معمای آربیتراژ نرخ بهره: قسمت دوم
هجوم ناگهانی برندگان جایزه نوبل و بعد از آن هم تکاورها باعث شد تا در بحث بحث معمای آربیتراژ نرخ بهره وقفه ایجاد شود که از دوستان عذر می خواهم. حالا بر می گردم سراغ همان معمای قبلی: چه طور می شود که نرخ بهره ایران و آمریکا 8-10 درصد اختلاف داشته باشد و نرخ ارز هم عملا در طی 7-8 سال ثابت باشد و سوداگران به این اقتصاد هجوم نبرند. این سوالی بود که من در دنیای بیرون دیدم و وقتی رفتم سراغ ادبیات دیدم من اولین کاشف این ماجرا نیستم و قضیه سال ها است که به عنوان یک معما (ولی با اسم دیگری) در ادبیات مطرح است و بحث های بسیار مفصلی در مورد آن شده است. چون صورت بندی مساله در ادبیات به نوع نوشتن من کمی فرق دارد (هر چند هر دو نهایتا یک پدیده را بحث می کنند) اول سعی می کنم مساله را کمی روشن تر کنم.
اولا دقت فرمایید که من صحبت از نرخ بهره "بدون ریسک" کردم یعنی مثلا اوراق قرضه در آمریکا و اوراق مشارکت دولتی (و نه شهرداری) در ایران را مد نظر دارم که در ده اخیر و در عمل هیچ کدامشان با ورشکستگی (Default) منتشرکننده شان رو به رو نشده اند. ضمن این که هر دو دارایی به شدت نقدشونده (Liquid) هستند. لذا بحث برخی دوستان مبنی بر "ریسک سرمایه گذاری در ایران" جواب چندان قوی برای این معما نیست. ما صحبت از سرمایه گذاری در پروژه ها در ایران نکردیم بل که بحثمان اوراق مشارکت دولتی بود که تجربه دنیا نشان می دهد که دولت ها فقط در شرایط بحران های بسیار حاد ممکن است از بازپرداخت تعهدشان در قبال آن سرباز بزنند.
حالا بگذارید یک مفهوم جدید را معرفی کنیم و آن هم قیمت آتی (Forward Rate) است که چیز خاصی نیست جز قیمت یک دارایی (ارز، اوراق مشارکت، سهام و ...) در زمان مشخصی در آینده. فروشنده قرارداد آتی تعهد می کند که در زمان مشخصی در آینده دارایی ها را با نرخ از پیش تعیین شده تحویل خریدار بدهد. مثلا در حالی که یک یورو امروز معادل 1.3841 دلار کانادا ارزش دارد شما می توانید یک قرارداد آتی بخرید که طی آن در یک سال آینده بابت یک یورو 1.3879 دلار کانادا دریافت کنید. دقت دارید که نرخ آتی در واقع منعکس کننده انتظارات بازار از وضعیت آینده است.
نکته مهم و جالب این است که هر قرارداد آتی می تواند توسط مجموعه ای از قراردادهای امروز بازتولید (Replicate) شود. برای طرح مثال عددهای واقعی را فراموش کنید و فرض کنید قیمت امروز دلار 1000 تومان و قیمت یک سال آینده آن 1200 تومان است. از طرف دیگر نرخ بهره در ایران 20 درصد و در آمریکا 5 درصد است. من می توانم قرارداد آتی دلار (یعنی خرید دلار در سال آینده) را به سادگی بازتولید کنم. می روم و از بانک ایرانی 1000 تومان وام می گیرم و با آن یک دلار می خرم. بعد دلارم را در بانک آمریکایی سپرده گذاری می کنم و یک سال بعد 1.05 دلار دریافت می کنم. حالا باید وامم را به بانک ایرانی پس بدهم که با نرخ بهره فرضی فوق می شود 1200 تومان. این دقیقا یعنی من سال بعد 1200 تومان می دهم و 1.05 دلار دریافت می کنم که به وضوح ارزان تر از قرارداد نرخ آتی (1200 تومان به ازای هر یک دلار) است.
اگر این حالت وجود داشته باشد آربیتراژ به وجود می آید. من بدون این که امروز ریالی پول از جیبم خرج کنم قرارداد آتی را با نرخ 1200 تومان برای هر 1.05 دلار بازتولید کردم و لذا می توانم با این باز تولید قرارداد آتی را به بقیه بفروشم یعنی کاری کنم که دلار برایم در سال آینده 1200 تقسیم بر 1.05 تومان دربیاید ولی آن را همین الان به 1200 تومان به ازای یک دلار بفروشم و صاحب سود مجانی شوم. این تیپ بازارها معمولا متعلق به بازی گران بزرگ است که به محض مشاهده چنین فرصتی ممکن است ده ها میلیون دلار وارد قضیه کرده و چند ده هزار دلاری در عرض چند دقیقه سود ببرند.
نکته مهم این است که به علت واکنش سریع فعالان بازار چنین تفاوتی به سرعت ناپدید می شود. اگر وضعیت قبلی وجود داشته باشد عرضه قرارداد آتی زیاد شده و قیمت تعادلی آن نهایتا جایی می ایستد که با قیمت بازتولید آن برابر شود.
فعلا تا این جا را داشته باشید تا در پست بعدی اصل معما را بحث کنیم.

نظرات
امیر حسین :
سلام حامد جان
ممنونکه بحث رو ادامه دادی.
خوب تا اینجا درست منتظر بقیش هستیم.
با تشکر
ارادتمند شما
امیر حسین - October 28, 2007 11:02 PM
محمد :
فوق العاده عالی
محمد - October 28, 2007 11:43 PM
:
چرا عنوان پست از معماي آربيتراژ تبديل به معماري آربيتراژ شده است؟
Anonymous - October 29, 2007 07:08 AM
اسماعيل :
نخير امير حسين جان تا اينجاش درست نيست و حامد داره حرف خودش رو تكرار مي كنه." نکته مهم این است که به علت واکنش سریع فعالان بازار چنین تفاوتی به سرعت ناپدید می شود" شديدن اشكال داره. واكنش سريع فعالان بازار زماني كه نرخ ارز شناور نباشد تاثيري در از بين بردن سود آربيتراژ نخواهد داشت. زماني هم كه ورود و خروج آزاد نباشد و شرايط رقابتي نباشد واكنش سريع فعالان بازار توهمي بيش نيست(مثال ايران. در ايران دولت بزرگترين آربيتراژور است و به دليل شرايط غير رقابتي آربيتراژ سود آور است).اشتباهي كه حامد دارد اين است كه هنوز فكر مي كند در ايران آربيتراژ انجام نمي شود و در ژاپن نيز(امير حسين بين ژاپن و اروپا و آمريكا آربيتراژ هست يا نه؟) و مساله ايران را با مساله سوئيس و اتريش يكي كرده است.
مابين دو كشوري كه: رژيم ارزي شناور است و ورود و خروج آزاد سود انتظاري آربيتراژ صفر است و كسي وارد بازار نمي شود. در مورد ايران و ژاپن هم در صورتي كه نرخ ارز شناور مي بود و ورود و خروج آزاد(ايران) مطمئنا سود انتظاري آربيتراژ صفر مي بود.
