيشتر
10) قابليت مشاركت طلبي و همكاري گروهي
11) افتادگي و فروتني به جاي غرور كاذب
12) كنجكاوي، نوآوري و خلاقيت
13) ساير هنرها و توانمنديهاي شخصي
خصوصياتي حرفه اي مانند:
1) ميزان دانش و توانمندي تخصصي و اطلاع از علوم و موضوعات جديد
2) توانايي تحليل و درك موقعيت و شرايط دنياي واقعي
3) تجزيه و تحليل مسائل و ارائه نتايج آن به صورت مستند و ارائه پيشنهاد و نظر
4) ارائه نتيجه و جمع بندي موضوعات كاري و نوشتن گزارش
5) توانايي ايجاد و ترسيم مدل ذهني از مسائل و موضوعات جديد
6) ميزان توانمندي بر روي زبانهاي تخصصي
7) ميزان توانمندي بر روي كامپيوتر و اينترنت
8) نحوه بيان و استفاده از فنون مذاكره
9) توانايي سوال كردن و پاسخ شنيدن
10) ارتباط با كارفرما و همكار و مدير و نترسيدن از نحوه ارتباط
11) هيچ يك از پارامترهاي سرعت، كيفيت و هزينه را فداي ديگري نكند.
12) اصرار به دريافت حقوق و دستمزد بالا نكند بلكه از طريق ايجاد ارزش افزوده بيشتر، كارفرما را راضي به پرداخت بيشتر كند.
13) متمركز روي كار باشد و وقتي خارج از محل كار هست سعي كند بيشتر به زندگي شخصي توجه كند.
14) عادت به مستندسازي و آرشيو اطلاعات و تجارب داشته باشد و در صورت نياز سريعا به آنها دسترسي پيدا كند.
15) اطلاعات فني در مورد كاري كه انجام مي دهد را بداند.
**************************************************************************************
عیسی پیله ور (مشاور مدیریت):
حامد عزيز، تكنيكها و توصيه هاي خوبي مطرح كرده ايد ... و هر چند ديدگاهم در مورد مشاوره مديريت با ديدگاه شما تفاوتهائي دارد (احتمالا مخالفش نباشيد ولي اولويتها و وزن آيتمها تفاوت دارد) ولي چند نكته را يادآوري مي كنم: اول اينكه تيم مشاوره نقشهاي متفاوتي دارد و توانائيهاي اعضا و بويژه ليدر كلي با هم متفاوت است كه ظاهرا شما به اعضا تيم پرداخته ايد. دوم اينكه كليد اصلي موفقيت اثربخش بودن فعاليتها و خروجيها براي حل مسئله و نياز كارفرماست. (لذا و)سوم اينكه بهترين كار را شروع كار از تهيه درفت گزارش نهائي به كارفرما مي دانم. در فرصت بهتري اگر مايل بوديد ديدگاه و روش خود را مطرح مي كنم كه به تكميلش كمك كنيد.
**************************************************************************************
علی سرزعیم (کارشناس ارشد اقتصاد و سرمقاله نویس دنیای اقتصاد):
حامد در مورد حرفه اي بودن يا به تعبير خودش تكاور بودن نكات خوبي را نوشته ولي به نظرم بيشتر كسي را مدنظر قرار داده كه اولا در حوزه مدیریت كار مي كند و ثانيا بيشتر در شركت هايي مشغول به كار هستند كه تحقيقات تخصصي نمي كنند. يعني هر روز يك جور پروژه سراغشان مي آيد يا گير مي آورند و آنها بايد بتوانند از پس آن برآيند. لذا آدم هاي فوق العاده منعطفي را نياز دارند تا اين نيازهاي متنوع را برآورده سازد. من حرفه اي بودن را صرفا در مورد پژوهشگري اقتصاد در نظر دارم و براي چنين شغلي اين معيارها را در نظر مي گيرم.
1) در عرصه آكادميك و در عرصه كارهاي كارشناسي و اداري نيز يك نوشته ناقص و كوچك بهتر از صدساعت حرف زيباست. لذا بايد در اولين زمان ممكن مقصود را نوشت و مكتوب كرد. مكتوبات مي ماند ولي حرف ها فراموش مي شود. لذا يك كارشناس حرفه اي اقتصاد با نوشتن مانوس است. زياد مي نويسد و دستش به نوشتن باز است. وبلاگ نوشتن يا مقالات مكرر نوشتن در روزنامه راه مناسبي براي روان شدن نگارش است.
2) يك كارشناس حرفه اي با اصول ويرايش آشناست. من تقريبا ندرتا كسي را ديدم كه سراغ كلاس ويرايش برود. به همين دليل اكثر متن هايي كه مي خوانم سرشار از اغلاط ويرايشي است. متاسفانه اصول نگارش درست به طور عام و نگارش علمي و نگارش اداري (گزارش اداري، صورتجلسه نويسي، نامه اداري نويسي) به طور خاص در دانشگاه هاي ما آموزش داده نمي شود. لذا زمان زيادي صرف مي شود تا افراد چنين چيزهايي را ياد بگيرند. اگر نيم نگاهي به تزهاي فوق ليسانس (از جمله تز خودم) و حتي دكترا بياندازيم و به اين اشكالات توجه كنيم سردرد مي گيريم.
3) يك كارشناس حرفه اي قطعا خود تايپ انجام مي دهد. زمان اينكه چيزي را دستي بنويسي و بعد بدهي تا تايپ شود گذشته است. فرد بايد تايپ فارسي و انگليسي خوبي داشته باشد.
4) يك كارشناس حرفه اي بايد در زمينه ارائه مطلب يعني درست كردن پاورپوينت هاي خوب و ارائه شفاهي مهارت داشته باشد. پاورپوينت درست كردن مهارت مهمي است كه نبايد صرفا كار با اين نرم افزار را ملاك گرفت. مقصود اين است كه بتوان از ابزار گرافيكي براي انتقال مفاهيم استفاده كرد. اين كار نياز به آموزش دارد. كو استاد؟ كو كلاس؟ مهارت ارائه شفاهي كه خود مهارت سخت تر و ديرياب تري است. مجهز بودن به اشعاري از مثنوي و لطايفي كه مقصود را به خوبي برساند قطعا در اقناع كنندگي تاثير بينهايت دارند. "واقعا دو صد گفته چون نيم ضرب المثل نيست"
5) يك كارشناس حرفه اي بايد زبان خوبي داشته باشد. بخش بزرگ كار ما خواندن مطالب انگليسي است.
6) يك كارشناس حرفه اي اقتصاد بايد مرتب روزنامه هاي اقتصادي، گزارش هاي فصلي و ماهانه و سالانه بانك مركزي را بخواند. به طور مستمر به گزارش هاي اقتصادي مربوط به ايران كه توسط نهادهاي بين المللي عرضه مي شود را نگاه كند.
7) به اعتقاد من نمي شود نيم نگاهي به جهان نداشته باشيم. لذا خواندن ادواري گزارشهاي مربوط به رشد اقتصاد جهاني و وضعيت قطب هاي اقتصاد جهاني ضروري است. دكتر هادي صالحي اصفهاني در ايران كه بود مي گفت مرتب اكونوميست را از اين لحاظ مطالعه مي كند.
8) يك كارشناس حرفه اي بايد مجموعه اي از آمار و ارقام را حفظ باشد. اگر كسي در مورد بودجه دولت، سهم ماليات ها، درآمد سرانه، حجم نقدينگي و مسائلي از اين دست سوال كرد اطلاعاتي داشته باشد.
9) يك كارشناس حرفه اي بانك اطلاعات خوبي در طول زمان فراهم مي آورد تا در زمان مقرر بتواند به سرعت از آنها استفاده كند. اين مسئله خصوصا در ايران كه دست يابي به آمارهاي ابتدايي كار دشواري است اهميت زيادي دارد.