حامد: اسماعیل برداشتت هم در مورد ایران و هم در مورد اتریش و سوییس اشتباه است. ببین وقتی می گویی "آربیتراژ سودآور" است به نظر من می رسد که مفهومی که از آربیتراژ در ذهن داری با تعریف من یکی نیست چون ظاهرا از کلمه آربیتراژ برداشت یک فعالیت خاص را داری که می تواند سودآور باشد یا نباشد. آربیتراژ طبق تعریف همیشه سودآور است آن هم سودآور بدون هزینه (نهار مجانی). اگر چیزی که می گویی در مورد ژاپن صادق باشد همه ما ول المعطلیم. البته نه فقط ما بلکه همه سرمایه گذاران و بانک های سرمایه گذاری و صندوق های بازنسشتگی و الخ. چون همه می توانیم از صفر میلیاردها دلار سود درست کنیم.
در مورد اتریش و سوییس کل معما همین است که سود انتظاری صفر نیست! معما این است.
اسماعيل - October 29, 2007 07:22 AM
اسماعيل :
در مورد صحبت دوستان كه به دليل ريسك سرمايه گذاري در ايران سوداگران وارد اين بازار سودآور نمي شوند هم اشكالات اساسي وجود دارد. شكافتن اين ماجرا ريزه كاري هاي زيبايي را نمايان مي كند. اگر ورود و خروج در ايران آزاد مي بود هيچ سوداگر عاقلي(بنابر فرض رفتار عقلايي) به دليل سود انتظاري صفر وارد بازار ايران نمي شد همانطور كه سودي را مابين اروپا و آمريكا و يا كشورهاي اروپايي مختلف انتظار ندارد.
اما در حال حاضر چه اتفاقي افتاده است؟ دولت سود آربيتراژ نرخ بهره را به راحتي از آن خود مي كند.
براي صدمين بار تاكيد و تكرار مي كنم كه:
عدم شناوري ارز و عدم ورود و خروج آزاد آربيتراژ را سودآور مي كند.
اسماعيل - October 29, 2007 07:35 AM
اسماعيل :
اين كه ما چرا ول معطليم نمي دانم ولي اينكه بانك ها و صندوق هاي بازنشستگي و ... آربيتراژ نمي كنند بايد ثابت كني كه چنين نيست.لااقل امير حسين بايد بيايد و بگويد كه آربيتراژ بين ژاپن و بريتانيا انجام مي شود يا نه.
آربيتراژ هميشه سودآور نيست حامد. اگر شرايطي كه گفتم حاكم باشد چون سود انتظاري آربيتراژ صفر است كسي اقدام به اين كار نمي كند.
تو مساله را اين طور پيش مي بري كه آربيتراژ سودآور است پس چرا سوداگران وارد بازار نمي شوند(كه در مورد ايران اشتباه مي كني و در مورد ژاپن بايد شواهد بررسي شود. اين كه ژاپني ها ين را فيكس مي كنند شكي نيست ولي اينكه پس همه بايد سر اين صفره نشسته باشد جاي بحث دارد. كه البته اگر مورد ژاپن رد شود خللي در بحث ما ايجاد نخواهد شد).
من بحث را اين طور پيش بردم كه سود انتظاري صفر را مطرح كردم و بعد مكانيسم بازار را هم بر اساس آن تشريح كردم و مثال نقض ايران و ژاپن(كه فعلا زير سوال است) را توضيح دادم.
در مورد اتريش و سوئيس هم بايد اثبات كني كه سود انتظاري صفر نيست.
معما را هم دائما تغيير نده حامد. چرا بين اروپا و آمريكا و بين كشورهاي اروپايي(كه نمونه ها بايد بررسي شود) آربيتراژ انجام نمي شود؟ سود انتظاري صفر.
در مورد اتريش و سوئيس در صورتي كه سود انتظاري صفر نباشد(كه منتظر تحليل هاي تو مي مانيم و ارئه مدلت) آربيتراژ در كار خواهد بود.
اسماعيل - October 29, 2007 07:58 AM
اسماعيل :
در ارائه مدلت هم دقت كن كه من سود انتظاري را براي يك آربيتراژور نمونه آوردم و با فرض دسترسي آزاد به اطلاعات و شرايط اطلاعات كامل(يعني سود انتظاري قابل محاسبه بوده و به عنوان فرمول كوكا كولا از همگان پنهان نمي شود)، همه آربيتراژورها به يك نتيجه مي رسند پس وارد بازار نمي شوند.
حامد يه چيزي فهميدم:
اينكه آربيتراژ هميشه سودآور است پس بايد نمونه بياوري كه بين اتريش و سوئيس يا آمريكا و بريتانيا آربيتراژ انجام مي شود. ولي معما اين است كه انجام نمي شود! چرا؟
حامد: اسماعیل جان می شه یک خط بنویسی برداشت تو از کلمه آربیتراژ چیست؟
اسماعيل - October 29, 2007 08:12 AM
اسماعيل :
In economics and finance, arbitrage is the practice of taking advantage of a price differential between two or more markets
بابا چرا بحث رو مي بري سمت تعريف آربيتراژ؟ اسم اينكه: طرف از آمريكا وام بگيره بياره ايران يا از ژاپن بگيره ببره بريتانيا يا از سوئيس بگيره ببره اتريش رو بگذارX .بحث من اصلن سر تعريف نيست. بحث من سر اينه كه چرا اين فعاليتي كه اسمش ايكس هست جايي انجام مي شه و جايي نمي شه. يه سوء تفاهمي پيش اومده حامد. چون من سود انتظاري صفر رو مطرح كردم تو مي گي حتمن آربيتراژ رو نفهميده.تو مي گي تا زماني كه آربيتراژ در كار نباشه آربيتراژوري هم در كار نيست و نتيجه مي گيري آربيتراژ هميشه سودآوره چون اگه نباشه ديگه موضوعيت نداره. ولي من وقتي بحث انتظارات رو مطرح كردم آربيتراژورهاي بالقوه اي تو ذهنم بودن كه اگر شرايطي كه گفتم حاكم نباشه خوب بلدن سود كنن.
اسماعيل - October 29, 2007 09:13 AM
اسماعيل :
تو مي خواي معما رو از ديدگاه فاينانس حل كني. خب بكن. ولي من از ديدگاه اقتصاد كلان به قضيه نگاه كردم. قطعا بين ديدگاههاي فاينانس و كلان اشتراكاتي هست. ببين حامد من انتظار دارم گفته هاي من رو تحليل كني. حالا اگر اصرار داري تو محدوده فاينانس قضيه حل بشه حرفي ندارم.
اما با تعريفي كه توي ذهن تو هست و منم به اون اشاره كردم و اين كه آربيتراژ هميشه سودآور هست معمايي در كار نخواهد بود! اين كه مي گي تو فكر اسماعيل آربيتراژ مي تونه جايي سودآور باشه و جايي نمي تونه باشه و اين يعني آربيتراژ رو نفهميده درست نيست. انجام ندادن فعل هميشه دليل بر ناتواني شخص نيست و نمي شه گفت چون شخص فعل رو انجام نداده، فعل موضوعيت نداره. همه مي دونن اگر تنها خودشون مي تونستن برن تو بازار و آربيتراژ كنن سود خوبي هست و اين كار رو هم مي كنن و اسم شون هم آربيتراژور مي شه. ولي بازم مي دونن كه اگر برن و بين آمريكا و اروپا آربيتراژ كنن چي مي شه(سود اقتصادي آربيتراژ صفر خواهد شد).رفتار اين ها رو بايد تحليل كني حامد جان.
حامد: اسماعیل من قبلا هم گفتم. فاینانس و اقتصاد کلان نداره. برای یک پدیده باید "توضیح اقتصادی" داد همین. آدم های تو فیلدهای مختلف هم با یک تئوری کار می کنند.
ضمن این که برداشت از قضیه سودانتظاری درست نیست. سود انتظاری بعد از وقوع تعادل است در حالی که کسانی که زودتر بجنبند سود را می برند. آربیتراژورها از همین طریق به رسیدن بازار به تعادل کمک می کنند. در واقع بحث آربیتراژ موقت صرفا در دوره انتقال به تعادل مطرح است و وقتی به تعادل رسیدیم دیگر آربیتراژی در کار نخواهد بود.
اسماعيل - October 29, 2007 09:26 AM
اسماعيل :
صورت مساله ساده تر از توضيحات تو در محدوده فاينانس هست. صورت مساله اينه: من 100 دلار از آمريكا با بهره 8 درصد وام مي گيرم يعني سر سال بايد 108 دلار پس بدم. تو ايران پول رو به ريال تبديل كرده و ارواق مشاركت مي خرم با نرخ بهره 15 درصد. سر سال با دلار 936 تومن 107640 تومن مي گيرم و به دلار تبديل كرده و 115 دلار كاسب مي گيرم. چقدر بايد به بانك بدم؟ 108 دلار. يعني 7 دلار سود مي كنم. حالا اگر يك ميليون دلار اين طوري وام گرفته باشم ناهار مجاني به ميزان 70 هزار دلار نصيب من مي شه. چرا كسي اين كار رو نمي كنه؟ مي كنن. خوب هم مي كنن. اما جايي كه شرايطش باشه و جايي كه شرايطش نباشه دور طعمه حلقه مي زنن و منتظر مي مونن! حمله نكردن به طعمه دليل بر گرسنه نبودن و گرگ نبودن نيست. حتمن چيزي هست اين وسط.
اما حامد جان يه چيزي ياد رفته. توي اقتصاد ناهار مجاني هرگز نداريم(فكر كنم جمله از فريدمن باشه). شايد تو برات مجاني تموم بشه ولي قطعن يكي ديگه هزينه اون رو پرداخته. ناهار مجاني كه نصيب بانك هاي ايراني مي شه هزينه اش رو من و شما داريم مي ديم چون قطعا مي دوني ورود و خروج آزاد و شرايط رقابتي چقدر مي تونست ما رو منتفع بكنه كه نمي كنه.( يكي از اساتيد اين جريان رو به طرز عجيبي به يكي از قوانين ترموديناميك مرتبط مي كرد!10 سال پيش بود. يادم نيست. شايد طرف چت كرده بود.)
ولي براي كساني كه اقتصاد نخوندن بايد بگم كه دچار اشتباه نشن و ناهار مجاني رو مجاني تلقي نكنن! منظور مجاني براي شماست نه اين كه هزينه اي نداره.
ناهاري كه ما توي دانشكده مي خورديم مجاني بود ولي هزينه داشت!
اسماعيل - October 29, 2007 09:57 AM
اسماعيل :
مساله همين است كه همه مي دانند با ورود آنها تعادل(سود اقتصادي صفر براي آربيتراژ و نمود نرخ ارز صفر كننده سود با فرض نرخ بهره هاي ثابت) برقرار خواهد شد و مي دانند كه مثل آنها زياد هستند كه مي توانند چنين كنند و نمي جنبند. نه مثل دولت و بانك هاي ايراني كه خوب مي جنبند.(نرخ ارز مطابق سود انتظاري صفر بنا به دلايلي كه گفتم بروز نخواهد كرد و خيال همه راحت است).سود انتظاري قبل و بعد از تعادل ندارد و شما در هر شرايطي مي توانيد سود انتظاري داشته باشيد. حين ورود، ورود، ادامه كار، خروج و ...(اين نظر من است والا اگر منبع موثقي داري كه تحليل خاصي ارائه داده معرفي كن.
اتفاقا بحث تعادل موجود به دليل سود انتظاري صفر خيلي جالب است. آربيتراژورها به تعادل بازار خيلي كمك مي كنند ولي جاهايي هم با عدم ورود به بازار به تعادل كمك مي كنند.
بگذار بيشتر توضيح بدم. مثلن بين بريتانيا و آمريكا يك نرخ ارزي حاكم است. و تعادلي هم برقرار است. يعني عرضه و تقاضاي پوند و دلار نرخ را تعيين كرده اند. ولي شرايط حاكم بر بازارهاي آنها سود انتظاري را صفر كرده. فرض كن همين امروز همه آمريكايي ها خنگ شوند(عقلايي رفتار نكنند) چه خواهد شد؟ همه به طرف بازار بريتانيا سرازير مي شوند و يك تعادل جديد خلق مي كنند! يعني فقط نرخ ارز را تغيير خواهند داد(با فرض ثبات نرخ بهره كه البته ثابت نخواهد بود).
منظور تو از تعادل چيست حامد؟
آيا به نظرت دلار و پوند در نرخ تعادلي خود نيستند؟ ولي من مي دانم كه ين و ريال نرخ تعادلي را تجربه نمي كنند چون مكانيسم بازار درست عمل نمي كند. البته پايين نگه داشتن ارزش ين نمي دانم تا كي مي تواند براي ژاپن سودمند باشد. كاري كه چيني ها هم مي كنند.
خب حالا فرض كنيم تمام حرفهاي من نادرست. دلايلت را براي توضيح اقتصادي عدم ورود به بازار و سود بردن از طريق آربيتراژ نرخ بهره بگو لطفا. چرا بين اتريش و سوئيس(مثال رو زياد تكرار كردم چون مثال تو بوده و حتمن روش فكر كردي) آربيتراژ نمي شه؟ چطور با وجود سود كسي وارد بازار نمي شه؟
اسماعيل - October 29, 2007 10:25 AM
اسماعیل پیش بهار :
آقا ما فقط چند ساعت نبودیم چقدر بحث.
این معمای آربیتراژ حسابی موضوع جالبی شده. اتفاقا قسمت شیرین و کمی متفاوت معما همان تفاوت بین اتریش و سویس است. همانطور که حامد گفته انجا با وجود تفاوت در نرخ بهره و داشتن دو واحد پولی متفاوت و همین طور ثابت بودن نرخ ارز حول یک میانگین در بلند مدت (این مهم است) آربیتراژی در کار نیست. من اشاره کردم قبلا هم نوشتم در مورد ایران سریعا ذهن ها به سراغ ریسک و عدم آزادی ورود و خرج به بازار می رود اما چون حامد مثال ژاپن و اتریش و سویس را هم زده بود گفتم حتما باید یک چیز دیگری در میان باشد که آربیتراژ صورت نگیرد (البته اگر ادعای اقا حامد صادق باشد که احتمالا صادق است).
آقای اسماعیل استوار عزیز هم تا اینجا که من بحث را دنبال کرده ام می گوید ادعای حامد در مورد اینکه آربیتراژ صورت نمی گیرد درست نیست چون در نگاه اول (همانطور که صورت مسئله شرح می دهد) واقعا وقتی که سودی وجود دارد خوب انگیزه هم برای وارد شدن به بازار بالا است و باید آربیتراژ صورت گیرد اما معما همین است که چرا با این که سودی وجود دارد کسی آربیتراژ نمی کند (اگر بکنند همانطور که اسماعیل استوار عزیز می گوید خوب دیگر معمایی نیست) واقعا توضیح قضیه مشکل است حامد به خوب نکته ای اشاره کرده
اما اینکه حامد گفته تمامی مدلهای اقتصاد کلان بر این اصل است که آربیتراژ صورت نمی گیرد را من متوجه نشدم باید منتظر بود دید حامد منظورش دقیقا کدام بخش از ادبیات اقتصاد کلان است و چه توضیحی برای معمایش دارد.