10) يك حرفه اي بايد سايت هاي تخصصي اقتصاد را روي اينترنت بشناسد و بتواند نياز خود را سريعا در آنها جستجو كند. تاكيد مي كنم كه جستجو در گوگل ابدا كافي نيست.
11) يك حرفه اي بايد سازمان هاي اقتصادي ايران و نهادهاي وابسته به آنها را بشناسد. تا جاي ممكن سري به آنها زده باشد. در هر سازمان يكي دو نفر را بشناسد تا وقتي كه نيازي مطرح شد بدون اينكه به دنبال درخواست نامه رسمي براي مراجعه باشد نيازش را به سرعت با يك تلفن برآورده سازد.
12) يك كارشناس حرفه اي اقتصاد بايد اهل فن در اين حوزه را در ايران بشناسد و بداند كه هر كس در چه حوزه اي وارد است و چگونه مي توان نيازهاي تخصصي را از افراد گوناگون طلب نمود.
13) آشنايي با نرم افزارهاي اقتصادسنجي و كمي رياضي براي يك حرفه اي اقتصاد ضروري است. داشتن اين نرم افزارها و آشنايي با نحوه بكارگيري آنها واجب عيني نيست گرچه سطح كارهاي كارشناسي در ايران معمولا پايين تر از آنست كه كسي رگرسيون انجام دهد.
14) يك توصيه صحيح اما بدون كاربرد در ايران اين است كه بايد رياضيات خوبي داشت و سريع بتوان يك مدل ساخت و مقصود را از طريق مدلهاي رياضي بيان كرد. فعلا كه از اين حرفها در ايران خبری نیست
15) من خواندن وبلاگ هاي اقتصادي خصوصا آنها كه توسط اساتيد ممتاز خارجي نوشته مي شود را جدا توصيه مي كنم. به نظرم به اين شكل آدمي مفاهيم را بهتر مي فهمد و بهتر آنها را هضم مي كند. طبيعي است كه خواندن كتاب هاي اقتصادي كه هر از چندگاهي يكي از آنها گل مي كند قطعا در باز شدن فكر و يافتن درك بهتر نسبت به منطق اقتصادي موثر است. با اين تدابير هميشه عينك اقتصاد بر چشم شما خواهد بود حتي اگر سركار نباشيد و به تفريح برويد!
تمام نكات فوق با اين فرض بود كه كاري براي شما تعيين شده و قرار است بتوانيد آن را خوب انجام دهيد. اما ابعاد ديگري هم مطرح است كه ربطي به چگونگي انجام كار ندارد:
1) يك حرفه اي تلاش مي كند تا در يك حوزه تخصصي كار كند تا به اين تخصص شناخته شود و مزيت پيدا كند. متاسفانه اين امر جز از طريق كار كردن در سازمان هاي دولتي و استخدام دائمي ممكن نيست.
2) يك نكته ساده و بديهي اما مهم. من از تجربه استخدام كردن فهميدم كه ما ايراني ها رزومه درست كردن را بلد نيستيم. تقريبا از روي نحوه رزومه درست كردن افراد مي توان حرفه اي بودن آنها را به خوبي تخمين زد. يك حرفه اي رزومه خوبي دارد و دائما آن را بروز مي كند. منظور از خوب قالب آنست نه محتوا.
3) حرفه اي فاصله خود را با روشنفكر خيالباف و كلي گو، مديران حراف و متملق، سياست مداران شارلاطان، كارمند كارشناس نما و بي سواد حفظ مي كند.

نظرات
:
بحث تکاورها بسیار جذاب تر از آربیتراژ دنبال می شه. به سلامتی بحث به آرشیو منتقل شد! حامد عزیز معنای سکوت تو چیه؟ خب رفیق عزیز یک کلمه بگو بی خیال بحث شدی و معمایی در کار نبوده و ختم کلام. فکر نممی کنی سکوت اون هم به این صورت بی احترامی به خواننده باشه؟ حداقل 40 خواننده برای اون بحث کامنت گذاشتن. حامد جان تکاور ساختن به این سادگی ها نیست.
حامد: اسماعیل و امیرحسین عزیز شرمنده. خودم هم می دانم که وقفه افتاده است. مطلب نهایی را هم نوشتم ولی چون اجابت کنندگان دعوت برای بیان تجارب در باب تکاوری زیاد بود نمی توانستم قطعش کنم. در اولین فرصت بعد از این بحث دوباره می روم سراغ آربیتراژ.
Anonymous - October 25, 2007 09:51 PM
اسماعیل :
کامنت قبلی از من بود. به هر حال خسته نباشی.
اسماعیل - October 25, 2007 09:53 PM
اپاتان :
سلام
باز هم ممنون
به شدت چشم به راه بخش چهارم و تبدیل شدن این مجموعه به یک راهنمای کاربردی هستیم
اپاتان - October 25, 2007 10:30 PM
مرتضي :
واقعا وبلاگ خوبيه و دست شما درد نكنه چقدر توصيه هاي خوب مطرح شده ؛ توصيه سوم آقاي پيله ور عجيب است ؛ چطور مي شود از گزارش نهائي شروع كرد؟ كاشكي بيشتر توضيح مي دادند ؛ توضيح بيشتر را شما مي دهيد يا خود آقاي پيله ور؟
مرتضي - October 25, 2007 10:33 PM
محسن :
تصور میکنم بد نباشد کمی مصادیق کلمه مشاور را از هم تفکیک کنیم و بعد به ارزیابی آنها بنشینیم.
اینجا http://tamishe.persianblog.ir/ چیزی نوشته ام در انی باره.
محسن - October 26, 2007 01:35 AM
:
>مجهز بودن به اشعاري از مثنوي و لطايفي كه مقصود را به خوبي برساند قطعا در اقناع كنندگي تاثير بينهايت دارند. "واقعا دو صد گفته چون نيم ضرب المثل نيست"
مزخرفترین حرفی که تو این نوشته ها هست!
Anonymous - October 26, 2007 07:16 AM
امیر حسین :
سلام به حامد خان عزیز
آقا غرض از مزاحمت این بود که ادامه بحث آربیتراژ رو پیگیری کنیم.
والله ما که هر چی می دونستیم گذاشتیم رو دایره حالا مونده نوبت شما.
خیلی هم نمی خواد تخصصی باشه فقط نظر خودتو و دانسته هات رو بگی کافیه.اینو به این خاطر گفتم چون پیش خودم فکر کردم الان که بحث تکاورها رو پیش کشیدی حتما می خوایی یک مطلب بدن نقص بنویسی و بخار همین درباره این مطلب معطل شدی.
والله حامدجان از ما گفتن هیچ مطلبی نمی تونه کاملترین مطلب باشه هر چقدر هم که نویسندش تکاور باشه.
پس منتظریم
با حرف اسماعیل هم موافقم،نیمه کاره رها کردن بحث بی احترامی به طرف مقابله و دور از شان یک تکاور هستش.
البته من پوستم کلفتر از این حرفاست که با این چیزا احساس کنم بهم اهانت شده،چون اعتقاد دارم در راه یادگیری هر موضوعی باید با تحملتر از اینا باشم که بخوام با کمی مطل شن ناراحت بشم.
خیلی ممنون و کماکام منتظر مطلب شما هستم.
با تشکر
حامد: اسماعیل و امیرحسین عزیز شرمنده. خودم هم می دانم که وقفه افتاده است. مطلب نهایی را هم نوشتم ولی چون اجابت کنندگان دعوت برای بیان تجارب در باب تکاوری زیاد بود نمی توانستم قطعش کنم. در اولین فرصت بعد از این بحث دوباره می روم سراغ آربیتراژ.