حامد: اسماعیل جان من نگفتم مدل های کلان گفتم فاینانس. تقریبا تمام مدل های قیمت گذاری دارایی (که قلب علم فاینانس است) بر فرض یک قیمت (یا همان فقدان آربیتراژ) استوار است.
اسماعیل پیش بهار - October 29, 2007 11:03 AM
اسماعیل پیش بهار :
حامد جان ممنون فقط برای دوستانی که بحث را دنبال می کنند عرض می کنم بخشی از بحث در وبلاگ آقای خیرخواهان دنبال شده است!!!!
اسماعیل پیش بهار - October 29, 2007 11:55 AM
اسماعيل :
Interest Rate Arbitrage
Many Hedge funds and institutional investors engage in the foreign exchange markets to find additional yield. Countries, such as Australia and New Zealand, which have high interest rates, attract funds from lower interest rate countries, such as Japan and the United States. Sophisticated international investors move money between currencies, just as more conventional investors move money between different bond issues.
In interest rate arbitrage, a trader borrows (and pays interest on) a currency with a lower interest rate, and uses it to buy a currency with a higher interest rate (the "carry" currency) in order to capture the difference between the two interest rates.
The interest rate arbitrageur's strategy is to buy and hold the carry currency for an extended period of time, in order to profit from the difference in interest rates offered by the two currencies.
As in all financial transactions there is risk involved. For instance, an arbitrageur may borrow a million Japanese yen, which carries an interest rate of near 0.0%, in order to exchange it for 80,000 New Zealand dollars (depending on the prevailing exchange rate) which offers an interest rate of 7.75%. As long as he holds the NZD, the trader profits from the interest rate difference between the two. But as long as he holds the position, he is also vulnerable to a change in exchange rates.
If the NZD appreciates vs. the yen, the profit is even greater, since the trader would own more potential yen with the same amount of NZD. Should the NZD depreciate against the yen, however, the trader could register a loss, which could potentially consume part of or more than the interest rate profit.
Central Bank Interest Rates*
New Zealand Dollar 7.75%
Great Britain Pound 5.50%
Canadian Dollar 4.25%
Swiss Franc 2.25%
Australian Dollar 6.25%
US Dollar 5.25%
Euro 3.75%
Japanese Yen 0.50%
*As of 5/07
دويچ بانك هم خيلي ضعيف و سرسري به اين موضوع اشاره كرده. نرخ هاي بهره رو ببينين. عجب سود توپولوي مي شه برد. نه؟ عمرا.
اسماعيل - October 29, 2007 12:14 PM
اسماعيل :
يه چيزي بهم مي گه ژاپن از معماي آربيتراژ ما براي ارزون نگه داشتن ين كمك مي گيره. چطوري؟
آيا بين كشورهايي كه بالا ليست شدن(بجز ژاپن كه مطمئنم) آربيتراژ صورت مي گيره؟ كسي اطلاعات بانكي داره در اين خصوص به من بده؟
اسماعيل - October 29, 2007 12:27 PM
اسماعيل :
يه چيزي بهم مي گه ژاپن از معماي آربيتراژ ما براي ارزون نگه داشتن ين كمك مي گيره. چطوري؟
آيا بين كشورهايي كه بالا ليست شدن(بجز ژاپن كه مطمئنم) آربيتراژ صورت مي گيره؟ كسي اطلاعات بانكي داره در اين خصوص به من بده؟
اسماعيل - October 29, 2007 12:28 PM
اسماعيل :
از اين سوال مي شه به رژيم ارزي اونها پي برد كه شناور صوري است يا نه. معادل شناور صوري رو تا به حال نديدم! نمي دونمم از كجام درآوردم! ولي براي تحليل ها لازم بود.
حامد: اسماعیل داری اطلاعات خوبی می دی. بحث داره روشن تر می شه. فقط نمی دونم یک نکته برایت روشن شد یا نه که اگر فرصت آربیتراژ وجود داشته باشه حتما شکار می شه. اون استدلال تو مبنی بر این که چون همه می دونن که اگر بقیه هم وارد بشوند سود صفره پس وارد نمی شوند و سود بالا می مونه به وضوح غلطه. اگر این طور باشه هیچ بازار رقابتی شکل نمی گیره چون سود توش صفره. عامل ها وارد می شوند و نتیجه اکس پست معلوم می شه. کسی هم که زودتر وارد شده سود را برده. این مکانیسم تعادل است.
اسماعيل - October 29, 2007 12:31 PM
تیتا :
من از نوشته های شما لذت می برم اما یه سوال دارم: شما کی فرصت می کنی به کارای درسیت برسی؟
تیتا - October 29, 2007 01:13 PM
تیتا :
من از نوشته های شما لذت می برم اما یه سوال دارم: شما کی فرصت می کنی به کارای درسیت برسی؟
تیتا - October 29, 2007 01:13 PM
اسماعيل :
حامد من بارها گفتم اگر شرايط فراهم باشه(عدم شناور بودن ارز و عدم ورود و خروج آزاد) آربيتراژ انجام مي شه. من نگفتم:چون همه می دونن که اگر بقیه هم وارد بشوند سود صفره پس وارد نمی شوند و سود بالا می مونه" و اين كاملا غلطه. من گفتم سود انتظاري صفر هست و توضيح دادم اگر خنگ باشند و وارد بازار بشوند انتظار به حقيقت خواهد پيوست و سود صفر خواهد شد. ولي چون عقلايي رفتار مي كنن وارد نمي شن. مساله خيلي خوشگل تر و پيچيده تر از اين حرفهاست. در هر بازاري اگر سود انتظاري صفر باشه قطعن هيچكس وارد نمي شه.
اين هم كه گفتي:اگر این طور باشه هیچ بازار رقابتی شکل نمی گیره چون سود توش صفره" درست نيست. اين پروسه اي كه تو بازار پول و ارز حاكمه شايد در عرض چند دقيقه به وقوع بپيونده ولي در مورد صنعت اين طور نيست.چطور؟ مثال بانك ها رو در ايران ببين. بانكهاي خصوصي همين طور دارن زياد مي شن ولي همزماني در بازار پول فكر نمي كنم در صنعت وجود داشته باشه. ما متوسط سالي يه بانك راه انداختيم. پارسيان، اقتصاد نوين، پاسارگاد، سرمايه و ... همين طور مي ره جلو تا مي رسيم به چي؟ سود اقتصادي صفر. يعني بنگاهها سود مي كنن و اون هم به دليل وقفه هاي حاكم بر ورود به بازار از قبيل مجوز و استخدام و آموزش نيروي كار و خريد ساختمان ها و تجهيز و ... قطعا در اين بازارها سود انتظاري صفر نيست. اما تو معماي ما چه رخ مي ده؟ فرض كن نرخ هاي بهره آمريكا و ايران ثابت باشه(8 و 15 درصد) دلار هم 936 تومان. وقتي همه رديف مي شن بيان تو بازار و يكساله سود ببرن چي مي شه؟ اين پروسه رو من توضيح دادم و محاسبات رو ارائه كردم. تو اين حالت از بازار سود به دليل مكانيسم حاكم بر بازار پول و ارز صفر مي شه(يعني نرخ ارز طوري تغيير مي كنه كه سود صفر خواهد شد)
در شرايط رقابت كامل سود اقتصادي هر فعاليت اقتصادي(منهاي انحصار طبيعي و شرايط اعطاي امتياز انحصاري)صفر است به مفهوم عدم ورود به صنايع نيست. مثال صنعت بانكداري رو زدم.