امیر حسین - October 26, 2007 08:13 AM
اثناعشری :
من بازم باید منتظر باشم یا بی خیال جواب شما بشم؟ اینم باید تکاور باشم تا بفهمم؟
حامد: ببخشید من ایده خاصی برای سوال شما ندارم چون هیچ وقت با این موضوع درگیر نبوده ام و اصولا هم فضای ایران را در این رابطه خاص نمی شناسم. ببخشید سرم شلوغ بود و فراموش کردم همان اول این را بنویسم. امیدوارم که منبع خوبی گیر بیاورید
اثناعشری - October 26, 2007 08:17 AM
امیر حسین :
حامد جان سلام
ممنون که جواب دادی.چشم من منتظر می مونم.
مشتاق مطالب زیبای شما در این زمینه خواهم بود.
با تشکر
ارادتمند شما
امیر حسین - October 26, 2007 01:06 PM
محمدرضا فرهادی پور :
سلام
ایمیلت رو چک کن. یک کار تکاورانه پیش آمده است.
محمدرضا فرهادی پور - October 26, 2007 06:50 PM
سطر اول :
سلام به وبلاگتون سر زدیم
جالب و زیبا بود. به وبلاگ ما هم سر بزنید و نظرات خود را برایمان در میان بگذارید.
اگر تمایل دارید می توانید با هم تبادل لینک داشته باشیم. سطر اول
سطر اول - October 26, 2007 07:02 PM
رضا رجائی :
سلام حامد خان
با اجازه تو وبلاگم بهت لینک دادم
رضا رجائی - October 27, 2007 10:01 AM
مهدی :
سلام ، می خواستم در مطلب مربوط به مقایسه قیمت مسکن لینک بدم نتونستم ، ولی در بلاگ من اطلاعات لازم هست.
مهدی - October 27, 2007 10:31 AM
بهاره :
می دونی حامد این سه پست برای من سنگین بود. نه به خاطر سخت بودن منطق یا جملاتش. برای اینکه می دونم تک تک این بندها یک جایی در مسیر کاری این افراد (که در کارشون حرفه ای اند) به کار اومده و مثل مولتی ویتامین سنتروم کپسول شده برای ما!
تجربیات حرفه ای هارا این قدر باید خوند که وقتی کار آدم به یکی از این بندها افتاد خود به خود آدم یاد اینها بیافتد.
بهاره - October 27, 2007 06:13 PM
بهاره :
به فرد ناشناس: اگر سبک نوشتاری سرزعیم را به خاطر بیارید فکر می کنم شما هم برداشت مرا از نوشته او در مورد ضرب المثل ها پیدا کنید. حتی حامد هم یکی دوبار در پستهاش اشاره کرده که از ضرب المثل ها استفاده کرده (اخیرا در مورد مسایل صنعت) من فکر می کنم منظور آنها استدلال با ضرب المثل نیست بلکه تلخیص با ضرب المثل است. من شخصا از نوشته هایی که 120 تا مثل را کنار هم می نشاند و فرقی نمی کند که راجع به صف مرغ می نویسد یا قیمت سیمان خوشم نمی آید ولی با استفاده از ضرب المثل ها یا استعاره ها موافقم چون باعث ثثبیت گفته ها در ذهن می شود.
و مجددا می نویسم استدلال با ضرب المثل خیر، تلخیص با ضرب المثل آری :)
بهاره - October 27, 2007 06:28 PM
بهاره :
داخل پرانتز (دوستان لطفا سواستفاده نکنند D: ) سرزعیم نوشته "حرفه ای". وقتی فیلم لئون ("Professional") را دیدم. تو دلم گفتم آدم کش هم اگر قراره باشی حرفه ای باش.
No women No Kids
!!!!
بهاره - October 27, 2007 06:36 PM
حمید ف :
سلام
من این کامنت رو روی پست قبلی گذاشتم گفتم شاید نبینیش واسه همین دو باره این جا اوردم:
من دو سوال اساسی در مورد یک تک آور ( به قول تو ) دارم لطفاً اگر ایده ای در این مرود داری بنویس:
1- گرفتن دکترا چه کمکی به یک تک اور می کند.
2- آیا یک تک اور نیاز ندارد که یک دورهمسئولیت یک کار تمام وقت در یک شرگت را بگذراند؟
ممنون
حامد: سلام سوال خوبی است فقط دقت کنید که تکاوری یک روحیه است و نه یک کار خاص. به نظر من هر کس باید در هر موقعیتی تکاور باشد و اصول تکاوری همه جا صادق است لذا این که کسی دکترا بگیرد یا تمام وقت کار کند کمک/منافاتی با تکاوری ندارد. :)
حمید ف - October 27, 2007 09:33 PM
mekabiz :
با سلام و عرض خسته نباشید خدمت تمام عزیزام.یکی دو توصیه هم من دارم.
1)اگر کروات نمیزنید مواظب باشید عرقگیرتان از یقه ی پیرهنتان بیرون نزند.بیرون زدن عرقگیر از یقه ی پیرهن هر کارفرمایی را از کارکردن با شما منصرف خواهد کرد.به دو دلیل.اول اینکه او شما را بعنوان ادمی که حتی بلد نیست عرقگیرش را از دید دیگران پنهان کند ،نامنظم ،غیر قابل اعتماد و ناتوان در ماستامالی و پوشاندن گندکاری های مالی خودش در شرکت تشخیص می دهد و با شما قرارداد نمی بندد.اما دومین دلیل که از دلیل اولی بسیار بسیار مهمتر است این است که او با دیدن همچین صحنه ای یاد بهرام بیضایی افتاده و از انجایی که بهرام بیضایی معروف است که کارفرماهایش(تهیه کننده ی فیلمهایش)را به خاک سیاه می نشاند تاثیر بدی بر ناخودآگاه او خواهد گذاشت و او خودبخود شما را همچون بهرام بیضایی خانه خراب کن تصور خواهد کرد.
2)هر چیزی که نوشتید،خواه برگه درخواست وام باشد خواه یک تحقیق تمام عیار درباره ی اصول مناقصه نزد پیامبر اسلام،آنرا با این بیت درخشان مزین کنید:"برگ سبزی است تحفه ی درویش.....چه کند بینوا ندارد بیش"...
----------------
این دو توصیه را که بکار بگیرید بی برو بگرد هفت هشت درجه ارتقا پیدا کرده و تکاوری چیزی می شوید.اگر نشدید مطمئن باشید یا عرقگیر علی رغم همه ی تلاش شما بیرون زده یا لاک خانم منشی ولو شده روی آن تک بیت کار راه بینداز.
mekabiz - October 28, 2007 03:39 AM
:
سلام
در ظاهر ايده جذابيه ولي نميدونم چقدراين ايده درسته كه براي پيشرفت يك كشور يا درمقياس كوچكتر انجام يك پروژه موفق در يك شركت مشاوره بايد به چند نفر تكاور متكي بود يا در مجموع يك تيم با تواناييهاي (كمتري نسبت به تكاورها) ولي نسبتا يكدست داشت يا ترتبيت كرد؟ آيا راه حل تكاورها در بلند مدت هم جواب ميده؟؟
Anonymous - October 28, 2007 08:19 AM
:
آن حرفهای دکتر موحدی کاملا عملیاتی و قرین تجربه و منفعت بود. دوست داشتم یک مجموعه از این حرفهای عملیاتی و محلی شده را جایی داشتم
Anonymous - October 30, 2007 05:37 PM
افشین :
سلام
من از دانشجویان صنایع صنعتی اصفهان هستم.
یک سوال:
آقای ئکتر فرزاد موحدی الان در کدام دانشگاه هستند؟
لطفآ جواب بدهید.
متشکر
افشین - November 5, 2007 11:41 AM