اين كه گفتي: کسی هم که زودتر وارد شده سود را برده. این مکانیسم تعادل است هم درسته و در مورد صنعت بانكداري ما صدق مي كنه ولي سود اقتصادي صنعت در يك بازار رقابتي صفر است. تازه رقابت هميشه در جريان و به نظر نمي رسه تعادل تمام عيار رو شاهد باشيم. يعني ورود و خروج دائما در صنعت در جريان. شركتي به دليل عدم توان ارائه توليدات جديد از صنعت مي ره بيرون. شركتي با ارارئه محصول جديد وارد مي شه. شرايط ورود و خروج به و از صنعت رو هم كه مفصل تو اقتصاد خرد خونديم.
لب مطلب اينكه: در صنعت(بانكداري ايران رو مثال مي زنم چون رو شركتهاي خارجي مطالعه ندارم و آرزو داشتم روزي بررسي مي كردم كه سود اقتصادي تو صنايع مختلف مثلا آمريكا چقدره. محاسبه سود اقتصادي صنعت مي تونه يكي از شاخص هاي مهم رقابتي بودن بازارها باشه. مثلا تو صنعت شير 10 تا شركت هست. اگر سود اقتصادي اين 10 شركت صفر نباشه يا به سمت صفر ميل نكنه رقابتي در كار نيست. بابا دارم علنا ديوونه مي شم!!!) ورود و خروج با وقفه همراه هست و سود انتظاري در كوتاه مدت صفر نيست. در بلند مدت قطعا سود انتظاري صفر خواهد بود اگر شرايط رقابتي حاكم باشه(محدوديت منابع مالي و مقررات سرمايه گذاري رو تو ايران ببين. طرف تا سالها خيالش راحته كه سود مي كنه.).اما سود انتظاري در بازار پول و ارز مقصد آربيتراژ در كوتاه مدت و بلند مدت صفره و دليلش هم عامل سوده يعني نرخ ارز(نرخهاي بهره ثابت فرض شده و الا من بايد مي رفتم دار المجانين!).
اسماعيل - October 29, 2007 02:45 PM
حجت :
یه سوال آربیتراژ رو بدون هزینه هاش در نظر گرفتین؟
منظورم هزینه های اداری وام گرفتن و وقت صرفکردن و اینجور چیزاست؟
شاید سود داره این کار ولی هزینهی فرصت اش بالاست یا مثلا اگه افراد زیادی از این gap استفاده کنند اون وقت دولت متوجه میشه و دکونه اربیتاژورها رو می بنده شاید یه عدهی کمی رقابت رئ در رو رو بی خیال شدند-نظریه بازی ها - ودارن جمعا حالشو می برن
شاید .....
حجت - October 29, 2007 02:52 PM
اسماعيل :
پس سود انتظاري در كوتاه مدت و بلند مدت هم به بحث اضافه شد!
هنوز فرض سود انتظاري صفر براي حل معما پا برجاست.
حامد نمي خواي تحليلهاي خودت رو در حل معما ارائه بدي؟ خساست(خسيس رو چطوري مي نويسن؟)رو به اوج خودش رسوندي پدر جان.
اسماعيل - October 29, 2007 02:53 PM
اسماعيل :
و دليلش هم عامل سوده يعني نرخ ارز" غلطه. اصلاح مي كنم و دليلش هم تغيرات نرخ ارزه.
اسماعيل - October 29, 2007 03:02 PM
اسماعيل :
حامد جات خالي بعد از بحث و كار و ... رفتم تو برك. كنسرت ياني رو تو لندن ديدي؟ معركه است. اگه نديدي حتمن بگير ببين. رويايي است.
حامد مي گم به بحث من رسيدي كه گفتم: بحث اين شكلي مي تونه به جامع شدن تحليل كمك كنه؟
اسماعيل - October 29, 2007 03:17 PM
امیر حسین :
یک نکته ای که در مورد کری ترید پوند/ین(یا همان آربیتراژ بهره پوند/ین) هستش اینه که بر خلاف مثالی که حامد زد با فروش ین و خرید پوند برای سرمایه گذاری در بانکهای انگلیسی نه تنها کری تریدرها از آربیتراز بهره(اختلاف بهره بانکی دو کشور)سود می برند بلکه از آربیتراز ارزی که در مدت سرمایه گذاری یک ساله ایجاد می شود نیز سود می برند.حالا اینکه وگفتم یعنی چه؟؟(البته در پست قبلی آربیتراژ من مثالشو زده بودم):
حرف من یعنی اینکه یک نکته رو باید در نظر داشت و اون هم اینه که با فروش ارز یک کشور و خرید ارز کشور دیگه نرخ برابری دو ارز دیگه ثابت نمی مونه بلکه باعث قویتر شدن پول کشوری می شه که در اون کشور سرمایه گذاری بانکی انجام میشه.و این یعنی اینکه مثالی که حامد زده اشتباه است.کدوم مثال؟؟؟این:
"فرض کنید قیمت امروز دلار 1000 تومان و قیمت یک سال آینده آن 1200 تومان است. از طرف دیگر نرخ بهره در ایران 20 درصد و در آمریکا 5 درصد است. من می توانم قرارداد آتی دلار (یعنی خرید دلار در سال آینده) را به سادگی بازتولید کنم. می روم و از بانک ایرانی 1000 تومان وام می گیرم و با آن یک دلار می خرم. بعد دلارم را در بانک آمریکایی سپرده گذاری می کنم و یک سال بعد 1.05 دلار دریافت می کنم. حالا باید وامم را به بانک ایرانی پس بدهم که با نرخ بهره فرضی فوق می شود 1200 تومان. این دقیقا یعنی من سال بعد 1200 تومان می دهم و 1.05 دلار دریافت می کنم که به وضوح ارزان تر از قرارداد نرخ آتی (1200 تومان به ازای هر یک دلار) است"
دقیقا این جاییه که اشتباه رخ می ده.وقتی که اختلاف نرخ بهره بین دو ایران آمریکا بقول حامد 15 درصد باشه(آمریکا 5 و ایران 20 همون جور که حامد مثال زد)و قیمت برابری دلار/تومن 1000 در حال حاضر باشه،با ورود کری تریدرها به بازار ایران و انجام ان بصورت مداوم تا سال بعد دیگه نرخ برابری دلار/تومن 1200 نمی شه بلکه بعلت فروش دلار و خرید تومن این برابری مثلا به 800-700 می رسه نه 1200.!!!
دیدید نکته همین جاست که باعث منحرف شدن بحث می شه.
پارسال همین موقع نرخ برابری پوند/ین حدود 222-221 بوده و نرخ بهره بانک مرکزی ژاپن 0.5 درصد و نرخ بهره انگلیس(فکر کنم) 5.5 درصدبود.
الان که نرخهای بهره دو بانک تغییر چندانی نداشته(ژاپن ثابت و انگلیس کمی افزایش)
ولی نرخ برابری دو ارز برابر
234.-235 هستش(بگذریم که نرخ برابری به 251!!!هم رسید و الان در امروز و در این ساعت یعنی ساعت 4:52 بعداظهر که من دارم برای شما می نویسم برابر 236.20!! هستش و من پوزیشن فروش روی این جفت ارز از 236.33 دارم!!!!)
پس اگه کسی پارسال وام به ین می گرفت و بعد از تبدیل به پوند توی یک بانک انگلیسی می گذاشت الان نه تنها از اختلاف بهره بانکی سود برده بود بلکه از اختالف نرخ برابری پارسال و امسال نیز سود برده بود.
باتشکر
ارادتمند شما
امیر حسین - October 29, 2007 03:29 PM
اسماعيل :
دي وي دي ياني ترك برداشت!!!!! گفتم يه چيزي شده ها! نگو اميرحسين ظهور فرمودن. بابا كجايي پسر. امير فاركس تو نمونه تجربي جريان تئوريك ما هستي و خوشحال اين اطلاعات رو ارائه مي دي. ببين الان مي دوني با اطلاعاتي كه دادي نرخ انتظاري ارز چقدره؟ 248.08 براي هر پوند! ولي فيكسش مي كنن. عجب چشم بادومي هايي هستن.خلاصه يه غلطي دارن مي كنن كه بايد سر دربيارم.
امير حسين فعلا تو تحليل اوليه بحث هستيم و به مثالهاي نقض نرسيديم. احتمال خطاي منم الان بالاست چون فسفر ته كشيده! دي وي دي هم كه تركيد! فقط مي مونه يه نخ اولترا لايت كه به داد برسه. اين رفيق مام تو دانشگاه يو اس سي هنوز جواب نداده. بدبختي اينه كه فقط 3 نفر داريم زور مي زنيم. كسي هم اطلاعات نمي ده!
اسماعيل - October 29, 2007 03:56 PM
اسماعیل پیش بهار :
امیر حسین جان مثال حامد درست است. اولا یک مثال فرضی برای تشریح بهتر معمااست. ثانیا قضیه قبل از ورودکری تریدرها ست اصلا سوال اینه که چرا کری تریدرها وارد بازار نمی شند اگر این جوری بود که دیگه معما نبود یعنی با وجود اینکه احتمال سود بردن هست چراکسی وارد نمی شه خصوصا همونطور که حامد میگه در این حالت خاص چون نرخ بهره تضمین شده یا نرخ ارز ثابت و تضمین شده است و مدل بدون ریسک است.
اسماعیل پیش بهار - October 29, 2007 04:05 PM
امیر حسین :
سلام اسماعیل جان
آقا ما مخلصیم،ما رو چه به ترکوندن دی وی دی یانی.من خیلی که زور بزن الان همش 200 دلار تو سودم.احتمالا تا امشب پوزیشنم به عدد مورد نظرم می رسه(235.50).
دادش از من گفتن،این آبیتراژ ماربیتراژ!!پول واست نمی شه بیا تا تو رو هم مثل خودم معتاد فارکس کنم بدبخت شی بری پیکارت...لول(شوخی کردم)
راستی شروع کردی یا نه؟؟؟ببنیم کی پورسانت ما می رسه هااااااا...لول
ارادتمند
امیر حسین - October 29, 2007 04:07 PM
اسماعيل :
دي وي دي ياني ترك برداشت!!!!! گفتم يه چيزي شده ها! نگو اميرحسين ظهور فرمودن. بابا كجايي پسر. امير فاركس تو نمونه تجربي جريان تئوريك ما هستي و خوشحال اين اطلاعات رو ارائه مي دي. ببين الان مي دوني با اطلاعاتي كه دادي نرخ انتظاري ارز چقدره؟ 248.08 براي هر پوند! ولي فيكسش مي كنن. عجب چشم بادومي هايي هستن.خلاصه يه غلطي دارن مي كنن كه بايد سر دربيارم.
امير حسين فعلا تو تحليل اوليه بحث هستيم و به مثالهاي نقض نرسيديم. احتمال خطاي منم الان بالاست چون فسفر ته كشيده! دي وي دي هم كه تركيد! فقط مي مونه يه نخ اولترا لايت كه به داد برسه. اين رفيق مام تو دانشگاه يو اس سي هنوز جواب نداده. بدبختي اينه كه فقط 3 نفر داريم زور مي زنيم. كسي هم اطلاعات نمي ده!
اسماعيل - October 29, 2007 04:14 PM
امیر حسین :
سلام جناب پیش بهار عزیز
راستش من می دونم چرا کسی وارد کری تریدرها وارد بازار ایران نمی شوند.
علتش هم اینه که:
1-ایران دلیلی برای ثابت نگه داشتن نرخ بهره بانکیش نداره چون کشوری نیست که بخواد از صادرات غیر نفتی سود ببره ومجبور باشه در بازارهای رقابتی مثل صادرات ماشین شرکت کنه.ولی ژاپن بعلت اقتصاد وابسته به صادراتش مجبوره نرخ بهره رو پایین نگه داره تا با عمل کری تریدرها نرخ ارزش پایین بیاد و بتونه محصولاتش رو با قیمت پایینتر از محصولات اروپا وآمریکا بفروشه.
2-دقیقا نمی دونم ولی شنیدم که بانک مرکزی ژاپن عمل intervention رو در بازار ارز انجام می ده تا نرخ ارزش پایین نگه داشته بشه.یعنی چی؟؟
یعنی که مثل امسال که اقتصاد آمریکا دچار بهران شد و ارزش دلار پایین اومد بانک مرکزی ژاپن هی ین فرخت و جاش دلار خرید و این کا رو با پشتوانه عظیم ذخیره ارزیش انجام داد،تا اینکه نرخ برابری دلار/ین از 111.59 که در 8/2007 بهش رسید،پایینتر نره.(جالبه که رییس جنرال موتورز همون موقع از افت دلار/ین بسیار خوحال بودو می گفت اگه این نرخ روی 113-114 ثابت بمونه ما نمی زاریم تویوتا کمر راست کنه!!!)
ولی کشوری مثل ایران براش فرقی نمی کنه.
جالب اینجاست که اگه یک بدبختی پارسال قبل از تعیین دستوری بهره بانکی اقدام به کری ترید می کرد(فکر قبل از شاهکار احمدی نژاد بهره بانکی به 18 هم رسیده بود)الان با خاک یکسان بود!!!!
فکر کنم با این مطلبی که گفتم کمی از معما حل و علت روشن شد.(نتونستم طاقت بیارم زودتر از حامد گفتم...لول)
با تشکر
ارادتمند شما
امیر حسین - October 29, 2007 04:23 PM
اسماعيل :
بابا من اين كاره نيستم! 7 ماه پيش سيم كارت اعتباري مخابرات اينترنتي ثبت نام مي شد. من حدود 20 تا ثبت نام كردم كه 6 تاش مال خودم بود. الان قيمتش بالاي 80 هزار تومنه. يعني سود 100 درصدي و بالاتر در عرض 7 ماه! اونايي كه مشاوره دادهع بودم همه سود كردن ولي خودم قبضام رو گم كردم و دفتر مخابراتي هم جابجا شده و من در به در شدم!!!
پيش بيني من اين بود كه به دليل ظرفيت محدود سيستمهاي موبايل نصب شده(بي تي اس و اين حرفا) و عدم هماهنگي بين اونها(تاسيسات زيمنس و نوكيا و اريكسون) نمي تونن زياد سيم كارت عرضه كنن و چون بي تي اس هاي اعتباري مخابرات همون موبايل هاي عدي بود مزيت هاي زيادي داشت كه تقاضا رو بالا ببره و رفت. حالا شماره رندش بالاي 120 هزار تومنه!!! يعني من 300 هزار تومن پول مفت رو از دست داد. البته بقيه حالش رو بردن. فاصله بين تئوري و عمل اينه امير فاركس جان. آقا من رفتم. تا بعد.
اسماعيل - October 29, 2007 04:26 PM
امیر حسین :
اسماعیل جان کجایی بابا
الان پوزیشنم 700 دلار تو سوده.اگه زودتر نیایی تموم می شه چیزی برات باقی نمی مونه ها از ما گفتن....لول
پ.ن:ببینم این اسماعیل رو هم می تونم بدبختش کنم بره یا نه...لول
امیر حسین - October 29, 2007 04:29 PM
اسماعیل پیش بهار :
امیر حسین جان من هنوز قانع نشدم در مورد ایران شاید وضعیت همین باشه که می گی ولی چرا بین اتریش و سویس (مثال حامد) این کار صورت نمی گیره یعنی اونجا که ورورد و خروج آزاد است چرا باز این قضیه برقرار است.
اسماعیل پیش بهار - October 29, 2007 04:35 PM
امیر حسین :
علت این هم که بین اتریش و سوییس هم شاید بخاطر اینکه وضعیتی مثل ژاپن ندارند و دولتشون با INTERVENTION در بازار دخالت نمی کنه.
پ.ن:راستی یک نکته یادم اومد.گفتنش شاید خالی از فایده نباشه حداقل از نظر عملی.
بغیر از ین ژاپن دلار نیوزلند نیز کری ترید می شود.
با تشکر
ارادتمند شما
امیر حسین - October 29, 2007 05:25 PM
بهاره :
حامد بقیه کجان؟ بقیه جواب را می دونن؟
از صورت مساله آربیتاژ و کامنتها دچار هیجانات علمی شده بودیم که این کامنت سه تا بالایی اسماعیل عیش ما را خراب کرد. بابا این همه ایرانسل و بچه ها می کوشند سیم کارت بشه کالای تسهیلی خدمت و نه کالای محصول (منظورم اینه که محصول بشه خدمت و نه سیم کارت محصول!) اون وقت اینها باهاش تجارت می کنند. (اینجا چرا سیمیلی نداره؟) من نمی فهمم چرا تو تهران هنوز مردم حاضرند اینهمه بابت سیم کارت دولتی پول بدهند. واقعا قضیه فقط شماره است؟ درسته که پوشش ایرانسل هنوز کامل نیست ولی باز هم این اختلاف قیمت شدید(در فروش مجدد و نه فروش اصلی) نمی دونم طبیعی هست یا نه؟ وقتی ایرانسل در لحظه خدمت می دهد چرا برای ام سی آی ارزش بیشتری قایل می شن؟!
شرمنده نمی خواستم کامنت بی ربط به آربیتاژ بگذارم ولی یقه قبایمان اجازه نداد D:
بهاره - October 29, 2007 05:26 PM
بهاره :
راستی من طبیعی را چی تعریف می کنم؟ هو...م.
بهاره - October 29, 2007 05:29 PM
امیر حسین :
یک مطلب جالب درباره کری ترید و خطراتش:
The big risk in a carry trade is the uncertainty of exchange rates. Using the example above, if the U.S. dollar were to fall in value relative to the Japanese yen, then the trader would run the risk of losing money. Also, these transactions are generally done with a lot of leverage, so a small movement in exchange rates can result in huge losses unless hedged appropriately.
منبع:
http://www.investopedia.com/terms/c/currencycarrytrade.asp
امیر حسین - October 29, 2007 05:33 PM
بهاره :
راستی... کاش به اولین پست اربیتاژ تو همین پست لینک بدی.
می دونی که؟ خانمها وقتی می گن "کاش" یعنی "لطفا خواسته مرا انجام دهید!" D:
بهاره - October 29, 2007 05:40 PM
:
یک مطلب دیگه که خطر کری ترید رو نشون می ده(همونی که توی بند 1 به جناب پیش بهار عزیز گفتم،یعنی عدم ثبات نرخ بهره بانکی):
In a currency carry trade, the speculator borrows money in a low-interest rate currency and buys higher-yielding assets in a different currency. Today, the low-rate currency is generally the Japanese yen; the higher-yielding assets are often US dollar bonds, but sometimes more esoteric assets such as Icelandic housing bonds or even emerging market equities or commodities.
The carry trade is appealing because of the type of returns it can earn, particularly if the proceeds are invested in bonds. These returns may not be huge, but they’re steady and consistent, and so they appeal to money managers who want a steady income stream – for example, hedge fund managers with pension fund investors.
But the counterpoint to these small, steady returns is the possibility of a very large, very sudden loss. The biggest risk is generally that the exchange rate moves against you – the higher-interest rate currency rapidly devalues, reducing the value of your assets relative to your borrowing. That's why these trades are often described as “picking up nickels in front of a steamroller”
We saw a good example of this earlier this year. The yen bounced sharply against the dollar in April as the Bank of Japan tightened the money supply; in response, many carry trade speculators bailed out of their assets to repay their yen debts. The knock-on effects from this were at least partly responsible for the global sell-off in May.
Since then the yen has fallen back and the carry trade has returned with a vengeance. Speculators now believe that the Bank of Japan is likely to let the yen fall further, in order to help its exporters. That reassures them that they’re unlikely to be hit by a rising yen; in fact, they believe they’ll benefit from a falling yen (which reduces the cost of their debt relative to their assets).
منبع:
http://www.moneyweek.com/file/20635/why-is-the-carry-trade-so-dangerous.html
Anonymous - October 29, 2007 05:43 PM
:
یک مقاله جالب دیگه که کری ترید و خطراتش رو توضیح می ده(حتی درباره کری ترید فرانک سویس هم صحبت کرده!!!)
http://www.moneyweek.com/file/25745/the-carry-trade-a-tsunami-in-the-making.html
پ.ن:حامد دیدی زودتر گفتم..هههههه...
من اولم...لول
Anonymous - October 29, 2007 05:48 PM
امیر حسین :
پست قبلی مال من بود.
امیر حسین - October 29, 2007 05:50 PM
امیر حسین :
پست قبلی مال من بود.
امیر حسین - October 29, 2007 05:59 PM
اسماعیل :
پیش بهار جان مثل این که بحث ها رو دنبال نمی کنی. معمای اتریش فعلا حل شده.
امیر حسین جان اون نوشته از دویچ بنک رو واسه همین گذاشتم ببینم کسی آربیتراژ می کنه یا نه که می گی دلار نیوزلند هم آربیتراژ می کنن.
خانم بهاره ضیه ای که در مورد سیم کارت گفتی هم توضیح اقتصادی داره که تو رو خدا فعلا این یکی رو بی خیال شین ولی یادم افتاد یه کالم واسش برم(ممنون از پیشنهاد 8 دلاری تون!)
حامد جان بحث اقتصاد خرد با اقتصاد کلان با حضور سود انتظاری در کوتاه مدت و بلند مدت تلفیق شد. تو فصل 9 کتاب هندرسون و کوانت(اقتصاد خرد- رهیافت ریاضی)به شروط تعادلی و این حرفها اشاره شده ولی بحثی از سود انتظاری کوتاه مدت و بلند مدت نکرده. شاید جای دیگه ای بحث شده باشه.
---------------
من بعد از 1 ساعت و 20 ترافیک رسیدم خونه ولی هیچ جا نمی شه اعتراض کرد که چرا باید این همه از وقت من تلف بشه! قیمت نداشتن زمان(که هیچ جایگزینی نداره) هم یکی دیگه از مباحث اقتصادی است.
شب همگی بخیر. ما بریم کمی فشن ببینیم و کلیپ های جدید رو بررسی کنیم.
دنیای مد و موسیقی هم خیلی جالبه از دست ندین.
اسماعیل - October 29, 2007 06:02 PM
امیر حسین :
پست قبلی مال من بود.
امیر حسین - October 29, 2007 06:03 PM
اسماعیل پیش بهار :
امیر حسین جان ممنون از بابت لینک ها.
این مشخص است که خرید و فروش ارز با ریسک همراه ولی من باز میگم برداشت من از معمای حامد اینکه باوجود اینکه کار تضمین شده، یعنی ریسک کار صفره یا خیلی پایین است ولی کسی وارد بازار نمیشه حالا چرا ؟؟؟ ممنون از این همه بحث روی موضوع. من فعلا سرم خیلی شلوغ است تا فردا.
اسماعیل پیش بهار - October 29, 2007 06:07 PM
امیر حسین :
بابا من بخدا یک پست زدم 10 بار تکرار شد.
حامد جان اون اضافی ها رو پاک کن وگرنه بقیه فکر می کنند همه پستها مال منه....لول
اسماعیل جان این دفعه هزارم بجای اینکه بری فشن مشن!!!! نیگا کنی بیا بچشب بکار.
آخه 8 دلار هم شد پول؟؟؟کشتی خودتو سوژه گیر آوردی فقط 8 دلار؟؟...لول(شوخی کردما نا راحت نشی می خوام تو هم مثل من معتاد اینکار بشی...لول)
امیر حسین - October 29, 2007 06:11 PM
نوشتار :
درود
مطلب جالب و خواندني بود و منتظر ادامه ان هستم / شاد زي
نوشتار - October 29, 2007 07:29 PM
:
salam
man dar Queen's bargh mikhanam va ba Yaser e Rahrovani taze ashna shodeam
webloge shoma ham kheili aalist
man az falsafe va kalam khelii khoshammiad, be eghtesad ham alaaghe daram, vali taghire reshte dige dir shode
baraye shoma ke fekr konam meses man mohandesi boodid rahat bood?
(taghire reshta ro migam(
Anonymous - October 30, 2007 12:52 AM
اسماعيل :
امير حسين تو متوسط ماهي چقدر در مياري؟ سود حسابداري نمي خوام ها. سود اقتصادي رو بگو.
در مورد 8 دلار هم اگه كالميست اكونوميست بودم اين و ديگه نمي تونستي بگي!! پوزيشن من الان رو كالمي 8 دلار و صفحه اي 30 دلاره!
اسماعيل - October 30, 2007 07:22 AM
امیر حسین :
به دیدیم بازار یه تکونی خورد،نگو اسماعیل جان اومده
کجایی پسر من دیشب تازه اومده بودم که تو گذاشتی رفتی.
من هم که همیشه شب و روز بیدارمم،دیشب هی اینجا رو رفرش می کردم می دیدم نخیر خبری نیست همه رفتن لالا...لول
راستش من بطور متوسط ماهی 10 درصد اکانت رو درآمد دارم.
بازم اگه سوالی داری در خدمتیم..جناب مامور مالیات..لول(شوخی کردم ولی شوخی شوخی مامور مالیات نباشی مارو بدبخت کنی!!!)
با تشکر
ارادتمند شما
امیر حسین - October 30, 2007 07:39 AM
امیر حسین :
راستی اسماعیل ازحرف دیشبم درباره درآمد ناراحت نشو،قصدم فقط شوخی بود و گرنه مای بی سواد کجا شما کجا؟؟
اینم قبول دارم که هر کسی رو بهر کاری ساختند،و هر کسی یک کاری رو بسیار عالی انجام میده(فارغ از درآمدش).انشالله مقاله های شما رو هم توی اکونومیست ببینیم و هی از خودمون پز در وکنیم که مقاله نویس اکونومیست رفیق ماست...لول
راستی یه سوال؟؟؟
شما الان تو کدوم زورنال مقاله هات رو چاپ می کنی؟؟؟دستمزدش به دلاره یا خودت به دلار تبدیل می کنی؟؟
در پایان بازهم اگه از شوخی من ناراحت شدی بازهم عذر می خوام.
پ.ن:خیلی غصه نخور انشاالله هر وقت توی اکونومیست مقاله هات چاپ شد اونوقت شاید درآمدت مثل من بشه...هههههه(خنده شیطانی)...لول(بازم شوخی وکردم)
با تشکر
ارادتمند شما
امیر حسین - October 30, 2007 07:48 AM
امیر حسین :
ای بابا بازم من اینجا تنها موندم
هیچکی نیست؟؟؟؟
اسماعیل کجا رفتی؟؟؟
حامد خان کجایی؟؟بیا بحث رو ادامه بده.
امیر حسین - October 30, 2007 08:01 AM
اسماعيل :
1- 10 درصد اكانت يعني چي؟ گفتم متوسط سود اقتصادي ات رو بگو.
2- من بنا به دلايلي از دكترا انصراف دادم و فعلا تو دو تا نشريه مي نويسم.به دلار هم حساب مي كنم چون حتمن مي دوني چند درصد مردم با درآمد روزانه 1 دلار زندگي مي كنن و مي تونم خوشحال باشم كه نيم ساعت بيشتر براي اين 8 دلار وقت نمي گذارم!پس توهم نزن امير حسين!اكونوميست كدوم بود بابا.
3- واسه چي ناراحت بشم پسر. تو مملكتي كه فكر كردن قيمتش اينقدر پايين باشه خب واقعيت همين مي شه ديگه. 5 سال پيش يكي از بچه هاي از روزنامه موفق شد با فريدمن(همون برنده جايزه نوبل و معروفه) تماس بگيره. گفته بود از يه روزنامه ايراني هستيم و 5 تا سوال داريم. مي دوني چي گفت؟ اشكالي نداره. هر سوال 1000 دلار مي گيرم. فكر مي كني زياد گفته؟ انباشت دانش و تجربه يكي از مهمترين فاكتورهاي تعيين دستمزد افراده و پيشي گرفتن كشوري از كشور ديگه حتي.
3- ديشب بسان يك جسد افتادم و خوابم برد.
4- من گفته بودم تو 5 خط برام توضيح بده چطوري فاركس بازي مي كني و چقدر وقت و سرمايه مي گذاري و ... تا يه ارزيابي اوليه بكنم. تو هم كه آدرس سايت دادي.
5- مامور مالياتي هم بودم نرخ ماليات بر درآمد تو رو صفر درصد مي گرفتم چون به صورت مجازي تو فرنگ پول در مياري و اينجا خرج مي كني. اصلا ماليات بر درآمد فاركسي ها رو صفر مي گرفتم و امكانات هم بهشون مي دادم كه همه بريزن اينجا!!!(شوخي كردم! همه اينا بررسي مي خواد رفيق)
اسماعيل - October 30, 2007 09:05 AM
اسماعيل :
اگه نمي خواي رو بشه ميل بزن. بابا دو خط برام بنويس
اسماعيل - October 30, 2007 09:13 AM
امیر حسین :
مشکل رو شدن یا نشدن نیست.این فارکس حجم گردش مالی روزانش 2 تریلیون دلاره!!!!!
پس هیچ کس جای کس دیگه رو توش تنگ نمی کنه
برای دید کلی پیدا کردن آدرس همون سایتی که بهت دادم بهترین راهنمایی هستش.
ولی برای اطلاعات جزیی باید ازم سوال کنی تا جواب بدم.
من والله درآمد اقتصادی مقتصادی حالیم نیست.فقط می تونم بگم بعد از 4-5 سال تجربه فارکس کار کردن و بیدار خوابی کشیدن و استرس وحشتناک داشتن اینه که الان می تونم بطور متوسط ماهی 10 درصد از سرمایه اولیه ام درآمد داشته باش